کریستف کیشلوفسکی بزرگ

وقتي‌ به‌ گذشته‌ نگاه‌ مي‌كنيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ اين‌ فيلم‌ساز بي‌رغبت‌ هرگز از رسانه‌اي‌ به‌ اسم‌ سينما خوش‌اش‌ نمي‌آمده‌ است‌. از نظر او ادبيات‌ به‌مراتب‌ قالب‌ رساتري‌ از سينماست‌، اما متقاعد شده‌ بود كه‌ نمي‌تواند بنويسد (گرچه‌ همه‌ي‌ فيلم‌نامه‌هايش‌ را خودش‌ نوشته‌ و يا در نوشتن‌شان‌ همكاري‌ داشته‌ است‌)، هرچند جوايزي‌ كه‌ برده‌ بود حتي‌ جاه‌طلب‌ترين‌ كارگردان‌ها را هم‌ خوشنود مي‌كرد. با اين‌ حال‌ او هرگز از فيلم‌هايي‌ كه‌ ساخته‌ بود، راضي‌ نبود. فيلم‌ها از نظر او «كودن‌» بودند، حرفه‌اي‌ كه‌ او انتخاب‌ كرده‌ بود «پوچ‌ و مايه‌ي‌ شرمساري‌» بود. كارگردان‌ ما، بسيار بيش‌ از آن‌ كه‌ تحت‌ تأثير هر فيلم‌ساز ديگري‌ قرار بگيرد، از ادبيات‌ تأثير مي‌گرفت‌. گرچه‌ كن‌ لوچ‌ را تحسين‌ مي‌كرد و در فيلم‌ شيفته‌ي‌ دوربين‌ نسبت‌ به‌ او اداي‌ احترام‌ كرد، و يا فليني‌، ولز، تاركوفسكي‌ و برگمان‌ را دوست‌ مي‌داشت‌، با اين‌ حال‌ هميشه‌ ادعا مي‌كرد اين‌ كارهاي‌ شكسپير، داستايوفسكي‌، كامو و كافكا هستند كه‌ تفكرات‌ او را شكل‌ مي‌دهند. جالب‌ آن‌ كه‌ هنگامي‌ كه‌ خودش‌ را بازنشسته‌ كرد، اعلام‌ كرد اين‌ كار باعث‌ مي‌شود وقت‌ زيادي‌ براي‌ كتاب‌ خواندن‌ داشته‌ باشد ــ هرگز به‌ سينما برنخواهد گشت‌! ــ به‌ هر حال‌ شايد ياس‌ كيشلوفسكي‌ ريشه‌ در اين‌ واقعيت‌ داشته‌ باشد كه‌ او توان‌ خودش‌ را مصروف‌ كار تقريبا محالي‌ ــ يعني‌ تصوير كردن‌ جهان‌ درون‌، جهان‌ احساسات‌، جهان‌ مفاهيم‌ نيم‌گفته‌، جهان‌ برخورد تقديرها ــ كرده‌ بود. كوشش‌ در به‌ تصوير درآوردن‌ چيزهايي‌ كه‌ ملموس‌ نبودند و خوب‌ مي‌دانست‌ اين‌ كار چه‌قدر دشوار است‌. او مي‌گويد: «حوزه‌هايي‌ مثل‌ خرافات‌، طالع‌بيني‌، پيش‌گويي‌، شهود و خواب‌، وجوه‌ دروني‌ هستي‌ انساني‌ را تشكيل‌ مي‌دهند و اينها دشوارترين‌ چيزها براي‌ تبديل‌ شدن‌ به‌ فيلم‌ هستند. گرچه‌ مي‌دانم‌ هر قدر هم‌ تلاش‌ كنم‌ نمي‌توانم‌ اين‌ چيزها را به‌ فيلم‌ تبديل‌ كنم‌، با اين‌ حال‌، خيلي‌ ساده‌، در اين‌ جهت‌ پيش‌ مي‌روم‌ و تا آن‌جا كه‌ مهارتم‌ اجازه‌ دهد، مي‌كوشم‌ به‌ اين‌ حوزه‌ها نزديك‌ شوم‌.» مثل‌ هميشه‌ او با فروتني‌ مي‌گويد كه‌ احساس‌ مي‌كند فاقد آن‌ استعدادي‌ است‌ كه‌ بتواند به‌ آن‌ چيزي‌ كه‌ قصدش‌ را داشته‌، نايل‌ شود. به‌علاوه‌ سينما را رسانه‌ي‌ شايسته‌اي‌ براي‌ اين‌ كار نمي‌بيند. مي‌گويد: «هدف‌ اين‌ است‌ كه‌ آن‌چه‌ را درون‌ ما قرار دارد، به‌ تصوير بكشيم‌، اما راهي‌ براي‌ تصوير كردن‌ آن‌ وجود ندارد. براي‌ ادبيات‌، اين‌ موضوع‌ عالي‌ است‌. اين‌ احتمالا تنها موضوعي‌ در جهان‌ است‌ كه‌ اين‌ وضعيت‌ را دارد. ادبيات‌ بزرگ‌ نه‌تنها مي‌تواند به‌ موضوع‌ نزديك‌ شود، بلكه‌ در موقعيتي‌ قرار دارد كه‌ مي‌تواند آن‌ را توصيف‌ كند.» اما كيشلوفسكي‌ اشتباه‌ مي‌كرد. سينما مي‌تواند به‌ جهان‌ درون‌ نزديك‌ شود و سينماي‌ او اين‌ كار را كرد. ادبيات‌ بر كار او تاثير شگرفي‌ داشت‌ و اين‌ تاثير فقط‌ به‌ خاطر موضوع‌ و محتواي‌ فيلم‌ها نبود. وقتي‌ فيلم‌هاي‌ او از اين‌ جنبه‌ مورد توجه‌ قرار گيرند و به‌ جاي‌ آن‌ كه‌ همچون‌ فيلم‌هايي‌ با سنت‌ هاليوودي‌ ديده‌ شوند، تقريبا مثل‌ رماني‌ با روايت‌هاي‌ دروني‌اش‌ و يا حتي‌ خطوط‌ و لحظات‌ كنايه‌آميز آن‌ به‌ گونه‌اي‌ مستقل‌ خوانده‌ شوند، فيلم‌ها شروع‌ مي‌كنند به‌ ايجاد حس‌ و گشودن‌ زندگي‌ دروني‌ شخصيت‌ها. درست‌ مثل‌ ادبيات‌ بزرگ‌، فيلم‌هاي‌ كيشلوفسكي‌ مي‌توانند تفسير شوند و باز هم‌ تقسير شوند. اگر به‌ تصوير كشيدن‌ احساسات‌ و يا زندگي‌ دروني‌ انسان‌ها بر پرده‌ي‌ سينما غيرممكن‌ است‌، پس‌ كيشلوفسكي‌ چگونه‌ در اين‌ راه‌ كوشيده‌ است‌؟ او اين‌ كار را با فضاسازي‌ و حس‌ و حال‌ دادن‌ به‌ صحنه‌ها آغاز كرد. با ياري‌ جستن‌ از همكاران‌ سينمايي‌ حساس‌ و خلاق‌: سبك‌ اكسپرسيونيستي‌ اسلاومير ايدزياك‌ در خلق‌ جهاني‌ سرد و دل‌مرده‌ در فرمان‌ پنجم‌ و فضاي‌ حزن‌انگيز و اشك‌بار در سه‌ رنگ‌: آبي‌، سبب‌ مي‌شود تا احساسات‌ حقيقي‌ ما ــ بي‌ آن‌ كه‌ بدانيم‌ دقيقاً به‌ خاطر چه‌ برانگيخته‌ شوند. بعد، آهنگساز خوش‌قريحه‌ اما تك‌افتاده‌اي‌ را به‌ اسم‌ زبيگنيف‌ پرايزنر، كه‌ به‌ طرز عجيبي‌ چاق‌ بود، پيدا كرد و به‌ دوربين‌اش‌ اجازه‌ داد تا در دنياي‌ دروني‌ و خصوصي‌ شخصيت‌هايش‌ سرك‌ بكشد و انديشه‌ها و ناانديشيده‌هاي‌ آنان‌ را بكاود. ورونيك‌ در زندگي‌ دوگانه‌ي‌ ورونيك‌ كه‌ با مرگ‌ هم‌زاد لهستاني‌اش‌ درد جان‌كاهي‌ را تجربه‌ مي‌كند، همواره‌ با خودش‌ منشور انكسار نوري‌ را همراه‌ دارد، عادتي‌ كه‌ تنها او مي‌تواند درباره‌اش‌ توضيح‌ دهد. جولي‌ (سه‌ رنگ‌: آبي‌) وقتي‌ دارد تصوير خودش‌ را توي‌ قاشق‌ چاي‌خوري‌اي‌ كه‌ قهوه‌اش‌ را با آن‌ شيرين‌ كرده‌، وارسي‌ مي‌كند، حواس‌اش‌ پرت‌ مي‌شود و بعد با شنيدن‌ صداي‌ موسيقي‌ سمفوني‌ ناتمام‌ شوهر مرده‌اش‌، باز به‌ واقعيت‌ برمي‌گردد. اورسولا (پاياني‌ نيست‌) در محل‌ هيپنوتيسم‌ درماني‌، نوعي‌ بازي‌ را با شوهر مرده‌اش‌ بازي‌ مي‌كند. همه‌ي‌ اين‌ها نشان‌ از شخصي‌ترين‌ لحظه‌ها دارند. لحظه‌هاي‌ محرمانه‌اي‌ كه‌ هيچ‌كس‌ ديگر را ياراي‌ ورود به‌ آن‌ها نيست‌، مگر كيشلوفسكي‌. نقش‌ مشاهده‌گري‌ او سبب‌ شد تا يكي‌ از عناصر تكرارشونده‌ در آثار او شكل‌ بگيرد: مشاهده‌گري‌ و چشم‌چراني‌. فيليپ‌ (شيفته‌ي‌ دوربين‌) حريصانه‌ هر چه‌ را مي‌جنبد با دوربين‌اش‌ ثبت‌ مي‌كند. تومك‌ بخت‌برگشته‌ (فيلمي‌ كوتاه‌ درباره‌ي‌ عشق‌) از فاصله‌اي‌ دور ماگدا، همسايه‌اش‌، را مي‌پايد و وقتي‌ او با مرد ديگري‌ عشق‌بازي‌ مي‌كند، بي‌ آن‌ كه‌ كسي‌ حتي‌ اسم‌ تومك‌ را شنيده‌ باشد، آن‌ها را تماشا مي‌كند. در فرمان‌ نهم‌ شوهر درمانده‌اي‌ كه‌ ناتواني‌ جنسي‌ دارد مخفيانه‌ كمين‌ مي‌كند تا روابط‌ پنهاني‌ همسرش‌ با يك‌ دانشجو را مشاهده‌ كند. كارولِ دل‌باخته‌ (سه‌ رنگ‌: سفيد) پنجره‌ي‌ همسرش‌ را به‌ دوست‌اش‌ نشان‌ مي‌دهد و به‌ سايه‌ي‌ سياه‌ زن‌اش‌ كه‌ در آغوشي‌ كشيده‌ مي‌شود نگاه‌ مي‌كند. آگوست‌ (سه‌ رنگ‌: سرخ) جاسوسي‌ معشوقه‌اش‌، كارين‌ را مي‌كند و او را در حال‌ عشق‌بازي‌ با ديگري‌ مي‌بيند. عشق‌، آن‌گونه‌ كه‌ كيشلوفسكي‌ ترسيم‌ مي‌كند، يعني‌ حسادت‌، يعني‌ ميل‌ يك‌سويه‌، يعني‌ اشك‌، عشق‌ يعني‌ دوروتا (فرمان‌ دوم‌) كه‌ دل‌باخته‌ي‌ دو مرد است‌ و در عين‌ حال‌ با تصميم‌ دشوار و عذاب‌آوري‌ درباره‌ي‌ نوزاد متولدنشده‌اش‌ روبه‌رو است‌. عشق‌ يعني‌ تجاوز به‌ روابط‌ پدر ــ دختر و تبديل‌ آن‌ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ نبايد. (فرمان‌ چهارم‌) به‌طور كلي‌، كيشلوفسكي‌ همواره‌ دل‌مشغول‌ جنبه‌هايي‌ بود كه‌ از تركيب‌ تقدير، سرنوشت‌ و شانس‌ تشكيل‌ مي‌شدند. اين‌ دل‌مشغولي‌ را ــ به‌ خاطر ضعف‌ ارثي‌ ريه‌هاي‌ او و ميل‌ مفرط‌ اروپاي‌ شرقي‌ها به‌ كشيدن‌ سيگار كه‌ سبب‌ مي‌شود كيشلوفسكي‌ را به‌ سرنوشت‌ محتوم‌ خودش‌ آگاه‌ كند ــ چه‌ موروثي‌ بدانيم‌ و چه‌ ــ به‌ دليل‌ متولد شدن‌ در دوران‌ متلاطمي‌ كه‌ كلمه‌ نادرستي‌ به‌ فردِ نادرستي‌ مي‌توانست‌ شما را توي‌ زندان‌ بيندازد ــ متاثر از محيط‌، به‌ هر حال‌ او را به‌ استاد سرنوشت‌ بدل‌ ساخته‌ بود، دست‌كم‌ بر روي‌ نوار سلولوئيد. يكي‌ از فيلم‌هاي‌ اوليه‌ و نسبتا شناخته‌شده‌ي‌ كيشلوفسكي‌، به‌ نام‌ شانس‌ كور،سرنوشت‌ مرد جواني‌ به‌ اسم‌ ويتك‌ را ترسيم‌ مي‌كند كه‌ در زندگي‌ به‌ طور فرضي‌ و در اثر واقعه‌اي‌ واحد، اين‌ كه‌ به‌ ترن‌ برسد يا نرسد، مي‌تواند به‌ سه‌ مسير كشيده‌ شود. مرد جوان‌ مي‌توانست‌ عضو حزب‌ كمونيست‌ بشود، مي‌توانست‌ به‌ جنبش‌هاي‌ زيرزميني‌ بپيوندد و يا همچنان‌ بي‌ميل‌ به‌ سياست‌ باقي‌ بماند. بدين‌گونه‌ و در حالي‌ كه‌ گزينه‌هاي‌ مختلف‌ زندگي‌ سياسي‌ در لهستان‌، موضوع‌ فيلم‌ را تعيين‌ مي‌كند، طبيعت‌ ذاتي‌ ويتك‌ ثابت‌ باقي‌ مي‌ماند. او عروسك‌ خيمه‌شب‌بازي‌ دست‌ تقدير نيست‌ و چيزي‌ عظيم‌تر از تقدير تعيين‌ مي‌كند او چه‌ باشد. از اين‌ رو، صرف‌نظر كردن‌ از عناصر فلسفي‌ و غيرسياسي‌ ــ مثل‌ تداخل‌ و درهم‌آميزي‌ زندگي‌ها، عملكردهاي‌ بي‌رحمانه‌ و عجيب‌ و غريب‌ تقدير و شانس‌ و آن‌چه‌ كيشلوفسكي‌ اسمش‌ را «حالت‌ چه‌ مي‌شد اگر؟» گذاشته‌ بود ــ در فيلم‌ غيرممكن‌ است‌. اين‌ها چيزهايي‌ هستند كه‌ بعدها به‌طور فزاينده‌ و متناوبي‌ در كارهاي‌ اخير او نمود يافت‌. احساسي‌ از نظمي‌ عظيم‌تر در بازي‌ زندگي‌، حتي‌ اگر اين‌ نظم‌، مقهور برخوردهاي‌ تصادفي‌ و وقايع‌ ناخوشايند باشد. منبع

زندگی روی ترن هوایی

(آخه <FONT color=#ff0000>حیدرآلات</FONT> هم شد اسم شهر؟)<BR> <A href="http://livingonrollercoaster.blogspot.com/2006/04/blog-post_21.html">http://livingonrollercoaster.blogspot.com/2006/04/blog-post_21.html</A></P>
<P align=center><IMG alt="" hspace=0 src="http://photos1.blogger.com/blogger/5082/1977/400/Full-moon-web.2.jpg" align=baseline border=0></P>

زندگی دوگانه ورونیکا :  La Double vie de Véronique

 

 

Realised Date: 1991

Director: Krzysztof Kieslowski

Writer: Krzysztof Kieslowski & Krzysztof Piesiewicz
Starring: Irène Jacob, Halina Gryglaszewska, Kalina Jedrusik, Aleksander Bardini, Wladyslaw Kowalski, Jerzy Gudejko

Genre: Drama, Fantasy, Romance

Rating: R for nudity, sexual content, some language

Runtime: 98 min

Country: France / Poland / Norway

Language: French / Polish

Color: Color

رهام چه میگوید:
خلاصه داستان: "زندگی دوگانهء ورونیکا" در مورد زندگی دو بانوی جوان است که نقش هر دوی آن ها را به طرز فوق العاده ای یک نفر بازی میکند ، همان زنی که بعدها در فیلم "قرمز" از سری سه گانهء رنگ های کیشلوفسکی با بازی عالی وی همراه شدیم . Irene Jacob ، کسی که با بازی در این فیلم در هر دو نقش ورونیکا و ورونیک برندهء جایزهء بهترین بازیگر زن سال 1991 جشنوارهء فیلم کن شد . ورونیکا و ورونیک ، هردو در یک روز و در سال 1966 ، یکی در لهستان و دیگری در فرانسه به دنیا آمده اند . آن ها سالیان متمادی بطور جداگانه از یکدیگر زندگی کرده اند و از وجود یکدیگر بی خبر اند ولی هر یک وجود دیگری را در ناخود آگاه ذهنش احساس میکند ، حس تنها نبودن در این جهان مادی توسط احساساتی مبهم و به ندرت روشن . داستان از مهستان شروع می شود . ورونیکا یک آوازه خوان خوش صدا و هنرجوی موسیقی بسیار با استعدادی است . او حتی جایزه ای از رقابت های خوانندگی بسیار معتبری نیز دریافت کرده است . و اکنون به او این فرصت داده شده است تا در یک ارکسترسمفونیک محلی بصورت زنده نیز اجرایی داشته باشد . داستان دیگر فیلم در فرانسه اتفاق می افتد . ورونیک معلم جوانی است . روزی که شاگردانش را به یک نمایش خیمه شب بازی می برد با مردی به نام "الکساندر فابری" آشنا می شود . او که هم عروسک گردان نمایش است و هم یک نویسنده ، ماجرای داستان هایش را از روی زندگی شخصی خودش برداشت می کند . و ورونیک با خواندن داستان های وی عشق را در وجودش احساس می کند .

نقد فیلم: این فیلم شاید یکی از شاهکارهای دههء نود میلادی باشد ، فیلمی بسیار زیبا و برندهء جایزهء نخل طلای جشنوارهء کن سال 1991 . این فیلم که در ابتدای دهه ساخته شده است شاید با تاثیرپذیری از حال و هوای آن زمان ، رنگ و بوی دوگانه ای به خود گرفته باشد . فیلم های کیشلوفسکی از ساختارهای قوی و جذابی بهره مند است . فیلمبرداری های فوق العاده عالی و بهره گیری وی از موسیقی به عنوان یکی از شخصیت های داستان به مثابهء امضای او در پای آثارش میباشد . "زندگی دوگانهء ورونیکا" از بازی بازیگر زن جوان و زیبایی بهره برده است ، بازیگر توانمندی که شاهد بازی عالی وی در فیلم "قرمز" از همین کارگردان نیز بودیم . سادگی ودر عین حال پختگی و داشتن ظرایف بصری ، از جمله ویژگی های بارز این اثر است . فیلمنامهء مستحکم و کارگردانی قدرتمند کیشلوفسکی بر زیباتر شدن اثر کمک کرده است . فیلم ازداستان بسیار خوبی برخوردار است ، داستانی که بسیار بدیع و نو جلوه می کند . جملات زیبای فیلم نیز با زیبایی هرچه تمام تر از زبان بازیگران بیان می شود : حس تنها بودن در عین تنها نبودن و حس خبر از آینده ای محتوم داشتن . رنگ و نور و موسیقی ، همگی درخدمت کارگردان بوده اند تا به او در ایجاد حس و حالی که همهء آثار او داراست کمک کنند . حس گنگ بودن فیلم هایش ما را بر آن می دارد تا بار دیگر تمامی صحنه های فیلم را بار دیگر از نو و با دقتی بیشتر نگاه کنیم . و جشنوارهء کن – یکی از معتبرترین جشنواره های سینمایی جهان – باز هم فیلمی را بر می گزیند که شاید شما هم بعد از دیدن ، آن را به عنوان یکی از برترین فیلم های زندگیتان برگزینید . ما ، تماشای تمامی آثار این سینماگر تکرار ناشدنی را به همهء شما عاشقان سینما توصیه می کنیم . و در آخر ، فیلم نمونه ایست از روایت های گوناگون کیشلوفسکی از عشق ، ولی این بار به گونه ای غریب تر .
منبع


تحلیل فیلم زندگی دوگانه ورونیک با رویکرد هم نشینی و پاردایمی از نظر رجبی

در این مقاله من به تحلیل فیلم زندگی دوگانه ورونیک (کیشلوفسکی 1991)با رویکرد هم نشینی و پارادایمی می پردازم.

 

رویکرد هم نشینی:

روشی است که توسط ولادیمیر پراپ پایه گذاری شد.در اینجا یک نگاه فرمالیستی حاکم است که به مراحل پیوسته توسعه یک قطعه روایتی توجه می کند و هم نشینی عناصر را در کنار یکدیگر ارزیابی می کند.(عاملی:1386)

در این تحلیل با کنار هم قرار دادن رویدادهایی که در تصویر می ینیم (ترتیب زمانی و مجموعه تصاویر) به معنای آشکار پیام پی می بریم.(راود راد:1383)

رویکرد پارادایمی:

این روش از درون کار ساختار گرایی لویی استروس ظهور پیدا کرده و با ملاحظه بستر مخالف که از درون روایت یا ژانر بیرون می آید به تحلیل روایت می پردازد. در واقع نگاه در اینجا فهم واقعیت از طریق تصویر متضاد یا بستر مخالف است.(عاملی:1386)

در این رویکرد ما باید به ساختار پیام توجه کنیم و به دنبال تضادها باشیم . یکی از شیوه های افرینش معنی استفاده از تقابل های دو تایی است.(راود راد:1383)

تحلیل هم نشینی :

زندگی دوگانهء ورونیکا" در مورد زندگی دو بانوی جوان است که نقش هر دوی آن ها را به طرز فوق العاده ای یک نفر بازی میکند ، Irene Jacob ، کسی که با بازی در این فیلم در هر دو نقش ورونیکا و ورونیک برندهء جایزهء بهترین بازیگر زن سال 1991 جشنوارهء فیلم کن شد . ورونیکا و ورونیک ، هردو در یک روز و در سال 1966 ، یکی در لهستان و دیگری در فرانسه به دنیا آمده اند . آن ها سالیان متمادی بطور جداگانه از یکدیگر زندگی کرده اند و از وجود یکدیگر بی خبر اند ولی هر یک وجود دیگری را در ناخود آگاه ذهنش احساس میکند ، حس تنها نبودن در این جهان مادی توسط احساساتی مبهم و به ندرت روشن . داستان از لهستان شروع می شود . ورونیکا یک آوازه خوان خوش صدا و هنرجوی موسیقی بسیار با استعدادی است . او حتی جایزه ای از رقابت های خوانندگی بسیار معتبری نیز دریافت کرده است . و اکنون به او این فرصت داده شده است تا در یک ارکسترسمفونیک محلی بصورت زنده نیز اجرایی داشته باشد . داستان دیگر فیلم در فرانسه اتفاق می افتد . ورونیک معلم جوانی است . روزی که شاگردانش را به یک نمایش خیمه شب بازی می برد با مردی به نام "الکساندر فابری" آشنا می شود . او که هم عروسک گردان نمایش است و هم یک نویسنده ، ماجرای داستان هایش را از روی زندگی شخصی خودش برداشت می کند . و ورونیک با خواندن داستان های وی عشق را در وجودش احساس می کند .

 تحلیل پارادایمی:

(تفاوت های شباهت در فیلم زندگی دو گانه ورونیک)

زندگی دو گانه ورونیک ، فیلمی زیبا و رمز آمیز درباره دو هم زاد است که بدون اطلاع از هم بر زندگی یکدیگر تاثیر معنوی می گذارند. ورونیکا دختر لهستانی شوخ و چالاک ودر عین حال افسرده ایست که صدای اسمانی اش از او یک قدیسه می سازد. او در اجرای کنسرت به دلیل حمله قلبی می میرد. ورونیک که یک معلم موسیقی فرانسوی است از یک حس تنهایی ناگهانی اندوهگین می شود و به دنبال الکساندر فابری عروسگ گردان مرموز می گردد و اغوایش می شود.

با تکرار شخصیت ها و رویدادهای مشابه به بیننده کمک می شود تا تم مرکزی فیلم را که همسانی است بهتر در یابد.

کارگردانی کیشلوفسکی و استفاده او از دوربین استادانه است.زندگی دوگانه ورونیک از نظر تصویری حیرت انگیز است و تقریبا همه صحنه های فیلم با یک رنگ زرد با شکوه می درخشند. فیلم دارای نماهای بسته از اجزای صحنه است: یک چای کیسه ای در استکان که رنگ اب را قرمز-قهوه ای می کند، چشم ورونیک و ورونیکا در حالی که با حلقه ای طلایی زیر آن کشیده  می شود، یک حباب لامپ که ورونیک هنگام رسیدن به اوج ان را روشن می کند. (شبیه جلوه فید سفید در سه رنگ:سفید) چهره ورونیکا در حالی که می خواند تو خواهی آمدو باران که شروع به باریدن می کند. از بعضی اجزای صحنه نیز به عنوان یک فیلتر استفاده شده است ، مثل توپ شیشه ای و شیشه در کافه تر یاهنگامی که ورونیک خود را از دید الکساندر پشت ان پنهان می کند.

دوربین خیلی از اوقات در حرکت است، مثل نمایی که در آن ورونیکا پس از بازگشت از تمرین موسیقی با خوشحالی می دود .انتقال از صحنه ای به صحنه دیگر معمولا با قطع های سریع انجام می شود. مثل صحنه ای که ورونیکا به دوستش در کراکو تلفن می کند و سرود سوسیالیستی را با سوت می زند انها در باره تمرین موسیقی صحبت می کنند و بعد بلافاصله به گروه کر مردان قطع می شود.

زوایای غیر عادی و حرکت های ارام دوربین نیز در فیلم وجود دارد مثل زمان اجرای کنسرت که دوربین به تناوب بین نگاه ورونیک به رهبر ارکستر و بر عکس حرکت می کند و سپس یک باره دور خود می چرخد و به زمین می افتد.پس از ان بلافاصله دوربین بالای سر تماشاگران به پرواز در می اید ، گویی روح ورونیکا آزاد می شود. بعد قطع می شود به جمعیت که به سوی جسد او روی صحنه هجوم می آورند.سپس به نمایی از سوی تابوت ورونیکا پیوند می خورد که در ان دوستدارانش در حالی که در قبر خاک می ریزند دیده می شوند تا اینکه تصویر کاملا پوشانده می شود و سیاهی تصویر به سیاهی صحنه مهرورزی ورونیک وصل می شود. به این ترتیب انتقال از مرگ به زندگی مستقیما با یک قطع انجام می شود.

برای تاکید بر تم فیلم می توان مثال های متعددی از تصاویر دو گانه آورد. مثل وقتی که ورونیکا به عکس بزرگش روی دیوار لبخند می زند و این عکس در واقع عکگسی است از ورونیک . تصویر ورونیک روی شیشه ویترین کتاب فروشی که کتاب الکساندر در ان دیده می شود، تصویر ش در آیینه پس زمینه،وقتی در اثر تابیدن نور یک آیینه از خواب بیدار می شود و تصویر او در آیینه در صحنه پایانی که بر نقش الکساندر به عنوان حلقه رابط ورونیک ها تاکید می کند.

گفت و گو های فیلم گویا ودر عین حال مینیمالیستی هستند واین مینیمالیسم و توضیحات ناکامل در تمام فیلم به کار رفته اند.مثل قطعی که در صحنه آخر از اتاق هتل به خانه الکساندر زده می شود. این به بیننده اجازه می دهد که خودش فاصله بین صحنه ها را پر کند. مثال دیگر مجسمه کمونیستی است که در ابتدای فیلم توسط یک خودرو حمل می شود و نشان می دهد که محل رویداد های فیلم در کشوری کمونیستی است. چیزی که هرگز به روشنی بیان نمی شود به جز صحنه ای که ورونیکا سرودی سوسیالیستی را پشت تلفن با سوت می زند.

 

اگر از متن فراتر رویم ودر پی تحلیل فرا متنی باشیم ، هم زادهای کیشلوفسکی را محمل خوبی برای اثبات عقاید منتقدان هرمنوتیک می یابیم. حضور رمز الود این دو هم زاد راه را باز می گذارد تا از نگاه های گوناگون و با قرائت های متفاوت با متن روبه رو شویم و تحلیل های گوناگونی ارائه دهیم؛ از یک سو چنان که پیشتر گفته شد نشانه هایی هستند که مارا تحلیلی مرتبط با آموزه های مسیحی راهنمایی میکننداز طرف دیگر می توان زندگی دوگانه ورونیک را با نظرات روان شناسانه نیز پیوند زد: آیا با آن سرزندگی و شور حیاتش ناخود اگاه ورونیک سرگردان و آشفته نیست؟! مگر نه ان که ورونیک با کشف ورونیکا به مثابه ناخوداگاه ، آرامش می یابدو به طبیعت باز می گردد؟1 اما در کنار تمام این تحلیل ها و نگاه ها یک خوانش سیاسی هم از متن وجود دارد که گاه در پس نشانه های فلسفی گم می شود. کیشلوفسکی نیز مانند غالب هنرمندان و متفکران بلوک شرق ترجیح می دهد با آبشخور فرهنگ غنی اروپا پیوند خوردتا امپراتوری شرق!

اگر استبداد استالینی محصول امپراتوری شرق است پس هنرمندان بلوک شرق ترجیح می دهند خود را با آزادی اروپای غربی و به ویژه فرانیه متمدن هم ریشه و مرتبط کنند.با این توضیح در می یابیم چرا هم زاد ورونیکا باید در فرانسه باشد و. چرا این دو باید نخستین بار میانه جنجال های سیاسی لهستان یکدیگر را بیابند. انگار کیشلوفسکی زیرکانه به ما می گوید که ورونیکا به مثابه روح فرهنگ لهستان جان می دهد و می میرد؛ اما این به معنای نابودی مطلقش نیست؛ او در سرزمین دیگری که با آزادی و دموکراسی مانوس است ، باز حضور می یابد و حیاتش را ادامه می دهدو این گونه آرزوی فرو خورده وحدت اروپا از لابه لای ارتباط هم زاد ها بیرون می آید و به ما منتقل می شود.

در حاشیه فیلم زندگی دوگانه ورونیک:

 

این فیلم شاید یکی از شاهکارهای دههء نود میلادی باشد ، فیلمی بسیار زیبا و برندهء جایزهء نخل طلای جشنوارهء کن سال 1991 . این فیلم که در ابتدای دهه ساخته شده است شاید با تاثیرپذیری از حال و هوای آن زمان ، رنگ و بوی دوگانه ای به خود گرفته باشد . فیلم های کیشلوفسکی از ساختارهای قوی و جذابی بهره مند است . فیلمبرداری های فوق العاده عالی و بهره گیری وی از موسیقی به عنوان یکی از شخصیت های داستان به مثابهء امضای او در پای آثارش میباشد . "زندگی دوگانهء ورونیکا" از بازی بازیگر زن جوان و زیبایی بهره برده است ، بازیگر توانمندی که شاهد بازی عالی وی در فیلم "قرمز" از همین کارگردان نیز بودیم . سادگی ودر عین حال پختگی و داشتن ظرایف بصری ، از جمله ویژگی های بارز این اثر است . فیلمنامهء مستحکم و کارگردانی قدرتمند کیشلوفسکی بر زیباتر شدن اثر کمک کرده است . فیلم ازداستان بسیار خوبی برخوردار است ، داستانی که بسیار بدیع و نو جلوه می کند . جملات زیبای فیلم نیز با زیبایی هرچه تمام تر از زبان بازیگران بیان می شود : حس تنها بودن در عین تنها نبودن و حس خبر از آینده ای محتوم داشتن . رنگ و نور و موسیقی ، همگی درخدمت کارگردان بوده اند تا به او در ایجاد حس و حالی که همهء آثار او داراست کمک کنند . حس گنگ بودن فیلم هایش ما را بر آن می دارد تا بار دیگر تمامی صحنه های فیلم را بار دیگر از نو و با دقتی بیشتر نگاه کنیم .فیلم نمونه ایست از روایت های گوناگون کیشلوفسکی از عشق ، ولی این بار به گونه ای غریب تر . 
منبع



نظرنیما هم اینه
ورونیکا در پاریس است.ورونیکا در لهستان است.ورونیکا عاشق می شود و.ورونیکا که دارای استعداد خدادادی صدای زیباست در گروه موسیقی بعنوان خواننده کر انتخاب می شود.در اولین برنامه رسمی خود می میرد.ورونیکا در لهستان غم بزرگی را احساس می کند.به استاد صدای خود می گوید دیگر ادامه نمی دهد و در مدرسه مشغول به آموزش موسیقی می شود ...

بطور قطع در دهه ۹۰ تاثیر گذار تر و بزرگتر از کریشتف کیشلوفسکی نمی توان یافت.استاد مسلمی که به درستی یک سینما به نام او اختصاص یافته است:سینمای کیشلوفسکی.

کریشتف کیشلوفسکی خالق فیلم های بزرگی مانند شانس کور،آماتور ،ده فرمان ،و سه گانه آبی ،سفید ،قرمز ،فیلم زندگی دوگانه ورونیکا را قبل از سه رنگ ساخت.به نوعی با توجه به مشابهت های فراوان در ساختار و محتوی ، فیلم زندگی دوگانه ورونیکا را پیش زمینه سه رنگ کیشلوفسکی می دانند.موضوع فیلم زندگی دوگانه ورونیکا به مانند سایر آثار این استاد مسلم سینما به مقوله تقدیر و تصادف می پردازد.شاید خلاصه داستانی که در بالا نوشته شده است کمی گنگ باشد ولی فیلم این گونه نیست.خلاصه داستان نوشتن برای آثار کیشلوفسکی بسیار ساخت است زیرا فیلمهای او قصه ندارند.ولی نه بدان معنا که محتوی ندارند.بلکه شخصیتهای هر فیلم بخشی از زندگی خود را بازی می کنند.بخشی که معمولا غم انگیز است.اصلا نوع نگاه کیشلوفسکی به  جهان پیرامونی غم انگیز است.یک غم فلسفی !از این رو نور که نقش بسیار زیادی در فیلمهایش دارند معمولا ملایم و کم می باشند.به غیر از لحظات اندکی از زندگی ورونیکا در ابتدای فیلم در چهار فیلم آخر کیشلوفسکی هیچ گاه شادی در چهره شخصیت های فیلم نمی بینیم(بطور مثال دقت کنید به سکانس پایانی فیلم سفید که دومینیک (جولی دلپی) از پشت میله های زندان مانند لبخند می زند لبخندی غم انگیز!).غمی سرشار از نومیدی !نومیدی که معمولا شخصیت فیلمهای کیشلوفسکی درگیر آن هستند.شخصیت فیلمهای کیشلوفکسی معمولا تنهایند.اصولا او شخصیت های فرد گرا را خلق می کرد.در اینجا نیز ورونیکا دوم تنهاست!غم انگین است.از همان ابتدا می گوید غمی عجیب در دلش احساس می کند.(غم از دست دادن ورونیکا!).رابطه جنسی  معمولا در فیلمهای او متفاوت از یک لذت غریزی است.بیشتر بعنوان نماد یک نوع اجبار شخصیت های تنها و نومید و غمگین کیشلوفسکی ، برای ارتباط با دنیای مادی است.

زندگی دوگانه ورونیکا به نوعی بخشهای از سه گانه بعدی او را در خود دارد.این فیلم مانند سه رنگ شخصیت محوری آن یک زن است.هرچند ارتباط فیلم با موسیقی مخاطب را به یاد آبی می اندازد و حضور درخشان ایرنه ژاکوب برای مخاطب قرمز را تداعی می کند.البته فیلمساز در فیلم با تاکید بر روی رنگ قرمز در ورونیکا بخصوص روی شال ورونیکا که در حالتهای مختلف نمایش داده می شود از همان ابتدا زمینه های ذهنی برای قرمز داشته است.

ایرنه ژاکوب جوان در زندگی دوگانه ورونیکا می درخشد.شخصیت یک زن غمگین را نحوی درخشان ایفا می کند.بیشتر فیلمهای کیشلوفسکی نماهای آرام و ثابت و نمایش دغدغه و نامیدی  در چهره بازیگرانش با نمای نزدیک است.همین مورد بازی بازیگران را سخت می کند ولی ایرنه ژاکوب جوان بخوبی از عهده آن بر می آید.موسیقی در فیلمهای کیشلوفسکی کارکرد متفاوتی دارد.موسیقی در فیلمهای او بخشی از فیلم است.معمولا شخصیتهای فیلمهای او درگیر موسیقی در فیلم هستند.معمولا موسیقی فیلمهایش بسیار زیبا و تاثیر گذارند.در ورونیکا نیز همین گونه است.کلا  فیلمهای کیشلوفسکی موسیقی فوق العاده دارند.که این مورد مدیون دوست و یار همیشگی این فیلمساز استاد بزرگ زبگنیوف پرایزنر است.معمولا موسیقی فیلمهای کیشلوفسکی به تنهایی نیز شنیدنی است.

موفقیت فیلم زندگی دوگانه ورونیکا باعث شد کیشلوفسکی سه گانه بزرگ خود -آبی ،سفید ،قرمز - را بسازد.فیلم را برای پنجمین بار (اولین بار DVD ) دیدم.هر بار نکات جدیدی از فیلم می توان بدست آورد.اگر فیلم را ندیده اید حتما توصیه می کنم ببینید.

توضیح:

اصولا اعتقادی به کالبد شکافی یک اثر  ندارم.لذا از توضیح در مورد محتوی و جزییات و نماد های آن خودداری می کنم.در این وبلاگ نیز فقط سعی می کنم یک فیلم را معرفی می کنم نقد آنها باشد برای آن دوستانیکه هم توانایی نوشتن دارند هم دوست دارند!ضمن اینکه فیلمهای کیشلوفسکی را باید دید و برداشت شخصی کرد.توضیح در مورد آنها گزافه گویی است!

لینک اطلاعات فیلم در سایت IMDB

چند نکته:

پیدا کردن یک عکس خوب برای این فیلم سخت بود.از سویی عکسهایی مهم فیلم را نمی توانستم در وبلاگ قرار دهم و از سویی دیگر با توجه به نور کم در فیلمهایش پیدا کردن عکسی واضح سخت بود!

کیشلوفسکی تمایل داشته است برای نقش ورونیکا از اندی مک داول استفاده کند.خیلی خوشحالم که ایرنه ژاکوب دوست داشتنی جایگزین او شد.

همیشه تاسف می خورم چرا سه رنگ را قبل از ورونیکا دیده ام.!

جالب است بدانید کیشلوفسکی برای معافیت از سربازی یک رژیم سخت غذایی می گیرد ولی  در جلسه کمیسیون پزشکی  در زمانی حدود شش ساعت به توصیف این مسئله می پردازد که چگونه به مادرش برای استفاده از یک پریز برق کمک کرده و به این ترتیب باعث می شود به عنوان یک شیزوفرن حاد از خدمت نظام وظیفه معاف شود.

فیلمهای کیشلوفسکی هم اکنون در دانشگاه های معتبر جهان در رشته سینما تدریس می شوند.
نیما


شهاب هم چنین نوشته :

پس از سالها فيلم زندگي دوگانه ورونيك، از فيلمساز شهير لهستاني، كريستف كيشلوفسكي را دوباره ديدم. فيلمي عميق و تلخ. در يادداشتهاي موخره فيلمنامه، چاپ انتشارات نی، نوشته نغمه ثميني ـ استادي براي همه فصول ـ خواندنی است. دو تكه از آن را براي دو دوست، مي‌نويسم.

  با تمام شباهتهای صوری، انگار ورونیکا در تمامی موارد یک مرحله از ورونیک جلوتر است. از عشق آغاز کنیم: در آغاز به نظر می رسد، عشق ورونیکا و آنتک به اوج می رسد. ورونیکا این اوج را تجربه می کند و از آن فراتر می رود، به همین علت شهرش را در پی یافتن دلبستگیهای عمیقتری ترک می کند و بعدتر وقتی دوباره با آنتک روبرو می شود، نه می گریزد و نه ذوق زده می شود. بلکه پسرک جوان را، بزرگوارانه زیر بال و پرش می گیرد. ورونیکا در هنر نیز به اوج می رسد. به نظر میرسد کیشلوفسکی پیش از مرگ ورونیکا، ضیافتی هنرمندانه برپا می کند. شعری آسمانی، موسیقی جادویی پرايسنر و صدای ملکوتی ورونيكا، تاثیری غریب بر ما می گذارد. تا آنجا که وقتی ورونیکا در میان خواندن ناگهان می میرد، می دانیم که در بالاترین نقطه صعود هنری اش جان داده. ـ مثل خود کیشلوفسکی ـ. به ورونیک باز گردیم. همزادی که سرخوشی، اطمینان و کمال نیمه اش را ندارد. از همان آغاز ورونیک را در موقعیتی سرخورده و سرگردان می بینیم. در میان رابطه ای که عشق، ضامنش نیست. ورونیک در زندگی هنری اش هم در مرحله حیرت و سرگردانی سیر می کند. بی دلیل کلاس موسیقی اش را رها می کند و تحمل شاگردانش را ندارد. جدا از این، حتی در جزئیات هم ورونیکا از ورونیک پیش تر است. در همان آغاز فيلم، ورونیکا به پدر می گوید، احساس می کند تنها نیست. بعد هم وقتی از سر تصادف همزادش را می بیند، چندان حیرت نمی کند. انگار برایش همه چیز بدیهی است. این در حالی است که وقوف به حضور همزاد، آن هم تنها به وسیله یک عکس، ورونیک را سرگردان و متحول می کند. جایی دیگر، ورونیکا در برخورد با پیرزنی که باری سنگین را با خود حمل می کند از خود واکنشی دلسوزانه نشان می دهد، پنجره را باز مي‌كند و داوطلب كمك مي‌شود. حال آنکه ورونیک در موقعیتی مشابه، تنها به رفتن پیرزن خیره می شود. تمام مدت احساس می کنیم سایه ورونیکا، همزاد ورونیک بر او جاری است. از پس تلفنهای مشکوک، صدای موسیقی ورونیکا را دم در خانه می شنویم و اشیای او را در دست ورونیک می بینیم و حتی تا آنجا پیش می رویم که نور مرموز روی دیوار را نیز به ورونیکا نسبت می دهیم. به روحی که آزادانه می چرخد تا حامی همزاد سرگشته اش باشد. همزادهای بالداری که مشابهشان، شاید بر بالای سر ما ایستاده باشند و با کشفشان، می توانیم خود را از این اضطراب و حیرت برهانیم.

فرا واقيت زندگي دوگانه ورونيك هيچ گاه به قالبي عقلاني و همه فهم در نمي آيد و تنها در حد يك فضاي وهم آلود، باقي مي‌ماند. فضايي كه آدمهاي فيلمها را به هم مي‌زند و در دنیای اگزیستانسیالیستی آنها رخنه می کند. در این فضای وهمی فراواقعیت، تنها یک نکته وجود دارد که می تواند با مسیحیت پیوند برقرار می کند و آن چیزی نیست، مگر تاکید بر تولد دوباره، نکته ای که به صراحت در انجیل به آن اشاره شده است: عیسی جواب داد: اگر تولد جدید پیدا نکنی، هرگز نمی توانی از برکات سلطنت خداوند برخوردار شوی. این که می گویم عین حقیقت است. ـ انجيل يوحنا. باب چهارم ـ فیلمنامه با اشاره ای به مفهوم تولد دوباره آغاز می شود، زنی ـ احتمالا مادر ـ برای ورونیک حرف می زند و می گوید: نگاه کن. این اولین برگ است. بهار است و برگهای زیادی روی درختها خواهند رویید و این طوري، رگ برگهای کوچک به وجود می آیند. انگار تمام فیلمنامه نوشته شده، تا ورونیک آن نکته را به تمامی درک کند. کما این که در پایان نیز او به همین جا باز می گردد، بی هیچ کلامی و تنها با یک توصیف، تصویری رسا: جلوی خانه، ورونیک شیشه خودرویش را پایین می کشد و دست خود را روی درختی که کنار آن پارک کرده می گذارد. داخل خانه، پدر آرام سربلند می کند، چنان که بخواهد صدایی را بهتر بشنود. بیرون خانه دست ورونیک، با انگشتانی باز و بی حرکت روی درخت مانده است. تنها رمزی که در فیلم گشوده می شود این است: مرگ ورونیکا و تولد ورونیک. تولدي دوباره.

فراهانی


سه سایت خوب دکوراسیون
http://nimadecor.blogfa.com

http://www.tazin.blogfa.com/

http://interiordesignnow.blogfa.com

دکوراسیون 06

 

 

 

 


 

.

 

 



 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 


منبع

دکوراسیون 05

 



 

 


 

 

 

 

 

 


 

 

 


دکوراسیون 04


 

 


 



دکوراسیون 03








 

 

 

 

 

 

 

 


منبع

Overclocking

کارت‌گرافيک خود را منفجر كنيد






قسمتهايي از مقاله در ماهنامه كاربر نوشته شده و براي شما قرار ميدم.



از عملكرد كارت‌گرافيك خود در بازي‌ها و برنامه‌هاي سه‌بعدي گله داريد يا نمي‌توانيد بازي‌هاي جديد و مهيج را بر روي كامپيوتر خود به خوبي اجرا نماييد حتمي به فكر ارتقا كارت‌گرافيك خود خواهيد افتاد اما قبل از اينكه دست به جيب ببريد مطمئن شويد كه از حداكثر كارايي كارت‌گرافيك خود تا مرز «انفجار» بهره برده ايد . افزايش كارايي كارت گرافيك فراتر از عملكردي كه در حالت عادي دارد با «اُوركلاكينگ» (Overclocking) كارت حاصل مي‌شود . «اُوركلاكينگ» كارت‌گرافيك سرعت پردازنده و حافظه گرافيكي را افزايش داده در نتيجه نرخ پردازش داده هاي ويديويي ، نرخ نمايش تعداد «فريم در ثانيه» و به طور كلي كارايي كارت گرافيك بيش پيش خواهد كرد . در اين مقاله قصد داريم تا «اُوركلاكينگ» كارت گرافيك را به صورت آماتوري بررسي نماييم و شما را با خطرها ، مزيت‌ها و چگونگي آن آشنا نماييم .




در حالت كلي به اعمال تغييرات در مشخصه‌هاي يك قطعه كامپيوتر با هدف افزايش كارايي آن قطعه «اُوركلاكينگ» گفته مي‌شود . اين عمل براي تمام قطعات كامپيوتر قابل تعريف مي‌باشد اما تنها اُوركلاكينگ پردازنده ، مادربرد ، كارت‌گرافيك و حافظه ‌اصلي سيستم عموميت پيدا كرده است ، چرا كه افزايش كارايي حاصل از «اُوركلاكينگ» ساير قطعات آنچنان در عملكرد كلي كامپيوتر تاثير گذار نمي‌باشد . اعمال تغييرات در مشخصه هاي اصلي هر قطعه در درجه اول نيازمند شناخت سخت‌افزاري آن قطعه و وظيفه آن در يك سيستم كامپيوتري و در درجه دوم چگونگي ارتباط آن با ساير قطعات مي‌باشد . به همين دليل بحث «اُوركلاكينگ» همانطور كه در نگاه آماتوري ساده و مختصر به نظر مي‌رسد در ديد افراد حرفه‌اي پيچيده و بسيار گسترده مي‌باشد به طوري كه كتاب‌ها و سايت‌هاي متعددي با محوريت اين موضوع عرضه شده‌اند . جذابيت «اُوركلاكينگ» در واقع در پشت اين واقعيت پنهان شده‌است كه سرعت و مشخصه‌هاي حياطي يك قطعه توسط كاربر قابل ارتقا مي‌باشد به عنوان مثال در اُوركلاكينگ آماتوري كارت‌گرافيك Geforce 6200 سعي مي‌گردد تا سرعت و كارايي كلي كارت را تقريبا به اندازه كارت‌گرافيك رده بالاتر با هسته مشابه (هسته NV43) يعني Geforce 6600 ارتقا داده شود و در اُوركلاكينگ حرفه‌اي اين كارت گرافيك سعي مي‌شود تا كارايي كارت Geforce 6200 به حداكثر ميزان ممكن يا در مرز «انفجار» و فراتر از Geforce 6600 افزايش داده شود .



برنامه‌هاي محك‌زن

پس از «اُوركلاكينگ» كارت گرافيك ، بايد از پايداري تنظيمات جديد اطمينان پيدا كرد . در اين مقاله به برنامه‌هايي استناد شده كه فشار پردازشي سنگيني بر روي كارت گرافيك اعمال مي‌كنند تا از عملكرد و پايداري آن اطمينان حاصل شود . برنامه هاي متعددي براي اين كار در دسترس قرار دارند كه از جمله آنها 3DMark05 و 3DMark03 و AquaMark مي باشد . هنگام اجراي برنامه محك‌زن Demo هاي فوق‌العاده سنگيني راندو و به صورت همزمان نمايش داده مي شود و در پايان با توجه به نرخ «فريم در ثانيه» به كارت‌گرافيك سيستم يك امتياز تعلق مي‌گيرد كه مي‌توان از اين امتياز به عنوان ملاك مقايسه كارايي كارت‌گرافيك استفاده كرد . برنامه هاي محك‌زن مذكور به سادگي در بازار قابل تهيه مي‌باشند همچنين برنامه AquaMark در سی‌دی ماهنامه كاربر شماره ۱۱ (شهريورماه) گنجانده شده است اما در صورتي كه امكان دسترسي به هيچ يك از آنها مقدور نبود مي‌توانيد از يك بازي كامپيوتري با گرافيك سنگين كه بر روي كارت گرافيك شما بسيار كند اجرا مي شود جهت محك زدن پايداري سيستم بعد از اُوركلاكينگ استفاده كنيد .



اُوركلاكينگ كارت گرافيك

كارت‌گرافيك داراي دو مشخصه اصلي مي‌باشد كه در عملكرد آن به شدت تاثير گذارند . سرعت هسته «پردازنده‌گرافيكي» (GPU Core Speed) و سرعت حافظه‌گرافيكي (Vedio Memory Speed) ، «پردازنده‌گرافيكي» وظيفه راندو كردن هر فريم سه بعدي را بر عهده دارد و اوركلاك كردن آن به معني افزايش سرعت هسته مي‌تواند نرخ «فريم در ثانيه» بيشتر و درنتيجه كارايي بالاتري را ارائه نمايد . در صورتي كه تا كنون بازي ها كُند و «فريم فريم» اجرا مي‌كرديد با اين ترفند مي‌توانيد تا حدودي اجراي بازي در حالت عادي را تجربه نماييد و يا اگر براي راندو كردن انميشين‌ها و طراحي‌هاي خود ساعت‌ها وقت صرف مي‌كنيد هم اكنون مي‌توانيد اين زمان را كاهش دهيد . اما اگر پردازنده گرافيكي شما تكنولوژي هاي به كاربرده شده در طراحي يك بازي را به همراه نداشته باشد و نتواند آن را اجرا نمايد اُوركلاكينگ پردازنده گرافيكي هيچ مزيتي براي شما در اين مورد به شمار نمي‌آيد .

داده‌هاي ويديويي كه پردازنده‌گرافيكي موظف به پردازش آنها مي‌باشد در داخل حافظه‌‌هاي گرافيكي ذخيره‌سازي مي‌شوند ، تراشه‌هاي اين حافظه بر روي كارت نصب شده‌اند و افزايش سرعت آنها موجب مي‌شود تا «پردازنده گرافيكي» را سريعتر تغذيه نمايند لذا زمان انتظار براي دسترسي به حافظه گرافيكي كمتر از پيش خواهد گشت .

در اُوركلاكينگ اصولي كارت گرافيك سرعت پردازنده گرافيكي و حافظه آن تواما افزايش داده مي‌شود اما اين افزايش سرعت چه عوارضي را به همراه دارد ؟



آيا اُوركلاكينگ به كارت گرافيك صدمه مي‌زند ؟

بله ، امكان صدمه ديدن كارت‌گرافيك در اُوركلاكينگ وجود دارد اما براي افرادي كه سعي مي‌كنند كارت گرافيك خود را به شدت اوركلاك و برنامه هاي سه بعدي را بر روي آن اجرا نمايند در غير اين صورت آسيب ديدن كارت‌گرافيك به خصوص كارت‌گرافيك‌هاي مدرن بعيد به نظر مي‌رسد ، هرچند كه غير ممكن نمي‌باشد . تنها راه «منفجر كردن» كارت گرافيك‌هاي مدرن ، اُوركلاكينگ آنها بسيار فراتر از حالت استاندارد و پافشاري براي اجراي برنامه هاي سه بعدي سنگين روي آنها مي‌باشد . اين كار موجب مي‌شود تا درجه حرارت پردازنده گرافيكي و حافظه هاي آن بسيار بالاتر از محدوده مجاز رفته و تراشه‌ها را دچار آسيب نمايد . وجود يك سيستم تهويه مناسب براي ايجاد جريان هواي پيوسته بالاي خنك كننده كارت‌گرافيك در اُوركلاكينگ پيشنهاد داده مي‌شود اما الزامي به وجود همچين سيستمي نمي‌باشد و مزيت استفاده از آن اُوركلاكينگ بيشتر و افزايش ضريب اطمينان آن مي‌باشد . پردازنده‌هاي گرافيكي جديد ATI و NVIDIA به همراه يك «كنترلگر حرارتي» عرضه مي‌شوند كه در صورت بالابودن درجه حرارت سطح تراشه قبل از اينكه به آن آسيبي برسد سرعت و توان مصرفي آن را كاهش مي دهد . در صورتي كه اُوركلاكينگ كارت‌گرافيك مطابق با مراحلي كه در ادامه به آن اشاره شده صورت گيرد احتمال صدمه ديدن كارت به حداقل خواهد رسيد .





چگونه كارت گرافيك خود را اوركلاك كنيم ؟

براي اوركلاك كردن كارت گرافيك نرم‌افزارهاي متعددي وجود دارد كه ما نرم افزار RivaTuner را براي اينكار پيشنهاد مي‌دهيم . اين نرم افزار با ظاهري ساده قابليت‌هاي فوق‌العاده‌اي را ارائه ميكند و كاركردن با آن نيز آسان مي‌باشد .
كه RivaTuner حجم كمي دارد و به سادگي ميتوان آن را از [url]http://downloads.guru3d.com/download.php?det=163[/url] دانلود كرد.



تصوير شماره (1) : مشخصات كارت گرافيك در RivaTuner

تصوير شماره (1) : اعلان مشخصات كارت گرافيك در RivaTuner



در برگه اول برنامه مشخصات كارت‌گرافيك ، مانيتور و نسخه درايور فعلي ، نمايش داده شده است . (تصوير شماره 1) در نيمه پايين اين برگه بر روي دكمه Customize Driver Setting كليك نماييد تا ليستي از آيكون ها جهت اعمال تغييرات در درايور كارت‌گرافيك نمايش داده شود . اولين آيكون به نام System Setting مربوط به «اُوركلاكينگ» كارت‌گرافيك مي‌باشد كه پس از انتخاب آن وارد پنجره System Tweaking خواهيد شد (تصوير شماره 2) ، در اين پنجره مي توانيد فركانس پردازنده‌گرافيكي و حافظه‌هاي آن را كم و زياد كنيد . در ابتدا سرعت پردازنده‌‌گرافيكي و حافظه آن در حالت استاندارد قرار دارند و در دو طرف آن بازه اطمينان اُوركلاكينگ با دو علامت كوچك مشخص شده است . اين بازه با توجه به تنظيمات درايور تخمين زده شده است و نمي توان اين فرض تئوري را ملاك حداكثر اُوركلاكينگ قرار داد . براي كارت گرافيك هاي مبتني بر پردازنده گرافيكي NVIDIA در بالاي پنجره System Tweaking يك منوي كركره اي ظاهر مي شود كه توسط آن مي‌توان اوروكلاكينگ در حالت پردازش دو بعدي و در حالت پردازش سه بعدي را از يكديگر تفكيك نمود . در پردازنده هاي گرافيكي مدرن NVIDIA سرعت پردازنده گرافيكي در حالت كار با برنامه هاي دو بعدي يا برنامه هايي كه نياز به توان پردازشي زيادي ندارند به صورت خودكار كمتر از حالتي مي‌باشد كه برنامه هاي سه بعدي و بازي ها در حال اجرا مي‌باشند . به همين خاطر هنگام اُوركلاكينگ كارت گرافيك هاي مبتني بر پردازنده گرافيكي NVIDIA بايد ابتدا از منوي كركره‌اي گزينه Performance 3D انتخاب و سپس سرعت پردازنده‌گرافيكي و حافظه آن افزايش داده شود .

حال بايد مشخص كرد كه فركانس پردازنده‌گرافيكي و فركانس حافظه را حداكثر تا چه ميزان ميتوان افزايش داد .


تصوير شماره (2) : برگه اوركلاكينگ در برنامه



اُوركلاكينگ تا مرز انفجار !

حداكثر فركانسي كه پردازنده‌گرافيكي و حافظه آن مي‌توانند بر روي يك كارت‌گرافيك به صورت پايدار اتخاذ كنند به كمك روش هاي علمي يا تئوري بدست نمي‌آيند ، چرا كه در هر كارت‌گرافيك با توجه به پردازنده‌گرافيكي و كيفيت طراحي كارت به حداكثر به ميزان مشخصي «اُوركلاكينگ پايدار» مي شود و اين ميزان با توجه به سيستم تهويه داخل كيس و نحوه تغذيه كارت‌گرافيك نيز وابستگي دارد ، لذا تنها راه براي بدست آوردن نرخ حداكثر فركانس‌هاي پردازنده‌گرافيكي و حافظه آن با روش تجربي مي‌باشد كه در ادامه طي پنج مرحله شرح داده شده است .

منظور از «اُوركلاكينگ پايدار» يك كارت گرافيك اين است كه افزايش فركانس از حداكثر ميزان آن فراتر نرفته و عملكرد كارت‌گرافيك تحت تاثير عوارض «اُوركلاكينگ» قرار نگيرند . ناپايداري هاي مشاهده شده در اُوركلاكينگ «آرتيفكت» (Artifact) نام دارد . معمول ترين آرتيفكت ها عبارتند از :

دانه‌هاي برف (Snow) كه هنگام اجراي برنامه محك‌زن ديده مي‌شوند . پيكسل‌هاي سفيد‌رنگي كه به دليل زياد بودن سرعت پردازنده‌گرافيكي و عدم هماهنگي آْن با سرعت ساير منابع پردازش آن‌ها دچار اخلال شده است . نمونه‌اي از يك فريم برنامه محك زن 3Dmark 03 كه دانه‌هاي برف در آن مشاهده شده در تصوير شماره (3) نشان داده شده است .



تصوير شماره ۳ : نمونه ای از آرتيفكت ((دانه برف))

متوقف شدن برنامه محك‌زن حين اجرا يا اختصاص دادن امتياز بسيار كم به كارت گرافيك در حالت اُوركلاكينگ .

خطوط نا‌هموار و پله‌پله يا خطوط سياه‌رنگ غيرمعمولي كه در تصوير مشاهده مي شوند و يا اشيائي كه در زمينه تصوير يا پس زمينه آن به صورت غيرعادي چشمك مي‌زنند .
هرگونه تغيير غيرعادي در برنامه محك‌زن نسبت به قبل از اوركلاك كارت گرافيك .

حال كه با ناپايداري‌هاي ناشي از «اُوركلاكينگ» آشنا شديد به سراغ روشي مي‌رويم كه به كمك اين ناپايداري‌ها ميتوان حداكثر نرخ سرعت براي پردازنده‌گرافيكي و حافظه‌ي آن را ، بر روي هر كارت گرافيكي را پيدا كرد و از پتانسيل هاي كارت گرافيك كاملا استفاده نمود .



۱. ابتدا برنامه اُوركلاكينگ و برنامه محك‌زن را نصب نماييد و مطمئن شويد كه با نسخه درايور فعلي شما سازگاري دارند . برنامه RivaTuner با درايور Catalist 5.5 كارت گرافيك هاي ATI كمي تداخل دارد لذا ما براي تست نسخه 5.4 را نصب كرديم پيشنهاد مي‌شود كه قبل از اُوركلاكينگ درايور كارت‌گرافيك را به روز نماييد و در صورت امكان از درايورهايي بهينه‌سازي شده مانند DNA-Force ها يا Omega-ware ها استفاده نماييد . معمولا درايورهاي بهينه شده محدوديت‌هاي اوركلاكينگ درايورهاي استاندارد را ندارند ، مجموعه كاملي از اين درايورها در سايت [url]www.Guru3D.com[/url] گردآوري شده است . سپس برنامه محك‌زن خود را اجرا نماييد و امتياز يا نرخ «فريم بر ثانيه» كارت گرافيك خود را در حالت استاندارد يادداشت نماييد تا پس از اوركلاكينگ مشخص گردد چه ميزان افزايش كارايي حاصل شده است .

۲. با ثابت نگه داشتن فركانس حافظه‌گرافيكي ، فركانس هسته پردازنده‌گرافيكي را به طور متوالي هر بار 5 الي 10 مگاهرتز افزايش دهيد و پس از هر مرحله افزايش فركانس برنامه محك‌زن خود را اجرا نماييد . در صورتي كه حين اجراي برنامه با آرتيفكت روبرو شديد تنظيمات آخرين مرحله اُوركلاكينگ پايدار ، كه بدون آرتيفكت برنامه محك‌زن با آن اجرا شده را يادداشت نماييد .

۳. كامپيوتر خود را خاموش كنيد و اجازه دهيد تا كارت‌گرافيك به خوبي خنك شود ، سپس سيستم را مجددا راه اندازي نماييد و به اندازه آخرين فركانس پايدار مرحله 2 پردازنده گرافيكي را اوركلاك نماييد ، اين بار برنامه محك‌زن خود را با تنظيمات سنگين‌تر از حالت قبل با وضوح بيشتر و اعمال ***** بر روي پيكسل ها اجرا نماييد تا حداكثر فشار ممكن بر روي پردازنده گرافيكي با فركانس جديد اعمال شود ، در صورتي كه حين اجرا برنامه با آرتيفكت روبرو شديد 3 الي 5 مگاهرتز فركانس هسته را پايين آورده و مجددا مرحله 3 را تكرار نماييد و در صورتي كه با آرتيفكت روبرو نشديد فركانس جديد هسته پردازنده گرافيكي را يادداشت نماييد .

۴. مشابه مرحله 2و3 اين بار با ثابت نگه داشتن فركانس هسته پردازنده‌گرافيكي و افزايش مرحله به مرحله فركانس حافظه گرافيكي در هر مرحله به ميزان 10 الي 15 مگاهرتز حداكثر فركانس پايدار حافظه را نيز ثبت نماييد .

۵. هم اكنون هر دو فركانس بدست آمده از مرحله 3 و 4 را به صورت توام روي كارت گرافيك خود اعمال كنيد و برنامه محك‌زن را جهت ارزيابي پايداري در حالت جديد راه اندازي نماييد در صورتي كه در اين حالت آرتيفكت مشاهده كرديد هر دو فركانس را 3 الي 5 مگاهرتز كاهش داده و مجدد پايداري سيستم را آزمايش كنيد در صورتي كه پايداري سيستم به كمك برنامه محك‌زن تاييد شد ، پس از راه اندازي مجدد كامپيوتر ، با فركانس هاي بدست آمده كارت خود را اوركلاك نماييد و يك بازي روي آن اجرا نماييد در صورتي كه بازي به خوبي اجرا شد شما موفق شديد كارت گرافيك خود را «منفجر» كنيد .



توصيه هاي ايمني پس از اُوركلاكينگ

همانطور كه ملاحظه فرموديد برنامه محك‌زن در روند اُوركلاكينگ كارت گرافيك اهميت فراواني دارد ، لذا توصيه مي شود كه از برنامه‌هايي محك‌زن سه بعدي استاندارد مانند 3Dmark03 براي ايفاي اين نقش حياتي استفاده شود و براي محك زدن پايداري سيستم ، برنامه به صورت كامل اجرا شده تا به سيستم امتياز داده شود و مقايسه‌ها بر اساس امتيازها صورت بگيرد .

اُوركلاكينگ كارت گرافيك موجب افزايش درجه حرارت سطح تراشه‌هاي آن خواهد شد به همين خاطر در صورت امكان از تهويه مناسب هواي داخل كيس اطمينان حاصل نماييد . در كيس‌هاي ATX تدبير مشخصي براي تهويه كارت‌گرافيك در نظرگرفته نشده و در صورت نياز بايد به صورت دستي فن‌هاي 80 ميليمتري به جلو و عقب كيس نصب نمود تا جريان هواي مطلوب را ايجاد نمايند . در اوركلاكينگ حرفه اي كارت گرافيك سيستم تهويه كارت گرافيك به طور كلي تعويض يا يك خنك كننده اضافي به صورت مستقيم بر روي آن نصب مي شود ..

اُوركلاكينگ كارت گرافيك به صورت دائمي پيشنهاد داده نمي شود حتي در حالتي كه كارت گرافيك شما از تهويه مناسب برخوردار باشد چرا كه توان مصرفي كارت‌گرافيك در اُوركلاكينگ بالا رفته و اين افزايش توان مصرفي به صورت دائم ، مدار تغذيه كارت را تحت فشار قرار مي‌دهد . در صورتي كه از كارت‌گرافيك‌هايي استفاده مي‌كنيد كه با كانكتور برق اضافي تغذيه مي‌شوند ، هنگام اُوركلاكينگ سعي كنيد اين كانكتور مستقيما از منبع تغذيه به كارت‌گرافيك وصل شود و در ميان مسير قطعه ديگري را تغذيه نكند ، زيرا توان الكتريكي دريافتي توسط كارت‌گرافيك در اين حالت كاهش پيدا خواهد كرد .




پتانسيل اُوركلاكينگ

هر كارت‌گرافيك با توجه به مرغوبيت برد ، نوع تراشه هاي حافظه و نوع پردازنده گرافيكي پتانسيل اُوركلاكينگ مشخصي دارد . در كارت‌گرافيك‌هايي كه طراحي برد مناسب دارند سازنده كارت‌گرافيك مدار تغذيه را به نحوي طراحي كرده كه كارت بتواند توان مصرفي بالاتر از توان مصرفي استاندارد كارت‌گرافيك را نيز در صورت نياز تامين نمايد همچنين عملكرد خنك‌كننده كارت گرافيك نيز در مرغوبيت آن تاثير گذار مي باشد . تراشه هاي حافظه اي كه بر روي كارت گرافيك نصب مي شوند ، حداكثر تا فركانس مشخصي به صورت رسمي (تاييد شده از سوي توليد كننده تراشه) كار مي كنند كه سازنده كارت گرافيك ميتواند با انتخاب تراشه‌هايي كه عملكرد آنها در فركانس هاي بالاتر از حالت استاندارد برد نيز تضمين شده باشد پتانسيل اُوركلاكينگ كارت گرافيك را بالا ببرد .


معمولا پردازنده‌هاي گرافيكي كه با كم كردن سرعت هسته و حذف برخي مشخصه هاي ديگر از بازار محصولات گران‌قيمت به بازار محصولات ميان قيمت راه يافته اند ( مانند Geforce 5900XT يا Radeon 9800SE ) و پردازنده هايي كه با اين محدوديت ها از بازار محصولات ميان قيمت براي بازار محصولات ارزان قيمت در نظر گرفته شده اند (مانند Geforce 6200 يا Radeon 9550) پتانسيل اوركلاكينگ فراواني دارند به همين خاطر ميتوان به كمك اوركلاكينگ كارايي آنها را تا هم خانواده‌هاي سريعتر خود با هسته مشابه افزايش داد . به عنوان مثال پردازنده‌گرافيكي كارت‌گرافيك‌هاي Geforce 5900XT و Geforce 5900 و Geforce 5900 Ultra همگي NV35 مي باشد لذا اوركلاكينگ پايين ترين عضو اين خانواده يعني 5900XT (با فركانس هسته 390 و حافظه 700 مگاهرتز) به اندازه سريعترين عضو يعني 5900 Ultra (با فركانس هسته 450 و حافظه850مگاهرتز ) سبب ناپايداري از ناحيه پردازنده‌گرافيكي نخواهد شد . بدون شك سيستم خنك‌كننده ، مدار تغذيه و حافظه هاي كارت 5900XT عملكرد ضعيف تري نسبت به همتاهاي خود در كارت 5900 Ultra دارد لذا در صورتي كه فركانس 5900XT دقيقا برابر فركانس هاي 5900 Ultra تنظيم شود ، بروز ناپايداري از اين ناحيه ها محتمل مي باشد . در اوركلاكينگ حرفه‌اي به دنبال اين هستيم تا عملكرد ناحيه‌هاي مسبب ناپايداري در حد 5900 Ultra ارتقا داده شود .



توضيح : اين مقاله در ماهنامه کاربر شماره ۱۱ چاپ شده است لذا کليه حقوق نشر و نشر الکترونيک آن مطعلق به نشريه کاربر ميباشد. )


دوستان اميدوارم بدردتون خورده باشه .كساني كه اين كار رو انجام دادند لطف كنند نتيجه كار رو در اين تاپيك يا تاپيك گرافيك بنويسند .

راستي خيلي از دوستان در مورد 9550 عشق اوركلاك بودن خدمتتون عرض كنم كه اين درايور كه در پايين لينكش گذاشتم براي اوركلاك اين كارت مورد استفاده قرار ميگيره در حال حاضر يه دستكاريهايي روي نسخه اورجينال اين درايور كردند تا شرايط براي اوركلاك آسون تر بشه و بايد دانلودش كنيد:

Catalyst 5.9 v6.14.10.6571

حجم :28.5 MB

براي دانلود اين درايور مخصوص به صفحه زير برويد:

[URL=http://]http://www.techpowerup.com/softmod/downloads.php[/URL]

لازم به ذكر است چناچه دوستان تمايل به اين كار دارند حتما لازم نيست درايور بالا رو دانلود كنند بلكه به صفحه زير برويد و درايور مورد نظر خود رو دانلود كنيد .به اين نكته توجه كنيد كه درايورهايي كه در اين صفحه گذاشته ميشه براي همه كارتهاي شركت ati ميباشد و نياز نيست كه حتما مثلا كارت مخصوصي داشته باشيد.فكر كنم در تاپيكهاي ديگه به اندازه كافي من و بقيه دوستان توضيح داديم:
[URL=http://]http://downloads.guru3d.com/download.php?id=18[/URL]

براي دانلود درايورهاي nvidia به اين صفحه مراجعه كنيد:

[URL=http://]http://downloads.guru3d.com/download.php?id=10[/URL]

اينم لينك ورورد به صفحه دانلود نرم افزارهاي محك كن كه كارايي كارت رو مورد بررسي قرار ميدند:

3DMark05 Build 1.2.0 (Full Version)

[URL=http://]http://downloads.guru3d.com/download.php?det=874[/URL]

AquaMark 3

[URL=http://]http://downloads.guru3d.com/download.php?det=673[/URL]

منبع

تنها گوشی جهان با دوربین ۱۰ مگاپیکسلی از سامسونگ به نام B600

گوشی باطرح بسیارجالب و غیرعادی از NEC به نام TAG که تا کنون ندید

 

 

 

منبع

راز The SECRET

 

نسیم درنوستراداموس چنین میگه:
سکرت ، یکی از فیلم های تاثیر گذار و ارزشمند ساخته شده در سال 2006 هست که حتی
مصاحبه با دست اندر کارانش مورد توجه اغلب خبرگزاری های همه جهان قرار گرفته . نکات تابلو در فیلم سکرت:

 1- قانون جذب.

  این قانون می گه : به انچه می خواین فکر کنید فکر کنید و موج + گسیل کنین نه به چیزیکه نمی خواین

 2- از دید این فیلم فرایند سه مرحله ای موفق بودن در دنیا و آخرت :

     1- طلب کردن خواسته ها

     2- کاینات به افکار ما پاسخ می دهند

    3- آن را دریافت می کنیم.

 در فیلم گفته میشه :" لازم نیست به چطوری گرفتن خواستمون فکر کنیم."

 

و Back Street Girls  هم چنین میگه :
 

این فیلم از نوع روانشناسی و تکنیک های موفقیت در زندگی ست و نشئت گرفته از قانونی ست که به گفته ی این فیلم منشا تمام فعالیت هاست و همه ی فعالیت ها از اون ناشی می شن و اون قانون ، قانون جاذبه ست. نه صرفا جاذبه ی زمین بلکه جاذبه میان تمام کاینات ...

مثلا در این فیلم اینطور بیان میشه که تمام افکار شما می تواند به واقعیت تبدیل شود(هر چقدر دور از درک)و هم چنین اینکه افكار مثبت ما خیلی بیشتر از آنچه که فکر می کنیم تاثیر گذارند،همینطور افکار منفی.

مثلا مردی رو نشون می داد که به دلیل بیماری(نمی دونم از چه نوعش)فقط قادر بود با پلک زدن با محیط اطراف رابطه برقرار کنه . اون با همین پلک زدن به پرستارها و پزشکش فهموند که :"من تا کریسمس با پاهای خودم از این بیمارستان بیرون می رم"

این عین جمله اییه که بیان کرد. و همینطور هم شد و او توانست بهبودی خورد را به طور کامل بدست آورد و حتی در همین فیلم با او که حالا پیر شده بود هم به عنوان فردی شفا یافته مصاحبه مي كند .

این فیلم اینطور این مسئله را تشریح می کند که افکار ما در ذهنمان دارای فرکانسهایی هستند که این فرکانسها روی تمام کاینات اثر میگذارد و کاینات با توجه به افکار ما،آینده ی ما و آنچه را که در ذهن داریم به واقعیت تبدیل مکند (که اگرافکار مثبت باشند مثبت و برعکس) در حقیقت دنیا مانند پیشخدمتی است که از ما می پرسد : " چه میل دارید سرورم؟! " و ما هر چه را که در ذهن داریم به وضوح در دنیای مادی میبینیم .

در جایی از این فیلم اینگونه می بینیم :

روی افکار منفی متمرکز نشوید مثلا نگویید من نمی خواهم شغل کم درامدی داشته باشم بلکه بگویید من می خواهم شغل پر درامدی داشته باشم .

مثالهای متعددی در این باره بیان شده که اگر بخوام تمام اونها رو بگم باید کل فیلم رو بیان کنم ، اما شما رو به دیدن تکرار این فیلم که ساعت 3:30 بعد از ظهر روز دوشنبه 11 تیر ماه از شبکه ی 4 سیما در برنامه ی سینما ماورا پخش میشه دعوت می کنم (در ضمن نقد بعد از فیلم هم خالی از لطف نیست)

یه مطلب دیگه : شاید خیلی از شماها بگین ما اینارو تو زندگی تجربه کردیم .

بله منم تجربه کردم اما از اونها استفاده نکردم . این فیلم باعث شد من به حقیقت علمی این موضوع پی ببرم و اون رو در زندگیم به کار ببرم.

مطلب دیگه اینکه مجله ی موفقیت گفته که در شماره بعدی در مورد این فیلم مطلبی رو خواهد نوشت .

و taghigazi هم چنین میگه:
این فیلم واقعاً توپه! اصلاً مسیر زندگی من عوض شد. از وقتی فیلم رو دیدم و کارهایی که گفت رو انجام دادم خواسته ای نبود که بهش نرسم! راست میگم. این فیلم راجع به قانون جاذبه (law of attraction) بود و می گفت هرچی که بخواید و بهش زیاد فکر کنید به سمت شما جذب میشه. به قول آنتونی رابینز:
the belives have the power to create and the power to distroy!
(باور ها قدرت ساخت و یا تخریب همه چیز را دارا هستند!)
فیلم جالبیه فکر کنین مردی که دیافراگم نداشته و گردن و ستون فقراتش از بین رفته بوده، با استفاده از این راز، دوباره نفس کشیده و راه رفته!

راهنمای خرید از طریق سروش سيما : شماره حساب (83838965 بانک تجارت شعبه پارک ملت)  نسخه Dvd اون با تحليل کارشناس 7000 تومان و بدون تحليل 6000 تومان .شماره تلفنهاي سفارشات هم 9-22881860

داونلود نسخه اصلی:

http://rapidshare.com/files/21289571/thSeC.part1.rar
http://rapidshare.com/files/21292046/thSeC.part2.rar
http://rapidshare.com/files/21294695/thSeC.part3.rar
http://rapidshare.com/files/21297319/thSeC.part4.rar
http://rapidshare.com/files/21300341/thSeC.part5.rar
http://rapidshare.com/files/21303796/thSeC.part6.rar
http://rapidshare.com/files/21306951/thSeC.part7.rar
http://rapidshare.com/files/21307104/thSeC.part8.rar
پسوورد Silka-WareZ

داونلود نسخه divx
تماشای آنلاین فیلم
 به زبان فارسی

و این هم سایت خود فیلم

Play Trailer
Fullscreen Online Now Own the DVD Now

A New Era for Mankind or Humankind

The Secret is released to the world! This ground-breaking feature length movie presentation reveals The Great Secret of the universe. It has been passed throughout the ages, traveling through centuries... to reach you and humankind.

This is The Secret to everything - the secret to unlimited joy, health, money, relationships, love, youth: everything you have ever wanted.

In this astonishing program are ALL the resources you will ever need to understand and live The Secret. For the first time in history, the world's leading scientists, authors, and philosophers will reveal The Secret that utterly transformed the lives of every person who ever knew it... Plato, Newton, Carnegie, Beethoven, Shakespeare, Einstein.

Now YOU will know The Secret. And it could change your life forever.

Presented in full screen, high quality, video with stereo sound requiring nothing more than a standard computer with a DSL/cable broadband connection. For most users, it is just like watching TV.

با توجه به دو شکل پایینی، مقدار سری زیر را به دست آورید

با توجه به دو شکل پایینی، مقدار سری زیر را به دست آورید: (توجه کنید که این دو شکل همنهشت هستند و طول مستطیل اول در شکل سمت چپ، 1 و عرض آن یک دوم است و نیز طول مستطیل دوم در همین شکل، 2 و عرض آن یک چهارم است و به همین ترتیب تا آخر.)







راهنمایی: با استفاده از مستطیلهای عمودی در شکل سمت چپ، سری بالا را ایجاد کنید. چون شکل سمت راست همان شکل سمت چپ است، سعی کنید با استفاده از مساحتهای مستطیلهای افقی در شکل سمت راست، مقدار سری را به دست آورید.

با توجه به شکل سمت چپ، مستطیل اول دارای مساحت یک دوم، مستطیل دوم دارای مساحت دو چهارم، مستطیل سوم دارای مساحت سه هشتم و ... هستند. بنابر این جواب سری برابر است با مجموع مساحتهای این مستطیلها در شکل سمت چپ. حال توجه کنید که شکل سمت راست همان شکل سمت چپ است اما مستطیلها به گونه ای دیگر ایجاد شده اند. در این شکل مساحت مستطیل پایین را S1، مساحت مستطیل بالای آنرا S2 و ... بنامید. مجموع این مساحتها را نیز S بنامید لذا :



این مساله حالتی خاص از مساله ای به نام «پلکان گابریل» است. فکر می کنید اگر در مساله بالا در مستطیلهای شکل سمت چپ به جای یک دوم از عدد r که r<1 شروع می کردیم جواب مساله چه می شد؟


پوزيترون چیست

پوزيترون ذره اي بنيادي با بار مثبت است كه جرمي تقريبا برابر الكترون دارد و در ساختار ضدماده همان نقشي كه الكترون در ماده ايفا مي كند را بر عهده دارد يعني همان طور كه الكترون به دور هسته ي اتم ماده مي چرخد ، ضد ماده هم به دور هسته خود تعدادي پوزيترون ( يا به عبارتي ديگر ضد الكترون ) در اختيار دارد .{ پوزيترون ذره اي است که کليه ي خواص آن با خواص الکترون يکسان است مگر بار الکتريکي و علامت گشاور مغناطيسي آن، زيرا بار الکتريکي پوزيترون مثبت است } . يك ضد ماده و ماده نمي توانند همديگر را تحمل كنند ؛ به طوري كه اگر يك اكترون و يك پوزيترون به هم برخورد كنند هر دو متقابلاَ يكديگر را منهدم ميكنند و به انرژي يا به عبارت دقيق تر به دو ذره تشعشي بدون جرم يا به 2كوانت تبديل مي شوند .

اما چگونگي كشف و بوجود آمدن پوزيترون ؛
فرآيند جالبي تحت عنوان توليد زوج ماده - پاد ماده وجود دارد که از نظر اهميت و مفاهيم بنيادي بي نظير است. توليد و واپاشي زوج يک مثال بسيار بارز و عالي از تبديل انرژي به ماده و بالعکس است. بررسي نظري اين پديده نخستين بار توسط ديراک در سال 1928 صورت گرفت. ديراک با حل معادله:

بصورت

به جاي آنکه قسمت منفي انرژي را به دليل غير فيزيکي بودن آن کنار بگذارد، به پژوهش پيرامون پيامدهاي تمامي معادله پرداخت و به نتايج بسيار جالبي رسيد. به طور خلاصه ديراک با توجه به قسمت منفي رابطه ي بالا وجود پاد ماده را پيشگويي کرد. اگر اين پيشگويي درست مي بود، مي بايست براي ذره اي مانند الکترون، ذره ي ديگري وجود داشته باشد که حرم حالت سکون آن برابر جرم الکترون باشد. تجزيه تحليل ديراک چنين نشان مي داد که اين ذره بايد داراي بار الکتريکي مثبت باشد. چهار سال بعد، آندرسن اين ذره را در اشعه ي کيهاني کشف کرد و آن را پوزيترون ناميدند. بعدها در آزمايشگاه نيز با واپاشي فوتون زوج الکترون - پوزيترون توليد شد. فوتوني با انرژي زياد(فوتون گاما)، تمامي انرژي E=hv خود را در برخورد با هسته از دست مي دهد و يک زوج الکترون - پوزيترون مي آفريند. پوزيترون ذره اي است که کليه ي خواص آن با خواص الکترون يکسان است مگر بار الکتريکي و علامت گشاور مغناطيسي آن، زيرا بار الکتريکي پوزيترون مثبت است.

توليد زوج الکترون - پوزيترون
در فرآيند توليد زوج الکترون - پوزيترون اصولي بايد محفوظ بماند تا اين پديده روي دهد. اين اصول عبارتند از بقاي انرژي نسبيتي کل، بقاي اندازه حرکت و بقاي بار الکتريکي، زيرا فوتون از نظر الکتريکي خنثي است و مجموع بارهاي الکتريکي بعد از توليد نيز بايد صفر باشد. بقاي اندازه حرکت نيز نشان مي دهد که يک فوتون نمي تواند در فضاي تهي محو شود و زوج توليد کند. چنين فرايندي با حضور يک هسته ي سنگين امکان پذير است تا بقاي اندازه حرکت و بقاي انرژي نسبيتي نقض نشود.
در ارتباط با توليد زوج، فرايند معکوسي وجود دارد که نابودي زوج ناميده مي شود. يک الکترون و يک پوزيترون مجاور يکديگر، در هم ادغام مي شوند و به جاي آن انرژي تابشي به وجود مي آيد.

نابودي زوج
امروزه مشاهده ي توليد و واپاشي زوج الکترون - پوزيترون در آزمايشگاه يک پديده ي عادي بشمار مي رود. در سال 1955 براي نخستين بار زوجهاي پروتون- پاد پروتون و نوترون - پاد نوترون در آزمايشگاه آفريده شدند.

منبع

ده آزمايش كه جهان را متحول كرد

رابرت ماتيوز
ترجمه: ع فخرياسرى

1 - هاينريش هرتز و كشف امواج راديويى
تاريخ: 1888
در سال 1888 يك جرقه سوسوزن در محيط تاريك آزمايشگاهى در آلمان نويدبخش شروع يك انقلاب فنى با ابعادى بى سابقه شد. هاينريش هرتز فيزيكدان 31 ساله در انستيتو فنى كالسروهه يك مدار الكتريكى به وجود آورده بود كه در گوشه آزمايشگاهش جرقه زد و او جرقه ديگرى را در گوشه ديگر اتاق درست روبه روى آن مشاهده كرد. هرتز وجود امواج نامريى انرژى الكترومغناطيس را نشان داد كه قادرند به سرعت نور حتى در فضاى خالى حركت كند. وجود اين امواج را فيزيكدان اسكاتلندى جيمز كلارك ماكسولى 15 سال پيش از آن پيش بينى كرده بود و از آن زمان تا به امروز به صورت اساس و پايه شبكه جهانى راديو، تلويزيون و مخابرات دور درآمده است.

2 - استانلى ميلگرام و اطاعت از قدرت
تاريخ: 1961
در ژوئن 1961 يك آگهى در روزنامه اى در ايالت كنكتيكات از خوانندگان دعوت به شركت در يك مطالعه علمى درباره حافظه كرد. آگهى را يك پروفسور 27 ساله روانشناس در دانشگاه ييل به نام استانل ميلگرام داده بود، ولى آزمايش مورد نظر واقعاً آن طور كه در بادى امر به نظر مى رسيد نبود. به كسانى كه در اين تجربه شركت داشتند گفته شده بود كه موضوع مورد نظر تاثير تنبيه بر روى يادگيرى است و آ نها را به اتاقى هدايت مى كردند كه مردى را در آنجا با سيم هاى داراى الكترود بسته بودند و گفته مى شد مى توانستند شوك هاى دردناكى به او بدهند. سپس به شركت كنندگان گفته مى شد كه فهرستى از واژه هايى كه با تداعى به دنبال يكديگر مى آمدند به صداى بلند بخوانند و هنگامى كه شاگرد مورد نظر در بازگويى آن واژه ها دچار اشتباه مى شد با هر اشتباه يك شوك الكتريكى به وى وارد كنند. اين كار به كمك كنسولى با كليد هاى مختلف از 15 تا 450 ولت صورت مى گرفت. شركت كنندگان كه با ديوارى از شاگرد جدا شده بودند مى توانستند فرياد هاى ناشى از درد او را در پى هر بار وارد شدن شوك الكتريكى به دنبال اشتباه بشنوند. با بدتر شدن وضع و زجر كشيدن شاگرد مورد نظر بسيارى از شركت كنندگان معترض شدند ولى دانشمند مسئول در پاسخ تنها مى گفت كه آزمايش بايد ادامه يابد و 65 درصد آنها هم به اين كار ادامه دادند. با بالا رفتن ميزان ولتاژ شوك هاى الكتريكى كم كم ضجه ها و فرياد ها تبديل به سكوتى شوم شدند.
تنها پس از آن كه آزمايش به پايان رسيد، حقيقت به شركت كنندگان گفته شد: اين شاگرد اصلاً يك هنرپيشه بوده و درد و رنجى در كار نبوده است. ميلگرام نشان داد كه مى توان مردم عادى را اگر تصور كنند كه مى توانند از مسئوليت شانه خالى كنند و آن را به مقامات واگذارند، به زجر دادن افراد غريبه تا حد مرگ تشويق و قانع كرد. در دهه 1960 تجربه ميلگرام آب خنكى بود بر خشم ناشى از اعمال نازى ها. همان طور كه رسوايى اخير در مورد نحوه رفتار با زندانيان عراقى نشان داد، تجربه ميلگرام هنوز هم اهميت خود را از دست نداده است.

3 - انريكو فرمى و نخستين واكنش زنجيره اى هسته
تاريخ: 1942
فكر خارج ساختن انرژى مفيد از اتم ها را برخى از برجسته ترين دانشمندان جهان از جمله اينشتين بسيار دور از دسترس مى پنداشتند تا آنكه از تجربه اى كه مخفيانه در حياط خلوتى در دانشگاه شيكاگو صورت گرفته بود خبر دار شد؟ در يك روز سرد ماه دسامبر 1942 فيزيكدان ايتاليايى و برنده جايزه نوبل انريكو فرمى كار ساخت نخستين رآكتور اتمى جهان را كه تقريباً شكل كروى داشت به اتمام رساند. اين رآكتور شامل چندين تن گرانيت و اورانيوم راديواكتيو به همراه ميله هاى مركزى از جنس كارميوم بود. اينها طورى طراحى شده بودند كه مى توانستند نوترون هاى خارج شده توسط اتم هاى اورانيوم را كه هر يك قادرند اتم هاى اورانيوم بيشترى را بشكافند، جمع آورى كنند و بدين ترتيب زنجيره اى از واكنش ها را موجب شوند كه بالقوه قابليت انفجارى دارند. هنگامى كه فرمى دستور داد ميله هاى كنترل به آرامى خارج شوند تا نوترون ها آنقدر زياد شوند كه بتوانند واكنش زنجيره اى را تداوم بخشند، رآكتور عظيم شروع به توليد نيرو كرد. فرمى گذاشت به مدت چهار و نيم دقيقه اين جريان ادامه يابد. نيروى توليد شده به زور بيشتر از نيم وات مى شد، ولى بدين ترتيب ثابت شد كه واكنش زنجيره اى واقعى است و مى توان آن را كنترل كرد. نيروى هسته اى هديه اى بود كه او به دنيا داد.

4 - تاييد نظريه جاذبه اينشتين توسط ادينگتون
تاريخ: 1919
آلبرت اينشتين صبح روز هفتم نوامبر 1919 از خواب بيدار شد و يك باره كشف كرد كه به عنوان درخشا ن ترين دانشمند جهان مورد تحسين همگان است. رسانه هاى جهانى نتايج تجربه اى را منتشر كرده كه برترى نظريه جاذبه وى تحت عنوان «نسبيت عام» را بر قانون جاذبه نيوتن با چند صد سال سابقه نشان مى داد. بر طبق «نسبيت عام» جاذبه حاصل منحنى شدن مكان و زمان است كه موجب خم برداشتن مسير اشعه نورى مى شود كه از نزديكى هرجرمى عبور مى كند. آرتور ادينگتون اختر- فيزيكدان از دانشگاه كمبريج بر آن شد كه با اندازه گيرى از كسوفى كه در تاريخ مه 1919 اتفاق افتاد از ستارگان قابل رويت در نزديكى خورشيد اين نظريه را ثابت كند. نظريه اينشتين اثر خم كننده اى در برابر آنچه كه از نظريه نيوتن انتظار مى رفت را پيش بينى مى كرد ولى اين هنوز بسيار ناچيز بود. يعنى معادل ضخامت يك تار مو كه در فاصله 14 مترى ما قرار دارد! ادينگتون پس از ماه ها تحليل تصاوير برداشته شده از كسوف اعلام كرد كه جابه جايى بسيار ناچيزى كه در محل ستارگان مشهود است نشان مى دهد كه نظريه اينشتين بر نظريه نيوتن پيروز شده است. برخى تاريخ نگاران در آن زمان و بعد ها گفتند كه گويا نتايج ادينگتون آن گونه اى كه ادعا مى كرد روشن و صريح نبودند و اين در حالى است كه ادينگتون هيچ گاه تحسين خويش از اينشتين و نظريه اش را مخفى نمى كرد. اندازه گيرى هاى بسيار دقيق تر از آن زمان تاكنون بار ها صحت پيش بينى اينشتين را تاييد كرده اند.

5 - آزمايش مايكلسون - مورلى
تاريخ: 1887
اگر در جاده اى با سرعت 70 كيلومتر در ساعت در حركت هستيد و اتومبيل ديگرى نيز با سرعت 70 كيلومتر در ساعت به سمت شما مى آيد سرعت نسبى دو اتومبيل چقدر است؟ پاسخ آسان است، اين طور نيست؟ 140 كيلومتر عقل سليم هم اين را مى فهمد. با اين وجود در سال 1887 آلبرت مايكلسون و ادوارد مورلى نشان دادند كه «عقل سليم» را با شعاع نورى كارى نيست .آنها در پى يافتن «اتر» بودند، ماده اى كه گفته مى شد عالم پر از آن است و تنها به خاطر آن است كه نور مى تواند در خلا حركت كند. آنها نتوانستند هيچ اثرى از «اتر» بيابند ولى كشف كردند كه نور صرف نظر از آن كه بيننده نسبت به آن چگونه حركت مى كند همواره سرعت يكسانى دارد. اين نتيجه گيرى برخى از دانشمندان را بر آن داشت كه مطرح كنند تقصير به گردن ابزار مورد استفاده از آزمايش است و ساختمان اتمى آن با حركت زمين در فضا دستخوش تغيير مى شود. يك كارمند جوان اداره ثبت اختراعات در سوئيس به نام اينشتين تصور مى كرد كه پاسخ اين سئوال را مى دانست. او چنين استدلال مى كرد كه سرعت نور از جمله سرعت هاى معمولى نيست، بلكه يك ثابت جهانى و براى تمام بينندگان يكسان است. اين فكر او را به سمت نظر نسبيت خاص راهنمايى كرد كه شامل حال همه چيز از الكترونيك تا mc2 = E مى شد.

6 - دالى گوسفند زاده شده از كلون
تاريخ: 1997
در فوريه 1997 تصوير يك گوسفند بر صفحات نخست روزنامه ها در سرتاسر جهان ظاهر گرديد. اين گوسفند كه نامش دالى بود نخست كلون حيوان بالغ ديگرى بود: رونوشت ژنتيكى كاملى از DNA خارج شده از يكى از سلول هاى يك گوسفند ماده. چند ماه بعد همين تيم دانشمندان از موسسه روسلين در اسكاتلند دو بره ديگر زاده شده از كلون به نام هاى مولى و پولى را معرفى كردند كه DNA آنها به وسيله مهندسى ژنتيك از يك انسان منتقل شده بود و لذا شير آنها حاوى نوعى ماده لخته كننده خون بود كه در درمان هموفيلى كاربرد داشت. اين نخستين تجربيات همچون گام هاى بزرگى به سمت «داروسازى» به معناى توليد انبوه تركيبات دارويى سودمند براى انسان توسط حيواناتى كه به همين منظور «كلون» شده اند مورد تحسين و تمجيد قرار گرفتند. ليكن بعد ها معلوم شد كه دالى تنها مورد موفق از ميان 300 مورد تلاشى بود كه در انستيتو روسلين براى «كلون» كردن جنين حيوانات صورت گرفت. دالى در سال 2003 در حالى كه تنها نيمى از عمر طبيعى اش را پشت سر گذاشته بوده درگذشت، در حالى كه به دنبال خودنگرانى عميقى درباره استفاده از تكنيك «كلون» براى خلق همه چيز از موش آزمايشگاهى تا انسان هاى «كامل» بر جاى گذاشت. اين نگرانى ها پايايى تجارى آن را نيز زير سئوال برد.

7 - اوسوالد آورى و DNA
تاريخ: 1944
زيست شناسان فرانك كريك و جيمز وات معمولاً به عنوان كسانى كه راز حيات در شكل DNA موجود در سلول هاى زنده را كشف كردند شناخته مى شوند ليكن «سرنخ اساسى و مهمى كه آنها را متوجه اهميت DNA ساخت نتيجه آزمايشاتى بود كه اوسوالد آورى و همكارانش در دانشگاه راكفلر در نيويورك انجام داده بودند. سال ها دانشمند DNA را به اين دليل كه بيش از اندازه براى توضيح تنوع خيره كننده جهان ساده است رد مى كردند و در عوض بر اين گمان بودند كه اين پروتئين ها هستند كه اطلاعات ژنتيكى را منتقل مى كنند. ليكن آورى و همكارانش نشان دادند كه همه در اشتباه بودند. در سال 1944 پس از سال ها آزمايشات توان فرسا بر روى باكترى ها نشان دادند كه انتقال DNA از يك ميكروب به ديگر موجب مى شود كه صفاتش نيز منتقل شود. خيلى ها با اين شواهد به شدت مخالفت كردند ولى كريك و واتسون بر آن شدند كه اين رشته حياتى را دنبال مى كنند كه حاصل آن جايزه نوبلى بود كه نصيب اين دو گرديد. جالب است كه بدانيم تنها نتيجه مخالفت منتقدين محروم شدن آورى از جايزه نوبل بود!

8 - جورج مندل و وجود ژن ها
تاريخ: 1857
نظريه داروين درباره تكامل در درك ما از زندگى بر روى زمين تحولى به وجود آورد. ليكن اين فكر كه چگونه صفات در ميان نسل ها انتقال مى يابد همواره فكر داروين را مشغول مى داشت. در سال 1857 يك كشيش و راهب اتريشى به نام جورج مندل پاسخ اين پرسش را يافت. او با آزمايشات دقيقى بر روى گياهان نشان داد كه هر دو والد گياه به يكسان صفاتى را به فرزند خويش منتقل مى كنند و همين قانون بسيار ساده است كه تنوع گسترده اى از تركيبات بين صفات را موجب شده است. از اين مهم تر او كشف كرده كه صفات با يكديگر تركيب نمى شوند بلكه متمايز از يكديگر باقى مى مانند. گياهان بلند و كوتاه همواره گياهانى را به وجود مى آورند كه همواره در يكى از اين مقوله قرار مى گيرند و نه بين آن دو. اين نشان داد كه صفات مذكور به صورت دستجات مشخص و مجزايى به ارث مى رسند كه بعدها آنها را ژن خواندند ليكن جالب اينجاست كه اهميت يافته هاى مندل تا اوايل سده بيستم ناشناخته باقى ماند.

9 - ادوارد جنر و واكسيناسيون
تاريخ: 1796
در سال 1980 «سازمان جهانى بهداشت» بيانيه شگفتى آورى را منتشر ساخت. آبله بيمارى ويروسى كه زمانى سالانه يك ميليون تن را به هلاكت مى رساند از كره زمين محو شده بود. نخستين پيروزى كامل و تمام عيار بر يك بيمارى همه گير نتيجه مستقيم شايد مهم ترين آزمايشى بود كه تاكنون صورت گرفته است. اين آزمايش دويست سال قبل توسط پزشكى اهل گلوكستر شاير صورت گرفت. قرن ها بود كه پزشكان در آسيا متوجه شده بودندكسانى كه در معرض بيمارى آبله بودند، گاه مى توانستند در برابر آن محافظت شوند. در اوايل سده هجدهم اين فكر توسط بانو مرى ورتلى مونتاگو، همسر ديپلماتى در تركيه به انگلستان آورده شد. وى طرفدار «آبله اى» كردن عمدى مردم با استفاده از مقدار بسيار كمى از بافت آلوده بود. اگرچه اين شيوه تا اندازه اى موثر بود ولى هنوز از هر هشت نفر كه مبادرت به اين كار مى كردند يكى به خاطر ابتلا به آبله كشته مى شد. جنر در فكر آن بود كه ببيند مى توان مردم را با قرار گرفتن در معرض آبله گاوى كه بيمارى ظاهراً مرتبط با آبله انسانى و بى ضرر است در برابر بيمارى آبله انسانى محافظت نمود. در 14 مه 1796 جنر مواد آلوده به آبله گاوى را وارد بريدگى روى بازوى كودك هشت ساله اى به نام جيمز پيپس نمود. پس ازگذشت ده روز پيپس دچار تب خفيف و سپس تاول هاى چركى شبيه آبله گرديد. سپس در اول جولاى جنر كودك را «آبله اى » نمود كه حاصل آن بود كه به هيچ وجه دچار بيمارى و عوارض آن نشد.
ظرف چند سال «واكسيناسيون» (كه در لاتين از لغتى به معناى گاو گرفته شده) در انگلستان و خارج از آن كاملاً رواج يافت. اين كه دقيقاً واكسيناسيون چه مى كند تا زمان پى بردن به سيستم ايمنى ناشناخته باقى ماند. امروز مى دانيم كه سلول هاى اين سيستم توسط واكسن آموزش مى بينند تا بتوانند هرچه سريع تر مهاجمين را پيدا كنند. جنر خود بر اين باور بود كه اين موضوع به هر حال به تعامل بين بدن و آنچه كه او «ويروس» آبله گاوى مى خواند مربوط مى شد. در واقع واژه ويروس كه امروز هم به كار مى بريم توسط ادوارد جنر ابداع گرديد.

10 - پاستور و ميكروب
تاريخ: 1860
در سال 1860 شيميدان برجسته فرانسوى لويى پاستور مبادرت به انجام آزمايشى با استفاده از لوله هايى با اشكال عجيب و غريب نمود كه نه تنها تصورات قرون وسطايى در مورد حيات را كنار زد بلكه علت حقيقى بيمارى ها را نيز آشكار ساخت. قرن ها تصور مى كردند كه حيات خود به خود از ماده مرده مثل گوشت در حال فساد به وجود مى آيد. پاستور اين تصور را خيالى بيش نمى دانست در عوض بر اين باور بود كه آنچه كه ما مى بينيم در واقع آثار ناشى از ميكروب هاى غيرقابل ديدن يا به اصطلاح ژرم در هواست.
او براى اثبات اين نظر خويش لوله هاى آزمايش را پر از شيره گوشت پخته و جوشيده شده كرد كه هريك تنها از طريق لوله اى به شكل S با هواى بيرون رابطه داشت. برطبق نظريه ايجاد خود به خودى حيات اين اتفاق بايد پس از مدت كوتاهى به شكلى معجزه آسا رخ دهد. ولى پس از ماه ها انتظار چنين اتفاقى رخ نداد. اين براى پاستور كاملاً معنى دار بود. جوشاندن موجب كشته شدن هر ژرمى كه در شيره گوشت وجود داشت شد و ژرم هاى جديد نيز به دليل دهانه هاى لوله اى S مانند نتوانستند خود را به آنجا برسانند.
طرفداران ايجاد خود به خودى حيات كوشيدند با اين ادعا كه جوشاندن به هر صورت و به هر نحوى آن «نيروى حياتى» اسرارآميز موجب بروز حيات را از ميان برده موضوع را پاسخ دهند ليكن پاستور جلوتر از آنها بود. او بعضى از دهانه هاى شيشه اى S شكل را شكست و منتظر ماند. بر طبق نظريه ايجاد خود به خودى حيات هيچ اتفاقى نبايد مى افتاد چون نيروى حيات مرده بود. ولى شيره گوشت به تدريج كدر شد چه ديگر مانعى بر سر راه ميكروب ها براى رسيدن به محتويات درون لوله هاى آزمايش نبود. پاستور ثابت كرد كه نيروى حيات در واقع افسانه اى بيش نيست. از سوى ديگر آزمايش وى مبين قدرت ميكروب هاى غيرقابل ديدن نيز بود. او بلافاصله از اين كشف خويش در عمل استفاده كرد و با اين كار صنعت ابريشم فرانسه با ابداع آزمونى براى يافتن كرم هاى ابريشم آلوده به اين ژرم ها سود بسيار برد.

منبع

از گذشته های خیلی دور انسان برای جهت یابی راه خود از یکی از باارزش ترین اجرام آسماني یعنی ستاره قطبی

زمين دور محوري مي چرخد که اگر اين محور را به سمت شمال امتداد دهيم در فاصله بسيار دوري به ستاره قطبي خواهيم رسيد. فاصله سباره قطبي از منظومه شمسي ما آنقدر زياد است که مدار گردش زمين دور خورشيد مانند چرخش يک نقطه بسيار ريز مي ماند. اگر فردي در قطب شمال زمين ايستاده باشد ستاره قطبي را درست بالاي سر خود خواهد ديد. البته امتداد محور چرخش زمين در فضا ثابت نيست و در يک دوره ۲۶ هزار ساله دور يک دايره مي چرخد. بطوريکه تا ۲۰۰۰ سال ديگر امتداد محور چرخش زمين به ستاره ديگري به نام نسر واقع (وگا) ختم مي شود و پس از يک دوره ۲۶۰۰۰ ساله دوباره امتداد محور چرخش زمين با ستاره قطبي فعلي منطبق مي شود.
http://forum.p30world.com/showpost.php?p=808702&postcount=18

آيا بدن براي مبارزه و دفع همه ي آنتي ژن هاي موجود در محيط اطراف كه ممكن است به بدن وارد شده و بيماري

آيا بدن براي مبارزه و دفع همه ي آنتي ژن هاي موجود در محيط اطراف كه ممكن است به بدن وارد شده و بيماري ايجاد نمايند، آنتي بادي هاي پيش ساخته و از پيش آماده اي در اختيار دارد؟ اگر پاسخ شما منفي است پس بدن چگونه مي تواند با اين تنوع بالاي آنتي ژن هاي بيماريزا در طبيعت مقابله و آنها را دفع نمايد؟

خير.

توليد آنتي بادي در بدن مربوط به نوعي بازآرايي در سطح DNA مي باشد. ژن كد كننده ي آنتي بادي (ايمنوگلوبولين) از چندين بخش تشكيل شده است كه بخش داراي تنوع آن خود داراي بالغ بر 300 قطعه مي باشد و براي ساخت هر ايمنوگلوبولين براي هر آنتي ژن از يكي از اين قطعات استفاده مي گردد.

بازآرايي در سطح DNA‌ در هنگام توليد لنفوسيتها (سلولهاي از بين برنده ي آنتي ژنها) سبب مي شود كه براي هر لنفوسيت يك رشته ي DNA‌ خاص باقي بماند و بقيه حذف شوند. اين رويداد در زمان جنيني اتفاق افتاده و تكميل مي شود و هر سلول لنفوسيت قادر است تنها يك آنتي بادي براي مقابله با يك نوع آنتي ژن احتمالي توليد كند.

از آنجايي كه اين بازآرايي كاملا اتفاقي است در دوران بلوغ بدن ما داراي مجموعه ي وسيعي از قطعات DNA‌ (بسته بندي شده در سلولهاي لنفوسيتي) خواهد بود كه قادرند براي مقابله با آنتي ژن هاي احتمالي رونويسي و ترجمه شوند و بدن را در مقابله بيماريها حفظ نمايند.

همچنان در صورت عدم ورود آنتي ژن مناسب به بدن، تعداد زيادي از اين تنوع ژني در نظر گرفته شده براي مهاجم هاي احتمالي مي تواند تا آخر عمر دست نحورده و بدون استفاده باقي بماند.

بنابراين بدن براي همه ي آنتي ژن هايي كه ممكن است آن را مورد حمله قرار دهند آنتي بادي پيش ساخته ندارد ولي از دوران جنيني و در نتيجه ي بازآرايي ژن هايي كه در فرايند تكامل لنفوسيتها دخالت دارند داراي تنوعي از رشته هاي DNA‌ كد كننده ي آنتي بادي شده است كه در مواجهه با پروتئين هاي مهاجم و به تناسب آنها مي تواند رونويسي شده و محصول آن (آنتي بادي) براي دفع اين پروتئين هاي مهاجم به كار گرفته شود.

گر فضانوردان بدون تجهیزات مخصوص از فضاپیما خارج شوند چه روی می دهد؟

اگر انسان بدون پوشش مخصوص وارد فضا شود ظرف پانزده ثانیه بیهوش میشود و مغز او در مدت 4 دقیقه نابود میشود. حداقل دما در یک روز سرد زمستان در مناطق مسکونی زمین20-30 درجه زیر صفر است است، اما در فضا این دما میتواند به کمتر از 100درجه زیر صفر هم برسد؛ با وجود این اختلافات دمای فاحش، خیلی مهم است که فضانوردان لباس محافظ را قبل از خارج شدن از ایستگاه فضایی یا شاتل بپوشند.

در صورتی که انسان بدون حفاظ وارد فضا شود، به سرنوشت دردناکی دچار خواهد شد. اگر شخص بلافاصله بر اثر بمباران شهاب سنگهای ریز کشته نشود، مسلما کمبود اکسیژن او را از پای در خواهد آورد. در جایی که فشار جو تقریبا برابر صفر است، تمامی گازهای بدن منبسط شده و از منافذ آن بیرون خواهند زد، در عرض 15 ثانیه شخص بی‌هوش خواهد شد و پس از 4 دقیقه خواهد مرد.

پس از این ، نوبت سرما و گرماست. انسانها تنها قادر به تحمل گستره کمی از دماهای بالاتر و پایینتر از دمای عادی بدن (37 سانتیگراد) می‌باشند، اما در فضا گستره دماها وحشتناک است. در قسمتی که نور خورشید نمی‌تابد، دما می‌تواند تا منهای 25 درجه سانتیگراد کاهش یابد، در حالی که در محل تابش نور خورشید، دما ممکن است به بالاتر از 250 درجه سانتیگراد برسد. علاوه بر اینها ، محافظت در برابر تابش مرگبار خورشید نیز لازم است. حتی مقادیر کم آن طی یک مأموریت ، می‌تواند برای کشتن فرد کافی باشد.

طبق برآوردهای انجام شده ، در صورتی که یک زن فضانورد محافظت نشده ، 200 ساعت فعالیت برون ناوی در مدار زمین داشته باشد، احتمال ابتلای او به سرطان سینه 0.3 درصد بیشتر از سایرین خواهد شد. در نهایت ، مسأله فشار هوا پیش می‌آید. حدود 70 درصد بدن انسان را آب تشکیل می‌دهد، که اگر در معرض فشارهای بسیار پایین قرار گیرد، تمامی این مایعات شروع به جوشیدن می‌کنند. در ابتدا بدن شخص ورم می‌کند و در نهایت عملا یخ زده و خشک می‌شود.

چرا ذغال با اين كه مثل الماس دقيقا از كربن خالص ساخته شده ولي استحكام الماس رو نداره؟

گرافيت (ذغال خالص) و الماس هر دو از اتمهاي كربن بوجود آمدن اما در الماس هر كربن با چهار اتم كربن ديگه با پيوند هايي بطول1.54 آنگستروم و با زاويهء 109.28' و با هيبريداسيون SP3 يك نوع ساختار فضايي بسيار فشرده و مستحكم رو بوجود اورده.

اما در گرافيت پيوندها مثل الماس فضايي نيست و هر اتم كربن با تنها 3 اتم ديگر پيوند برقرار كرده و ساختاري ورقه اي رو بوجود اورده كه طول اين پيوندها هم 1.42 آنگستروم هست و هيبريداسيون اتمهاي كربن در گرافيت بصورت SP2 هست.اين ورقه ها که به وسيله نيروهاي ضعيف واندروالس و لاندن نزديك هم نگه داشته شده هستند، نوعي از پيوندهاي لاندن به نام دوقطبيهاي لحظه اي رو هم بين خودشون دارن كه مثل قطبهاي مثبت و منفي موقت باعث كنار هم باقي موندن دو ورقه ميشه. اما به محض وارد شدن كوچكترين ضربه اي در جهت افقي به اين لايه هاي قطبهاي مثبت يا منفي لحظه اي نزديك هم قرار ميگيرن و نيروي دافعه ي بين اونها باعث از هم پاشيده شدن و ناپايداري ورقه هاي گرافيتي ميشه. نتيجه اينكه هر اتم يك اربيتال تك الكترون غير پيوندي داره.از طرفي پيوند بين لايه ها(ورقه ها) ضعيف و از نوع واندروالس لاندن هست پس لايه ها براحتي روي هم ميلغزند و موجب سست شدن گرافيت شدن.

http://forum.p30world.com/showpost.php?p=760230&postcount=4

چرا رنگ سفيده تخم مرغ بر اثر حرارت ديدن از بيرنگ و شفاف به سفيد تغيير پيدا مي كنه

اول راجع به سفيدهء تخم مرغ چند نكتهء مهم بگم بعد دليلش
1-جنس سفيده از 90 درصدآب باضافهء بيش از 9 درصد پروتئين و كمتر از 1 درصد كربوهيدرات و چربي و ... هست
2- پروتئين سفيده در حالت مايع در آب محلول هستند و و در حالت پخته شده در آب نامحلولند
3-نوع پروتئينهاي موجود در سفيده عبارتند از آلبومين(دو نوع آلبومين سرجمع حدود 66درصد)+اواموكويد+اواموسين+ل يزوزيم+آويدين+اووگلوبولين+� �لاووپروتئينها...
متاسفانه من در بعضي از منابع درصد هاي اشتباهي هم ديدم كه صحيحش همين بود و بايد دونست كه در نمودارهاي ارزيابي كيفيت پروتئين موجود در موادغذايي، هميشه تخم مرغ در بالاترين حد يعني 100 قرار دارد و بعنوان استاندارد مرجع براي سنجش پروتئين ساير غذاها استفاده مي شود.

بزبان ساده در اثر حرارت چون اسيدهاي آمينه(كه واحدهاي سازندهء پروتئين هستند) تغيير فرم ميدن باعث ميشه كه مولكولها بنحوي قرار بگيرند كه نور از سفيده عبور نكنه و مات و بتدريج سفيد رنگ بنظر بياد چيزي شبيه تغيير آرايش مولكولهاي آب در يخ
البته اينجا بحث انعقاد اسيدهاي آمينه و پروتئين سفيدهء تخم مرغ هست

براي اينكه اشتباه يا سوء تفاهمي پيش نياد اينو بگم كه بخشي از مات بودن سفيدهء تازه مربوط ميشه به گاز دي اكسيد كربن سفيده كه البته هر چي مونده تر باشه گازش بيشتر در ميره و شفاف تر بنظر مياد كه يكي از راه هاي تشخيص موندگي تخم مرغ همينه

پاسخ سوال:
علت همونطور كه اشاره شد دناتوره و خراب شدن پروتئين هاي سازنده سفيده تخم مرغ به نحوي برگشت ناپذير هست. در حالت نپخته اين رشته هاي پروتئيني بيشتر با پيوندهاي ناپايداري كه سبب تشكيل دومين ساختار فضايي پروتئين ها ميشن در كنار هم به نحوي نگه داشته شده هستن كه عبور نور از اين ايزومرهاي فضايي رو امكان پذير مي كنه و سبب ميشه رنگ سفيده شفاف به نظر برسه. اين پيوندها شامل همون پيوندهاي معروف هيدروژني، كوالان هاي لحظه اي، يوني هاي لحظه اي و ساير پيوندهاي معمول از اين دست هستند.
ولي بر اثر حرارت ديدن ساختار فضايي رشته هاي پروتئيني بر اثر تحمل انرژي اضافه به فرمهايي در ميان كه زمينه رو براي تبديل پيوندها به انواع پايدار فراهم مي كنه. مثلا پيوندهاي دي سولفيدي برقرار شده بين دو تا عامل غير پروتئيني سولفيد كه در بعضي رشته هاي پروتئيني مشاهده ميشه و اين دو عامل در حالت عادي به دليل وجود ساير عوامل پروتئيني در رشته دور از هم نگه داشته ميشن تا سبب به هم چسبيدگي و رسوب و دناتوره شدن پروتئين ها نشن. ولي با وارد آوردن حرارت اضافي و در واقع انرژي اضافه به رشته هاي پروتئيني گردش اونها طوري تغيير مي كنه كه عوامل سولفيدي در كنار هم قرار ميگيرن و با ايجاد پيوندهاي قوي دناتوره شدن پروتئينها رو سبب ميشن كه اين يكي از اتفاقات احتمالي در طول اين فرايند هست.
دومين احتمال هم شكسته شدن پيونهاد هيدروژني و جايگزيني اونها با پيوندهاي كوالان لحظه اي يا دائمي هست.
منبعhttp://forum.p30world.com/showpost.php?p=747815&postcount=2

51 اطلاعات از نمونه های شگفتیهای جهان

قدیمی ترین آثاری که از انسانهای اولیه بدست آمده اسکلتی بوده در غاری در تانگانیا در افریقا که مربوط به ششصد هزار سال پیش میباشد.

بلند قدر ترین انسان معاصر شخصی بوده بنام روبرت پرشیگ که قد وی 70/2 متر بوده است. این شخص در پانزده ژوئیه 1940 در میشیگان وفات یافت – در حال حاضر شخصی بنام آلبرت یوهان کرامر هلندی دارای قدی معادل 54/2 متر میباشد- بلند قد ترین زن تاریخ خانمی بوده بنام ماریان وهد که 55/2 متر قد داشته وی متولد 1866 بوده است.

پر اولادترین مادران خانمی بوده است بنام فئودور و اسیلت که 29 بار باردار شد و 69 فرزند بدنیا آورد – خانمی بنام بتی هال که 94 سال دارد دو ندیده دارد، تعداد فرزندان و نوه ها و نتیجه های او 256 نفر میباشند.

در 9 ژانویه 1960 خانم آلمانی بنام آمازوگومر 7 قلو زائید (5دختر و 2پسر) – همچنین در 1918 در نیجریه نیز مادری 7 قلو زائید- اولین دوقلوی بهم چسبیده ماری و آلیز چالکورنیت هستند که در 1550 در بیدندن انگلستان متولد شدند و 34 سال عمر کردند – دو قلوهای بهم چسبیده سیامی (چانک و اونک) که در 1811 متولد شدند با دو خواهر (سارا و آدلائید) ازدواج کردند و صاحب 19 فرزند شدند و 17 ژوئیه 1874 در 62 سالگی با فاصله 3 ساعت از همدیگر فوت کردند- عجیب ترین زایمان دو قلو در سال1846 در استراسبورک فرانسه بود که فاصله ما بین دو زایمان 137 روز طول کشید – مادری که رکورد دو قلو زائیدن را شکسته خانمی از اهالی سیسیل است که 11 بار دوقلو زائیده است.

پر وزن ترین نوزاد جهان در سوم ژوئن 1961 در جنوب ترکیه متولد شد و 880/10 کیلوگرم وزن داشت – سبک ترین نوزاد جهان نیز در 1938 در انگلستان بدنیا آمد که فقط 283 گرم وزن داشت.

در هفتم دیماه 1366 نوزادی دو سر که دارای دو قلب چهار ریه دو معده و دو ستون فقرات بود در تهران متولد شد و فقط یک ماه و نیم زنده بود.

عنوان درازترین و سنگین ترین پستاندار همین طور بزرگترین حیوانی که تا بحال ثبت شده متعلق به نهنگ آبی است. درازترین نمونه نهنگ که رکورد آن ثبت شده نهنگ ماده ای است که در جزایر فالکلند در سال 1909 به خشکی آورده شده است درازا و طول این نهنگ حدود 33 متر بوده است. در سی ام مارس 1947 نیز توسط یک کشتی صید نهنگ در جنوب اقیانوس آتلانتیک نهنگی صید شد که وزن آن 209 تن بود. قلب این نهنگ 700 کیلوگرم و زبان آن 72/4 تن بود بد نیست بدانید که یک نهنگ با اندازه معمولی در طول ماههای تابستان روزانه بیشتر از 3 میلیون کالری مصرف میکند.
در ضمن بلندترین صدا هم مربوط به نهنگ آبی است آنها وقتی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند صدائی تولید میکنند که قدرت آن حدود 188 دسیبل است. این بلند ترین و پرقدرت ترین صدائی است که از یک موجود زنده خارج میشود قدرت و شدت این صدا در حدی است که از 530 مایل دورتر قابل کشف و دریافت است.

درازترین گردن از آن زرافه است که طول گردن آن به 78/5 متر نیز میرسد.

بزرگترین پستاندار خاک زی فیل است که وزن آن تا 5/6 تن میرسد.

کوچکترین پستاندار نیز موشی است بنام دراز پوزه که فقط 4 سانتی متر طول دارد.

سریع السیر ترین حیوان یوزپلنگ است که سرعت آن تا 145 کیلومتر در ساعت رسیده است.

بزرگترین گوشتخوار آبی نهنگ ماهی است (8/19 متر درازا) – و بزرگترین گوشتخوار خشکی خرس قهوه ای آلاسکا است (725 کیلوگرم وزند).

تنها پستاندار پرنده خفاش است.

عجیب ترین پستاندار زمین کانگرو میباشد.

طولانی ترین دوره حاملگی پستانداران در فیل هندی است (2 سال و یکماه) – و کوتاه ترین دوران حاملگی از آن پستانداری است بنام اوپوسوم (12 روز).

بزرگترین پرنده روی زمین شترمرغ است اما قادر به پرواز نیست. نوعی از این پرنده یافت شده که 5/156 کیلوگرم وزند داشته است.

طولانی ترین عمر دربین پرندگان از آن کلاغ است که بیش از صد سال نیز عمر میکند (طوطی نیز تا 73 سال عمر میکند.)

بزرگترین تخم پرندگان متعلق به شتر مرغ است (تا 67/1 کیلوگرم) – و کوچکترین تخم مرغ متعلق به مگس خوار است (14 میلی گرم)

طولانی ترین دوره روی تخم خوابیدن متعلق به مرغابی است (75 تا 82 روز) و کوتاهترین دوره از آن دارکوب میباشد (10روز)

بزرگترین مروارید جهان 116 میلی گرم وزن دارد.

در بین جانوران لاک پشت با بیش از 152 سال بالاترین سن را داشته است – فیل آسیایی 78 سال – خرس و روباه و اسب 50 سال – زنبور طلائی 6 هفته – پروانه 2 ماه – مگس چهار ماه – پشه 6 ماه – زنبور عسل یکسال.

گرانترین گربه جهان گربه ای بوده متعلق به یک بانوی امریکائی که در لندن مبلغ 5880 پوند قیمت گزاری شد.

با اینکه خورشید 000/300/1 مرتبه از زمین بزرگتر است در مقایسه با تعداد زیادی از ستارگان بسیار کوچک میباشد.

فاصله سیارات و ستارگان را در کهکشان به سال نوری اندازه میگیرند و آن عبارتست از 365×24×60×60×300000 کیلومتر – ستارگانی هستند که میلیونها سال نوری از ما فاصله دارند.

اگر بتوانیم در هر دقیقه 300 ستاره در آسمان بشماریم برای شمردن تمام آنها 3500 سال عمر لازم است.

در کهکشان ما یکصد میلیون خورشید وجود دارد و میلیونها منظومه.

هر میلیمتر مکعب خون 7500 گلوبل سفید و 5000000 گلبول قرمز دارد – و هر قطره آب محتوی هزاران جانو زنده است.

از هر ششصد میلیون کرده آسمانی در یکی از آنها امکان زندگی هست با این حساب میلیاردها سیاره مسکونی میباشند که زمین یکی از آنهاست. (از مجموعه سیارات منظومه شمسی فقط کرده زمین مسکونی میباشد)

تاریخ پیدایش زمین را 15 میلیارد سال قبل تخمین میزنند.

محور حرکت وضعی زمین نسبت به خط قائم 23 درجه و 27 دقیقه انحراف دارد، کوچکترین تغییری در این انحراف ایجاد شود باعث بروز اختلالات آب و هوائی و زندگی موجودات و حتی از بین رفتن حیات در کره زمین خواهد شد.

لایه ازن که در جو وجود دارد اشعه ماوراء بنفش خورشید را جذب میکند، از بین رفتن لایه ازن برابر است با از بین رفتن حیات در کره زمین .

3 چهارم موجودات روی زمین را حشرات تشکیل میدهند.

در فاصله 8000 سال نوری از زمین کراتی وجود دارند که دارای حجم فشرده شگفت انگیزی میباشند بطوریکه حجم یک قاشق فرضی آنها میلیونها تن وزن خواهد داشت.

اولین علائم رادیوئی که ساکنان زمین از کرات دیگر دریافت کرده اند از کره مریخ بوده است.

جدید ترین سیستم فیلمبرداری پزشکی در کانادا ابداع شده است بنام V1 که تصویرهای گرفته شده از سلولهای بدن را سه بعدی نشان میدهد.

کمپانی توشیبای ژاپن شبکیه مصنوعی چشم ساخته است که مانند شبکیه طبیعی علائم نوری را دریافت میکند اما قادر به تشخیص رنگها نیست.

نخستین ایستگاه فضائی بنام میر (صلح) در 1986 بوسیله روسها در فضا ایجاد شده است.

دورترین جرم فلکی که تاکنون رصد شده است در دب اصغر است که چهارده میلیارد سال نوری با زمین فاصله دارد.

یک کلکسیونر فنلاندی مجسمه لنین را که پس از تحولات شوروی در میدان سرخ مسکو پائین کشیده شد به مبلغ صد هزار دلار خریداری کرد.

بزرگترین آرشیو الکترونیکی ضبط اطلاعات کامپیوتری معادل با 7 گیگا بایت توسط یک کمپانی ژاپنی به بازار عرضه شد.

سرعت حرکت چرخشی زمین به دور خود در استوا 1667 کیلومتر در ساعت است که این سرعت در هر قرن 30 ثانیه کاهش میابد.

برای ساختن مصالح جدید مانند ابر هادی ها ترکیبات بسیار سمی دانشمندان تصمیم گرفته اند از روبوت ها (آدمک های مصنوعی) استفاده کنند.

الکترونیکهای ضد چرت که به بازار عرضه خواهند شد دستگاههای کوچکی هستند که در پشت گوش نصب میشوند و به محض خم شدن سر آزیری را به صدا در می آورند که برای رانندگان بیابانی مناسب است. (قابل توجه کارمندانی که پشت میز چرت میزنند.)

نخستین تلسکوپ برای دریافت علائم موجودات زنده در کرات آسمانی در آرژانتین بکار گرفته شد.(ماه مه1990)

کلینیکی در انگلستان دایر شده که در مقابل دریافت 600 دلار جنس نوزاد را به میل والدین تغییر میدهد. (دسامبر 1991)

در چین ساعتی به بازار عرضه شده است که قاب زیرین آن پوشیده از نوعی خاک کمیاب است که مانند طب سوزنی علاوه بر نشان دادن وقت بعضی از ناراحتیهای معده و عصبی را نیز درمان میکند. (نوامبر 1991)

سیاره زهره دارای آتشفشان فعال میباشد.

آدم آهنی جدید (روبوت) در ژاپن ساخته شده که میتواند بارهای سنگین را بلند کرده و با سرعت 2 کیلومتر در ساعت حرکت کند.

دستگاه جدیدی در ژاپن ساخته شده است که به مچ دست بسته میشود و بوسیله ارتباط با ماهواره ، شخص دارنده آن را در هرجای دنیا که باشد پیج میکند.

ستاره شناسان انگلیسی در منچستر سیاره جدیدی را خارج از منظومه شمسی که در کهکشان (ساجی تریوس) قرار دارد کشف کرده اند و بنام ستاره نیترونی نامیده اند. این نخستین کشف سیاره خارج از منظومه شمسی است (آگوست 1991)

در اوایل سال 2003 میلادی دانشمندان اروپایی با آزمایشات بیولوژیکی توانستند نوزادی شبیه انسان را بوجود آورند، این عمل با اعتراضات شدید مجامع مذهبی و سپس مجامع مختلف انسانی روبرو گردید. اما شبیه سازی بوسیله دانشمندان ادامه دارد.

منبع

دکوراسیون 02





دکوراسیون 01



























آیا میدانید ؟

آيا مي دانيد که ...؟!!
*انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک مي زند!
*خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمينه!
*يک گالن روغن سوخته، مي‌تواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند!
*ناخن‌هاي انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخن‌هاي پا رشد مي‌کنند!
*حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسي، در كلمات بكار مي‌رود در حاليكه حرف Q كمترين كاربرد را دارد!
*خوردن يك عدد سيب اول صبح، بيشتر از يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگي مي‌شود!
*دلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يك چشمشان را باز مي‌گذارند!
*قديمي‌ترين آدامسي كه جويده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پيش بوده است!
*اسكيمو‌ها هم از يخچال استفاده مي‌كنند، منتها براي محافظت غذا در مقابل يخ زدن!
*سرعت آب دهاني كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!
*۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول مي‌كشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
*جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشك‌ريزي شما مي‌شود!
*در تايوان بشقاب‌هاي گندمي درست مي‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم مي‌خورند!
*يك‌چهارم استخوان‌هاي بدن، در پاي او قرار دارد!
*اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!
**غير ممکن است که بتواني با چشمان باز، عطسه کني!
**56% افرادي كه دست چپ هستند، تايپيستند.
**اگر مي‌خواهي از آرواره يک تمساح جان سالم به در ببري، انگشت‌هايت را در چشمانش فرو کن. فوراً به ‌شما اجازه مي‌دهد كه فرار كني!
**وقتي شخصي در سريلانکا سرش را از طرفي به طرف ديگر تكان مي‌دهد، يعني «باشه»!
**يکي از شگفتي‌هاي رياضي اين است‌ که وقتي عدد 111111111 را در خودش ضرب كني، جواب خواهد شد: 12345678987654321
**«Dreamt» تنها كلمه‌ايست که در زبان انگليسي با mt تمام مي‌شود!!
**«يويو» اولين بار به عنوان يک سلاح در فيليپين استفاده مي‌شد!
**در واشنگتن‌ بيشتر از مردمانش، تلفن وجود دارد.
اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان ميابد
شما نميتوانيد با حبس نفستان ، خودكشي كنيد
محال است كه آرنجتان را بليسيد
خوكها به لحاظ فيزيك بدني ، قادر به ديدن آسمان نيستند
هر خال "شاه" در بازي ورق ، نشانه يكي از پادشاهان بزرگ تاريخ است
             خال گشنيز : اسكندر كبير
             خال پيك : شاه‌ديويد
             خال دل : شارلماني...امپراتور فرانسه بزرگ
             خال خشت : ژوليوس سزار
تنها غذايي كه فاسد نميشود عسل است
قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند
استفاده از هدفون در هر ساعت ، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد
 آيا ميدانستيد که تقريبا 300 متر مكعب گاز هليم ميتواند يك انسان را از روي زمين بلند كند
- آيا ميدانستيد که كرمهاي ابريشم در پنجاه وشش روز هشتاد و شش هزار برابر خود غذا ميخورند
- آيا ميدانستيد که تيز پروازترين حيوانات جهان پرندگانياند كه «پرستوك» ناميده ميشوند پرستوك دم خاردار كه در آسيا زندگي ميكند ، قادر است با سرعتي بيش از صد و شصت كيلومتر در ساعت پرواز كند و با بالاترين ميزان سرعت يك قطار سريعالسير رقابت كند
- آيا ميدانستيد که كره مريخ با سرعت 240 كيلومتر درساعت به دور خورشيد ميچرخد
- آيا ميدانستيد که هرچه از مركز زمين فاصله بگيريم نيروي جاذبه كمتر مي شود، در نتيجه وزن كاهش مي يابد ، وزن فردي که در خط استوا ايستاده از وزن همين شخص در قطب شمال و جنوب كمتر است زيرا در خط استوا زمين بر آمده تر و در قطب هموارتر است اين تفاوت وزن حدود پنج درصد است
- آيا ميدانستيد که ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند
- آيا ميدانستيد که رشد كودك در بهار بيشتر است
- آيا ميدانستيد که يك چهارم خاك روسيه در سال پوشيده از برف است
- آيا ميدانستيد حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند
- با 30 گرم طلا نخی به طول 81 k/m می توان درست کرد
- با يک مداد معمولی خطی به طول 58k/m می توان کشيد
 آيا می دانستيد آمونياک می تواند جذبيت نيکوتين که يک آلکالوئيد مخدرموجود در سيگار است را توسط سلولهای مغز تا ۱۰۰برابر افزايش دهد.

- آيا ميدانستي که در يك سانتي متر پوست شما دوازده متر عصب و چهار متر رگ و مويرگ وجود دارد

- آيا ميدانستي که در تمام وجود شما بيش از يك مشت گچ «كلسيم» وجود دارد

- ايا مي دانستيد که هورمون PYY مسئول چاقي است . در تحقيقات مشخص شده است که ميزان اين هورمون در افراد چاق يک سوم افراد معمولي است و چنانچه اين هورمون به افراد چاق تزريق شود اشتهاي انان کاهش مي يابد .

- موش دو پای افريقائي ، بي آنکه سرش را برگرداند ، مي تواند پشت سرخود را ببيند اين جانور ، از ميدان ديدی برابر سيصد و شصت درجه برخوردار است

- آيا ميدانستيد که زمان بارداري فيل به 2 سال مي رسد.

- آيا ميدانستيد که جنگ جهاني دوم خونين ترين جنگ بوده كه در آن حدودا" پنجاه و شش ميليون نفر جان باختند.

- ايا ميدانستيد که مساحت سطح کره زمين ۵۱۵ ميليون کيلومتر مربع است .با مقايسه با مساحت وسعت ايران ميتوان نتيجه گرفت که ايران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمين را تشکيل ميدهد.

- عجايب هفتگانه تاريخی: اهرام مصر , باغهای معلق بابل , مجسمه زئوس , معبد ديانا , مجسمه آپولو , آرامگاه ماسولوس , فانوس درياي اسکندريه
- هر تكه كاغذ را نميتوان بيش از 9 بار تا كرد

- در هرم خئوپوس در مصركه 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است به اندازه اي سنگ بكار رفته كه ميتوان با ان ديواري اجري به ارتفاع 50 cmدر دور دنيا ساخت

- آيا ميدانستيد که هر سال از 600/557/31ثانيه تشكيل شده است

- آيا ميدانستيد که بيشترين ضربان قلب راقناريها با1000بار در دقيقه وكمترين را فيل با27 بار در دقيقه دارد

- آيا ميدانستيد که سرعت صوت در فولاد 14 بار سريعتر از سرعت ان در هواست

- آيا ميدانستيد که وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مينشيند ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم ميشود

- آيا ميدانستيد که عدد 2520 را ميتوان بر اعداد 1 تا10 تقسيم نود بدون انكه خارج قسمت كسري داشته باشد

- آيا ميدانستيد که شيشه در ظاهر جامد به نظر ميرسدولي در واقع مايعي است كه بسيار كند حركت ميكند

- آيا ميدانستيد يك ليتر سركه درزمستان سنگينتراز تابستان است

- آيا ميدانستيد 30 برابر مردمي كه امروزه بر سطح زمين زندگي ميكنند در زير خاك مدفون شده اند

- آيا ميدانستيد در هر ثانيه بيش از ۵۰۰۰ بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون بر خورد ميکند و تصويری را که شما تماشا ميکنيد بوجود می اورد

بسياری از مردم فکر ميکنند که علامت بين المللی کمک (sos) از حروف اول عبارت انگليسی(save our souls) يا (save our ship) تشکيل شده است اما چنين نيست sos به اين دليل انتخاب شده که در کد مورس به ياد سپردن اين ترکيب نقطه ها و خطها خيلی اسان است
s: . . .
o: - - -
sos= . . . - - - . . .

- اولين شبکه ی تلويزيوني جهان (شبکه انگلستان bbc )در سال ۱۹۲۹ پخش برنامه های ازمايشي را اغاز کرد و در سال ۱۹۳۹ برای اولين بار در جهان اين برنامه ها منظم و دايمي شد

- آيا ميدانستي گزنه براي درمان رماتيسم، درد كمر در ناحية دمبالچه، درد لگن خاصره ( درد اعصاب كمر ) و نيز درمان بيماريهاي مثانه، مجاري ادراري و كليه بسيار مفيد است

- ايا مي دانستيد ايا ميدانستيد درجه حرارت بالاترين قسمت يك شعله به 1540 درجه ميرسد در حالي كه پايين ترين قسمت ان فقط 300درجه حرارت دارد

- ايا ميدانيد ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقيه غير نظامی است
 آيا ميدانستيد که طولاني ترين دوران پادشاهي بر اساس مدارك تاريخي متعلق به پادشاه مصر ميباشد كه تقريبا" دو هزار و سيصد سال پيش از ميلاد در زماني كه نوزادي بيش نبود تاج گذاري كرد و سلطنت او نود و چهار سال بطول انجاميد.

- يک پارادوکس
سقراط گفته يوناني ها دروغگو هستند ولي خود سقراط هم يونانيه پس دروغ ميگه که يوناني ها دروغ ميگن پس يونانيها راستگو هستند و سقراط هم که يک يونانيه پس راستگوست پس راست ميگه که يونانيها دروغگو هستند پس...........آخر يونانيها دروغگواند يا راستگو !؟

- ايا ميدانستيد که در حال حاضر بيش از 6 ميليون اختراعات وجود دارد که توماس اديسون با 1093 اختراع رکورد را در دست دارد.

- ايا ميدانستيد نور ميتواند دور کره ی زمين (خط استوا) را 7.5 بار در 1 ثانيه طی کند.

- الكترون معناي يوناني كهربا است كهربا ماده اي است كه در مالش به پارچه پشمي باردار شده و خرده هاي كوچك كاه را جذب مي كنداين ربايش بعلت نيرويي مرموز اتفاق مي افتد كه يونانيان آن را الكتريسيته ناميده اند.

- يکي از شديدترين نعره ها در بين حيوانات به شير آفريقايي تعلق دارد صدای نعره آنها تا سه کيلومتری شنيده ميشود اسب آبي هم جزء حيواناتي ست که داری نعره بلندی ميباشد ، تا آنجا که حيوانات آبي در زير آب نعره آنها رو ميشنوند ولي با همه اين اوصاف شديدترين نعره ها متعلق به والها مي باشد آنها ميتوانند نعره ای معادل دويست دیسيبل توليد کند برای مقايسه بايستي بگويم که اين نعره از صدای موتور يک جت بيشتر مي باشد.

- آيا ميدانستيد که شهر ممنوع واقع در پكن در كشور چين بزرگترين قصر پادشاهي جهان است اين قصر شامل هفده قصر و پنج تالار ميباشد.
- ايا ميدانستيد كه وقتي يك نوزاد در حال گريه است با صداي ش..ش.. شما ارام خواهد شد و اين به اين دليل صداي ابي است كه اطراف نوزاد را در دل مادر گرفته است.در ضمن اين يكي از دلايلي است كه چرا صداي ساحل دريا به انسان ارامش ميدهد

- ايا ميدانستيد كه چرا وقتي يك سيب گنديده را در بين سيب هاي سالم قرار ميدهيم بقيه سيب ها هم ميگندند.دليل اين است كه سيب گنديده يك نوع گاز ﴿ethylene) از خودش انتشار ميدهد كه باعث گنديدن بقيه سيب ها ميشود.

- ايا ميدانستيد كه گرمي در تابستان بخاطر نزديكي زمين به خورشيد نيست.﴿از شانس زمين تقريبا در دورترين فاصله خود به خورشيد است﴾ بلكه بخاطر 23.5 درجه كجي زمين است.

- ايا ميدانستيد كه لايه ازن فقط به اندازه دو سكه بروي هم كلفتي دارد.

- ايا ميدانستيد كه اگر يك انسان سوراخي به مركز زمين و از انطرف تا طرف ديگر زمين بكند و انگاه يك تكه سنگ درون ان سوراخ بياندازد , سرعت سنگ با رسيدن به مركز زمين زياد ميشود و با گذشتن از مركز زمين سرعتش كم ميشود تا سطح زمين و اين تا ابد بين دو سر سوراخ اتفاق خواهد افتاد ﴿البته كه اين يك نظريه است و نميتواند واقعيت داشته باشد﴾

- چرا اب دريا شور است؟
قسمتي از نمك موجود در اب دريا از طريق فعاليت هاي اتشفشاني زير ابي وارد ان ميشود اما قسمت اعظم اين نمك مربوط به فرسايش پوسته زمين يا خاك است. املاح معدني موجود در خاك در اب باران حل ميشود و از طريق رودخانه ها به درياها حمل ميگردد.انگاه زماني كه بر اثر تابش نور خورشيد قسمتي از اب دريا بخار ميشود نمكي كه در ان وجود دارد بر جاي باقي ميماند و اين امر باعث ميگردد كه تراكم نمك موجود در اب افزايش يابد.امروزه ميزان املاح معدني موجود در اب درياهاي ازاد جهان 3.5 در صد استكه بيشتر انرا سديم كلرايد يا همان نمك طعام ﴿CINa) تشكيل ميدهد

برای دنبال کردن بقیه دانسته ها به این فوروم مراجعه شود