آخرین نطق اعلمی اندر مجلس
در جايي خواندم که «آزادي از عدالت زاده و با انديشه سروده ميشود، با ديوار شعر و با زندان فرياد ميشود، با بيگانه باطل و با استبداد تکهاي نان ميشود. آزادي اگر حق است گرفتني است و اگر هزينه دارد پرداختني است.»
در جايي خواندم که «آزادي از عدالت زاده و با انديشه سروده ميشود، با ديوار شعر و با زندان فرياد ميشود، با بيگانه باطل و با استبداد تکهاي نان ميشود. آزادي اگر حق است گرفتني است و اگر هزينه دارد پرداختني است.»
در این روش تصویر کنتراست بالا و سایه روشن ها بسیار تفکیک شده، با سایه هایی از رنگ آبی، قرمز مایل به magenta، لبها به رنگ ارغوانی، و سایه روشن ها مایه از زرد مایل به سبز خواهد داشت.
یادداشت: من نتیجه چنین روشی رو در عکاسی دیجیتال که با فتوشاپ میسر خواهد بود، در کار بسیاری از عکاسان دیده بودم ولی هیچ نوع اطلاعاتی ازش نداشتم. تا اینکه با این سایت آشنا شدم و حالا ترجمه فارسی مقاله رو در اختیارتون می ذارم. پیشنهاد میکنم حتماً امتحان کنید چون تکنیک بسیار زیبایی هست و البته شما قبل از شروع، باید یک اشنایی نسبی با فتوشاپ داشته باشید.
شروع:
برای شروع، پیشنهاد می شه عکس یک مدل یا پرتره رو انتخاب کنید که دارای پس زمینه محیط خارجی باشه که نتیجه رو در دو حالت انسان و محیط مقایسه کنید. من عکسی که در مقاله بود رو برداشتم و می بینید که تون رنگ بسیار زیبایی هم داره.
مرحله 1:
عکس رو در فتوشاپ باز کنید. در پالت لایه ها -Layers pallet- روی آیکون “Create new fill or new adjustment layer” کلیک کنید و گزینه Curves رو انتخاب کنید. حالا در پنجره Curves در منوی پایین افتادنی Channel، کانال Red رو انتخاب کنید. قسمت بالایی راست منحنی رو کمی به سمت چپ بکشید و دو گره مثل شکل زیر طوری ایجاد کنید که منحنی به صورت حرف S کشیده دربیاد. با اینکار سایه ها تاریکتر و قرمز روشنتر شد.
نکته: شما تا انتها با کانالهای RGB کار خواهید کرد و در صورتیکه بخواهید منحنی رو بر روی عکس دیگری اجرا کنید ناگزیر از اجرای همه این مراحل خواهید بود، اما راه ساده تر این هست که از طریق گزینه Save موجود در همین پنجره، منحنی رو ذخیره کنید و برای عکسهای بعدی با استفاده از دکمه Load مجددا به منحنی دسترسی داشته باشید.
مرحله 2:
حالا از منوی Channel، کانال Blue رو انتخاب کنید و نقطه بالای منحنی رو به سمت زیر بکشید. تا حدی که مقداری از سایه روشن آبی بکاهد و سپس نقطه پایین منحنی رو کمی بالا بکشید تا سایه تاریک آبی را بگیرد.
مرحله 3:
کانال Green رو انتخاب کنید و مثل شکل زیر به صورت S دربیارید. شما در واقع کنتراست و سایه روشن سبز رو تشدید کردید.
مرحله 4:
کانال ترکیبی RGB رو بدون دستکاری رها کنید و به مرحله بعد برید.
مرحله 5:
تکنیک تا اینجا تمام است. حتی همین سایه روشن های اغراق شده نیز در آن زمان معمول بوده، ولی اگر دوست دارید عکستان دلنشین تر شود ادامه دهید و برای ادامه، در لایه Curves adjustment layer، blending mode را به Color تغییر بدید تا همخوانی بیشتری با رنگ اصلی تصویر داشته باشد.
مرحله 6:
برای زیباتر شدن رنگها، پیشنهاد میکنم لایه Curves adjustment layer را با فشار دادن Ctrl+J داپلیکیت کنید و blending mode را به Luminosity تغییر دهید و نتیجه را ببینید!
مرحله 7:
یک تغییر دلخواه برای اضافه کردن آن سایه روشن زرد مایل به سبز که در ابتدا گفتم، این هست که در پالت لایه ها، مجدداً “Create new fill or new adjustment layer” را کلیک کنید و گزینه Solid Color را انتخاب کنید. و رنگ زرد مایل به سبز “e1ff00” را انتخاب کنید و opacity را به 10% کاهش دهید. Blending mode= Color
کار تمام است! کنتراست و سایه روشن ها زیبا نیست؟
منبع:مونولوگهای من
اما درباره مادرم؛ فرشتهای بود ساده و فروتن كه نمیدانم بالهايش را كجا پنهان میكرد! مظهری بود از زن نجيب و زحمتكش ايرانی. از زنانی كه دوروبرمان میپلكند - خيلی عادی - و نمیفهمم چرا هربار كه می بينيمشان جلوی پایشان سجده نمیكنيم. زنهای سادهای كه اغلب كيسه خريد در دستشان است. ناهيد خانم نخجوان ِ من زن غريبی بود؛ در تمام عمرش از كسی قرض نگرفت و در محدوديت و فقر، با غرور و سربلندی مرا بزرگ كرد. شگفتانگيز بود... * جوان كه بودم، فكر میكردم مثل فيلمهای متوسطِ كه به زور برایشان معناها و مايههايی میتراشيم – كه ندارند و روح سازندهشان هم از آنها بیخبر است – تا وقت تلفشدهمان را به نوعی تلافی كنيم، درباره مادرهایمان هم همين كار را - همين غلو را - میكنيم. شايد مادرهای ما، زنهای معمولی ِ نقنقو و بداخلاقی بودند كه فقط آزار میدادند شوهرشان را و ما را تربيت میكردند، چون كار ديگری هم نداشتند. اما واقعيت اين نيست. اگر شكلی برای توظف قائل باشيم، آنها نسلی بودند كه اين توظف را در حد اعلا به جا آوردند. حالا اين كه اين توظف معقولی بود يا نه، من نمیتوانم پاسخ بدهم. برای خودم چنين شان و مكانی قائل نيستم كه بتوانم پاسخ بدهم، اما میدانم كه توظفشان را عميقا ً پذيرفته بودند و اغلب به قيمت رنجی فراوان انجامش میدادند. مادر من، در جوانی، بانوی بسيار زيبايی بود. بعضی وقتها كه میخواستم سر به سرش بگذارم، میپرسيدم: «بعد از مرگ پدرم، چرا شوهر نكرديد؟» میگفت: «چرا بايد شوهر میكردم؟» میگفتم: «چرا ندارد، جوان بوديد، بايد شوهر میكرديد.» میگفت: «آن وقت يك آدم غريبه میآمد میشد بابای تو.» من هم میگفتم: «خب، اقلا ً زن يك آدم پولدار میشديد تا من در حسرت جوراب بیوصله و مداد رنگی و دوچرخه و تمر هندی و تخمه آفتابگردان نمانم!» میگفت: «به جهنم كه تمر هندی و تخمه آفتابگردان نخوردی و دوچرخه نداشتی. بی همينها هم میشد آدم شد.» برای خودش توظفی قائل بود كه جايگزين ديگری را نمیفهميد و نمیشناخت. آنها اينشكلی بودند و هنوز هم كموبيش همان شكلیاند. يادم هست آن دو سه سال پس از مرگ پدرم و آمدن به تهران را كه در خانه خاله مرفهم زندگی میكرديم – در آن باغ بزرگ زرگنده كه پر بود از آمد و شد و كلفت و نوكر و راننده و باغبان – و مادرم نمیخواست زير بار منتشان بماند و اصرار داشت لباسهایشان را اتو كند و ساعتها اتو میكرد. میتوانست نكند و بدهد خدمتكارها اتو بكنند. اما اصرار داشت و اتو میكرد. اين است كه مادرم نتوانست الگويی برای من بشود، چون از جايی میآمد كه من هرگز نتوانستم به آن دست پيدا كنم. حدی است كه نمیتوانم به آن برسم و نرسيدم، هيچ وقت.
* از پيدا و پنهان / آيدين آغداشلو / در گفتوگويی بلند با اصغر عبداللهی و محمد عبدی / نشر كتاب سيامك با همكاری نشر آتيه / چاپ نخست / بهار هزار و سيصد و هفتاد و نه
اولدفشن
























2- چه چیزهایی
می توان از یک دستگاه عیب یاب توقع داشت؟
عملیات قابل انجام با دستگاه رو به 5 قسمت کلی تقسیم می کنیم و هر
کدوم رو به طور کامل بررسی می کنیم. در شرح این قسمتها از شباهتهای عیب یابی خودرو
با بیماری و دارو و علاج و آزمایش خون و .... کمک می گیریم که درکش خیلی ساده تر
باشه:
2-الف- خواندن کد خطا
2-ب- پاک کردن کد خطا
2-ج- نمایش اطلاعات لحظه ای Live Data
2-د- راه اندازی مستقیم عملگرها
2-ه- برنامه ریزی Programming and Configuration
در اول بحث یه چیزی رو (هر چند واضح) حتما باید بگم : این دستگاهها اسمشون عیب یاب هست، یعنی عیب رو می یابند
-الف-
خواندن کدهای خطا Fault
Code Reading
هر کنترل یونیت بنا به نوع تکنولوژی ساخت و نوع نرم افزاری که در اون به کار رفته
قطعات متصل به خودش رو دائما داره چک می کنه. اینکه این بازرسی ها چه قطعاتی رو
پوشش می دن و چه قدر تستشون معتبر هست، بستگی به نوع کنترل یونیت یا همون ECU داره. با پیشرفت در قدرت پردازش میکرو
کنترلرهای نصب بر روی کنترل یونیت و استفاده از شبکه های مولتی پلکس، ECU ها قادر شده اند
که سنسورها و عملگرها رو بهتر و دقیقتر بازرسی کنند. در بعضی موارد این بازرسیها
تا 100 بار در ثانیه و به صورت مدام در حال انجام شدن هستند.
اگر کنترل یونیت در هنگام این بازرسی ها مشکلی را مشاهده کند، فورا کد خطا یا Data
Trouble Codeیا به اختصار DTC را در حافظه خود ذخیره می کند. سپس به
محض اتصال دستگاه عیب یاب و در خواست کدهای خطا، موارد مشاهده شده از طرف ECU به دستگاه عیب یاب
منتقل می شوند و تعمیرکار مشکلی رو که ECU تشخیص داده می تونه روی صفحه نمایش
ببینه، مثلا " سنسور اکسیژن بالای کاتلیزور به بدنه اتصال کرده است".
البته چیزی که از کنتری یونیت به دستگاه عیب یاب فرستاده می شود فقط یک کد است و
این قدرت برنامه و دیتابیس دستگاه عیب یاب هست که بتواند این کد را چگونه تعبیر
کند.
تعمیر کار با دیدن توضیح، ابتدا باید چک کند که نوع خطا ماندگار (Permanent) بوده یا لحظه ای
(Intermittent). کد خطای ماندگار به کدی اطلاق می شه که در گذشته اتفاق افتاده و
در آخرین بازرسی کنترل یونیت از قطعه معیوب هنوز وجود داشته است. این نوع کد با
پاک کردن توسط دستگاه از بین نمی رود (در حقیقت می رود اما به محض باز کردن سوییچ
یا استارت خودرو بر می گردد) و واضح است که ابتدا قطعه معیوب باید تعویض یا تعمیر
شود و سپس کد خطا پاک شود.
کد لحظه ای هم پس می شه کدی که در گذشته به هر علتی مشاهده شده ولی الان دیگه خبری
ازش نیست، پس با پاک کردن معمولا از روی حافظه پاک می شه.
عللی که می تونه باعث به وجود آمدن چنین کدی بشه : مشکل نرم افزاری کنترل یونیت،
نویز روی دسته سیم، شلی سوکت سنسور یا عملگر و.....
************************************************** *********************
نتیجه اخلاقی خیلی خیلی مهم:
این ECU
هست که خطا رو تشخیص میده و دستگاه فقط از ECU می پرسه که آیا چیزی تو حافظه اش هست یا
نه و بعدش اگه چیزی بود به شما نشون می ده.... پس دستگاه به هیچ سنسوری یا چیزی
وصل نمی شه و نمی ره شخصا دنبال عیب بگرده !
مثلا گاهی مشتریان به ما می گویند که 206 ای هست که تسمه تایم رد کرده و دستگاه
نشون نمی ده! جواب چیه؟ ECU قادر به تشخیص این عیب نیست و نمی تونه بفهمه ایراد از کجاست، پس
چیزی هم ثبت نمی کنه، پس دستگاه هم نشون نمی ده. از این دست موارد بسیااااار زیاد
هست، به خاطر همین هم هست که استنتاج و خبرگی در بحث دستگاه، جایگاه ویژه ای داره.
وگرنه تمام مشکلات دنیا رو می شد با خوندن توضیح خطا پیدا و حل کرد.
************************************************** *********************
با اینکه باید اذعان کرد که خواندن کد خطا اولین مرحله عیب یابی است، اما به هیچ
وجه پایان آن نیست. در قسمتهای بعد، توضیح بیشتری در مورد نحوه عیب یابی با
استفاده از استنتاجهای غیر مسقیم رو توضیح می دیم. ایراداتی چون کثیف بودن
انژکتورها، سفتی سوپاپها، برگشت کمپرس موتور و.... هیچ کدام کد خطایی ایجاد نمی
کنند و این هنر تعمیرکار است که با مطالعه دیگر قسمتها به آنها پی ببرد.
توضیحات تخصصی:
کدهای خطای استاندارد معمولا شامل 5 کاراکتر ASCII است که به صورت زیر تعبیر می شوند:
X-ABCD
X: P, U, C, B
ABCD:
عدد چهار رقمی
P :
کدهای خطای موتور یا گیربکس (قوای محرکه)
C:
کدهای سيستم شاسي و تعليق مثل ABS,ESP, ...
U:
کدهای مربوط به شبکه سیم کشی و انتقال اطلاعات
B:
كدهای مربوط به بدنه و محیط سرنشین
در مورد قسمت عددی می توانید به قسمت "دانلود" وبسایت ما مراجعه نمایید.
نکته 1- اکثر کدها استاندارد نبوده و طبق تعریف شرکت سازنده (مثلا پژو یا
بنز یا ... ) معرفی شده و هیچ راهی جز مهندسی معکوس برای توصیف آنها وجود ندارد.
کدهای موجود در وبسایت ما فقط مربوط به همین کدهای استاندارد است که حدود 12% کل
کدهای موجود در خودرویی مثل 206 است.
نکته 2- تقریبا تمامی دستگاههای ساخت ایران به شدت دچار کوچک بودن پایگاه
اطلاعاتی خود در مورد کد خطا هستند. بنابراین با وجود اینکه کد خطا
را از کنترل یونیت می خوانند اما قابلیت توصیف آن را برای تعمیرکار ندارند.
نکته 3- اگر BSI کد خطایی در حافظه داشته باشد، عملیات تعریف سوییچ انجام نخواهد
شد.

از زمانی که کاربراتورها از موتور حذف شدند سیستمهای مختلف انژ کتور در موتورها جای گزین شد.

یکی از اجزاء تشکیل دهنده ان کتور throttle body یا دریچه گاز است که بعضی از سنسورها و عملگردها روی آن نسب می شود .

مانند سنسور موقعیت دریچه گاز و استپر موتور البته در بعضی از موارد گرمکن و سنسورهای دیگر هم برروی throttle body نصب می شود .

در خودروهای شهری از یک throttle body به قطر مناسب استفاده می شود ویکی از راههای بالا بردن راتدمان حجمی و یا
پور خورانی موتور استفاده از 2 throttle body ویا استفاده ازیک throttle body برای هر سیلندر است.

اما این سیستم چگونه به بالا بردن راندمان موتور کمک می کند .

1- این سیستم فا صله ورودی هوا همه سیلندر ها رو یکسان می کند . برای مثال باید بگم در خودروهای که یک عدد از این دریچه ها دارند به سیلندر 2و3 که نزدیکتر به دریچه هستند هوا زیاد و به سیلندر 1و 4 که دور تر از دریچه هستند سوخت کمتر می رسد .که باعث شار کمتر سیلندر 1و4 در موتور چهار سیلندر چهار زمانه بشود .
2-مکش سیلندرها و زمان باز و بسته شدن سوپاپ ها ی ورودی بر روی سیلندرهای دیگر اثری ندارد .
خوب پس ما به این نتیجه رسیدیم که با این کار حجم هوای ورودی به موتور افزایش می یابد ولی ecu یا همان الکترونیک کنترل یونیت از این افزایش بی خبر است و سوخت را بر اساس جدول فابریک کارخانه ویا استاندارد تزریق می کند پس ما باید مقدار پاشش سوخت را زیاد کنیم برای این کار 3 راه وجود دارد .
1- استفاده از دستگاه دیاگ 2000 و وارد شدن به بخش پیکر بندی جدول که نیاز به تخصص بال دارد اگر شما یکی از پارامترها را اشتباه تنظیم کنید ممکن است موتور گوز شه.
2- راه دوم که راحت است تعویض ان کتور با نوع تزریق بیشتر استفاده شود .
3- استفاده از 2 انژ کتور پشت سوپاپ ورودی
نکته مهم : تمامی خودروهای ان کتوری در جدول ecu دارایه سیستم کاتاف هستند که از بالا رفتن بیش از حد دور موتور باقطع پاشش بنزین از بال رفتن دور موتور جلوگیری میکنند. ولی در اکثر خودروهای ریس این سیستم حذف شده تا در زمان لازم راننده بیشترین فشار لازم را به خودرو اعمال کند ولی اگر شما این سیتم را نسب کردید و خودرو شما کاتاف هم نداشت در زمان تعویض دنده مراقب دور موتور خود باشید
نیویورک –بسیاری از افرادی که به رژیم های غذایی روی می آورند با مفهوم اراده آشنایی دارند اما در ترجمه انگلیسی یکی از معروف ترین کتاب های آلمان در باره رژیم غذایی این مفهوم در سطحی کاملا فلسفی مطرح شده است. این رژیم نیچه ای که به پیروانش توصیه می کند تا در مقیاس ابر انسانی به خوردن هر آنچه که از آن به شدت وحشت دارند بپردازند، در امریکا طرفداران زیادی پیدا کرده است.
چاقی مرده است. این است ادعای بلند نظرانه برنامه غذایی که در اواخر دهه 1880 میلادی توسط فردریک نیچه نوشته شده بود و سه سال قبل کشف شد. پس از آنکه این کتاب در اروپا به جمع پرفروش ترین ها پیوست، توسط آر.جی هاولینگ دیل به انگلیسی ترجمه شد و ماه گذشته انتشارات آون آن را به چاپ رساند.
نیچه می نویسد: “اگر فرد اراده معطوف به قدرت خود را چنان بنا نهد که باریک اندام گردد باید بکوشد که در خور و نوش نیز جسارت مند گردد. از چه می ترسید؟ همان است که چنین فربه تان کرده است. باید که آغوش به روی ترس هایتان و نیز چربی هایتان بگشایید و بیاموزید که با لبی خندان آن ها را بسوزانید (و همزمان بسار سالاد بخورید!). بیاد داشته باشید که آنگاه که به برگ کاهو خیره خیره می نگرید، کاهو نیز به شما خیره می نگرد.”
نیچه احساس می کرد بستن به رژیم سفت و سخت شوپنهاوری عاقبت موجب رخوت و رنج دنیایی در او شده است، این رژیم که برای اولین بار به دست خود نیچه تنظیم شده است با وجود پایبند ماندن به اصول شوپنهاور در “ظرف میوه همچون اراده و بازنمود” قدری چالش فردی را نیز به آن افزوده است.
هاولینگ دیل در مقدمه ترجمه انگلیسی کتاب می نویسد: “اصول رژیم غذایی نیچه ای بسیار ساده است. در این رژیم فرد با مرارت بسیار و صداقتی دردناک تلاش می کند تا وحشت انگیز ترین چیزهایی را که در عمق وجودش رخنه می کنند به صورت انواع خوراکی ها مجسم کند. وقتی مسبب ترس و وحشت فرد به صورت یک خوراکی مجسم شد، فرد تنها و تنها از آن غذا به میزان زیادی می خورد تا جایی که آن غذا دیگر نه برایش اشتها برانگیز باشد و نه ترسناک. وقتی اشتها و ترس هردو از بین برود فرد به مدت 20 روز روزه ی آب و سالاد ساده می گیرد و به تمرینات متافیزیک پرداخته روزی هشت کاسه بزرگ آب را سر کشیده و دروازه های ترس و فیبر را که بر زندگی روزمره اش بسته شده اند با مصرف مکمل های حاوی فیبر غذایی می گشاید.”
نیچه می نویسد: “وقتی بر ترس خود فائق آیید و در مقایس های حماسی و قهرمان گونه آنزا ببلعید و به ترسی که بلعیده اید بخندید از تکرار ابدی این چرخه یو یو وار کاهش و افزایش وزن رهایی می یابید و به این ترتیب فرد چنان تعالی میابد که به باریک اندامی میرسد. فرد در میابد که دیگر لازم نیست تا ابد در مرز نامفهوم میان باریک اندام و ابر باریک اندام معلق بماند.





سیستم های الکترونیکی خودروکه دارای یک میکرو کنترلر هستند ، واحد کنترل الکتریکی یا ECU (Electronic Control Unit) نامیده می شوند . در ایران ، اغلب تنها سیستم الکترونیکی انژکتوری را با نام ECU می شناسند ، لیکن ما در این مقاله ، مطابق با واژه شناسی فنی رایج در صنعت جهانی خودرو ، سیستم های دارای میکرو کنترلر را ECU می نامیم .
طراحی و ساخت ECU یکی از فناوریهای کلیدی در صنعت خودرو سازی مدرن است .یک ECU شامل مجموعه ای از سخت افزار و نرم افزار است که وظیفه نظارت ، تنظیم یا هدایت و کارکرد ویژه ای را در خودرو به عهده دارد . سیستم ضد قفل ترمز (ABS) ، سیستم ایمنی کیسه هوا (AirBag) و برف پاک کن حساس به باران ، نمونه هایی از کاربرد ECU هستند. آغاز تکنولوژی ECU به سیستم انژکتوری شرکت بوش (Bochs) آلمان به نام JETronic باز می گردد که در سال 1968 در خودروی فولکس واگن VW 1600TL نصب شد.
اهمیت و نقش اقتصادی و تکنیکی ECU و به ویژه نرم افزار آن در ساخت خودرو روز به روز در حال افزایش است . بر طبق پیش بینی های انجام شده ، سهم الکترونیک در هزینه ساخت خودرو از 22 درصد در سال 2000 به 35 درصد در سال 2010 می رسد همچنین سهم هزینه نرم افزار الکترونیکی به کار گرفته شده در خودرو از 20 درصد در سال 2000 به 38 درصد در سال 2010 خواهد رسید .
به طور کلی واحدهای کنترل الکترونیکی تواناایی انجام سه کارکرد زیر را دارند :
نظارت (Monitoring) بر کارکرد های خودرو و آگاه کردن راننده از آن ، مانند نظارت بر مصرف سوخت و آگاه کردن راننده از مصرف لحظه ای یا میانگین سوخت ، یا نظارت بر موقعیت درها و آگاه کردن راننده از باز بودن آنها .
تنظیم (Regulating) کارکردهای خودرو به وسیله بهینه کردن همواره ی آنها ، مانند تنظیم مصرف سوخت موتور توسط واحد کنترل الکترونیکی سیستم انژکتوری .
کنترل (Controlling) کارکردهای خودرو از طریق محاسبه کمیات خروجی بر پایه داده های ورودی ، مانند : کنترل ترمز به وسیله سیستم ضد قفل (ABS) .در بیشتر واحد های کنترل الکترونیکی سه کارکرد نظارت ، تنظیم و کنترل توامان وجود دارند .
ساختار واحد کنترل الکترونیکی :
واحد کنترلر الکترونیکی از یک میکرو کامپیوتر یا میکرو کنرلر (Micro Controller) به عنوان سخت افزار و نرم افزارهایی که بر روی آن اجرا می شود ، تشکیل شده است . میکرو کنترلر یک کامپیوتر کوچک است که همه اجزلی آن ، مانند واحد پردازش مرکزی CPU ، واحدهای ورودی و خروجی (I/O) حافظه های گوناگون پاک شدنی (Erasable) و پاک نشدنی (Read Only ) برای نگه داری برنامه ها و داده ها ، معمولا بر روی یک تراشه نصب شده اند ، نکته مهم در ساخت سخت افزار واحد کنترل الکترونیکی ، ایسادگی آن در برابر تغییر دما ، رطوبت و تکان های شدیدی که پس از نصب در خودرو در معرض آن قرار دارد و همچنین قابلیت بالای سازگاری الکترو مغناطیسی(EMC) آن است .
شمار نرم افزارهای یک واحد کنترل الکترونیکی بستگی به و پیچیدگی آن دارد . در واحدهای کنترل الکترونیکی ساده تنها نرم افزاری که روی میکرو کنترلر نصب و اجرا می شود ، برنامه کاربردی مربوطه است . در نوع پیچیده آن ابتدا سیستم عامل بلادرنگ (Real Time Operation sustem) RTOS و نرم افزار های پایه ، مانند نرم افزارهای مدیریت شبکه مدیریت حافظه و غیره بر روی میکرو کنترلر نصب می شوند و سپس برنامه کاربردی ، که از خدمات ارائه شده به وسیله سیستم عامل و نرم افزارهای سیستمی سود می برد.
بخش اساسی تکنولوژی واحدهای کنترل الکترونیکی مربوط به نرم افزار کاربردی آنهاست.این بخش همچنین امروزه نیروی محرکه اصلی نوآوری در صنعت خودروسازی است .
سخت افزار میکرو کنترلر ها ، سیستم عامل بلادرنگ و دیگر نرم افزارهای پایه ای مورد نیاز واحدهای کنترل الکترونیکی به وسیله تولید کنندگان معروف در در سطح جهان ، مانند AMD ، NEC ، Motorola عرضه می شوند .ارزش افزوده ی سازندگان خودرو و قطعه در این عرصه ، ساخت نرم افزارهایی کاربردی و به ویژه کنترل و تضمین کیفیت کل سیستم است . بهبود کیفیت نرم افزار منوط به شیوه ها و ابزارهای مهندسی نرم افزار در عرصه مدیریت خواسته ها (Requirements management ) مدل سازی ، تولید کد برنامه از مدل ، مستند سازی و تست نرم افزار است .
سبب اهمیت فراوان کیفیت در ساخت واحدهای کنترل الکترونیکی ، همانا نقش واحدهای کنترل الکترونیکی در ایمنی خودرو و اثرات مخرب کارکرد نادرست آنها بر اعتماد مشتریان است .بدین ترتیب در حالیکه سازنده و عرضه کننده نرم افزار اداری ، با آسودگی خیال ، یافتن بخشی از اشتباهات نرم افزار ، فهرستی از نادرستی های تصحیح شده ارائه می کند سازنده واحد الکترونیکی خودرو باید از همان لحظه آغازین طراحی قطعه طراحی قطعه ، این اطمینان را داشته باشد که محصول بی هیچ نقص و نادرستی به دست مشتری خواهد رسید.
واحد کنترل الکترونیکی به طور معمول داده های لازم را به وسیله حسگر ها (Sensors) از محیط پیرامون می گیرد و پس از فرمان پردازش آنها فرمانهای مناسب را به کنشگرها (Actuators) منتقل می کند . کنشگرها به نوبه خود ، مطابق فرمانهایی که از واحد کنترل الکترونیکی می گیرند، کار ابزار مکانیکی ، هیدرولیکی ، پنوماتیکی یا الکتریکی مورد کنترل را هدایت می کنند .
نقش واحدهای کنترل الکترونیکی در خودرو
امروزه میانگین شمار رو به افزایش واحدهای کنترل الکترونیکی که در ساخت خودرو به کار می رود ، بالغ بر 70 واحد است . در خودروهای گروه "لوکس" حتی تا 110 واحد کنترل الکترونیکی نصب شده است .
مجموعه واحدهای کنترل الکترونیکی یک خودرو را می توان به چهار حوزه کاربردی تقسیم کرد :
1- اتاق (Body) ، مانند شیشه بالابر ، تنظیم صندلی و برف پاک کن اتوماتیک .
2- انتقال نیرو (Power Train ) ، مانند کنترل موتور و دنده
3- دینامیک حرکت (Chasis / Driving functions ) مانند Distronic , Esp و ABS .
4- تلماتیک (Telematic/infotainment/multimedia) ، مانند سیستم راهیابی (Navigation) ، رادیو ، تلفن و اینترنت .
از دیدگاه دیگری ، الکترونیک خودرو به طور کلی به یکی از دو حوزه ایمنی (Safety ) و آسودگی (Comfort ) مربوط است .کارکردهایی همچون تنظیم حرارت اتاق و اینترنت مایه آسودگی و کارکردهایی مانند ABS و AirVag سبب افزایش ایمنی راننده و سرنشینان خودرو است.
واحدهای کنترل الکترونیکی خودرو در تعامل با حسگرها و کنشگرها هستند . به عنوان مثال واحد کنترل الکترونیک ABS
به وسیله حسگرها داده هایی مانند وضعیت پدال ترمز ، درجه گردش فرمان و
سرعت دورانی و خطی چرخ ها را دریافت و بر پایه آن نیروی وارد بر ترمز چرخ
را محاسبه و به کنشگر های ترمز منتقل می کند . .واحدهای کنترل الکترونیکی
گوناگون ، حسگرها و کنشگرها به وسیله سیستم های سخت افزاری و نرم افزاری
انتقال داده ها (Bus) به یکدیگر مربوط هستند . ایج ترین سیستم انتقال داده ها در خودرو (Control Area Network ) CAN است است . در خودروهای پژو ساخت ایران ، افزون بر CAN از سیستم انتقال داده های دیگری به نام VAN نیز استفاده می شود. در سالهای اخیر سیستم های انتقال داده های دیگری ، مانند FlexRay,Lin, و MOST هم تعریف شده اند که در حوزه های گوناگون کارکردهای الکترونیکی خودرو به کار می روند
وبلاگ ECU

سازندگان معروف ECU چه شرکتهايي هستند؟
1) شرکت Bosch آلمان: اين شرکت بهترين و معروفترين سازنده ECU و کيت
انژکتوري در دنيا مي باشد و در اغلب خودروهاي پيشرفته جهان نشاني از آن را
مي توان يافت. چند مدل از زانتيا موجود در ايران داراي کيت انژکتوري Bosch
مي باشد.
۲) شرکت Delco آمريکا: اين شرکت يکي از قديمي ترين شرکتهاي سازنده ECU مي
باشد و ECU آن در اغلب خودروهاي آمريکايي بخصوص خودروهاي شرکت GM يا جنرال
موتورز بکار رفته است مانند کاديلاک، پونتياک و... همچنين در خودروهاي دوو
کره مانند دوو ESPERO.
۳) شرکت Ford آمريکا: اين شرکت سازنده خودرو، سازنده ECU البته براي
خودروهاي فورد مي باشد و اولين بار ايده کنترل تطبيقي يا خود-يادگير در
خودروهاي اين شرکت عملا پياده سازي شد.
۴) شرکت Siemens آلمان: فعاليت اين شرکت گرچه به اندازه رقيب آلماني آن
يعني Bosch نيست اما ECU هاي خوبي مي سازد. ECU پرايد انژکتوري موجود در
ايران طراحي اين شرکت است.
۵) شرکت Magneti Marelli ايتاليا: اين شرکت در اروپا محبوبيت زيادي داشته
و بر روي اغلب خودروهاي اروپايي کيت آن نصب است. به عنوان مثال خودروهاي
فيات مدل PUNTO و فولکس واگن مدل GOLF IV، مزدا ۳۲۳.
۶) شرکت Sagem فرانسه: بر روي اغلب ماشينهاي فرانسوي ECU اين شرکت نصب
است. بنابراين پژو ۲۰۶، مدلهايي از زانتيا؛ همچنين خودروهاي ايراني مانند
سمند و پيکان انژکتوري.
۷) شرکت Nippon Denso ژاپن: اين شرکت توسط شرکت تويوتا تاسيس شده و بخش
عمده سهام آن را دارا مي باشد البته ۶ درصد سهام آن متعلق به شرکت Bosch
است. ECU اغلب خودروهاي تويوتا (مانند تويوتا لندکروز ) و برخي خودروهاي
ژاپني مانند نيسان، هوندا، سوزوکي و ... متعلق به اين شرکت مي باشد.
شرکتهاي ديگري هم هستند مانند HITACHI، MATSUHITA، LOTUS و ...
UNICHIP يا فن آوري تنظيم ECU
امروزه موتورهاي انژكتوري نقشي بسيار اساسي در موفقيت صنايع خودروسازي
ايفاء مينمايند و كيفيت و قابليتهاي آن، درصد كارايي خودرو را نشان
ميدهد. همانطور كه ميدانيم كنترل كننده موتورهاي انژكتوري، بردي
الكترونيكي به نام ECU ميباشد و در واقع كارايي اين بخش تعيين كننده
كيفيت يك موتور و در ابعادي ديگر كيفيت خودرو خواهد بود؛ بدين معني كه
هرچقدر ECU يك موتور بهتر طراحي شده باشد، آن موتور كيفيت بهتري خواهد
داشت.
ECU بر اساس سنسورهايي كه بدان متصل است شرايط كار موتور را درك كرده و
فرامين مناسب را به انژكتورها و شمعها صادر ميكند. از آنجا كه ديناميك
خودرو بسيار پيچيده و غير خطي ميباشد، طراحان ECU براي سهولت كار، جداولي
را به نام map داخل حافظه ECU ميريزند كه در آن مقدار پاشش سوخت و زاويه
آوانس در هر دور و بار موتور مشخص شده است. هر چه دقت اين جداول بيشتر
باشد، دقت عملكرد ECU بيشتر خواهد بود.
نكتهاي كه بايد توجه كرد اينست كه مقادير اين جدولها وابستگي مستقيمي به
پارامترهاي جغرافيايي موتور، نظير فشار و دماي هوا دارد. شركتهاي
خودروسازي، ECU را براي يك آب و هواي خاص طراحي نميكنند بلكه مقادير map
را بگونهاي تنظيم ميكنند كه براي انواع شرايط جغرافيايي جوابي بهينه و
معقول بدهد. بنابراين map، در اين حالت براي تمام خودروهاي از يك مدل
بهينه است نه هر خودروي خاص؛ زيرا هيچ دو خودرويي، حتي از يك مدل كاملاً
مانند يكديگر نيستند.
اگر سيستمي بتواند اين نقيصه را از ECUها برطرف كند، آنگاه ميتوان به طور
اختصاصي map هر خودرو را كاليبره كرده و توان آن را افزايش داد.
امروزه تيونينگ ECU خودروها، بحث جا افتاده اي است و شرکتهاي بسياري در
اين زمينه فعاليت مي کنند بطور کلي دو روش براي تيونينگ خودروهاي انژکتوري
وجود دارد. روش اول خواندن ديتاهاي (map) ECU و دادن ديتاهاي جديد که
شرکتهاي بسياري در اين زمينه فعالند از جمله: Eurochip، Chip Tuning، Tech
TV، Autospeed و ...يکي از اشکالات اين روش اينست که بشدت وابسته به
ساختار ECU است و با پيچيده شدن سخت افزار ECU امکان خواندن و تغيير
ديتاهاي آن مشکل و گاهي غيرممکن مي شود مگر آنکه شرکت سازنده ECU خود نحوه
دسترسي به اطلاعات را در اختيار شرکتهاي تيونينگ بگذارد. روش دوم اضافه
کردن يک سخت افزار جانبي به ECU جهت تغيير پارامترهاي ECU است. اين روش
گرچه گرانتر تمام مي شود اما وابسته به نوع ECU نيست. يکي از شرکتهايي که
در اين زمينه فعال است
، شرکت Dastek است. شرکتي که در آفريقاي جنوبي قرار دارد و با پرسنلي در
حدود 30 نفر توانسته موفقِِِِت چشمگيري داشته باشد.جالب است بدانيد که اين
شرکت بظاهر کوچک توانسته است محصول خود را به کشورهاي مختلف دنيا صادر کند
و بيش از 300 نمايندگي فروش در سرتاسر دنيا دارد كه فقط 100 تا از آنها در
ايالات متحده آمريكا هستند. نام اين محصول UNICHIP است.
اصول عملکرد UNICHIP بدين صورت كه سنسورهاي اصلي در يك موتور انژكتوري
(MAP, RPM) را خوانده و سپس با توجه به نقطه كار موتور، مقاديري مجازي از
اين دو سنسور را به ECU اعمال ميكند؛ بگونهاي كه رفتار ECU نسبت به حالت
قبل بهبود پيدا ميكند.
آمارها نشان ميدهد كه موفقيت UNICHIP در اين زمينه بسيار بالا بوده
است:از هر 400 خودرو، فقط يك خودرو ممكن است با UNICHIP بهينه نگردد، 80%
خودروهايي كه در آفريقاي جنوبي استفاده ميشوند، UNICHIP را در خودروهاي
خود نصب كردهاند، UNICHIP بر روي بيش از 320 مدل موتور از خودروسازان
بزرگ دنيا پياده شده است.
هزاره نسلي از سلسله توركتباران
دكتورهمت
فاريابي
بررسی چگونگي رشد حوادث بعداز جنگ
جهاني دوم ، تغيير تناسب موقعيت سياسي و نظامي دولت ها و تسريع آزادي ملت ها از زير
بار استبداد نژادي ، قومي ، زباني ، ديني و مذهبي در آسيا ، افريقا ، امريكاي لاتين
و بعضي ملل ديگر نمايانگر آنست كه در حال حاضر جهان به سوي پذيرش اصل حق تعيين
سرنوشت ملي، كثرت گرايي قومي، اتنيكي ، زباني ، ديني و مذهبي پيش رفته و طريقه دولت
- ملت سازي با توسل به سركوب و ستم ، كارآيي خود را بيش از پيش از دست داده و سيماي
دور از اخلاقي و انساني خود ر در پيشگاه انصاف و عدالت برملآ مينمايد انكشاف وضعيت
سياسي ، اجتماعي و نظامي سه دهه اخير در افغانستان به وضاحت به اثبات ميرساند كه
اعمال اهرم سركوب و ستم ملي راه حل ايجاد ملت و تآمين وحدت ملي نبوده بلكه سرپوش
گذاشتن بر واقعيت هاي انكارناپذير وجود فرهنگهاي گوناگون ملي و محلي است كه عموما
با وقوع بحرانهاي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي همراه با ضعف و نابكاري دولتهاي مركزي
و افزايش حس خودآگاهي و خوداراديت مردم زير بار ستم ، دوباره سر بر مي آورد و چه
بسا چهره قهرآميز و آشتي ناپذير به خود گرفته و براي دفاع از حقوق حقه خود خشونت و
نافرماني را به مثابه آخرين وسيله بخاطر رسيدن به هدف بكار ميبرد . اينگونه اجبار
ميتواند ضريب خطر مشتعل شدن جنگ هاي داخلي را در بناي تعلقيت هاي قومي ، زباني و
مذهبي و فروپاشي دولت در جوامع كثيرالمليتي مانند افغانستان را بالا مي
برد .
اين يك حقيقت مسلم است ، همانطوريكه تمامي نهادها و ساختارهاي سياسي،
اجتماعي و اقتصادي از اصل تكثرگرايي و پلوراليسم تاثير پذيرفته اند، مليت ها و
فرهنگها نيز از اين امر مستثني نيستند .
تلاش در جهت دستيابي به هويت ملي و
فرهنگي و برخورداري از اصل حق تعيين سرنوشت ، خواست اكثريت مليتهاي گوناگون در
تمامي كشورهايي است كه مثل افغانستان داراي تكثر فرهنگي و ملي هستند . در حال حاضر
از 194 كشور عضو سازمان ملل متحد، نزديك به 160 كشور، كثيرالملليه و چند زبانه
محسوب ميشوند .
در آن كشورهاييكه هنوز حل مسئله قومي ، اتنيكي ، زباني و مذهبي و استقرار
عدالت اجتماعي در بناي برابري شهروندي يكي از موانع بزرگ ملت سازي بشمار ميرود ،
دولتها و نهادهاي سياسي و فرهنگي باييست راه هاي حل مناسبي اتخاذ نموده و ملت -
دولت را با حفظ هويت قومي ، زباني ، ديني و مذهبي مليتهاي مختلف و تآمين برابري در
بين آنها ايجاد و بعدآ وحدت ملي را در بين آنها تقويت بخشند .مسلم است كه يكي از
پيش زمينه هاي اساسي براي ايجاد جامعه دموكراتيك ، آزاد و مستقل عبارت است از رشد
مساوي فرهنگ و حفظ هويت تاريخي هر قوم ساكن در كشور معين ميباشد . مگر تلاش به حذف
هويت فرهنگي و تاريخي اقوام از خصوصيات رژيم هاي شوونيستي و فاشيستي بوده كه به
عقيده تاريخ نسبت عدم رعايت حقوق ديگران عاقبت به امحاي نظام هاي مستبد انجاميده
است .
با تفاوت از كشور هاي توسعه يافته در اكثر كشورهاي روبه انكشاف يعني جهان
سوم همگوني كشوري و اتحاد مليت ها بنابر علل تاريخي و سياسي، كه عمدتا ناشي از
پاليسي استعمار كهن ازيكطرف و حاكمان تبعيض طلب از جانب ديگر در اين كشورها بوده ،
ايجاد نشده است .
درحاليكه مليت هاي متنوع از نظر زباني، مذهبي، نژادي و اتنيكي در
كشورهاي توسعه يافته با حفظ هويت فرهنگي و تاريخي خود با آرامش در كنار همديگر
زندگي ميكنند، ما شاهد ناآرامي ها و جنگهاي خونين قومي ــ اتنيكي ، زباني و مذهبي
در كشورهاي نظير افغانستان ، عراق ، ايران ، پاكستان و بعضي ممالك ديگر رو به
انكشاف هستيم . يكي از عوامل دردناك و تاريخي اين وضع در همچون كشورها عبارت از رد
و طرد اصل حق تعيين سرنوشت مليت ها و تلاش مذبوحانه اقشار حاكم در اضمحلال ويا
حداقل تحريف و سردرگم ساختن هويت فرهنگي و تاريخي اقوام ، براي تضعيف و زوال نقش و
تآثيرگذاري آنها در حيات سياسي ، اقتصادي و اجتماعي جامعه ميباشد .
افغانستان
كثيرالمليت يكي از كشور هاي متبارز درين حوزه است كه تاريخ آن انواع استبداد را از
سر گذرانده و حاكمان دوره هاي مختلف بخصوص در سده اخير كوشيده اند تا هويت فرهنگي
مليت هاي زير استبداد خويش را زايل و نقش آنها را در جامعه تضعيف نمايد . اين
پاليسي از كتابخانه سوزي اقوام بومي گرفته تا تغيير نام محلات تاريخي قرآ و قصبات و
حتي سرنگوني بُت باميان ادامه يافت كه ميتوان در باب كتابها نوشت .
درين بحبوحه بيش
از يك قرن استبدادي بدون شك كه همه اقوام زيراستبداد افغانستان متضرر گرديدند اما
فرهنگ و تاريخ مليت هزاره بمثابه يكي از اقوام تورك تباريكه با استبداد مستقيمآ دست
و پنجه نرم ميكرد و چندين دوره زير تيغ نسل كشي هاي جلادان تاريخي قرار گرفت ،
بيشترين ضربات را در پيكر هويت اتنيكي خود نيز متحمل گرديد . و امروز كه هويت
اتنيكي هزاره بيشتر از ديگران مورد بحث حوزه هاي اكادميك قرار ميگيرد ، گوياي اين
حقيقت است كه اصالت فرهنگي و هويت تاريخي اين مردم سلحشور زيادتر از ديگران مورد
تاخت وتاز قرار گرفته و آگاهانه تحريف گرديده است .
از قرار اسناد ، شواهد و مدارك تاريخ
يك و نيم صد سال اخير ، براي نابود ساختن ، تحريف و سردرگم كردن هويت تاريخي اقوام
زيراستبداد بطور عام و توكتباران بطور خاص از جمله تورك هاي هزاره به مثابه قوم رو
در رو با مستبدين تاريخ ، علاوه بر سركوبگري فيزيكي و نسل كشي ، روش هاي مختلف براي
نابودي هويت فرهنگي و اتنيكي از جانب حكومت هاي فرمانروا بر سرنوشت مردم ، بكار
رفته است كه بارزترين آنها به شرح ذيل ارايه ميگردد :
اول - نابود كردن
مستقيم كتُب تاريخي و فرهنگي مردم بومي كشور توسط عمال حاكمه كه سياه ترين مقطع
تطبيق اين برنامه ميتواند دوران اميرعبالرحمن ، زمان حكومت هاشم خان در چهره محمد
گل خان مومند و دوره سياه طالبان تلقي گردد كه سوختاندن كتابخانه ناصر خسروبلخي
درپلخمري مركز ولايت بغلان تازه ترين نمونه آن در زمان طالبان است
دوم - نابود كردن آثار تاريخي مربوط اقوام مختلف كه بيانگر هويت
تاريخي آن ها ميباشد .
اين ميتود را ميتوان بدو نوع مشاهده نمود يعني نابود ساختن مستقيم
و هدفمند آثار تاريخي مانند انفجار بت باميان و نابود شدن آثار تاريخي در اثر بي
توجه يي هدفمند حكام رژيم بر سر اقتدار كه مسلمآ تخريب بخشي از آثار تاريخي دوره
تيموريان در هرات و بلخ ، درخطر نابودي قرارگرفتن برج هاي “ نصر” در غزنه و پلان
هدفمند و خائينانه مقامات دولتي در تخريب قلعه “ بُست “ و نواحي آن در هلمند كه
نماد امپراتوري غزنوي هاي “ فرهنگدوست “ ميباشد (( اخبار جام جم و دويچه ويله )) و
آثار تاريخي امپراتوري ظهيرالدين محمد بابور ( بابر ) در نقاط مختلف افغانستان مثال
هاي زنده ميتواند محسوب شود
.
سوم - شيوه ديگري از مبارزه حاكمان مستبد برعليه هويت
تاريخي اقوام بومي عبارت از نامگذاري مجدد اماكن معروف تاريخي كه بيانگر هويت
تاريخي اقوام زير استبداد است ميباشد .مانند سبزوار ( شيندند ) قره تيپه ( تورغندي
) بويني قره ( شولگره ) قزل قلعه ( شيرخان بندر ) افغانكوت ، پشتونكوت ، پشتون
زرغون وغيره
چهارم - تحريف نامهاي تاريخي ، واژه
ها و اصطلاحات متعلق به قوم مشخص و نسبت دادن كلمات و اصطلاحات مربوط يك قوم به قوم
ديگر، شيوه ديگري از زايل كردن هويت تاريخي اقوام تحت استبداد بشمار ميرود . البته
در ادبيات و فرهنگ معاصر افغانستان موارد بيشماري در رابطه مشهود است .
پنجم - تاريخ
نويسان وابسته به دربار كه مطابق ميل و پاليسي نظام حاكمه قلم فرسايي كرده اند و
كساني هم كه تعلقيت هاي قومي ذهني ايشان نسبت به بيان واقعيت هاي عيني چربو كرده
است ، شيوه ديگري از تحريف و زايل ساختن هويت تاريخي اقوام زير استبداد
ميباشد .
خطرناك بودن اين طريق در آن نهفته است كه مواد اين جعلنامه بنابر امكانات
تبليغاتي نظام حاكمه به منابع قابل دسترس واقعه نگاران ديگر قرار ميگيرد كه آب را
از بالا تا پايان آلوده مينمايد
.
ششم - استخدام و سواستفاده نظام هاي حاكم شوونستي از «
روشنفكران » ضعيف النفس كه با روگرداني از هويت اصلي اتنيكي خود به تحريف هويت
تاريخي خود دست يازيده و مطابق ميل كسانيكه منافع شخصي او را تآمين ميكنند ، قلم
فرسايي ميكند .
خطرناك بودن اين شيوه در آن نهفته است كه جعلنامه چنين افراد خودفروخته به
شكل اسناد معتبر در برابر واقعيت هاي تاريخي از طرف شوونيست هاي گوناگون استناد
ميگردد .
هفتم - مطالعات و تحقيقات سطحي دانشمندان خارجي كه تحت چتر پاليسي نظام
حاكمه صورت گرفته است ، روش ديگري براي انحراف هويت فرهنگي و اتنيكي اقوام
ميباشد .
چنين پروژه ها از يكطرف از منابع جعلي تاريخ نگاران درباري متآثر ميباشد و
از جانب ديگر عدم شناخت زبان و فرهنگ محيط و دشواري هاي ورود به عمق جامعه و دسترسي
به منابع اصيل بنابر پاليسي دولت و صعب العبور بودن سفر ، هرگونه تحقيقات را به
انحراف ميكشاند .
هشتم - هويت سازي كشور هاي همجوار به شمول استعمار انگليس براي
مردم افغانستان مطابق به مزاق سياسي خود روش ديگري براي انحراف دادن هويت تاريخي
اقوام تحت استبداد ميباشد . چون افغانستان هميشه كشور حايل بين شرق و غرب بوده و
انگليس و روسيه با حرص بيشتر از ديگران براي حفظ منافع سياسي خود با همديگر به
رقابت پرداخته و هويت تاريخي اقوام اين كشور را براي تعقيب منافع درازمدت خود قلم
خور كرده است .
كشور هاي همجوار نيز در هويت سازي اقوام افغانستان بنابر مشتركات اتنيكي ،
زباني ، قومي ، مذهبي و بالآخره تعقيب منافع سياسي خود شريك بوده و در تحريف هويت
عيني اقوام بي تآثير نبوده است . مسلمآ هركدام ازين مسايل مستلزم تشريحات طويل است
كه ميتواند هريك به باب جداگانه مطالعه و بررسي گردد .
با حضورداشت
فاكتور هاي هشت گانه فوقآ الذكر ، تعريف هويت اصيل تورك هزاره بستگي كامل با شناخت
عميق تاريخ توركان با تمام شاخ وبرگ آن در خراسان ، منطقه و جهان دارد كه ذكر قطره
يي از آن بحر ( آفرينش هاي هنري ، ادبي و تاريخي ) ميتواند رهگشاي تصور صادق منشآ
اتنيكي و تاريخي اين مردم سلحشور گردد .
به باور تاريخ ، اركيولوژي و
باستانشناسي، پيشينه تاريخي تورك ها به هزاران سال قبل از ميلاد مسيح گزارش داده
ميشود .
آسياي مركزي بشمول بلخ باستان ، توركستان چيني و آسياي صغير كه وطن اصلي
تورك ها بشمار ميرود ، گسترش اقوام مختلف تورك در آسيا و اروپا از همين نقاط آغاز
گرديده و براي امروز تورکان دنيا در وسعتي از سيبيريا تا حوزه بالکان عمدتاً در
کشورهاي قزاقستان، ازبکستان، قرقيزستان، ترکمنستان، روسيه، مغلستان ، چين، جمهوري
آذربايجان، افغانستان، ايران، ترکيه ، قبرس ، عراق و در برخي کشورهاي ديگر پراکنده
زندگي كرده و به شاخه هاي متعدد توركي منقسم شده اند كه با لهجه هاي مختلف توركي و
بعضآ به زبانهاي عارضي صحبت نموده و بنام هاي قومي ذيل معروف اند كه بارزترين آنها
به ترتيب الفبا يادآوري ميگردد
:
يك - اوزبيگ - عمدتآ متوطن در اوزبيكستان - افغانستان
بوده و زبان ايشان توركي اوزبيگي « چُغتايي » ميباشد .
دو - آذري -
عمدتآ متوطن در جمهوري آذربايجان ، ايران و قسمآ عراق بوده و زبان آنها توركي آذري
قلمداد شده است .
سه - اويغور - عمدتآ متوطن در جمهوري خلق چين بوده و زبان شان
توركي اويغوري ميباشد .
چهار - ايماق - « اين كلمه مُغلي در اصل اويماق به معني قوم است »
عمدتآ متوطن در افغانستان بوده و زبان آنها دري (( و ساكنين ايماق ولايات اوزبيگ
نشين زبان اوزبيگي )) ميباشد . كاتب هزاره در صفحه ??? كتاب خود بنام « نژادنامه
افغاني » درباره قوم ايماق چنين مينويسد “ اويماق كه به اصطلاح تاتار و مغل قوم ويا
حصه جمعيت متحدالاصل اند كه در افغانستان چهار فرقه چون تايمني ، هزاره ، تيموري و
زَوري موجود است كه بنام چهار ايماق ياد ميشوند “ .
پنج - اسيت - اسيت شمالي و اسيت
جنوبي مربوط بخش قفقازي روسيه فدراتيف بوده و زبان ايشان اسيتي ميباشد .
شش- ازره « هزاره
» - عمدتآ متوطن در افغانستان ، پاكستان ، ايران و عراق بوده و زبان ايشان هزاره گي
ميباشد . هزاره گي عبارت از لهجه خاص زبان دري است كه از بيست تا بيست و پنج درصد
آنرا اصطلاحات توركي مُغلي و توركي چُغتايي تشكيل ميدهد .هزاره كه در گويش اصلي خود
مردم “ ازره “ است ، براي اسم مكان نيز كاربرد دارد . مثلآ گفته ميشود “ من از ازره
آمدم “ يعني كه من از جاي زندگي هزاره ها آمدم .
هفت - باشقر - عمدتآ متوطن در جمهوري
خودمختار باشقرتستان (( روسيه فدراتيف )) بوده و زبان ايشان توركي باشقري
ميباشد .
هشت - بيات - متوطن بشكل پراگنده در افغانستان و كشور هاي همجوار بوده و
زبان اكثريت ويا رسمي كشور هاي ساكن را پذيرفتند .
نه - تايمني - كه بشكل پراكنده در
افغانستان زندگي ميكنند ، و زبان آنها دري ميباشد . لغت تايمني را بعضي ها به معني
سوار به « تاي » ترجمه ميكنند . تاي به زبان توركي معني چوچه اسپ را ميدهد و «
مِنماق» سوار شدن صيغه مصدر و “ مِن “ صيغه امر سوار شو معني دارد .
ده - توركمن -
عمدتآ متوطن در توركمنستان ، افغانستان ، ايران ، عراق بوده و به زبان توركي
توركمني صحبت ميكنند .
يازده - تورك عثماني - عمدتآ متوطن در توركيه و به زبان توركي
عثماني گپ ميزنند .
دوازده - تورك قبرس - عمدتآ متوطن در قبرس بوده و زبان ايشان توركي
عثماني ميباشد .
سيزده - تاتار - عمدتآ متوطن در جمهوري خودمختار تاتارستان ((
روسيه فدراتيف )) و قسمآ در افغانستان بوده و زبان آنها توركي تاتاري
ميباشد .
چهارده - داغستاني - عمدتآ متوطن در جمهوري خودمختار داغستان (( روسيه
فدراتيف )) بوده و زبان آنها توركي داغستاني ميباشد .
پانزده - چيچن -
متوطن عمدتآ در جمهوري خودمختار چيچن (( روسيه فدراتيف )) بوده و زبان ايشان چيچني
است .
شانزده - اينگوش - عمدتآ متوطن در جمهوري خودمختار اينگوشي (( روسيه
فدراتيف )) بوده و زبان شان اينگوشي ميباشد .
هفده - قزاق - عمدتآ متوطن در جمهوري
قزاقستان و قسمآ در شمال افغانستان بوده و زبان ايشان توركي قزاقي
ميباشد
هژده - قرغز - عمدتآ متوطن در جمهوري
قرغزستان بوده و زبان آنها توركي قرغزي ميباشد
نزده - قزلباش - عمدتآ متوطن در افغانستان و ايران بوده و زبان آنها دري -
فارسي ميباشد
بيست - مُغل - عمدتآ متوطن در جمهوري
مغلستان و قسمآ در چين بوده ، زبان آنها توركي اويغوري ميباشد ولي بنابر عوامل
متعدد تاريخي - فرهنگي نسبت به ديگر لهجات زبان توركي به ثقلت گراييده و مفاهمه را
با ديگر اقوام تورك تبار مشكل كرده است . مثلآ « ينگي ييل » و يا« يني ييل » در
زبان توركي سال نو را گويند ولي در مُغلي « جَن شيل » ميگويند . « دومبره » دنبوره
، در زبان مُغلي « دامبر» گفته ميشود ، « تيمر » آهن ، در زبان مُغلي « تومور »
گويند و قس علي هذا .
اصلآ تمام زبانهاي مربوط به خانواده زبان توركي منسوب به زبان
التصاقي است “ يعني علاوه بر ريشه کلمات که از يک يا چند هجا تشکيل مي يابند، ادات
پيوندي وجود دارد “ اما براي امروز زبان توركي معاصر داراي دو شاخه اصلي
ميباشد :
يك - توركي شرقي
دو - توركي
غربي
توركي شرقي داراي لهجه هاي متعددي است از
قبيل : توركي اؤزبيگي ، توركي قيرغيزي ، توركي قازاقي ، توركي اويغوري
و … .
توركي غربي داراي چهار لهجه عمده است : توركي توركيه عثماني ، توركي
آزربايجاني ، توركي توركمني و توركي قاقا اوزي و .... .
لازم به يادآوري است كه در بين
تمام زبانهاي توركي كه در فهرست تذكار رفت ، زبانهاي داغستاني ، چيچن ، اينگوش و
اسيتي شاخه هايي است كه به نسبت متآثر بودن از عوامل مختلف رشد و دگرگوني فرهنگي
نميتواند با توركي گويان مستقيمآ مفاهمه نمايد . اما ساير زبانهاي مذكورتوركي
مشكلات جدي تفاهم باهم ندارند
.
دولتها و امپراتوريهاي با عظمت توركها از جمله
قاراخانليان، اتابكان ، كوشانيان ، يفتليان ، غزنويان، سلجوقيان، تيموريان ،
بابريان ، تاتار - مُغليان ، خوارزمشاهيان، صفويان، افشاريان، عثمانيان و …
ميباشد .
ايرج حسني نويسنده مقاله (( نگاهي به تاريخ اولين تمدن جهان)) « سومرها »
چنين مينويسد :
سومرها در جنوب عراق امروزي و شمالغرب خليج سومر زندگي كرده و مدنيتي با
كيفيت درست كرده اند . زمان آمدن سومر ها به اين خاك ها به صورت دقيق معلوم نيست ،
لكن متخصّصهاي تاريخ قديم نشان مي دهند كه ، سومرها 4500 سال قبل ازميلاد در جاهاي
نشان داده شده اولين مدنيت روشن بشريت را به وجود آورده اند، شهرهايي
مانند :
“ اور “ ، “ اوروك “ ، “ ائرئخ “ ، “ نيپ پور “ ، “ كيش “ ، “ له كش “ ، “
لرسا “ ....... كه مراكز بزرگ مدنيت بودند ساخته اند . پس ميتوان گفت سومرها حداقل
500 سال قبل از آن، يعني 5000 سال قبل از ميلاد در خاكهاي عراق ” امروزي “ بوده اند
. يعني تخميناً مي توان گفت سومرها 4500-5000 سال قبل از ميلاد به بين النهرين آمده
اند .امروزه مي توان گفت كه تمامي متخصّصهاي تاريخ قديم به اين باور اند كه سومرها
از وطن اصلي توركان يعني آسياي ميانه به عراق آمده اند .
متخصّص مشهور
حقوق "علي پاشا صالح" در اثر " حقوق تاريخي" خويش درباره اصليّت سومرها، راهي كه
عبور كرده اند و قانون هاي كه به وجود آورده اند چنين مي نويسد :
« نزديك به هفت
هزارسال پيش ، قومي به نام سومر در جستجوي خاكهاي حاصلخيز از راه قفقاز وشمالغرب
ايران ( آذربايجان شمالي و جنوبي امروزه ) به قسمت هاي جنوب بين النهرين آمده و
جنوب عراق را براي خود وطن كرده اند . آنها در ابتدا سومر و بعداً با نام "بابل"
معروف شدند . سومرها با خط ميخي بر روي لوحه هاي گلي ، هزاران قانون و سرگذشتهاي
خود را به زبان سومري نوشته اند . اين لوحه ها در موزه هاي بزرگ جهان نگه داري
ميشود . »
علي پاشا صالح در جاي ديگر اثر خود چنين مينويسد :
ساكنان اصلي
آسياي مركزي توركها هستند .اولين مدنيّت ها به خصوص "سومر" ها و"هيت" ها كه مدنيت
را به وجود آورده اند، دراين گهواره بشريّت به وجود آمده و مهاجرت كرده اند، از
طوايف تورك نژاد بوده اند ........ و بسياري از كلمات زبانهاي امروزي ريشه توركي
دارند...»
ايرج حسني معتقد است كه سومرها اولين به وجود آورنده هاي مدنيّت هستند . او
مينويسد ،
تا عصر بيستم نظر عمومي موّرخان عبارت
از اين بود كه ،در منطقه ما« ايران زمين » و حتي اولين مدنيّت بشريّت در مصر و
يونان قديم به ميدان آمده است . لاكن از اوايل قرن بيستم كنده كاري ها و جست وجوهاي
علمي عكس اين ادعّا ها را ثابت كرده است .ديگر امروز تاريخ ، دلايل و مدركهايي ، به
طور قطعي ، نشان مي دهد كه ، نه فقط اولين مدنيت در مصر به وجود نيامده است بلكه
همين مدنيّت مصر از مدنيّت سومر به وجود آمده است .
نويسنده مقاله استناد ميورزد كه متخصص
مشهور تاريخ قديم پروفسور “ وولی
“ Woolley “ كه از طرف دانشگاه “ پنسيلوئنييا “ و موزيم
بريتانيا رهبر هيآت كنده كاري هاي شهر "اور" رفته بود، بعد از كنده كاري ها در
كتابی كه در مورد سومرها نوشت به شكل قطعی ثابت كرده است كه « خلق سومر در بين
النهرين دو هزار سال قبل ازمصري ها به اوج شهرت رسيده و فرضيه مدنيت “مصر قديمي تر
است “ را شكسته و ردّ كرده است .سومرها چهار هزار سال قبل از ميلاد از مراحل والاي
مدنيّت گذشته وبه مصر،آشوري، آسياي كوچك، كئرت و يونان راه نشان داده
اند .»
سومرها اولين قانون گذاران بشريّت
به باور
نويسنده مقاله (( نگاهي به تاريخ اولين تمدن جهان)) « سومرها » امروزه تقريباً همه
مورّخان تاريخ قديم به اين فكر هستند كه ، بر اساس معلوماتيكه تا امروز بدست هست ،
سومرها اولين قانون گذاران بشريّت شده و قوانين حمورابي بسيار زياد پس از سومرها و
بر اساس آن ها به وجود آمده است وفكرهاي علي پاشا صالح در اين مورد لايق دقّت است .
او مي نويسد: « مجموعه قوانين حمورابي ، پس از ويران شدن سومرها ، بر اساس قوانين و
عادت - عنعنه هاي آنها نوشته شده است . مضمون اكثر آن قانون ها از مجموعه آن قانون
ها اقتباس شده است كه ، شاه "اور" "دونگي-dungi" نوشته بود . به غير از مجموعه هاي
"نيسابا-nisaba" و "هاني-hani" شاهان طايفه "ايسئن" نيز مجموعه قانون به وجود آورده
بودند .»
نويسنده مقاله در مورد خطّ سومرها چنين ميگويد :
عالمان اروپا و
آمريكا كه درنتيجه كنده كاري هايي كه در بابل، شوش، ،اور، نيپ پور، و ساير نقاط
شهرهاي سومر- ايلام ، كوزه و لوحه هاي سنگي و اثرهاي نوشته شده ي بي شماري كه همه
آنها به خط ميخي نوشته شده است يافته اند، در موزيم هاي اروپا و آمريكا نگه داري
ميشود . به فكر عالمان تاريخ شناس بزرگ خط ميخي را سومرها اختراع كرده است . طول
چند هزار سال، در اين منطقه اكثر خلقها از الفباي ميخي استفاده مي
كردند .
سومرها به حيات و مدنيّت بشر چه چيزهايي آورده اند؟
آقاي ايرج حسني مينويسد كه سومرها به حيات عموم بشر و مدنيّت آن
خدمات بزرگي كرده و خيلي چيزها را به آن ارمغان آورده اند . از اين خدمات مي توان
گفت :
يك - قانون گذاري در جامعه و اداره جامعه بر اساس آن .
دو - ايجاد كردن
الفبا براي تثبيت زبان گفتاري ،با الفباي ميخي تظاهر كرده است .
سه - شروع علم ها
وشاخه هاي مختلف صنايع با سومرها و بعدها به واسطه ملّت هاي مختلف از نسل به نسل
آمده و به صورت تكميل شده به درجه امروزي رسيده است .
چهار - شب و روز
را به 24 ساعت ، هر ساعت را به 60 دقيقه و هر دقيقه را به 60 ثانيه تقسيم كردن نيز
يادگاري از سومرها است
.
پنج - اين يك حقيقت علمي است كه تقسيم دايره به 360
درجه ، از دوران سومرها مانده است .
شش - كشف تعدادي از فلزّات ، از آن
جمله آلمونيوم .
، نويسنده مقاله براي
تآييد ادعايش كه سومري ها از آسياي ميانه يعني وطن اصلي تورك ها بطرف عراق امروزي
هجرت نموده است و از مردم تورك آسياي ميانه ميباشد ، چند مثال از كلمات سومري و
شباهت آن در توركي امروزي ياددهاني مينمايد :
سومري “ ايككي“ توركي “ ايكي “ فارسي “
دو “ء
سومري “ اوش “ توركي “ اوچ “ فارسي “ سه
“ء
سومري “ بيلگا “ توركي “ بيلگلي “ فارسي “ فهم
، دانش “ء
سومري “چولپان“ توركي “ چوبان “ فارسي “
چوپان “ء
سومري “ديريگ“ توركي “ ديرين “ فارسي “
گفتمان يا گفتن “ء
سومري “ گولين “ توركي “ گوليش
“ فارسي “ خندان “ء
سومري “ ايب “ توركي “ ايپ “
فارسي “ تار ، نخ “ء
سومري “ گيم “ توركي “ كيم “
فارسي “ چه كسي ؟ء
لازم به يادآوري است كه در مآخذ
اين كلمات با الفباي لاتيني ادآ شده است .
دكترحسين محمدزاده صديق در كتاب
“يادمانهاي توركي باستان” ( صفحه 28-27) در اين زمينه مي نويسد : در حدود 3000-3200
سال پيش از ميلاد مسيح ، نخستين آثار تاريخ ادبيات توركي در شهر سومري ” اوروق”
ايجاد شده است .
در سرزمين ميان دجله و فرات، نخستين نگارندگان آثار مكتوب توركي
سومري ، با ني هاي نوك تراشيده بر روي الواح گلي پخته مي نگاشتند .
در سده هاي بيستم
و هفدهم پيش از ميلاد ، اكديان توانستند فرهنگ پيشيني سومري را اخذ كنند و با جهان
بيني فلسفي خاص، آن را جاودان سازند .
با توجه به كتب ارزشمندي چون كتابهاي
پييئرآميه، دكتر ضياء صدر، پروفسور دكتر زهتابي و ... ميتوان به صراحت گفت كه ((
آسياي صغير و قفقاز به مثابه مهد زيست تورك ها )) از حدود هفت هزار سال قبل جايگاه
تمدنهاي نامبرده ميباشد .در اين مورد نيز چندي پيش يك هيأت باستانشناسي آمريكايي -
ايراني در تپة “ حسنلو “ به كشفهاي ارزشمندي دست يافتند. رهبر اين هيأت ( رائبرت
دالسون ) بعد از تحقيقات فراوان، تاريخ اين منطقه را به ده دوره تقسيم كرد كه اولين
دوره حدود 6000 سال قبل از ميلاد و چهارمين دوره مربوط به 1300 سال قبل از ميلاد تا
800 سال قبل از ميلاد ميباشد. كه اولين دور مربوط به هوريها و آخرين دوره مربوط به
مانناها ميباشد.
در سال 1970 ميلادي نيز در ايسيک گؤل « ايسغ كول » قزاقستان طبق
سيميني از قبر شاهزاده اي کشف گرديد که بر روي آن دو سطر و با حروف اورخون و به
ترکي قديم نوشته شده بود:
«پسر پادشاه در 23 سالگي از دنيا رفت؛
سر مردم ايسيک به سلامت باد».
قدمت اين نوشته به وسيله راديوکربنيک “
سريليك “ و با تحقيقات دانشمندان شوروي (سابق) 500 سال قبل از ميلاد مسيح تشخيص
داده شد.
پايان قسمت اول
دوم سپتمبر 2007
ميلادي
رويكرد ها :
يك -افغانستان در
مسير تاريخ “ غلام محمد غبار
“
دو - حقيقت التواريخ “ علامه عبدالحق مجددي “
سه - كاتب هزاره
“ نژادنامه افغاني “
چهار - مقاله ايرج حسيني “ نگاهي به تاريخ اولين تمدن جهان “ كه به
منابع ذيل اشاره ميدهد :
الف - آذربايجان در سير تاريخ - صفحه
262
ب - تاريخ ديرين توركان ايران - پرفسور زهتابي
. چاپ شده در هفته نامه « سينا » شماره 140 - 17/5/1386
ت - تاريخچه هفت هزار ساله زبان تورکي در آذربايجان
ث - اسناد:ايران توركلرينين اسكي تاريخي،محمد تقي
زهتابي-
ج - حقوق تاريخي،علي پاشا صالح- پيرنيا، جلد1-اولجاس سليمان،آزي
يا.استانبول-.
چ - دكترحسين محمدزاده صديق “يادمانهاي تركي باستان” ( صفحه
28-27)
ح - تاريخ ايلام - پي يئر آميه (ترجمه شيرين بياني) صفحات 3 ، 50 ، 51 ،60،
66 .
د
- امپراتوري ترك ماد قسمت اول
ذ - متن كامل كتاب
ترك ها و ايران قسمت اول
ر - ترکهاي سومر، بانيان
تمدن بشري قسمت اول ))
.
پنجم - مقاله سيد احمد شا ه د و لتي فاريا بي“ شانزده
قرن حاکميت تورک تباران درآسيا واروپا “
ششم - يادداشت هاي نويسنده درمورد زبان
و تاريخ مغلستان
قسمت دوم
در بخش اول مضمون درمورد ضرورت بحث هويت ملي ، شيوه هاي تحريف و تخريب هويت فرهنگي وتاريخي اقوام تحت استبداد و بخصوص هزاره ها ازطرف حكومات استبدادي دوره هاي مختلف ، شاخه هاي اهم توركتباران ، وطن اصلي وقدامت تاريخي آنها درآسيا وهمچنان درباره تمدن سومري هاي هجرت كرده از آسياي ميانه درعراق امروزي و بعضي موارد ديگر تاريخي براي ايجاد زمينه بحث توركتبار بودن هزاره ها توضيحات مختصري ارايه گرديد .
درين قسمت الزامآ وارد اصل مسئله گرديده و به موضوع محوري بحث آغازين نظراندازي صورت ميگيرد .
مسلم است كه مسئله هويت شناسي يك بحث خيلي وسيع وتحقيقات درين حوزه مستلزم آگاهي لازم از علوم انتروپولوژي ، تاريخ شناسي ، جغرافيه شناسي و زبان شناسي بوده و انجام آن به تعمق همه جانبه نياز دارد ويا به عباره ديگر هويت شناسي از ظرفيت محتواي يك مقاله - دو مقاله خارج است و من قصد ندارم با اين مضمون ادعا بكنم كه هويتي را شناسائي و به اثبات برسانم بلكه ميخواهم گوشه يي از واقعيت هاي عيني به ارتباط هويت تاريخي هزاره را ترتيب و تسلسل منطقي داده و آنچه كه در مورد ، وارونه جلوه ميكند ، چهره شناسا و نمايان بدهم .
همان قسميكه در بخش اول اين مقال نيز اشاره گرديد براي تحريف و سردرگم ساختن هويت هزاره ها آنقدر كارهاي بي انصافانه و خائينانه درطول تاريخ صورت گرفته است كه اين قوم را نه تنها از هويت توركي آن جدا ساختند بلكه تا چندي قبل بعضي از مردم هزاره به نسبت شدت استبداد ، مجبور به انكار از هويت قومي خود شده بودند ، قسميكه چنين استبداد را اوزبيگ ها و توركمن ها نيز به گوشت و پوست خود احساس مينمودند .درين مورد پروفيسور عنايت الله شهراني در مقاله خود بنام “ هزاره كيست “ ميگويد « در زمان امير عبدالرحمن خان بسياري مردم هزاره از ترس كشتار و قتل عام ها نام و نسب خود را تغيير دادند و از آنست كه در مركز باميان هنوز مردم به نامهاي ساختگي حيات بسر ميبرند » .
بنآ بنظر نويسنده اين مقال ، براي مطالعه هويت تاريخي مردم هزاره كافي نخواهد بود كه اگر معني كمله “ هزاره “ را معيار قرار داده و حكم مطلق گردد كه هزاره ها بازمانده هاي اردوي هزار نفري چنگيز خان است و نيز كافي نخواهد بود كه با معيار قرار دادن ساختار فزيولوژيكي آنها حكم قطعي صادر گردد كه آنها حكمآ متعلق به قوم مغل هستند و همچنانيكه كافي نخواهد بود با معيار قرار دادن لسان عارضي مردم هزاره به اختلاط مشخص و مطلق نژادي نسبت داده شود ، بلكه تشخيص اصلي هويت اتنيكي و تاريخي هزاره مستلزم تبيين واقعيت هاي تاريخي و برداشت شواهد و قراين از عمق جامعه هزاره بادرنظرداشت شيوه هاي معين تحريف هويت تاريخي اقوام تحت استبداد بخصوص هزاره ها از طرف حاكمان سركوبگر و استبدادي دوره هاي مختلف افغانستان كه در بخش اول اين مضمون مختصرآ توضيحات داده شد ، ميباشد .
گفته ميشود كه تحقيقات درمورد هويت هزاره قبل از قرن نزدهم شروع شده است اما بخشي از نظرياتيكه توسط علاقمندان داخلي و خارجي در باب ارايه گرديده است حامل بار سطحي نگري ، برخورد سياسي ، مشكل سازي در تحقيقات بوده و حتي گاهي نمايانگر ناشيانه بودن نظريات است .
بطور مثال پوهاند عبدالحي حبيبي درحاليكه نظريه محقق فرانسوي “ جي . پي . فرير “ را درمورد بومي بودن هزاره ها تآييد ميكند اما با برپا نمودن قيل و قال و بازي الفاظ مشكل ساز كوشيده است كه ريشه گويا پشتون بودن هزاره را ثابت كند . به اينترتيب بنظر آقاي حبيبي كلمه هزاره ، يك كلمه قديمي آريائي به مفهوم “ خوشدل “ است و ترجمه فارسي كلمه مغلي مينگ “ هزار “ نيست . مرحوم عبدالحي حبيبي براي اثبات سخنان خود كدام دليلي ارايه نميكند و پيش ازآنكه چنين نظريه را ارايه نمايد ، حداقل از مردم توركتبار افغانستان هم معلومات خود را تكميل نكرده اند و نپرسيدند كه آيا مينگ معني “ هزار “ را دارد ياخير ؟
تآثر و تآسف وقتي عميقتر ميگردد كه “ ميخائيل وايرز “ زبان شناس آلماني با اين نظريه ناشيانه همنوا ميگردد .و ميگويد « اطلاعات بدست آمده از مغول هاي افغانستان كه امروزه در آبادي هاي هرات و نزديكي آنها بسر ميبرند ، نشان ميدهد كه چنين روابط آماري وجود ندارد » يعني ساده تر گفته شود معني مينگ “ هزار “ نيست .
من در بخش اول مقاله خود شيوه هاي بارز تحريف هويت تاريخي اقوام تحت استبداد را توسط حاكمان دوره هاي مختلف مختصرآ بيان نمودم . درينجا نظريه مرحوم عبدالحي حبيبي و تآييد آن توسط زبان شناس آلماني ، يكي از شيوه ها معلوم و مشهود به انحراف كشانيدن هويت ها است زيرا كه “ 2+2 مساوي به چهار “ در هر نقطه دنيا همين است . يعني « مينگ » توركي (( اوزبيگي ، توركمني ، مغولي ، تاتاري ، باشقري ، قزاقي ، قرغزي ، آذربايجاني ... )) در هر حالت معني “ هزار “ فارسي را دارد .اين چيزي نيست كه آنرا با بازي كلمات ، سيلابه ها ، پسوند و پيشوند به بحث گرفت . اين كلمه تا جاييكه مربوط به معلومات من است ، با سه تلفظ ادآ ميگردد : 1 - مينگ 2 - مين 3 - بين . مسلم است كه استناد “ ميخائيل وايزر “ زبان شناس آلماني به اطلاعات ارايه شده معلومات دست اول نيست و احتمالآ به اتكاي نوشته هاي مانند مرحوم عبدالحي حبيبي و امثالهم استوار ميباشد واگرنه مغول هاي هرات و ديگر مغول هاييكه در افغانستان زيست دارند ، آنها زبان اصلي خود را از دست نداده اند و در نهايت امر زبان آنها از ديالكت اوزبيگي ويا توركمني احتمالآ متآثر شده است و زبان ايشان ريشه توركي اويغوري دارد كه در آن نيز مينگ به مفهوم فارسي “ هزار “ است . هدف من ازين بيان ثبوت نسبت دادن قطعي هزاره به بازمانده قواي چنگيز خان نيست ، اين بحث بطور دقيقتر در ادامه اين مقال پيگيري خواهد شد ، بلكه هدف من ازين بيان تثبيت نادرست بودن بعضي از نظريات ارايه شده ميباشد .همچنانيكه مرحوم حبيبي در يكي از آثار خود يفتلي هاي تورك را “ هيبتلي ها “ نوشته كرده است تا اين نام به كلمه “ ابدالي “ نزديكتر شود و بعدآ كوشش بي ثمر به خرج داده است تا به اثبات برساند كه يفتلي ها همان ابدالي ها است . محققين خارجي كه در مورد واقعيت هاي اجتماعي ، فرهنگي افغانستان اعم از ساختار اتنيكي جامعه ، زبان ، مذهب ، كميت نفوس هرقوم وغيره معلومات بدست آورده اند ، منشآ آن آيدلوگ هاي حكومات قبايلي بوده و اين نوع تحقيقات اغلبآ فاقد اعتبار عيني ميباشد .
داكتر سيد عسكر موسوي كه تحقيقات ارزشمندي را درمورد منشآ اتنيكي هزاره ها انجام داده است ، ميتواند رهگشايي بسوي تثبيت عيني هويت تاريخي مردم هزاره باشد . آقاي موسوي در كتاب خود بنام “ هزاره هاي افغانستان “ ، نظرياتيكه توسط محققين ارايه گرديده است ، دلايل ، قراين و شواهدي كه وجود دارد ، آنها را به سه كتگوري تقسيم نموده و روي آن بحث مينمايد يعني بومي بودن هزاره ، غير بومي بودن و مختلط بودن نژاد هزاره .
بنظر داكتر موسوي ، نظريه بومي بودن هزاره ها ، ابتدآ توسط محقق فرانسوي بنام “ جي . پي .فرير “ در قرن نزدهم ارايه شد . به نظر فرير هزاره ها از زمان اسكندر كبيردر افغانستان ميزيستند . عبدالحي حبيبي نظريه بومي بودن هزاره ها را با استناد به اطلاعات فراهم آمده در “ تمدن ايراني “ اثر « فوشر » تآييد ميكند اما درعين حال تلاش ميورزد تا تورك بودن هزاره را منتفي و بالاي گويا هند وآريائي بودن هزاره ها تآكيد نمايد اما براي تثبيت ادعاي خود هيچگونه مدرك و شواهد ارايه نميكند . البته درمورد بيطرف بودن اطلاعات فراهم آمده در “ تمدن ايراني “ اثر « فوشر » و نقطه نظر آقاي حبيبي با استناد ازين منبع ميتواند شك و ترديد هايي وجود داشته باشد زيراكه نظربه قراين نحوه تحليل و اظهارنظر، احتمالآ هردو صاحبنظر به نحوي با قدرت حاكمه دو كشور افغانستان و ايران پيوست بوده و ميتواند نماينده ويا آيدلوگ هاي خط فكري حكومت هاي برسر اقتدار دوران خود باشد كه تثبيت هويت واقعي هزاره ازلحاظ سياسي به نفع ايشان نيست . البته اين يك بحث جداگانه و خارج از موضوع است .
داكتر سيد عسكر موسوي بعداز نقد و نتيجه گيري نظريات ارايه شده ، ديدگاه خود را درمورد قديمي بودن هزاره ها درين سرزمين با تذكار معلومات ارايه شده در مورد كوشاني ها و يفتلي ها در تاريخ مرحوم غبار ، چنين جمعبندي مينمايد :
« براي اين منظور ما نيازمند بررسي تاريخ گذشته باميان - مركز هزاره جات - و تنديس هاي قديمي بودآ هستيم ..... ازنظر تاريخي ، آيين بودائي حداقل.يكهزار و پنجصد سال قبل از حمله مغول ها به خراسان “ افغانستان امروز “ بطور وسيع در جنوب هندوكش حاكم بود ، آن چنانيكه اين آيين ، سالانه هزاران زائر چيني را به باميان ميكشانيد . مهم آنكه اين ناحيه براي چند قرن جايگاه دائمي براي گسترش نژاد زرد شد . دره باميان طي قرن اول ميلادي يكي از مراكز گسترش بوديسم بود . باميان در آنزمان بخشي از امپراتوري كوشاني “ 40 - 220 “ و تحت تآثير فرهنگ و مذهب بودائي بود . كوشاني ها اصولآ جزو قبايل “ ستي “ بودند و در منطقه اي به امتداد كاشغر تا شمال “ درياي بلخ “ به سر ميبردند . شرقي ترين قبايل ستي “ يوچي “ ناميده ميشدند . كوشاني ها از ميان يوچي ها برخاسته بودند و به دنبال جنگ هاي قبيلوي به سرزمينهاي جنوب آمودريا كشانده شدند . اگرچه امپراتوري كوشاني ها در 220 ميلادي در شمال هندوكش ازهم پاشيد اما كوشانيان تا سال 425 ميلادي در جنوب هندوكش به فرمانروائي خود ادامه دادند .
بوديسم در قرن سوم پيش از ميلاد توسط راهبان بودائي به نواحي جنوب كوه هاي هندوكش عرضه شده بود . با توجه به سكه هاي قديمي پيدا شده در باميان ، نقاشيهاي روي ديوار هاي معبد و اطراف تنديس هاي بودآ ، نقاشي هاي به جا مانده از زمان آخرين شاهان كوشاني و همچنين شكل فزيكي تنديس ها ، ميتوان چنين نتيجه گرفت كه ساكنان اين منطقه تا حدود 2300 سال پيش داراي همان تركيب فيزيكي صورت بوده اند كه هزاره هاي امروز هستند . بدينترتيب چهره مغولي ساكنان هزاره افغانستان شمالي را مدت ها پيش از حمله چنگيز خان و اميرر تيمور كه ظهور آنها در صحنه تاريخي نسبتآ جديد است ، جستجو كرد .
يفتلي ها “ 566 - 425 “ ، جانشينان امپراتوري كوشاني نيز به قبايل ستي با همان تركيب فزيكي و چهره تعلق داشتند . تآثير يفتلي ها را تا زمان پيدايش كلمات تركي در هزارگي ميتوان دنبال كرد . البيروني رد پاي يفتلي ها را تا ترك هاي تبت باز ميگرداند و اولين فرمانروا (( اين سلسله بيش از شصت فرمانروا داشته است )) را “ برها تاگين “ يا” بَرَه تاگين “ ميشناسد . آخرين حاكمان تاگين “ تگين “ ، غزنوي ها بودند كه در حدود هزار سال پيش در غزني حكومت كردند . پس از يفتلي ها ، نواحي جنوبي آمو دريا تحت فرمان سلسله هاي ترك آسياي مركزي و شرقي درآمد كه بيش از هزار سال بر آنجا حكومت كردند . مسلمآ طي اين دوره ، هزاره جات امروز تا حد زيادي ازين مردمان فاتح نيز تآثير پذيرفت .
بنابرين ، مدت ها پيش از ظهور مغلها ، ساكنان هزاره جات امروز در معرض تآثيرات اقوام قديمي تر و ترك زبان با ويژه گي هاي فزيكي شبيه مغلها قرار گرفتند . » (( صفحه 66 - 67 “هزاره هاي افغانستان “ ))
از اظهارات فوق ميتوان استنباط كرد كه هزاره ها بخشي از كوشاني ها و يفتلي ها بوده ويا هزاره ها مربوط كوشاني ها و يفتلي ها ميباشد و همچنان كه ساكنين هزاره جات هزاره هاي توركي بودند ويا تورك هاي هزاره بودند .
دكتر موسوي بعداز تحقيقات منشآ اتنيكي هزاره ها ويا هويت تاريخي هزاره ها، به اين نتيجه ميرسد كه هزاره ها يكي از قديمي ترين ساكنان منطقه هستند و نياكان هزاره ها به ساكنان ترك آسياي مركزي و شرقي كه بيش از 2300 سال پيش از شمال و جنوب هندوكش به نواحي موسوم به هزاره جات كنوني مهاجرت كرده بودند ، باز ميگردد .
فرموده آقاي دكتور موسوي بيانگر آنست كه ورود ساكنان تورك هاي آسياي مركزي از شمال و جنوب هندوكش به هزاره جات امروزي سه صد سال قبل از ميلاد بوده است كه اخلاف سلسله نژادي آن براي امروز بنام “هزاره” مسمي است . بنآ مسكن گزين شدن تورك هاي آسياي مركزي درشمال و جنوب هندوكش كه از آنجا به هزاره جات امروز آمده اند ، به مراتب قديمتر از آنست كه تصور ميشود . درين زمينه ميتواند دلايل متعددي وجود داشته باشد كه اهم آنها را نظر به شواهد تاريخي قرار آتي مختصرآ تبصير و تفسير كرد :
اولآ - نظر به اسناد ، شواهد و باورمندي هاي تاريخي ، آسياي مركزي كه وطن اصلي توركان يا توران بوده و “ بُخدي “ مركز آنرا تشكيل ميداده است كه اطراف هندوكش مربوط آن ميگردد . فلهذا پيش از آنكه كوشاني ها و يفتلي ها در سال چهلم ميلادي به شمال و جنوب هندوكش بيآيند و دولت برپا كنند ، همتبار هاي ايشان درين مناطق زيست داشته اند .
پروفيسور عنايت الله شهراني در يكي از آثار خود بنام “ تاريخچه نژاد ها و اقوام در افغانستان “ ميگويد « تورك ها در افغانستان يك قسمت اعظم مليت ها را تشكيل ميدهند و موجوديت تورك در افغانستان بدو قسمت شناخته ميشود :
اول - تورك هاييكه از آغاز در صفحات مختلف مخصوصآ در شمال كشور زيست داشتند .
دوم - توركانيكه پيش از ميلاد مسيح و قبل از اسكندر در افغانستان كنوني حيات بسر ميبردند و توركان مركزي دست كم صد ها سال پيش از ميلاد از توركستان شرقي و ختائيستان آمده اند .چنانچه قاطبه مورخين خاصتآ مرحوم ميرمحمد صديق فرهنگ گفته ما را تآييد مينمايند و .مينويسد : در شمال هندوكش يك تعداد مردم توركي زبان از سابق موجود بود « صفحه 16 افغانستان ... »
حاج كاظم يزداني در كتاب “ پژوهشي در تاريخ هزاره ها “ ميفرمايد « .... اين مدارك مسئله نژادي مهمي را روشن مينمايد كه اهميت آن از مسئله خصوصي هزاره تجاوز ميكند ، اين مطلب به ما نشان ميدهد كه در حقيقت نه فقط فلات هاي مرتفع ماوراي هيماليا بلكه تمام دنباله هاي جبال هندوكش تا منتهي اليه غربي آن در زمان قديم محل سكونت قبايلي از نژاد چيني و تبتي بوده است “ صفحه 163 “ .» درين باره پروفيسور شهراني معتقد است كه بدون شك منظور از چيني ماچيني ها ، همان توركان غيرچيني اند و تعداد زياد تبتي ها همچنان متعلق به توركان تبتي ميباشد كه توركان ختائي و خُتني هم گفته ميشوند .
لازم به تذكر است ، وقتيكه نام افغانستان ويا ايران از لحاظ تاريخي مطرح ميگردد ، تحت اين نام ها تصور جغرافيه امروزي براي ده قرن پيشتر ، هرنوع تحقيقات را به انحراف ميكشاند زيراكه افغانستان امروزي زمانيكه آريانا ، باختر و خراسان بود ، مسلمآ حدود و ثغور جغرافيائي ديگري داشت و همچنان نسبت دادن نام امروزي ايران كه از آن شصت سال كم و بيش ميگذرد ، به بيست قرن ماقبل آن ، كدام مفهوم ارزنده را افاده نميكند و ميتواند همچنان پژوهش تاريخي را به انحراف بكشاند .
درمورد كوشاني ها ويفتلي هاي برخاسته از قبايل “ سَتي “ وشرقي ترين قبيله آن كه درتاريخ بنام “ يَوچي “ ياد شده است بايد گفته شود كه اين اصطلاحات توركي اكثرآ آگاهانه ويا غير آگاهانه بشكل تحريفي در كتب تاريخي تحرير گرديده است مثلآ سيتي ، ساتي ، پوچي ، اوچي كه مفهوم اصلي را افاده نميكند ولي در حقيقت اين كلمات عبارت اند از : ستي به فتح حرف “ سين “ به زبان توركي به مفهوم كبابي ميباشد كه براي امروز نيز در نواحي اندخوي ، شيرين تگاب ، دولت آباد ، المار ، قيصار ولايت فارياب و احتمالآ در ديگر ولايات تورك نشين اشخاص با نامهاي ستي باي ، ستي پهلوان ، ستي بيك ويا ستي بدون پسوند موجود است و مردم اوزبيگ و توركمن تاهنوز ازين نام استفاده مينمايند .
يَوچي به فتح حرف “ ي “ به زبان توركي به معني “ دشمن ستيز “ است و اگر اين كلمه اَوْچي” به فتح اول و به سكون دوم “ باشد همانقسميكه بعضآ چنين نوشته شده است پس معني آن به زبان توركي” شكارچي “ ميباشد . وجه تسميه هردو كلمه از آن ناشي ميگردد كه مردم آسياي مركزي سوار كار ، جنگجو و متحرك بودند .
امابعد - جواهر لعل نهرو در صفحه 171 جلد اول كتاب مشهور خود بنام “ نگاهي به تاريخ جهان “ ميگويد « مردمان آسياي مركزي بنامهاي باكتريائي ها(( سكاها ، هون ها ، اسكوت ها ، ترك ها ، كوشاني ها و يفتلي ها )) ناميده ميشدند كه قبل از ميلاد بارها به اروپا و سراسر آسيا پراكنده شده اند و هجوم ها برده اند و اين بخاطر تاراج نبوده بلكه براي بدست آوردن زمين هاي قابل سكونت و اقامت بوده است . قبايل آسياي مركزي در آن زمان زراعت پيشه و داراي حيوانات اهلي بودند . زراعت پيشه ها متوطن و مالدار ها متحرك بودند .»
درمورد تاريخ تقريبي هجوم هاي توران “ توركان “ آسياي مركزي ، جواهر لعل نهرو در جاي ديگر كتاب خود ميگويد كه پنج هزار سال قبل از ميلاد و حتي پيش از آن قبايل مهاجم آسياي مركزي “ توران “ بر چين هجوم آوردند . همه آنها به زراعت و مالداري بلد بودند . گله ها و رمه هاي بزرگي را نگهداري ميكردند . آنها براي خود خانه هاي خوب ميساختند . جامعه منظم و مرتبي داشتند . بيشتر آنها نزديك رود “ هوانگهو “ كه رود دوازدهم نيز گفته ميشد ، مسكن گزين گرديده بودند و حكومت براي خود تشكيل داده بودند . (( صفحه 71 جلد يك “ نگاهي به تاريخ جهان “ جواهر لعل نهرو )) .
قسميكه ديده ميشود جواهر لعل نهرو از هجوم توران در اروپا و سرتاسر آسيا سخن گفته و قدامت هجوم در چين را پنج هزار سال قبل از ميلاد رقم زده است . بنابرين ورود توران آسياي مركزي را در جنوب هندوكش ميتوان حد اقل پيش از حمله اسكندر مقدوني تصور برد . فلهذا قدامت تاريخي بخشي از هزاره هاي افغانستان و پاكستان درين سرزمين ها به حيث بازماندگان توران آسياي مركزي از همان زمان پيش از هجوم اسكندر مقدوني يعني قرن ها قبل از ميلاد منشآ ميگيرد كه عمر آن احتمالآ با مهاجرت سومري ها از آسياي مركزي به عراق امروزي قابل مقايسه است ، آنچنانيكه محقق فرانسوي “ جي . پي .فرير “ نيز تآييد مينمايد كه هزاره ها پيش از اسكندر مقدوني در مناطق جنوب هندوكش ساكن بودند .
پروفيسور عنايت الله شهراني درمورد بومي بودن هزاره ها چنين مينويسد : « اگر به تاريخ بنگريم هزاره ها كم از كم بعداز دوره امير سبكتگين “ سيويك تگين “ تا ايندم در سرزمين ها و كوهستانات دور از شهر هاي متمدن حيات بسر ميبرند ، درحاليكه اين قوم از باشندگان سابقه دار مركز افغانستان و دور دست ?ن ميباشند . هزاره ها از طايفه هون هاي سفيد اند « شاهنشاهي آتيلا كه اصلآ هون يعني بدون شك ترك بود » “ ص ??? امپراتوري ..... “ ويا « هون هاي اروپا كه قطعآ از نژاد ترك بودند » “ ص ??? امپراتوري “.
بقرار روايات قاطبه مورخين هون ها از طايفه اتراك و پس هزاره ها هم به آنها ارتباط دارند . روايات ديگر درباره نسب هزاره ها اينست كه آنها ترك هاي توكيو ميباشند و البته ترك هاي توكيو و هون هاي سفيد از يك نژاد اند .»
« هزاره ها كه ارتباطات به تگين ها ، يفتلي ها ، كوشاني ها ، كابل شاهان ، رتبيل ها ، قورلوقي ها (( طايفه سبكتگين “ سيويكتگين “ و محمود غزنوي )) دارند در مملكت افغانستان حكومت كرده اند و گروه زياد آنها در قطغن ميباشد . از آغاز سنه 705 قتيبه بسوي تخارستان “ باختري سابق “ كه در آنجا يكسلسله از تگين هاي ترك “ تورك “ بودائي شده سلطنت ميكردند ، رهسپار شد “ صفحه 209 امپراتوري “ و اگرچه رنه گروسه يفتلي ها را مغولي ميداند ، هياطله كه نيز بدون ترديد مغولي هستند “ ص 156 امپراطوري “ ولي هون ها كه نسب آنها به هزاره ها ارتباط خاص دارند به عقيده رنه گروسه باهم تفاوت دارند . مگر عميقآ مطالعه گردد يفتلي ها از تركستان چين بوده و با مغول ها هم طوري ارتباط دارند .....» .
مرحوم غلام محمد غبار درحاليكه منشآ قوم “ ستي “ بودن كوشاني ها و يفتلي ها را توضيح ميكند ، درباره نفوذ آنها در جنوب هندوكش و مناطق مركزي و دين بودائي مينويسد « رئيس كوشاني ها توانست روساي ساير قبايل را تابع خود سازد و به اين صورت دولت كوشاني افغانستان بوجود آمد . اولين پادشاه مقتدر كوشاني “ كجولا كدفزس “ است كه هندوكش را عبور و در سال چهل مسيحي دولت كابلستان را با نفوذ پارتيها از بين برد . كجولا كدفزس نه اينكه كاپيسا و كابلستان را تا رود سند با باختر و سغدنيا متصل ساخت بلكه در غرب تا ايالت پارتيا “ خراسان كنوني “ پيش رفت . به اين صورت بعداز دولت يونانو باختري ، دولت سرتاسري افغانستان بار ديگر تشكيل گرديد و اين كار تا سال 78 ميلادي انجام يافت .....
و يما كدفزس دوم بعداز پدر هندوستان شمالي را تسخير كرد .
مقتدرترين پادشاهان “ پادشاه “ كوشاني افغانستان كانيشكا است كه بين 120 و 160 ميلادي سلطنت كرده است . اين شخص پايتخت افغانستان “ آنوقت “ را در عوض شمال هندوكش به جنوب هندوكش منتقل ساخت . بگرام در كاپيسا مركز تابستاني ، و پشاور پايتخت زمستاني قرار گرفت . كانيشكا در شمالمغرب كشور ، دولت اشكاني را مغلوب كرد و در شمال مشرق تركستان چيني (( كاشغر ، ياركند “ ياركنت “ و ختن )) را فتح نمود ..... پس حدود قلمرو او بين دريا هاي گنگ و جيحون ، و آزتارم تا ايران افتاده بود .
“ واسودوا “ پادشاه متآخر كوشاني “182 - 220 ميلادي “ است كه در هند ازبين رفت و جاي اين پادشاه مقتدر را در افغانستان ، امارت هاي كوچك محلي در شمال و جنوب هندوكش گرفت . قوي ترين اين حكومات محلي ، دولت كابلستان بود كه از كاپيسا در جنوب هندوكش تا سواحل سند تسلط داشت .
تعدد عقيده و مذهب مثل سابق محترم و طريقه هاي زرتشتي ، بودائي و برهمني مساويانه تحت حمايت دولت قرار داشت . كانيشكا در مسكوكات خود تقريبآ تمام ارباب انواع مشهور مملكت را نمايش ميداد . معهذا ديانت بودائي در ساحه وسيعتري پيش ميرفت . كانيشكا خود بودائي شد .و پس از او توسعه بودائي ادامه يافت . فرهنگ و ادب مخصوصآ از جنبه مذهب بودائي منكشف بود .
مسكوكات مكشوفه از “ ميرزكه “ گرديز و خزانه “ تپه مرنجان “ كابل و زيور هاي “ عاجي “ مكشوفه از بگرام و معبد مكشوفه در “ قول نادر “ كاپيسا و همچنين آثار مكشوفه از معابد “ شترك “ و “ شمشير غار “ با مجسمه هاي بودائي و معابد و مسكوكات همه در افغانستان مربوط به قرن هاي اوليه مسيحي و متعلق به دوره كوشاني كشور است .» .
قسميكه ديده ميشود درين معلومات تاريخي نيز درباره عبور هندوكش ، تسخير هندوستان ، وسعت حكمروائي كوشاني ها و توسعه ديانت بوداي در سالهاي چهلم ميلادي سخن رانده شده است كه همه آنها به نحوي پيوند با خصوصيات هويت تاريخي هزاره ها و ساير تورك تباران اين مناطق دارد .اين مطلب نيز به نحو خود ميتواند جوابي در سوال - موجوديت هزاره هاي پيش از دوران مهاجرت هزاره ها از كشتار امير عبدالرحمن خان در پاكستان و قسمآ در هند تلقي گردد . يعني اين نظر كه تمام هزاره هاي پاكستان امروزي و هند از دوران استبداد عبدالرحمن است غير قابل قبول ميباشد .
درمورد اينكه هزاره ها بازمانده هاي مغول هستند ويا توررك مغولي هستند ، نظريات زيادي از جانب محققين خارجي و داخلي ارايه گرديده است . درينجا يك مسئله قابل تذكر است و آن اينكه اگر هزاره بازمانده مغول باشد ويا تورك باشد ويا مغول و تورك باشد ويا تورك و مغول باشد ، پس نتيجه منطقي آن همان است كه هويت ويا منشآ اتنيكي آن تورك است زيراكه نظربه اسناد تاريخي تورك و مغول داراي يك ريشه اتنيكي هستند با تفاوت اينكه گاهي گفته ميشود كه تورك از مغول روئيده است درحاليكه نظربه قول منابع معتبر، مغول شاخه يي از تورك است . البته اين مسئله مضمون بحث ما نيست .
از قرار معلوماتيكه در كتاب “ هزاره هاي افغانستان “ گنجانيده شده است ، « آرمينوس و مبري ، مونت استوارت الفنستون ، و الكساندر بورنس در ميان اولين طرفداران اين نظريه قرار دارند .» براساس اين نظريه ، هزاره ها بازماندگان سربازان مغول هستند كه با ارتش چنگيز خان به افغانستان آمدند .
« اچ . دبليو . بليو محقق ديگري است كه طرفدار نظريه “ بازمانده بودن هزاره از سربازان مغول “ ميباشد . بنظر وي سربازان مغول در ربع اول قرن سيزدهم به عنوان مهاجران نظامي از هزاران مرد جنگي چنگيز خان جدا شده و در افغانستان مركزي مقيم گشتند . بليو براي اثبات نظريه خود بنامهاي جغرافيائي اشاره ميكند ، مانند “ دره هزاره “ كه در بين لغمان و كاپيسا موقعيت دارد .»
تيمورخانف محقق شوروي استدلال ميكند ، بسياري از نامهاي قبايل و خانواده هاي هزاره كه از نامهاي رهبران و فرماندهان مغول گرفته شده است ، تا امروز بالاي اين قبايل مانده است . به عنوان مثال يكدسته از هزاره ها به “ داي چوپان “ موسوم است .
در قرن نوزدهم “ آر . ليچ “ جهانگرد انگليسي با هزاره هاي دَي چوپان برخورد كرد و توسط آنها به شهر گِرِشك در همان نزديكي برده شد تا آرامگاه امير چوپان “ داي چوپان “ را كه به اعتقاد آنان نياكان اوليه آنها را به اين سرزمين آورد ، ببيند .
فيض محمد كاتب هزاره ميگويد كه نام بهسودي ها يكي ديگر از قبايل بزرگ هزاره ، از نام يكي از بستگان چنگيز موسوم به بهسود و نيز مشهور به “ جيگوهاكو “ گرفته شده است .
« اصطلاح جالبي در بين هزاره هاي افغانستان وجود دارد كه ممكن است داراي اهميت مردمشناسانه باشد : والدين هزاره تعبير “ مغول “ را به عنوان يك صفت به هنگام آموزش رفتاري فرزندان خود بكار ميبرند ? به عنوان مثال - « اوبچه مغول بشي ! » ( درست بنشين ) يا « اوبچه مغول بخور ! » ( درست بخور ) . اصطلاح مغول در صحبت هاي روزمره هزاره ها به عنوان صفت به مفهوم “ رفتار درست “ ، “ بانزاكت “ و “ مودبانه “ به كار ميرود و ضد آن “ نامغول “ است . اين كاربرد براي همه هزاره ها يكسان است ، درحاليكه ميان ديگر اقوام چنين اصطلاحي وجود ندارد .» . “ هزاره هاي افغانستان “
« گروهي از طرفداران نظريه خاستگاه مغولي هزاره ها به اين باورند كه آنان بازماندگان سربازان “ نيكودري “ هستند و نه چنگيز خان . « نيكودريس » بنظر “ دبليو . بار تولد “ يكي از خانهاي مشهور نظامي مغول ويا چنگيز خان است . پروفيسور پتروشيفسكي نيز به اين نظر است كه هزاره ها بازمانده هاي نه چنگيز خان بلكه “ نيكودر “ هستند .» .
درينجا به ارتباط نظر آخري به شمول نظريه پروفيسور پتروشيفسكي آنچه قابل مكث است اينست وقتيكه بحث روي موضوع ارتباط اتنيكي هزاره ها با مغول ها باشد ، پس” نيكودر “ يكي از نظاميان مقتدر مغول قلمداد شده است بنآ نظريه آخري يك نظر بسيار قابل توجه نبوده و از اهميت كمتر درين باب برخوردار خواهد بود .
« طرفداران ديگر نظريه منشآ مغولي هزاره ها برآنند كه آنان ريشه ترك - مغولي دارند ومغول خالص نيستند .آنان معتقد اند كه هزاره ها بازماندگان سربازان مغول و ترك هستند كه در دوره هاي زماني جداگانه با چنگيز خان و امير تيمور به افغانستان آمدند و مقيم شدند و پس از طي چند قرن مردمان جديدي به عنوان هزاره ها بوجود آمدند .بدينترتيب هزاره ها نه فقط مغول هستند و نه صرفآ تورك هستند بلكه تركيبي از هردو بشمار ميآيند . محقق “ برنارد دورن “ درين رابطه اظهار ميدارد كه جابجائي تدريجي هزاره ها مربوط به امواج حملات مغول ها و تررك ها طي قرون سيزدهم تا پانزدهم ، عمدتآ در دوران “ منگو قاآن “ و “ ارغون خان “ بر افغانستان مركزي است .
“ سايكس “ انسكلاپيدي (( دايرة المعارف )) اسلام نيز برآنند كه هزاره ها تركيبي مختلط از بازماندگان نيروهاي جنگي ترك - مغول هستند كه در پايگاه هاي نظامي افغانستان مركزي مستقر و مقيم شدند .» .
داكتر سيد مخدوم رهين در كتاب “ اشك خراسان “ مينويسد « بنابر نوشته جهانگرد چيني هيوان تسنگ كه در دوره كوشاني از آريانا عبور كرده ، قوم هزاره قرن ها پيش از ورود اسلام به سرزمين ما درين كشور ميزيستند ، در ادبيات و تواريخ اسلامي قرن سوم و چهارم هجري اطلاق ترك غرچه به قوم هزاره شده است . “ ص 31 كتاب مذكور “
حاج كاظم يزداني ميگويد « بعضي از دانشمندان گويد هزاره ملتي است كه از اختلاط و تركيب تورك و مغول بوجود آمده اند “ ص 157 “ درست كه تورك هزاره با مغول ارتباط خوني دارد ولي غرور ملي ، ملت تورك هزاره بايد پايمال نگردد و نبايد به اين شكل آنها را بدو راهه و تشويش نگه داشت و حق همين است كه ايشان از شاخه بس مهم و با ارزش ملت تورك ميباشد . » “ صفحه 71 تاريخچه نژاد ها و اقوام در افغانستان “ .
“ اليزابت باكون “ محقق ديگريست با اين نظريه همنوآ ميباشد . “ باكون “ كه طرفدار نظريه ترك - مغول بودن هزاره ها است مينويسد : « در مناطقي كه امروزه هزاره جات ناميده ميشود ، احتمالآ در ابتدآ عمدتآ چُغتائيان ماورآالنهر (( اوزبيگ و تركمن امروزي )) ساكن شده اند و سپس ديگر مغول ها و برخي ترك ها يا ترك - مغول ها به آنان پيوسته اند .....ء بدينترتيب آشكار ميشود كه هزاره هاي موجود از تبار لشكريان مغول ، و اغلب چغتائيان هستند كه در مراحل زماني متعدد طي سالهاي 1229 تا 1447 ميلادي وارد افغانستان شده اند ، نه نظامياني كه توسط چنگيز خان در افغانستان مستقر شده اند .»
پروفيسور شهراني درحاليكه ارتباط ريشوي و خوني بسيار دور تمام تورك ها به شمول هزاره را با مغول ها تآييد مينمايد ، ميگويد كه هزاره ها وابستگان اتنيكي هون ها ، كوشاني ها و يفتلي ها بوده و از قرن ها پيش از ميلاد در افغانستان و منطقه زيست دارند و مخالف نظريه “ بقاياي ارتش چنگيز خان بودن هزاره ها است . او در يكي از مقالات خود ميگويد ، كسانيكه هزاره ها را از بقاياي اردوي چنگيز ميدانند ، اشتباه است زيراكه دروقت دخول چنگيز بسي هزاره ها قتل عام شدند و شهر هاي غُلغله و ضحاك توسط چنگيز خان ويران گرديد . يك تعداد دانشمندان شوروي سابق لغات و كلماتي را از زبان “ دراويدي “ كه در زبان كره يي كه جزء زبانهاي آلتائي است يافته اند و همچنان پروفيسور شاه علي اكبر شهرستاني از سادات شهرستان هزاره جات كتابي را تحقيق و نشر نموده كه در آن اثبات ميگردد كه در زبان دري هزاره گي از جمله پانزده صد لغات زبان هاي آلتائي در حدود دوازده صد آن خالص توركي و مابقي مغولي ميباشد ، درحاليكه ميتوانيم هردو را در ريشه ، يكي ثابت نمائيم و آنها بني اعمام يكديگرند .
علماي معاصر به اين عقيده رسيده اند كه هزاره ها نژاد تورك ميباشد كه زبان اصلي خود را به مرور زمان زبان دري هزارگي تعويض نموده اند . هنوز در ميان اقوام هزاره توركي چيچكه “ چيچك “ ، توركمن ، تايماق ، قرلوق وغيره وجود دارند و هركدام خيل ها و قوم هايشان خود را به آنها منسوب ميدانند .
كسانيكه اختلاط نژادي هزاره را فرا تر از تورك و مغول ميدانند ، در كتاب “ هزاره هاي افغانستان “ نظريات ذيل مشاهده ميگردد :
به نظر « م . ح . كاكر » اخلاف سربازان مغول چغتائيان هستند كه در زمانهاي مختلف بين 1229 تا ???? وارد افغانستان شده و در قرن شانزدهم مردماني را تشكيل دادند كه هزاره نام گرفتند . اين سربازان كه يا مجرد بوده ويا همسران خود را با خود نيآورده بودند ، با زنان بومي تاجيك نواحي مركز افغانستان و اطراف آن ازدواج كردند . خويشاوندي با تاجيك هاي داراي منشآ ايراني و فارسي گوي بر زبان اين تازه واردان تآثير گذاشت و اساس بوجود آمدن گويش فارسي جديدي شد كه هزارگي نام گرفت .
بنابرين هزاره ها به نظر كاكر نژادي مختلط از مغول ها ، ترك ها ، تاجيك ها و ديگران “ ايراني ها و پشتونها “ هستند كه به صورت يك گروه قومي جديد درامده و طي دوره يي بين قرون سيزدهم و تا شانزدهم هزاره نام گرفته اند .
“ جويني “ نظريه تقريبآ مشابه با كاكر ارايه ميكند اما “ شرمن” و بخصوص “ تيمورخانف “ تلاش كرده است تا (( آب را سر به بالا ببرد )) . تيمورخانف درحاليكه از اختلاط تآثيرات تاجيكي صحبت ميكند و اختلاط پشتون ، هند و آريائي را نيز دخيل ميداند ، او برخلاف تمام شواهد و اسناد معتبر تاريخي اقوام مغول ، هزاره و ايماق را جدا از هم تصور مينمايد .
اولآ احتمال سياسي بودن نظريه كاكر و تيمورخانف را نبايد از نظر دور داشت كه گفته هاي شرمن و جويني از آن متآثر ميباشد .
اما بعد - وقتيكه چند قوم به ازمنه متمادي در يك محيط جغرافيائي مشخص زيست ميكنند و داراي نظام واحد و مشترك اقتصادي ، سياسي و اجتماعي ميباشند ، مسلمآ اختلاط اتنيكي ويا نژادي نسبي بوجود ميآيد . بنآ اختلاط نژادي هزاره ها با ديگر اقوام سرزمين مشترك به همان اندازه متصور است كه ديگر اقوام دربين خود اين اختلاط را دارند .خلط نژادي هزاره ازلحاظ خوني به اندازه يي نبوده كه ساختارفزيولوژيكي آنها را تغيير داده و اصل نسبي هزاره را دگرگون كرده باشد . يعني قيافه ظاهري هزاره همانطوريكه مشابه ساختار فزيولوژيكي يك اوزبيگ ، توركمن ، مغول ، قرغز ، تاتار ، قزاق و ديگر تورك هاي شرقي است ، بلا تغيير باقي مانده و يك هزاره از اثر اختلاط نژادي قواره هند ويا ديگر اتنيك غيرخودي را نگرفته است و دگرگون شدن زبان آنها دليلي براي حكم قطعي اختلاط مطلق نژادي نيست .
آنچه مربوط به دگرگوني زبان هزاره ها است ، حكم استنباط تاريخي و منطقي چنين است كه تورك و تاجيك هردو مردم بومي آسياي مركزي بشمار ميروند و در ازمنه تاريخي اين دو باهم زيسته اند تا جاييكه تاريخ تورك بدون تاجيك تكميل نميگردد و تاريخ تاجيك بدون تورك ناقص است ، بنآ زبان تاجيكي ، دري ويا فارسي را نه تنها هزاره ها از آن خود كرده اند بلكه ايماق ها ، بيات ها ، تايمني ها ، قزلباش ها ، خلجي ها “ غلجائي ها و حتي اقوامي از اوزبيگ و توركمن آنرا به خود پذيرفته و زبان اصلي خود را تعويض نموده اند . زيراكه دين ، مذهب ، زبان ، رسم و رواج ، سنت و عنعنه كه با يك كلمه به “ فرهنگ “ خلاصه ميگردد ، عبارت از پديده يي است عارضي و ميتواند در طول تاريخ زيست اجتماعي بارها تغيير و تبديل گردد .
از زاويه ديگر ، تورك ها كه در حدود 1600 سال در منطقه افغانستان امروزي حكمروائي كرده اند ، زبان فارسي نه تنها كه زبان دربار شان بوده است بلكه زبان رسمي دولت شان بوده و براي ترويج و توسعه زبان فارسي بسي كار هاي مهمي را انجام داده اند . بطور مثالهاي انكارناپذير ميتوانيم از تحرير شاهنامه فردوسي به دربار و دوران سلطان محمود غزنوي بزرگ ، از رسميت زبان فارسي در قلمرو حضرت بابور ، توجه خاص اميرتيمور فرهنگ دوست نسبت به شعرآ و فضلاي زبان فارسي و تبديل دربار آن به مركز علوم و فنون و ده ها مثال ديگر ياد آور شويم . مسلمآ قوم هزاره به مثابه اخلاف كوشاني ها و يفتلي ها ، غزنوي ها و تگين ها ، از رسميت زبان فارسي و درباري بودن آن ، نسبت به ديگر اقوام تورك تبار بيشتر متآثر گشتند و براي امروز اساس گويش زبان هزارگي را اصطلاحات زبان توركي با لهجه هاي چُغتائي و اويغوري تشكيل ميدهد .
نظريات خود مردم هزاره به شمول نظريه ارزنده ايكه توسط تاريخ نويس معتبر كشور فيض محمد كاتب هزاره ارايه گرديده است ، نشان ميدهد كه آنها به همان اندازه ايكه خود را مغول ميشمارند و بيشتر از آن به تورك بودن خود تآكيد دارند . درحاليكه تورك و مغول ريشه واحدي دارند و بيشتر محققين به اين باور هستند كه مغول شاخه يي از تورك است .
به اينترتيب « هزاره هاي پاكستان به اين باورند كه هزاره ها نه تنها بازماندگان سربازان مغول هستند بلكه چنگيزخان در واقع جد مستقيم آنهاست . “ شيخ ناصر انصاري “ براي اثبات اين مطلب شجره نامه يي تهيه و چاپ كرد كه براساس آن نسل هزاره ها به شخص چنگيز خان باز ميگردد .هزاره هاي افغانستان مركزي نيز خود شان را بازمانده هاي سربازان مغول ميشمارند . ساكنان جاغوري خود شان را به امير تيمور نسبت ميدهند و همچنان هزاره هاي شيخ علي معتقدند كه نسب توركي به تورك هاي خلج يا قارلوق دارند . در امتداد جاده اصلي كه از شيخ علي ميگذرد ، آرامگاهي براي بزرگداشت بابه قالوق “ قارلوق “ بنا شده است كه اين مردم او را جد اوليه خود ميدانند .در سفرنامه “ اغوز “ نياي اول مغول هاي اين منطقه “ قارلوق “ عنوان شده كه به معني “ فرزندان برف “ است و در واقع اشاره به آب و هواي سرد آنجا دارد .»
درينجا براي نويسنده اين مقال مفهوم نيست كه چرا در سفرنامه “ اغوز “ ، (( نياي اول مغول ها )) ذكر شده است ، درحاليكه امير تيمور، تورك اوزبيگ بوده و هزاره هاي شيخ علي هم خود را به تورك ها نسبت ميدهند و كلمه “ قارلوق “ هم در لهجه توركي اويغوري و توركي چُغتائي همان تلفظ و معني را دارد . بنآ بهتر ميبود كه (( نياي اول تورك ها )) ذكر ميشد . به هرحال احتمالآ بعضآ در نقل قول ها ، اشتباهات بروز مينمايد .
فيض محمد كاتب هزاره درين باره مينويسد : « هزاره هاي جاغوري خودشان ادعا دارند كه اخلاف سربازان امير تيمور هستند و تحت فرماندهي “ بوتاي بوغه “ فرمانده تيموري به افغانستان اعزام شدند . همچنين قبيله شيخ علي خود را داراي منشآ ترك ميدانند و شاهد آنرا در وجود گروهي ميان خودشان ميبينند كه تركمن شناخته شده و توسط آقسقالان “ موسفيدان “ به اين منطقه سوق داده شدند .علاوه برآن ، مردمان قبيله شيخ علي كمتر شباهتي به مغول ها دارند . همچنين ترك هاي خلج و قارلوق ميان آن دسته از گروه هاي قومي هستند كه اجداد هزاره ها را تشكيل ميدهند . آنان قبل از تهاجم مغول در مناطقي ميزيستند كه اكنون به افغانستان مركزي موسوم است ، و شباهت قابل توجه بعضي هزاره ها به ترك هاي خلج و قارلوق گواه اين مطلب است .» .
با درنظرداشت مجموعه گذارشات اين مقال في باب هويت تاريخي هزاره و تمام آنچه كه مرور گرديده و مكث هائي صورت گرفت ، ميتوان نتيجه گرفت كه :ء
هزاره ها به مثابه ساكنين بومي افغانستان امروزي ، نسلي ازسلسله توركتباران بوده و قدامت زيست آنها در نواحي جنوب هندوكش و سواحل سند از زمان ده ها قرن قبل از حمله اسكندر مقدوني در منطقه رقم زده ميشود .درمورد آغاز ورود آنها از آسياي مركزي بسوي اين مناطق اسناد و شواهد موثق ديده نميشود ولي نظر به بعضي اسناد ، شواهد و قراين همسو با اين مسئله ، احتمال ميرود كه آغاز زيست مردم هزاره درمناطق مذكور ميتواند با مهاجرت سومري ها از آسياي مركزي بسوي عراق امروزي قابل مقايسه باشد . مرحله دوم جابجائي هزاره ها مربوط ورود كوشاني ها در سال چهلم ميلادي و ورود يفتلي ها درسال 220 ميلادي و ادامه حكمروائي اخلاف آنها در چهره غزنوي ها و تگين شاهان ميباشد كه اسلاف هزاره امروزي را تشكيل ميدهد .
مرحله بعدي از 1220 تا 1447 ميلادي است كه دوران هجوم مغولها “ چنگيزخان “ و چُغتائيان “ اميرتيمور “ است ، مسلمآ بخشي از هزاره ها يا بازمانده ايشان است ويا با آنها مخالطه شده اند . به هر صورت اين پديده نميتواند اصل نسبي تورك بودن آنها را دگرگون نمايد زيراكه تورك ها با مغول ها ريشه مشترك تاريخي دارد و چُغتائيان هم اسلاف اوزبيك ها و توركمن ها ميباشد .و بالآخره بايد گفت كه اختلاط نژادي هزاره ها با ديگر اقوام كشور به همان اندازه است كه اين اقوام دربين خود دارند و هزاره ها به همان اندازه تورك هستند كه اوزبيگ ها ، توركمن ها ، تاتار ها ، آذرها و ديگران ميباشند .
ومن الله التوفيق
20 سپتمبر 2007 ميلادي
خوانندگان محترم ميتوانند نظريات خود را به اين آدرس ايميل ارسال كنند - تشكر
مآخذ
1 - افغانستان در مسير تاريخ ( غبار )
2 - حقيقت التواريخ ( علامه عبدالحق مجددي )
3 - هزاره هاي افغانستان ( دكتر سيد عسكر موسوي - ترجمه : اسدالله شفايي )
4 - تاريخچه نژاد ها و اقوام در افغانستان ( پروفيسور عنايت الله شهراني )
5 - نگاهي بتاريخ جهان ( جواهر لعل نهرو )
6 - هزاره كيست ؟ ( پروفيسور عنايت الله شهراني )
7 - خراسان ( غبار - كابل 1998 ميلادي )
8 - مفاخر بلخ ( حنيف بلخي - پشاور 1379 هجري )
9 - كابل قديم ( محمد آصف آهنگ - پشاور 1384 هجري )
10 - افغانستان در پنج قرن اخير ( مير محمد صديق فرهنگ پشاور 1367 هجري )
11 - سراج التواريخ ( فيض محمد كاتب هزاره - كابل 1331 هجري )
12 - يادمانهاي تركي باستان ( دكترحسين محمدزاده صديق )
13 - تاريخ ميمنه ( جانتن لي ، مترجم عبدالوهاب فبائي - كابل 1369 هجري (
14 - شگوفائي هرات در عصر تيموريان ( داكتر عبدالحكيم طبيبي ، پشاور 1985 ميلادي )
15 - اسناد : ايران توركلرينين اسكي تاريخي ( محمد تقي زهتابي )
16 - شانزده قرن حاکميت تورک تباران ( سيد احمد شا ه د و لتي فاريا بي )
17 - همزيستي زبانهاي
رايج در افغانستان ( دكتورهمت فاريابي
منبع
مشکل اصلی بنده با ذخیره صفحات اینترنت همین ویروسی شدن آنها بود، کامیه بنده به شخصه به مدت 4 سال یک worm رو در پوشه ای که برنامه های نوشته شده و صفحات اینترنتم رو اونجا ذخیره کرده بودم نگه داشته بود!
![]()
فایرفاکس مدتی است که اکستنشنی را برای دانلود گذاشته است که به شما این امکان را میدهد تا از تمام صفحه وب که در جلوی شما باز است تصویری در فرمت PNG تهیه کنید، فرق کلید Print Screen با این اکستنشن اینه که پرینت اسکرین از مانیتور عکس میگیرد ولی Screengrab فقط از صفحه وب عکس میگیرد و دیگر نیازی به ویرایش ندارد، یکی از مهمترین ویژگی های Screengrab اینه که اگر صفحه وب طولانی باشد و به قول معروف scroll شده باشد از تمام صفحه از بالا تا پایین را برای شما در قالب یک فایل تصویری با فرمت PNG در هرجایی که شما مشخص کنید ذخیره میکند.
امروز گوگل نرم افزاری با نام Google Gears رو عرضه کرد . این نرم افزار اپن سورس بوده و با مرورگرهای فایرفاکس و اینترنت اکسپلورر هماهنگ هست و
بزودی در نسخه جدید آن مرورگر سافاری نیز پشتبانی می شه ( اپرا؟ ) . گوگل این برنامه رو برای سه سیستم عامل ویندوز ، لینوکس و مکینتاش عرضه کرده که در نوع خودش بسیار جالب هست . اما از همه جالبتر کار این برنامه هست .
یکی از بخش های جالب دنیای وب ۲ قسمت نرم افزار های آنلاینش هست که خود گوگل هم در این زمینه یکی از بهترین هاست ( آفیس آنلاین گوگل ) . از این پس دنیای اینترنت قادر خواهد بود بوسیله این نرم افزار این نرم افزار ها رو بصورت آفلاین نیز عرضه کنند و این می تونه بدترین خبر برای مایکروسافت باشه .
همونطور که اشاره شد این نرم افزار اپن سورس بوده و فقط مختص به محصولات گوگل نیست و هر شرکتی بوسیله API های آن می تونه از این قابلیت در سایت خودش استفاده کنه .
خود گوگل به عنوان سازنده در اولین اقدام نرم افزار محبوب خودش ( و محبوب من ) یعنی Google Reader رو بصورت آفلاین عرضه کرد . روش کار بدین صورته که شما با نصب برنامه Google Gears می تونید خیلی راحت تا ۲۰۰۰ مطلب رو در گوگل ریدرتون بصورت آفلاین ذخیره بکنید و پس از قطع اتصال از اینترنت و بصورت آفلاین اونارو مشاهده کنید ( جهت اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه کنید ) .
همچنین گوگل دومین قدم رو هم در این زمینه برداشته و اونم سرویس mashup editor هست که شباهت زیادی به Yahoo Pipes و PopFly مایکروسافت داره که البته این سرویس هنوز در دسترس عموم نیست ولی شما می تونید با ثبت نام در اون منتظر این باشید که گوگل در آینده دسترسی اونو به شما هم بده .
پیش بینی میشه قابلیت کار کردن در حالت آفلاین بزودی علاوه بر گسترش در سایت های وب ۲ در دیگر محصولات گوگل نظیر جیمیل و آفیس آنلاین گوگل نیز اضافه بشه . اگر می خواهید به قدرت و آینده این برنامه پی ببرید کافیه بدونید در همین ابتدای کار ۵۰۰۰ مهندس و طراح آمادگی خودشون رو برای همکاری در این طرح اعلام کردند .
همچنین گوگل برای این برنامه جدید خودش وبلاگی رو نیز درست کرده که شما می تونید در اینجا اونو مشاهده کنید .
علاوه بر تمام کارهای بالا دیروز گوگل در کنفرانس وب ۲ Google Mapplets رو نیز عرضه کرد . با این سرویس هر کسی قادر خواهد بود به راحتی یک نقشه جدید در رابطه با نقشه های گوگل بسازه و این کار خودش انقلابی در زمینه نقشه های آنلاین هست . شما می تونید برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه به اینجا مراجعه کنید .
همچنین دیروز گوگل عنوان کرد نرم افزار Google Web Toolkit که در زمینه فناوری های Ajax برای وب مسترهاست بیش از یک میلیون بار دانلود شده که حتی خود گوگل نیز از استقبالی که از این نرم افزار شده شگفت زده شده .
همونطور که می بینید دیروز روز بسیار پرکار و پرباری برای گوگل بوده و هم اکنون تمام اخبار در مقابل خبرهای جدید گوگل محو شدند . باید دید این قابلیت ها چقدر مورد استقبال قرار می گیره …
× من نتونستم این برنامه Google Gears رو نصب کنم . هنوز در حال سعی و تلاشم !
منابع : Mashable - Google Operating System - Google Blog - Scobleizer - Download Squad - TechCrunch - Read/WriteWeb عصرونه
چند مطلبی راجع به دکمه های میانبر در گوگل ریدر خونده بودم و شنیده بودم که در این زمینه بسیار عالی عمل کرده . تا اینکه دیروز یک مطلب راجع به فایرفاکس ۳ خوندم و ارجائی که به دکمه های میانبر در گوگل ریدر داده بود . با توجه به تصاویری که موزیلا قرار داده بود نظرم بیشتر به این دکمه ها جلب شد تا اینکه دیشب کمی باهاشون کار کردم و فهمیدم نصب عمرم بر فنا بوده که از این قابلیت جالب استفاده نمی کردم . در این مطلب قصد داریم نگاهی داشته باشیم به این دکمه ها و کاربرد اونها ، موس را فراموش کنید !
در منوی سمت چپ و بالای گوگل ریدر چند گزینه وجود داره که مهمترینشون سه گزینه اول یعنی خانه ، تمامی موارد و موارد ستاره دار . برای این سه گزینه کلید های میانبر قرار داده شده . بدین صورت که شما برای مثال برای رفتن به قسمت Home باید دکمه g که اول google reader هست رو فشار داده و سپس دکمه h که اول home هست را فشار دهید تا خیلی سریع به اون قسمت بروید . به همین ترتیب برای رفتن به قسمت All items دکمه های g + a و قسمت Starred items دکمه های g + s را فشار دهید . به همین راحتی !
نام گوگل با کلمه جستجو مترادف شده بنابراین عجیب نیست که برای جستجو هم میانبرهایی قرار داده شده باشه . میانبرهای جستجو بسیار جالب و کار کردن با اونها بسیار لذت بخش است . بطور مثال من تعداد بسیار زیادی فیدهای مختلف از سایت های مختلف به گوگل ریدرم اضافه کردم حالا می خواهم از بین این ها به فید وبلاگ گوگل مراجعه کنم . کافیه دکمه g رو بزنم و بعد از اون دکمه u رو ( حرف دوم کلمه Subscription که می تونید اینطوری به خاطر بسپارید : Go to Subscription ) پس از زدن این ۲ دکمه یک صفحه برای من باز می شه شامل فیدهایی که دارم . در همین قسمت شما می تونید با دکمه های بالا پایین و چپ و راست کیبورد بین اونها گردش کنید و یا می تونید با زدن چند حرف اول از نام فید اون فید رو براحتی پیدا کنید . مثلا من در اینجا کافیه عبارت google رو وارد کنم تا گوگل با سرعت نور سه فیدی رو که اولشون google هست رو برای من بیاره . حالا می تونید با دکمه های بالا پایین کیبوردتون به گزینه مورد نظر برید و برای رفتن به فید مورد نظر نیز کافیه enter را بزنید .
همین قسمت بطور مشابه برای فولدر ها و تگ ها وجود داره که می تونید با زدن دکمه های g + t ( مخفف Go to the tag ) و یا g + l ( مخفف Go to the label ) را فشار دهید .
در ضمن برای حذف این پنجره در هر زمان کافیه شما دکمه Esc را فشار دهید و یا با کلیک موس جایی خارج از اون پنجره .
اما دیگر کلید ها :
- زمانی که دارید فید یک سایت رو می خونید کافیه دکمه u رو فشار بدید تا منوی سمت چپ حذف بشه و شما بتونید در محیطی بزرگتر فیدتون رو بخونید . با فشار دوباره دکمه u منوی سمت چپ دوباره ظاهر می شه .
- در هنگام خواندن یک فید با فشردن دکمه j به مطلب بعد و با k به مطلب قبل می تونید بروید ( به همراه انجام عمل خواندن اون مطلب ) .
- دکمه space شمارو به صفحه بعد ( در همون فید ) می بره و دکمه های shift-space عکس این عمل رو انجام می ده .
- در هنگام مشاهده هر مطلب شما می تونید با زدن دکمه s اون مطلب رو ستاره دار کنید و با زدن دکمه Shift + s اون مطلب رو به اشتراک بگذارید ، با دکمه m اون مطلب رو خوانده شده یا بلعکس ( خوانده نشده ) تیک بزنید ، با دکمه t تگ های اون فید رو تغییر بدید ، با دکمه v می تونید اون مطلب رو در یک پنجره جدید باز کنید ( به صفحه اون مطلب در سایت مورد نظر بروید ) . در ضمن توجه داشته باشید که در این قسمت یک مطلب باید انتخاب شده باشد ، در غیر این صورت این کلید ها کار نخواهد کرد .
- در یک فید با زدن دکمه های Shift + a می تونید تمام فید را علامت خوانده شده بزنید و با زدن دکمه r می تونید اونو refresh کنید .
گوگل ریدر می تونید فید ها رو به ۲ صورت نمایش بده . حالت اول با نام expanded view هست که فید ها رو با متن اونها به شما نمایش می ده و حالت دوم که list view نام داره فقط عناوین رو به شما نشون می ده که با کلیک روی هر عنوان متن اون رو می تونید مشاهده کنید . این گزینه ها برای هر فید در قسمت بالا سمت راست قابل تغییر است . اما کلید های میانبر برای این قسمت :
در هر فید شما می تونید با زدن دکمه ۱ به حالت expanded view و با دکمه ۲ به حالت list view بروید .
در حالت list view شما می تونید با زدن :
- دکمه n به مطالب بعد و با دکمه p به مطالب قبل رفته بدون اینکه مطالب بصورت خوانده شده در بیاد .
- با زدن دکمه o یا enter اون مطلب رو باز یا بسته کنید .
- دکمه space نیز مطلب بعد را باز و آنرا خوانده شده می کند و مطلب قبلی را می بندد ( shift + space عکس این عمل را انجام می دهد ) .
همچنین برای ستون سمت چپ در قسمت فید ها نیز کلید هایی قرار گرفته شده است :
- با زدن دکمه های shift + n می تونید به فید های بعدی و با shift + p به فید های قبلی بروید ( بدون اینکه فید مورد نظر باز بشه ) .
- با زدن دکمه های shift + o می تونید فید انتخاب شده را باز کنید .
- با زدن دکمه های shift + x می تونید فولدری که فید مورد نظر درونش هست رو ببندید .
× کار کردن با این دکمه ها می تونه در ابتدای کار کمی سخت باشه ولی مطمئنا پس از زمان کوتاهی شما به این بخش عادت کرده و ترک اون برای شما بسیار مشکل می شه .
× این ویدئو نیز در همین رابطه هست .
منبع : Life Hacker - Google Help Center - عصرونه
اما حل این دو مشکل!
حل مشکل اول:
برای حل کردن این دو مشکل کارهای زیر را انجام دهید:
- آخرین نسخه اکستنشن greasemonkey را از اینجا ، نصب کنید.
- بک بار مرورگر فایرفاکس را ببندید و باز کنید.
- حالا این اسکریپت را نصب کنید. روی اسکریپت کلیک راست کنید و بعد گزینه view user script source را انتخاب کنید.
- با این نصب این اسکریپت ، هر وقت به سایت و وبلاگ "فید"داری رفتید ، در گوشه بالا و راست صفحه ، آیکان فید
نمایان میشود ، که اگر روی آن کلیک کنید ، مستقیما به گوگل ریدر میروید و میتوانید خیلی راحت فید وبلاگ را وارد اکانت گوگل ریدر خودتان بکنید.
- جالب اینجاست که اگر سایت یا وبلاگی قبلا در لیست گوگل ریدر شما باشد ، آیکانی که در گوشه صفحه ظاهر میشود به صورت
درمیآید و شما به اشتباه دوبارهکاری نمیکنید.
با نصب همین اسکریپت ساده ، کار اضافه کردن فید به گوگل ریدر بسیار ساده میشود.
حل مشکل دوم:
- اگر greasemonkey را در مرحله قبل نصب نکردهاید ، نصبش کنید.
- حالا این اسکریپت را که من با استفاده از اکستنشن platypus نوشتهام ، نصب کنید. مثل دفعه قبل ، روی اسکریپت کلیک راست کنید و بعد گزینه view user script source را انتخاب کنید.(در مورد اکستنشتن پلاتیپوس بعدا خواهم نوشت.)
- حالا اگر به گوگل ریدر بروید ، میبیند که اندازه فونتها بزرگتر شده و نوع فونت هم به تاهوما تغییر پیدا کرده.
- من خواندن متن را با این اندازه و این نوع فونت ترجیح میدهم ، شما را نمیدانم! اگر کمی فنی باشد میتوانید با تغییر همین اسکریپت ، تغییرات دلخواه خودتان را اعمل کنید.
1پزشک
وبلاگ معروف Lifehacker بتازگی نسخه ای جدید از اکستنشن Better GReader رو برای فایرفاکس معرفی کرده.
یکی از نویسنده های معروف این وبلاگ یعنی Gina Trapani با ادغام کردن چند اسکریپت موجود در داخل یک اکستنشن قابل نصب در فایرفاکس به شما این امکان رو می ده تا خیلی راحت این سرویس رو شخصی سازی کنید.
پس از نصب شما قادر هستید پوسته و ظاهر گوگل ریدر را تغییر دهید . برای این کار کافیه در قسمت تنظیمات اکستنشن یکی از ۴ پوسته آماده شده رو انتخاب کنید، همین !
همچنین این اکستنشن یک قابلیت بسیار جالب و مفید رو هم به گوگل ریدر اضافه می کنه و اون هم نمایش مطلب مورد نظر بطور کامل در خود گوگل ریدر هست.
نحوه کار به این صورت هست که پس از نصب اکستنشن یک دکمه پیش نمایش زیر هر مطلبی که شما می خوانید اضافه می شه. با کلیک بر روی آن مطلب مورد نظر با همان قالب گرافیکی سایت سازنده و … در داخل گوگل ریدر شما بارگذاری می شه.
حالا شما می تونید نظرات اون مطلب رو بخونید و همونجا هم نظر خود را بگذارید بدون اینکه حتی از گوگل ریدر خارج بشید!
× برای دانلود و نصب این اکستنشن به این آدرس بروید.
× جالبه بدونید به گفته خود گوگل بیش از نیمی از کاربران گوگل ریدر را کاربران فایرفاکس تشکیل می دهند.
عصرونه
فتودرم اورایاج ... فلورمار ... کلینیک ... ایوروشه ... هندنیوا ... داوو ... اورآل ... کریستین دیوریا ... کلیون ... آ-وو-ن ... نیترو ... کریستال ... رولون ... ماوالا ... مک ... کریولاین ... آلسینا ... فوندیشن مهرون ... استی لودر ... مکس فکتور ... لیپ استیک ... رولون ... مونتن ژونه ... درما ) کریولن (... میلوس ..لانکوم ... کلارنس ... پیرکاردین ... منهتن ... ویش ... لانکاستر ... برتون ... لاکورت ... لورال ... آلیس ... سیسیل ... کاجال ... بوژوا ... کاتالینا جیو ... ماکس LOREAL ... CHARME ... CARLA ... CLINIQUE ... Etud ... Nivea ... vov ... bujra ...... lumene ... yves-roche ... Lancome ... XIANGQI ...bourjois ... lovely ... Red Spice ... Gillette ...XLX ... scrub ...W.Seven ...
با استفاده از اين نرم افزار مي توانيد از طريق کامپيوتر خود و بوسيله اينترنت، تماس رايگان تلفني با اقصي نقاط جهان برقرار کنيد. فقط کافيست اين نرم افزار را دانلود کرده روي کامپيوتر خود نصب کنيد. سپس با هدست خود از طريق کامپيوتر به مکالمه تلفني بپردازيد.
البته هزينه تماس فعلا فقط به مقصد کشورهاي زير رايگان است و براي باقي کشورها از جمله ايران هزينه بسيار اندکي بايد پرداخت کنيد.
Argentina
Australia
Austria
Belgium
Canada
Czech Republic
Denmark
France
Germany
Hong Kong (+mobile)
Hungary
Ireland
Italy
Luxembourg
Malaysia
Netherlands
New Zealand
Norway
Poland
Portugal
Puerto Rico (+mobile)
Russian Federation
Singapore
Slovenia
South Korea
Spain
Sweden
Switzerland
Taiwan
United Kingdom
United States (+mobile)
1-ImgLikeOpera که عکسهای صفحه و تبلغات را نشون بده یا نه
که برای کسانی که ازadsl حجمی استفاده میکنند بسیار ایده ال و همچنینdialupبسیار سریع لود میکنه
Text Size Toolbar-2 بزرگ کردن نوشته هایا همون Ctrl] + [+]
AJAX YAHOO Mail [Viamatic webmail++]-3خودتان امتحان کنید! استفاده در ایمیل یاهو
4-Fasterfox برای سریع لود شودن صفحه ها
5-del.icio.us برای به اشتراک گذاشتن bookmarks ها با هم خیلی جالبه
6-Adblock plus برای بلاک کردن فلش و بنرهای تبلیغاتی
7-GooglePreview صفحه اول سایتهای سرچ شده را بصورت بند انگشتی نشون میده
حتماً تا حالا خیلی از سایتها و وبلاگها را دیدید که لیستهایی منتخب از پلاگینهای فایرفاکس را معرفی کردهاند. برای من گردش در وب با استفاده از فایرفاکس بدون این اکستنشنهایی که الان میخواهم معرفی کنم غیرممکنه؛ بعد از معرفی اکستنشنها روش BackUpگیری از فایرفاکس را هم میگم، باشد که رستگار شوید:
اکستنشنهای کاملاً ضروری: اینها شامل اون دسته از اکستنشنها میشوند که فایرفاکس هر ایرانی (روی کلمه ایرانی تاکید میکنم) باید داشته باشه.
Google Toolbare: نیاز به توضیح نداره، از اینجا نصبش کنید.
Tabbrowser Preferences: این امکان رو به شما میدهد تا لینکها را در تبهای جدید باز کنید و بطور کلی کنترل چگونگی باز شدن لینکها و POPUPها را بدست شما میدهد.از اینجا نصبش کنید.
IE TAB: بوسیله این پلاگین میتونید صفحاتی را که با فایرفاکس مشکل دارند با استفاده از مرورگر Interner Explorer در داخل خود فایرفاکس مشاهده کنید؛ خود من برای IE پروکسی سرور تعریف کردم و هنگام وبگردی اگر به یک صفحه فیلتر شده برخورد کنم یک کلیک تو سر این IE TAB میزنم تا از طریق IE پروکسیزاسیون شده وارد سایت مورد نظرم بشم؛ از اینجا نصبش کنید.
FlashGot:ارتباط فایرفاکس را با دانلود منیجرها مثل FlashGet یا DAP برقرار میکنه. از اینجا نصبش کنید.
Reveal : این یکی واقعاً حرف نداره، 3 کار عمده انجام میده، اول و مهمترینش اینه که Cache فایرفاکس را تقویت میکنه(تقریباً میشه گفت اکثر صفحات را کش میکنه)، دوم با زدن کلید F2 میتونید تمام تبها را بصورت Thumbnail ببینید و سوم با triple کلیک (3 کلیک سریع پشت سر هم) یک ذره بین فعال میشه (با بزگنمایی های مختلف)؛ از اینجا نصبش کنید.
Coralize: توسط این اکستنشن میتونید صفحاتی را که بواسطه ترافیک بالا یا فیلتر شدن توسط مخابرات قابل دسترس نیستند را از طریق سرورهای شرکت معظم Coral CDN (پورتهای 8080 و 8090) مشاهده کنید؛ از اینجا نصبش کنید.
اکستنشن های غیر ضروری ولی باحال: بدون اینها زندگی کردن ممکنه ولی حال نمیده.
Live HTTP Header: بیشتر بدرد توسعه گرای وب میخوره و همانطور که از اسمش معلومه HTTP Headerهای تمام صفحات را بطور پخش زنده و مستقیم (بدون حتی چند ثانیه تاخیر) نشون میده، از اینجا نصبش کنید.
Web Developer: اینهم برای توسعه گرای وب مفیده، در یک کلمه Developer Toolbar مایکروسافت را میذاره تو جیبش (یک قسمت داره برای تبدیل متد Get به Post و برعکس که من خیلی باهاش حال میکنم)؛ از اینجا نصبش کنید.
Edit CSS: بوسیله این پلاگین CSS صفحات لود شده را میتونید درجا تغییر بدید و نتیجه را ببینید. از اینجا نصبش کنید.
BugMeNot: این یکی واقعاً عالیه؛ این اکستنشن از طریق سایت BugMeNot که کارش به اشتراک گذاشتن UserName وPassword سایتهایی که احتیاج به رجیستر شدن دارند (مثل نیویورک تایمز) هست عمل لاگین را انجام میده. از اینجا نصبش کنید.
Forcast Fox: این پلاگین اوضاع جوی محل مورد نظرتون همراه با پیشبینی و تصاویر ماهوارهای متحرک را بطور خلاصه و مفید نشون میده. از اینجا نصبش کنید.
Sage: با استفاده از این اکستنشن احتیاج به هیچ کدوم از برنامه های RSS خوان (مثل FeedDemon) نخواهید داشت. از اینجا نصبش کنید.
FireFTP: یک اکستنشن مفید برای کار با FTP ها. از اینجا نصبش کنید.
تمام اکستنشنهای فوق را میتونید یکجا از اینجا دانلود کنید.
نحوه BackUp گرفتن از FireFox :
فایرفاکس کلیه تنظیمات و ملحقاتش را در آدرس زیر میگذاره:
C:\Documents and Settings\
برای گرفتن پشتیبان از کلیه تنظیمات و اکستنشنهای فایرفاکس کافیه تا از این پوشه Backup بگیرید تا هر وقت لازم شد (مثل وقتی که دوباره ویندوز نصب میکنید) از این Profile استفاده کنید؛ در ضمن میتونید چندین پروفایل برای فایر فاکس بسازید و با هر کدوم که خواستید فایرفاکس را لود کنید، برای اینکه به فایر فاکس بگویید از کدوم پروفایل استفاده کنه از فرمان زیر در قسمت Run منوی start ویندوز استفاده کنید. (فایر فاکس اجرا نشده باشه):
firefox.exe -p
راش Brish
نام علمی این چوب Faguskhl نام فارسی و بومی راش و مرس و نام
انگلیسی آن Beech است.از خواص ظاهری چوب راش درون نامشخص و به رنگ کرم
مایل به قرمز است.
دوایر سالیانه فشرده و در نتیجه در مقاطع طولی دارای
خطوط کم و بیش مشخص ناشی از آن است. از بارزترین خوصوصیات شاید بتوان به
پره های چوبی در مقاطع طولی اشاره کرده که در مقاطع شعاعی به پرمگسو در
مقاطع مماسی به دوک معروفند و این پره ها به صورت لکه های قرمز دیده می
شوند چه بسا گاهیاین پرمگس های زیبا عیب محسوب می شوند چرا که به عقیده
نجاران این بخشهای چوب پس از رنگ کاری سیاه می شوند.گونه راش چوبی نیمه
سنگین و دارای بافتی همگن است و تقریبا" مقاوم در برابر حشرات و قارچهاست
.گرد بینه های درجه1 و 2راش در ایران بیشتر به مصرف کارخانجات روکش و تخته
لایه می رسدو گرده بینه های
درجه 3 پس از تبدیل به الوار به بازار
تهران (پل چوبی) روانه می شوند.بنا به اطاعات بازار میزان تفاوت قیمت آن
در6 ماه نخست در بازار تهران بوده است.به دلیل بافت همگن و درجه سختی
مناسب این چوب بیشترین تقاضا را برای خرید به منظور تهیه مبل در بازار
دارد.همچنین به دلیل قابلیت آغشتگی با انواع محلولهای حفاظتی بیشترین گونه
مصرفی در کارخانه های اشباع است.البته اخیرا" گونه های خارجی راش از طریق
آذربایجان وارد ایران شده است که بنا به اعدای مبل سازان و فروشندگان چوب
کیفیت چوب راش ایرانی را ندارد ولی به دلیل ابعاد و رطوبت مناسب تخته ها
میزان ضایعات کمتری،در امر فرآیند تولید دارد.
توسکا:Alnus
دو گونه توسکای قشلاقی و ییلاقی به نام های علمی Alnus subcordate و glutionose alnus در ایران وجود دارد.نام های محلی توسکا،تسکا و توسه است.چوب درون نامشخص ،رنگ کرم مایل به قرمز،دوایر سالیانه پهن با حدودنسبتا"مشخص و موجدار در مقطع عرضی و پره چوبی آجری شکل قرمز در مقطع شعاعی و دوک های ظریف(پره ها)در مقطع مماسی از خصوصیات ظاهری چوب است.چوبی نیمه سنگین تا سبک است که به دلیل پراخت و رنگ پذیری شکاف خوری و ابزار خوری خوب در صنعت مبلمان مصرف دارد ولی کم دوام بوده که البته در آب دوام قابل توجهی دارد.بیشترین میزان فروش را در بازار چوب فروشان پس از راش را داراست که البته در حال حاضر مهمترین مورد مصرف آن طبق امار موجود در کارخانه جات تخته لایه سازی آن در برابر آب در ساختن بناهای آبی نیز مصرف می شود قیمت چوب توسکا به صورت الواری در سال بوده است.
افرا: maple
این خانواده دارای گونه های مختلفی در ایران است از جمله می توان افرا پلت،افرا شیردار وکیکم را نام برد .بزرگترین و فراوانترین افرای ایران اپلت با نام علمی insigne bossoو نام انگلیسی maple hsاست.این گونه چوب درون نامشخص،چوب سفید مایل به کرم با درخشندگی کم و بیش صدفی دارد.دوایر سالیانه به دلیل فشردگیچوب تابستان در مقطع عرضی کاملا"مشخص و مقطع مماسی نقوش مواج و در مقطع عرضی نقوش رگه ای مانند ایجاد کرده است که پره های چوبی ظریف و قهوه ای رنگ و براق در دو مقطع مختلف طولی به صورت طولی به صورت لکه ها و دوک ها نمایان است.چوبی نیمه سنگین با پرداخت آسان و هم کشیدگی کم باعث شده تا در صنعت مبلمان و روکش گیری جایگاه ویژه ای داشته باشد.
چوب روسی:
واژه چوب روسیدر بازار چوب ایران به هر نوع چوب سفید رنگ وارداتی از روسیه تلقی می شود و کاربرد آن هم چنان تفاوتی نمی کند در حالیکه این چوبه سفید خودشامل گونه های کاملا" متفاوت چون نراد،نوئل و انواع کاجها می شوند.همچنانکه گفته شد یکی از گونه های چوبی که به چوب روسی معروف استabiesیا نراد است که نام رایج آن در دنیا firو aspen است.این چوب فاقد درون چوب مشخص و به رنگ سفید مایل به قرمز،فاقد مجاری سمغی ،راست تار ،سبک ،واکشیدگی وهم کشیدگی کم
،قابلیت ترک خوردن کم هنگام خشک شدن ،بسیار خوش کار ، سمباده خوری خوب ،
میخ خوری و پیچ خوری عالی هستند ولی با وجود تمام مزایا به راحتی در مقابل قارج ها درچار مرض لکه آبی یا لکه قرمز می شود و از استحکام آن می کاهد.حشرات نیز علاقه زیادی به لانه گزینی و تخم گذاری در آن دارد و باید توجه داشت که چوبها دارای رگه قرمز به هنگام خشک شدن کاما" تاب برمی دارد.این چوب به علت سبکی و ضریب الاستیته با از بهترین چوب ها برای اسکلت ساختمان هاست .الیاف بلند و خمیر سفید آن در کاغذ سازی مصرف فراوان دارد.در ایران این چوب غا لبا" در صنایع مبلمان استفاده می شوند
ماهاگونی یا آکاژو:
آکاژو ها به دو دسته آکاژویی آمریکایی و افریقایی تقسیم می
شود که اغلب آکاژویی افریقاییی در بازار ایران یافت میشود.نام علمی این
گونه khaya inveeuonsisو از خانواد miliaceaاست.نام
های محلی متفاوتی در کشور های مختلف آفریقا دارد .درون چوب قرمز رنگ و
برون چوب نازک سفید مایل به صورتی رنگ دارد.بافت یکدست و وجود پرمگسهای
درخشان و براق که با تغیر جهت نور درخشش متفاوتی دارند از ویژگیهای شاخص
این چوب است.در مقطع شعا عی نقوش نواری صذفی و در مقاطع مماسی نقوشی متنوع
چون موجی مجعد جناغی دارد. که یکی از پر مصرف ترین چوبهای ئدنیا برای تهیه
روکش های قیمتی است.به دلیل هم کشیدگی و واکشیدگی کم در هنگام خشک شدن
کمتر دچار عیب می شود.ضربه پزیری خوب،پرداخت عالی ،پیچخوری و میخ خوری
بالا از خوصصیات بارز این چوب است ولی رنگ پزیری و واکس خوری باید همراه
با بتونه کاری انجام شود.در تهیه روکش و مبل سازی بیشترین مصرف را
داراست.به دلیل ضربه پذیری و ضرریبه الاستیسیته بالا در تهیه قایق های
بادبانی و تفرحی مناسب است.لازم به ذکر است که چوب های دیگری نیز تحت
عنوان آکاژو در بازار دیده می شوند که اسامی واقعی انها سیپو ،کیسپو و
ساپلی است.
چوبیران
نميدونم تاحالا برتون پيش اومده بعد از جستجوي مطلبي در اينترنت، و ورود به يک سايت با پيغامي مواجه بشيد که ميگه بايد ابتدا در سايت عضو بشيد تا بتونيد از مطالب اين سايت استفاده کنيد. خوب اينجور مواقع يا احتمالا از سايت خارج ميشيد، و يا شروع ميکنيد ثبتنام در سايت! اما راه ديگري هم وجود داره، که به سيله اون ميتونيد مراحل ثبتنام سايتها رو پشت سر بذاريد بدون اينکه در اون سايت عضو بشيد!!
Bug Me Not : يک سرويس بسيار جالب و شگفتانگيز(!) براي استفاده از سايتهاست، که به وسيله اون ميتونيد بدون اينکه نياز به ثبتنام داشته باشيد، از اون سايت به راحتي هرچه تمامتر استفاده کنيد!
نکته مهم : ظاهرا اين سايت در داخل ايران مسدود هست و در دسترس نيست(!) اما جاي هيچ نگراني نيست ميتونيد به راحتي از افزونه فايرفاکس اين سايت استفاده کنيد. براي استفاده از اين افزونه در سايتها در فيلد مربوط به وارد کردن نام کاربري و رمز عبور کليک راست کنيد و گزينه Login With BugMeNot رو انتخاب کنيد. همين! از امکانات اون سايت لذت ببريد!

Swiss Army Knife / Swiss Peace Knife
ابتدا فایل مورد نیاز را از اینجا دانلود نمایید. 250kb
اکنون مراحل زیر را طی نمایید.
1. بر روی KeyFinder کلیک نمایید.
2. از پنجره باز شده Option را انتخاب نمایید.
3. از منوی Option باید برروی Change Windows Key کلیک نمایید.
4. حال بکمک پنجره باز شده کلید (پسورد) زیر را وارد نمایید.
V2C47-MK7JD-3R89F-D2KXW-VPK3J
در انتها دکمه change را بزنید و کامپوتر خود را Restart نمایید.
اکنون کار پایان یافته است.با تشکر از مکتشف این روش.معرفی سایت
***
Bayramda bayramaxşamı edərlər.
***
Bayramı xoş üzlə qarşılayarlar
***
Bayrama hazırlıq görərlər.
***
Bayramda dost – tanışa qonaq gedərlər.
***
Bayramda bayram süfrəsi açarlar.
***
Bayramda qonşunun dalınca danışmazlar.
***
Bayramda səfərə çıxmazlar.
***
Bayramda alver eləməzlər.
***
Bayram günü elçi getməzlər.
***
Bayram günü baş qırxdırmazlar.
***
Qurban bayramında qurban kəsərlər.
***
Orucluqda oruc tutarlar.
***
Şum bayramında qazan asarlar.
***
Güləkən bayramında gül əkərlər
***
”Xıdır Nəbi” bayramında ; tər halva bişirərlər.
***
“Xıdır Nəbi” bayramında ağ at minərlər.
***
“Xıdır Nəbi” bayramında şam yandırıb dağa gedərlər.
***
Axır çərşənbədə heyva çubuöundan gözmuncuğu düzəldərlər..
***
Axır çərşənbədə uşağa beşik düzəldərlər.
***
Axır çərşənbədə gün çıxmamış su üstündən atdanarlar.
***
Axır çərşənbədətonqal yandırarlar.
***
Axır çərşənbədə kəlin buynuzuna qırmızı bağlarlar
***
Axır çərşənbədə qorxanların başından su töküb qorxuluğu alarlar.
***
Axır çərşənbədə sağmal malın buynuzuna qırmızı bağlarlar.
***
Axır çərşənbədə toy üçün ayrılmış qoyunların boynuna qırmızı bağlarlar.
***
Axır çərşənbədə çimərlər.
***
Axır çərşənbədə evdən pul verməzlər.
***
Axır çərşənbədə qonşuya ələk verməzlər.
***
Axır çərşənbə günü borc un verməzlər.
***
Axır çərşənbə günü şam yarımçıq söndürməzlər.
***
Axır çərşənbə günü ailə üzvlərinin sayına görə şam yandırırlar.
***
Axır çərşənbə günü evdən od, kibrit, neft verməzlər.
***
Axır çərşənbə günü evdən ağartı verməzlər.
***
Axır çərşənbə günü zahı üstünə getməzlər.
***
Axır çərşənbə günü evdən çörək verməzlər.
***
Axır çərşənbə gecəsi tez yatmazlar.
***
Axır çərşənbə gecəsi evdə qazan asarlar.
***
Axır çərşənbə gecəsi vəfat etmiş yaxın adamları yada salarlar.
***
Axır çərşənbə gecəsi vəfat etmiş yaxın adamların adını çəkib “filankəslərin adına qazan asdım” deyib qazana ət, düyü və s. tökərlər.
***
Axır çərşənbə günü ertədən lampa yandırarlar.
***
Novruza hazırlıq görərlər.
***
Novruzda həyət – bacanı təmizləyərlər.
***
Novruzda evləri şirələyər, paltar – palazı təmiz suya çəkərlər.
***
Novruza qədər ağacların dibini bellərlər.
***
Novruza qədər bağların xəzəlini yığıb yandırırlar.
***
Novruzaqədər ağacların quru budaqlarını kəsib atarlar.
***
Novruza qədər səməni göyərdərlər.
***
Novruzda səməni bişirərlər.
***
Novruzda niyyət eləyərlər.
***
Novruzda Novruz süfrəsi açarlar.
***
Novruzda tonqal yandırarlar..
***
Novruzda üzərrik yandırıb tüstüsünü mal – qaraya, oğul – uşağa, ev – eşiyə verərlər.
***
Novruzda təzə paltar geyərlər.
***
Novruzda qız – gəlini dəzə donla sevindirərlər.
***
Novruzda at çapmağa tədarük görərlər.
***
Novruzda şənlik edərlər.
***
Novruzda Novruz xonçası bəzəyərlər.
***
Novruzda yumurta boyayarlar.
***
Novruzda qız – gəlinin, uşaqların üstündən gözmenceğe düzəldərlər.
***
Novruzda qəmgin oturmazlar.
***
Novruzda Novruz süfrəsi hazırlayarlar.
***
Novruzda noğul, şəkər düzəldib süfrəyə qoyarlar.
***
Novruzda səməni göyürtmük düşməyən evə səməni apararlar.
***
Novruzda at çaparlar.
***
Novruzda damlarda çalğı düzəldərlər.
***
Novruzda qız seçməyə çıxarlar.
***
Novruzda qıza mətləb açarlar.
***
Novruzda təzə paltar geyinərlər.
***
Novruzda küsülü qalmazlar.
***
Novruzda qohum – qardaşa qonaq gedərlər
***
Novruzda nişanlı qıza Novruz payı apararlar
***
Novruzda söyüş söyməzlar.
***
Novruz axşamı qarğış etməzlər.
***
Novruz axşamını ata evində keçirərlər.
***
Novruz axşamı ata – ananın qəbrini ziyarət edirlər.
***
Novruz axşamı evdə ailə üzvlərinin sayına görə şam yandırarlar.
***
Novruzda qiybət qırmazlar.
***
Novruzda qohum – qardaşa, tanış – bilişə mehribanlıq eləyərlər.
***
Novruz günü alver eləməzlər.
***
Novruz günü başqası barədə pis söz danışmazlar.
***
Novruzda şirni paylayarlar.
***
Novruzda atı, iti vurmazlar.
***
Novruz günü işləməzlər.
***
Novruz günü dua yazdırmazlar.
***
Novruz günü evə nərgiz gətirməzlər.
***
Novruz günü təzə yarpız yığarlar.
***
Novruz günü ilanı vurmazlar.
***
Novruz günü Novruz gülü dərərlər.
***
Novruz günü qızlar qırmızı geyinər.
***
Novruz günü evin sahibi evdə olar.
***
Novruz günü dalaşmazlar.
***
Novruz axşamı bacadan sallanan torbaya pay qoyarlar.
***
Novruz axşamı qapıya atılan papağı boş qaytarmazlar, ona Novruz xonçasından pay qoyarlar.
***
Novruz günü xəstə yatanlara pay göndərərlər.
***
Novruz günü elin ağsaqqallarına Novruz şirniyyatı göndərərlər.
***
Novruzqabağı qovurğa qovurarlar.
***
Novruzqabağı xonça tutarlar.
***
Novruzqabağı balıq bişirərlər.
***
Novruzqabağı tüfəngləri silib təmizləyərlər.
***
Novruzqabağı Novruz şənlikləri düzəldərlər.
***
Novruzda şənliklər keçirərlər.
***
Çəltik bayramında aş bişirərlər.
***
Çəltik bayramında elin ağsaqqallarına, qocalara, xəstələrə çəltik payı göndərərlər.

٫نووروز - تورکلرين ارگه نه کون بايرامي - عایدين مدتوغلو
تورکون بؤيوک دونيايا چيخيش گونونو اؤزونونکولشديرمک ايسته ينلره توتارلي جاواب.
علم آداملارينا گؤره، ايلک اينسانلار اوچون ان غريبه و طبیعی اولمايان شئي طبيعت اولموشدور. طبيعتين اينساني شاشيرتان حاديثه لري اينسانلارين دوشونجه سيني دريندن ماراقلانديرميش و گئتديکجه اونون بللي آنلاملاري عایدينلاشماغا باشلاميشدير. قيشين آغير و سويوق گونلري نين بيتمه سي و آردينجا دا حياتين جانلانماسي، جوشقو، سئوينج و هيجان وئرن باهار مؤوسومونون باشلانماسي اينسانلاردا يوکسک احوال-روحيييه ياراتميشدير و بو گون ده يارادير. باهارين گليشي ايله اينسانلاردا بايرام سئوينجي نين يارانماسي نين فلسفه سي محض بودور.
باهار بايرامي اصلینده بوتون بشريتين بايراميدير. يئر اوزونده ائله بير خالق، ائله بير اينسان اولا بيلمز کي، طبيعتين بو ” نازلي سولطاني ” نين گليشينه سئوينمه سين، اونو جوشقو ايله قارشيلاماسين.
بيزجه، طبيعتده و جمعيتده ائله بير بشري شئي يوخدور کي، او بوتون اينسانليغين مالي اولماسين. باهارين گليشي ده طبیعی بير پروسئس اولدوغوندان او بوتون بشريته عایددير. فقط اونو بايرام شکلينه سالماق، اونو بايرام کيمي قئيد ائتمک موطلق شکيلده هر هاقنسي بير خالقين آدي ايله باغليدير.
باهار بايرامي ايله باغلي تاريخه بللي ايلک يازيلي منبع ۵۰۰۰ ايل بوندان اؤنجه ياشاميش کنگرلره - سومئرلره عایددير. کنگرلر اينسانليق تاريخينده ايلک دفعه اولاراق چيوي يازيسيني ايجاد ائتميش، اينسان اويقارليغي نين تمل داشيني آتميشلار. باهار بايرامي نين تؤرنلري و فلسفه سي حاقيندا ايلک معلومات دا اونلارا عایددير.
سومئرلرين اورتا آسیادان گلديگي و ديللري نين ده تورک ديلي ايله عئيني ديل قروپونا عاید اولدوغو آرتيق سومئرشوناس عاليملرين دئمک اولار کي، هاميسي طرفيندن قبول اولونموشدور.
بلليدير کي، بايراملار دا ايلک اولاراق دينله باغلي مئيدانا چيخميشدير. سومئرلرين ديني اينانجلاري کيمي اونلارين بايراملاري دا تورک ميفولوگيياسينداکي بايراملار آراسيندا بنزرليکلر واردير. هم سومئرلرين و هم ده تورکلرين ميثولوژي سينده کي بايراملارين ان اؤنمليسي باهار بايراميدير.
اصلینده باهار بايرامي نين فلسفه سي نين اؤزو ” يئنيدن دوغوشدور ” . سومئرلر باهار بايرامينا ” آکيتيل ” دئميشلر کي، سؤزده کي ” تيل ” سؤزجويو ” ياشاماق، يئنيدن دوغماق ” آنلامينا گلير. آککادلار بونا ” آکيتو ” آدي وئرميشلر.
مشهور عاليم بئقميراد گراي (Beqmırad Gəray) اؤزونون مشهور ” تورکمنلر - سومئرلر ” آدلي اثرينده گؤسترير کي، ” آکيتيل ” سؤزونده کي ” تيل ” سؤزو تورک ديلينده کي ” ديري ” ، ” کي ” سؤزو ايسه ” کير ” سؤزجويو ايله عئيني کؤکدندير.
سومئرلرده يالنيز روحانيلر طرفيندن کئچيريلن بايراملاردان فرقلي اولاراق بوتون خالق طرفيندن کئچيريلن ان طنطنه لي بايراملاردان بيري باهار بايرامي ” آکيتيل ” عایدي. بو بايرامدا شنليکلر بوتون گون بويو داعوام ائدر، سوندا کوتسال تانري ايله تانريجانين توي-دويونو ايله باشا چاتاردي. بايرام گونلرينده موغننيلر، اوزانلار هيجان، جوشقووئريجي آتشلي ماهنيلار سؤيلر، چالارديلار.
” هووروز ” سؤزو چوخ سونرالار يارانميش بير پارس کلمه سي اولسا دا، اونون وارليغي، بوتون خوصوصيتلري و خالق ايچريسينده بير عادت-عنعنه يه چئوريلمه سي پارسلاردان چوخ-چوخ اوللره عایددير.
بوتون تاريخي منبعلري دريندن تهليل ائدن، دونيا شؤهرتلي بؤيوک عاليم، عوضسيز موعليم، آذربايجان تورکلري نين فخري، پروفئسسور، دوکتور محمد تاق زهتابي شبسترلي ايکي جيلدليک ” ايران تورکلري نين اسکي تاريخي ” آدلي مونومئنتال اثرينده گؤسترير کي، ” بو بايرامين ايلک روشئيملري ميلاددان ۳۰۰۰-۲۵۰۰ ايل اول بوگونکو آذربايجان و همدان تورپاقلاريندا ياشاييب مدنيت قورموش قوتتي-لوللوبي خالقلاري و ديگر اورتا آسیادان گلن ائللر و کوتله لر واسيطه سيله يارانميشدير.
بو خالقلارين اؤزلري ايله اورتا آسیادان گتيرديکلري ايبتيدائي شامانيستي ديني تصوورلر يئرلي شرايطله زامان-زامان ال-اله وئره رک زردوشت ديني نين ايلک روشئيملريني ياراتديقلاري کيمي گؤزل ميللي بايراملارين دا ايلک موتفه و روشئيملريني ياراتميشلار… هووروز بايرامي … اوندان قاباق و سونراکي گونلرده کي عادت و عنعنه لرين هاميسي زردوشت ديني نين تام فورمالاشماسيندان چوخ اوللر تدريجله يارانماغا باشلاميشدير… هووروز بايرامي زردوشت ديني ايله ده باغلي اولموش و بو باغليليق ” آوئستا ” کيتابيندا دا اکس اولونموشدور… هووروز باريامي طبيعتين و اينسانين يارانما بايرامي، زردوشتون دوغوم بايرامي، ايشيغين-آهورامزدانين قارانليغا - اهريمنه قلبه بايرامي و نتيجه ده گونلرين اوزانماسي بايراميدير… هووروز باريامي باره ده بو دئديکلريميزدن نتيجه چيخارداراق دئيه بيلريک کي… هووروز بايرامي قديم آذربايجان و همدان ديياريندا قديم آذربايجانليلار و مرکزي ماد اهاليسي طرفيندن يارانميش و سونرا ايران دئييلن مملکتين باشقا يئرلرينه ياييلميشدير ” . (سه. ۷۷۲-۷۷۱).
هووروز گونونون تاريخي ايله باغلي دا عاليم گؤسترير کي، قوتتي-لوللوبي و مانناليلار چاغداش آذربايجان ميلتي نين اولو بابالاري اولموشلار. اونلار سومئر و اعلام آخينلاريندان قالان و تاريخ بويو اونلارلا ايليشکيلي اولموشلار. حتّی قوتتيلر ۹۱ ايل (ميلاددان قاباق ۲۱۰۹-۲۲۰۰) بابيلده حاکيميت ائتميشلر. تاريخ علمي قطعي سوبوت ائتميشدير کي، ساعاتين آلتميش دقيقه ، دقيقه نين آلتميش ثانيه يه بؤلونمه سي و شعاید هفته، آي و ايل سومئرلرين کشفي و ياديگاريدير. شوبهه سيز، سومئرلر و اونلارلا عئيني مدني کؤکه، ائتنيک خوصوصيتلره و تقريبن واحيد مدني آتموسفئر، موحيط و شرايطه ماليک اولموش هووروز بايراميني يارادان قوتتي-لوللوبي و ماننالار هووروز بايرامي نين گونونو سومئرلرين علمي کشفلريندن ايستيفاده ائده رک تريبن سابيت… موعين ائتميشلر.
بلليدير کي، سومئرلرده هوجوم علمي چوخ اينکيشاف ائتميشدير. اونلار اول سو ساعاتيني، اوندان سونرا گونش ساعاتيني کشف ائتميشلر. چاغداش ساعات کشف اولونوب ياييلانا قدر بشريت گونش ساعاتيندان ايستيفاده ائتميشلر. سومئرلر بو کشفلردن سونرا گونشين توتولماسي باره ده آراشديرمالار آپاراراق اولدوزلار و گؤي جيسيملري ساهه سينده بؤيوک کشفلره نايل اولموشلار. بو کشفلردن بيري ده ۱۲ بورجو موعينلشديرمکدن عيبارتدير.
سومئرلر بو بورجلرين هر بيرينه آيري-آيري آد قويموشدولار کي، بو گون موختليف ديللرده سسلننلر او آدلارين ترجومه سيدير. بو آدلار بابيل کيتابخاناسي نين کرپيج لؤوحه لريندن تاپيلميشدير. ۱۲ بورجون موعينلشديريلمه سي ايله سومئرلر گونلرين اوزانيب-قيسالماسيني و دؤرد فسلي دقيق موعين ائتميشلر کي، بونون دا نتيجه سينده بورجلر و فصيللرين باشلانيب سونا چاتديغي گونلري آزاجيق فرقلر اولسا دا، تقريبي موعينلشديرميشلر. بو دا همل بورجونون باشلانماسي، ايلک گونون - باهارين گلمه سي و طبيعتين جانلانماسي نين موعينلشديريلمه سي دئمک عایدي. سونرادان - ۹۱ ايل بابيلده حؤکمرانليق ائتديکدن سونرا وطنلرينه دؤنن قوتتيلر اؤزلري ايله برابر بير چوخ شئيلري، او جومله دن ده هووروز گونونون گتيرميش و سونرادان بو گون بايرام شکلينده ” آوئستا ” يا داخيل اولموشدور. هئچ شوبهه سيز کي، سومئر و اعلاملارلا ديل، ائتنيک و قونشولوق موناسيبتينده اولان ماننا-ماد خالقلاري هله قوتتي-لوللوبي دؤوروندن اونلارين علمي نايليتلريندن ايستيفاده ائتميشلر. بو ايستيفاده ساهه لريندن بيري ده هووروز بايرامي گونونو موعينلشديرمک اولموشدور.
“دونيا مدنيتي نين کؤچمه لري و يا يئردگيشمه لري نظريييه سينه دايانساق، بوتون سونراکي مدنيتلر اؤزوندن اولکيلرين واريثلريدير ” . سومئر مدنيتي ده تورکوستان، (اورتا آسیا) و کور-آراز مدنيتي نين داعواميدير. آذربايجان مدنيتلرين بير-بيري ايله چولغالاشديغي يئردير. تاريخدن سومئر و يا سومئر کيمي تانينان خالق اؤزونه ” کنگر ” دئميش و ياراتديغي دؤولتي ده ” کنگر دؤولتي ” آدلانديرميشدير. دئمه لي، تاريخه بللي ايلک يازيلي منبع اولان سومئر يازيلارينداکي ” يئنيدن دوغوش ” ، ” يئني گون ” ، ” هووروز ” بايرامي، خوصوصيله اونون دقيق تاريخي گونو ده تورکلرين آدي ايله باغليدير. بئله کي، ايلک دفعه اولاراق، تورک حؤکمداري سلجوقلو مليک شاه ” جلالي تقويمي ” ني ترتيب ائتديره رک دؤرد ايلدن بير ايلين ۳۶۶ گون اولدوغونو و هووروز بايرامي نين سابيت گونده همل بورجونون اولينده اولماسيني علمي، قانوني و دييشمز شکله سالميشدير.
دئمه لي، بو بايرامين کؤکلريني قديم قوتتي-لوللوبي، ماننا-ماد، زردوشتيليک و قديم تورک ائللري، قبيله و سوي بيرلشمه لرينده، قديم تورکلرين حياتي و عادت-عنعنه لرينده آختارماق لازيمدير.
باهارين ايش، حيات، فعاليت، شنليک، نعمت و سادت گتيرمه سي اوچون اونون باشلانديغي گون زردوشتلوگون ديقت مرکزينده اولموش و اونون آهورامزدايا عاید اونسورلريندن ساييلميشدير.
بو عنعنه اوغوزلاردا، هونلاردا، آلتايلاردا، گؤيتورکلرده و بوتون تورک خالقلاري نين ميفولوگيياسيندا دا اؤز عکسيني تاپميشدير. بئله کي، مشهور ” اوغوز خان ” داستاني، رشيدددي نين ” جامع التواريخ ” ، اونلو تورک عاليمي ابولقازي باهادير خانين ” شجرئيي-تورک ” و س. اثرلرينده بو بايرام ” اوغوز خان گونو ” ، ” بؤيوک دويون ” ، ” بؤيوک شنليک ” ، ” يئني گون ” ، ” آيزيت بايرامي ” ، ” ارگنکون بايرامي ” ، ” ياراديليش گونو ” ، ” يئنيدن دوغوش ” کيمي قئيد ائديلميش، سونرادان پارسلار بونو اؤز ديللرينه ترجومه ائده رک ” نووروز ” آدلانديرميشلار. تدقيقاتچيلارين سومئرلرده، اعلاملاردا، قوتتي و لوللوبيلرده، ماننا و مادلاردا، زردوشتلوکده، اوغوزلاردا، هونلاردا، آلتايلاردا، گؤيتورکلرده، اويغورلاردا و اونلارين بوگونکو واريثلري اولان کرکوک، آذربايجان، تورکييه، اورتا آسیا، دوغو تورکوستان، سيبير، آلتاي، باتي تراکيا و بالکان تورکلري نين مين ايللردن بري ياشاديب بو گون ده کوتلاديقلاري باهار بايرامي نين بايرام کيمي کئچيريلمه سيني محض تورکلرله باغلامالاري اونون حاقيقتن بير تورک ميللي بايرامي اولدوغونو تصديقله مکده دير.
باهار بايرامي نين ائله اؤزلليکلري واردير کي، اونلار يالنيز تورکلره مخصوصدور. باهار بايرامي نين ” آتيل-باتيل ” ، ” کوسا-کوسا ” ، ” يئدديلوين ” ، ” سمه ني ” ، ” جيدير ” ، ” اود قالاما و اود اوستوندن آتيلما ” ، ” آخار سو باشينا گئتمه و سو اوستوندن آتيلما ” ، ” ائوه تزه ايل سويو گتيرمه ” ، ” قولاق فالينا چيخما ” و س. کيمي عادتلري بو گون ده بير چوخ تورک خالقلاري، خوصوصيله آذربايجان تورکلري آراسيندا ياشاماقدادير.
بو بايرامين بوگونکو تورک خالقلاريندا دا عئيني گونده 20-21 مارتدا کئچيريلمه سي اونون تورک ميللي بايرامي اولدوغونو بير داها تصديق ائدير. بو بايرام بوتون تورک خالقلاريندا، همچي نين تورکلرين قوردوغو بوتون دؤولتلرده بايرام کيمي قئيد ائديلميشدير.
بوتون بونلاردان علاوه ، بو بايرامين تورکلرله علاقه دار اولدوغونو آشاغيداکي فاکتلار دا ثوبوت ائدير:
- هله فارسلار بو بؤلگه يه گلمه ميشدن چوخ-چوخ قاباق بو بايرام يازين باشلانغيجي کيمي آذربايجان تورکلرينده قئيد ائديلميشدير. بيرينجي ساساني شاهي اردشير بابکان زامانيندان باشلاياراق، فارس شووينيستلري تورکلرين هر بير موثبت و يارارلي شئيلريني، او جومله دن ده هووروزو اؤزونونکولشديرمه يه چاليشميش، لاکين بونا تام نايل اولا بيلمه ميشدير. چونکي تورکلرين فولکلوروندا کلاسسيک و موعاصير يازارلارين بديعي اثرلرينده، افسانه و ميفلرينده، ميشتينده بو بايرام ائله بير درين ايز بوراخميشدير کي، نه قدر ساختا تاريخلر يازيلسا دا، نه قدر قاداغالار قويولسا دا اونو تورک روحوندان چيخارماق مومکون اولماميشدير. چونکي بو بايرام تورکلرين يئني گون، باهار بايرامي اولماقلا ياناشي، هم ده يئنيدن دوغوش – ائرگئنه کون بايراميدير.
چوخ تأسوفلر اولسون کي، آدي چکيلن بو موعاصير تورک خالقلاري نين تورکييه ايستيثنا اولماقلا هاميسي نين تقريبن ۲۰۰ ايل موستملکه عصارتي آلتيندا اولمالاري ايله علاقه دار اولاراق، بو بايرام سووئتلرين ستالين دؤنمينده رسمن ياساقلانميش و تورکييه نين ده بو ميللي بايرامدان اوزون مودت سببي بللي اولمايان سببه دن ايمتيناع ائتمه سي بو بايراما باشقالاري نين - فارس و حتّی کوردلرين صاحيب چيخماسينا ندن اولموشدور. بونا باخماياراق، خالق بو بايرامي کئچيرميش و سووئت هؤکومتي علاجسيز قالاراق ۱۹۶۶-اينجي ايلده اونون رسمي دؤولت سويييه سينده اولماسا دا خالق طرفيندن کئچيريلمه سينه ايجازه وئرمه يه مجبور اولموشدور.
تورک خالقلاري سووئت ايمپئريياسيندان (شوروی امپراطورلوغو) قورتولوب موستقيلليکلريني الده ائتديکدن سونرا بو بايرام آرتيق دؤولت سويييه سينده کئچيريلير. سون واختلار تورکييه جومهوريتي ده تاريخي خطاسيني آنلاييب بو بايرامي طنطنه لي شکيلده قئيد ائدير. آرزو ائدرديک کي، ديگر تورک جومهوريتلري کيمي تورکييه جومهوريتي ده نووروز - ارگنکون بايراميني رسمي دؤولت بايراملاري سيراسينا داخيل ائتسين. چونکي اصلینده بو بايرام ” يئني گون ” ، يئني ايلين باشلانغيجي اولماقلا برابر، هم ده تورکلرين ” يئنيدن دوغوش - ائرگه نه کون ” بايراميدير.
بو بايرام تورکلرين آلتايلاردان تورکوستانا، تورکوستاندان آذربايجانا، آذربايجاندان آنادولويا، آنادولودان بالکانلارا قدر اوزانيب گلن جوغرافيياسيني اهاته ائدن، تورکلرين ميللي بيرليگيني گوجلنديرن کؤکلو بير ميللي بايرامدير.
بوتون تورک دونياسيني اهاته ائدن بو بيريجيک ميللي بايرام - يئني گون - باهار بايرامي، نووروز موناسيبتيله تبريک ائديريک. بايرامينيز موبارک اولسون!
