آنامین دوغما دیلی

به ياد همه «اول مهر»‌هايم و اتوبوس‌هاي زردي كه نبود الدفشن


سايت رسمي دولتي امريکا چند روز پيش جزييات لاتاري گرين کارت و نام کشورهاي مجاز براي شرکت در اين قرعه کشي اينترنتي ( آنلاين) امسال را طبق معمول هرساله در 17 صفحه به زبان انگليسي در آدرس http://travel.state.gov/pdf/DV_2008_Final.pdf منتشر کرد...
منبع [1] [2


 

رابرت کیوساکی نویسنده این کتاب پر فروش می گوید: علت عمده ای که باعث می شود اغلب مردم در تنگناهای مالی به سر ببرند این است که آنها سالهای زیادی از عمر خود را در مدارس می گذرانند اما در خصوص پول ، چیز زیادی یاد نمی گیرند. نتیجه این است که مردم فقط یاد می گیرند برای پول کار کنند ، اما هیچ گاه یاد نمی گیرند چه کنند تا پول برایشان کار کند! کتاب "پدر پولدار ، پدر بی پول " که به مدت سه سال پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال بود، به بررسی زندگی دو پدر می پردازد که یکی پولدار و دیگری بی پول است. اولی بسیار باهوش ، تحصیل کرده و دارای مدرک دکترا از دانشگاه استنفورد و دیگری فقط تا هشت کلاس سواد دارد. هر دوی آنها در حرفه هایشان موفق بوده و تمام عمرشان را به سختی کار کرده اند اما یکی وقتی میمیرد ، ده ها میلیون دلار برای خانواده و سازمان های خیریه به جا می گذارد ، حال آنکه دیگری پس از مرگش مقروض است.
« مردم کم در آمد و اقشار میانی ، برای پول کار می کنند اما برای پولدارها ، این پول است که کار می کند.
« اکثر مردم به دلیل ترس و حرص در چرخه زندگی گرفتار می شوند. چرخه ای که شامل بیدار شدن ، سر کار رفتن ، بیدار شدن ، سر کار رفتن ، پرداخت مخارج و... است.
« علت اصلی فقر و نابسامانی مالی ، ترس و جهل است نه اقتصاد یا دولت و یا ثروتمندان.
« اکثر مردم، تمام عمرشان را به دلیل احساس ترس به دنبال شغل ثابت، کسب حقوق، افزایش درآمد و امنیت کار می گردند.
« پولدارها دارایی می اندوزند، حال آنکه بی پول ها و اقشار متوسط، بدهی می اندوزند و به اشتباه تصور می کنند که دارایی است.
« شانس به ذهن خلاق روی می آورد.
« مشکل اصلی ترس نیست، بلکه چگونگی مقابله با ترس است، مخصوصا ترس از دست دادن پول.
« بازنده ها از شکست نا امید می شوند و برنده ها الهام می گیرند.

قیمت پشت جلد: 27000 ریال
تعداد صفحه: 272
نشر: معیار اندیشه (20 خرداد، 1386)
شابک: 964-6617-75-1
قطع کتاب: رقعی
وزن: 650 گرم

 

 

 

 


 


آنامین دؤغما دیلی
سؤروشوردوم نه ائده ک کئچمیشیمیز یاددا قالا؟
دئدی یات یوخلا بالا
گؤرمه دین میرزه غلام لار اؤنودوبدور اؤز ائلین؟
ایتیریب دؤغما دیلین؟
یئنه سؤردوم: اؤلاجاقمی دُورا اؤنلار یؤخودان؟
دئدی کی ائتمه گؤمان
یاتیب اؤنلار یؤخوسوندا ایتیریبدی اؤزونو
داناراق ائل سؤزونو.
من دئدیم: ساتدی اؤزون سؤیله نه یی آلدی اؤلار؟
اؤلسه کؤک بیتکی سؤلار
قؤرویوب ساخلامادی دؤغما دیلین حرمتینی
آتدی اؤز غیرتینی
ایتیریب منلییینی تاپدی نه یی میرزه غلام؟
دئدی وار بوردا کلام:
ائلینین غیرتینی چکمه دی یادلا قاتیلیب
ائل ایچینده ن آتیلیب
ساتیلانلار ساتیلارکن گؤزونه تؤرپاق اؤلور
باشینا کؤل تؤکولور.
من دئدیم: قلب له "ممّدلی" سئویر دؤغما ائلین
اؤگؤزه ل تؤرکجه دیلین
ائل آذربایجانی نین شانلی بناسین قوراجاق
کئشییینده دوراجاق
وطنیم شاد یاشاییب غیرت ایله ذوق آلاجاق
تاریخه ایز سالاجاق
گئت دئنه: میرزه غلام اؤلمه یه جک آذر ائلی
آنامین دؤغما دیلی .
"ممّدلی"


 


مدیریت ژاپنی
از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود ، بی اختيار ايستادم . مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد . رفتار وی گيجم کرد . به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبيلی را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند . يک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگيزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پيشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : اين کار به من اين احساس را می دهد که شخص مفيدی هستم ، نه موجودی که جز انجام يک سلسله کارهای عادی روزمره فايده ديگری ندارد. مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه مي كردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه اي بود كه كارگر به كارش علاقمند مي شد ، به نحوي كه اگر يك روز سر كارش نمی آمد دلش براي همکاران ، محل کار وحتی دستگاهي كه با آن كار مي كرد تنگ مي شد . مسئول ، وقتي مي خواست كاري را به كسي بسپارد ، نخست ساعتي آن كار را با وي انجام ميداد وقتي مطمئن مي شد وي آن كار را ياد گرفته است مي پرسيد: بروم ؟وسپس مي رفت .آنها هيچوقت نمي گغتند بيا اين كار را انجام بده ، مي گفتند ممكن است به ما كمك كنيد ؟ يا مي گفتند بياييد اين كار را با هم انجام دهيم .مديران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدير وقتي مي ديد قسمتي از كارخانه كثيف است يك حوله سفيد به پيشاني مي بست و آنجا را جارو مي كرد . در آنجا حتي اعضاي خانواده صاحب كارخانه هم دوشادوش كاركنان كار مي كردند . هيچكس از صاحب كارش نميترسيد . همه سعي مي كردند كار خوب ارائه دهند و از اين مي ترسيدند كه كارشان خراب شود وديگران فكر كنند كه فلاني كارش بد است .اگر كاري خراب مي شد مدیر داد و فرياد راه نمي انداخت و كارگر را جلوي ديگران خوار نمي كرد ، بلكه براي او به آرامي شرح مي داد كه بهتر نيست كار را به اين طريق انجام مي دادي ؟ اگر در ماه كسي غيبت نمي كرد وكارش را خوب انجام مي داد مبلغ قابل توجهي به او پاداش مي دادند . اين باعث مي شد كارگر تشويق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود . زماني براي صحبت كردن وارتباط با كارگر در نظر گرفته مي شد . سرپرست لحظاتي را در حين كاركردن به بهانه آموزش دادن با كارگر حرف مي زد تا روحياتش را بهتر بشناسد . كارگر وقتي مشكلي داشت با سرپرست خود صحبت مي كرد تا مشكلات براي حل به بالاتر انعكاس پيدا كند . وقتي به اضافه كاري نياز بود مستقيم به كسي نمي گفتند اضافه كار بمانيد بلكه صبح در حين صحبت به يك نفر مي گفتند امروز كار زياد است و افراد ديگر به خود اجازه نمي دادند محيط را ترك كنند ، مي ماندند تا كار را به اتمام برسانند . صاحب كارخانه هيچوقت لفظ كارگرهايم ، يا كارخانه ام را به كار نمي برد . . آنجا از يك كارگر معمولي تا صاحب كارخانه همه لفظ كارخانه امان را به كار مي بردند . وقتي سودي وارد كارخانه مي شد اين سود نسبت به ميزان حقوق بين همه توزيع مي شد. در آنجا كارگران معتقدند اگر خوب كار كنند سود كارخانه بيشتر مي شود اگر سود بيشتر شود شركتشان گسترش مي يابد شركت كه گسترش يابد اعتبارشان در كشور بالا مي رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنياي آنها دنياي همدلي وهمكاري است . آنها تعطيلاتي دارند به اسم گلدن و یک که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند ومی روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کارکنند . با آنکه در شرکت های توليدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کيفی ) ،که اين قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قيلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند .کارگری که قطعه ای را توليد می کند به چشم يک خريدار به آن نگاه می کند .اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحويل می گيرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ايراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط توليد ، هر بخش نسبت به بخش ديگر مثل مشتری است . برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر ومشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهار خوری را هم در قسمت فوقانی ودارای چشم انداز بنا می کنند . در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود . اگر کارگری در حين کار متوجه شود قطعه ای اندازه يک دهم ميکرون ايراد دارد ، سريع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدير شرکت تامين کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدير حتی اگر با کارخانه فاصله زيادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی وجبران کند .


لطفا گوسفند نباشید!
گوهر کمال (16 تير، 1386)
محمد جراحی (ويراستار)، زهرا اسفندیاری (ويراستار)، محمود نامنی (به اهتمام)
تعداد صفحه: 672
شابک: 964-94766-7-9
قطع کتاب: وزيري
قیمت : ۷۰۰۰۰ریال

 

 

 

 

جملاتی از این کتاب:
ـــ به خاطر بسپار:هرگاه ما چيزي را نفهميم،آن را تصادفي يا اتفاقي مي ناميم، در حالي كه هيچ جز تصادفي در دنيا وجود ندارد!
ــــ به خاطر بسپار:ما،تار و پود بدبختي را خود مي بافيم و نام آن را مي گذاريم:سرنوشت!!
ــــ به خاطر بسپار:هرجا كه ژرف ترين درد است،عظيم ترين آموزش را به همراه دارد!
ــــ به خاطر بسپار:كسي كه راه غلطي را مي رود،بيشتر شانس آن را دارد كه به راه درست آيد.تا كسي كه راه درست را غلط مي رود.
ــــ سوال از مايكل جردن ستاره بسكتبال سياهپوست آمريكا علت موفقيت شما چيست؟ جواب: من حاضر نيستم در هيچ كاري به مقام دوم قناعت كنم!
ــــ به خاطر بسپار:هولناك ترين ناباوري،ناباوري نسبت به خودتان است!
ــــ با خود بخوان: در زندگي ام شكست وجود ندارد،تا زماني كه از چيزي درس گرفته باشم.
ــــ از اوقاتي كه “بله” مي گوييد ولي در واقع منظورتان “نه” است آگاه باشيد!
ــــ به خاطر بسپار: شكست، يا مي شكند يا شكسته مي شود..بستگي به شما دارد!
ــــ يادت باشد: ديگران را آزاد بگذار، آزاد در پذيرفتن تو ..آزاد در روي برگردانيدن از تو!
ــــ به خاطر بسپار: كساني كه نمي توانند گذشته را به ياد آورند،محكومند كه آن را تكرار كنند!

چگونه "نه" گفتن را بیاموزیم

 
ی - ۱۱ شهریور ۱۳۸۶

بهترین بهانه برای نه گفتن میتواند امور شخصی و مراقبت از خود باشد.
فهرستی برای "بله" گفتن
برای اینکه بتوانید حد و مرزهای خاص و اولویتهای مخصوص خودتان را به وجود بیاورید، فهرستی از مواردی که قطعا در مقابل آن "بله" میگویید تهیه کنید. این فهرست برای این است که در زندگی خود اولویتهای جدیدی به وجود آورده و زمان خود را به شکلی که میل دارید بگذرانید. اولین مورد این فهرست باید رسیدگی و مراقبت از خودتان باشد و در مقابل هر چیز دیگری که در فهرست نباشد باید "نه" بگویید.


باید لیست اولویتها را طوری تنظیم کنید که بتوانید وقت و انرژی خود را برای مواردی صرف کنید که خوشحالتان میکند و تصمیمات خود را بر مبنای آنچه خودتان میخواهید اتخاذ کنید نه آنچه دیگران میخواهند.اگر برای مراقبت از خودتان محدوده ای را تعریف و اجرا نکنید، سلامت و سعادت خود را به خطر انداخته اید. اگر از خود غافل شوید، نمیتوانید به خانواده و دوستان خود کمک کنید.

از خود بپرسید:
1. در حال حاضر در زندگیتان چه چیزی بیش از همه به توجه شما نیاز دارد؟ پاسخ این پرسش را باید در محدوده زمانی سه ماه آینده جستجو کنید نه یک سال آینده.مواردی که به توجه شما نیاز دارند: زندگی مشترک، مسائل مالی، دارو و درمان، تعمیر منزل،امور خانه، مدرسه فرزندان، کار یا سلامت جسمی و روحی خودتان؟ شاید برای جور کردن زمانی برای خودتان به کمکی مانند پرستار بچه نیاز دارید تا بتوانید در هفته زمانی را به خود اختصاص دهید. در حال حاضر بیشترین فشار در کدام بخش زندگی شما وارد میشود؟

2. هنگامی که فهرست بالا را تهیه کردید، 5 مورد اول آن را به صورت فهرستی جدید یادداشت کنید.

3. آیا این فهرست جدید نیاز به تنظیم مجدد دارد؟ کارشناسان توصیه میکنند که امور مربوط به خودتان باید در رتبه اول قرار بگیرد. این کار چندان ساده نیست اما از خود بپرسید که اگر نیرویی برایم نمانده باشد چگونه میتوانم از دیگران مراقبت کنم؟ به خاطر داشته باشید که قرار است کاری برای خودتان انجام دهید، پس فهرست را بازنویسی کنید. این فهرست، شامل مواردی است که در مقابلشان باید "بله" بگویید.

یادآوری روزانه:
هنگامی که فهرست خود را کامل کردید، از آن چند کپی گرفته و آنها را در جاهایی قرار دهید که در طول روز مدام جلوی دید شما باشد. روی آینه دستشویی، داشبورد اتوموبیل، صفحه نمایش کامپیوتر و... این فهرست کوچک و کوتاه است، پس جای زیادی اشغال نمیکند و همه جا قابل نصب است.

نه" گفتن را بیاموزیم
هنگامی که از یافتن خود صحبت میکنیم، منظور ما این نیست که ببینیم چه چیزی به زندگی خود اضافه کرده ایم، بلکه باید ببینیم چه چیزهایی را از زندگی خود کنار گذاشته و از آن حذف کرده ایم. هنگامی که فهرست "بله" گفتن یا به عبارتی اولویتهای اصلی خود را تهیه کردید، شناسایی جنبه ها و مواردی که باید از زندگی خود حذف کنید آسانتر خواهد بود. هرچند تصور اینکه "نه" بگویید همچنان برایتان مشکل است، اما به یاد داشته باشید که با هر مرتبه "بله" گفتن به کسی یا چیزی غیر از اولویتهایتان، به خودتان و آنچه برایتان اهمیت دارد "نه" گفته اید.

اگر نه گفتن مشکل است، با همسر یا خانواده خود در اینباره صحبت کنید تا در این راه از شما حمایت کنند. به گفته کارشناسان، بهترین بهانه برای نه گفتن میتواند امور شخصی و مراقبت از خود باشد. هنگام رد یک تقاضا بیش از حد توضیح ندهید و تصور نکنید باید پاسخ خود را توجیه کنید. صادقانه و با خوشرویی پاسخ دهید، پاسخ منفی لزوما به معنای بدخلقی و گرفتن حالت تهاجمی نیست. برای مثال میتوانید بگویید : متاسفم اما انجام دادن این کار واقعا برایم امکان ندارد. یا در مقابل دعوتی که برایتان جالب نیست بگویید : نمیتوانم دعوتت را قبول کنم اما از اینکه به فکرم بودی واقعا ممنونم. هرچه بیشتر نه گفتن را تمرین کنید، برایتان ساده تر خواهد شد و بهتر است این کار را از همین حالا شروع کنید.

1. به مدت یک هفته، کاملا مراقب باشید تا ببینید چند مرتبه به موردی که در فهرستتان نبوده پاسخ مثبت داده اید و این موارد را یادداشت کنید.

2. در پایان هفته این دفعات را بشمارید...غافلگیر شدید؟ آگاهی از اینکه تا چه حد میتوانیم خود را فراموش کرده و به دیگران بپردازیم، خود گام مهمی در جهت تصمیم گیری و حفظ اولویتهاست.

3. اکنون فهرستی از 5 چیزی که میل دارید در پاسخشان "نه" بگویید تهیه کنید. این کار را با یافتن پاسخ برای این سوالات آغاز کنید:

• اگر بتوانید به کسی یا چیزی نه بگویید و بدانید که این پاسخ منفی هیچ احساس بد یا پیامد ناگواری درپی نخواهد داشت، این اشخاص یا امور چه هستند؟

• آیا پروژه ای هست که میخواهید از آن صرف نظر کنید؟

• رابطه ای که قصد پایان دادنش را دارید؟

• قراری دارید که میخواهید آنرا به هم بزنید؟

مانع بزرگی به نام احساس گناه
آیا احساس گناه مانعی برای نه گفتن است؟ باید غلبه بر احساس گناه و موانع دیگری که برای ایجاد محدودیتهایی مثبت، بر سر راه شما قرار دارند را بیاموزید. برای تغییر شیوه زندگی، خودتان را برای اتخاذ تصمیماتی سخت آماده کنید. احساس گناه یکی از رایجترین موانع بر سر راه مراقبت از "خود" است. شما بدون شک با قرار دادن خود در اولویت احساس گناه خواهید کرد. برای غلبه بر این حس، از قبل آماده باشید و بدانید که احساس گناه به این معناست که مسیر صحیحی درپیش گرفته اید.

غلبه بر مقاومت
به اطرافیان خود بگویید که اولویتهایتان تغییر کرده و اکنون شما باید به فکر نیازهای خود باشید. اگر متوجه احساس مقاومتی در وجود خود شدید که نمیگذارد بر خود متمرکز شوید، باز به خود یادآوری کنید که اگر خود را در اولویت اول قرار دهید، میتوانید بدون احساس خشم و رنجش، به یاری دیگران هم بپردازید.

داشتن حامی
هنگامی که اولویت قرار دادن خود را آغاز میکنید، احتمالا دچار احساس ناراحتی خواهید کرد و تصور میکنید شخصی خودخواه و لاقید شده اید. اگر از همان ابتدای کار با یک یا چند دوست صمیمی و حتی همسر خود، به عملی کردن این تحول بپردازید، میتوانید به کمک یکدیگر آمده و با این حس بسازید و حامی و پشتیبان یکدیگر باشید.
فریا

Sen Gelmez Oldun

Woman Sitting on a Bench نیمکت
Sen Gelmez Oldun، بالابان نوازی علي خان صمداف : Download file- wma 800k
پينك فلويد وقتي فهميد كه ديگر هيچ حرف تازه اي براي گفتن ندارد ديگر به اسم پينك فلويد آلبوم جديدي بيرون نداد. همينگوي وقتي فهميد ديگر داستاني براي گفتن ندارد توي زير زمين خانه، خودش را با تفنگ كشت. سال هاست كه سلينجر دست نوشته هاش را چاپ نمي كند (بر خلاف اين كوئيلوي نان به نرخ روز خور) وايلدر با فرض اين كه شنيدن خاطرات و مزخرفات يك پيرمرد براي هيچ كس اهميتي ندارد راضي نمي شود با كامرون كرو آن مصاحبة فوق العاده را بكند. كرت كوبن وقتي مي بيند چيزي براي گفتن ندارد وسط كنسرت خودش را با تفنگ مي كشد... اين حس مشتركي است كه شايد خيلي از ما/بلاگرها بهش رسيده باشيم، يك جور خودكشي وبلاگي: ديگر چيزي براي گفتن ندارم، بايد وبلاگم را بكشم. واي كه چه حس غريبي است: بايد آرشيوم را پاك كنم. چاره اش يك كليك ساده است: كليك. اين وسوسه ي لعنتي هيچ وقت دست بردار نيست. اين ميل مبهم هوس (يا به قول استادي ميل مبهم اشتياق) حس مي كن اين جا مدتي است حداقل براي خودم تكراري شده، ميل مبهم هوس من را هم قلقلك مي دهد. مي خواهم نجات اش دهم و مفري پيدا كنم. با چنك به سمت اين صفحه سياه و اين نوشته هاي سفيد حمله مي كنم. كلمات را مي درم و راهي به آن طرف عكس ضد نور همشهري كين پيدا مي كنم. پشت مونيتور حتما خبري است.
همشهری کاوه

معرفی


کیبرد ازاد
با روش تايپ 10 انگشتي با صفحه کليد کامپیوتر آشنا شویم در اين گفتار به اختصار روش تايپ 10 انگشتي آموزش داده مي شود. همانطور كه مي دانيد، تايپ ده انگشتي مهارتي است كه به شما امكان مي دهد تا بدون نگاه كردن به صفحه كليد، با سرعتي بيش از 5برابر افراد عادي (180حرف در دقيقه) تايپ نماييد.
یزد آی تی
30 اکستنشن فایرفاکس برای دانلود همه چیز هنگام گشت و گذار در اینترنت، به فایل‌های مختلفی برخورد می‌کنیم که شاید بخواهیم از آن‌ها یک کپی در رایانه‌ی خود داشته باشیم. افزونه‌های معرفی شده در این پست، به شما کمک می‌کنند تا هر چرا که می‌خواهید، به راحتی در رایانه‌ی خود ذخیره کنید.آتئیست
مجله هزار تو
یک کانتر توپ با ویجت
باحالترین اتوبوسی که دیدم
عجیبترین مجسمه ها
زیباترین کتابخانه های جهان
http://www.curiousexpeditions.org/

ساعت خود را روی کف دست خود قرار می دهید بطوریکه ساعت 12 به سمت چپ باشد.حالا دست خود را چرخانده تا عقریه ساعت شمار رو به سمت خورشید قرار گیرد. اکنون مکانی بین عدد ساعت 12 و عقربه ساعت شمار قطب جنوب را نشان می دهد.
روز نوشت میلاد
من کيستم
بلقيس سليماني

من «دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود. من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم. من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني بيست آگهي تسليت در بيست روزنامه معتبر چاپ مي کنند.

من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند. من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بيست و پنج هزار تومان فقط، بدهد. من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.

من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.

من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.

من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.

من «...» هستم، وقتي مادر، من و خواهرهايم را سرشماري مي کند و به غريبه مي گويد «هفت ...» دارد- خدا برکت بدهد. من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.

من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند. من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم.- آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.

من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.

من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.

من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم. نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.

من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند. دوستانم وقتي مي خواهند به من بگويند؛ «گه» محترمانه مي گويند؛ «عليا مخدره». من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.
من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم. من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم. من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم و بر؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم. دامادم به من «وروره جادو» مي گويد. حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند. من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم. مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.
من کيستم؟،،
اعتماد


راهنمای خرید یخچال فریزرهای خانگی

اگر شما قصد خرید یخچال خوب و بادوام را دارید که هر چند وقت یکبار مجبور نباشید به تعمیرکاران یخچال تماس بگیرید و هزینه اضافه پرداخت کنید در مرحله اول کاملا خونسرد
باشید و به حرف فروشندهایی که بزور میخواهندیخچال خودشان را بفروشند گوش ندهید
حتی به تبلیغات و اگهیها اعتماد نکنید. در مرحله دوم به زیبایی و ظاهر یخچال نگاه نکنید.

یخچال فریزرهای خانگی را باید از لحاظ کیفیت به ان نگاه کنید.یخچالهای اروپایی و امریکایی
مثل فریجیدر-جنرال الکتریک-کنمور-وستینگ هاووس و ویرپول از جمله یخچال فریزرهایی
هستند که در جهان مقام اول را کسب کردند و از همه مهم تر نفراست بودن انها (بدون برفک)
میباشد.این یخچال فریزرها عمری طولانی (بالای 40سال)دارند اگر تمیز نگهداشته شوند
یعنی هر 3یا 4هفته یخچال را از برق در بیاورید زیر ان را جاروبرقی بکشید داخل یخچال را با جوش شیرین و اب سرد تمیز کنید تا بوی ماندگی نگیرد وداخل یخچال فریزر غذای داغ نگذارید.
مهم ترین مسئله این است که برای یخچال فریزرهای اروپایی و امریکایی حتما ترانس فاراتل
2کیلو وات بخرید چون برق تهران دائما نوسان دارد.
منبع: http://www.irantk.org/forum/t11073.html

چنانچه این روزها در پی خرید یخچال فریزر جدید بر آمده اید، نخستین نكته ای كه به هنگام خرید به كارتان می آید، دقت كردن به علامت استاندارد ایمنی و بر چسب انرژی است.
▪ اندازه یخچال:
اندازه یخچال فریزر با توجه به تعداد افراد خانواده شما و شرایط زیست محیطی، گرمسیر یا سردسیر بودن منطقه سكونتتان، دوری و یا نزدیكی شما به مراكز فروش مواد غذایی از جمله مواردی است كه به هنگام انتخاب یخچال فریزر باید در نظر داشته باشید، به عنوان مثال اگر منطقه ای سردسیر زندگی می كنیم و امكان خرید مواد غذایی را از نزدیك محل سكونتمان داریم، خرید یك یخچال، فریزر بزرگ كه از همه ظرفیت آن در بیشتر مواقع استفاده نشود، انتخاب درستی نخواهد بود.
بهترین انتخاب در اندازه یخچال، فریزر آن است كه بتوانم از تمام حجم آن استفاده كنیم در غیر این صورت انرژی گرانقیمت را به هدر داده ایم.
▪ كارخانه های متفاوت و یخچال فریزرهای متفاوت:
در انتخاب یخچال فریزر باید چند ویژگی دیگر را مدنظر قرار دهید: مثلاً در بیشتر یخچال فریزرهای جدید سیستم برفك آب كن اتوماتیك وجود دارد، به طوری كه خود یخچال فریزر بدون دخالت شما، در زمان لازم برفك ها را آب می كند و بدین ترتیب مصرف انرژی كاهش می یابد. وانگهی به میزان مصرف انرژی یخچال فریزر هم بی توجه نباشید. آزمایش های علمی نشان داده اند، یخچال فریزرهایی با ظرفیت و امكانات همانند اما ساخت كارخانه های متفاوت، دارای مصرف انرژی متفاوتی هستند، به طوری كه گاه میزان مصرف انرژی یكی نسبت به دیگری به دو برابر می رسد. به هنگام خرید، ضمن توجه به اطلاعات مندرج در برچسب انرژی ما بد نیست از فروشنده آن نیز درباره مصرف انرژی بخچال فریزر سوال كنید.
منبع : روزنامه جوان

ساختار کلی راهنمای انتخاب لوازم برقی خانگی
این کتابچه راهنما جهت اطلاع­رسانی به مصرف­کنندگان برای انتخاب بهینه لوازم برقی خانگی به همراه توصیه­های مفید برای نگهداری و استفاده مناسب اینگونه لوازم تدوین گردیده است. این راهنما از سه بخش اصلی به شرح ذیل تشکیل شده­است:
1) بخش اول: صرفه ­جوئی مصرف برق با انتخاب بهینه لوازم برقی،
2) بخش دوم: معرفی لوازم برقی خانگی و توصیه­های مفید،
3) بخش سوم: آشنائی با پایگاه اطلاع رسانی انتخاب بهینه لوازم
برقی خانگی.
دربخش اول ضمن تاکید بر ضرورت صرفه جوئی مصرف انرژی و توجه به این امر تعاریف فنی مربوط به مصرف برق شرح داده شده است.جهت درک بیشتر موضوع سعی شده است مفاهیم فنی به بیانی بسیار ساده ارائه ­شود. در ادامه با بررسی الگوی مصرف انرژی الکتریکی خانوارهای ایرانی، با مفاهیم جامع­تری از تاثیرات لوازم برقی خانگی بر مصرف برق آشنا می­شویم. سپس توصیه­ها و نکاتی کلی برای مراحل قبل و بعد از انتخاب لوازم برقی خانگی، برای نیل به انتخاب و مصرف درست، ارائه می­شود. در بخش دوم مشخصات لوازم برقی خانگی به صورت دقیق­تر برای هرکدام از وسایل به همراه توصیه­های مفید با توجه به ماهیت آن وسیله ارائه می­گردد. در بخش سوم به معرفی پایگاه اطلاع رسانی انتخاب بهینه لوازم برقی خانگی خواهیم پرداخت.
در این راهنما اطلاعات مفیدی برای کاهش مصرف انرژی الکتریکی خود و هزینه­های مترتب آن خواهید یافت. همچنین با پیگیری این امر می­توانید با انتخاب درست لوازم برقی خانگی از پیامدهای یک انتخاب نامناسب جلوگیری نمایید. با بکارگیری...
منبع : http://behinekala.tavanir.org.ir/TextFile/Total/Total.htm

عکس

http://www.fotix.net/images/pixeltoday/20070811042035_stairs102.jpg http://www.fotix.net/images/pixeltoday/20070813040854_kids101.jpg http://www.fotix.net/images/pixeltoday/20070812053324_stairs103.jpg

از اینور اونور

محدودیت طبقه‌بندی چپ-راست برای نشان دادن گرایشات سیاسی موجود در جهان مدت‌هاست که ثابت شده است. در ادبیات سیاسی ایران و جهان بارها و بارها به اصلاحات نئولیبرالیسم، فاشیسم، آنارشیسم، کمونسیم، راست افراطی و مانند آن‌ها برخورد می‌کنیم بدون اینکه دقیفا بتوانیم جایگاه مناسبی در الگوی کلاسیک راست-چپ برایشان بیابیم...به صورت سنتی گرایش‌های سیاسی را با نگرش غالب اقتصادی به دو قطب راست و چپ نقسیم می‌کرده‌اند. در این دیدگاه خصوصیت‌هایی مانند اعتقاد به بازار آزاد، رقابت آزاد، فردگرایی و مالکیت خصوصی را به راست‌گرایان و مالکیت یا تولید اشتراکی، رقابت محدود و کنترل شده و جمع‌گرایی را به چپ‌گرایان نسبت می‌دادند. اما ...
بامدادی
اگه بگي : ‌آقای رئیس جمهور! مادرت رو
آمريكا
شما به رئيس‌جمهور امريكا می‌گوييد "مادرت رو..."، ولی هيچ اتفاقی نمی‌افتد. شما معروف می‌شويد و درباره آن كتاب می‌نويسيد و ميليون‌ها دلار درآمد كسب می‌كنيد. اما بعد از آن، رئيس‌جمهور از شما شكايت کرده و دادگاه شما را مجبور می‌کند که بابت غرامت، همه‌ پولتان را به رئيس‌جمهور بدهيد
انگلستان
شما به نخست‌وزير انگلستان می‌گوييد "مادرت رو..."، نخست وزير انگلستان هم به شما می‌گويد "مادر خودت رو ..."
فرانسه
شما به رئيس‌جمهور فرانسه می‌گوييد "مادرت رو ...". ميليون‌ها نفر از مردم به خيابان‌ها می‌ريزند و در حمايت از شما به رئيس‌جمهور می‌گويند "مادرت رو..."! رئيس‌جمهور هم درباره جريحه‌دار شدن احساساتش شعری می‌سرايد و در روزنامه‌ها و راديو و تلويزيون منتشر می‌كند
ژاپن
شما به نخست‌وزير ...
فردی
بعضی سوالها تلنگری است به ذهن:
چرا به وقت عمل پایمان لنگ است ؟
چرا جشن تولد و ازدواجمان یک شب است ولی مراسم مرگمان چند شب؟
چرا نگران قند خونمان هستیم، نگران سرعت غیرمجازمان نیستیم؟
اگر سرتان درد بگیرد نزد پزشک می روید یا بدنبال دعای رفع سردرد می گردید؟
چرا زن ناموس مرد است ولی مرد ناموس زن نیست؟
تلنگر

Who's linking to you?
کی به شما لینک داده
Who's linking to you?


یک فریمورک چیست؟ و فقط مورد نیاز یک برنامه‌نویس است یا یک طراح وب هم می‌تواند از آن بهره ببرد؟

نمی‌دانم وقتی صحبت از فریمورک می‌شود چه تعریفی برای آن در ذهن دارید. بطور کلی می‌توان فریمورک را مجموعه‌ای از ابزارها، کتابخانه‌ها، قراردادها و بهترین شیوه‌ها تعریف کرد بطوریکه سعی می‌کنند وظایف روتین را به سوی مدل‌های جامعی سوق دهند که دوباره می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند. هدف این است که به یک طراح یا توسعه دهنده اجازه داده شود تا بر روی وظایفی که در انجام پروژه مهم هستند تمرکز کند. البته وقتی صحبت از فریمورک می‌شود الزاماً در مورد چیزی که ساخته شده، بصورت پکیج در آمده و برای عموم منتشر شده حرف نمی‌زنیم. چرا که ممکن است یک فریمورک منحصراً برای شما یا تیم شما باشد.

فکر می‌کنم برای مقدمه تا همین اندازه از فریمورک بدانید کافی باشد برای اطلاعات بیشتر می‌توانید مقاله “فریمورک برای طراحان” نوشته Jeff Croft را بخوانید. به گفته نویسنده سی‌اس‌اس فریمورک، همین مقاله باعث شده است تا به فکر ایجاد یک فریمورک عمومی برای سی‌اس‌اس بیفتد. برویم سراغ اصل مطلب که همان سی‌اس‌اس فریمورک و پروژه Blueprint است.

Blueprint (CSS Framework)

Blueprint یک فریمورک برای سی‌اس‌اس است که با هدف کاهش زمان توسعه فایل‌های سی‌اس‌اس ایجاد شده است. این فریمورک ساختار یکپارچه‌ای از کدهای سی‌اس‌اس را در اختیارتان قرار می دهد بطوریکه براحتی می‌توانید طرح را شبکه بندی کنید، تایپوگرافی عناصر را به دلخواه تغییر دهید و حتی یک استایل برای چاپ بسازید. این فریمورک انعطاف پذیری بی‌نظیری در بکارگیری مقاس‌های استاندارد دارد. برای اولین بار همچین فریمورکی آن هم برای سی‌اس‌اس بطور عمومی منتشر می‌شود. کار با آن بسیار ساده است و هر کس می‌تواند با توجه به نوع طرح از آن استفاده کند. مستندات نسبتاً خوبی هم برای آموزش دارد.

در نسخه جدید (0.4) که چند روز پیش منتشر شد، قابلیت‌های بیشتری به آن اضافه شده است و با استقبالی که از آن صورت گرفته، پیش‌بینی می‌شود این روند همچنان ادامه داشته باشد. تنها مشکلی که فکر می‌کنم ما کاربران فارسی زبان در استفاده از آن داشته باشیم نوع فونت بکار رفته در مشخصه‌ی font-family و همچنین نوع چیدمان باشد که با کمی وارسی سورس فریمورک قابل حل است.

+ برای اطلاعات بیشتر در مورد این فریمورک اینجا را ببینید. اگر Google code اجازه دریافت فایل را به شما نمی‌دهد، نسخه 0.4 (آخرین نسخه در زمان نگارش این مطلب) را از اینجا دریافت کنید....
الوان وب


این هم از  وبلاگ رسمی یاهو که میگن با وردپرس کار میشه(چی میکنه این وردپرس)

راهنماي تصويري نصب گام به گام ubuntu7.4

نسخه جديد توزيع لينوكس اوبنتو معروف به آهوي چابك به تازگي منتشر گرديده وانتظار بسياري از كاربران لينوكس وبه خصوص كاربران نسخه هاي قبلي اوبنتو را برآورده كرده و تمام انچه يك كاربر ازيك سيستم عامل مي خواهد مرتفع خواهد كرد . من هم مانند بسياري از كاربران كه از سيستم عامل ويندوز خسته شده بودم به دنبال سيستم عامل جايگزين بودم وگزينه هايم هم ويندوز ويستا و ابونتو فستي فاون بود اما به دليل اپن سورس بودن اوبونتو آن را انتخاب كردم و سي دي آن توسط دوست خوبم سعيد به دستم رسيد و توانستم به راحتي آن را نصب كنم ( راحت مانند نصب يك ويندوز ). لذا با وجود انتشار تازه Ubuntu Feisty Fawn و نبود راهنماي نصب اين راهنما را براي استفاده دوستاني كه مي خواهند آهوي چابك را نصب كنند نوشتم و اميدوارم مورد توجه واستفاده دوستان قرار گيرد. پس از تهيه سي دي اوبونتو براي نصب مراحل زير را طي مي كنيم...
آی تی بلاگ

مکتوب لانگشاتی

این‌جا اسبابِ کتابت‌ِ ما، به قاعده‌ی رخت‌ولباس مِیّت است. تفنگ‌چی را چه به دفتر و دوات؟ این دوخط عریضه را هم از سر پیسی پشتِ پاکتِ اشنو تحریر می‌کنیم. شاید کفافِ نیم‌وجب از شرح احوالات‌مان را بدهد. حکایتِ این دوریِ پربلا که به‌جان خریده‌ایم، از روایتِ مردانگی ما سَواست. کفّاره‌ی ترکِ عاشقیّت هرچه هست، پایِ این دلِ وامانده‌. حلال کنید. تابِ حضور اجنبی نداشتیم. منتها عرض نکردیم عازمیم که خدای نخواسته دلواپس احوال‌مان نمانید. اولِ انگور، مشرّف شدیم خدمتِ آقاجان‌تان، محض دست‌بوس. فرمودند با این وضع اوضاع، زبانم لال، تابوتِ حضرت‌عالی هم به شانه‌ی ما گران است. فی‌الواقع بنده‌نوازیِ ایشان از سر التفاتی‌ست که به سرکار علیه دارند. ما که باشیم گِله کنیم؟ اما ارادت‌شان به جماعتِ امنیه‌چی‌ هم نگفته پیداست. خودتان واقفید که اگر حالِ نزار این والده‌ی دم مرگ و اخویِ علیل‌مان نبود، ما هم این مدت خانه‌نشین نمی‌ماندیم. گفتن ندارد؛ شکر ربِ رحیم که ضرب‌المثلیم در سرفرازی و سربه‌زیری. علی‌ایحال عجالتاً که از بی‌عرضگی حکومتی‌، پای اجنبی به مملکت باز است و یومیه راپورتِ بی‌عفت شدن ناموس ایرانی می‌رسد، ما هم حسبِ تکلیف به التزام نظام درآمدیم که فرداروز خاطرمان آزرده‌ی غفلت نباشد. رشادتی که فقط در تیمچه دهان به دهان بچرخد، به چه‌کار رعیّت؟ شریک قافله‌ی جنگ شدیم که لااقل منفعتِ حضور و کفایتِ وجودمان به تمام اهل مُلک و مملکت برسد. آقاجان‌تان هم خبر دارند. ضمیمه‌ی کاغذ یک عکس فرستاده‌ایم، که جنابِ میرزاحیدرخانِ عکاس‌باشی شخصاً به سه‌شاهی مرحمت کرده‌اند. مفلوکِ زیرپایمان از قماش روس است. از حصبه سقط شده. به سفارش میرزاحیدرخان، همین حرام‌زاده را دراز کردیم که شاهد این دوماه و پنج‌روز جنگاوریِ ما باشد. حواس‌ مبارک که به نقش جقّه‌ی همایونی روی کلاه‌مان هست؟ بزرگی کنید، ببینید اگر آقاجان‌تان رخصت می‌دهند، ما به همین اندازه کافرکُشی بسنده کنیم، برگردیم. حکماً نزدیکِ والده‌‌ی دم مرگ‌مان باشیم، به رضایِ خدا هم نزدیک‌تر است. ثواب می‌برید. عزتِ عالی مزید.
لانگ شات

فرانکنشتاین از نگاهی دیگر

از مدتها قبل با نام فرانکنشتاین آشنا بودم. در آثار بسیاری از فلاسفه خصوصا فیلسوفان لیبرال و بالاخص آنارشیست ها از این نام بارها و بارها استفاده شده است. از هایک و فریدمن تا راثبارد و مارتین.فرانکنشتاین، اثر مسحور کننده و شاهکاری داستانی از ماری شلی است.(این زن، متولد 1979 است و توانسته است چنین داستانی بنویسد که روند آز و طمع بشر در استفاده از علم را به بهترین نحو توضیح می دهد و البته روند آنچه بشر بر سر خود آورده و خواهد آورد؛ “ع” ببین زن فرهیخته چگونه دگرگون می سازد؛ نیچه را بگو که با آنهمه فحش وکنایه می گوید: زنان بهترین پدیدارشناسان هستند! آری براستی چنین است!) 
 این نام برای آنهایی که در حوزه فلسفه و حتی در حوزه های مرتبط با فلسفه بازار و دولت خوانده اند، بسیار آشناست. تا چندی پیش نمی دانستم که فیلمی از روی این اثر داستانی ساخته شده است. تا اینکه در حین گپی با یکی از دوستان فهمیدم که فرانسیس فورد کاپولا، از این داستان ماری شلی، فیلمی ساخته است(آنهم در 1994!!) (و بعدها فهمیدم که قبل از کاپولا نیز جیمز وال در 1931 از این داستان فیلمی ساخته است!!) مدتها مشتاق بودم تا این فیلم را ببینم، تا اینکه امشب این فیلم(فیلم کاپولا) را دیدم. نمی دانم ولی احتمال می دهم که قدرت رمان و داستان این فیلم بسیار بیشتر از قدرت فیلمی است که از روی آن ساخته شده است. هم به لحاظ  عام و هم به لحاظ نوع خاص داستان که اصولا در میان داستان های تخیلی-غیرواقعی  قرار می گیرد.
بهرحال مخلوقِ فرانکشتاین، زاده دست علم است، زاده ای که هم خود و هم پدرش(فرانکنشتاین) را قربانی خواهد ساخت. زاده ای که نام ندارد. چهل پاره است و زشت روی. و در اثر امری غیراخلاقی، غیرطبیعی و حتی ضد طبیعی بوجود آمده است.  در ترم اقتصادی، فرانکشتاین را به دولت تعبیر میکنند، و استدلال می آورند که دولت فرانکشتاینی است که بوجود آورنده خود، یعنی مردم را نابود خواهد ساخت. فرانکشتاینی که از امری غیر طبیعی بوجود آمده است و امور غیر طبیعی را نیز موجب می شود، قدرتی وحشتناک و دهشتناک دارد و به بند می کشد، می آزارد، می کشد، نابود می سازد و همینطور خود را بازتولید می کند. فرانکنشتاینی که خلاف امرِ طبیعی و اخلاقی، تولید شد، قدرت یافت و البته نابود ساخت. فرانکنشتاین، حاصل عقل برساخت گرایی است که خود را فراتر از نظم طبیعی قرار می دهد و حاصل آن قطعا نابود کننده است… یادمان باشد که بدست خود، فرانکنشتاین تولید نکنیم و بگذاریم نظام  طبیعی(بازار آزاد) کار خود را بکند که پشیمانی سودی ندارد.  (در این متن و البته تمام متن هایی که من دیده ام به فرانکنشتاین ارجاع می دهند، منظور از فرانکنشتاین، همان مخلوق اوست که نام هم ندارد)
از اینرو است که فریدمن هشدار می دهد که : “انسان آزاد می پرسد؛ من و هموطنانم از طریق دولت چه می توانیم انجام دهیم تا بتوانیم از عهده مسئولیت های فردی برآمده و به اهداف جداگانه خویش نایل شویم و بالاتر از همه آزادی خود را حفظ کنیم. همچنین می پرسد که چه کنیم تا دولتی که خود می آفرینیم تبدیل به یک فرانکنشتاین نشود و آزادی که دولت {دقیقا فقط} برای پاسداشت آن پدید آمده است از بین نرود.”
 
از سوی دیگر می توان این داستان را نزدیک به پست مدرن هایی همچون فایرابند دانست. کسانی که می خواهند “زندگی را از شر علم محفوظ بدارند”. در ابتدای فیلم این نوشته ظاهر می شود که:”حرص و شهوت برای علم اندوزی هیچگاه بیشتر از این حد نبوده است…”
مریم می گوید: “بلندپروازی انسان، نتیجه ای جز ویرانی نداشته و ندارد؛ فیلم به بهترین نحو رسانای این امر است”
بهرحال خواندن این داستان را که نمی دانم به فارسی ترجمه شده یا نه را به همه دوستان توصیه اکید می کنم. و نیز در وهله دوم دیدن این فیلم را.
کاتالاکسی

اشتیلر


نویسنده: ماکس فریش (Frisch, Max)
مترجم: علی‌اصغر حداد
 ناشر: نشر ماهی
۴۴۸ صفحه، ۶۵۰۰ تومان
[چاپ اول، ۱۳۸۶]
یک شاهکار. مطمئناً رمانی که با جمله‌ی "من اشتیلر نیستم!" شروع بشه، رمان بی‌نظیری خواهد بود. خیلی وقت بود که این‌طوری توی کتابی غرق نشده بودم. این رمان از دو قسمتِ "یادداشت‌های اشتیلر در زندان" و "پس‌گفتار دادستان" تشکیل شده. قسمت اول، یادداشت‌های روزانه‌ی کسیه به اسم "وایت" که اشتباهاً به جای اشتیلر دستگیر شده؛ و با نوشتن این یادداشت‌ها توی زندان، در واقع داره ثابت می‌کنه که اشتیلری نیست. این یادداشت‌های روزانه، با استفاده از تکنیک جعبه چینی یا عروسک روسی نوشته شده‌ان و با شگرد خاصی خواننده رو جذب خودشون می‌کنن. این تکنیک، همونیه که بارگاس یوسا توی "نامه‌هایی به یک نویسنده‌ی جوان" توضیح می‌ده. یعنی داستان در دل داستان. البته داستان‌های فرعی، به صورت خودجوش از دل داستان اصلی در میان و چیزی رو به اون اضافه می‌کنن؛ نه اینکه از بیرون، فقط برای تزیین به‌ش چسبونده شده باشن. بخش بعدی - که به نظر من بهتر بود بعضی جاهاش رو نمی‌نوشت - یادداشت‌های دادستان پرونده‌ی اشتیلره که بعد از محاکمه و تموم‌شدن ماجراها نوشته. متأسفانه ماکس فریش انگار که خواننده رو دستِ‌کم گرفته باشه، خواسته با بعضی از حرف‌های دادستان، تمام نکته‌های مبهم رو روشن کنه. *** ظاهراً فریش توی کارهاش به مسأله‌ی هویت خیلی اهمیت می‌ده و این رمان هم بر همین مبنا نوشته شده. شما در قسمت اول داستان دارید نوشته‌های کسی رو می‌خونید که در برابر هویتی که از بیرون به‌ش تحمیل می‌شه مقاومت می‌کنه و سعی داره هویت دیگه‌ای رو برای خودش بسازه. اما مسأله اینجاست که با خوندن این یادداشت‌ها ممکنه چیزی رو نفهمید: چون نویسنده‌ی اون‌ها همه‌چیز رو از نگاه و ذهن خودش تعریف و یا جعل می‌کنه. برای همینه که در پایان داستان نیازی به یه ناظر بی‌طرف هست... هر چند که کمی در غلظت داوریِ این ناظر زیاده‌روی شده. فریش به اندازه‌ی کافی در بخش اول سرنخ‌های لازم رو به خواننده داده بود. *** یکی از قشنگ‌ترین داستان‌های فرعی یادداشت‌های اشتیلر، داستانیه که توی صفحه‌ی ۱۵۵ تعریفش می‌کنه. اگه خواستید کتاب رو بخونید، یاد این حرف من باشید. مخصوصاً جمله‌های پایانی داستان. آخر داستان هم دو تا نوشته هست؛ یکی مال اریش فرانتسن و اون‌یکی برای فریدریش دورنمات. نوشته‌ی دورنمات، قسمتی از یک نقده و واقعاً نوشته‌ی خوبیه. ضمناً ترجمه‌ی کتاب هم خیلی عالیه. در کل شدیداً توصیه‌ش می‌کنم
کتابهای عامه پسند

اقتصادی

Milton Friedman (July 31, 1912November 16, 2006) was an American Nobel Laureate economist and public intellectual. An advocate of laissez-faire capitalism, Friedman made major contributions to the fields of macroeconomics, microeconomics, economic history and statistics. In 1976, he was awarded the Nobel Prize in Economics for his achievements in the fields of consumption analysis, monetary history and theory and for his demonstration of the complexity of stabilization policy.[1]

According to The Economist, Friedman "was the most influential economist of the second half of the 20th century…possibly of all of it."[2] Alan Greenspan stated "There are very few people over the generations who have ideas that are sufficiently original to materially alter the direction of civilization. Milton is one of those very few people."[3] In his 1962 book Capitalism and Freedom, Friedman advocated minimizing the role of government in a free market as a means of creating political and social freedom...
بیشتر


آیا پلي ميان وفور منابع و توسعه وجود دارد؟ (ترجمه و تلخیص از حمید پاداش) نوشتار زير، حاصل ترجمه و تلخيص مقاله "وفور منابع، نهادها وتوسعه" توسط پروفسور اروين بولت(از دانشگاه تيلبورگ هلند)، ريچارد دامانيا(از دانشگاه آدلايد استراليا) و رابرت ديكون (از دانشگاه كاليفرنيا) در سال 2005 مي باشد. اين مقاله، بهانه اي است تا درباره مقوله "بلاي منابع" و يا به تعبير دوستان "مصيبت منابع"، به بحث و گفتگو بنشينيم. مطالعه بولت و ديگران(2005) حاكي از آن است كه کشورهای برخوردار از منابع فراوان، در یک سطح درآمد اولیه معین، از ...
مصیبت منابع
طبق نظریه قیمت در بازار انحصاری ، قیمت در نقطه ای به تعادل میرسد که درآمد نهایی و هزینه نهایی با هم برابر باشند . در این لحظه درآمد کل ( مقدار کالا در فروش آن ) با فرض صفر بودن هزینه نهایی بیشینه میشود . بنگاه چگونه به این نقطه میرسد ؟ آیا بنگاه با تابع تقاضا روبروست و از آن مطلع است ؟ فرض میکنیم که اینگونه نیست . بنگاهی تازه وارد را در صنعتی انحصاری در نظر میگیریم که تلاش دارد قیمت بهینه را برای محصول خود بیابد . مسیله قیمت کف نیست . بنگاه و مشتریان آن میتوانند در بازه بنسبتا زرگی از قیمت به مبادله بپردازند . فرض میکنیم بنگاه با قیمت بالایی وارد بازار میشود ( بنگاه نسبت به بازار خوشبین است و میپندارد که بازار با این قیمت استقبال خوبی از محصول وی خواهد داشت ) بنگاه به سودی نسبی میرسد . ولی از دیگر شرایط قیمتی اطلاعی ندارد . مثلا نمیداند که اگر قیمتش را کم کند تا چه اندازه به مشتریان او اضافه خواهد شد ...
economind
ورود لغات و مفاهيم اقتصادي پس از سوم تيرماه 84 به دايره لغات روزمره نويسندگان ، روشنفکران و حتي مردم عادي ، نشان دهنده اهميت "اقتصاد" در جامعه امروز ايران است . شک نيست که امروزه حل مسائل عديده اقتصادي مهمترين دغدغه مردم ايران شده است ، به طوري که صحبت از مفاهيمي مثل "دموکراسي" ، "آزادي" ، "قانون مداري" و... که شعارهاي اصلي خاتمي در ماراتن دوم خرداد 76 بودند ، ديگر رغبتي را برنمي انگيزاند و آن لغات جاي خود را به "وضعيت معيشتي" ، "نرخ بهره" ، "نرخ تورم" ، "سطح عمومي قيمت ها" و... داده است . در ميان مفاهيم اقتصادي نیز، توسعه عدالت اجتماعي ، خصوصي سازي ، کوچک شدن حجم دولت ، کاهش تصدي گري دولت ،توسط رسانه ها تبلیغ می شوند...
عطیه
اگر به کتابهای قدیمی اقتصاد ( مثلا تا دهه هفتاد) نگاهی بیاندازید ممکن است در بخش تولید ببینید که عوامل تولید به دو دسته رایگان و غیر رایگان تقسیم شده اند. در گذشته منابعی همچون هوا و خاک دارای ارزش ذاتی ناچیز و یا رایگان فرض میشدند. زیرا به فراوانی در دسترس بود و صد البته با واقعیات آن روز همخوانی داشت چرا که کسی برای بهره برداری از آن پولی نمیپرداخت. اما امروز با توسعه مفهوم تولید و رشد کمی و کیفی آن دیگر چیزی رایگان فرض نمیشود. حتی آب و هوا را نیز نمیتوان رایگان تصور کرد. این سخن کنایه آمیز مردم که " روزی برای نفس کشیدن هم باید پول داد " چندان دور از حقیقت اقتصاد امروز نیست. دست کم میتوان این گونه تصور کرد که هزینه های پاک سازی آب و هوا و در کل هزینه های استفاده از طبیعت ، بایستی به عنوان بخشی از هزینه تولید در نظر گرفته شود. زیرا در غیر آن صورت تولید برای مدت زیادی پایدار نخواهد ماند و در پی آن توسعه پایدار رویایی بیش نخواهد بود...
من و باورهایم
. برخی از تولیدکنندگان جهت کاهش هزینه های تولید و همچنین آشنایی بیشتر مصرف کنندگان با قطعات و اجزاء کالا بخش مونتاژ نهایی آنرا بر عهده مصرف کننده می گذارند. مصرف کننده نیز علاوه بر اینکه کالا را ارزانتر خریداری می نماید ضمن آشنایی با قطعات، اوقات فراغت خود را نیز پر خواهد کرد. به عبارتی این عمل برای هر دو طرف تولید کننده و مصرف کننده مطلوبیت خواهد داشت. بطور مثال کالاهای حجم گیری مانند وسایل چوبی و فلزی (مبلمان، میز تحریر، دکور، کتابخانه و ....) و یا وسایل الکترونیک را می توان به صورت مشارکتی در قالب مونتاژ نهایی توسط مصرف کننده ارائه نمود. اما ...
تامین اجتماعی

شناخت و روش شناسی علم اقتصاد مبتنی بر تفهیم روشهایی است که در طرح نظریه اقتصادی به کار گرفته می شود. از نظر تاریخی روش بررسی اقتصاد به طور کلی به سه صورت قابل ارزیابی است. که در این پست و پست آینده به اختصار به آن می پردازم.
1- اقتصاد به عنوان اخلاقیات فلسفی و مذهبی :
در جهان باستان یعنی یونان و روم قدیم اقتصاد از فلسفه و اخلاقیات جدا نبود و از نظر روش بررسی ، اقتصاد جزئی از فلسفه سیاسی همراه با موازین اخلاقی و اجتماعی تلقی می شد. در قرون وسطی نیز اقتصاد مانند ...
اکونومیست
شوك الكترونيكي آنجائي وارد ميگردد كه اين جماعت جوان كه كار كردن در محيطي مطبوع، كوچك با روابط عمومي مقتدر و حرفه اي را آموخته اند، حالا بايد فقط يك اپراتور باشند! فرمانده معظم اين سامانه ، تراشه بي شعوريست كه چيزي از روابط عمومي كه مغز كسب وكار است نمي فهمد. روابط ميان افراد كه در تعاملات روزمره و ميان انسانها اساس ايجاد اعتماد و وفاداري در مشتري است اينجا كشك هم نيست. اين تراشه همه چيز را مديريت ميكنند و تمام اطلاعات را در سراسر جهان در كل زنجيره نمايندگيها گردش مي دهد. كارمندان چنين سامانه اي نه كارشناس هستند نه كارشناس ارشد! همگي خرد و كلان فقط اپراتور هستند حتي مديرها هم اپراتور هستند. باور نميكنيد، مگر به مشكل كوچكي بر بخوريد كه نياز به كمي نرمش از سوي مديريت سيستم داشته باشد. آنگاه با جمله حيرت انگيزي رويرو ميشويد: نميشه! سيستم اجازه اين كار رو نميده! راست ميگويد. فلوچارت سيستم بنحوي تنظيم شده كه اگر هر مرحله درست و دقيق طي نشود، اعداد وارد نشوند، هزينه هاي پرداختي كامل نباشد، بدهي هاي قبلي تسويه نشده باشد به مرحله بعدي نمي رويد و هيچ كاري انجام نمي شود! فايده اي هم ندارد به سراغ مدير بالادست برويد، آن پشت يك حوض پر از مرغابي است!...
بیزبلاگر

نرم افزارهای اپن سورس و فیدبرنر

کلکسیونی از نرم افزارهای اپن سورس برای انواع سیستم عاملها از جمله ویندوز
۱۰۰ نرم افزار طراحی ابزار و قالب و... اپن سورس در designvitality
اهميت فيد
بنظر شما استفاده از فيد ( feed-rss) به نفع خواننده است؟ بله. چون مي‌تواند با سرعت بيشتر و با حجم بيشتر و با آسايش بهتر ، به مطالعه وبلاگهای مطلوب خود بپردازد.
اما سوال مهم ديگری هم وجود دارد: آيا استفاده از فيد، منجر به كاهش بازديدكننده وبلاگ نمي‌شود؟ بله! مي‌شود. پس آيا اين اتفاق به ضرر وبلاگ‌نويس نيست؟ جواب اين سوال يك نه گنده است!!! چطور؟؟
مثالی از دنياي مطبوعات كاغذی مي‌زنم.به نظر شما آيا كساني كه آبونمان(مشترك ) يك مجله يا روزنامه مي‌شوند موجب كاهش تك‌فروشي نيستند؟ هستند. پس چرا مطبوعات، خوانندگان را تشويق مي‌كنند كه با انواع و اقسام تخفيف‌ها، مشترك شوند؟؟
دقيقا همان قضيه در دنياي وبلاگها مصداق دارد.نكته بسيار جالبي كه احتمالا تاكنون به شما گفته نشده است، اين است كه موتورهای جستجوی وبلاگی، در الگوريتمهای خود جهت امتياز دادن به وبلاگها، اگر ارزش «تعداد بازديدكننده» را معادل 1 فرض كنند، «تعداد مشتركان فيد» آن وبلاگ را معادل 10 يا حتي 100 ارزش مي‌گذارند!! اين گفته براساس مداركی است كه گوگل و تكنوراتی منتشر كرده‌اند.
پس اگر به ارزش و اعتبار وبلاگ خود در نزد گوگل و تكنوراتی اهميت قايليد، سعي كنيد خوانندگان خود را به مشترك شدن در فيد وبلاگتان تشويق كنيد.وقتي از سرويسهای قديمي به سرويس جديدي چون وردپرس وارد مي شويد، سعي كنيد نگاه قديمي خود را در همان‌جا ترك كنيد.در وب جديد، هرچه تعداد مشتركان فيد شما بيشتر باشد، ارزش وبلاگ شما بالاتر است.
به همين دليل است كه توصيه مي‌كنم از ديدن صفحه آمار وبلاگتان ذوق‌زده نشويد.برای من صفحه آماروبلاگ تنها يك راهنما هست، كه در آن به من راهنمایی مي‌كند كه از كجا خوانندگان من وارد مي‌شوند و همچنين به كجا مي‌روند؟ به چه مطالبي بيشتر علاقه دارند؟ در موتورهای جستجو دنبال چي هستند و …؟ اما تعداد بازديدكننده چندان اهميتي ندارد.هرچند وقت كه مي‌خواهم از خوشحالي ذوق‌مرگ شوم به صفحه آمار فيد در وبلاگ يا به صفحه آمار فيد در فيدبرنر سر مي‌زنم.توصيه مي‌كنم شما نيز جهت ذوق‌زدگی به صفحه فيد خود مراجعه كنيد و صفحه آمار وبلاگتان را در حكم يك تابلو راهنمایی در نظر بگيريد.
از آنجایی كه مطبوعات به مشتركان خود، انواع و اقسام تخفيف‌ها را مي‌دهند شما نيز به اين مسئله توجه كنيد.حداقل كاری كه مي‌توانيد انجام دهيد اين است كه در تنظيمات وبلاگتان، فيد آن را به صورت كامل در اختيار مشتركان خود قرار دهيد.برای مشتركان فيد خود، نهايت ارزش را قايل باشيد.آنها سرمايه و پشتوانه وبلاگ شما هستند.همه اين كارها نياز به تمرين دارد
مزید

معرفی

این مکتب در پاییز 1916 در رستورانی در شهر زوریخ توسط جوانی به نام تریستان تزارا که اهل رومانی بود و دوستانش هانس آرپ، هوگو بال، امی هنینگ، ریچارد هیولسنبک و سوفی تائوبر ایجاد شد .جالب است بدانید که چون اساس آن بر بینظمی بود اسم آن را به طور تصادفی از دیکشنری پیدا کرده‌اند که کلمه دادا آمده است و به معنی اسب چوبی است.دادائیسم را می‌توان زائیدهٔ نومیدی و اضطراب و هرج و مرج ناشی از آدمکشی‌ها و خرابی‌های جنگ جهانی اول دانست. دادائیسم زبان حال کسانی است که به پایداری و دوام هیچ امری امید ندارند ،در واقع دادائیسم با همه چیز مخالف است حتی با داداائیسم . غرض پیروان این مکتب طغیانی بر ضد هنر، اخلاق و اجتماع بود. آنان می‌خواستند بشریت و در آغاز ادبیات را از زیر یوغ عقل و منطق و زبان آزاد کنند و بی شک چون بنای این مکتب بر نفی بود ناچار می‌بایست شیوهٔ کار خود را هم بر نفی استوار و عبارت‌هایی غیرقابل فهم انشاء کنند. شاعران این مکتب کلماتی را از روزنامه جدا می‌کردند و با کنار هم گذاشتن آنها شعر می‌سرودند که جملاتی کاملا بی معنی پدید می‌آمد....
پس فردا

تازه کاری با آینده ای درخشان
لوکادیوم


در حوزه ی فناوری اطلاعات به افرادی که وظیفه ی تحلیل مشکلات و ارائه راه حل و مدل مناسب در زمینه های شبکه،پایگاه داده و سیستم اطلاعاتی به یک سازمان را دارند Analyst و یا Analyzer میگویند. ITLyzer هم برگرفته از همین واژه ها و به معنی تحلیلگر آی تی است .البته این اصطلاح وجود خارجی ندارد و فقط توسط این وبلاگ استفاده میشود.
آی تی آنالایزر

دوراق

دوراقی تانیاق.اورزو بویله یازیر:

بوراسی دوراق ، توپراق لا تموزون سئویشمک نوقطه سی . یئرین یئددینجی قاتینا دک دویولماز دویغولاری دویا بیلرسن گولوم ! ؛ توپراق ائوینده ، دوراق ایزی نین دؤنوشمه سینده . . .
گؤردونمو ؟
دویدونمو ؟
اویدونمو ؟
منی !
یوخ ، یوخ ، باغیشلا !. بوراسی گؤرسه نیلمز ایزیمین ائوی . . .
* * *
- کیمسه دیر اوره ییمین او تاییندا ؟
بویور ، تانییا بیلمه دیم اؤزومو . . . !
دوراق سؤزجوک لرین تشننوجو

10 گام به سوی خلاقیت  

یک -به موزیک باخ ( Johann Sebastian Bach) گوش دهید . اگر از سردرد رنج می برید و یا در نیمه های شب دچار توهم می شوید به پزشک مراجعه نمایید.
دو- از تکنیک یورش فکری ( Brainstorm ) استفاده کنید.این تکنیک علاوه بر اینکه مخزنی از ایده ها برای شما ایجاد می کند بلکه به کمک آن می توانید در امور خود تصمیم گیری های بهتری را اتخاذ نمایید
سه -همیشه با خود یک دفترچه و مداد یا خودکار به همراه داشته باشید.هنگامی که ایده ای تازه به ذهن شما می رسد ، آن را یاد داشت نمایید.هنگامی که ایده های یادداشت شده خود را بازخوانی می کنید ، ممکن است 90 درصد آنها بیهوده جلوه کنند اما نگران نباشید این طبیعی است ، 10 درصد از بقیه ایده های یادداشت شده بسیار ارزشمند خواهند بود.
چهار- هنگامی که فکر نویی به ذهن شما می رسد، یک فرهنگ لغت را باز کنید و بطور تصادفی واژه ای را انتخاب نمایید و آنگاه سعی نماییداین فکرنو و آن واژه را با یکدیگر ترکیب نمایید و این روش سبب خواهد شد به نکات جالبی دست یابید. یک مفهوم شناخته شده ساده ای وجود دارد که هنگامی که ذهن شما در شرایط آزاد بسر می برد قادر به خلاقیت نیست و هنگامی که ذهن شما با محدودیت هایی روبرو می شود،شروع به تفکر خواهد کرد و این روش سبب می شود ذهن شما دریک محدودیت قرارگرفته و تفکر نماید.
پنج -مشکلی را که با آن روبرو هستید ، با دقت تعریف نمایید، و یا آن را بر روی یک کاغذ یا دفترچه الکترونیکی و یا در رایانه با جزئیات شرح دهید.از این طریق شما به نکات تازه و خوبی در خصوص مشکل خود دست می یابید.
شش -اگر نمی توانید تفکر کنید ، بهتر است پیاده روی کنید.یک تغییر آب و هوابرای شما خوب بوده و به آرامی کمک می کند تا سلولهای مغزی شما به تحرک واداشته شوند.
هفت : تلویزیون نگاه نکنید ، زیرا ذهن شما توسط برنامه های تلویزیون اشغال می شود و دیگر قادر نیستید خلاقانه فکر کنید ، گویی با دیدن تلویزیون مغز شما از گوش ها و چشم های شما نشت کرده و خارج می شود .
هشت : از مصرف دارو بپرهیزید ، بعضی از افراد برای تقویت خلاقیت خود از داروهای خاص استفاده می کنند، در حالیکه از نگاه دیگران ، این افراد تنها نظیر افرادی هستند که وابستگی دارویی دارند.
نه - تا می توانید درباره هر چیزی مطالعه کنید ، مغز شما با مطالعه کتاب ورزش می کند.علاوه بر اینکه سبب الهام در ذهن شما می شود بلکه آن را انباشته از اطلاعات می کند که این خود سبب خواهد شد ، سلولهای مغزی شما با یکدیگر راحت تر ارتباط برقرار کرده و زمینه برای خلق ایده های نو پدید آید.
ده - مغز شما نیز همانند بدن شما نیازمند ورزش کردن است تا به خوبی فعالیت نماید.در صورتی که مغز ورزش نکند ، به مرور سست و بی فایده می شود.شما از طریق مطالعه کردن ، بحث کردن با افراد باهوش می توانید سلولهای مغزی خود را وادار به ورزش کنید. گفتگو با دیگران در رابطه با کارگردانان فیلم ها و سیاست و نظیر اینها برای ذهن شما خوب است و این بهتر از پرخاش کردن بر سر دیگران است .
منبع : مقاله ` ده گام به سوی تقویت خلاقیت ` نویسنده : جفری بام گارتنر

اراده درونی انسان

براي اينکه آغاز خوبي داشته باشين ? با هرچه "داريد" شروع کنيد.
پول ? "دست" شما را باز ميکند و "دهان" اين و آن را مي بندد.
خيلي ها "آخرش" رو ميخوانند ? و بعض ها "تا آخرش" را ...
هميشه حرف خودتان رو "بزنين" اما به کرسي "نشونشين".
"کس"ي را ميشناختم که رفته رفته "نا کس" شد.
دنبال دردسر نگرديد ? در دو قدمي شماست.
اين ها حرف هاي بي حساب بنده است ? حرف هاي حساب شما چيست؟
اسلحه اي مخرب تر از "زبان" نديم. 
"رک" بودن کمي تا قسمتي با بي ملاحضه بودن فرق دارد.
بايد "دلتان" گنده باشد ? بزرگ کردن "شکم" که کار ساده ايست.
اکثر اونايي که با "ارز"ش هستند اهل معامله نيستند.
وقت مناسب موقعيتي است که کمتر بدست مي آيد.
عمر مثل "باد" مي گذرد ? بايد مثل "برق" زندگي کرد.
اگر کارتون کشت و کار است ? خواهشن جز گل محبت چيزي نکاريد.
چه فايده وقتي بهت ميدان بدن اما توپ رو از تو بگيرن؟ !!
همه چيز "بسته" به اين است که از چه "در"ي وارد شويد.
فرض کنيم اما و اگر تموم شد ? ولي و اما که هست ...
اونايي که نان "بيات" با مزاجشان سازگار نيست ? نان رو به "نرخ روز" مي خورند.
بعضي ها شرمندتون مي کنند و اکثرا باعث شرمندگي تون ميشن.
اکثرا در "قيد" حياتيم و در "بند" زندگي.
يک چيزي رو مي دونين ؟  شما نمي تونين همه چيز رو بدونين.
آدم بي سرو پايي رو مي شناسم که سرش به تنش مي ارزيد.
 
بعضي ها "يکه" مي خورند و اکثرا  تنها تنها ...
هيچکس کاري از "دستش" بر نمي آيد ? به جز "در وازه بان" !
مهم با قفس ماندن است ? نه در قفس ماندن.
شما رو نمي دونم ? اما هميشه آدم هاي "دم" کلفت با دمشون "گردو" مشکنند.
اگر خرتان نمرود ? اسبتان را زين کنين.
سوال اينجاست که چرا همه دنبال جوابيم ؟
تنها آدم هاي بي "مخ" هستند که خودشان "سوت" مي کشند.
بعضي ها حقيقت رو "روشن" مي کنند و اکثرا آنرا به "آتش" ميکشند.
وقتي عرصه بر شما تنگ مي شود مطمئنا راه گشايشي پيدا مي شود.
آدم وقتي از تنهايي به تنگ مي آد ? از انبوه جمعيت مي گريزد.
اگر به درد نمي خوري درمان باش.
اکثرا بزرگ ميشوند اما به بزرگي نمي رسند.
آدم هاي بي "کلاس" در فضاي "باز" درس خواندند.
موفقيت آسان بدست نمي آيد ? اما به آساني از دست مي رود.
بعضي ها شما را دست به سر مي کنند و اکثرا جان به سرتان مي کنند.
بعضي ها با "قصه" هايشان زندگي مي کنند و اکثرا با "غصه" ها يشان.
اگر به "درد" نمي خوري "درمان" باش.
وقتي کار از اين حرف ها مي گذرد ? به آن حرف ها اعتنائي نکن.
بعضي ها گوشي دستشان است اما کلا کر هستند.
براي بالا رفتن بايد از پايين دل کند.
همه چاره دارند ? حتي بي چاره ها !!!
به خودتان تکيه کنين ? بقيه تحمل شما را ندارند.
اکثرا با وقت قبلي به "وجدان" شان مراجعه مي کنند. شما چطور ؟
--------------------------------------------------------------------------------
گفتگو با خدا
در خواب خدا را ديدم.
خدا پرسيد : ميخواهي با من گفتگو کني ؟ در پاسخش گفتم : اگر وقت داريد ؟
خدا خنديد و گفت : وقت من بي نهايت است ... در ذهنت چيستکه ميخواهي از من بپرسي ؟
پرسيدم : چه چيز بشر شما را سخت متعجب ميسازد ؟
خدا پاسخ داد : اينکه آنها از کودکي شان خسته ميشوند و عجله دارند که بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدت ها ، آرزو ميکنند که کودک باشند .اينکه آنها سلامتي خود را از دست ميدهند تا پول به دست آورند
و بعد پولشان را از دست ميدهند تا سلامتي خود را به دست آورند .اينکه با اضطراب به آينده مينگرند و حال را فراموش مي کنند بنابراين نه در حال زندگي ميکنند و نه در آينده .
اينکه آنها به گونه اي زندگي ميکنند که گويي هرگز نمي ميرند و به گونه اي مي ميرند که گويي هرگززندگي نکرده اند.
خدا دست هايم را گرفت . براي مدتي سکوت کرديم و من دوباره پرسيدم : «به عنوان يک پدر ميخواهي فرزندانت کدام درس هاي زندگي را بياموزند ؟»
خدا گفت : بياموزند که آنها نمي توانند کسي را وادار کنند که عاشقشان باشد تنها کاري که آنها مي توانند بکنند اينست که اجازه دهند که خودشان دوست داشته باشند .
بياموزند که درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه کنند .
بياموزند که فقط چند ثانيه طول ميکشد تا زخم هاي عميقي در قلب آنان که دوستشان داريد ايجاد کنيم ، اما سالها طول ميکشد تا آن زخم ها التيام بخشيم .
بياموزند ثروتمند کسي نيست که بيشترين ها را دارد ، کسي است که به کمترين ها نياز دارد .
بياموزند که آدمهايي هستند که آنها را دوست دارند فقط نمي دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند .
بياموزند که دو نفر مي توانند با هم به يک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببينند .
بياموزند که کافي نيست فقط آنهاديگران را ببخشند بلکه آنها بايد خود را نيز ببخشند .
من با خضوع گفتم : از شما به خاطر اين گفت و گو متشکرم . آيا چيز ديگري هست که دوست داريد فرزندانتان بدانند ؟
خداوند لبخند  زد و گفت « فقط لينکه بدانند من اينجا هستم ، هميشه »
http://singold.blogfa.com/

در افسانه هاي کهن هندوستان آمده است که در روزگاران دور آدميان همه خلق و خو سرشتي خدا گونه داشتند ولي از امکانات و تواناييهاي خود خوب استفاده نکردند و کار به جايي رسيد که برهما خداي خدايان تصميم گرفت قدرت خدايي را از آنان باز گيرد و آن را در جايي پنهان کند که دست آنها از آن کوتاه باشد. بدين منظور او در جستجوي مکاني برآمد که مخفي گاه مطمئن و دور از دسترس آدميان باشد. زماني که برهما با ديگر خدايان مشورت نمود آنها چنين پيشنهاد کردند: بهتر است قدرت بيکران انسانها را در اعماق خاک پنهان کنيم، برهما گفت: آنجا جاي مناسبي نيست زيرا كه آنها ژرفاي خاك را خواهند كاويد و دوباره به آن دست پيدا خواهند كرد. پس خدايان گفتند: بهتر است نيروي يزداني آدميان را به اعماق اقيانوسها منتقل كنيم تا از دسترس آنها دور باشد. اين بار برهما گفت : آنجا نيز مناسب نيست زيرا دير يا زود انسان به عمق درياها و اقيانوسها رخنه خواهد كرد و گمشده ي خود را خواهد يافت و آن را به روي آب خواهد آورد. آنگاه خدايان كوچك با يكديگر انجمن كردند و گفتند: ما نمي دانيم اين نيروي عظيم را كجا بايد پنهان كنيم، بــه نظر مي رسد كه در آب و خـاك جايي پـيدا نمي شود كه آدمي نتواند به آن دست يابد. در اين هنگام برهما گفت: كاري كه با نيروي يزداني آدمي مي كنيم اينست كه ما نيروي آدميان را در اعماق و جود خود او پنهان مي كنيم. آنجا بهترين محل براي پنهان كردن اين گنج گرانبهاست و يگانه جايي است كه آدمي هرگز به فكر جستجو و يافتن آن بر نخواهد آمد. در ادامه ي افسانه هندي چنين آمده است: از آن به بعد آدمي سراسر جهان را پيموده است، همه جا را جستجو كرده است، بلنديها را درنورديده است، به اعماق درياها فرو رفته است، به دورترين نقاط خاك نفوذ كرده است تا چيزي بدست آورد كه در ژرفاي وجود خود او پنهان شده است!
http://nellehteam.blogfa.com/

معرفی

http://www.sticklive.com/main/index.cgi


CCleaner is a freeware system optimization and privacy tool. It removes unused files from your system - allowing Windows to run faster and freeing up valuable hard disk space. It also cleans traces of your online activities such as your Internet history. But the best part is that it's fast (normally taking less than a second to run) and contains NO Spyware or Adware!
download 


در آن دور دست ها كه
زمان خود را گم كرده است،
كسی است كه به ما می گويد:
كوه با نخستين سنگ آغاز می شود،
و انسان با نخستين رنج...
گیلگمیش


این روزها دارم اتاق‌ام را شکنجه می‌دهم؛ که همه‌ی خرده-ریزهای یادِ تو را که توی خودش قایم کرده بریزد بیرون.
این روزها دارم تلقین می‌کنم به خودم که این صداهای پشتِ پنجره صدای باد است فقط. دارم به خودم تلقین می‌کنم که بادها فقط به برگ‌های زرد گیر می‌دهند، کار به کار ِ آدم‌ها ندارند. این روزها دارم گول می‌زنم خودم را.
این روزها دارم پاییز می‌شود!
همزاد


Dynamic Template پلاگینی برای ساختن پلاگین در WLW
این پلاگین توسط
Joe Cheng از اعضای تیم Windows Live Writer در مایکروسافت طراحی شده و Dynamic Template نام گرفته است. این پلاگین به شما قدرتی می‌دهد که می‌توانید توسط آن پلاگینَک! طراحی کنید. این کار توسط برخی کد‌های ساپورت شده‌ی C# و HTML صورت می‌گیرد.
در
پستی در وبلاگ طراح این پلاگین خود او هم گفته است که انتظار ندارم عده‌ی زیادی از این پلاگین استفاده کنند، ولی من (MD) به شما قول می‌دهم که این پلاگین کار شما را بسیار راه می‌اندازد.
برای دانلود این پلاگین 340 KB به
این صفحه بروید، و توضیحات فنی بیشتر در مورد این پلاگین را در اینجا بخوانید. (سعی می‌کنم در اینجا برخی از آن‌ها را عنوان کنم.)برای کسانی که قبلاً برنامه نویسی کردند کار با این پلاگین راحت‌تر است، در اینجا چهار مثال را عنوان می‌کنم.
سطح1 - Plain HTML : این راحت‌ترین کار ممکن با این پلاگین است. فرض می‌کنیم شما می‌خواهید یک سری کد خاص HTML  را در متن خود بگذارید. مثلاً ....
میکرودامپ


- چوبِ دار و منبر را از یک‌درخت می‌سازند.
عذر بخت نیست شوربختی.
تقدیر... بهانه‌ی دستِ بدبخت‌هاست.
و الا ما با هم آمدیم.
حاجی واشنگتن (علی حاتمی)، 1361
*

-آقامان که سر به تیره‌ی تراب گذاشت، بچّه‌سال بودیم. حالی‌مان نبود. سراغ می‌گرفتیم... آسمان نشان‌مان می‌دادند.
سر به ‌هوا بارآمدیم.
لانگ شات


Who Is Hosting This?
اگه شما هم مثل من فوضولید که ببینید که فلان سایت هاستش ماله کدوم شرکته حتمآ
این سایت می‌تونه کمکتون بکنه.
یه سایت ساده. یه فرم داره که باید آدرس دامین مورد نظر رو توش بنویسید و بعد سریعآ لینکی به شرکتی که هاست اون سایت رو به عهده داره دریافت کنید.
از همه جالب تر قسمت
top list هستش. که در بین دامین هایی که توی این سایت سرچ شده بیشترین تعداد رو شرکت Digg Inc هاست می‌کرده
بیشترین دامینی هم که توی این سایت جستجو شده www.feedmailer.net بعد هم گوگل
البته
امکانات دیگه ای هم داره مثلآ می تونید اونو به searchbox مرور گرتون اضافه کنید (فقط firefox2 و IE7) یا یه bookmarklet به بوکمارک هاتون اضافه کنید و داخل هر سایتی که هستید روش کلیک کنید و هاستیگ اون سایت رو بفهمید.
البته کاربر های Digg یه سایت کامل تری رو هم معرفی کردن که به غیر از هاستینگ اطلاعات کامل‌تری رو هم به شما می‌ده. (
link)
میکرودامپ
... ماجرای معلمی سوری که وقتی از دانش­آموزان کلاس اول می­پرسه «چه رنگی رو دوست دارید؟» با این جواب یکی­شون مواجه میشه:«رنگ آبی چشمان مادرم وقتی اول صبح آفتاب توی چشمش می­افتد.»
عاشق این روح­های سرکش هستم. به نظرم اصل بنیادی تربیت همین شعله­ور نگه داشتن زبانه­های سرکش روحه، شعله­هایی که لاجرم با خود طنینی شیطانی نیز به همراه خواهد داشت.
مخرج صفر
اولین تلاش ها برای ارائه تعریفی از پروپاگاندا از سوی هارولد لاسول صورت گرفت. لاسول پروپاگاندا را چنین تعریف می کند: پروپاگاندا کنترل افکار به وسیله نمادهایی خاص و یا به عبارت بهتر داستان، شایعه، گزارش، تصویر ودیگر اشکال ارتباطی است. لاسول 4 هدف عمده را برای پروپاگاندا در نظر می گیرد که عبارتند از الف) ایجاد نفرت نسبت به دشمن ب) حفظ دوستی با متحدان ج) حفظ دوستی با بی طرف ها و در صورت امکان جلب مشارکت آن ها د) تضعیف روحیه دشمن. ده سال بعد لاسول تعریف خود از مفهوم پروپاگاندا را چنین اصلاح کرد: پروپاگاندا فنی است برای تأثیرگذاری بر اعمال انسان از طریق دستکاری بازنمایی ها. این بازنمایی ها ممکن است صوتی، تصویری، مکتوب و یا حتی موسیقیایی باشند. لی در سال 1945 در مقاله ای درمجله جامعه شناسی آمریکا تأکید می کند که ...
شاتوت



Ingmar Bergman 1918-2007



از یکی از دوست داشتنی‌ترین و با‌حال‌ترین وبلاگ‌هایی که هر روز بهش سر می زنم
اولدفشن 

دندانپزشکی

http://dentist59.blogfa.com/ دندان

http://www.iranbmemag.com/fa/issue/archive.asp مهندسی پزشکی

http://download.piriform.com/ccsetup200.exe  پاک کننده آشغالات ۲.۵مگ

http://www.acesoft.net/te5.exe پاک کننده آشغالات ۱.۵۴مگ

http://d17510455.rah150.rahnemoon.com/scientific/dental/professional_article_detail.php?ID=25061  دندان

http://irden.com/scientific/dental/equipments/ دندان

http://www.irandentist.info/archive-porsesh.htm پاسخ به سسوالات دندانپزشکی

http://64.233.169.104/search?q=cache:gebASzzu6agJ:www.irandentist.info/pasokh/pasokh013.htm+%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86+%D8%B1%D9%88%DA%A9%D8%B4+%D8%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86&hl=fa&ct=clnk&cd=5  دندان

http://www.iranbmemag.com/fa/home/default.asp مجله مهندسی پزشکی