رنجوری تورا
باور نمی کنم
ای پیش مرگ تو همه رخشنده اختران-
تو مرگ آفتاب درخشان و پاک را
باور مکن
که ابر ملالی اگر توراست
چونان غروب سرد غم انگیز بگذرد
دردی اگر به جان تو بنشست
این نیز بگذرد...
رنجوری تو را
تهمت به تو؟
تهمت زدن چگونه توانم به آفتاب؟
لعنت به آن کنم که دو رو بود
نفرین به او کنم که عدو بود
لبخند تلخ