وبگردی های یک وبچی

مامان

مامان دوست دارم
 چون من مهم ترین بخش از زندگی شلوغ توام.
همیشه در اوج

+ نوشته شده در  2008/3/7ساعت 19:42  توسط دوغا  | 

آرامش 60 قدمی

گام1: فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده تهیه کنید.
گام2: هر چند وقت یک بار به طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزنید.
گام3:وان حمام را پر از آب گرم و صابون کنید ، داخل وان بنشینید و تمام تنش ها را با تنفس عمیق و استراحت از خود دور کنید(البته صرفه جویی فراموش نشود!!)
گام4: هر روز به جملاتی از این قبیل فکر کنید.
* تا زمانی که خودتان نخواهید ، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.
* هر کاری را که دوست داری انجام بده پول خود به دنبال آن می آید.
* به دنبال رستگاری و سعادت خود باش.
* از صمیم قلب خودت را دوست داشته باش.
گام5: در تعطیلات آخر هفته ، فقط به تفریح و استراحت بپردازید.
گام6: تلاش کنید همیشه مثبت بیندیشید.
گام7: به خاطر داشته باشید که هر گاه در کاری سرگردان می مانید ، در حال آموختن نکته ای جدید هستید.
گام8: تا آنجا که لازم است خودتان را به مبارزه بطلبید ، نه بیش از اندازه
......
گام45: باغچه کوچکی برای خود درست کنید و هر چه دوست دارید در آن بکارید.
گام46: به یک دوست قدیمی زنگ بزنید.
گام47: به پارک رفته و چرخی بزنید و گلها را بو کنید.
گام48: زمانی که زیر دوش می روید آواز بخوانید.
گام49: سالی دو مرتبه خون بدهید.
گام50: نامه ای بنویسید و در آن از خود انتقاد کنید.
گام51: هر روز چند واژه جدید بیاموزید.
گام52: شکر گزار باشید.
......
گام57: یک مهارت جدید بیاموزید.
گام58: به اطرافیان اثبات کنید که برایشان ارزش قائل هستید.
گام59: برای بهبود وضعیت خود تلاش کنید.
گام60: توجه داشته باشید که چه زمانی باید در نگرش ها تغییر ایجاد کنید.
رضا پورحسين
+ نوشته شده در  2008/3/4ساعت 18:58  توسط دوغا  | 

مديريت از نقطه صفر

مديريت از نقطه صفر در هر موقعيت نقطه صفر خاص خود و نحوه مديريت خاص خود را داراست، ليكن باتوجه به آنچه كه در محتواي هر موقعيتي مي گنجد مديريت از نقطه صفر محملي است كه مدير با علم به نتيجه عملكردهـــــــاي گذشته روشها و پيش فرضهاي غلط گذشته را زيرپا مي گذارد و با بهره گيري از ويژگيهاي ياري دهنده مديريت از نقطه صفر (كه در ذيل به آن پرداخته مي شود) و با تعاريفي نو از موقعيت كه تكيه گاه محكمتري مبتني بر تعريف صحيح تري از موفقيت و شكست دارند از نقطه صفر شروع مي كند.
نقطه صفر كجاست؟ محدوده مشخصي ندارد. يك مدير داراي شرايط مطلوب در موقعيت نيز مي تواند براي تضمين و استحكام موقعيت مورد نظر از نقطه صفر شروع كند. درواقع، حركت از نقطه صفر شروعي دوباره با انديشه اي از نوع مديريت از نقطه صفر است.
ابزارهاي مديريت از نقطه صفر كدامند؟ تحليل موقعيت، اصلاح تعاريف عملي موفقيت و شكست موقعيت و ويژگيهاي ياري دهنده مديريت از نقطه صفر.
تحليل موقعيت: بررسي و تحليل يك موقعيت خاص باتوجه به پيچيدگيهاي هر موقعيت خاص كليد رمزهاي مختص به آن موقعيت را دارد. ليكن انتخاب ديدگاه مناسب براي تحليل صحيح و سريع هر موقعيت شرط اوليه و لازم است.
اصلاح تعاريف عملي موفقيت و شكست موقعيت: پس از تحليل موقعيت در نقطه صفر و كنكاش در اهداف، برنامه ها، راهبردها، عملكردها و عوامل موثر در موفقيت و شكست به شناختي عيني تر و تعريفي دقيق تر از موفقيت و شكست موقعيت مي رسيم.
ويژگيهاي ياري دهنده مديريت از نقطه صفر: در ادامه به تعدادي از ويژگيهاي ياري دهنده مديريت از نقطه صفر كه از ابزارهاي ضروري بـــراي مديريت از نقطه صفر هستند، اشاره مي كنيم:
1 - تعيين نقطه شروع و پايان: اگر ندانيم نقطه شروع كجاست از هر كجا شروع كنيم به هيچ جا نمي رسيم و اگر ندانيم مقصدمان كجاست به هر نقطه اي كه برسيم مطلوب ما خواهد بود.
2 - دويدن به نقطه شروع: فراموش نكنيم از نقطه صفر بــايد شروع كنيم. پس ضروري است زمينه هاي لازم براي شروع از نقطه صفر از جمله تعاريف اصلاح شده اي از موقعيت و نيازهاي آن را مهيا كنيم.
3 - رك و صريح بودن: ابهام گرايي و رك نبودن كه ريشه هاي مختلفي مثل ترس و عدم اعتماد به ديگران دارد، مانعي است بلند كه بايد براي رسيدن به اهداف موقعيت، ارتباطات سالم درمجموعه و زمينه هاي جديد موفقيت در يك فضاي صميمي از آن عبور كرد.
4 - اگر مي خواهيم تيم خوبي داشته باشيم، خود خوب باشيم: به زبان ساده براي رسيدن به نيكي و موفقيت در آنچه كه مطلوب ماست، بايد جوهره خوبي را در موقعيت جاري كرد. اگر در موقعيت مدير، راستي و درستي جاري باشد، به تبع آن اعتمـــــاد، همدوستي، هم افزايي، هم پاياني است و مطمئناً موفقيت هم به دنبال خواهد داشت و يك مدير به عنوان عنصر انتقال فرهنگ، نقش عمده اي در ايجاد فضايي زلال و نيك در موقعيت ايفا مي كند.
5- پرهيز از حرافي: زياد حرف نزنيم و الا چشمهايمان هم بايد گوش بدهند لذا حرفهايمان بايد در متن عملكردمان قرار گيرد.
6- گرايشها را فراموش كنيم و منطق گرا باشيم: تنها اولويت ما كار ماست و بقيه مسائل فرع اين مصلحت است. در اين خصوص استفاده از مشاوران خارجي در موقعيتهاي بحراني، نوع ناقصي از مديريت از نقطه صفر است كه در آن بعضي ويژگيهاي مديريت از نقطه صفر من جمله پرهيز از گرايش و جانبداري لحاظ شده است.
7- انديشه گرايي بهتر است از تحميل انديشه (نقدپذيري و نقادي منصفانه): جدا كردن خود از تعارفات و شعارگويي و بسته نگري و رسيدن به پله نقد موقعيت خويش. فراهم كردن فضاي هم‌افزايي و هم‌گرايي انديشه ها.
8- اعتقاد عملي به كلمه نمي دانم درجايي كه نمي دانيم: انسانهـــاي آگاه ارزش اين كلمه را مي دانند. يقيناً «نمي دانم» پله اول براي حركت به سوي سكوي پرتاب دانستن است و اين اعتقاد بايد به عنوان يك فرهنگ بويژه در بين مديراني كه داراي اختيارات و حيطه عمل وسيع هستند و ندانستن در لاي اختياراتشان پنهان مي شود و پيشامدهاي غيرقابل پيش بيني در كمينشان است، جاري شود.
9- آگاه باشيم كه به زودي واقعيتهاي جاري از تصورات و پيش بيني هاي ما پيشي خواهند گرفت: دقت كنيم كه قبل از سبقت، مركب خود را عوض كنيم و تصورات و پيش بيني هايمان را بر واقعيتهاي جاري منطبق سازيم.
10- جناب مدير، هدف خردگرايي ابزاري است يا ارزشي؟ مراقب باشيم به كدام سو قدم برمي داريم. 11- جناب مدير، اگر چه به هدفهاي موقعيت دست نيـافته ايم به چه ميزاني خود را مسئول مي دانيم؟ اگر وضعيت فعلي به دليل عدم كفايت در مديريت ما در موقعيت بوده است، بهترين مديريت ترك مديريت به نحو مقتضي است. چيزي كه در بين مديران ژاپني بوفور ديده مي شود.
12- به ياد داشته باشيم اتفاقات بد معمول و معلول شرايط بد است: شرايط بد چيست و راههاي جلوگيري و مدارا با شرايط بد در هر مــــوقعيت كدام است، مراقب محيط باشيم، آن گونه كه بر آن سوار باشيم و نه بالعكس.
13- هر نقطه پاياني نقطه آغاز ديگري است: بايد به اين باور برسيم كه موفقيت يك امر نسبي است و پس از رسيدن به يك موفقيت كوچك در يك سطح بالاتر تازه در نقطه شروع قرار گرفته ايم.
14- در هر فعاليتي اصل آن چيزي است كه ما را به موفقيت مي رساند، نه آن چيزي كه موفقيت را تعريف مي كند: مقصود اين است كه مراقب بـــاشيم اصلي كه موفقيت را تعريف مي كند دايره آن را محدود نكنيم، بلكه آن اصل بسان سرچشمه اي باشد براي رسيدن به موفقيتهاي بعدي.
15- ايجـــاد سيستم بهره وري فكري و تصميم گيري در موقعيت: ازطريق ايجاد فرهنگ مشورت، فناوري اطلاعات، بهبود ارتباطات و نخبه پذيري در موقعيت و...
16- چيزهايي كه به ذهن ما نرسيد: هميشه بايد اعتقاد داشته باشيم چيزي كه ما به دنبال آن هستيم فراتر از آن چيزي است كه در تصور ما مي گنجد و آنچه كه به ذهن و فكرما مي رسد، بخش كوچكي است از آنچه كه به فكر ما نرسيده است. لذا با تصورات خودبينانه راه ترقي را بر خود نبنديم.
17- روح و فضاي هر موقعيتي داراي شبكه اي است از روابط كاري بين افراد، روابط حسي و اخلاقي، روابط بين افراد بيرون از موقعيت با افراد درون موقعيت، رابطه هر فرد با كارش و رابطه مجموعه با وظايفشان و رابطه موقعيت مورد نظر با موقعيتهاي ديگر و... توجه داشته باشيم كه در اين شبكه پيچيده، يك نظام علت و معلولي حاكم است. لذا بايد پيوسته با شناسايي و تحليل اين شبكه به تنظيم و تعديل آن پرداخت. البته با توجه به گستردگي اين شبكه، استفاده از نظرات مشاوران مي تواند ياريگر باشد. پس ضروري است در نقطه صفر يكبار ديگر به تجزيه وتحليل اين شبكه بپردازيم.
18- هر مديري(در هر موقعيت و جايگاه) داراي شرح وظايفي است، اما لازمه موفقيت يك مدير پيش از آنكه انجام شرح وظايف باشد رسيدن به هدف موقعيت است. حواسمان هست كه در بند بوروكراسي كاغذبازي نيفتيم و تمركز فكري و فعاليتهاي عملي را در مسير رسيدن به هدف موقعيت قرار دهيم.
مهدی شریعتمداری
+ نوشته شده در  2008/2/20ساعت 18:37  توسط دوغا  | 

سیستم اطلاعات مدیریت MIS

چكيده:
اين مقاله سيستم‌هاي اطلاعات مديريت MIS را پوشش مي دهد. از آنجا كه MIS تركيبي از سه پديده سيستم ، اطلاعات و مديريت مي‌باشد ابتدا اين موارد را بررسي ميكند. به علت تأثيرات قابل توجه سيستمهاي اطلاعاتي بر روي MIS مبحث ديگر مقاله، درباره آن مي‌باشد. متخصصان اطلاعاتي شامل تحليل‌گر سيستمها، مديران پايگاههاي داده، متخصصان شبكه، برنامه‌نويس ها و اپراتورها در قسمت بعدي بررسي شده است. بعد از بررسي اجزاي MIS به سيستم‌هاي اطلاعات مديريت در حالت كلي پرداخته مي‌شود.سيستمهاي پشتيباني تصميم(DSS) ، تأثيرات هوش مصنوعي و سيستم‌هاي خبره بر روي اين سيستم‌ها ديگر مبحث مقاله مي باشند. آخرين قسمت نتيجه گيري، همراه با ذكر بعضي نظرات در باب مزايا و معايب كنترل از طريق نرم افزار و گسترش آن در عصر اينفوكراسي يا اطلاع‌سالاري مي باشد...
part 1
part 2
part 3
مدیریت برتر
+ نوشته شده در  2008/2/20ساعت 18:29  توسط دوغا  | 

120نكته در مديريت برديگران

1- قاطع،امامهربان باشید.
2- جدی ،امالطیف باشید.
3- در انجام كارها روي شيوه‌اي خاص تأكيد نكنيد. شايد كسي بتواند از مسير كوتاه‌تر و بهتري شما را به مقصد برساند.
4- توجه داشته باشيد دانش و تجربه، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند، مثل اكسيژن و هيدروژن كه از تركيب معيني از آنها هواي تنفس ما تأمين مي‌شود، مي‌توان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهاي حياتي و استثنايي خلق كرد.
5- به خاطر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايي كارمندان مؤثر است.
6- با فرق گذاشتن بيهوده بين افراد گروه، انگيزه كاري آنها را از بين نبريد.
7- از مشورت و نظرخواهي با نيروي جوان ابايي نداشته باشيد.
8- با رفتارهاي ضد و نقيض، اعتماد زيردستان را از خود سلب نكنيد.
.......
118- گاهي اوقات بدون اطلاع قبلي وارد اتاق كاركنان شويد و شخصاً با آنان به گفت‌وگو بپردازيد.
119- با برقراري امنيت شغلي در محيط روحيه كاري افراد را بهبود ببخشيد.
120- مشوق و ترويج‌دهنده كار تيمي باشيد تا هماهنگي و همسويي كاركنان جايگزين رقابت‌هاي ناسالم شود.
مدیریت تحول

 

+ نوشته شده در  2008/2/20ساعت 17:46  توسط دوغا  | 

چگونه "نه" گفتن را بیاموزیم

 
ی - ۱۱ شهریور ۱۳۸۶

بهترین بهانه برای نه گفتن میتواند امور شخصی و مراقبت از خود باشد.
فهرستی برای "بله" گفتن
برای اینکه بتوانید حد و مرزهای خاص و اولویتهای مخصوص خودتان را به وجود بیاورید، فهرستی از مواردی که قطعا در مقابل آن "بله" میگویید تهیه کنید. این فهرست برای این است که در زندگی خود اولویتهای جدیدی به وجود آورده و زمان خود را به شکلی که میل دارید بگذرانید. اولین مورد این فهرست باید رسیدگی و مراقبت از خودتان باشد و در مقابل هر چیز دیگری که در فهرست نباشد باید "نه" بگویید.


باید لیست اولویتها را طوری تنظیم کنید که بتوانید وقت و انرژی خود را برای مواردی صرف کنید که خوشحالتان میکند و تصمیمات خود را بر مبنای آنچه خودتان میخواهید اتخاذ کنید نه آنچه دیگران میخواهند.اگر برای مراقبت از خودتان محدوده ای را تعریف و اجرا نکنید، سلامت و سعادت خود را به خطر انداخته اید. اگر از خود غافل شوید، نمیتوانید به خانواده و دوستان خود کمک کنید.

از خود بپرسید:
1. در حال حاضر در زندگیتان چه چیزی بیش از همه به توجه شما نیاز دارد؟ پاسخ این پرسش را باید در محدوده زمانی سه ماه آینده جستجو کنید نه یک سال آینده.مواردی که به توجه شما نیاز دارند: زندگی مشترک، مسائل مالی، دارو و درمان، تعمیر منزل،امور خانه، مدرسه فرزندان، کار یا سلامت جسمی و روحی خودتان؟ شاید برای جور کردن زمانی برای خودتان به کمکی مانند پرستار بچه نیاز دارید تا بتوانید در هفته زمانی را به خود اختصاص دهید. در حال حاضر بیشترین فشار در کدام بخش زندگی شما وارد میشود؟

2. هنگامی که فهرست بالا را تهیه کردید، 5 مورد اول آن را به صورت فهرستی جدید یادداشت کنید.

3. آیا این فهرست جدید نیاز به تنظیم مجدد دارد؟ کارشناسان توصیه میکنند که امور مربوط به خودتان باید در رتبه اول قرار بگیرد. این کار چندان ساده نیست اما از خود بپرسید که اگر نیرویی برایم نمانده باشد چگونه میتوانم از دیگران مراقبت کنم؟ به خاطر داشته باشید که قرار است کاری برای خودتان انجام دهید، پس فهرست را بازنویسی کنید. این فهرست، شامل مواردی است که در مقابلشان باید "بله" بگویید.

یادآوری روزانه:
هنگامی که فهرست خود را کامل کردید، از آن چند کپی گرفته و آنها را در جاهایی قرار دهید که در طول روز مدام جلوی دید شما باشد. روی آینه دستشویی، داشبورد اتوموبیل، صفحه نمایش کامپیوتر و... این فهرست کوچک و کوتاه است، پس جای زیادی اشغال نمیکند و همه جا قابل نصب است.

نه" گفتن را بیاموزیم
هنگامی که از یافتن خود صحبت میکنیم، منظور ما این نیست که ببینیم چه چیزی به زندگی خود اضافه کرده ایم، بلکه باید ببینیم چه چیزهایی را از زندگی خود کنار گذاشته و از آن حذف کرده ایم. هنگامی که فهرست "بله" گفتن یا به عبارتی اولویتهای اصلی خود را تهیه کردید، شناسایی جنبه ها و مواردی که باید از زندگی خود حذف کنید آسانتر خواهد بود. هرچند تصور اینکه "نه" بگویید همچنان برایتان مشکل است، اما به یاد داشته باشید که با هر مرتبه "بله" گفتن به کسی یا چیزی غیر از اولویتهایتان، به خودتان و آنچه برایتان اهمیت دارد "نه" گفته اید.

اگر نه گفتن مشکل است، با همسر یا خانواده خود در اینباره صحبت کنید تا در این راه از شما حمایت کنند. به گفته کارشناسان، بهترین بهانه برای نه گفتن میتواند امور شخصی و مراقبت از خود باشد. هنگام رد یک تقاضا بیش از حد توضیح ندهید و تصور نکنید باید پاسخ خود را توجیه کنید. صادقانه و با خوشرویی پاسخ دهید، پاسخ منفی لزوما به معنای بدخلقی و گرفتن حالت تهاجمی نیست. برای مثال میتوانید بگویید : متاسفم اما انجام دادن این کار واقعا برایم امکان ندارد. یا در مقابل دعوتی که برایتان جالب نیست بگویید : نمیتوانم دعوتت را قبول کنم اما از اینکه به فکرم بودی واقعا ممنونم. هرچه بیشتر نه گفتن را تمرین کنید، برایتان ساده تر خواهد شد و بهتر است این کار را از همین حالا شروع کنید.

1. به مدت یک هفته، کاملا مراقب باشید تا ببینید چند مرتبه به موردی که در فهرستتان نبوده پاسخ مثبت داده اید و این موارد را یادداشت کنید.

2. در پایان هفته این دفعات را بشمارید...غافلگیر شدید؟ آگاهی از اینکه تا چه حد میتوانیم خود را فراموش کرده و به دیگران بپردازیم، خود گام مهمی در جهت تصمیم گیری و حفظ اولویتهاست.

3. اکنون فهرستی از 5 چیزی که میل دارید در پاسخشان "نه" بگویید تهیه کنید. این کار را با یافتن پاسخ برای این سوالات آغاز کنید:

• اگر بتوانید به کسی یا چیزی نه بگویید و بدانید که این پاسخ منفی هیچ احساس بد یا پیامد ناگواری درپی نخواهد داشت، این اشخاص یا امور چه هستند؟

• آیا پروژه ای هست که میخواهید از آن صرف نظر کنید؟

• رابطه ای که قصد پایان دادنش را دارید؟

• قراری دارید که میخواهید آنرا به هم بزنید؟

مانع بزرگی به نام احساس گناه
آیا احساس گناه مانعی برای نه گفتن است؟ باید غلبه بر احساس گناه و موانع دیگری که برای ایجاد محدودیتهایی مثبت، بر سر راه شما قرار دارند را بیاموزید. برای تغییر شیوه زندگی، خودتان را برای اتخاذ تصمیماتی سخت آماده کنید. احساس گناه یکی از رایجترین موانع بر سر راه مراقبت از "خود" است. شما بدون شک با قرار دادن خود در اولویت احساس گناه خواهید کرد. برای غلبه بر این حس، از قبل آماده باشید و بدانید که احساس گناه به این معناست که مسیر صحیحی درپیش گرفته اید.

غلبه بر مقاومت
به اطرافیان خود بگویید که اولویتهایتان تغییر کرده و اکنون شما باید به فکر نیازهای خود باشید. اگر متوجه احساس مقاومتی در وجود خود شدید که نمیگذارد بر خود متمرکز شوید، باز به خود یادآوری کنید که اگر خود را در اولویت اول قرار دهید، میتوانید بدون احساس خشم و رنجش، به یاری دیگران هم بپردازید.

داشتن حامی
هنگامی که اولویت قرار دادن خود را آغاز میکنید، احتمالا دچار احساس ناراحتی خواهید کرد و تصور میکنید شخصی خودخواه و لاقید شده اید. اگر از همان ابتدای کار با یک یا چند دوست صمیمی و حتی همسر خود، به عملی کردن این تحول بپردازید، میتوانید به کمک یکدیگر آمده و با این حس بسازید و حامی و پشتیبان یکدیگر باشید.
فریا
+ نوشته شده در  2007/9/15ساعت 15:6  توسط دوغا  | 

10 گام به سوی خلاقیت

یک -به موزیک باخ ( Johann Sebastian Bach) گوش دهید . اگر از سردرد رنج می برید و یا در نیمه های شب دچار توهم می شوید به پزشک مراجعه نمایید.
دو- از تکنیک یورش فکری ( Brainstorm ) استفاده کنید.این تکنیک علاوه بر اینکه مخزنی از ایده ها برای شما ایجاد می کند بلکه به کمک آن می توانید در امور خود تصمیم گیری های بهتری را اتخاذ نمایید
سه -همیشه با خود یک دفترچه و مداد یا خودکار به همراه داشته باشید.هنگامی که ایده ای تازه به ذهن شما می رسد ، آن را یاد داشت نمایید.هنگامی که ایده های یادداشت شده خود را بازخوانی می کنید ، ممکن است 90 درصد آنها بیهوده جلوه کنند اما نگران نباشید این طبیعی است ، 10 درصد از بقیه ایده های یادداشت شده بسیار ارزشمند خواهند بود.
چهار- هنگامی که فکر نویی به ذهن شما می رسد، یک فرهنگ لغت را باز کنید و بطور تصادفی واژه ای را انتخاب نمایید و آنگاه سعی نماییداین فکرنو و آن واژه را با یکدیگر ترکیب نمایید و این روش سبب خواهد شد به نکات جالبی دست یابید. یک مفهوم شناخته شده ساده ای وجود دارد که هنگامی که ذهن شما در شرایط آزاد بسر می برد قادر به خلاقیت نیست و هنگامی که ذهن شما با محدودیت هایی روبرو می شود،شروع به تفکر خواهد کرد و این روش سبب می شود ذهن شما دریک محدودیت قرارگرفته و تفکر نماید.
پنج -مشکلی را که با آن روبرو هستید ، با دقت تعریف نمایید، و یا آن را بر روی یک کاغذ یا دفترچه الکترونیکی و یا در رایانه با جزئیات شرح دهید.از این طریق شما به نکات تازه و خوبی در خصوص مشکل خود دست می یابید.
شش -اگر نمی توانید تفکر کنید ، بهتر است پیاده روی کنید.یک تغییر آب و هوابرای شما خوب بوده و به آرامی کمک می کند تا سلولهای مغزی شما به تحرک واداشته شوند.
هفت : تلویزیون نگاه نکنید ، زیرا ذهن شما توسط برنامه های تلویزیون اشغال می شود و دیگر قادر نیستید خلاقانه فکر کنید ، گویی با دیدن تلویزیون مغز شما از گوش ها و چشم های شما نشت کرده و خارج می شود .
هشت : از مصرف دارو بپرهیزید ، بعضی از افراد برای تقویت خلاقیت خود از داروهای خاص استفاده می کنند، در حالیکه از نگاه دیگران ، این افراد تنها نظیر افرادی هستند که وابستگی دارویی دارند.
نه - تا می توانید درباره هر چیزی مطالعه کنید ، مغز شما با مطالعه کتاب ورزش می کند.علاوه بر اینکه سبب الهام در ذهن شما می شود بلکه آن را انباشته از اطلاعات می کند که این خود سبب خواهد شد ، سلولهای مغزی شما با یکدیگر راحت تر ارتباط برقرار کرده و زمینه برای خلق ایده های نو پدید آید.
ده - مغز شما نیز همانند بدن شما نیازمند ورزش کردن است تا به خوبی فعالیت نماید.در صورتی که مغز ورزش نکند ، به مرور سست و بی فایده می شود.شما از طریق مطالعه کردن ، بحث کردن با افراد باهوش می توانید سلولهای مغزی خود را وادار به ورزش کنید. گفتگو با دیگران در رابطه با کارگردانان فیلم ها و سیاست و نظیر اینها برای ذهن شما خوب است و این بهتر از پرخاش کردن بر سر دیگران است .
منبع : مقاله ` ده گام به سوی تقویت خلاقیت ` نویسنده : جفری بام گارتنر
+ نوشته شده در  2007/8/26ساعت 11:19  توسط دوغا  | 

گزیده هایی از کتاب "راز شاد زیستن"

1-            در هر موقعيتي به زندگي يورش ببريد, در حال زندگي كنيد. وقتي منتظر وقوع چيزي هستيد خود را با كاري ديگر مشغول كنيد. اگر منتظر هستيد كه هاليوود ! استعداد درخشان شما رو كشف مند, عجالتا برويد و در يك كلاس سبدبافي ثبت نام كنيد. به اين ترتيب ميتوانيد يك انفصال مقطعي از آن هدف اصلي به وجود بياوريد. با رها كردن موقعيت به حال خود, نتايج را تسريع كنيد.

2-            زيستن در زمان حال بدين معناست كه ما از هر كاري كه در حال انجام آن هستيم به خاطر خود آن لذت ببريم و نه صرفا بدنبال هدف نهايي آن باشيم.

3-            ملامت كردن ديگران بهانه ايست براي نپرداختن به واقعيت, بهانه‎اي براي قدم بر نداشتن.

4-            سرزنش كردن و احساس گناه داشتن هر دو احساساتي خطرناك و مخربند. وقتي به سرزنش كردن خود و ديگران مي‎پردازيم از موضوع اصلي كه بايد كاري در رابطه با آن انجام دهيم غافل ميشويم. انتخاب هميشه با ماست كه مهار زندگي خود را به دست بگيريم و در حال زندگي كنيم يا خود را در لجاجتها و پريشانيهاي گذشته زنجير كنيم.

5-            اگر براي تغيير زندگي خود مصمم هستيد, براي تغيير محيط خود نيز مصمم شويد.

6-             تخيل خود را مانند جسم خود پرورش دهيد, هر چه تخيل شما رشد يافته تر باشد ياد آوري و حل مسائل براي شما آسانتر خواهد بود.

7-            ذهن شما مانند يك آهن رباست.فكر كردن به خواسته‎هاي خود را ادامه دهيد تا به آنها دست پيدا كنيد.

8-            اين نكته قويا تاكيد مي‎شود كه :" استفاده از نيروي فكر جانشيني براي عمل نيست, بلكه استفاده صحيح از ذهن ما را قادر مي‎سازد كه با سهولت و سرعت بيشتر به اهداف خود دست پيدا كنيم".

9-            ما فقط يك بار زندگي ميكنيم. حال اگر طوماري از "دلائلي كه من نتوانستم" با خود به گور ببريم, تنها معني‎اش اين است كه "نتوانستيم".

10-        سرگذشت "فريتز كرايسلر" نوازنده بزرگ ويلن, نمونه زيبايي از ارتباط ميان تلاش و موفقيت است. روزي پس از اجراي برنامه خانمي به او گفت: " آقاي كرايسلر, من حاضر بودم تمام زندگي‎ام را بدهم تا بتوانم مثل شما ويلن بزنم". كرايسلر لبخندي زد و گفت: " من هم همين كار را كردم".

11-       رمز شادي و تكامل در فعاليت است. اصل فعاليت بي وقفه, ما را پيوسته به خروج از حاشيه نشيني و ورود به صحنه فعاليت ترغيب مي‎كند.

12-       براي بدست آوردن هر چيز بايد ابتدا بتوانيم خود را متقاعد سازيم كه ارزش و استحقاق آن را داريم و وقتي در ضمير هشيار و ناهشيار ما اين احساس ارزش بوجود آمد, آنگاه اغلب خواسته ها و نيازهاي ما جامه واقعيت به خود مي‎پوشند و يكي از بهترين راههاي بوجود آوردن اين حس, درخواست كردن است.

13-       تا اين لحظه هر چقدر هم كه از زيبائي ها لذت برده باشيد, امروز ميتوانيد تصميم بگيريد كه بيشتر لذت ببريد. امروز زمان انتخاب است, امروز و هر روز.

14-       هرجا كه هستيد همان جا نقطه آغاز است, تلاش بيشتر امروز, سازنده فرداي متفاوت شماست.

15-       شادي و بيان آزادانه و بي‎قيد و بند خويشتن, زماني بيشتر از هميشه ميسر مي‎شود كه نتايج نهايي را رها كنيم. براي رسيدن به اهداف خود بكوشيم, اما زنداني اين اهداف نباشيم.

16-        جز تغيير هيچ چيز دوام نمي‎آورد.

17-       عشق احترام قائل بودن براي خود و ديگران است. تمام عشق, رها كردن معشوق به حال خود, در جاي خود و دوست داشتن او در همان حال و در همان جاست. درست از همان لحظه‎اي كه مي‎گوييم: " اين كار را بكن تا دوستت بدارم" عشق را نابود كرده‎ايم.

18-       پافشاري جزء مشترك تمامي موفقيتهاي چشمگير است. (پافشاري و نه كله شقي).

19-       شكست آسيب مي‎رساند, اما اين آسيب زماني شديدتر است كه بدانيم حداكثر توان خود را به كار نبرده‎ايم.

20-       هوشيار باشيد و تسليم مشكلات و موانع نشويد. وقتي همه چيز تيره و تار به نظر مي‎رسد چه بسا وقت جشن گرفتن باشد, وقتي كه ديگر تقريبا به مقصد رسيده‎ايم.
پايان شب سيه سپيد است
منبع

+ نوشته شده در  2007/5/15ساعت 15:16  توسط دوغا  | 

دوازده قدم تا شادي

وين داير ميگويد ما در زندگي يك ماموريت داريم (( ماموريت براي شادي )).تحقيقات نشان ميدهد كساني كه در جستجوي شادي هستند شادي را بيشتر تجربه مي كنند . شادي سراغ كسي نمي آيد بايد آنرا خلق كرد.
 
اهميت شادي
 
شادي در جنبه هاي مختلف زندگي تاثير دارد .مادر شاد روش تربيتي اش با مادري كه شاد نيست فرق دارد . رابطه بهتري با فرزندان برقرار ميكند. تنبيه كلامي و غير كلامي كمتري دارد و اين در سلامت بچه ها موثر است. شادي در سلامت جسم هم موثر است شادي در تفكر هم اثر دارد . افراد شاد راحت تر فكر ميكنند راحت تر ياد ميگيرند و راحت تر به ياد مي آورند به طور كلي شادي در همه جنبه هاي زندگي اثرات مثبت دارد.
 
فرمول شادي چيست؟
 
به محور مختصات زير نگاه كنيد. افراد با چهار واژه در چهار راس اين محور قرار گرفته اند كه مختصرا توضيح داده ميشوند.
  
1- با ثبات : افراد با ثبات رنگ غم ، اضطراب و خشم را كمتر مي بينند . ديرتر پرخاشگر ميشوند و كمتر غمگين مي شوند.
2- برونگرا : افراد برونگرا ارتباط زيادي با ديگران دارند و از تنهايي گريزان هستند. دوست دارند با ديگران باشند. افراد برونگرا خوشحال هستند.
3- روان رنجور : افراد روان رنجور زود عصباني ميشوند ، ناراحت ميشوند و در وجودشان علائم غم وجود دارد.
4- درون گرا : اين افراد عاشق تنهايي هستند و تمايل چنداني به حضور در جمع ندارند بيشتر دوست دارند درون خودشان باشند . افراد درونگرا ناراحت نيستند اما خوشحال نيز نمي باشند.. حال با توجه به اين 4 واژه و با توجه به محور مختصات افراد در يكي از 4 منطقه قرار ميگيرد.
1- افراد با ثبات – برونگرا: اين افراد ضمن اينكه تمايل زياد به حضور در جمع و ارتباط با ديگران دارند كمتر هم خشمگين شده و مضطرب ميگردند.
2- افراد برونگرا - روان رنجور: اينها افرادي هستند كه زود ناراحت ميشوند زود به آنها برميخورد ولي دوست دارند با ديگران هم باشند.
3- درون گرا - روان رنجور : اين افراد كه سرنوشت آنها با ناشادي رقم خورده هم تمايل كمي به جمع دارند هم ناراحت و غمگين هستند و زود به آنها برميخورد و خشمگين ميشوند.
4- درون گرا – با ثبات : اين افراد عاشق تنهايي هستد ولي احساسات آنها داراي ثبات ميباشد كمتر ناراحت و خشمگين ميشوند.
  
با توجه به آنچه كه گفته شد بهترين وضعيت را افراد قسمت 1 يعني برونگرا – باثبات و بدترين وضعيت را افراد درونگرا – روان رنجور دارند .
شما جايگاه خود را در اين محور مشخص كنيد و ببينيد كجا هستيد؟
اما فرمول شادي چيست ؟ اگر افراد از درونگرايي به سمت برونگرايي و از روان رنجوري به سمت باثباتي حركت نمايند شادي آنها افزايش مي يابد با برداشتن 12 قدم ميتوان به سمت افزايش شادي قدم برداشت.
 
قدم 1 : افزايش فعاليت
بين فعاليت و شادي رابطه وجود دارد هرچه فعاليت بيشتر باشد شادي بيشتر است . از بين فعاليتها ، فعاليت بدني اهميت بيشتري دارد. سعي كنيد روزانه 20 تا 30 دقيقه فعاليت بدني نسبتا شديد داشته باشيد به طوري كه قلب شما تند تند بزند و به نفس نفس بيفتيد . در جهت افزايش فعاليت خوابتان را كمتر كنيد . بهترين وقت خواب از نظر روانشناسان 11 شب تا 6 صبح ميباشد . كارهايي كه فعاليت كمي در آنها ميباشدمثل ديدن تلويزيون را كاهش دهيد.
 
قدم 2 : كاهش توقعات
توقع يك ايده است كه اين كار بايد انجام شود يا نشود . توقع باعث ميشود از زندگي لذت نبريم . هرچه توقع افراد از زندگي بيشتر ميشود ، شادماني آنها هم كمتر ميشود . توقع باعث ميشود خود را با ديگران مقايسه كنيم . سعي كنيد توقع خود را از ديگران كاهش داده و توقع نداشته باشيد ديگران آنگونه كه شما مي خواهيد رفتار كنند زندگي را همانگونه كه هست بپذيريدو دوستش داشته باشيد وتوان خودرا نيز در نظر بگيريد .خواسته هايتان را با توانمندي هايتان هماهنگ كنيد.
 
قدم 3 : شناخت احساسات و بيان آنها
طول عمر زنان بيشتر از مردان است يكي از دلايل اين است كه زنان احساسات خود را بيشتر و زودتر بيان ميكنند . افراد در طول روز احساسات مختلفي دارند شما با اين احساسات چقدر آشنا هستيد و با آنها چه ميكنيد ؟ احساسات مختلف خود را مثل غم ، خشم ، تنفر ، حسادت و ... را بشناسيد ، با آنها صادق باشيد و آنها را بپذيريد . همه اين احساسات رفتار انساني هستند . احساسات را سركوب نكنيد بلكه آنها را بيان كنيد . هرچه در بيان احساسات شجاع تر باشيم احساسات مخفي كمتر شده و شادي بيشتر ميشود . گاهي افراد احساسات را پنهان كرده و به شكل ديگري مانند قهر و تحويل نگرفتن نشان ميدهند . اگر خسته ايد ، عصباني هستيد آنها را بيان كنيد مثلا بگوييد ناراحت شدم ممكن است عيب از من باشد اما به هر حال ناراحت شدم ، اگر نتوانستيد احساس خود را بيان كنيد آنها را بنويسيد حتي اگر شده روي كاغذي بنويسيد و آنرا پاره كنيد.
 
قدم 4 : افزايش فعاليت اجتماعي
مطالعات بلند مدت 20 ساله در آمريكا نشان داده اند كسانيكه روابط كمي دارند اگر بيمار شوند زودتر ميميرند . پژوهش هاي پزشكي نشان ميدهد كه حتي سرما خوردگي افرادي كه روابط اجتماعي بيشتر دارند سريعتر بهبود مي يابد به نظر ميرسد كه روابط اجتماعي سيستم ايمني بدن را تقويت ميكند . سعي كنيد در طول هفته چند رفت و آمد داشته باشيد با ديگران بيشتر حرف بزنيد و شبكه هاي ارتباط اجتماعي خود را گسترش دهيد براي اين كار لازم است تشريفات را كم كرده ، مهارتهاي ارتباطي خود را گسترش دهيد و توان تحمل ديگران را داشته باشيد.
 
قدم 5 : مثبت انديشي
پژوهش ها نشان ميدهد كه افراد خوشبين زخمهاي بدنشان زودتر خوب ميشود . بعضي افراد وقايع را به شكل بدبينانه نگاه ميكنند و در اكثر مواقع فقط جنبه منفي اتفاقات را مي بينند .سعي كنيد به اتفاقاتي كه رخ نداده، منفي نگاه نكنيد. تمرين كنيد در مورد افراد و موقعيتها حتي در موقعيت هاي سخت و دشوار  به جنبه هاي مثبت توجه كنيد . حتي سعي كنيد مسائل منفي بيروني را در ذهن خود مثبت كنيد تا احساس بهتري داشته باشيد.
 
قدم 6 : فرار از احساسات منفي
ما ميتوانيم احساسات را انتخاب كنيم . اگر احساسي را دوست نداريد ميتوانيد آنرا تغيير دهيد ميتوانيد شادماني را انتخاب كنيد .همين الان چند لحظه اي احساس شادي را انتخاب كنيد . به طور كلي بيش از سه روز در يك احساس منفي نمانيد و احساسات خود را دوبله نكنيد . براي فرار از احساسات منفي نيازمند انجام فعاليتي هستيد تا احساس شما عوض شود پس فعاليتهايي را تمرين كنيد مثل خطاطي ، نقاشي ، درك موسيقي ، امور مذهبي ، شعر خواندن ، آواز خواندن ،‌كمك كردن به ديگران تا موقع هجوم احساسات منفي بتوانيد بدين وسيله احساس خود را تغيير دهيد.
 
قدم 7 : خود بودن
در بسياري از مواقع جامعه نميخواهد كه ما خودمان باشيم و ما مجبوريم نقش بازي كنيم يا رفتاري انجام دهيم كه در آن تظاهر و ريا باشد. افرادي كه خودشان نيستند ، رياكار و تشريفاتي هستند ، زود رنج اند و وقتي از آنها تعريف ميشود خوشحال و در صورت انتقاد ناراحت ميشوند . انرژي زيادي صرف ميكنند تا ديگران از آنها تمجيد كنند . دقت ميكنند تا اشتباه نكنند زيرا خوب بودن آنها زير سؤال ميرود . سعي كنيد در كارها تظاهر نكنيد ، خودماني باشيد ، از اينكه خودتان هستيد شاد باشيد و هيچگاه آرزو نكنيد مانند فرد ديگري باشيد هرچه رفتار از خودتان باشد شادتر خواهيد بود.
 
قدم 8 : خلاقيت
بسياري از رفتارهاي ما قالبي و يكنواخت است . درس خواندن ، حال و احوال كردن با ديگران و حتي ظرف شستن ساده نيز در يك قالب تكرار ميشوند . واقعيت اين است كه مغز ما قدرت بسيار زيادي دارد ولي بسياري از مواقع ما از آن استفاده نمي كنيم . انجام كارهاي تكراري باعث خستگي ميشود . از امروز تصميم بگيريد مغز با اين عظمت را محدود نكنيد . محدود كردن مغز ، شادي و لذت را كم ميكند . از امروز فكر كنيد و به فكرتان اجازه دهيد به شكلهاي ديگر فكر كند و سپس رفتارتان را نيز از تكراري و كليشه اي بودن تغيير دهيد . در مرحله اول اجازه دهيد هر چيزي به مغزتان بيايد لازم نيست
شيك و قشنگ باشد  ، عجيب تر از همه ، بهتر از همه است ، سپس به بعضي از آنها شكل دهيد . از امروز سعي كنيد اينگونه فكر كنيد كه هزار شكل براي يك حال و احوال ساده و ساير كارها وجود دارد  ، به آنها فكر كنيد و عمل كنيد.
 
قدم 9 : صميميت
براي افزايش صميميت لازم است كه نقش بازي كردن را كنار بگذاريد و به كميت رابطه هايتان توجه كنيد. پس براي ايجاد صميميت ابتدا كميت رابطه با ديگران را افزايش دهيد.
به ديگران اعتماد كنيد براي ايجاد و حفظ صميميت بايد بتوانيم به ديگران اعتماد كنيم . جوي را فراهم كنيد تا بتوانيد  احساس خود را  به ديگران بيان كنيد . بيان احساس خود به ديگران موجب افزايش صميميت ميشود.
 
قدم 10 : زندگي در زمان حال
بيشتر افراد در حال فكر كردن به گذشته و آينده هستند . افكار اجازه نمي دهند رفتار ما در زمان حال باشد. بسياري از ما غذا مي خوريم ، راه ميرويم ، گوش ميدهيم ولي في الواقع اينجا نيستيم . براي زندگي در زمان حال سعي كنيد تمام جنبه هاي شخصيت ( جسم ، رفتار ، فكر ) درزمان حال باشد . در هر لحظه كه هستيد هوس جدا شدن از آن لحظه را نداشته باشيد . عادت كنيد فكر و رفتارتان يكي باشد ، موقعيت ها را بپذيريد و با آنها سر جنگ نداشته باشيد . برنامه ريزي كنيد كه از زمان حال لذت بيشتري ببريد  و به ياد داشته باشيد: بزرگترين سرمايه انسان لحظه اي است كه در آن زندگي ميكند.
 
قدم 11 : برنامه ريزي
داشتن برنامه ريزي و انجام به موقع كارها نيز باعث افزايش شادماني ميشود . براي اينكار وقت خود را تنظيم كنيد . بين خود و ديگران مرزهايي داشته باشيد كه ديگران نتوانند هر موقع خواستند مزاحم وقت و كار شما شوند. جرات داشته باشيد و بعضي كارها را رد كنيد لازم نيست همه از دست شما راضي باشند. پر حرفي باعث هدر رفتن وقت ميشود .  براي كارهاي ثابت زمان بگذاريد ،‌كارهاي روزمره را در زمان خودش انجام دهيد . بعضي كارها را تفويض اختيار كنيد ، به اشياء نظم دهيد و خلاقانه فكر كنيد كه چگونه ميتوان كارها را با كمترين انرژي انجام داد.
 
قدم 12 : اولويت دادن به شادي
هميشه آنچه در توان داريد براي شاد بودن انجام دهيد شاد بودن را هدف اصلي زندگي خود قرار دهيد . ترجيح دهيد زندگي ساده ولي شادي داشته باشيد.منبع

+ نوشته شده در  2007/5/15ساعت 15:13  توسط دوغا  | 

يادگيري از پروژه ها

معمولا اجراي پروژه ها دانش هاي جديدي را چه در زمينه دانش فني و چه در زمينه دانش راهبرد موفق پروژه در پي دارد. اما اغلب به ئندرت پيش مي آيد كه افرادي كه در تيم پروژه هستند،‌ دانش و آموخته هاي خود را در غالب روشي نظام مند در اختيار سايرين نيز قراردهند. معمولا بدينگونه است كه پس از اتمام پروژه افراد بدون ارزيابي و مستندسازي  فعاليت هايي كه انجام داده اند به فعاليتهاي ديگر تخصيص داده مي شوند. در برخي سازمانها روش هاي سيستماتيكي براي استخراج و مستندسازي اين تجربيات وجود دارد كه در ادامه سه مورد از اين نمونه ها را قيد مي كنيم:

بررسي پس از اقدام The Active Action Review (ARR)

اين روش توسط ارتش آمريكا و به منظور توسعه يادگيري از تجربيات افراد ارائه شده است. در اين روش پس از هر اقدامي (يك پروژه، يك دوره آموزشي و حتي يك جلسه)، افراد درگير بايد به سه سوال زير پاسخ بدهند:‌

1.       انتظار داشتيد چه اتفاقي بيافتد؟

2.       چه چيزي اتفاق افتاد؟

3.       چه چيزي ياد گرفتيد؟

بايد توجه داشته باشيد كه هدف از اين پرسش ها آموزش است و نه تعيين مسئوليت ها و مقصر.

پس از جمع آوري اين اطلاعات ‌، دروس آموخته كاربردي در پايگاه داده اي مربوطه جمع آوري و مستند مي شود.

در صورتيكه اين روش بصورت مكانيزه و به عنوان يك الزام در انتهاي هر پروژه پياده سازي شود (و نه بصورت يك امر دلبخواهي)‌ ، افراد را ملزم مي كند تا بخشي از زمان خود را بر روي اين كار صرف كرده و در نتيجه اين اقدام تاثير گذاري بيشتري خواهد داشت.

"درو كردن" دانش پروژه در اينتل

با توجه به اينكه معمولا دانش اساسي در پروژه ها به اشتراك گذاشته نمي شود، مسئولان شركت اينتل تصميم گرفتند به منظور شناسايي دانش و تجربيات اساسي و كليدي در پروژه و به اشتراك گذاشتن آن با ديگر افراد از افرادي به نام "مشاران دانش" استفاده كنند.

در اين روش مشاوران دانش در هر پروژه حدود 30 ساعت را به انجام مصاحبه با افراد تيم پروژه مي پردازند. در اين مصاحبه ها نيازمندي هاي دانش افراد تعيين شده و نيز آموخته هاي مهم آنها در خلال مرحله هاي مختلف پروژه ثبت مي شود (درو كردن دانش). بدين ترتيب فرآيند اشتراك دانش بين افرادي كه دانش را دارند و افرادي كه به آن نياز دارند تسهيل مي شود.

درگير شدن اين افراد در پروژه هاي مختلف باعث مي شود كه اين افراد نسبت به نيازمندي هاي دانش و نيز منابع در هر پروژه اي آگاهي كامل پيدا كنند و به همين دليل مي توانند به عنوان "واسطه" دانش در پروژه هاي انجام وظيفه نمايند. 

بعلاوه مشاوران دانش در اينتل اين دانش درو شده را در قالب نشرياتي به نام "هسته دانش" چاپ و منتشر مي كنند.

پروژه ها به عنوان فرصت هاي ارشاد و راهنمايي

اغلب پروژه ها شانسي براي ارشاد و راهنمايي غير رسمي براي اعضاي تيم فراهم مي كنند. معمولا افراد با تجربه در پروژه، تعدادي از افراد تازه كار را در زير پر و بال خود مي گيرند و در خلال پروژه به آنها نصايح و انتقادات سازنده اي را منتقل مي كنند.

اينگونه آموزش هاي حين كار ،‌نوعي دانش كاربردي  را منتقل مي كنند كه كتابها توانايي آموزش آن را ندارند.

برخي از سازمان ها با اندكي تلاش،‌ اين ارشادات و نصايح را با فعاليت هاي پروژه تركيب مي كنند. يكي از اين سازمان ها MWH است كه در پروژه هاي مربوط به توزيع آب،‌ تصفيه فاضلاب، انرژي آبي و ساير پروژه هاي آبي فعاليت مي كند. در اين سازمان ها ، برنامه ريز پروژه ، افراد خبره و ماهر را براي اجراي پروژه تخصيص مي دهد و در عين حال تعدادي از افراد غير ماهر و كم تجربه تر را نيز در تيم پروژه قرار ميدهند تا در خلال اجراي پروژه آموزش هاي لازم را از افراد ماهر دريافت كرده و مهارت هاي خود را افزايش دهند.

اينگونه انتقال راهنمايي ها و ارشادات، دانش را از افراد با تجربه تر به افراد كم تجربه تر منتقل مي كند و باعث به اشتراك گذاشته شدن دانش در سازمان مي شود. : NASA Academy Sharing Knowledge (ASKمنبع

+ نوشته شده در  2007/5/15ساعت 15:6  توسط دوغا  | 

سه نوع مهارت شغلی

مهارت تولیدی
همانطور که از اسم این مهارت مشخص است، مهارت تولیدی در متن خود ابتکار، آفرینش و حس خلاقیت را به همراه دارند.
تولید مشخصه زندگی و حیات مستمر بشر است.
در تولید آنچنان توانمندی و اعتماد به نفس در فرد تولیدگر قوت گیرد که برکات و ثمرات آن به بقیه انسان ها نیز بطور محسوس و اثرگذاری می رسد.
مهارت های تولیدی در برگیرنده مهارت های مدیریتی و تحقیقی می باشند به صورتی که فرد تولیدگر باید مهارت های دیگر را برای توليد محصول خود داشته باشد.
فرآیند تولید پیچیدگی های خاص خود را دارد که از مرحله فکر تا تولید محصول و بعد از آن عرضه آن برای فروش را شامل می شود.
به همین نسبت مهارت های تولیدی نیز از این پیچیدگی ها برخوردارند. تا حالا به این فکر کرده اید که اگر روزی جهان از تولید کردن دست بردارد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ یا به صورت دیگری سوال را مطرح کنیم اگر روزی مردم تصمیم بگیرند مصرف نکنند چه اتفاقی می افتد؟ در هر صورت جواب مشخص است.
بشر با تولید و مصرف ارتباط تنگاتنگي دارد.
نمی تواند تولید نکند و هرگز نمی تواند مصرف نکند.
تولید و مصرف همانند سفیدی و سیاهی همدیگر را شناسایی و معرفی می کنند.
ما تولید می کنیم تا مصرف نماییم و مصرف می کنیم تا نیازهایمان را مرتفع سازیم و در سایه مصرف، تولید دیگری را در خدمت مصرف در آوریم. اینکه مصرف کردن خوب است یا بد را مطرح نمی کنیم چون قطعاً جواب آن مشخص و واضح است.
مصرف به اندازه و صحیح خوب است و مصرف مسرفانه بد.
مهارت هاي تولیدی مهارت هایی هستند که در خلق و آفرینش اجسام و اشیاء تبلور پیدا مي کنند.
کسانی که تولید می کنند، مشتریان اصلی و حیاتی جامعه هستند.
همه تولیدکنندگان که اجناس پرفایده و ضروري را تولید می کنند، خالقان حیات دوباره جامعه بشری هستند و کارشان بسیار ارزشمند و مهم است.
اگر کمی به انگل های جامعه و مصرف کنندگان صرف فکر کنید، ارزش تولید بیشتر روشن می شود.
جامعه ای که از تولیدکنندگان خود حمایت نکند هرگز روی خوشبختی را نخواهد دید.
تولید، کاری بسیار دشوار و در عین حال جذاب است اما دشواری آن زمانی نمایان می شود که شما در میان رقابت به دنبال کیفیت هستید.
وقتی به دنبال کیفیت هستید هزینه ها بالا می رود و زمانی که می خواهید از رقبا جلو بیفتید و یا بهتر بگوییم عقب نمانید، باید هزینه ها را کاهش دهید.
حال باید مشکل را اینطور حل کرد که در تولید با تدبیرهای فراوان و پشتکار و ایجاد بستر مناسب برای بهره وری بالا و ارتقاء خلاقیت افراد، هزینه ها کاهش و کیفیت افزایش یابد.
مشاغل مربوط:
1. خیاط
2. چرمساز
3. قالب ساز
4. تکثیر کننده ماهی فلس دار
5. پرورش دهنده گیاهان دارویی
6. پرورش دهنده میگو
7. قالی باف
8. معرق كار
9. پرورش دهنده شتر مرغ
10. شیرینی پز
11. پرده دوز
12. زعفران کار
13. زراعتکار
14. کشتکار موز
15. پرورش دهنده کرم ابریشم
16. گندم کار
17. برنج کار
مهارت ها:
مهارت های تولیدی بیشترين اشتراک را با مهارت های فنی و مدیریتی و کمترین اشتراک را با مهارت اداری دارند.

مهارت خدماتی
مهارت خدماتی آن دسته از مهارت هایی را گویند که در آنها رفتارها و حرکات جسمی فرد و علائق اجتماعی مشخص به هم آمیخته می شود و محصول آن، توانمندی انجام صحیح کارهای محوله و بدست آمدن نتایج تعیین شده می باشد.
در مهارت های خدماتی کیفیت کار و سرعت رضایت بخش، قدم های اساسی و اصول کاربردی می باشد.
در روزگار ما مهارت های خدماتی از ارزش و اعتبار بالایی برخوردار است و مشاغلی که این مهارت‌ها را پوشش مي‌دهد، به مراتب از گذشته فراوان تر است.
اکنون مشاغل خدماتی ارزش افزوده فراوانی پیدا نموده به نحوی که سود شرکت ها و مراکز بازرگانی و تولیدی، انحصاراً در بخش خدمات مورد توجه قرار گرفته.
ما در جهانی زندگی می کنیم که مشاغل خدماتی جای خوبی را در بین دیگر مشاغل باز کرده اند و به حدی رشد و توسعه یافته اند که در بخش صادرات از آنها به عنوان صدور خدمات یاد می شود.
وقتی به کلمه خدمات برمی خورید شاید به یاد مشاغلی بیفتید که جنبه خدمات ابتدایی مانند خدمات چی یک رستوران را دارد ولی بحث خدمات آنقدر وسیع شده است که توضيحي در اين رابطه لازم به نظر مي رسد. خدمات در شکل عام خود به صدور فنون و مهارت های فنی، خدمات اداری و پستی، خدمات ارزشیابی، خدمات مشاوره ای و تحقیقاتی و ... تقسيم شده و وسعت مشاغلی که در قالب خدمات فعالیت می کنند آنقدر گسترده شده است که دانشمندان از تغییر نگرش مفهوم کار از کار مکانیکی به کار خدماتی خبر داده اند.
کارهای خدماتی برای بسیاری از بنگاه های اقتصادی و مراکز تولیدی کارآیی فراوانی پیدا کرده که عموماً شرکت ها به صورت کارفرما از انواع خدمات موجود در بازار کار بهره می گیرند.
مشاغل مربوط:
1. پذیرشگر
2. آتش نشان
3. سرپرست دبیرخانه
4. نصاب کاشی
5. اتاقدار هتل
6. لوله کش گاز خانگی و تجاری
7.تحصیلدار
8. سرپرست خدمات رفاهی قطار
9. مدیر خانه داری
10. بازاریاب بیمه
11. سیمانکار
12.  سنگ کار
13. ماشین نویس فارسی
14. تحلیل گر آمار
15.  امدادگر
16. تلمبه چی
17. کتابفروش
18. راهنمای اطلاعات جهانگردی
19. آرایشگر مردانه
20. گل فروش
21. تاکسیران
22. سرامیک کار
23. عینک ساز
24. کیف و کفش فروش
25. تحویل دار بانک
26. مترجم
27. مامور خرید ارشد
28. شومینه ساز
29.ماکت و مدلساز
30. کارگر بسته بند
31. متصدی معاملات املاک
32. بهیار
33. گچ بر
34. پیرایشگر مردانه
35. کاشیکار
مهارت ها:
مهارت خدماتی با مهارت دستی و روابط عمومی نزدیک است و کمترین اشتراک را با مهارت فنی دارد.

مهارت اداری
مهارت های اداری به آن دسته از مهارت ها می گویند که شخص براساس تعریف و توضیح مشخص به انجام آن مهارت ها مبادرت می ورزد. مهارت اداری سیر منطقی و مشخص کاری فرد شاغل را در برمی گیرد به صورتی که از مجموع کارهای انجام شده اهداف تعیین شده حاصل گردد. در مهارت های اداری به طور معمول روند کار ثابت، ابعاد کار معین و تعریف شده و اهداف از قبل پیش بینی شده اند.
کارهای اداری در جامعه ما که دولت از حجم بزرگی برخوردار است و به طور معمول در هر خانه يك نفر کارمند دولت محسوب می شود رشد چشمگیر و قابل توجهی را به خود اختصاص داده است، تصور ما از کارهای اداری کارهای تعریف و هماهنگ شده، ثابت و یکنواخت است که هر اداره و بخش بنا بر موقعیتی که دارد آنها را برای کارمندان تعریف و مشخص می کند.
این تعبیر صحیحی است و ما برای گسترده تر شدن فضای فکری و ذهنی شما چند جمله ای را در این خصوص بیان می کنیم که به امور پرسنلی و منابع انسانی مربوط می شود.
عوامل پرسنلی و منابع انسانی، توانایی موسسه را در نیل به اهداف آن افزایش می دهد.
بعضی موسسات مدیران و کارمندان فداکار و کارآمدی را جذب کرده اند و توانسته اند از این جهت شهرت جهانی پیدا کنند (شرکت آی بی ام از آن جمله است).
از آن جهت که انسانها در تصمیم گیری برای کلیه وظایف و مسئولیتهای موسسه، مشارکت دارند، عامل پرسنلی و منابع انسانی از ویژگی عمده ای برخوردار است.
بعضی موسسات تنها به خاطر به دست آوردن کارمندان حرفه ای و مدیران کارآمد به خرید شرکتهای دیگر پرداخته‌اند.
در کشورهای غربی اتحادیه های کارگری معمولاً یک نقطه ضعف برای موسسات محسوب می شوند، زیرا توانایی مانور و انعطاف پذیری آنها و نیز هزینه های مستقیم و هزینه های کارگری آنها زیاد است.
بعضی از موسسات با اینکه دارای اتحادیه های کارگری هستند، روابط خوبی با اتحادیه های موثر و کارآمد برقرار کرده اند.
بعضی از عوامل برتری استراتژیک در این زمینه عبارتند از:
1.حیثیت و اعتبار شرکت
2.ساختار و جو سازمانی موثر و کارآمد
3. اندازه شرکت نسبت به کل صنعت
4.سیستم مدیریت استراتژیک
5.سیستمهای حمایتی و رفاهی کارمندان
6.سیستمهای کامپیوتری و اطلاعاتی مدیریت
7. کارمند موثر و کارآمد
8. روابط موثر با اتحادیه های تجاری
9. سیاستهای روابط پرسنلی موثر و کارآمد (کارگزینی، ارتقا، آموزش و ارشاد و غیره)
مشاغل مربوط:
1. مسئول کارگزینی
2.کمک کارشناس کارگزینی
3.مدیر امور مالی
4.معاون امور اداری
5. مسئول خدمات پشتیبانی
6. کارشناس خدمات کنسولی
7. مترجم
8. ویراستار
9. نمونه خوان
10.کارشناس اطلاع رسانی
11.کارشناس تبلیغات خارجی
12. کارگزین امور رفاهی
13. کارمند امور اداری
14.کارشناس امور اداری
15. مسئول ارسال و مرسلات
16. مسئول بایگانی
17.متصدی دفتر اندیکس
18. متصدی دفتر اندیکاتور
19.مسئول امور دفتری
20. رئیس دبیرخانه
مهارت ها:
مهارت اداری نسبت نزدیکی به مهارت روابط عمومی دارد و کوچكترين اشتراکي با مهارت های فنی و تولیدی ندارد.منبع

+ نوشته شده در  2007/5/5ساعت 14:12  توسط دوغا  | 

سایتهای مرتبط با کارافرینی

www.businessweek.com
در اين سايت مي توانيد از پيشنهادهاي کارشناسان اقتصادي و مشاوران تجاري در مورد برنامه ها و روند منطقي عملکردها در شرکت هاي کوچک و متوسط بهره بگيرند.
www.cbsc.org
اطلاعات جامع در مورد شروع کسب کار کوچک و ارائه راه کار عملي جهت بودجه بندي در مراحل برنامه ريزي کارو بازاريابي
www.celcee.edu
بزرگترين مجموعه جهاني در مورد کليه مباحث مرتبط با آموزش هاي کار آفريني
www.wnterweb.org
اطلاعات مختلف در مورد کارآفريني، خوداشتغالي و اداره کسب وکارهاي کوچک
www.enterweb.org
اطلاعات مختلف درمورد کارآفريني، خود اشتغالي و اداره ي کسب وکارهاي کوچک
www.entered.org
يکي از اصلي ترين منابع موجود درمورد کارآفريني که امکان کپي مجاني مواد آموزشي مرتبط با علوم کارآفريني در آن وجود دارد
www.entreworld.com
حاوي اطلاعات مفيدي در مورد کارآفريني ( مباحث وابزارها )در تمامي زمينه هاي مورد نياز براي شروع يک کسب وکار
www.entreworld.com
در اين سايت مي توانيد مقالات مورد نياز خود را در مورد کار آفريني و مواردي از موفقيتهاي کسب شده توسط کارآفرينان و ارتباط عميق بين کارآفريني و انتخاب و اجراي صحيح طرح کاري(business plan )را بيابيد.
www.independentmeans.com
در اين به والدين و مدرسين آموزشي راههاي کمک و حمايت از زنان جوان در اموري نظير کنترل دارايي شخصي، کارآفريني، اقدامات نوع دوستانه و سرمايه گذاري آموزش داده مي شود.
www.kidway.com
اين سايت کار آفرينان جوان و مؤسسات ارائه دهنده آموزشهاي مرتبط با کسب و کار را راهنمايي کرده و اطلاعات مفيدي در اختيار مي گذارد.
www.opens.org
اين سايت متعلق به يک سازمان غير انتفاعي در آمريکا است که کارآفريني به جوانان سنين تا سال آموزش مي دهد.
www.paulandsarah.com
ارائه مشاوره به کارآفرينان در خصوص ايده هاي شروع کسب و کار، نفوذ به بازار و ...
www.siast.sk.ca
در اين سايت دوره هري online کارآفريني در قالب ايجاد يک کسب و کار کوچک ارائه مي گردد.
www.strategis.gc.ca
حاوي اطلاعات مهم در مورد ابزارها و منابع کسب و کار، تأمين سرمايه براي توسعه کار، بازاريابي خارجي، تجارت الکترونيک و ...
www.youthbusiness.com
مشاوره فني براي کارآفرينان جوان شامل: مدلهاي مختلف طرح کاري، راهنماي دريافت بودجه، قوانين کسب و کار، تأمين نيروي انساني و فهرستي از مشاورين و متخصصين کانادا
www.gethelp.library.upenn.edu
وب سايتهاي کارآفريني و کسب و کارهاي کوچک
www.statrtuponline.com
ارائه كمك به كار آفرينان براي يافتن ساير كارآفرينان و كمك به سرمايه گذاران جهت يافتن پروژه هاي جديد و مناسب
www.eweb.slu.edu
آموزش کارآفريني روي web
www.bwni.com
چتر حمايتي زنان در کسب و کار بين المللي و ملي
www.diversitybusiness.com
لينک به سايتهاي مختلف کارآفريني
www.library.jwu.edu
لينک به کارآفريني و کسب و کارهاي کوچک
www.ezinearticle.com
مقالات در مورد کارآفريني هاي خرد
www.tenonline.org
شبکه کارآفرين (مقالات – لينکها و ...)
www.gsb.stanford.edu
وب سايتهاي کارآفريني کسب و کار، مجلات، مراکز مطالعاتي کارآفريني، طرح کسب و کار و ...
www.yeo.org
آشنايي با سايت مربوط به كارآفرينان با سن زير سال
www.faculty.washington.edu
منابع کارآفريني و کسب و کارهاي کوچک
www.lib.utexas.edu
مرکز آموزشي کارآفريني
www.zeromillion.com
کسب و کارها، بازاريابي و منابع کسب و کار الکترونيکي شامل مقالات و ...
www.usa sbe.org
کسب و کاهاي کوچک
www.score.org
کسب و کار هاي کوچک
www.sba.gov
مرکز کسب و کار آنلاين زنان
www.Business.gov.au
فراهم نمودن اطلاعات دولتي و معاملات و خدمات مورد نياز و ...
www.business.magementarena.com
وب سايتها، ژورنالها و ... کارآفريني
www.wtfaculty.wtamu.edu
سايتهاي اطلاعات تجارت الکترونيکي، لينکهاي کسب و کار بين المللي و بازاريابي هاي بين المللي و ...
www.eincubator.com
ارسال خبرنامه براي اعضاي گروه پست الکترونيکي کمک به کارآفرينان و شرکتهاي نوپا براي راه اندازي کسب و کار هدف آن برقراري ارتباط بين کسب و کارهاي مخاطره پذير و انکوباتورهاي با کيفيت است.
www.ventureplan.com
بررسي مفاهيم پايه اي سرمايه مخاطره آميز طرح کسب و کار راهنمايي چگونگي تأمين منابع مالي و فرايندهاي استقراض از بانکها گزارشهاي ويژه از نمونه هاي کسب و کار گزارشهاي تحليلي از ادغام شرکتها برگزاري سمينار درباره سرمايه مخاطره پذير ارائه خدمات مشاوره اي بازنگري طرحهاي کسب و کار چگونگي نوشتن طرح کسب و کار
www.fei.org.eg
پشتيباني مالي خدمات فني گروههاي کاري متخصص امکانات پاش
www.waldenvc.com
ايجاد شرکتهاي تکنولوژيک موفق کسب و کار و داراي تيمي قوي متشکل از سرمايه گذاران، متخصصان امور بانکي و شبکه اي جهاني است.
www.went.ir
سايت زنان كار آفرين
www.womanowned.com
شبكه هاي كسب وكار زنان
www.benlore.com
داستان موفقيت كار آفرينان
www.tqmonline.com
فهرستي از كسب و كارهاي آزاد، فرصتهاي شغلي ، تواناييهاي مورد نياز و ارتباط با كار آفريني
www.babson.edu
پژوهش هاي کارآفريني
www.bplans.com
ارائه اطلاعات مورد نياز براي نوشتن طرح کسب و کارهاي کوچک فروش نرم افزار Tax sway براي طرح کسب و کارهاي کوچک فروش نرم افزارBusiness plan pro خبر نامه الکترونيک درباره آخرين رويدادها نرم افزارهاي نوشتن طرح کسب و کار گزارشهاي مالي، هدايت و بازنگري طرحها طرحهاي بازاريابي نرم افزارهاي طراحي صفحات وب براي شرکتهاي نوپا
wwwriseb.org
مؤسسه تحقيقاتي کسب و کار هاي کوچک
www.inc.om
يک مجله آنلاين شامل شيوه ي نوشتن طرح کسب و کار، شروع يک کسب و کار و ...


www.uphoenix online.com

Enterpreneurship center

www.Angelin Vestment net work.co.uk

Enter preneurInvestors

www.The free dictionary.com

www.enterpreneur Essentionals

www.business link.gov.uk

www.business.com

www.gethelp.library.upenn.edu
وب سايتهاي کارآفريني و کسب و کارهاي کوچک
www.schoolnet.ca

www.eweb.slu.edu
آموزش کارآفريني روي web
www.careerbabe.com

www.gsb.stanford.edu
وب سايتهاي کارآفريني کسب و کار، مجلات، مراکز مطالعاتي کارآفريني، طرح کسب و کار و ...
www.ruraleship.org
مرکز کارآفريني شهري در سطح آمريکا
www.addall.com
مجلات، کتابها و ...
www.diversitybusiness.com
لينک به سايتهاي مختلف کارآفريني
www.library.jwu.edu
لينک به کارآفريني و کسب و کارهاي کوچک
www.ezinearticle.com
مقالات در مورد کارآفريني هاي خرد
www.web.bryant.edu
ژورنال، کتاب و ...
www.economiceducation.us

www.cecunc.org
کلوب کارآفريني کارولينا
www.business.magementarena.com
وب سايتها، ژورنالها و ... کارآفريني
www.unc.edu
معرفي بهترين سايتهاي کارآفريني
www.bibraries.rutgers.edu

www.uwex.edu

www.valt.com

www.matr.net
سايتهاي کارآفريني شهري
www.usabe.org

www.library.stir.ac.uk
وب سايتهاي توصيه شده براي کارآفريني
www.church workers.com

www.youth.ednet.nc.ca
لينک به سايتهاي کارآفريني
www.libweb.uoregon.edu
بهترين سايتهاي کارآفريني
www.library.wobster.edu

www.plab.ku.dk
سايت کارآفريني مربوط به دانشگاه کپنهاگ
www.Job hunterbile.com

www.gnvc.org
کنفرانس هاي کارآفريني سايت هاي طرح کسب و کار سايت هاي کارآفريني عمومي و ...
www.hinmanceos.md,edu

www.longeagles.com
منابع آموزشي شروع تجارت الکترونيکي و معرفي سايتها
www.europa.eu.int

www.seattleu.edu
مرکز کارآفريني دانشگاه سياتل
www..babson.edu
ژورنالهاي پژوهشي کارآفريني
www.wtfaculty.wtamu.edu
سايتهاي اطلاعات تجارت الکترونيکي، لينکهاي کسب و کار بين المللي و بازاريابي هاي بين المللي و ...
www.routes.open.ac.uk
معرفي وب سايتهاي مربوط به کارآفريني
بقیه
+ نوشته شده در  2007/5/5ساعت 14:3  توسط دوغا  | 

طرح كسب و كار (Business Plan)

تعريف: طرح كسب و كار سندي مكتوب است كه جزئيات كسب و كار پيشنهادي را مشخص ميكند. اين سند بايد ضمن تشريح موقعيت كنوني ، نيازها ، انتظارات و نتايج پيش بيني شده را شرح دهد و كليه جوانب آن را ارزيابي كند.

طرح هم براي صاحب آن و هم براي حمايت كنندگان مالي آن، به دلايل زير لازم است:
1- مهم آن است كه مالك درباره هدف خود از كسب و كار و منابعي كه براي آن نياز دارد به دقت فكر كند. اين موضوع در برآورد ميزان سرمايه مورد نياز، به وي كمك خواهد كرد.
2- بعيد به نظر ميرسد كه مالك كسب و كار، براي راه اندازي آن سرمايه كافي داشته باشد. حمايت كنندگان مالي-بانكها يا سرمايه گذاران ريسكي-بايد متقاعد شوند كه سرمايه گذاري در كسب و كار جديد، منطقي و درست است.
3- فرض بر اين است كه اگر كسب و كار ايده خوبي نداشته باشد، هم براي صاحب آن و هم براي حمايت كنندگان مالي آن، بايد اين موضوع را در مرحله برنامه ريزي و قبل از هدر رفتن مقدار زيادي از زمان و هزينه، شناسايي كنند.

اجزاي يك طرح كسب و كار:
1- اهداف كلي
2- مشخصات مجري طرح و همكاران
3- تعريف و توصيف كسب و كار
4- تحليل استراتژي بازار
5- تحليل مالي
6- خلاصه

طرح كسب و كار نشان دهنده چيست؟
آماده كردن يك طرح كسب و كار نتيجه نهايي روند طرح ريزي نيست ، بلكه تحقق طرح ، هدف نهايي است. با اين وجود نوشتن طرح يك مرحله مياني مهم است. طرح نشان مي دهد كه بمنظور يك كسب و كار محرز ، بررسيهاي دقيق در ايجاد كسب و كار انجام شده است و براي راه اندازي آن كارآفرين ، وظيفه اش را انجام داده است.

هدف طرح
وجود يك طرح كسب و كار رسمي ، صرفنظر از اندازه كسب و كار آن ، به همان اندازه كه براي راه اندازي مهم است براي يك كسب و كار برقرار ( محرز ) نيز مهم است.
اين طرح چهار عمل اصلي را بصورت زير انجام مي دهد:

1- به مدير يا كارآفرين كمك مي كند كه جوانب و پيشرفت پروژه يا كسب و كارش را مشخص ، متمركز و بررسي كنند.

2- يك چهارچوب منطقي و حساب شده ايجاد مي كند تا در آن يك حرفه بتواند توسعه يابد و تدابير مربوط به آن حرفه را در چند سال آينده دنبال مي كند.

3- بعنوان ماخذ و مبنايي براي مذاكره با اشخاص ثالث مانند سهامداران ، دفاتر نمايندگي ، بانكها ، سرمايه گذاران و ... بكار مي رود.

4- معياري را براي سنجش وضعيت واقعي كسب و كار در برابرآنچه كه بايد باشد، ارائه مي دهد.

همانطور كه دو شغل مثل هم وجود ندارد و بنابراين طرحهاي كسب و كار مانند هم نيز وجود ندارد. از آنجائيكه ، برخي موضوعات در طرح به يك طيفي از كسب و كارها مرتبط هستند بنابراين اين امر مهم است كه مفاد و مندرجات طرح ها با امور فردي متناسب باشد. با اين حال ، بيشتر طرح ها از يك ساختار آزموده شده و نظر عمومي بر روي ( در مورد ) آماده سازي طرحي ك بطور وسيعي قابل اجراست متابعت مي كنند.
طرح كسب و كار مي بايست نگرشي واقع بين از پيش بيني ها ومقاصد بلندمدت داشته باشد. اين ديد و نگرش چهارچوبي را به وجود مي آورد كه طرح بايد در آن فعاليت كند و نهايتا" يا موفق مي شود يا شكست مي خورد. براي مديران و يا كارآفريناني كه به دنبال حمايت خارجي هستند ، آماده كردن يك طرح جامع ، موقيت را در افزايش بودجه ها يا تجهيز پشتيبان ضمانت نخواهد كرد. عدم وجود يك طرح منطقي ، يقينا شكست را حتمي خواهد كرد.

اهميت پروسه
ايجاد يك طرح كسب و كار رضايت بخش امري پردردسر ، اما ضروري است ، روند برنامه ريزي ، مديران يا كارآفرينان را وادار مي كند كه كاملا دريابند آنچه را كه مي خواهند بدست بياورند و اينكه چطور و كي آنرا انجام دهند. حتي اگر هيچ حمايت خارجي هم نياز نباشد ، طرح كسب و كار مي تواند براي دوري گزيدن از اشتباهات يا تشخيص فرصتهاي پنهاني نقش حياتي را بازي كند.
براي عده بسيار زيادي از كارآفرينان و طراحان ، روند طرح ريزي (‌ فكر ، مذاكره ، تحقيق ، تجزيه و تحليل ) به اندازه طرح نهايي و يا حتي بيشتر از آن مفيد است.
بنابراين حتي اگر به يك طرح رسمي نياز نداريد ، درباره روند طرح ريزي بطور دقيقي فكر كند. اين كار مي تواند سود زيادي براي طرح كسب و كار شما داشته باشد.
هفته هاي بسيار زياد كار سخت و پيش نويسهاي متعدد را از زمان بروز طرح تا گرفتن حق كار پيش بيني كنيد. يك طرح مكتوب واضح با بسته بندي جذاب سبب خواهد شد تا حاميان ، سرمايه گذاران و ... آسانتر به آن گرايش پيدا كنند . يك طرح كسب و كار كاملا آماده نشان خواهد داد كه مديران يا كارآفرينان، كار را مي شناسند و آنها را براي پيشرفت طرح بر حسب فرآوريها ، مديريت ، سرمايه ها و مهمتر از همه بازارهاي اقتصادي و رقابت انديشيده اند.منبع

+ نوشته شده در  2007/5/5ساعت 14:0  توسط دوغا  | 

کسب و کارهای کوچک

تعريف كسب و كار كوچك:
به منظور تحليل آماري و با قاعده در خصوص كسب و كار كوچك ، بايد گفت كه اين مقوله داراي قوانين اجرايي تجاري است. هر صنعتي بر اساس درآمد و ميزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردي را براي خود تعريف مي‌كند. در بيشتر موارد اين تعريف به واسطه نمايندگي‌هاي دولتي تعريف مي‌شود تا تحت قوانين تغييرپذير دولتي تحليل ‌هايي را صورت دهند. به علاوه ، اين استانداردها براي برنامه‌هايي كه در خصوص كمك بهبود به امور مالي است كارا مي‌باشد. كسب و كار كوچك بصورت مستقل است و هر شركتي با كمتر از 500 پرسنل در اين حيطه قرار مي‌گيرد. اين اندازه مرسومترين استاندارد تعريف شده است. در آمريكا حدود 5/22 ميليون كسب و كار مستقل از كشاورزي و زراعت وجود دارد كه 99 درصد آن كسب و كار كوچك(Small Business) به حساب مي‌آيند.


راهنماي شروع يك كسب و كار كوچك:
اين راهنما به منظور آن تدوين شده است كه بتواند با بيان تمامي نكات و در عين حال حفظ سادگي و قابل فهم بودن، به شما در راه ايجاد يك كسب و كار موفق كمك كند.


گام اول: ارزيابي اوليه
- آيا كارآفريني براي شما ساخته شده است ؟
بديهي است كه شروع يك كسب و كار جديد ريسكهاي زيادي را به همراه دارد كه البته با برنامه ريزي مي‌توان شانس موفقيت را بالا برد. بنابراين بهترين نقطه شروع آن است كه نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده يك كسب و كار بشناسيد.
- آيا شخصيتي مستقل و خودجوش داريد؟
اين را هميشه در نظر داشته باشيد كه در صورت شروع يك كسب و كار كوچك ، اين خود شما هستيد و نه شخص ديگر كه بايد تصميم بگيريد كه چگونه پروژه‌ها ، برنامه‌ها و زمان خود را مديريت كنيد.
- تا چه حد با شخصيتهاي متفاوت و افراد گوناگون مي‌توانيد ارتباط برقرار كنيد؟
صاحبان كسب و كار ناگزيرند كه با افراد و اقشار مختلفي سرو كار داشته باشند. آيا شما مي‌توانيد با مشتريان، تامين‌كنندگان، كاركنان و ... در جهت منافع كسب و كار خود ارتباط برقرار كنيد.
- تا چه حد قدرت تصميم‌گيري داريد؟
صاحبان كسب و كار كوچك بايستي بطور متداوم ، به سرعت و در شرايط بحراني بتوانند مستقلا" تصميم‌گيري كنند.
- آيا شما استقامت فيزيكي و احساسي لازم براي اداره يك كسب و كار را داريد؟
مالكيت يك كسب و كار علاوه بر چالش و هيجان ، مستلزم فشاركاري زياد ، ساعتهاي كاري زيادي مي‌باشد. آيا شما مي‌توانيد 12 ساعت در روز و هفت روز در هفته را كار كنيد؟
- تا چه حد مي‌توانيد برنامه‌ريزي و سازماندهي كنيد؟
تحقيقات نشان مي‌دهد بسياري از شكستها در صورت برنامه‌ريزي صحيح ، به وجود نمي آمد.
- آيا انگيزه لازم را براي تحمل مشقات را داريد؟‌
ممكن است شما در حين اداره يك كسب و كار احساس كنيد كه در برخي مواقع توانايي تحمل تمامي مشقات و زحمات را به تنهايي نداريد و فقط داشتن انگيزه قوي است كه مي‌تواند در اين مواقع سختي ، دلگرم و اميدوار سازد.
- اين كسب و كار چگونه خانواده شما را متاثر مي‌سازد؟
سالهاي اوليه شروع يك كسب و كار مي‌تواند سختي‌هايي را براي خانواده و زندگي شخصي شما ايجاد كند. در عين حال ممكن است خانواده شما تا به سوددهي رسيدن كسب و كار ، دچار مشكلات و فشارهاي مالي شوند. بنابراين حمايت و يا عدم حمايت خانواده نقش مهمي در شروع و ايجاد يك كسب و كار دارد.
اين حقيقت دارد كه دلايل زيادي براي عدم شروع يك كسب و كار كوچك و مستقل وجود دارد ، اما براي افرادي كه واجد شرايط فوق هستند ، مزاياي زيادي وجود دارد كه قطعا" از ريسكهاي آن بيشتر است.
اينكه شما خادم و مخدوم خود مي‌شويد!
زحمت و تلاش و ساعتهاي كاري زياد مستقيما" به نفع شماست و نه شخص ديگر!
امكان كسب درآمد و رشد ، محدوديت كمتري دارد.
چالش و هيجان كار براي شما افزايش مي‌يابد.
اداره يك كسب و كار مستقل امكان فراگيري زيادي را براي شما فراهم مي‌آورد.


گام دوم: برنامه ريزي كسب و كار
شروع يك كسب و كار نياز به انگيزه ، علاقه و استعداد دارد. همچنين نياز به تحقيقات وسيع و برنامه‌ريزي صحيح دارد. اطلاعات زير براي تهيه طرح كسب و كار ( Business Plan ) مي‌تواند بسيار مؤثر واقع شود:
- قبل از شروع به كار ليستي از تمامي دلايلي كه مي‌خواهيد بخاطر آنها وارد دنياي تجارت شويد ، تهيه كنيد. مثلاً:
شما مي‌خواهيد رئيس خود باشيد.
شما مي‌خواهيد استقلال مالي داشته باشيد.
شما مي‌خواهيد آزاد باشيد.
شما مي‌خواهيد آزادانه تمامي تواناييها و دانسته‌هاي خود را به كار ببريد.
- سپس بايستي تعيين كنيد كه اصولا" چه كسب و كاري براي شما مناسب است. لذا اين سؤالات را از خود بپرسيد:
من دوست دارم با وقت خود چه كاري انجام دهم؟
چه مهارتهاي تكنيكي من تا به حال آموخته‌ام؟
به نظر ديگران من در چه كارهايي مهارت دارم؟
من چقدروقت آزاد براي اداره يك كسب و كار موفق دارم؟
آيا من هيچ سرگرمي يا علاقه‌اي كه قابل تبديل شدن به كسب و كار شدن را داشته باشند ، دارم؟
- پس از تعيين كسب و كار مناسب تحقيقات لازم را جهت پاسخ به سؤالات زير به عمل آوريد:
آيا ايده من كاربردي است و آيا نيازي را برآورده خواهد كرد؟
رقبي من چه كساني خواهند بود؟
مزيت رقابتي شركت من نسبت به شركتهاي موجود چيست؟
آيا من مي‌توانم خدمت بهتري ارائه دهم؟‌
آيا من مي‌توانم براي كسب و كار جديد خود تقاضا ايجاد كنم؟
- آخرين مرحله قبل از تهيه طرح كسب و كار اين است كه چك ليست زير را تهيه كنيد و پاسخ دهيد:
من علاقه به شروع چه كسب و كاري دارم؟
چه خدمتي يا كالايي قرار است ارائه دهم؟ در كجا قرار است اين كار را انجام دهم؟
چه مهارت و تجربه‌اي براي اين كار دارم؟
ساختار قانوني شركت من چگونه خواهد بود؟ ( سهامي عام، خاص و ... )
اسم كسب و كار چه چيزي باشد؟
چه امكانات و تجهيزاتي نياز خواهم داشت؟
به چه تسهيلات و امكانات بيمه‌اي نياز خواهم داشت؟
پاسخ شما به تمامي سؤالات بالا شما را در طراحي يك كسب و كار كامل جامع ياري مي‌كند.


گام سوم: تامين منابع مالي
يكي از كليدهاي اساسي موفقيت و پيشرفت در شروع كار ، جذب و تامين منابع مالي كافي براي راه‌اندازي يك كسب و كار كوچك است. اطلاعات زير تكيه بر روشهاي جمع‌آوري پول براي شركتهاي كوچك دارد. همچنين شما را در تهيه درخواست وام ( Loan Prposal ) ياري مي‌دهد. منابع زيادي براي جمع‌آوري سرمايه وجود دارد. بايد توجه داشته باشيم كه قبل از تصميم‌گيري ، تمامي منابع ممكن را جستجو كنيم :
- پس‌اندازهاي شخصي
- دوستان و افراد خانواده
- بانكها و مؤسسات اعتباري
- شركتهاي سرمايه گذاري مخاطره آميز

چگونه يك درخواست وام ( Loan Prposal ) تهيه كنيم؟
مورد قبول واقع شدن درخواست شما بستگي به نحوه تنظيم درخواست شما دارد. بخاطر داشته باشيد كه وام دهندگان در كاري سرمايه‌گذاري مي‌كنند كه نسبت به بازگشت سرمايه خود مطمئن باشند. بنابراين يك درخواست وام خوب شامل اطلاعات زير بايد باشد:
  اطلاعات كلي راجع به شركت :
- نام و آدرس شركت ، نام مدير ،‌ اعضاي هيئت مديره و ...
- دليل نياز به وام ،‌مورد مصرف وام و ضرورت آن.
- مبلغ دقيق موردنياز براي رسيدن به اهداف مربوطه.
تاريخچه كسب و كار :‌
- تاريخچه و طبيعت كار ، توضيح كامل در مورد نوع كار ، قدمت و كاركنان و دارايي‌هاي آن.
- اطلاعات كامل راجع به نحوه مالكيت و ساختار قانوني شركت.
اطلاعات راجع به مديريت :
نوشته كوتاهي راجع به مديران ، سوابق ، تحصيلات ، تجربيات و مهارتهاي آنان تهيه كنيد.
اطلاعات بازار :
- به وضوح محصول و يا خدمت شركت خود و بازار آن را تشريح كنيد.
- بازار رقابت و رقباي خود را شناسايي كرده و مزيت رقابتي خود را بيان كنيد.
- اطلاعاتي راجع به مشتريان و اينكه چگونه كسب و كار شما نيازهاي آنها را برطرف مي‌كند ، تهيه كنيد.
اطلاعات مالي :
- صورتهاي مالي و سود و زيان 3 سال گذشته خود را ارائه كنيد. در صورت شروع يك كسب و كار جديد درآمدهاي پيش‌بيني شده را ارائه كنيد.
- اطلاعات مالي راجع به خود و ساير سهامداران عمده شركت را بيان كنيد.
- و در آخر سوگندي مبني بر تعهد نسبت به وام ياد كنيد و امضاء نمائيد.

وام دهندگان بر چه اساسي شما را مي‌سنجند؟
وقتي وام دهندگان درخواست شما را بررسي مي‌كنند شش فاكتور را مدنظر قرار مي‌دهند كه به شرح زير مي‌باشند:
 
6C مالي:
1. Character : شخصيت وام گيرنده و ميزان تعهد و جواني و اخلاقي وي مبني بر بازگشت وام در زمان مقرر.
2. Capacity to pay : ظرفيت بازپرداخت وام گيرنده كه بر اساس تجزي تحليل و بررسي درخواست وام ، صورتهاي مالي و ساير مدارك مالي وي تعيين مي‌شود.
3. Capital : شامل مجموع كل بدهي‌ها و دارايي‌ها مي‌باشد كه وام دهندگان ترجيح مي‌دهند كه نسبت بدهي به دارايي شركتها حتي‌المقدور كمتر باشد چرا كه نشانگر پايداري مالي شركت است.
4. Collateral : ميزان وثيقه كه هر چه بيشتر باشد و اختلاف آن با مبلغ ،‌ وام داده شده كمتر ، اطمينان خاطر وام دهنده از بازپرداخت وام بيشتر خواهد بود.
5. Conditions : شرايط كلي اقتصادي ، جغرافيايي وسعتي شركت ...
6. Confidence : يك وام گيرنده موفق سعي مي‌‌كند كه اطمينان وام دهنده را از 5 مورد قبلي جلب كند و وي را به وام دادن ترغيب نمايد.
و در آخر براي جمع‌بندي چك ليست زير را ارائه مي‌كنيم كه البته برخي از بندها بنابر نوع و ماهيت كسب و كار قابليت تغيير و يا حذف دارند. چك ليست كلي شروع يك كسب و كار كوچك :
- انتخاب كسب و كار بر اساس علاقه و توانايي‌ها
- انجام تحقيقات و بررسي‌هاي لازم در مورد ايده كيب و كار
- تهيه طرح كسب و كار و طرح بازاريابي
- انتخاب يك نام براي كسب و كار
- چك كردن حق استفاده از نام انتخاب شده و كسب اجازه براي استفاده از‌ آن نام
- ثبت كسب و كار با نام انتخاب شده
- تعيين مكان مطلوب براي شروع كسب وكار
- چك كردن و بررسي قوانين منطقه‌اي ( منطقه انتخاب شده براي احداث كسب و كار )
- تعيين نوع ساختار قانوني شركت و مستندسازي
- اخذ اجازه ها و ليسانس‌هاي مورد نياز
- ثبت حقوق انحصاري ( Copy right )
- در صورت كارآفريني و يا خلق محصول جديد ، ثبت Patent
- انجان تبليغات و نشر اعلاميه هاي لازم مبني بر شروع كسب وكار جديد
- تهيه خطوط تلفن كاري و ساير تجهيزات موردنياز
- انجام كارهاي مربوط به بيمه
- اخذ اطلاعات مربوط به ماليات شركت
- بيمه‌كردن كاركنان و جمع‌آوري اطلاعات راجع بع قوانين كار
- تعيين سيستم دستمزد حقوق و نحوه جبران خدمات كاركنان ( در صورت وجود )
- افتتاح يك حساب بانكي براي كسب و كار
- چاپ كارتهاي تجاري براي شركت و ايجاد آرم براي شركت
- خريد تمامي لوازم تجهيزات موردنياز
- ايجاد E-mail و Website براي شركت
- انجام تبليغات وسيع‌تر در نشريات و تلويزيون و...
- تماس با تمامي افراد ممكن اعم از خانواده و غير هم ، مبني بر شروع كسب و كار جديد
- ساير موارد
منبعمنبع

+ نوشته شده در  2007/5/5ساعت 13:55  توسط دوغا  | 

كسب و كار خانگي

تعريف: به هر نوع فعاليت اقتصادي در محل سكونت شخصي كه با استفاده از امكانات و وسايل منزل راه اندازي شود كسب و كار خانگي ميگويند.

اهميت كسب و كار خانگي: امروزه كسب و كارهاي خانگي از بخشهاي حياتي و ضروري فعاليتهاي اقتصادي كشورهاي پيشرفته محسوب ميشوند. كسب و كار خانگي از نظر ايجاد شغل ، نوآوري در عرضه محصول يا خدمات ، موجب تنوع و دگرگوني زيادي در اجتماع و اقتصاد هر كشور ميشوند. همچنين براي جوانان ، كسب و كارهاي خانگي نقطه شروع مناسبي براي راه اندازي كسب و كار شخصي است، زيرا راه اندازي آن در مقايسه با ديگر انواع كسب و كار ساده و آسان است. به عنوان نمونه شما ميتوانيد با يك دستگاه رايانه و يك خط تلفن ، يك كسب و كار اينترنتي راه بيندازيد و كارها و خدمات مختلفي را به مردم عرضه و ازاين راه براي خود درآمد كسب كنيد.

سابقه كسب و كارهاي خانگي: كسب و كارهاي خانگي در ايران سابقه ديرينه دارند. بسياري از صنايع دستي كه امروزه هم وجود دارند، در منازل و محل سكونت افراد توليد ميشده اند. بطور كلي كسب و كار خانگي پديده جديدي نيست ،بلكه در نتيجه تغييرات و تحولاتي كه در فعاليتهاي اقتصادي - اجتماعي امروز به وجود آمده به آن توجه بيشتري شده است و اين نوع كسب و كارها روز به روز گسترش و توسعه مي يابند.

دلايل انتخاب كسب و كار خانگي:
بالا بردن كيفيت زندگي: امروزه اكثر صاحبان كسب و كار هاي خانگي بر اين باورند كه كار كردن در خانه، كيفيت زندگي آنان را بهبود ميبخشد. كاركردن در خانه باعث ميشود كه وقت بيشتري به خانواده و خانه اختصاص يابد و به ديگر مسائل و موضوعات خانواده، از قبيل تربيت و پرورش فرزندان توجه بيشتري شود.به طور كلي امروزه كار و زندگي بيش از پيش در همديگر ادغام شده اند.
توسعه فن آوري: امروزه با پيشرفتهاي زيادي كه در زمينه علوم رايانه و ديگر وسايل ارتباطي به وجود آمده، محيط خانه محل مناسب و كاراتري براي كسب و كار شده است.

مزاياي كسب و كار خانگي:
1- آزادي و استقلال عمل بيشتر
2-ساعات كاري انعطاف پذير
3-ايجاد تعادل و موازنه بيشتر بين كار و زندگي
4-پايين بودن هزينه راه اندازي
5-پايين بودن ميزان ريسك
6-امكان كاركردن پاره وقت
7-راحت تر بودن تربيت بچه ها
8-داشتن فرصت و زمان بيشتر
9-تناسب با ويژگيهاي جسمي افراد معلول و كم توان
10-احتمال موفقيت بيشتر
11-تناسب با اقشار مختلف
12-احساس راحتي بيشتر
13-عدم نياز به مجوز

براي راه اندازي كسب و كار خانگي موارد زير را بايد در نظر بگيريد:
1-درباره ايده كسب و كارتان تحقيق كنيد.
2-درباره محصول يا خدماتتان نيز اطلاعات كسب كنيد.
3-محل كار خود را تعيين كنيد.
4-مشاركت ديگر اعضاي خانواده را جلب كنيد.
5-اسم مناسبي براي كسب و كارتان انتخاب كنيد.
6-اسياب و تجهيزات مناسبي براي كسب و كارتان تهيه كنيد.
7-پوشش مناسب و درخور براي كسب و كارتان فراهم كنيد.
8-يك صندوق پستي به كسب و كارتان اختصاص دهيد.
9-با دوستان و همسايگانتان رك و صادق باشيد.
10-حساب بانكي براي كسب و كارتان باز كنيد.
12-ارتباطات بيشتري با ديگران برقرار كنيد.
13-از داشتن كسب كار خانگي واهمه و خجالتي نداشته باشيد، بلكه به آن افتخار كنيد.
+ نوشته شده در  2007/5/5ساعت 13:54  توسط دوغا  | 

‏آموزش راهي براي ايجاد احساس مفيد بودن

 طبق نظريات مختلف روانشناسي کار، آنچه موجب مي گردد تا کارگر در محيط کار به بهترين شکل ممکن در جريان توليد قرار گيرد برآورده شدن نيازهاي گوناگون اوست. ازجمله نيازهاي اساسي نيروي کار جداي از نيازهايي مانند حقوق و مزايا ايجاد احساس مفيد بودن و داشتن تاثير مثبت در جريان توليد است به طوري که کارگر احساس کند کاري که به عهده او گذاشته شده است در توليد محصول نهايي نقش موثري دارد. اين بحث که براي اولين بار در کارخانه خودرو سازي ‏Volvo‏ مورد توجه قرار گرفت موجب گرديد اين احساس در نيروي کار ايجاد شود که تاثيرات بسيار چشمگيري در انجام درست و به موقع کارها داشت. در اين کارخانه وظايف خرد و بي اهميتي که توسط افراد متعدد انجام مي شد (‏mici mouse job‏) تجميع شده و مجموعه کارها بر عهده گروه همان عده از کارگران نهاده شد و مثلا وظيفه بستن يک پيچ توسط يک کارگر به جمع آوري بخشي از يک موتور توسط چندين نفر تبديل گرديد.‏‎ ‎
يک مدير موفق بايد به گونه اي به اين مطلب توجه نمايد که هر يک از کارکنان به بهترين شکل اين احساس را در خود پيدا کنند. اين بسيار مهم است که در محيط کار مدير به هر دو نياز کارکنان خود که شامل نيازهاي مادي ‏‎(Man as an animal)‎‏ و نيازهاي انساني و معنوي ‏‎(Man as a human)‎‏ است، توجه کند. در واقع وي بايد بتواند احساسهايي را که يک فرد عادي براي سالم بودن به آنها نياز دارد ايجاد نمايد. اين نيازها که به تئوري 4 م معروف است عبارتند از: مفيد بودن، مطرح بودن، مهم بودن و محبوب بودن.‏
يکي از بهترين و مفيدترين راه ها بحث آموزش است. آموزشهاي حين کار علاوه بر اينکه باعث بالا بردن سطح دانش و آگاهي کارکنان مي گردد و موجب کاهش صدمات و آسيب هاي جاني و مالي براي کارخانه مي گردد، خلاقيت کارکنان را بالا برده و موجب بهبود کيفيت خواهد شد. مساله آموزش حين کار به قدري اهميت دارد که حتي اگر يک مدير نساجي تمام موارد و مسائل مورد نياز از جهت فني را به کارگران آموزش دهد توصيه مي شود اين دوره ها را در شاخه هاي غير از نساجي ادامه دهد تا کارکنان هميشه در حال يادگيري و آموزش باشند. در چنين شرايطي است که مي توان کارکنان را عاملي به واقع موثر در فرآيند توليد دانست و توسعه و افزايش توليد و کيفيت را مشاهده نمود.‏منبع

+ نوشته شده در  2007/5/5ساعت 11:59  توسط دوغا  | 

بخش هایی از کتاب «از دولت عشق» اثر کاترین پاندر


خانم کاترين پاندر، کشيش امريکايي، کتاب از دولت عشق را موفق ترين کتاب خود مي داند. کتابي که هم براي نويسنده و نيز براي خوانندگانش معجزه هاي بيشمار آفريده است. با توجه مدام به يک شي زيبا، تصوير ذهني آن را مي آفرينيد و آن تصوير از طريق شما و ديگران، وارد کار و فعاليت مي شود تا زيبايي بيشتري برايتان بيافريند. مطلب مهم اين است که دست به کاری بزنيد که آغازين به سوي زيبايي محسوب مي شود، حتي اگر گامي کوچک باشد. با اين کار، زيبايي، برکت و فزوني مي يابد. آنگاه شما قادر مي شويد که زيبايي را برخيزانيد و زنده کنيد و زندگي و جهانتان را بستائيد.

بخش هایی از کتاب «از دولت عشق» اثر کاترین پاندر:
-هر گاه بدانی که مردمان عشقند، همه عوض خواهند شد ما نیز در چشم مردم عوض خواهیم شد.
از دولت عشق پیکارها آسانتر از کار برد سلاح و جنگ افزار به پیروزی می رسد.
بار تو، وزن سنگین همه معایبی است که در دیگران یافته ای. پس دیگر چرا گله می کنی؟ مگر خودت این معایب را نیافته ای و کشف نکردهای؟پس تماماً متعلق به خود توست.
صحبت در باره پلیدی باعث بروز پلیدی می شود، هر چه بیشتر به شر توجه کنید، بر شرّ آن می افزایید. هر عیبی را که در دیگران ببینید، همان عیب یا نقصی مشابه را به زندگی فرا می خوانید. ایراد گرفتن از دیگران سبب می شود که خودتان با نفی و انکار روبرو شوید.
وصف نیکی بر نیکی می افزاید.
جرأت کن باور داشته باشی.
- اگر پالایش را در پیش گیرید هرگز چیزی را از دست نمی دهید به عکس، برای پرورش عشقی آزادانه تر و رضایت بخش تر راه می گشایید، تا همه آنان که از این خوان نعمت بهره ای دارند بتوانند هماهنگ تر محبت کنند و محبت ببینند.
آزاد کردن دیگران به معنای آزاد کردن خودتان است.
هر گاه نسبت به دیگران احساس دلبستگی می کنید، ناخودآگاه احساس وابستگی نیز می کنید و از اسارتی که خود آفریده اید، خراشیده و ساییده می شوید. ولی اگر احساس کنید که مسأله ای یا شخصی یا ...شما را در فشار قرار داده است رها می کنید. کلید را به سوی آزادی می چرخانید. یادتان باشد که شما حاکم موقعیتها هستید، نه برده آنها
وقتی در کمال جرأت و شهامت شخص یا چیزی که شما را به اسارت در آورد، رها می کنید، به جای اینکه قربانی باشید قادر می شوید . همان طور که توانسته بودید خود را به اسارت در آورید، پس می توانید خود را از اسارت برهانی و آزاد سازید.
اغلب به نام عشق می خواهیم دیگران را خرد و خمیر کنیم و به شکل دلخواه خود در آوریم اما این عشق نیست، تملکی خودخواهانه است که به جای رهایی و آزادی، اسارت می آورد.- به یکدیگر عشق بورزید اما عشق را به بند نکشانید... بگذارید میان با هم بودنتان فضایی و فاصله ای باشد. با یکدیگر بخوانید و برقصید و شادمان باشید، اما بگذارید هر یک از شما تنها باشد... در کنار هم بمانید اما نه چسبیده به هم.
فرزندانتان از آن شما نیستند. آنان پسران و دختران زندگی اند، آنها از طریق شما می آیند، اما نه از شما، هر چند با شما هستند، از آن شما نیستند. شاید تن آنها را مأوا دهید، اما نه جانشان را ... شاید بکوشید همچون آنها باشید اما نکوشید آنها را چون خود کنیدمنبع
+ نوشته شده در  2007/3/6ساعت 19:21  توسط دوغا  | 

::::: با اعتماد به نفس ...

"با اعتماد به نفس به سوی رویای خویش گام بردار . آن زندگی را که برای خویش تصویر کرده ای زندگی کن .
هر چه زندگی را ساده تر و بی آلایش تر بگیری قوانین گیتی و هستی نیز ساده تر خواهند شد
. تنهایی دیگر تنهایی نخواهد بود . فقر دیگر فقر نخواهد بود . نقطه ضعف هم نقطه ضعف نخواهد بود."

"Go confidently

in  the direction of your dreams!

Live the life you’ve imagined.

 

As you simplify your life,

the laws of the universe

will be simpler;

 

Solitude will not be solitude,

poverty will not be poverty,

nor weakness weakness."

منبع

+ نوشته شده در  2007/3/6ساعت 19:18  توسط دوغا  | 

من آموخته ام كه :

 

  • آموخته ام که نگويم اي کاش آن کار را طور ديگري انجام داده بودم بلکه بگويم بار ديگر آن کار را طور ديگري انجام خواهم داد.
  • آموخته ام که بايد بر زمان مسلط باشم نه به زير فرمان آن .
  • آموخته ام هر سفر دور و درازي با بر داشتن تنها يک گام آغاز مي شود.
  • آموخته ام خطاهاي ديگران را مانند خطاهاي خويش تحمل کنم.
  • آموخته ام که مرد بزرگ به خود سخت ميگيرد و مرد کوچک به ديگران.
  • آموخته ام که دانش خود را به ديگران آموزش دهم و دانش ديگران را بيا موزم بنابراين علم خود را انفاق کرده ام و آنچه را نمي دانم آموخته ام.
  • آموخته ام بيش از آنکه مرا بفهمند ديگران را درک کنم.
  • آموخته ام بيش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم.
  • آموخته ام که هميشه فردي خوشبين باقي بمانم چراکه زندگي و موهبتهاي آن را دوست دارم.
  • آموخته ام اگر از هر چيزي بهترينش را ندارم ولي از هر چيز که دارم بهترين استفاده را کنم.
  • آموخته ام لبخند ارزان ترين راهي است که مي توان با آن نگاه را وسعت بخشيد.
  • آموخته ام آن چرا امروز در دست دارم ممکن است آرزوي فرداهايم باشد.
  • آموخته ام که زندگي مثل يک نقاشي است با اين تفاوت که در آن از پاک کن خبري نيست.
  • آموخته ام که هيچ روزي از امروز با ارزش تر نيست.
  • آموخته ام زياده گويي شايد مقدمه ناشنوائي باشد.

منبع

 

1-      زنگي مرا با اين حقيقت كه هر چيزي را مي توان بهتر انحام داد به مبارزه مي طلبد .

2-      اگر از خودم بهترين ها را ارائه نكنم نبايد از زندگي انتظار بهترين ها را داشته باشم .

3-      هر چه قدر بيشتر به مردم خدمت كنم بيشتر در دل آنها جاي مي گيرم .

4-      هر دستاورد بزرگي روزگاري غير ممكن به نظر مي رسيده است .

5-      وقتم را صرف نگران بودن در مورد چيز هائي كه نمي توانم تغييرشان دهم ، نكنم .

6-      مقام را مي توان خريد ولي احترام را بايد به دست آورد .

7-      تا زماني كه نتوانم هنر سكوت كردن را در خودم توسعه دهم نبايد لب به سخن بگشايم .

8-      پند و اندرز دادن كار سختي است و پيروي از آن سخت تر .

9-      براي بهبود يك رابطه آسيب ديده هيچ وقت دير نيست .

10-     زندگي سفر نيست ؛ زندگي هدف نيست ؛ زندگي يك روز متحول است كه من قدم به قدم آن را طي مي كنم و اگر بتوانم اين قدم ها و لحظات را شادي آفرين كنم به معني واقعي زندگي رسيده ام .

11-      هر چه قدر قدرت خلاقيتم بيشتر باشد متوجه چيز هاي بيشتري مي شوم .

12-     هرگز نبايد سرم انقدر شلوغ باشد كه خواهش و تشكر كردن را فراموش كنم .

13-     يك شخص صرفا ً به اندازه كلامي كه بر سر زبان مي آورد خوب است .

14-     در شمارش اهانت هائي كه ديگران به من مي كنند خيلي سريع هستم اما به ندرت درباره لطمه اي كه من به ديگران وارد كرده ام مي انديشم .

15-     فكر كردن زياد در مورد گذشته انسان را از رسيدن به اهدافش در آينده باز مي دارد .

16-     هر وقت در مورد چيزي با ملايمت تصميم مي گيرم معمولا ً تصميم درستي مي گيرم .

17-     نمي توان انتظار داشته باشم تا ديگران مشكلاتم را حل و فصل كنند .

18-     شوق و ذوق گرفتني است نه آموختني .

19-     ديدن آثار منفي شخصيتي خودم در وجود فرزندانم خيلي دردناك است .

20-     مردم با من همان گونه رفتار مي كنند كه من به آنها اجازه مي دهم رفتار كنند.

21-     وقتي نصيحتي مي كنم بهتر است كوتاه و مختصر باشد .

22-     من نمي توان از فرزندانم انتظار داشته باشم به نصايح من گوش دهند وقتي كه خودم به آنها عمل نمي كنم .

23-     عمل كردن بهتر از حمله ور شدن است .

24-     هرگز در حضور يك آدم شاد و بشاش حوصله ام سر نرفته است.

25-     بدترين مردم كسي است كه گناهي را نبخشد و بخشش مستلزم تمرين كردن است .

26-     هر وقت خشمگين بودم بدترين تصميمات را گرفته ام .

27-     اگر به كسي اجازه دهم مرا خشمگين كند به او اجازه داده ام تا بر من غلبه كند .

28-     انتقام گرفتن فقط اجازه مي دهد تا افرادي كه به من لطمه زده اند بيشتر به من لطمه بزنند .

29-     پشيماني در خصوص گذشته و ترس از آينده دزدان دوقلوئي هستند كه لحظه فعلي را از من مي ربايند .

30-     زندگي مانند يك هندوانه سر بسته است ، گاهي اوقات فقط بايد ايمان داشت .

31-     مسائل را يكجا و با هم نمي شود حل كرد .

32-     وقتي غم را تجربه كردم بايد آن را رها كنم .

33-     اگر كسي را دوست دارم بايد او را همان طور كه هست بپذيرم .

34-     حيوانات گاهي وقت ها مي توانند قلب مرا بهتر از انسان ها گرم كنند .

35-     كودكان بهترين آموزگاران خلاقيت ، پايداري و عشق بدون شرط هستند .

36-     صحبت كردن درباره مشكلات هميشه ياري دهنده نيست .

37-     عمل كسي كه احساسات مرا جريحه دار مي كند بي اهميت است ، مگر اينكه من در به خاطر سپردن آن پا فشاري كنم .

38-     گذشته را نمي توانم تغيير دهم ولي مي توانم آن را رها كنم .

39-      مردمي كه هنر زندگي كردن را آموخته اند به نظر مي رسد توسط يك قطب نماي دروني هدايت مي شوند ، ممكن است آنها هميشه در مسير صحيحي قدم بر ندارند ولي روشي دارند كه هميشه آنها را به مسير درست باز مي گرداند .

40-     وقتي با همسر و يا دوستان و همكارانم بگو مگو مي كنم ، نخستين كسي كه مي گويد : " متاسفم از اينكه احساسات تو را جريحه دار كردم ، خواهش مي كنم مرا ببخش " برنده است .

41-     اگر من درباره مشكلات زناشوئي خود با دوستانم بيشتر از همسرم صحبت كنم ، جدا ً به دردسر مي افتم .

42-     شوهران با هوش مي دانند كه اظهار عشق كردن هرگز به پايان نمي رسد .

43-     كودكان بيش از هرچيز به آغوش كشيده شدن نياز دارند .
منبع

 

درگذر از زندگی آموختم :

که: می توان در یک لحظه تصمیم گرفت و یک عمر رنج کشید.

که: می توان افکار را کنترل کرد یا آنها تو را کنترل میکنند.

که: بلوغ به تجربه هایت و درسهایی که از آنها گرفتی مربوط است نه به سالهای زندگی ات.

که: قهرمان کسی است ، کاری راکه لازم است انجام شود بدون توجه به

عواقب آن انجام میدهد.

که: گاهی حق داری عصبانی باشی ، ولی حق نداری ظالم باشی.

که: مجبور نیستی دوستت را عوض کنی ، اگر بدانی دوستت عوض خواهد شد.

که: زندگی ات می تواند در یک لحظه توسط مردمی که تو حتی آنها را نمی شاسی تغییر کند.

که: حتی زمانی که تصور میکنی چیزی برای بخشیدن نداری ، میتوانی به کسی که کمک می طلبد کمک کنی.

که: اگر کسی آنگونه که تو می خواهی دوستت ندارد ، به این معنی نیست که در عشق او نقصی است.

که: با دوست می توان در سکوت و بدون انجام هیچ کار مشخصی بهترین اوقات را داشت.

که: کسانی را که بیشتر دوست داری زودتر از دست میدهی.
منبع

+ نوشته شده در  2007/3/6ساعت 18:48  توسط دوغا  | 

THE TOP TEN DO'S WHEN STARTING A BUSINESS

THE TOP TEN DO'S WHEN STARTING A BUSINESS      
  1. Live frugally to build a start-up nest egg.
  2. Be sure your intended business has long-term economic potential.
  3. Aim to become a specialist.
  4. Work first for someone else in your intended business.
  5. Adapt to your local market and tastes.
  6. Prepare a business plan before you start.
  7. Learn computer and e-commerce skills before you start.
  8. Have a lawyer and accountant before you start.
  9. Know how to keep score: learn accounting.
  10. Prepare frequent cash flow projections.

THE TOP TEN DON'TS WHEN STARTING A BUSINESS

  1. Don't be impatient in selecting a business.
  2. Don't quit your job without having a solid business plan in place.
  3. Don't sign a lease or franchise agreement without a lawyer.
  4. Don't tackle too big a challenge: better a one-foot hurdle than a seven-footer.
  5. Don't bet the family jewels: limit your liabilities.
  6. Don't start a business without experiencing it first.
  7. Don't overlook adequate employee training and motivating.
  8. Don't let anyone sign checks.
  9. Don't let anyone sign purchase orders.
  10. Don't hesitate to promptly cut costs in business downturns.
Take the business course, it's packed with valuable information written by business professionals in each field relating to the material.

Many viewers do not take the course in its entirety. There are pitfalls explained in all 14 sessions that a serious entrepreneur needs to know. Too often people fail in business because they make avoidable mistakes! This online, 14-session business course provides the basic do’s and don'ts for entrepreneurs


منبع
+ نوشته شده در  2007/3/3ساعت 17:20  توسط دوغا  | 

Business Start-up Quiz

Take this Quiz before you start your business and save yourself a lot of grief.  You can print it out and write down your answers, or simply come up with your answer and click on our "More to Think About" button to learn more.

  Can you handle not knowing where your next paycheck is coming from? Is Job Security important to you?  More to Think About.
Do you have the cash reserves to pay your (personal) bills for the next 2 years without any salary taken from your business? More to Think About.
In 5 years how much do you want to be making a year from your business (personal salary)? More to Think About.
What type of personal lifestyle do you want? Will your business allow for the hours and personal rewards that are important to you? More to Think About.
Have you been in the "power position" before? Are you a better leader or follower? More to Think About.
How does your age affect your business decision? The younger you are the better you may be able to handle risk, but how will a business failure or success affect the rest of your life plans? More to Think About.
Do you have the physical stamina to handle the stress and demands that a business venture will place on you? Business owners tend to need a lot of energy, do you have the reserves? More to Think About.
Do you love (or at least like) your current physical location? As a business owner, you will become part of the community for years to come. Is this where you want to be? More to Think About.
How much are you willing to risk financially? Most entrepreneurs put it all on the line (savings, credit, home) and many will lose it all. What can you lose? Are you willing to lose it? More to Think About.
List the top 5 reasons why you want to start this business. Then take a look at your personal life goals. What conflicts do you see? Can you make changes so that your personal and professional goals are closer to each other? More to Think About.

Once you are done with this quiz, you need to develop your business plan.  The business plan will be the roadmap that your business will follow to success.  Visit our Business Plan Area.

منبع

+ نوشته شده در  2007/3/3ساعت 17:19  توسط دوغا  | 

مدیریت و موفقیت

 

عنوان نكته

ده روش غلط مديريت

نويسنده

مهشيد باستاني پورمقدم

متن نكته

1) وقتي كاركنان، خوب كار مي‌كنند، مديران اصلاً توجه نمي‌كنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه مي‌كنند.

2) مديران ناكارآمد، واقعيت‌ها را براي كاركنان بازگو نمي‌كنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان مي‌دهند، سعي مي‌كنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.

3) ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه مي‌كنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.

4) با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد مي‌كنند. اين برخورد باعث مي‌شود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بي‌انگيزه باشند.

5) با اجراي سياست تفرقه ‌بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن مي‌ز‌نند.

6) كارهاي كوچك را به آدم‌هاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدم‌هاي نالايق مي‌سپارند.

7) با ديكته كردن قدم به قدم فعاليت‌ها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب مي‌كنند.

8) با عدم انعطاف‌پذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب مي‌كنند.

9) به دليل عدم تشخيص فرصت‌ها و تهديدها،‌ از انجام به موقع و حركت‌هاي توام با ريسك معذور است.

10) نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشم‌اندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات مي‌شود

منبع

بزرگ فكر كن، كوچك عمل كن، همين حالا شروع كن
«بزرگترين كارها» با «كوچكترين گام‌ها» آغاز مي‌شوند


انتقال قريحه رهبري

چند وقت پيش مقاله اي در مجله گزيده مديريت مطالعه مي كردم كه مقاله جالبي بود و تصميم گرفتم خلاصه آن مقاله را در اينجا بياورم و اگر فرصت شد نظر خودم را در مورد اين مقاله هم در انتها بياورم. لازم به ذكر است كه اين مجله ترجمه اي از مجله Harvard Business Review  است كه اين مقاله در شماره 61 اين مجله چاپ شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در اين مقاله به بررسي عملكرد 20 تن از مديران جنرال الكتريك پس از جدا شدن از اين شركت و تصدي سمت هاي مديريت در ساير شركت ها پرداخته است. اين بررسي به اين دليل انجام شده است كه مشخص شود آيا قريحه و ويژگي هاي مديريتي كه يك مدير موفق در يك سازمان داشته است، با تغيير سازمان و ورود به سازمان ديگر قابل انتقال است و در واقع يك مدير در چه صورت با انتقال از يك سازمان به سازمان ديگر مي تواند موفقيت خود را در سازمان جديد نيز تكرار كند. آيا لزوما يك مدير موفق در يك سازمان در صورت تصدي پست هاي مديريتي در سازمان هاي ديگر نيز موفق خواهد بود. در اين پژوهش به اين دليل مديران جنرال الكتريك مورد بررسي قرار گرفته اند كه ذاتا شركت جنرال الكتريك شركتي مدير پرور و در واقع صادر كننده مدير به ساير سازمان ها است و از اين نظر در ايالات متحده رتبه اول را دارد. البته شركت هايي مثل موتورولا و غيره نيز در رده هاي بعدي هستند. از بين مديران موفقي كه از جنرال الكتريك به ساير سازمان ها و شركت ها رفته اند برخي توانسته اند موفقيت هاي قبلي خود را در سمت و سازمان جديد خود تكرار كنند و برخي نيز در اين مهم نا موفق بوده اند.

در اين مقاله تجربيات، مهارت ها و تخصص هاي (قريحه) مدير به چند دسته كلي تقسيم شده است كه برخي از اين قريحه ها قابل انتقال از يك سازمان به سازمان ديگر است و برخي ديگر قابل انتقال نيستند. اين قرايح عبارتند از:

قريحه راهبردي:

ويژگي ها و قرايح راهبردي، آن دسته از ويژگي هاي مديريتي هستند كه نقش عمده در جهت گيري هاي مدير و تصميم گيري هاي وي را در تعيين سياست هاي وي بر عهده دارند. در اين مقاله مهارت هاي راهبردي به سه دسته تقسيم شده اند:

- هزينه پا Cost Controller: مديراني كه سياست هاي مديريتي آنها بر اساس كنترل و پايش هزينه ها مي باشد.

- رشد دهنده Grower:  مديراني كه سياست هاي مديريتي آنها بر اساس توسعه كسب و كار، بازار و غيره مي باشد.

- مدير دوره اي Cycle Manager

ميزان تطابق قرايح مديريتي مدير با نيازي كه يك سازمان در هنگام تصدي سمت توسط وي دارد، در موفقيت آن مدير تاثير گذار است. در صورتيكه نياز راهبردي سازمان منطبق بر تجربه راهبردي مدير منتخب باشد، ميزان نرخ بازده نا متعارف سالانه به طور متوسط تا 14.1 درصد افزايش يافته و در مواردي كه اين دو با هم منطبق نبوده اند، اين ميزان به منفي 39.8 درصد نزول كرده است. اين ميزان بيشترين تاثير درصد منفي را در بين ساير قريحه ها داراست.

 قريحه صنعتي:

 

اين قريحه به تجربيات و علو دانش خاص مدير در صنعت مورد نظر مي پردازد. به عنوان مثال مديري كه در صنعت خودرو سازي فعاليت و تجربه داشته است، به خوبي به قوانين، استانداردها، نحوه عملكرد و ويژگي هاي صنعت خودرو سازي واقف است. در صورتيكه اين مدير به صنعت مواد غذايي منتقل شود امكان انتقال تمام و كمال اين تجربيات را ندارد. جنبه ديگر از اين قريحه آشنايي با مشتريان و خواسته هاي آنان مي باشد. بر اساس اين تحقيق هر گاه مديري به صنعتي مشابه نقل مكان كرده است ميانگين بازده نامتعارف سالانه شركت به 8.8 درصد افزايش پيدا كرده است و در مواقعي كه به صنعتي ديگر رفته است اين بازده به منفي 29.1 درصد رسيده است.

قريحه ارتباطي:

 

سرمايه اجتماعي ايجاد شده توسط مديران در دوران مسئوليت، يعني برقراري پيوند با ساير مديران، داراي ارزش زيادي است. البته اين مهارت ها به مهارتهاي خاص شركت (كه در ادامه خواهد آمد) داراي همپوشاني زيادي است. در اين تحقيق مديراني كه اين سرمايه را به وسيله به همراه بردن برخي از افراد تيم مديريتي خود، منتقل مي كنند موفقيت بيشتري داشته اند. بر اساس اين تحقيق مديراني كه با تيمي شامل تعداد سه يا بيشتر مدير به شركت ديگري نقل مكان كرده اند، توانسته اند بازده نا متعارف سالانه را به 15.7 % برسانند در صورتيكه مديرانيم كه تنها يك يا هيچ مديري از مديران تحت نظر خود را منتقل كرده اند، بازده نامتعارف سالانه منفي 16.6 داشته اند.

قريحه شركتي:

آخرين قريحه مربوط مي شود به ويژگي هاي خاص يك شركت نظير رويه ها، روال ها، فرهنگ سازماني و هنجارهاي غير رسمي كه در يك سازمان وجود دارد. اين قرايح خاص يك شركت بوده و مي تواند در موفقيت مدير تاثير گذار باشد. اما با توجه به سطوح اختيار و قدرت مدير، وي توانايي پياده سازي اين رويه ها و دستورالعمل ها و هنجارها را در محيط جديد دارد. به عنوان مثال يك مدير به محض تصدي سمت جديد مي تواند سيستم مديريت مطابق با ميل و خواسته خود را در سازمان جديد پياده سازي كند. اما اين امر از اختيار يك كارشناس جديد خارج است. در اين تحقيق بازده نامتعارف سالانه شركت هايي كه از اين نظر شبيه و الگو گرفته شده از جنرال الكتريك بودند با انتقال مدير جنرال الكتريك به 17.5 درصد رسيد و اين مورد در مورد شركتهايي كه تجانسي به فرهنگ و ساختار و سيستم مديريت جنرال الكتريك نداشتند به منفي 37.7 درصد رسيد.

قريحه در مديريت عام:

 

اين قريحه عبارتست از مهارت هاي مديريتي در گرد آوري، پرورش و بكارگيري منابع انساني، مالي و فني.  افراد علاوه بر تخصص هاي كاري بايد در رهبري و تصميم گيري نيز توانمند باشند. گرچه اين مهارت به كلي قابل انتقال دادن است اما مديران بايد علاوه بر اين مهارت ها بايد مهارت هاي عام ديگري نظير تعامل با سرمايه گذاران و بازار بورس و نيز با هيات مديره  و غيره را نيز دارا بوده و بتوانند با خود منتقل كنند.

بر اساس اين تحقيق كليه قريحه هاي يك مدير را مي توان در مجموعه اي به نام سبد قريحه ها و يا سرمايه انساني مدير در نظر گرفت. اين قريحه ممكن است  با انتقال مدير از سازماني به سازمان ديگر قابل انتقال باشند با نباشند. ترتيب انتقال پذيري اين قرايح با انتقال از سازماني به سازمان ديگر عبارتند از: 1- قريحه در مديريت عام   2- قريحه راهبردي   3- قريحه صنعتي    4- قريحه ارتباطي   5- قريحه خاص شركت كه اغلب غير قابل انتقال است.  

 

اگر چه اين مقاله به خوبي توانسته قرايح مديريتي را دسته بندي و ميزان تاثير گذاري آن را در ميزان موفقيت در جابجايي آنها مورد بررسي قرار بدهد، اما به نظر مي رسد اولا تعداد كم نمونه انتخاب شده و نيز انتخاب اين نمونه ها از يك جامعه (مثل جنرال الكتريك) كمي نتايج اين تحقيق را با شك مواجه مي كند.

از نظر خود من مواردي همچون ميزان موفقيت قبلي مدير (تاثيري كه اين موفقيت ها و شهرت و آوازه آن بر روي كاركنان سازمان جديد مي گذارد) جداي از موارد بالا مي تواند در ميزان موفقيت يك سازمان موثر باشد. بعلاوه ويژگي هاي شخصيتي مدير نظير اخلاقيات، منش ها و ميزان انعطاف پذيري وي در تصميم گيري با توجه به شرايط بوجود آمده نيز مي تواند اثر مثبت بر روي عملكرد وي بگذارد. مديري را فرض كنيد كه به عنوان مثال از صنعت خودرو سازي به صنعت داروسازي منتقل شود. اگرچه قرايح صنعتي و شركتي و حتي ارتباطي با وي منتقل نمي شود، اما وي مي تواند با رفتار و منش خود به خوبي روابط مناسب را با مديران همكار جديد خود برقرار نموده و با استفاده از انعطاف پذيري شخصيتي و توانايي تطبيق خود و تصميمات خود با شرايط محيط، وي همچون مديري كه از صنعت مشابه به اين صنعت وارد شده مي تواند توانايي خود را به ظهور برساند.

لذا به نظر مي رسد بتوان با بررسي هاي بيشتر جنبه هاي تاثير گذار بيشتري را در اين موارد شناسايي و مورد ارزيابي قرار داد.

از اين تحقيقات مي توان به خوبي براي انتخاب مديران موفق براي سازمان هاي جديد با توجه به ويژگي ها و قرايح مدير و نيز شرايط سازمان بهره گرفت و از انتخاب كوركورانه مديران براي هر پست و سمتي در هر سازماني جلوگيري نمود. كاري كه امروزه بطور غير علمي و بسيار فراوان انجام مي شود. مديري كه در وزارت راه و ترابري بوده مسئول ورزش كشور مي شود و هزاران مثال ديگر از اين دست. به اميد روز يكه تصميمات ما در جامعه علمي تر و منطقي تر گردد.منبع


فنون عبارتند از راه‌هاي انجام كارها و روش‌هاي دستيابي به نتايج مورد نظر. فنون در تمام حوزه‌ها مهم هستند. مديريت هم داراي فنون مختلفي است؛ از جمله بودجه‌بندي، حسابداري هزينه، فنون برنامه‌ريزي و كنترل شبكه مانند فن ارزيابي و مرور برنامه (پرت) يا روش مسير بحراني (CPM)، كنترل نرخ بازگشت سرمايه و مديريت بر مبناي هدف.منبع


اكتشاف نگريستن آن چيزي است كه ديگران مي بينند و انديشيدن در مورد آن است بگونه اي كه ديگران نمي انديشند. (آلبرت.اس.گئورگي- برنده جايزه نوبل)

برخي در مبارزه با شمشير بلند پيروز مي شوند و برخي در مبارزه با شمشير كوتاه. به همبن دليل بلندي شمشيرها يك اندازه نيستند. هدف در مدرسه من دستيابي به پيروزي با هر وسيله اي است (مياموتو موساشي- سامورايي قرن 17 ژاپن)

ما اشتباهات جديدي را اختراع نمي كنيم. فقط اشتباهات گذشته را تكرار مي كنيم. ( بيل بال هاس- مدير اجرايي سازمان فضايي)

همواره به خاطر داشته باش كه براي موفقيت بيش از هر چيزي به اراده و تصميم نياز داريد ( ابراهام لينكلن)

درك مشكل همواره مساوي حل آن نيست اما چنانچه مشكلي را خوب درك نكنيد هرگز راه حل آن را نخواهيد يافت. (جيمز بالدوين) منبع

 


راهنماي تفكر خلاق

انيشتين مي گويد: " هر بچه اي وقتي به دنيا مي آيد نابغه است". اما دليلي كه باعث مي شود اغلب مردم با باهوشي و ذكاوت رفتار نكنند آن است كه نمي دانند چقدر باهوش هستند.
من به اين اصل " اثر آرنولد" مي گويم. هيچكس وقتي به آرنولد نگاه مي كند با خود نمي گويد كه عجب آدم خوشبختي است كه از ابتداي تولد چنين عضلاتي داشته است. همه مي دانند كه داشتن اين عضلات در نتيجه هزاران ساعت كار مداوم و بدن سازي است.

اما لازم نيست شما براي ارتقاي تفكر خلاق خود هزاران ساعت وقت صرف كنيد. فقط كافيست چندين تمرين و كار ساده را انجام دهيد تا سيال خلاقيت شما جاري شود.

بهتر است با معناي خلاقيت شروع كنيم. از نظر من خلاقيت عبارتست از "بهبود". تمام كاري كه بايد انجام دهيد آنست كه تلاش كنيد توانايي بهتر كردن شرايط را ارتقا ببخشيد.

بطور تقريبي در هر سال بطور متوسط هر كسي چهار ايده براي بهتر كردن كار خود دارد كه مي تواند فرد را ميليونر كند. اما مهم به اجرا درآوردن اين ايده ها است. بسياري از افراد بخاطر اينكه فكر مي كنند نظراتشان ارزش چنداني ندارد، از كنار آنها براحتي مي گذرند.
توماس اديسون را مي توان تقريبا خلاق ترين فرد در تاريخ بشر ناميد. او مي گويد خلاقيت 99% سخت كار كردن است و تنها 1% الهام گرفتن.

فرآيند خلاقيت معمولا از چهار بخش عمده تشكيل مي شود:

  • آماده سازي و تدارك: جاييكه بيشتر كار انجام شده است.
  • تفكر و فعاليت مغزي: جاييكه مسئله را با ضمير ناخودآگاه خود حل مي كنيد.
  • واقعي سازي: كه در آن ايده يا ايده ها به سمت شما مي آيند.
  • بكاربستن: كه در آن ايده خود را در محيط خارج بكار مي بنديد.


از آن جهت كه جمع آوري اطلاعات و نيز پرسيدن سوالات مناسب در مرحله اول انجام مي شود لذا در اين بين آماده سازي و تدارك مهمترين قسمت مي باشد.

موفقيت شما در زندگي با توجه به كميت ايده هايي كه مي دهيد تعيين مي شود و كيفيت در مرحله دوم قرار دارد. زيرا اگر تعداد ايده هاي شما زياد باشد، حداقل يك يا چند ايده شما را به موفقيت خواهند رساند.

براي ساختن ماهيچه هاي خلاقيت خود بايد با پرسش هاي متمركز شده شروع كنيد. ما مي خواهيم چه كاري بكنيم؟ چگونه مي توانيم انجام دهيم؟ فرضيات چيست؟ اگر فرضياتمان اشتباه باشد چه مي شود؟
همه بهبود ها با پرسشهايي در مورد شرايط فعلي آغاز مي شود. پرسيدن سوالهاي متمركز شده هنر اصلي فرد خلاق است. قدم بعدي آن است كه اشتياق كافي براي مواجه با پاسخ هاي گوناگون را داشته باشيد.

راه ديگر براي پرورش عضلات خلاقيت شما آن است كه آن چيزي را كه مي خواهيد به عنوان هدف خود مشخص كنيد. در اين حال شما براي رسيدن به هدف خود ايده هاي مختلفي را توليد مي كنيد.

راه سوم براي پرورش عضلات خلاقيت شما بيان مشكلات است. " سه مشكل بزرگ كه هم اكنون با آن روبرو هستم چيست؟"‌ در كمتر از 30 ثانيه جوابي براي اين سوال بنويسيد. وقتي شما در كمتر از 30 ثانيه به اين سوال پاسخ مي دهيد، ضمير نا خودآگاه شما مشكلات تصادفي شما را بر اساس اهميت رتبه بندي كرده و سه مشكل مهمتر را بصورت انتخاب مي كند. بعد از تعيين اين سه مشكل از خود بپرسيد " بدترين نتيجه ممكن حاصل از اين مشكل چه چيز مي تواند باشد؟" سپس از خود بپرسيد " هم اكنون براي كاهش دادن اثر اين مشكل چه كاري مي توانم انجام دهم؟"

بنابراين يك عامل كليدي براي موفقيت شفافيت است. تفكر مبهم منجر به پاسخهاي مبهم ميشود و تنها تفكر شفاف منجر به پاسخ هاي شفاف مي شود.

عامل كليدي دوم تمركز است. همه چيز را كنار بگذاريد و تنها بر روي مسئله اي كه مد نظر است تمركز و فكر كنيد.

عامل سوم فكر باز است. اغلب افراد براي رسيدن از مسئله اي به مسئله ديگر اغلب يك راه ثابت را مي پيمايند. افراد خلاق سعي مي كنند در اين مسير بسيار منعطف باشند. اغلب افراد فكر مي كنند تنها يك راه براي رسيدن به يك نتيجه وجود دارد ولي افراد خلاق سعي مي كنند راه حلهاي مختلف را امتحان كنند.


بين شما و هدفتان مشكلات زيادي است كه بايد حل شود. معمولا براي سنجيدن سرعت حل مسئله مي توان نقاط كنترلي را تعيين كرد و با رسيدن به هر يك از اين نقاط و حل هر مشكل سرعت رسيدن به هدف را ارزيابي كرد.


هميشه به ياد داشته باشيد شما يك نابغه هستيد و با پتانسيل خلاقيت استثنايي متولد شده ايد. ولي قابليت خلاقيت پنهان است كه همانند عضلات با استفاده كردن رشد مي كنند.
كارهاي كمي است كه شما مي توانيد انجام دهيد و اثر مثبت زيادي در زندگيتان داشته باشيد. و شما مي توانيد اگر فكر كنيد كه مي توانيد.منبع


تمرکز روي راه حل


هنگامي که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکي روبرو شد. آنها دريافتند که خودکارهاي موجود، در فضاي بدون جاذبه کار نميکنند. (جوهر خودکار به سمت پايين جريان نمي يابد و روي سطح کاغذ نميريزد.) براي حل اين مشکل آنها شرکت مشاورين اندرسون را انتخاب کردند.
تحقيقات بيش از يک دهه طول کشيد، 12ميليون دلار صرف شد و درنهايت آنها خودکاري طراحي کردند که در محيط بدون جاذبه مي نوشت، زير آب کار مي کرد ، روي هر سطحي حتي کريستال مي نوشت و از دماي زير صفر تا 300 درجه سانتيگراد کار مي کرد .

روسها راه حل ساده تري داشتند: آنها از مداد استفاده کردند !

اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسئله است:

* تمرکز روي مشکل : نوشتن در فضا
**يا تمرکز روي راه حل : نوشتن با خودكار !!!!!!!!!
منبع


آموزه های چهارده گانه دمينگ

در اين يادداشت تصميم گرفتم كه آموزه هاي چهارده گانه دمينگ را بگذارم. در مورد هر آموزه اي،‌ يك متن كوچك به عنوان توضيح كوچكي از معناي آموزه گذاشتم. اگر احتمالا براي دوستان كمي تكراري هست ببخشيد.

 

چهارده آموزه دمينگ براي تغيير شكل مديريت

آموزه 1: اگر غايت شما رقابتي شدن و ماندن در كسب و كار و كار آفريني است، بهبود محصول و خدمات را هدف ثابت و مشخص خود قرار دهيد.

- دمينگ تنها را جهاني شدن و افزايش سود واقعي سازمان ها را در افزايش كيفيت مي داند. وي معتقد است هيچگاه حتي براي مدت كوتاه نيز ‌، براي افزايش سودهاي ظاهري  نبايد كيفيت را قرباني كرد.

آموزه 2: فلسفه جديد را اقتباس كنيد. ما در دوران اقتصادي جديدي هستيم. مديران غربي بايد از چالش موجود آگاه شوند، مسئوليت هاي خود را بپذيرند و براي اعمال تغييرات، رهبري را به دست گيرند.

آموزه 3: براي دستيابي به كيفيت، از تكيه بر بازرسي گسترده دست برداريد. با ايجاد كيفيت در محصول، از همان آغاز كار نياز به بازرسي گسترده را از بين ببريد.

- دمينگ معتقد است كه بازرسي ايجاد كيفيت نميكند و هيچ ارزش افزوده اي براي سازمان ايجاد نمي كند. براي دستيابي به كيفيت و افزايش عايدي سازمان بايد كيفيت را در محصول ايجاد كرد.

آموزه 4: به كسب و كار مبتني بر پاداش بر اساس قيمت كالا پايان دهيد.  در عوض هزينه هاي كلي را به حداقل برسانيد. هر نوع كالا را از يك تامين كننده بخواهيد و بر اساس يك رابطه دراز مدت مبتني بر وفاداري و اعتماد با او رفتار كنيد.

- دمينگ معتقد است تامين كننده بايد به عنوان جزئي از سازمان باشد و با وي رابطه اي كاملا دوستانه و بر پايه اعتماد برقرار كرد تا وي به دور از تنش هاي ناشي از حضور رقيبي ديگر، به ايجاد كيفيت پايدار در محصول بيانديشد.

آموزه 5: سيستم توليد و ارائه خدمات را پيوسته و هميشه بهبود بخشيد تا كيفيت و بهره وري بهبود يابد و در نتيجه هزينه ها به طور روز افزون كاهش پذيرد.

- تنها به كيفيت پيوسته و بهبود مستمر است كه مي توان هزينه هاي واقعي (قابل ديد و غير قابل ديد)‌ را كاهش داد و سود واقعي و پايدار براي سازمان به ارمغان آورد.

آموزه 6: آموزش در خصوص شغل را برقرار كنيد.

- دمينگ يكي از راهكارهاي بهبود كيفيت را بالا بردن سطح دانش كاركنان در مورد شغل مورد تصدي ايشان مي داند.

آموزه 7: رهبري را اعمال كنيد. هدف از نظارت بايد آن باشد كه به افراد ‌، ابزارها و دستگاه ها براي ارائه كار بهتر كمك برساند. نظارت بر مديريت و همچنين نظارت بر كارگران خط توليد، نيازمند تغيير كلي است.

- دمينگ معتقد است بيش از 80%‌ مشكلات كيفي سازمان بر عهده مديريت است.

آموزه 8: ترس را نابود كنيد تا هر كس بتواند براي شركت بطور موثر كار كند.

- دمينگ معتقد است ايجاد ترس در كاركنان و نظام تشويق و تنبيه نه تنها بر روي كاركنان اثر مثبت ندارد بلكه باعث ايجاد اضطرابي كاري و گاهي نيز خلق راه هاي فرار جديد از زير بار مسئوليت ها مي شود. وي معتقد است كه با اصلاح مديريت بايد كيفيت عملكرد كاركنان را بهبود بخشيد. سيستم تنبيه و تشويق امروزه در اغلب سازمانهاي ما به عنوان يك سيستم ضروري براي افزايش بهره وري وجود.

آموزه 9: موانع موجود ميان بخش هاي شركت را در هم بشكنيد. افراد در بخشهاي تحقيق، ‌طراحي، فروش و توليد بايد گروهي كار كنند تا مشكلاتي را پيش بيني كنند كه ممكن است در توليد ايجاد شوند يا مشتري هنگام استفاده از محصول يا خدمات با آنها مواجه گردد.

- دمينگ معتقد به بكارگيري كار گروهي و مهندسي همزمان به منظور كاهش هزينه و زمان دوباره كاري و اصلاح در فرآيندهاي مهندسي است.

آموزه 10: شعارها، اصرارها و هدف هايي كه براي نيروي كار تعيين مي كنيد و از طريق آنها مي خواهيد كه كارگران هيچ محصول معيوبي نداشته باشند و به سطح جديدي برسند را كنار بگذاريد. چنين تاكيدها و شعارهايي تنها روابط كينه توزانه ايجاد مي كنند. چرا كه عمده علل كيفيت پايين و بهره وري كم ناشي از سيستم است و بنابراين، خارج از حيطه قدرت نيروي كار قرار دارد.

- دمينگ معتقد است اينگونه شعارها و در كل مديريت بر پايه اهداف (MBO) نه تنها رقابت سالمي ايجاد نمي كند بلكه باعث از بين رفتن روحيه كار گروهي و كمك براي حل مشكلات در سازمان مي شود. وي به شدت مخالف مديريت بر پايه اهداف است كه البته اين روزها در جامعه ما رواج بسيار زيادي پيدا كرده.

آموزه 11- الف: استانداردهاي كاري (سهميه ها) را در كارخانه حذف كنيد. رهبري را جايگزين كنيد.

آموزه 11- ب: مديريت بر پايه اهداف را رها كنيد. مديريت بر پايه ارقام و اهداف رقمي را كنار بگذاريد و رهبري را جايگزين نماييد.

- مديريت بر پايه اهداف باعث ايجاد رقابت نا سالم و همچنين چشم پوشي كردن از زواياي پنهان كيفيت در محصول مي شود.

آموزه 12- الف: موانعي را كه كارگران ساعتي را از حق خود در مورد غرور استاد كاري محروم مي كند از ميان برداريد. سرپرستان بايد به جاري ارقام محض، مسئوليت كيفيت را بپذيرند.

آموزه 12- ب: موانعي را كه افراد بخش هاي مديريت و مهندسي را از حق خود در مورد غرور استاد كاري محروم مي كند از ميان برداريد. اين كار به طور ضمني به معناي براندازي ارزشيابي ساليانه يا درجه بندي استحقاقي و مديريت بر پايه اهداف است.

- دمينگ معتقد است محصول وقتي داراي كيفيت است كه كارگران از توليد آن محصول به غرور استادكاري دست يافته و از نتيجه كار خود احساس غرور كنند.

آموزه 13: براي آموزش و خود اصلاحي برنامه اي جدي تنظيم كنيد.

- تاكيد بر آموزش و بهبود مستمر.

آموزه 14: براي دگرگوني، تمام افراد شركت را به كار گيريد. دگرگوني يك وظيفه همگاني است.

- استفاده از نظرات و تجربيات همه سطوح سازمان براي ايجاد دگرگوني و تغيير در سازمان
منبع


شاخص هاي موفقيت

در اواخر دهه 1970-1980 پيترز و واترمن (نويسندگان كتاب در جستجوي تعالي) به تجزيه و تحليل شركت هاي موفق امريكا پرداختند تا شاخص هاي مشترك موفقيت در اين شركت ها را شناسايي كنند. آنها نتيجه گيري كردند كه ويژگي هاي زير در همه اين شركت ها مشترك بوده است:

1-      جانبداري از عمل:  يافتن راه حل و آزمايش آنها. انجام دادن كار به جاي انتظار طولاني براي راه حل.

2-      نزديك بودن به مشتري: گوش دادن مدام به مشتري و ياد گرفتن از او.

3-      خودمختاري و ابتكار: پرورش رهبران و نوآوران در سازمان ‌، آزاد گذاشتن كاركنان و تشويق آنها به قبول خطر.

4-      بهره وري از طريق كاركنان: حرمت گذاشتن به افراد به عنوان منشا عقايد و نه صرفا كساني كه كار انجام مي دهند.

5-   داشتن رويكرد هاي عملي و متكي بر ارزش ها: مديريت از طريق پرسه زدن در محيط كار؛‌ مديران به جاي آنكه دور از دسترس باشند، علاقه و توجه خود را آشكار مي سازند.

6-      تمركز بر نقاط قوت: شناسايي نقاط قوت سازمان و تمركز منابع در آنها.

7-   شكل ساده و كاركنان كم: ساختارهاي ساده و يكدست كه در آن همه مي دانند تا چه حد در حساسيت نسبت به مشتري و نوآوري نقش دارند.

8-   روش هاي آزاد و در عين حال جدي: اعطاي اختيار تا مراحل برخورد كاركنان با مشتري، شناخت و سازگاري ميان انعطاف پذيري و كنترل، كيفيت در برابر هزينه، كارآيي در مقابل اثر بخشي و حصول اطمينان نسبت به وجود احساس همگوني و هدفمندي از طريق ارزش هاي مشترك فرهنگي.

برگرفته از كتاب تعالي سازمان- باب نورتون
منب



طوفان ذهني چيست؟

طوفان ذهني چيست:
تكنيكي است خلاق براي ايجاد و ابراز نظرها و ايده هاي متعدد و گوناگون گروهي از افراد مختلف در مورد يك موضوع خاص در حداقل زمان (خلق حداكثر ايده ها در حداقل زمان)


قواعد انجام طوفان ذهني:
آزادي ذهن و بيان
تمسخر افراد و ايده ها ممنوع
انتقاد ممنوع
پرهيز از خود سانسوري
ايجاد حداكثر تعداد نظرهاي ممكن
ثبت كليه نظرها و عقايد بر روي تخته
اختصار در بيان نظرات و پرهيز از هرگونه شرح و بسط


نحوه انجام طوفان ذهني
1- ثبت موضوع مورد نظر بر روي تخته و توضيح در مورد آن براي افراد توسط تسهيل كننده (بهتر است اين موضوع چند روز زودتر به اطلاع افراد برسد)
2- ياد آوري قواعد و اصول اجراي كار براي شركت كنندگان توسط تسهيل كننده
3- ارائه ايده ها و نظرات بصورت گردشي: در هر نوبت فقط يك ايده بايد بيان گردد و در صورت عدم وجود ايده اي با گفتن واژه "بعدي" نوبت به ديگري واگذار مي شود.
4- ثبت كليه ايده ها توسط دبير جلسه
5- اتمام مرحله ثبت عقايد در صورت گفتن كلمه "بعدي" توسط تمام افراد
6- دسته بندي و جمع بندي نتايج
منبع



هفت قدم ساده براي هدف گذاري و دستيابي به اهداف

هفت قدم ساده براي هدف گذاري و دستيابي به اهداف
نوشته شده توسط Brian Tracy




دليل اينكه برخي از افراد كارهاي خود را سريعتر و موفق تر انجام مي دهند آن است كه ديد روشني از اهداف خود دارند.

دليل اصلي به تعويق انداختن فعاليت ها، ابهام، سردرگمي در كاري است كه بايد انجام دهيد. شما بايد براي ممانعت از بروز چنين مشكلاتي تمام تلاش خود را براي روشن كردن مواضع خود بكار بنديد.

اين يك قانون عالي براي موفقيت است: بر روي كاغذ فكر كنيد.
تنها 3% افراد اهداف خود را بر روي كاغذ مي آورند. اين افراد در مقايسه با افراد هم سطح خود معمولا در اتمام موفق فعاليت هاي خود 5 تا 10 برابر موفق تر هستند.

فرمول ساده اي شامل هفت مرحله براي رسيدن به موفقيت وجود دارد. پشت سر گذاشتن اين مراحل بهره وري شما را دو تا سه برابر افزايش مي دهد.

قدم 1: چيزي را كه واقعا مي خواهيد انتخاب كنيد.

قدم 2: آن را بنويسيد. بر روي كاغذ فكر كنيد. هدفي كه بر روي كاغذ نيايد يك آرزو است.

قدم 3: براي اهداف خود يك زمان سررسيد تعيين كنيد. تصميم يا هدفي كه سررسيد ندارد، اضطرار هم ندارد.

قدم 4: ليستي از كليه كارهايي كه براي رسيدن به اين هدف مي توانيد انجام دهيد تهيه كنيد.

قدم 5: ليست خود را در قالب يك برنامه ساماندهي كنيد.( بر اساس اولويت و تقدم و تاخرات)‌

قدم 6: برنامه خود را اجرا كنيد.

قدم 7: تصميم بگيرد هر روز كه به سمت هدف پيش مي رويد يك كاري را انجام دهيد.
منبع


راهنماي تفكر خلاق

راهنماي تفكر خلاق
By: Brian Tracy



انيشتين مي گويد: " هر بچه اي وقتي به دنيا مي آيد نابغه است". اما دليلي كه باعث مي شود اغلب مردم با باهوشي و ذكاوت رفتار نكنند آن است كه نمي دانند چقدر باهوش هستند.
من به اين اصل " اثر آرنولد" مي گويم. هيچكس وقتي به آرنولد نگاه مي كند با خود نمي گويد كه عجب آدم خوشبختي است كه از ابتداي تولد چنين عضلاتي داشته است. همه مي دانند كه داشتن اين عضلات در نتيجه هزاران ساعت كار مداوم و بدن سازي است.

اما لازم نيست شما براي ارتقاي تفكر خلاق خود هزاران ساعت وقت صرف كنيد. فقط كافيست چندين تمرين و كار ساده را انجام دهيد تا سيال خلاقيت شما جاري شود.

بهتر است با معناي خلاقيت شروع كنيم. از نظر من خلاقيت عبارتست از "بهبود". تمام كاري كه بايد انجام دهيد آنست كه تلاش كنيد توانايي بهتر كردن شرايط را ارتقا ببخشيد.

بطور تقريبي در هر سال بطور متوسط هر كسي چهار ايده براي بهتر كردن كار خود دارد كه مي تواند فرد را ميليونر كند. اما مهم به اجرا درآوردن اين ايده ها است. بسياري از افراد بخاطر اينكه فكر مي كنند نظراتشان ارزش چنداني ندارد، از كنار آنها براحتي مي گذرند.
توماس اديسون را مي توان تقريبا خلاق ترين فرد در تاريخ بشر ناميد. او مي گويد خلاقيت 99% سخت كار كردن است و تنها 1% الهام گرفتن.

فرآيند خلاقيت معمولا از چهار بخش عمده تشكيل مي شود:

  • آماده سازي و تدارك: جاييكه بيشتر كار انجام شده است.
  • تفكر و فعاليت مغزي: جاييكه مسئله را با ضمير ناخودآگاه خود حل مي كنيد.
  • واقعي سازي: كه در آن ايده يا ايده ها به سمت شما مي آيند.
  • بكاربستن: كه در آن ايده خود را در محيط خارج بكار مي بنديد.


از آن جهت كه جمع آوري اطلاعات و نيز پرسيدن سوالات مناسب در مرحله اول انجام مي شود لذا در اين بين آماده سازي و تدارك مهمترين قسمت مي باشد.

موفقيت شما در زندگي با توجه به كميت ايده هايي كه مي دهيد تعيين مي شود و كيفيت در مرحله دوم قرار دارد. زيرا اگر تعداد ايده هاي شما زياد باشد، حداقل يك يا چند ايده شما را به موفقيت خواهند رساند.

براي ساختن ماهيچه هاي خلاقيت خود بايد با پرسش هاي متمركز شده شروع كنيد. ما مي خواهيم چه كاري بكنيم؟ چگونه مي توانيم انجام دهيم؟ فرضيات چيست؟ اگر فرضياتمان اشتباه باشد چه مي شود؟
همه بهبود ها با پرسشهايي در مورد شرايط فعلي آغاز مي شود. پرسيدن سوالهاي متمركز شده هنر اصلي فرد خلاق است. قدم بعدي آن است كه اشتياق كافي براي مواجه با پاسخ هاي گوناگون را داشته باشيد.

راه ديگر براي پرورش عضلات خلاقيت شما آن است كه آن چيزي را كه مي خواهيد به عنوان هدف خود مشخص كنيد. در اين حال شما براي رسيدن به هدف خود ايده هاي مختلفي را توليد مي كنيد.

راه سوم براي پرورش عضلات خلاقيت شما بيان مشكلات است. " سه مشكل بزرگ كه هم اكنون با آن روبرو هستم چيست؟"‌ در كمتر از 30 ثانيه جوابي براي اين سوال بنويسيد. وقتي شما در كمتر از 30 ثانيه به اين سوال پاسخ مي دهيد، ضمير نا خودآگاه شما مشكلات تصادفي شما را بر اساس اهميت رتبه بندي كرده و سه مشكل مهمتر را بصورت انتخاب مي كند. بعد از تعيين اين سه مشكل از خود بپرسيد " بدترين نتيجه ممكن حاصل از اين مشكل چه چيز مي تواند باشد؟" سپس از خود بپرسيد " هم اكنون براي كاهش دادن اثر اين مشكل چه كاري مي توانم انجام دهم؟"

بنابراين يك عامل كليدي براي موفقيت شفافيت است. تفكر مبهم منجر به پاسخهاي مبهم ميشود و تنها تفكر شفاف منجر به پاسخ هاي شفاف مي شود.

عامل كليدي دوم تمركز است. همه چيز را كنار بگذاريد و تنها بر روي مسئله اي كه مد نظر است تمركز و فكر كنيد.

عامل سوم فكر باز است. اغلب افراد براي رسيدن از مسئله اي به مسئله ديگر اغلب يك راه ثابت را مي پيمايند. افراد خلاق سعي مي كنند در اين مسير بسيار منعطف باشند. اغلب افراد فكر مي كنند تنها يك راه براي رسيدن به يك نتيجه وجود دارد ولي افراد خلاق سعي مي كنند راه حلهاي مختلف را امتحان كنند.


بين شما و هدفتان مشكلات زيادي است كه بايد حل شود. معمولا براي سنجيدن سرعت حل مسئله مي توان نقاط كنترلي را تعيين كرد و با رسيدن به هر يك از اين نقاط و حل هر مشكل سرعت رسيدن به هدف را ارزيابي كرد.


هميشه به ياد داشته باشيد شما يك نابغه هستيد و با پتانسيل خلاقيت استثنايي متولد شده ايد. ولي قابليت خلاقيت پنهان است كه همانند عضلات با استفاده كردن رشد مي كنند.
كارهاي كمي است كه شما مي توانيد انجام دهيد و اثر مثبت زيادي در زندگيتان داشته باشيد. و شما مي توانيد اگر فكر كنيد كه مي توانيد
منبع

+ نوشته شده در  2007/2/16ساعت 19:59  توسط دوغا  | 

چند درس برای موفقیت 4

چگونه در بازى ارتباط برنده شويم



بازي ارتباطدر كسب و كار، «روابط» نقش مهمى بازى مى كنند، همه ما اين موضوع را مى دانيم اما اغلب آن قدر درگير مسائل روزانه مى شويم كه به بهترين راه هاى ممكن براى ايجاد ارتباط فكر نمى كنيم. وقتى با آدم هاى موفق صحبت مى كنيم، آنها دليل موفقيت شان را در نوع رابطه و اعتمادى مى دانند كه بين شركا و دوستان برقرار كرده اند. ما با چند تن از كسانى كه توانسته اند روابط بسيار موفقى ايجاد كنند، گفت وگويى داشته ايم تا ياد بگيريم روش آنها چيست و اين نوع ارتباط چگونه به آنها كمك كرده است.
•به نيازهاى ديگران توجه كنيد
همه مى دانند كه هدف از تلاش براى ايجاد ارتباط، در نهايت اين است كه بتوانيم با هم و در كنار هم كار كنيم، اما براى رسيدن به چنين هدفى مى بايست توجه به ديگران را سرلوحه تلاش خود قرار دهيم. جرى ايكاف يكى از نويسندگان كتاب «مرز ارتباطات تجارى» در اين باره مى گويد: «بايد دقت كنيد كه ديگران براى چه چيز ارزش قائلند.» به اعتقاد وى كليد دست يافتن به چنين چيزى در «صبور بودن» و «كنجكاو بودن» است.
•با ديگران تبادل نظر كنيد
پى بردن به اينكه چه عاملى در افراد انگيزه ايجاد مى كند نكته اى مهم است اما بلافاصله پس از آن بايد بتوانيد اعتماد ايجاد كنيد. به اعتقاد «ايكاف» بهترين روش اين است كه با حالتى خستگى ناپذير، ثابت قدم و قابل پيش بينى گام برداريد يعنى نشان دهيد آن قدر ارزشمند هستيد كه ديگران بخواهند با شما ارتباط برقرار كنند. اما براى آنكه از نظر ديگران شخصيتى خودشيفته (از خود راضى) به نظر نرسيد بهتر آن است كه قبل از انجام هر كارى ديگران را در ايده هاى خوب خود سهيم كنيد.
جان پالومبو رئيس شركت بازاريابى DVC كه برخى از مشتريانش كاركنان فيلم فوجى و تيغ ژيلت هستند در اين باره مى گويد: «هرگاه كسى را ملاقات مى كنم، اگر نكته آموزشى مفيدى را به او نگويم، كارم را به درستى انجام نداده ام حالا چه او براى حرف من اهميت قائل باشد چه نباشد فرقى نمى كند.»
•از هر موقعيتى براى برقرارى ارتباط استفاده كنيد
شما مى بايست پيوسته در اين فكر باشيد كه چگونه و كجا مى توانيد روابطى را ايجاد و آنها را تقويت كنيد. يعنى از هر فرصتى مثل نوشيدن چاى، صرف ناهار و شام و يا هر نوع ارتباط و تماسى كه در مسافرت ها دست مى دهد استفاده كنيد وگرنه مجبور خواهيد بود راه دور و درازى را براى رسيدن به اين هدف طى كنيد. زمانى كه رئيس شركت مشاوره شروود به نام مارتين پيچنسون از مقرش در لس آنجلس در تلاش براى گسترش روابط تجارى اش با شركت سيليكون بود از هر موقعيتى براى تماس با همتايان تجارى اش به سرعت استفاده مى كرد. او مى گويد: وقتى كسى تلفن مى كرد و مى گفت كه احتمال دارد با من معامله اى داشته باشد و از من وقت ملاقات مى خواست، صبح روز بعد در محل آنها حاضر مى شدم و فرصت را از دست نمى دادم، يعنى با پرواز ۴۵/۵ صبح حركت مى كردم و ساعت ۱۵/۸ براى صرف صبحانه در آن اداره بودم. به اعتقاد وى، مى بايست هر موقعيتى را به سرعت تاييد وگرنه رقبا اين كار را خواهند كرد. موقعيت هاى از دست رفته بزرگترين مايه تاسف و اندوه يك رئيس يا موسس به شمار مى روند.
•ويژگى هاى خود را بشناسيد
حقيقتاً ايجاد روابطى خوب كه منجر به تجارت موفقى شود، كار مشكلى نيست. اين كار به يك تنظيم ذهنى نياز دارد يعنى مى بايست مترصد امكانات باشيد و در عين حال به اعمال تان آگاه باشيد. مى توانيد موانعى را كه در مسير گسترش روابط مورد نيازتان پيش مى آيد، از ميان برداريد. «جيمز تام»  نويسنده كتاب مشاركت بنيادى در اين باره مى گويد: به رفتارتان نگاه كنيد و بازتاب آن را بسنجيد. او مى گويد: رفتارهاى دفاعى كه ممكن است مانع پيشرفت شما باشند را شناسايى كنيد مثلاً احتمال دارد وقتى كه وحشت زده و ترسان مى شويم ديگرى را غرق در اطلاعات كنيم يا در سكوت فرو رويم كه اين مى تواند يك اخطار اوليه باشد. وقتى چنين رفتارى را در خود تشخيص داديد خواهيد توانست اقداماتى را به عمل آوريد، آن گاه يا لازم است كه آهسته تر پيش رويد يا مى بايست براى خنثى كردن آن رفتار هر كارى از دست تان برمى آيد بكنيد. با افراد مستقيماً ارتباط برقرار كنيد. يا مسئوليت برقرارى ارتباط را برعهده ديگران نگذاريد يا از واسطه كردن ديگران پرهيز كنيد. براى ارتباط برقرار كردن با ديگران تلاش كنيد، گهگاهى يك تلفن يا اى ميل مى تواند آنها را براى مدتى طولانى با شما مرتبط سازد. هر چند چنين ارتباطى خيلى قوى و پررنگ نيست اما مفيد است، خب به هر حال هركسى مشغله اى دارد و نيازى به رفتار دراماتيك نيست.
•ارتباط مستقيم برقرار كنيد
هيچ گاه فكر نكنيد كه برقرارى ارتباط از طريق شبكه مى تواند مانند ارتباط رودررو موثر باشد. به گفته ويتمن متاسفانه ارتباطات شبكه اى براى خيلى ها هدف شده است.
او مى گويد: «ارتباط گران شبكه اى بيكارانى هستند كه قبلاً بيكار نبوده اند، همه شبكه را به هم توصيه مى كنند ولى آنها در شبكه چه مى كنند؟ آنها مرتباً افرادى كه هيچ وقت با آنها صحبت نكرده اند را فرا مى خوانند و همه حرف شان يا «من»، «من»، «من» است يا «به كمكت احتياج دارم»، ولى چنين كارى ايجاد ارتباط نيست بلكه نوعى چاپلوسى و تن آسايى است.»
•هيچ گاه مايوس نشويد
حفظ رابطه در تجارت مثل حفظ رابطه در مدرسه نيست. يعنى در تجارت ممكن است با وجود آنكه طى سال ها دليلى براى صحبت با كسى نداشته ايد، بتوانيد ارتباطى را دوباره آغاز كنيد.حتى يك تلفن و يا اى ميل مى تواند روابط تيره وتار شده را دگرگون سازد.
Fast company



8 روش براي القاء مثبت گرايي


وزير امور خارجه پيشين آمريكا، كلين پاول، در گفته هاي خود اظهار مي دارد: "خوش بيني مداوم يکي از ضروريات زندگي است." اين يکي از 13 اصلي است که او در کتاب خود با نام "سفر آمريکايي من" آورده است.


به دليل حس مثبت گرايي که پاول در وجود خود داشت افراد مختلف در زمينه کاري خيلي سريع نسبت به او جذب مي شدند. با بيان اين مطلب که مثبت گرايي يکي از ضروريات زندگي است مي توان به راحتي اعتماد و اميد را به فرد مقابل انتقال داد.


همه مي دانيم که از طريق مثبت گرايي به راحتي مي توانيم به سمت موفقيت سوق پيدا کنيم، اما آيا شما يک حس مثبت دائمي را نسبت به فضاي بيرون از خود به نمايش مي گذاريد؟


در اين قسمت نکاتي را به شما آموزش مي دهيم که با به کارگيري آنها به راحتي بتوانيد انرژي مثبت خود را به ديگران نيز انتقال دهيد.


1- سلام و احوالپرسي با همکاران
شايد به نظرتان سلام و احوالپرسي با همقطاران يک امر بديهي باشد، اما آنقدرها هم که شما تصور مي کنيد پيش پا افتاده نيست. اين کار چند لحظه بيشتر وقت شما را نمي گيرد اما در عوض باعث مي شود که در نظر دوستان و همکارانتان فرد خوش مشرب، جالب، و به يادماندني جلوه کنيد....



من در طول زندگي شغلي خود هم شغل هاي تمام وقت داشتم و هم به عنوان مشاور براي شرکتهاي بسياري در شهرهاي بزرگ و مختلفي فعاليت داشتم. خيلي از افراد را ميديدم که با سر پايين و چهره ترشرویی رفت و آمد می کردند. یادم می آید یک بار برای شرکتی مشاوره می کردم. مدیر امور مالی هر روز صبح که می آمد مستقیم به سمت دفتر خود می رفت و حتی یک لحظه هم توقف نمی کرد که به افرادی که بر سر راهش قرار دارند نیم نگاهی بیندازد. حتما تا به اینجا خودتان متوجه شده اید که او یکی از افرادی بود که هیچ کس به او علاقه ای نداشت. شاید کار او با اعداد و ارقام قابل ستایش بود اما در روابط خود با مردم یک فاجعه بود.


2- لبخند
این کار هم شاید بدیهی باشد اما افراد بسیار کمی هستند که در زمینه شغلی این کار را انجام می دهند. زمانی که مشغول صحبت کردن با کارکنان هستید و یا در حال سخنرانی می باشید اجازه دهید هر چند وقت یکبار لبخندی بر روی لبانتان بنشیند. آنقدرها هم که فکر می کنید کار دشواری نیست. با مشاهده یک لبخند گرم هر کسی احساس بهتری هم نسبت به خود و هم نسبت به شما پیدا می کند.


به عنوان مربی ارتباطات من مدیران و کارفرمایانی را دیدم که به صورت خود یک ماسک می زنند و زمانی که در حال صحبت کردن با خدمه، کارکنان و همکارانشان هستند به سختی چهره هایشان تغییر می کند. اما موفق ترین مدیران کسانی هستند که اعتماد به نفس کامل داشته، از زندگی خود لذت ببرند و از اینکه در زمان مناسب لبخند ملیحی بر لبان خود آورند هیچ ترسی به دل راه نمی دهند.


3- تحسین و تشکر
سعی کنید به طور روزانه از افراد تشکر کنید. کسانی که کارهایشان را دور از انتظار انجام می دهند مستحق تشکر و تمجید شما می باشند. البته اگر این کار را در حضور سایرین انجا دهید که دیگر کارتان حرف ندارد!


ریچارد برنشن، مدیر یک موسسه اقتصادی که به دلیل شور و اشتیاق زیادش در کار مـعـروف شـده بـود در طـی مصاحبه خود با مجله "ثبت شرکت ها" به خبرنگار گفته بود "تعریف کردن از دیگران باعث می شود آنها رشد کنند، و انتقاد باعث می شود که ریشه تمام خلاقیت ها خشک شود." اغلب افراد به این دلیل که درآمد بالاتری داشته باشند شغل های خود را ترک می کنند و اولین دلیل استعفا نیز همین مورد می باشد. اما کنار آمدن از کار فقط به خاطر مسائل مالی نیست، عده دیگری از افراد نیز هستند که به این دلیل که به اندازه کافی تایید نشده و سایرین آنها را به رسمیت نمیشناسند مجبور می شوند که شغل خود را عوض کنند. یک رءیس شرکت که جزء میلیونرها هم هست "اسکات کوک" روزی به من گفت: " مردم به چیزی فراتر از حقوق سر ماه نیاز دارند" این گفته کاملا صحت دارد. افراد پایین مقام تر می خواهند که احساس کنند کارشان مفید است و از دید سازمان و کارفرمای خود افراد ارزشمندی هستند.


4- با همه به خوبی رفتار کنید
سعی کنید هر روز صبح در محل کار خود یک کار زیبا و دلپسند را در مورد یکی از همکاران خود انجام دهید به ویژه آنهایی که مقام پایین تری نسبت به شما دارند. برای مثال پیام تشکری برای آبدارچی که چای و شیرینی جلسه امروز را درست کرده بفرستید.


اگر فکر می کنید دیگران کارهای شما را زیر نظر ندارند من یک خبر برایتان دارم. مدیران، همقطاران و افراد پایین رتبه همه و همه چشم به کارهای شما دوخته اند و مرتبا در حال ارزیابی رفتار شما هستند. زمانی که سرمایه دار بزرگ "برنسن" را به یک برنامه تلویزیونی دعوت کرده بودن او صورت خود را آراسته بود و روی سر خود موی مصنوعی گذاشته بود، درست مثل اینکه قصد دارد در یک مسابقه زیبایی شرکت کند. او به شدت بر روی این امر تاکید می کرد و اظهار می داشت که از این طریق می توان تشخیص داد که افراد با اطرافیان خود چگونه برخورد می کنند و برای آنها در چه حد ارزش قائل هستند.


5- خونسردی خود را حفظ کنید
زمانی که مسائل جزئی بر وفق مراد شما پیش نرفت نباید به سرعت از کوره در روید و بگذارید چنین مواردی خونسردی شما را از بین ببرند. از یک زبان مثبت و خوش بینانه در گفته های خود استفاده کنید و حرکات بدن خود را کنترل کنید. به عبارت دیگر با سرعت به سمت جلو و عقب راه نروید و انگشتان و دستان خود را به هم نفشارید. محکم و استوار باشید و با قاطعیت صحبت کنید!


من روزی این شانس را پیدا کردم که با یکی از قهرمانان واقعی ارتش، مردی که شخصیتی شبیه به آنچه در فیلم های سینایی می بینید داشت. فرمانده ارشد "مت اورسمن" گفت که رهبران و فرماندهان باید در یک جو مملو از اعتماد به نفس زندگی کنند. یک رهبر بدون توجه به اتفاقاتی که در اطراف او در حال رخ دادن است،   باید محکم و استوار " مثل یک کوه" بر سر جای خود بایستد. او می گوید حتی اگر راه حل مشکلی در همان لحظه به ذهنتان نمی رسد باز هم باید خونسردی خود را حفظ کنید و به دیگران القا کنید که همیشه کنترل تمام امور را به دست خود دارید. در چنین شرایطی آن جو اعتمادی که قبلا در مورد آن با شما صحبت کردیم به حقیقت میپیوندد. زمانی که در شرایط فشار خوش بین باشید می توانید تاثیر بی نهایت مثبتی را در ذهن دیگران از خود بر جای بگذارید. در جریان 11 سپتامبر، شهردار نیویورک "رادولف گالیانی" به عنوان یکی از افرادی که تسلط کاملی بر نفس خود دارد شناخته شد. او آنچنان تاثیری بر روی مردم گذاشت که تا به حال هیچ کجا دیده نشده بود. یکی از افرادی که تحت تاثیر شدید او قرار گرفته بود " اپرا وینفری" بود. اپرا در مورد او اینچنین می نویسد: "در روزهایی که برای همه سخت بود، او آنچنان اعتماد به نفسی داشت و آنچنان محکم و پر صلابت به خانواده های بازمندگان قوت قلب می داد که مردم به او لقب شهردار آمریکا دادند."


6-  e-mailهای خود را شخصی (personalized) كنيد
زمانی که شما برای کسی نامه الکترونیکی می فرستید هیچ کس نمی تواند ظاهر و یا حرکات شما را ببیند، به همین دلیل به راحتی می تواند شما را یک فرد رک، متکبر و خودخواه تصور کند. به همین دلیل چند ثانیه بیشتر وقت بگذارید و نامه های را شخصی کنید.


به این مثال توجه کنید؛ به جای اینکه بنویسید "من گزارش را تا ساعت 2 بعد از ظهر می خواهم" از این جمله استفاده کنید "مهم است که گزارش شما امروز آماده شود، اگر آنرا تا اخرین مهلت "2 بعد از ظعر" به ما تحویل دهید، ممنون خواهیم شد." آیا به نظر شما دومی بهتر نیست؟ البته شاید کمی دارای اطناب و درازگویی باشد و معمولا نامه های ادارای باید مختصر و مفید باشند. اما اگر به دقت نگاه کنیم متوجه می شویم که آنقدرها هم که فکر می کردیم طولانی نیست و گذشته از آن می توانید از این طریق ارتباط خوبی را با خدمه خود برقرار کنید.


7- خیلی زود جلوی مشکلات را بگیرید
خیلی سریع باید راه حل مشکلات را پیدا کنید، به ویژه آن دسته از مسائلی که باعث بروز جر و بحث و دعوا می شوند. اگر شما سرپرست بخشی هستید وظیفه سنگین تری نسبت به حل مشکلات دارید. اگر یکی از کارمندان به شما خبر داد که یک خدمه مشغول انجام امور غیر اخلاقی است حرف او را جدی بگیرید. در مورد او تحقیق و پرس و جو کنید، با شخص مورد نظر گفتگو کنید و تمام مواد را ثبت و ضبط کنید! با این کار شما به عنوان شخصی که به مشکلات اجازه رشد نمی دهد شناخته خواهید شد.


رهبران موفق همیشه به سرعت مشکلات و موانع مختلف را بررسی کرده و در رفع آنها کوشش می کنند. به خاطر می آورم که در یک شرکت بیشتر کارمندان ایمان خود را به کارفرمای خود از دست داده بودند. پشت سر هم غیبت می کردند، همیشه در حال شایعه پراکنی بودند و با هم دست به یقه می شدند. کارفرما که مکررا از حضور در بین آنها خودداری می کرد، کنترل خود را در امور مختلف از دست داده بود و چیزی نگذاشت که هیچ فایده ای برای شرکت نداشت و پس از چندی شغل خود را از دست داد.


8- دور هم جمع شوید
کارمندان دوست دارند احساس کنند که شما به آنها و زندگی شخصی شان اهمیت می دهید. آنها را بعد از کار به مهمانی دعوت کنید و یا با هم به یک مسابقه بیس بال بروید. این کار خوش نیتی شما را به همکاران، خدمه و کارمندانتان ثابت می کند.


امتحان کنید: یک مهمانی کوچک و خودمانی ترتیب دهید، به همکارانتان mail بزنید و آنها را برای نهار به اتاق کنفرانس دعوت کنید. حتما نباید یک مهمانی بزرگ بگیرید. دور هم جمع شدن های کوچک و خودمانی باعث می شود کارکنان با هم اتحاد بیشتری پیدا کنند.


برای رسیدن به موفقیت، مثبت باشید
بالارفتن از پله های موفقیت شغلی نیازمند کمک دیگران نیز می باشد. رهبران حرفه ای و موفق کسانی هستند که بتوانند در میان همکاران و کارمندان خود شور و اشتیاق ایجاد کنند. اگر تنها مثبت فکر کنید کافی نیست، بلکه باید مثبت زندگی کنید


+ نوشته شده در  2007/2/4ساعت 20:40  توسط دوغا  | 

چند درس برای موفقیت 3

<H1 align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000 size=2>
<HR>
نيمرو بخور، ولي لذت ببر</FONT></H1><BR>
<H3 align=center><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000 size=2>راه‌هاي رسيدن به يک زندگي خلاق</FONT></H3><BR>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P><BR>
<DIV class=GImg align=center><A href="http://tebyan.net/BigImage.aspx?img=Image/Big/1385/10/150165152239169255558291671184221321665183.jpg"><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000><IMG id=img0 src="http://tebyan.net/Image/Big/1385/10/11461482003883152761581084918422077.jpg"></FONT></A></DIV><BR>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>سال‌هاي زندگي خلاق بايد از قبل پيش‌بيني شود. مهم نيست که چند سال از عمر خود را پشت سرگذاشته‌ايد. در جواني، ميان‌سالي و هر سني که هستيد برنامه‌اي براي زندگي خود بريزيد. مهم اين است که همين حالا دست به کار شويد. <BR></FONT>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>نکته ي مهم اين است که بايد در برنامه‌ريزي، خود را به عنوان انساني که در اين جهان زندگي مي‌کند در نظر بگيريد هر روز عمر را به مفهوم واقعي کلمه زندگي کنيد و از گرفتاري‌‌هاي زندگي ترسي به‌دل راه ندهيد. <BR></FONT>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>زندگي کردن در تمام لحظات عمر را ياد بگيريد. به جزيياتي که زندگي شما را هيجان مي‌بخشد بهاي بيشتري بدهيد . <BR></FONT>
<DIV class=SooTitrContent align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>بدانيد که خوردن نان و نيمرو هم لذت‌بخش است. بايد احساس لذت را در جزيي‌ترين امور زندگي پيدا کنيد.</FONT></DIV><BR>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>سال‌هاي عمر شما، علي‌رغم مشکلات، محدوديت‌ها و خطرات که البته وجود دارد مي‌تواند پربار و لذت‌بخش باشد. اگر اين را باور کنيد، خوشبختي در دو قدمي شماست. <BR></FONT>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>افسوس خوردن را فراموش کنيد و بدانيد که ديگران هم مثل شما شکست‌ها و نا‌کامي‌هايي داشته‌اند. <BR></FONT>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>حال به مهم‌ترين نکاتي که در ايجاد زندگي خلاق، موثر واقع مي‌شوند، اشاره مي‌کنيم: <BR></FONT>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>اولين گام براي رسيدن به زندگي خلاق، داشتن تصوير ذهني سالم است. اگر بخشي از زندگي را تلف کرده‌ايد خود را به ‌خاطر آن سرزنش نکنيد. شما کامل و بي‌عيب و نقص نيستيد. براي آن‌که سلامت و شادابي را به زندگي وارد کنيد احتياج به تصوير ذهني سالم داريد. بايد احساس کنيد که انساني ارزشمند هستيد. تصويري که هر کس از خود دارد و به عبارتي، آن طور که خود را مي‌بيند، روي قضاوتي که از خويشتن و از دنيايش دارد تأثير مي‌گذارد. براي رسيدن به خلاقيت بايد فعاليت خود را دو چندان کنيد . بايد به خود بباليد که مي‌توانيد به هدف‌هايتان برسيد. احساس مثبت داشته باشيد و کارهاي مفيد انجام دهيد، همچنين براي قبول کمبودها و شناخت محدوديت‌هايي که داريد تلاش کنيد بايد واقع‌گرا باشيد و با واقع‌بيني خود را آن طور که هستيد در نظر بگيريد و با اين حال اجازه ندهيد که روحيه بدبيني و منفي‌گرايي بر وجود شما مسلط شود. اگر کسي شما را آن‌قدر دوست داشته باشد که از خودگذشتگي نشان دهد و شما را از بحراني که در آن گير کرده‌ايد نجات دهد باز هم نمي‌تواند به جاي شما زندگي کند. نمي‌تواند به جاي شما تصميم بگيرد، نمي‌تواند به طور کامل شريک غم‌ها و شادي‌هاي شما باشد و از همه اين‌ها گذشته نمي‌تواند توانايي موفقيت يا شکست را در شما ثبت کند. از او براي اين که خود را قبول داشته باشيد يا دست رد به سينه خود بزنيد کاري ساخته نيست. تنها تصوير ذهني شما چنين قدرتي دارد. تنها تصوير ذهني است که مي‌تواند به شما احساس اعتماد و اطمينان ببخشد. <BR></FONT>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>با تقويت روزانه تصوير ذهني خويش، براي زندگي خلاق آماده مي‌شويد و خود را شايسته خوشي‌هاي زندگي مي‌دانيد و از آن به سود خود استفاده مي‌کنيد. <BR></FONT>
<DIV class=SooTitrContent align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>براي اين که در خود تفکر و روحيه مثبت به وجود آوريد بايد طرز تلقي و برداشت خود را نسبت به رويدادهاي زندگي تغيير دهيد تنها در اين صورت است که مي‌توانيد به کشمکش‌هاي دروني خود خاتمه دهيد و از يک روحيه شاد و پربار بهره‌مند شويد.</FONT></DIV><BR>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>اقليت افراد خلاق، مثبت هستند. آنان کساني هستند که در ميان ترديد و نا‌اميدي‌ها، جرقه اميد و خوش‌بيني را روشن نگه مي‌دارند. اقليت خلاق به پيشرفت فرهنگ معتقدند. <BR></FONT>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>گام بعدي براي رسيدن به زندگي خلاق داشتن هدف است. <BR></FONT>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>براي لذت بردن از زندگي، هدف داشته باشيد. زندگي مجموعه‌اي از هدف‌هاست و مساله، رسيدن به آن‌هاست. آيا با توجه به آنچه در درون شما مي‌گذرد مي‌توانيد به هدف‌هايتان برسيد يا نه. اگر خسته و دلسرد هستيد از هدف‌هايتان غفلت نکنيد. هر روز قدمي به جلو برداريد و اين پيشرفت روزانه را احساس کنيد و بدانيد که وسعت و دامنه هدف مهم نيست، مهم هدفي است که براي خود انتخاب کرده‌ايد. در جويبار روان زندگي به حرکت ادامه دهيد و براي رسيدن به هدف‌هايتان تلاش کنيد. جاري باشيد، حرکت کنيد، اگر شما به هدف نرسيد هدف به شما مي‌رسد. مهم سمت حرکت شماست.مهم اين است که به پيش مي‌رويد و اين پيشرفت را احساس مي‌کنيد. <BR></FONT>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>واژه هدف براي بسياري از افراد، حاوي مفهومي منفي است زيرا اغلب با وسواس و فشار و تنش و رقابت با ديگران همراه بوده است. <BR></FONT>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>براي کامجويي از هدف‌هايتان، آن‌ها را به صورت علايم راهنما بنگريد که به مسيري ويژه اشاره مي‌کنند تا تمرکزي دقيق به وجود آورند و شما را به تحرک وادارند. راه رسيدن به هدفتان به خودتان بستگي دارد. مي‌توانيد در طول راه بسيار جدي و منظم باشيد و تمام توجه‌تان را به رسيدن به هدفتان معطوف کنيد يا بياساييد و راحت باشيد. <BR></FONT>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>براي توفيق در کارها هيچ‌چيز به اندازه اعتقاد و ايمان به توانستن، موثر نيست. اگر از انجام کاري بترسيد و فکر کنيد که قادر به انجا آن نيستيد تحت هيچ شرايطي آن کار را به نحو مطلوب نمي‌توانيد انجام دهيد. <BR></FONT>
<DIV class=SooTitrContent align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>اگر ملاحظه مي‌کنيد که شما در يک کار موفق نمي‌شويد و هستند کساني که در همان کار به موفقيت‌هاي کافي دست يافته‌اند، اين را بدانيد که عيب در شماست. آن که موفق است ايمان دارد که مي‌تواند موفق شود و شما هنوز اين يقين را به دست نياورده‌ايد.</FONT></DIV><BR>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>در مورد هدف‌هاي کوتاه مدت واقع‌بين باشيد. هدف‌هايي قابل دسترس براي خودتان تعيين کنيد تا دچار دلسردي نشويد. بهتر است در آغاز کار، گام‌هايي کوچک و مطمئن برداريد تا اعتماد به نفس پيدا کنيد. در مورد هدف‌هاي بلندمدت، گسترده و آرمان‌گرا باشيد. بگذاريد تخيل‌تان بگسترد و عالي‌ترين را انتخاب کنيد. توجه‌تان را بر جوهر هدفتان متمرکز کنيد. نگران جزييات نباشيد زيرا جزييات ممکن است تغيير کنند. در مورد هدف‌هايتان وسواس به خرج ندهيد. <BR></FONT>
<DIV class=SooTitrContent align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>مترصد پيروزي باشيد و در هر کاري که مي‌کنيد تنها به آن بينديشيد. اگر امروز موفق نشديد اگر علي‌رغم همه تلاش‌ها امروز به پيروزي نرسيديد از نو شروع کنيد و آن‌قدر مداومت به خرج دهيد تا موفق شويد. نيروي خلاق خود را به کار اندازيد و در جهت موفقيت گام برداريد.</FONT></DIV><BR>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>انعطاف‌پذير باشيد. شايد دريابيد که بسياري از هدف‌هايتان عوض مي‌شوند اما در مهم‌ترين هدف‌ها همواره جوهري هست که يکسان بر جا مي‌ماند. به يک شيوه خاص اکتفا نکنيد، هرگاه احساس کرديد روشتان کارساز نيست، شيوه خود را تغيير دهيد.
<HR>
</FONT>
<P></P>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>بررسي توانايي هدايت هيجان هاي شخصي</FONT></P>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>بيش از يكصد سال، بهره هوشي يا هوش بهره (IQ) به عنوان معياري براي سنجش هوش فردي محسوب مي شد. آزمون بهره هوشي تنها شاخصي بود كه نمايانگر توانايي يادگيري افراد محسوب مي شد، شايد به همين خاطر است كه تعداد زيادي از والدين، از همان دوران قبل از مدرسه رفتن، نگران كيفيت يادگيري فرزند خود و مدرسه اي كه قرار است او در آن درس بخواند، هستند. غافل از اينكه در سال هاي اخير تحقيقات علمي نشان داده كه تنها داشتن هوش عقلاني (شناختي) زياد براي كسب موفقيت كافي نيست و علاوه بر IQ ، كيفيات ديگري نيز لازم است. بسياري از افراد در زمينه علمي به خاطر بهره هوشي بالا در موسسات آموزشي و دانشگاه ها به مدارج بالايي نائل مي شوند، اما بعضي از همين افراد در محيط كار و خانواده چندان موفق نيستند و برعكس آنها افرادي بوده اند كه بهره هوشي پاييني دارند، ولي در محيط خانواده و كار افرادي موفق و سازگار به شمار مي روند كه علتش مي تواند به سطح هوش هيجاني (EI) يا توانايي هدايت هيجان هاي شخصي در تعاملات فردي ارتباط پيدا كند.<BR>هوش هيجاني پيش بيني كننده موفقيت افراد در زندگي و نحوه برخورد مناسب با استرس هاست.<BR>به طور خلاصه هوش هيجاني يعني:  داشتن ظرفيتي براي شناخت احساسات و هيجان هاي خود و ديگران و استفاده از اين هيجان ها به بهترين نحو براي برقراري ارتباط با خود و ديگران.<BR>اهميت هوش هيجاني<BR>روان شناسان عقيده دارند مي توان هوش هيجاني را در كودكان و حتي افراد بالغ افزايش داد. ممكن است اين سؤال مطرح شود كه چرا پرورش و رشد هوش هيجاني مهم است؟ <BR>۱ - ايجاد حس مسئوليت پذيري:  هوش هيجاني به ما كمك مي كند كه فرد مسئوليت پذيري در جامعه باشيم، براي رسيدن به اين مرحله بايد به كودكان آموزش هاي لازم را بدهيم. ابتدا با آموزش كودكان، به آنان ياد دهيم به جاي آنكه ديگران احساسات شان را در دست گيرند، مسئوليت احساسات و هيجان هاي خود را بپذيرند؛ به عنوان مثال، به جاي اينكه بگويد شما باعث خوشحالي من شديد از جمله من احساس خوشحالي مي كنم استفاده كند. همچنين به آنها بياموزيم در مقابل احساسات خود حق انتخاب دارند، انتخاب هايي چون استفاده از مهارت هاي كلامي و غيركلامي، تغيير دادن، اقدام كردن و... همه ما مي توانيم بر هيجان هاي خود تسلط داشته باشيم و آن را تحت كنترل خود بگيريم و اين امر با تقويت هوش هيجاني ميسر مي شود. وقتي هيجان ها و احساسات ما كنترل شود، رفتار مناسب تري را هم تجربه خواهيم كرد و اين رفتار خوب باعث ايجاد احساس خوب و بالا رفتن اعتماد به نفس و تقويت ارتباط اجتماعي مي شود.<BR>۲ - ايجاد زندگي شاد و بانشاط: تحقيقات نشان داده است هر چه افراد شاد و خوشحال باشند از سلامت بيشتري برخوردارند و هر چه از هوش هيجاني بيشتري برخوردار باشند، افرادي مسئوليت پذير و اجتماعي تر هستند و بالا بودن هوش هيجاني به آنان كمك مي كند كه شادتر باشند و غم و اندوه را از خود دور كنند.<BR>۳ - برخورد با موقعيت هاي خطرناك: تحقيقات نشان مي دهد كودكاني كه از هوش هيجاني بيشتري برخوردارند، زودتر موقعيت هاي خطرناك را تشخيص داده و عكس العمل نشان مي دهند و در دوران حساس نوجواني كمتر امكان دچار شدن به انحرافات اخلاقي را دارند و كمتر جذب دوستان ناباب مي شوند.<BR>۴ - ايجاد روحيه همكاري و كمك به ديگران: كودكاني كه از هوش هيجاني بالاتري برخوردار باشند از احساسات ديگران آگاهي كامل دارند و در گروه سعي مي كنند عضو سازنده باشند و نيازهاي ديگران را درك مي كنند و حداقل با همدلي به آنان كمك مي كنند. با پرورش هوش هيجاني كودكان پي مي برند وقتي احساس بهتري نسبت به زندگي دارند كه با يكديگر همكاري داشته و به هم كمك كنند. <BR>تحقيقات نشان داده كودكاني كه از نظر هوش هيجاني در سطح بالاتري هستند ويژگي هاي زير را دارند: يادگيرندگان بهتري هستند، مشكلات رفتاري كمتري دارند، هيجان هاي خود را به خوبي بيان مي كنند، به حرف هاي ديگران خوب گوش مي كنند، از خود خشونت كمتري نشان مي دهند، دوستان زيادي پيدا مي كنند، خوشحال و بانشاط هستند، اگر در زندگي آنان مشكلي پيش آيد، در حل مشكل خوب عمل مي كنند و تحمل مشكلات در اين كودكان بيشتر است، بيشتر از ديگران هيجان ها و تكانه هاي خود را كنترل مي كنند، درباره اطرافيان خود احساس خوبي دارند.<BR>چگونه هوش هيجاني كودكان را افزايش دهيم؟<BR>بيشتر مهارت ها بر اثر تعليم و تربيت توسعه مي يابد. هوش هيجاني به وسيله رشد مهارت هاي هيجاني قابل رشد و توسعه است. هوش هيجاني مفهومي، قابل يادگيري است. برخلاف بهره هوشي كه در طول زندگي سطح آن تقريباً ثابت است، هوش هيجاني را مي توان افزايش داد. <BR>* قبل از هر چيز والدين بايد درباره احساسات و هيجانات اطلاعات بيشتري پيدا كنند و درباره انواع هيجان مثل شادي و غم، شجاعت و ترس، صبر و بي حوصلگي، عشق و تنفر و... اطلاعات سازنده اي داشته باشند.<BR>* با ايجاد يك محيط امن عاطفي كودكان مي توانند با آزادي درباره احساساتشان با والدين گفت وگو كنند.<BR>* مهلت هاي هوش هيجاني با تعامل خوب والدين و كودك آغاز مي شود. والدين به كودكان ياد مي دهند كه هيجان هاي خود را تشخيص دهند و آنها را نامگذاري كنند. به عنوان مثال: احساس نااميدي مي كنم، احساس شادي مي كنم، الان عصباني هستم و... پس وقتي از رفتار دوستش شكايت مي كند و مي گويد من اصلاً او را دوست ندارم، مي توان جمله او را به اين صورت تصحيح كرد: به نظر مي رسد از دست دوستت عصباني هستي، با بيان اين جمله، هم نشان داده ايد احساس فرزندتان را درك كرده ايد و هم الگوي مناسبي براي بيان احساسات فراهم ساخته ايد.<BR>* به جاي نامگذاري روي فرزندان با صفاتي چون دست و پا چلفتي، بي عرضه،  ترسو، كودن و... احساسات آنها را نامگذاري كنيد. مثلاً: (الان احساس خجالت مي كني، به نظر مي آيد احساس ترس مي كني و...).<BR>* به حرف هاي فرزندان خود با دقت گوش دهيد و همزمان از زبان بدن (حالات و حركات اعضاي بدن و صورت) استفاده كنيد. اين روش به شما كمك مي كند ارتباط بهتري با فرزندتان برقرار كنيد و او را بهتر بشناسيد.<BR>* متخصصان باور دارند كه آموزش طبيعي هيجاني كه همراه با هنرهاي آزاد است از اهميت بيشتر برخوردار است. در درس هايي كه داستان هاي مهيج وجود دارد، كودكان در مورد احساسات قهرمانان شروع به يادگيري مي كنند و خود را به جاي قهرمان داستان مي گذارند وبا نحوه برخورد يا مقابله با احساساتي چون خشم، ترس، شادي، غم و... آشنا مي شوند.<BR>* آموزش مهارت هاي اجتماعي از راه هاي افزايش هوش هيجاني است. اين آموزش شامل برنامه كنترل خشم و عصبانيت، همدلي، پي بردن به تفاوت ها و شباهت هاي مردم، حل مسائل و مشكلات، برقراري ارتباط موثر، ارزيابي خطرات، تصميم گيري، تقويت روحيه افراد گروه، ابتكار و مديريت تغيير، استفاده از روش هاي گوناگون براي متقاعد كردن ديگران و... است
<HR>
</FONT>
<P></P>
<P align=right><FONT color=#000000><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">FROGS <BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">قورباغه ها</FONT><BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who arranged a running competition. <BR>روزي از روزها گروهي از قورباغه هاي کوچيک تصميم گرفتند که با هم مسابقه ي دو بدند. </FONT></P>
<P><BR><BR><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>The goal was to reach the top of a very high tower. <BR>هدف مسابقه رسيدن به نوک يک برج خيلي بلند بود.<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants.... <BR>جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند...<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>The race began.... <BR>و مسابقه شروع شد....<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower. <BR>راستش, کسي توي جمعيت باور نداشت که قورباغه هاي به اين کوچيکي بتوانند به نوک برج برسند.<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>You heard statements such as: <BR>شما مي تونستيد جمله هايي مثل اينها را بشنويد:<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>"Oh, WAY too difficult!!" <BR>"اوه,عجب کار مشکلي!!"<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>"They will NEVER make it to the top." <BR>"اونها هيچ وقت به نوک برج نمي رسند."<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>or: <BR>يا:<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>"Not a chance that they will succeed. The tower is too high!" <BR>"هيچ شانسي براي موفقيتشون نيست.برج خيلي بلند ه!"<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>The tiny frogs began collapsing. One by one.... <BR>قورباغه هاي کوچيک يکي يکي شروع به افتادن کردند...<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher....<BR>بجز بعضي که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر مي رفتند...<BR><BR></FONT><FONT color=#000000><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">The crowd continued to yell, "It is too difficult!!! No one will make it!" <BR>جمعيت هنوز ادامه مي داد,"خيلي مشکله!!!هيچ کس موفق نمي شه!"<BR></FONT><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>More tiny frogs got tired and gave up.... <BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته مي شدند و از ادامه دادن منصرف ...<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>But ONE continued higher and higher and higher.... <BR>ولي فقط يکي به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>This one wouldn"t give up! <BR>اين يکي نمي خواست منصرف بشه! <BR><BR>At the end everyone else had given up climbing the tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top! <BR><BR>بالاخره بقيه ازادامه ي بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زياد تنها کسي بود که به نوک رسيد! <BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to know how this one frog managed to do it? <BR>بقيه ي قورباغه ها مشتاقانه مي خواستند بدانند او چگونه اين کا ر رو انجام داده؟<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal? <BR>اونا ازش پرسيدند که چطور قدرت رسيدن به نوک برج و موفق شدن رو پيدا کرده؟<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>It turned out.... <BR>و مشخص شد که...<BR><BR></FONT><FONT color=#000000><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">That the winner was DEAF!!!! <BR>برنده ي مسابقه کر بوده!!!<BR><BR></FONT><BR></FONT><FONT color=#000000><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">The wisdom of this story is: <BR>Never listen to other people"s tendencies to be negative or </FONT><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>pessimistic.... because they take your most wonderful <BR>dreams and wishes away from you -- the ones you have in <BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>your heart! <BR>Always think of the power words have. <BR>Because everything you hear and read will affect your <BR>actions! <BR><BR>نتيجه ي اخلا قي اين داستان اينه که</FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>:<BR>هيچ وقت به جملات منفي و مأيوس کننده ي ديگران گوش نديد... چون <BR>اونا زيبا ترين رويا ها و آرزوهاي شما رو ازتون مي گيرند--چيز هايي که <BR>از ته دلتون آرزوشون رو داريد</FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>!<BR>هميشه به قدرت کلمات فکر کنيد</FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>.<BR>چون هر چيزي که مي خونيد يا ميشنويد روي اعمال شما تأثير ميگذاره<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>Therefore: <BR>پس:<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>ALWAYS be.... <BR>هميشه.... <BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>POSITIVE! <BR>مثبت فکر کنيد!<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>And above all: <BR>و بالاتر از اون<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams! <BR>کر بشيد هر وقت کسي خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهيد <BR>رسيد!<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>Always think: <BR>و هميشه باور داشته باشيد:<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>God and I can do this! <BR>من همراه خداي خودم همه کار مي تونيم بکنيم<BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>Pass this message on to 5 "tiny frogs" you care about.<BR>اين متن رو به 5 تا "قورباغه کوچولو" که براتون اهميت دارند بفرستيد. <BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>Give them some motivation!!! <BR>به اون ها کمي اميد بديد!!<BR><BR>Most people walk in and out of your life......but FRIENDS <BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>leave footprints in your heart <BR>In two days tomorrow will be yesterday. Today is no <BR>special day and I have no particular reason for writing to <BR>you... I have no news to tell you.... nor any problems to <BR>discuss with you.... or gossip to tell you... It"s only one of <BR>those happy moments... when I thought of you... and I <BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>would like to share these thoughts with you... <BR>MANY SMILES BEGIN BECAUSE OF ANOTHER SMILE... <BR><BR>آدم هاي زيادي به زندگي شما وارد و از اون خارج ميشن... ولي <BR>دوستانتون جا پا هايي روي قلبتون جا خواهند گذاشت</FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000>.<BR>بعد از دو روز فردا هم ديروز خواهد شد.امروز روز خاصي نيست و من <BR>هم دليل خاصي براي نوشتن براي شما ندارم...من خبر جديدي براتون <BR>ندارم...حتي مشکلي که دربارش باهاتون درد دل کنم هم نيست...يا خبري <BR>که از کسي ديگه اي باشه...ولي يکي از لحظه هاي شاد زندگي منه...چون <BR>وقتيه که دارم به شما فکر مي کنم...و دوست دارم اين لحظه رو با شما <BR>قسمت کنم...خيلي از لبخند ها به خاطر يک لبخند ديگه بوجود اومدند... <BR><BR></FONT><FONT color=#000000><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">To The World You Might Be One Person; But To One Person You Might Be the World. <BR><BR></FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">براي دنيا شما فقط يک نفريد؛ولي براي بعضي ها شما تمام دنبا هستيد
<HR>
</FONT></FONT>
<P></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: center" align=center><FONT size=2><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><I><FONT color=#000000><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 20pt; COLOR: red; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: " B FA? mso-bidi-language: Yagut?;>مردي که پلهاي پشت سرش را ويران کر</SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 20pt; COLOR: red; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: " B FA? mso-bidi-language: Yagut?;>د</SPAN></FONT></I></FONT></FONT></P>
<P><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: center" align=center><I><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 20pt; COLOR: red; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: " B FA? mso-bidi-language: Yagut?;><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></I><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000> </FONT></P>
<P><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: " B FA? mso-bidi-language: Yagut?;><FONT size=2><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><FONT color=#000000>مدتها پيش يکي از جنگجويان بزرگ با موقعيتي روبرو شد که بايد تصميمي مي گرفت تا موفقيت او را در جبهه نبرد تضمين کند . او مي خواست سربازانش را به جنگ دشمني قدرتمند گسيل دارد که شمار سربازانش به مراتب از سربازان او بيشتر بود . <o:p></o:p></FONT></FONT></FONT></SPAN></P>
<P><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: " B FA? mso-bidi-language: Yagut?;><FONT size=2><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><FONT color=#000000>او سربازانش را سوار بر قايق به سرزمين خصم برد . سربازان از قايقها پياده شدند . و آنگاه<SPAN style="COLOR: #3366ff"> دستور داد که کشتيها را آتش زدند</SPAN> . اين رهبر خطاب به سربازانش گفت «کشتيها را مي بينيد که در آتش مي سوزند . ما راهي جز پيروزي نداريم , انتخاب ديگري نداريم . يا پيروز از ميدان به در مي آئيم يا هلاک مي شويم . » <o:p></o:p></FONT></FONT></FONT></SPAN></P>
<P><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " B FA? mso-bidi-language: Yagut?;></SPAN><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000> </FONT></P>
<P><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " B FA? mso-bidi-language: Yagut?;><FONT size=2><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><FONT color=#000000>آنها پيروز شدند .<SPAN style="COLOR: #3366ff"><o:p></o:p></SPAN></FONT></FONT></FONT></SPAN></P>
<P><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #3366ff; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " B FA? mso-bidi-language: Yagut?;></SPAN><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000> </FONT></P>
<P><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #3366ff; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " B FA? mso-bidi-language: Yagut?;><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000 size=2>بينديشيد و ثروتمند شويد , ناپلئون هيل .</FONT></SPAN></P>
<P><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #3366ff; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " B FA? mso-bidi-language: Yagut?;><o:p></o:p></SPAN><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000> </FONT></P>
<P><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P>
<P><I><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 18pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: " B mso-bidi-language: Yagut?; EN-US? mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: Roman?; New ?Times mso-fareast-font-family: FA; mso-hansi-font-family: mso-ascii-font-family:><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000 size=2>  هرکس طالب پيروزي است بايد کشتيها و پلهاي پشت سرش را</FONT></SPAN></I></P>
<P><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><BR><FONT color=#000000></FONT></FONT></P>
<P><I><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 18pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: " B mso-bidi-language: Yagut?; EN-US? mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: Roman?; New ?Times mso-fareast-font-family: FA; mso-hansi-font-family: mso-ascii-font-family:><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000 size=2>   د</FONT></SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 18pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: " B mso-bidi-language: Yagut?; EN-US? mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: Roman?; New ?Times mso-fareast-font-family: FA; mso-hansi-font-family: mso-ascii-font-family:><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000 size=2>ر آتش بسوزاند و راههاي عقب نشيني را برخود ببندد
<HR>
</FONT>
<P></P>
<P style="MARGIN-TOP: -7px; MARGIN-BOTTOM: -7px" align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000 size=2>گذشته را رها كن  به آينده بينديش</FONT></P>
<P><FONT size=2><BR><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000></FONT></FONT></P>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000 size=2>خوب سلام دوستان خوبم اين هم از موضوع اين هفته شايد خيلي ها بهش احتياج دارند مطالعه كنيد نظر فراموش نشه  بابت نظرات قبلي هم متشكرم دوستاني كه مي آيند نظر ميدهند بسيار ممنونم از انها باعث دلگرمي من ميشه دوستاني هم كه مي آيند و نظر نمي دهند قدمشان روي چشم خوش آمديد كه حتما علتي داره كه نظر نميدند به هر حال براي همه ي شما عزيزان بزرگوارم آرزوي موفقيت مي كنم و شما را به خواندن مطلب زير  دعوت و تشويق مي نمايم. آينده ي خوب براي شماست </FONT></P>
<P><FONT size=2><BR><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000></FONT></FONT></P>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000 size=2>يك مقدمه كوتاه</FONT></P>
<P><FONT size=2><BR><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000></FONT></FONT></P>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000 size=2>با توجه به آمار تکان‌دهنده و روبه رشدي که امروزه در مورد شمار مبتلا‌يان به افسردگي وجود دارد، لزوم تغييرات دروني به ‌منظور زندگي بهتر و سالم‌تر و بهره بردن از سلامت جسمي و روحي براي سازندگي مفيد‌تر جامعه، امري حياتي تلقي مي‌شود.در دنياي ماشيني امروز نيز بسياري افراد خوشحال هستند و خوب زندگي مي‌کنند.<BR>جالب است بدانيد که محققان دريافته‌اند که سلامتي و کارايي افراد تا حد زيادي تحت تاثير ويژگي‌هاي شخصيتي و دروني آنهاست... اما نکته اصلي اينجاست که چگونه مي‌توان روحيه‌ي شاداب و خوي خوشحال داشت؟ چه کساني از ناملايمات زندگي نيز ناراحت و افسرده نمي‌شوند؟ <BR>شيوه‌ها‌ي اصلي و مهم وجود دارد تا افراد خوشحال باشند<BR>عزت نفس: افراد خوشحال، خود را دوست دارند. <BR>در دهه‌ي ‌١٩٨٠ هيچ موضوعي به‌اندازه خود و خويشتن، روان‌شناسان را مشغول نکرد. بسياري از گزارش‌ها حاکي از آن است که افراد با عزت نفس بالا، از سلامتي بيشتري برخوردارند و حتي در زندگي خانوادگي ، شغلي و جمع‌هاي دوستانه نيز رضايت بيشتري دارند. به عبارت ديگر، وقتي افراد خود را مي‌پذيرند، زندگي و پستي و بلندي هاي‌ آن را نيز مي‌پذيرند و احساس خوبي در مورد آن دارند... . <BR>خوش‌بيني: افراد خوشحال، اميدوار هستند. <BR>چنانچه موافق باشيد که «همه افراد شانس کافي براي انجام تقريباً همه کارها دارند» اميدوار هستيد. وقتي به کار جديد دست مي‌زنيد، انتظار موفقيت داشته باشيد نه شکست. به‌عبارت ديگر، وقتي به يک ليوان نصفه نگاه مي‌کنيد، نيمه پر آن را ببينيد، تا خوشحال‌تر باشيد... . <BR>برون‌گرايي:افراد خوشحال، در خود نمي‌مانند. <BR>مطالعات گوناگون حاکي از آن هستند که افراد برون‌گرا و اجتماعي افرادي هستند که رضايت بيشتري از زندگي داشته و خوشحال‌ترند. البته بخشي از برون‌گرايي مربوط به ذات و خلق وخوي افراد است. بدين‌معنا که، برخي ذاتاً شاداب‌تر و گرم‌تر مي‌باشند. آنها با وارد شدن به‌ اتاقي که پر از افراد گوناگون است به راحتي وارد شده و خود را معرفي کرده و با افراد صميمانه برخورد مي‌کنند. بدين صورت بهتر هم پذيرفته مي‌شوند. اما اين مسئله تا حدي هم اکتسابي است و افراد درون‌گرا نيز مي‌توانند با تمرين، آداب اجتماعي را بهتر و بيشتر به‌جاي آورند. ديگران را دوست بدارند و دوست داشته شوند...  خوب در آخر هم اميدوارم مطلب مورد استفاده ي شما عزيزان قرار گرفته باشد و افكرا خود را با گذشته هاي كه مانع پيشزفت شما عزيزان است مشغول نفرمائيد </FONT></P>
<P><FONT size=2><BR><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000></FONT></FONT></P>
<P align=justify><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" color=#000000 size=2>آرزومند تمام آرزوهاي شما مهدي ميرعماد  <BR><A href="http://asrarm.parsiblog.com/" target=_blank>منبع</A>.</FONT></P></SPAN></I>
+ نوشته شده در  2007/2/4ساعت 20:33  توسط دوغا  | 

چند درس برای موفقیت 2

<P align=center><FONT size=5><FONT face="arial, helvetica, sans-serif" color=#0000ff> یک دقیقه!</FONT></FONT></P>
<P>هر روز صبح يك دقيقه وقت براي خودتان كنار بگذاريد ، بنشينيد و فكر كنيد.<BR>يك دقيقه وقت بگذاريد و كار كوچكي براي ارج نهادن به خود انجام دهيد.<BR>يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه امروز را از افسوس هاي گذشته و دلواپسي هاي آينده پاك كنيد<BR>يك دقيقه وقت بگذاريد و فكر كنيد يك مورد نگران كننده تا چه اندازه ارزش غصه خوردن و تنش عصبي دارد.<BR>يك دقيقه وقت بگذاريد و نگذاريد كه چيزهاي كوچك شادماني شما ر ا بر هم بزند.<BR>يك دقيقه وقت بگذاريد و اثرات حرف هاي غير منصفانه را از بين ببريد.<BR>يك دقيقه وقت بگذاريد تا از افكار منفي خلاص شويد.<BR>يك دقيقه وقت بگذاريد و تجربه اي لذت بخش را به خاطر بياوريد.<BR>يك دقيقه وقت بگذاريد تا به تمدد اعصاب بپردازيد.<BR>يك دقيقه وقت بگذاريد و تصميم بگيريد كه از هيچ كس انتظار تشكر نداشته باشيد<BR>يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه اجازه ندهيد كسي در شما احساس حقارت به وجود بياورد<BR>و بلأخره آخرين دقيقه روز خود را به اين اختصاص دهيد كه تصميم بگيريد به هيچ وجه در مورد آنچه ديگران ممكن است درباره شما بگويند يا فكر كنند نگران نباشيد.</P>
<P>
<HR>
</P>
<P align=center><FONT face="arial, helvetica, sans-serif" color=#0000ff size=5>اعتماد به نفس کلید موفقیت</FONT></P>
<P>1. اعتماد به نفس اساس موفقيت ها و پيروزي هاي بزرگ است. <BR>2. شما مي توانيد از عهده هر كاري برآييد به شرط آن كه شديداً خواستار آن باشيد. <BR>3.مردم عادي اميد و آرزو دارند ؛ افراد متكي به نفس ، هدف و برنامه. <BR>4. عدم توانايي يا نداشتن شرايط مناسب نيست كه مانع پيشرفت شماست ؛ مانع واقعي نداشتن اعتماد به نفس است. <BR>5. شما هيچ محدوديتي در توانايي انجام كار نداريد جز محدوديت هايي كه خودتان در ذهنتان ايجاد مي كنيد. <BR>6. اعتماد به نفس يك عادت است . براي پرورش آن بايد طوري عمل كنيد كه گويي اعتماد به نفسي را كه خواستار آن هستيد داريد. <BR>7. رؤياهاي بزرگ داشته باشيد. فقط رؤياهاي بزرگ مي توانند روحيه و ذهن شما را فعال نگه دارند. <BR>8. كليد اعتماد به نفس اين است كه ابتدا  تصميم بگيريد چه مي خواهيد و سپس براي رسيدن به خواسته خود طوري عمل كنيد كه گويي امكان شكست وجود ندارد. <BR>9. در درونِ جسارت ،  نبوغ  و قدرت سحرآميزي نهفته است. <BR>10. واقع نگر باشيد و آينده  ايده آل خود را با تمام جزئيات آن مجسم كنيد. <BR>11. آينده متعلق به كساني است كه خواستار آن هستند . از همين امروز تصميم بگيريد هر چه را در زندگي آرزو داريد طلب كنيد. <BR>12. شما هميشه در اين كه چه كاري را بيشتر، چه كاري را كمتر و چه كاري را اصلاً انجام ندهيد آزاد هستيد. <BR>13. انسان هايي كه اعتماد به نفس دارند خودشان را با ديگران مقايسه نمي كنند. فقط خودشان را با بهترين كسي كه مي توانند باشند مقايسه مي كنند. <BR>14. در هر بخشي از زندگي به عالي بودن فكر كنيد و هرگز براي دستيابي به آن از هيچ تلاشي كوتاهي نكنيد. <BR>15. هر كاري را كه دوست داريد ، انجام دهيد و با تمام وجود براي بهتر بودن در آن كار تلاش كنيد.</P>
<P>
<HR>
</P>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl align=right>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-ALIGN: center" align=center><B><SPAN class=fontcls lang=FA><FONT face="arial, helvetica, sans-serif" color=#0000ff size=5>با اعتماد به نفس به جنگ مشکلات بروید</FONT></SPAN></B></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-ALIGN: center" align=center>  </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-ALIGN: center" align=center><A href="http://groups.yahoo.com/group/sare2008/join" target=_blank></A></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-ALIGN: center" align=center>  </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>1.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">      </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>تسلط بر نفس از فرمانروايي بر نفوس مشكل تر است.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>2.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">      </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>اگر براي تغيير زندگي خود مصمم هستيد، براي تغيير محيط خود نيز مصمم شويد.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>3.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">      </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>اجازه ندهيد كه ديگران با اعمالشان اعتماد به نفس را از شما بگيرند.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>4.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">      </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>راز پيروزي انسان داشتن اعتماد به نفس است.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>5.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">      </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>شكست همان شكست خوردن نيست، شكست كاري صورت ندادن است.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>6.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">   </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>اگر شما جزو افرادي هستيد كه از برخورد نگاه مي هراسيد به اين معناست كه يا ريگي به كفش داريد يا اعتماد به نفستان متزلزل شده است.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>7.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">      </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>اگر با اطمينان زندگي كنيد ، اعتماد به خود و اعتماد به ديگران را مي آموزيد.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>8.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">      </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>با اعتماد به نفس انتظار وقوع چيزي را داشته باشيد تا در جهان پيرامونتان امكان وقوع پيدا  كند.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>9.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">      </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>ذهن ناخودآگاه شما با توجه به اين كه چگونه آن را برنامه ريزي كنيد مي تواند شما را به پيش ببرد و يا از پيشرفت باز دارد.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>10.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">  </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابرسختي ها، شكست ها و نااميدي هاست.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>11.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">  </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>پيش فرض هاي  نادرست ريشه شكست ها هستند . شهامت محك زدن پيش فرض هاي خود را داشته باشيد.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>12.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">  </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>هرگز خودتان را دست كم نگيريد. وقتي كس ديگري ازعهده كاري برآمده باشد، به احتمال زياد شما هم مي توانيد از عهده آن برآييد.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>13.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">  </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>نام شما زيباترين صوت در زندگي شماست . آن را با غرور بر زبان آوريد.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>14.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">  </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>رمز اعتماد به نفس و شناخت صحيح ، عملكرد عالي است.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>15.<SPAN style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; FONT-VARIANT: normal">  </SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl>براي كسب اعتماد به نفس و احترام به خود، توانايي شما در به دست آوردن استقلال مالي ضروري است.</SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl>
<HR>
</DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl align=center><FONT face="arial, helvetica, sans-serif" color=#0000ff size=5>هفت قانون برای رسیدن به آرامش ذهنی</FONT></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"></SPAN> </DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: Tahoma">قانون1:</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> بيائيد ذهنمان را سرشار از فكر آرامش، شجاعت، سلامتي و اميد كنيم زيرا زندگي ما همان چيزي است كه ذهنمان مي سازد.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> <o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: Tahoma">قانون 2:</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> بيائيد حتي با دشمنان حتيٌ الامكان درگير نشويم ، زيرا اين كار بيشتر از آن كه آنها را آزرده خاطر كند، از ما نيرو مي گيرد.بيائيد حتي يك دقيقه را هم صرف فكر درباره كساني كه دوست نداريم نكنيم.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> <o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: Tahoma">قانون 3:</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> الف- به جاي نگراني درباره ناسپاسي، انتظار ناسپاسي داشته باشيم. يادمان باشد كه حضرت مسيح فقط در يك روز ده آدم جذامي را شفا داد وفقط يك نفر از او تشكر كرد.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">ب- يادمان باشد كه تنها راه دست يافتن به خوشحالي وسعادت، انتظار تشكر از ديگران نيست، بلكه بخشش را بايد به خاطر شادي بخشش دوست داشت.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">د- يادمان باشد كه سپاسگزاري را بايد همچون بذري كاشت بنابراين اگردوست داريم، فرزندانمان آدمهاي شكرگزاري بار بيايند، بايد اين صفت را به آنها بياموزيم.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> <o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: Tahoma">قانون4:</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> هميشه چيزهايي را كه بايد شكرشان را به جا بياوريد بشماريد، نه مشكلاتتان را.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> <o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: Tahoma">قانون 5:</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> از ديگران تقليد كوركورانه نكنيم. خودمان را بشناسيم وخودمان باشيم زيرا حسادت يعني جهل و تقليد يعني خودكشي.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> <o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: Tahoma">قانون 6:</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> وقتي تقدير به دستمان يك ليمو ترش ميدهد، از آن شربت درست كنيم.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> <o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: Tahoma">قانون 7:</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> با اندكي شاد كردن ديگران، اندوه خود را از ياد ببريم. وقتي به ديگران نيكي مي كنيد به خود نيكي كرده ايد. <o:p></o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"> <o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><B><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN>                                                                            </SPAN>ديل كارنگي<o:p> </o:p></SPAN></B></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt">
<HR>
</DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align=center><FONT face="arial, helvetica, sans-serif" color=#0000ff size=5>آرامش ذهنی</FONT></DIV>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"> </P>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">هر كه هستيد و هر كجا زندگي مي كنيد، آرامش را به زندگي خويش دعوت كنيد و آن را در ذهن خود جايگزين سازيد.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">اگر كلام و رفتار شما قرين آرامش باشد، بدون شك اين ويژگي به دنياي اطراف شما نيزسرايت خواهد كرد. به خاطر داشته باشيد براي رسيدن به اين وضعيت، لازم است برخي قابليت هاي و يژه را در خود پرورش دهيد و شرايط خاصي را در زندگي خويش ايجاد نماييد. رعايت نكات زير مقدماتي است كه به شما كمك مي كند در اين مسير گام برداريد:<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p> </o:p> </SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(153,204,255); FONT-FAMILY: Tahoma"><FONT size=2>1)  ياد بگيريد كه گاه مسائل را رها سازيد.<o:p> </o:p></FONT></SPAN></B></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">بدين معنا كه به هر مسئله اي دائما گره نخوريد. وقتي هميشه و همه جا در فكر مسائل خود هستيد و به مرور آنها مي پردازيد، در واقع هميشه بار اضافه اي را با خود حمل مي كنيد كه اين خود سبب ايجاد اضطراب و استرس درشما مي گردد. بياموزيد كه با يك ذهن رها و آزاد زندگي كنيد. اين امر به شما كمك مي كند كه با هر محرك كوچك و يا مانع جزئي آشفته نشويد.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p> </o:p> </SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(153,204,255); FONT-FAMILY: Tahoma"><FONT size=2>2) به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد.<o:p> </o:p></FONT></SPAN></B></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">اگر به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد، به راحتي از عهده مشكلات زندگي برخواهيد آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسيدن به اهداف خود گام خواهيد برداشت.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p> </o:p> </SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(153,204,255); FONT-FAMILY: Tahoma"><FONT size=2>3) مثبت انديش باشيد.<o:p> </o:p></FONT></SPAN></B></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">اگر ديدگاه مثبت انديشي نداشته باشيد، همه چيز مي تواند بي فايده و بي ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و اميد، بهترين سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p> </o:p> </SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(153,204,255); FONT-FAMILY: Tahoma"><FONT size=2>4) نسبت به انتظارات و برنامه ريزي هاي خود واقع بين و منطقي باشيد.<o:p> </o:p></FONT></SPAN></B></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">توانايي هاي خود را در موقعيت هاي خاص بشناسيد و نسبت به عدم توانايي ها و ضعف هاي خود واقع بين باشيد. هرچقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگي منطقي تر باشد، به آرامش بيشتري دست خواهيد يافت.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">  <o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(153,204,255); FONT-FAMILY: Tahoma"><FONT size=2>5) نسبت به انسان ها، عشق بي قيد و شرط خود را نثار كنيد.<o:p> </o:p></FONT></SPAN></B></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">شما مي توانيد از دوستان، هم اتاقي ها و هم كلاسي هاي خود شروع كنيد. ياد بگيريد كه آنها را بدون قيد و شرط  دوست بداريد، درمقابل ضعف هاي آنها صبور باشيد وخطاها و اهمال كاري هايشان را ببخشيد. هر چقدر نسبت به ديگران بخشش بيشتري داشته باشيد احساس شادي و خرسندي بيشتري را تجربه خواهيد كرد.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p> </o:p> </SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(153,204,255); FONT-FAMILY: Tahoma"><FONT size=2>6) معناي فداكاري را لمس كنيد.<o:p> </o:p></FONT></SPAN></B></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">دست بخشش داشته باشيد ولي انتظار بازگشت نداشته باشيد. ديگران را به شيوه خودشان خوشحال كنيد. به افراد بي پناه ، يتيم و فقير كمك كنيد. براي آنهايي كه خواهان ياري شما هستند پشت و پناه باشيد و بدون  آنكه منتي بر آنها نهيد تكيه گاهشان باشيد. هرچقدر بيشتر ببخشاييد، از الزامات و قيد و بندها بيشتر رها خواهيد شد.<o:p> </o:p></SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p> </o:p> </SPAN></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(153,204,255); FONT-FAMILY: Tahoma"><FONT size=2>7) افكار خود را بازسازي كنيد.<o:p> </o:p></FONT></SPAN></B></DIV>
<DIV class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: Tahoma">در افكار و عقايد خويش نسبت به شخص خود، بازنگري كنيد. بياموزيد در مقابل خويشتن صبور باشيد و ارزشها، استعدادها و مهارت هاي خود را ارج نهيد. خود را بدون هيچ قيد و شرطي دوست بداريد. هرگونه ترس و ترديد غيرمنطقي كه در مورد خود داريد، كنار بگذاريد. اگرديدگاه مثبت و سالمي را در مورد خود داشته باشيد ياد خواهيد گرفت كه خود را بدون قيد و شرط قبول داشته باشيد.<o:p> <BR><A href="http://aliashkan.blogfa.com/cat-12.aspx" target=_blank>منبع</A></o:p></SPAN></DIV></DIV>
+ نوشته شده در  2007/2/4ساعت 19:39  توسط دوغا  | 

21 رمز موفقیت میلیونرهای خود ساخته

۱)رویاهای بزرگ در سر بپرورانید (مارکوس اورلیوس)
فقط رویاهای بزرگ می توانند روح انسانها را به حرکت درآورند . 
2) حس هدفمندی را در خود پرورش دهید (توماس کارلایل)
شخص بدون هدف در هموارترین راهها هم پیشرفتی نخواهد داشت . 
3) خود را مسلط بر روان و سرشت خود بدانید (ویلیام هنلی) 
4) کاری را که واقعا دوست دارید انجام دهید (برایان تریسی)
وقتی کاری را که واقعا دوست دارید انجام دهید کار شما تفریح شما خواهد شد . 
5) در کار خود همیشه بهترین باشید (وینس لومباردی)
باید خود را متعهد بدانید که در کار خود بهترین باشید . 
6) هوشمندانه کار کنید .
کسانی که در دنیای مجازی هوشمندانه کار می کنند موفقتر از کسانی هستند که در دنیای فیزیکی به سختی کار می کنند . 
7) خود را وقف یادگیری مادام العمر کنید (دنیس ویتلی)
یادگیری مستمر حداقل شرط لازم برای کسب موفقیت در هر زمینه ای است . 
8) اول حق و حقوق خودتان را بدهید (کلمنت استون)
شما باید پس انداز و سرمایه گذاری کنید .
9) همه جزئیات مربوط به کارتان را یاد بگیرید (دان کندی)
10) خود را وقف خدمت به دیگران کنید (زیگ زیگلار)
اگر به دیگران کمک کنید تا به آنچه می خواهند برسند شما هم می توانید در زندگی به آنچه می خواهید برسید . 
11) با خود و دیگران کاملا صادق باشید (کلود بریستول)
تفکر منبع اصلی ثروت ، موفقیت ، پیشفت های مادی ، کشف ها و اختراعات بزرگ و همه کامیابی هاست . 
12) بالاترین اولویت هایتان را تعیین و سپس با تمام قوا روی آنها تمرکز کنید (برایان تریسی)
انسان غیرمتمرکز در همه امورش ناپایدار است . 
13) سریع العمل و قابل اعتماد باشید (دین بریگز)
14) برای جهش از قله ای به قله دیگر آماده باشید (وینس لمباردی)
برنده شدن گاه گاهی نیست بلکه همیشگی است . 
15) انضباط فردی را در همه موارد اعمال کنید (آلبرت هبارد)
انضباط فردی یعنی وادار کردن خود به انجام به موقع کارهایی که باید انجام دهید ، چه خوشتان بیاید و چه نیاید . 
16) خلاقیت و استعداد ذاتی خود را شکوفا کنید (اینشتین)
قدرت تصور از واقعیات برتر است . 
17) با افراد خاص در ارتباط باشید (چارلز جونز)
شما تغییری نخواهید کرد مگر به دلیل ملاقات با افراد خاص .
18) به بهترین نحو مراقب سلامتی خود باشید (روزولت)
رمز خوشبختی داشتن ذهنی سالم در بدنی سالم است . 
19) قاطع و عمل گرا باشید (شکسپیر)
به جنگ دریای مشکلات بروید و شجاعانه به آنها پایان دهید . 
20) هرگز شکست را یک انتخاب ندانید (روزولت)
چیزی برای ترس وجود ندارد جز خود ترس . 
21) در امتحان پایداری قبول شوید (روزولت)
هیچ چیز نمی تواند جایگزین پایداری شود نه استعداد نه نبوغ و نه تحصیلات ، فقط پایداری و اراده دارای قدرت لایتناهی است

یک فرمول سادهء هفت مر حله ای برای هدف گذاری و دستیابی به آن که برای میلیونر شدن می توانید از آن استفاده کنید:

1-دقیقا مشخص کنید در هر حوزه از زندگی به خصوص در مورد وضعیت مالیتان چه میخواهید؟

اغلب مردم هرگز چنین کاری نمیکنند.

2- خواسته های خود را به صورت اهدافی مشخص و روشن یادداشت کنید.با انجام این کار"واقعهء شگفت آوری بین مغز و دست شما اتفاق می افتد.

3- برای دستیابی به هر یک از اهداف "زمان خاصی را معین کنید.اگر هدفی بزرگ باشد آن را به اهداف کوچک تر تقسیم کنید و برای انجام هر یک مهلتی تعیین کنید.

4- لیستی از کلیهء اقداماتیکه برای دستیابی به هدفتان ضروری است تهیه کنیدو ایده های جدیدی را که به فکرتان خطور می کند مرتبا به لیست اضافه کنید تا تکمیل شود.

5- لیست تکمیل شده را بر حسب در جهءاهمیت اولویت بندی کنید تا بر نامهءکاریتان به دست آ ید.

6- بر اساس این برنامه بلا فاصله کار را شروع کنید.تعداد اهداف وبرنامه های بزرگی که به علت تنبلی وتا خیر هرگز به ثمر نمی رسند حیرت انگیز است.

7- از همه مهمتر اینکه هر روز کاری کنید که شما را حد اقل یک گهم به مهمترین هدفتان نزدیک تر کند .در هر کاری که مصمم به انجام آن باشید تعهد به عمل روزانه موئفقیت های در خشان به بار می آورد.

هر هدف را با کلمهء(من)شروع کنید تا مربوط به شخص شما شود.

به امید پیروزی.

منبع:کتاب 21 رمز موفقیت میلیونرهای خود ساخته

توشته برایان تریسی


+ نوشته شده در  2007/2/4ساعت 19:13  توسط دوغا  | 

چند درس برای موفقیت

<H3 class=post-title dir=ltr style="TEXT-ALIGN: right"><A class=webfaqtstyle0 title="لینک ثابت" href="http://www.webfaqt.com/success/2006/03/blog-post_03.html"><FONT color=#8fabbe size=2>برای موفقيت، مردم به حمايت، تشويق و دل گرمي نياز دارند</FONT></A></H3>تابان خواجه نصيری
<DIV style="CLEAR: both"></DIV>تعدادی از دوستانم در اين خبرنامه‌ها، از من مي‌خواهند تا در مورد «هدف» و «تعيين هدف» و «موفقيت» مطالب بيشتری بنويسم. اين شماره از خبرنامه را با نامه‌ی مژگان از رشت شروع مي‌كنم. مژگان می نويسد: <BR><BR>آقای خواجه نصيری عزيز. بيشتر از يك سال است خواننده‌ مقالات و خبرنامه‌های شما هستم. يه جورايي به شما و خبرنامه‌هايتان عادت كرده ام و اگر روزي از شما مطلبي نخوانم آن روز برايم روز سختي است. روزي نيست كه از نوشته هايتان براي دوستانم و حتي مادرم تعريف نكنم، او ديگر شما را خيلی بهتر از من مي‌شناسد و هميشه سر نماز دعا مي‌كند براي سلامتي‌ تان و سلام مي‌رساند. سوال من اين است كه ما چطور م‍ی توانيم در كار و زندگی موفق شويم و برای اين كه به هدف هايمان برسيم چه بايد بكنيم؟ خواهر كوچك شما. مژگان. <BR><BR>اما پاسخ من: در تمام طول مدت زندگي‌ام كه فكر مي‌كنم به نيمه‌هاي راه آن رسيده باشم، اين را خيلي خوب فهميده ام كه ما مثل همه‌ی مردم دنيا، براي رسيدن به پيروزي و موفقيت در كسب و كار و زندگي مان به حمايت، تشويق و دل گرمي نياز داريم. اينها مهمترين نيازهاي بشر براي ادامه دادن است. اما شروط ديگری هم هست. ساموئل جانسون مي‌گويد: «اعتماد به نفس اولين شرط لازم براي به عهده گرفتن مسئوليت هاي بزرگ است.» راست مي‌گويد، چون من اين را هم با توجه به تجربيات شخصي ام فهميده‌ام. بدون اعتماد به نفس، به هيچ جا نمي‌رسيم و البته بدون ايمان هم از جايي كه هستيم گامي به جلو بر نمي‌داريم. پس مردم به اطمينان و اعتماد به نفس و حتي ايمان نياز دارند. <BR><BR>از ميان سوالات مختلفي كه در مورد بازاريابي از من مي‌شود، بعضي از سوالات به «هدف» و «تعيين هدف» و «موفقيت» اشاره دارند كه من چون آنها را به نوعي با موضوع مرتبط مي‌دانم، در خبرنامه‌هايم آنها را نيز پوشش مي‌دهم. اما بعضي از دوستان سوالات عجيب و غريبي هم از من مي‌ پرسند، مثلاً سوالات رياضي و فيزيك و ... اما يكي از دوستان از من پرسيده بود كه آقاي خواجه نصيري، بهترين هديه‌اي كه يك نفر مي‌تواند به ديگري (كسي كه دوستش دارد بدهد) چيست. با توجه به آنچه در بالا گفتم، اجازه دهيد كه اين سوال را هم همينجا پاسخ دهم چرا كه بي ربط نيست. من فكر مي‌كنم، بهترين هديه هايي كه شما مي‌توانيد به فردي كه دوستش داريد بدهيد «توجه»، «اطمينان» و «حمايت» است - و بهترين هديه اي كه مي‌توانيد به خودتان بدهيد: «اعتماد به نفس». <BR><BR>«عليرضا از مشهد» برايم مي‌نويسد كه مدام دارم از خودم انتقاد مي‌كنم. نه. دست از اين انتقاد كردن از خودتان برداريد و از هر فرصتي براي دل گرمي دادن به خودتان و ديگران استفاده كنيد. <BR><BR>ترس هايتان را بشناسيد: ترس از تازه‌ها، ترس از ناشناخته‌ها، ترس از تغيير، ترس از عوض شدن اوضاع و محيط كاري و محيط زندگي، ترس از حادثه، ترس از شكست، ترس از حرف زدن در جمع، ترس از خجالت كشيدن و ترس از جنس مخالف و ترس از مرگ و بسياري از ترس‌هاي ديگر كه تا دلتان بخواهد مي‌توانم نام ببرم: مي‌خواهيد ادامه دهم؟ ترس تنهايي، ترس تاريكي، ترس از رو به رو شدن با غريبه‌ها، ترس از اشتباه كردن، ترس از اعتراض، ترس از پذيرفتن مسئوليت، ترس از اعتماد كردن و نزديك شدن به آدمهاي ديگر، ترس از حشرات و حيوانات وحشي، ترس از فقر و نداري، ترس از بيماري، ترس جنگ و ... ببينيد كه ما انسانها (اشرف مخلوقات در پرانتز) دچار چه تعداد ترس هستيم و اگر بخواهيم خودمان را بيشتر از اين عذاب دهيم، كافي است چند ترس ديگر هم به اين فهرست اضافه كنيم تا يك كلام بگويم كه تمام وجودمان پر شده از ترس. ترس مانع بزرگي است. با ترس‌هايتان رو به رو شويد. چهره به چهره، رو در رو. شك و دو دلي را هم كنار بگذاريد، اينها آفتي هستند كه دست در دست «ترس» مي‌خواهند شما را عقب برانند. اينها حركت‌هاي منفی ما هستند كه از ما امتياز كم مي كنند و ما با منفي بافي به جايي نمي‌رسيم. <BR><BR>وقتي ترس هايمان را بشناسيم، مي‌دانيم و مي فهميم كه آنها آنقدرها هم كه فكر مي‌كنيم هولناك نيستند، كافي است رو به رويشان بايستيم و خودمان را يك سر و گردن بالاتر از آنها بدانيم. آنوقت دست به كار مي‌شويم. گفتم كه مردم به حمايت، تشويق و دل گرمي نياز دارند. دولتي كه اين حمايت، تشويق و دلگرمي را به مردم خود از زن و مرد بدهد، دولت موفق است و دولت موفقيت. بگذاريد يك مثالي بزنم، تيم ملی فوتبال ما، با سعي و تلاش بسيار، خود را به جام جهاني 2006 آلمان رساند، اين تيم مي‌خواهد خودش را برای مسابقات آلمان آماده كند و مردم ايران (از زن و مرد، پير و جوان) مي‌خواهند اين تيم را مورد تشويق و حمايت و دل گرمی خودشان قرار دهند. دوستان و آشنايان، برادران و خواهران و مادران تك تك بازيكنان تيم ملی و تمام هواداران اين تيم مي‌خواهند در كنار ديگر هموطنان به اين تيم روحيه بدهند و موجب دل گرمي آنها شوند، آنوقت در يك مسابقه ملي و دوستانه كه در استاديوم آزادي برگزار مي‌شود، دولت به خانم‌ها اجازه‌ی حضور در استاديوم نمي‌دهد. در مسابقه دوستانه اخير، تنها به حدود سي هزار نفر (مرد) اجازه داده شد تا به استاديوم بروند و تيم ملي را تشويق كنند. اين كافي نيست. چطور مي‌توانيم بگوييم كه اين تيم با اين روحيه ی نصفه و نيمه از حمايت صد در صد (زنان و مردان) ايراني برخوردار است. اين بازيكنان ايرانی چه فرياد خواهرانه و مادرانه اي از ميان جمعيت مي‌شنوند تا قدرت و غيرت و همت ايرانی درون رگهايشان به جريان افتد؟ تا بيشتر و به سوي هدف بدوند؟ اين تيم به حمايت و تشويق و دلگرمي از همه نظر احتياج دارد تا بتواند در ميدان بخوبي ظاهر شود. اما دولت چه مي‌كند؟ به هر دليل غير منطقي جلوي اين مهمترين حمايت و تشويق (حضور بانوان در استاديوم) را مي‌گيرد؟ آنقدر اين تفكر نا امن بودن استاديومها به عقل و گوش بانوان ما خوانده و تلقين شده كه بسياري از آنها واقعاً باور كرده‌اند كه اين مكانها جاي مناسبي براي آنها نيست و شايد به همين خاطر تنها چهل پنجاه نفر زن مي‌روند جلوي استاديوم تا خواستار ورود به آنجا شوند تا تيم خودشان را تشويق كنند. اگر دولت مانع از حضور زنان در استاديوم مي‌شود، چرا مانع از حضور زنان در تظاهرات‌هاي خياباني نمي‌شود؟ چه فرقي مي‌كند؟ استاديوم، سينما، تئاتر، سالن‌هاي اجتماعات، كوچه ها و خيابانها و ... اينها مكانهاي عمومي هستند و ما همان مردان و زنان هستيم! اين فقط و فقط باعث اين مي‌شود كه موفقيت و پيروزی‌هايمان ديرتر يا با سختي‌هاي بيشتری حاصل شوند، اگر حاصل شوند. <BR><BR>اين نوع نگرش سازنده نيست و ما را از پيروزيها و موفقيت‌ها دور مي‌سازد. اين نشان از ترس و ضعف مديريت و سازماندهي دارد و اگر دولت يك بار با اين ترس بي جا رو به رو شود، مطمئن باشد قدرتمند تر از گذشته مي‌تواند در مقابل ترسهاي ديگرش بايستد. ترس در مردم و ترس در دولت‌ها، اينها ترسهايي طبيعي هستند. حكومتها و دولتها «ترس از مرگ» هم دارند، ترس از «ديالوگ و گفتگو با ديگران و جمع هم دارند» و بسياری ديگر از ترس‌هاي ديگر. مي‌خواهيد برايتان نام ببرم؟
<HR>

<H3 class=post-title dir=ltr style="TEXT-ALIGN: right"><A class=webfaqtstyle0 title="لینک ثابت" href="http://www.webfaqt.com/success/2006/03/blog-post.html"><FONT color=#8fabbe size=2>برخی از رموز موفقيت</FONT></A></H3>تابان خواجه نصيری
<DIV style="CLEAR: both"></DIV>بسياري از دوستان اين سوال را از من پرسيده‌اند كه چگونه مي‌توانيم رقبا را شناسايی و با آنها رقابتي سالم داشته باشيم. در عين حال عده‌ای ديگر از دوستان از من مي‌خواهند در مورد <STRONG>رموز موفقيت</STRONG> در كسب و كار و زندگي، بيشتر بنويسم. مي‌خواهم در اين شماره اين دو سوال را بگونه اي در هم ادغام كنم و با پاسخي كه ارائه مي‌دهم شما را به موفقيت‌هاي بيشتر راهنمايي كنم. <BR><BR>به نظرم يكي از مهمترين رموز موفقيت در زندگي و كار «برخورداری از اطلاعات بيشتر» است. وقتی دانش و اطلاعات شما بيشتر باشد، تصميم درست تري اتخاذ مي‌كند كه اين هم به نفع شماست و هم به نفع سازمان يا شركت شماست. سي سال پيش، تلفن همراه وجود نداشت، فكس وجود نداشت، اينترنتي در ميان نبود و كامپيوترها به اين اندازه نبودند كه فقط روي يك ميز فضاي كمي به خود اختصاص دهند يا حتي قابل حمل باشند. اما سي، پنجاه يا حتي يكصد سال پيش مي‌توانستيد افرادي را بيابيد كه در كار و زندگي‌شان موفق بوده اند: آنها چه مي‌كردند كه به موفقيت دست مي‌يافتند؟ آيا در اتاق پشتي فروشگاه يا شركت‌شان، يك دستگاه كامپيوتر نوت بوك داشتند كه به شبكه‌ی اينترنتي مخفي آن زمان متصل بود؟ نه! چنين چيزی آن زمان امكان پذير نبود. ما داريم حتي در مورد زمانی صحبت می كنيم كه روزنامه‌ها آنقدرها هم فراگير نشده بودند و صنعت چاپ يك صنعت مدرن و مكانيزه مثل امروز نبود. اما اگر در مورد افراد موفق تحقيق كنيد خواهيد ديد كه موفق‌ترين آنها دارای شبكه‌اي قوي از ارتباط با افراد موفق ديگر بودند. افراد موفق در كار و زندگی فقط اجازه مي‌دادند كه افراد موفقي چون خودشان دور و برشان باشند، با آنها معاشرت مي‌كردند و از آنها چيز مي‌اموختند. اين خودش يك راز موفقيت است كه نسل به نسل و سينه به سينه اين راز را به يكديگر انتقال مي‌دادند. <BR><BR>تحقيق كنيد و ببينيد كه افراد موفق كساني بودند كه اطلاعات و اخبار و دانش و تجربه ی ديگران را به سوي خود جذب مي‌كردند. چگونه؟ خيي ساده : آنها جوياي علم و دانش و اطلاعات بودند. به راحتي و بدون خجالت و رودربايستي آنچه نمي‌دانستند را از آگاهان و ناظران مي‌پرسيدند. پس يك راز موفقيت ديگر همين است كه اگر چيزي را نمي‌داني بپرسيد و بعد در باره آنچه به دست مي‌آوريد،‌ پرس و جو كنيد و اطلاعات خودتان را افزايش دهيد. <BR><BR>افراد موفق، افراد موفق ديگر را زير نظر مي‌گيرند و منابع خبری و اطلاعات و تجربه‌های آنها را شناسايي مي‌كنند و خودشان در صدد اين برمي‌آيند كه با آن منابع ارتباط برقرار كنند. در قديم، زماني كه اين تكنولوژی نوين كنوني در اختيار نبود، مثلاً در دوره ی كشاورزي، پدران به فرزندان (اكثراً پسران) اين دانش و اطلاعات و تجربيات را منتقل مي ساختند، در دوره ی صنعتي، پدران ديگر توانايي اين را نداشتند كه همه ی اطلاعات را به فرزندانشان بدهند بنابر اين آنها را راهي كارگاهها و دانشگاهها مي‌كردند تا مهارت هاي لازم را از استادان فرابگيرند. ما اكنون در عصر و دوره‌اي هستيم كه به آن عصر اطلاعات و ارتباطات مي‌گويند، عصري كه من آن را عصر گرداب گسترده گيتي مي‌دانم (كه ماهيت جذب كردن دارد و بي چون و چرا همه را در نهايت به سمت و سوي خود جذب مي‌كند.) در اين عصر، افراد موفق، افرادي هستند كه خيلي سريع و حرفه‌اي مهارت‌ها را به صورتي خودآموخته فرا مي‌گيرند و به كار مي‌بندند. پدران و دانشگاه‌ها واقعاً و در عمل نمي‌توانند همه ی آنچه افراد به آن نياز دارند را بدهند، پدران اگر بتوانند فقط مي‌توانند حمايت كنند و تشويق، استادان فقط مي‌توانند راه را نشان بدهند و فرزنداني كه جويای علم و دانش و موفقيت هستند بايد اقدام كنند به جستجو و كاوش در منابع عظيم اطلاعات موجود و فراگرفتن آنچه بايد بدانند. <BR><BR>پس يكي از ديگر رموز موفقيت اين است جستجو كنيم و خودمان، خودمان را آموزش دهيم با استفاده از منابع علمي و كاربردي موجود (مواد و مطالب و كتب آموزشي و منابع انساني آموزشي). اينترنت، امروز فضايی است كه شما مي‌توانيد در آن همه‌ی اين كارها را انجام دهيد. من اين را معجزه‌ی موفقيت مي‌دانم. بگذاريد يك مثال بزنم. در اينترنت در حال حاضر ميليونها سايت موجود است با ميلياردها صفحه اطلاعات، هزاران هزار نفر از بهترين استادان و دانشمندان به آن متصل هستند كه هريك منابع خاص و تخصصي خود را يافته‌اند و خود را با استفاده از آن منابع به روز مي‌كنند. دقيق كه نگاه كنيم، آنها را افراد موفقي خواهيم يافت و طبق آنچه در بالا گفتم كافي است خودمان را به آنها و نيز به منابع آنها نزديك كنيم و از اين ارتباط و اتصال براي دستيابي به موفقيت‌هاي خود استفاده كنيم. <BR><BR>تكنولوژی RSS يكي از بهترين ابزارها برای موفقيت شماست و اينن حرف مرا تحقيق كنيد و ببينيد كه موفق ترين شما كسي ات كه در اين روزها بيشترين استفاده را از تكنولوژي RSS دارد. با استفاده از نرم افزارهاي جمع آوري كننده اخبار و اطلاعات و خبرخوانهای RSS اطلاعات، به محض آنكه از سوي منابع خبري، ‌سايت‌ها يا وبلاگها به روز رساني مي‌شوند در اختيار شما قرار مي‌گيرند و شما مي توانيد خيلي راحت متوجه شويد كه افراد موفق (يا رقباي كاري و تجاري) مورد نظر شما بر روي اينترنت از چه منابعي استفاده مي‌كنند، كافي است مسير موفقيت آنها را دنبال كنيد و شما نيز با افرادی يا شركتها و موسساتي ارتباط برقرار كنيد كه آنها مي‌كنند. يكي از خدمات آنلايني كه مي‌تواند در اين زمينه به شما كمك كند سايت <A href="http://www.bloglines.com/"><STRONG><FONT color=#8fabbe>www.bloglines.com</FONT></STRONG></A> است. يك آدرس پست الكترونيك از شما مي‌گيرد و يك رمز ورود و آنگاه شما مي‌توانيد آدرس RSS يا XML منابع خبري مورد نظر خود را در آن وارد كنيد و به روز رساني آن منابع را زير نظر داشته باشيد. بعد مي‌توانيد پژوهش و جستجو كنيد و ببينيد كه افراد موفق ديگر از چه منابعي استفاده مي كنند و شما نيز مشترك subscribe آن منابع شويد. <BR><BR>اخبار و اطلاعات را دريافت كنيد و با آنها به روز باشيد و مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد. اين هم راز ديگري است از موفقيت. به اين ترتيب بعد از مدتي مي‌توانيد با رقبا به رقابتي سالم بپردازيد چرا كه ممكن است تحليل شما از قضايا درست تر باشد به خاطر تنوع بيشتري كه از منابع اطلاعاتي و اخبار خود داشته ايد.
<HR>

<H3 class=post-title dir=ltr style="TEXT-ALIGN: right"><A class=webfaqtstyle0 title="لینک ثابت" href="http://www.webfaqt.com/success/2006/02/blog-post_114112571545281421.html"><FONT color=#8fabbe size=2>چگونه با ترس از صحبت كردن در جمع مقابله كنيم؟</FONT></A></H3>تابان خواجه نصيری
<DIV style="CLEAR: both"></DIV>در ادامه ی مطلب قبلي همانطور كه گفتم خيلي از دوستان از موضوع ترس از صحبت كردن را مطرح ساخته اند خصوصا دوستاني كه روي آورده اند به نت وورك ماركتينگ. در همين رابطه فرامرز از امريكا برايم نوشته است: <BR><BR>«تابان عزيز! گرچه هيچوقت همديگر را نديده ايم عين برادرم تو را دوست دارم و از نوشته‌هايت هميشه لذت برده و مي‌ برم. مدتي است كه در بخش تبليغات يك شركت بزرگ امريكايي مشغول به كار هستم. اگرچه تسلطم رو زبان انگليسي بدك نيست اما نمي‌دانم چرا وقتي قرار است با كلاينت‌هام (مشتري‌ها) در جلسه اي صحبت كنم، زبانم بند مي‌ آيد، دهانم خشك مي‌شود و دستهايم عرق مي‌كنند. ترس تمام وجودم را مي لرزاند و رشته كلام از دستم در مي‌رود. ممكن است به خاطر همين وضعيت حتي كارم را از دست بدهم. اينجا دوره‌ هاي زيادي هست اما خيلي گرون تموم مي‌شه برام. از لطف تو ممنونم و به اميد ديدارت. »<BR><BR>خب من بخشي از قضيه را در شماره قبلي برايتان نوشتم - همان كه به خاطر نقص فني چند بار ارسال شد (: - اما سوال، من فكر مي‌كنم كه اين مشكل را خيلي ها داشته باشند و اين سوال، سوال خيلي از دوستان است. اجازه دهيد من اين مطلب را از اينجا شروع كنم كه مي‌گويند «ترس از مرگ» دومين ترس بزرگ بشر است، خوب دقت كنيد نگفتم اولين ترس، بلكه گفتم «دومين ترس». پس اولين ترس كدام است؟ همين ترس از صحبت كردن در يك جمع. اين ترس به اشكال مختلف خودش را نشان مي‌دهد: ضربان قلب بالا مي‌رود، دست و پا ها به لرزه مي‌افتند، كف دست عرق مي‌كند، در بعضي ها صورت و گوشها قرمز مي‌شوند و ... ترس، مانع بزرگي است برای پيش رفتن اصلاً بوجود مي‌آيد كه ما را متوقف كند تا ببيند آيا توان مقابله با آن را داريم يا نه. يك جور امتحان است و ما بايد خودمان را براي اين امتحان آماده كنيم. ترس درست مثل هواي خيلي خيلي سردي است كه مي‌وزد. روستائيان ايراني كه در كوه و كمر و برف و كولاك سرگرم كار مي‌شوند وقتي صحبت از تاريكي و سرما مي‌شود مي‌گويند وقتي ترسيدي و سرما به تو هجوم آورد، سينه هايت را سپر كن و برو جلو و آنها را هل بده به عقب، اگر بلرزي و كز كني يك گوشه‌اي، سرما و ترس تو را از پاي در مي‌آورند. (كه هر جا هست سلامت باشد «سيد موسي»، دهقاني كه اينها را به من آموخت.) ترس مانع بزرگي است در راه رسيدن به موفقيت. اگر به ترس فكر كنيد كارتان تمام است، راه حل اين است كه او را عقب بزنيد. هر وقت ترس به سراغتان آمد ياد داستان «سيد موسي» كه برايتان نوشتم بيافتيد و كارتان را ادامه دهيد. ترس مي‌خواهد كه شما به او فكر كنيد و براي همين از خودش علائمي بروز مي‌دهد: دست هايتان عرق مي‌كنند و دهانتان خشك مي‌شود و ... <BR><BR>گاهي اوقات بعضي مردم، آنها كه از ترس هراسي ندارند، از ترس شما سوء استفاده مي‌كنند تا شما را ضعيف جلوه دهند و موقعيت شما را تصاحب كنند. وقتي اين را بدانيد پس كاري مي‌كنيد كه «ترس» از ترساندن شما و رقيب از سوء استفاده از شما مايوس شود. <BR><BR>صحبت كردن در جمع، سخنراني كردن و بخصوصو ارائه جلسات Presentation براي آنها كه در صنعت تبليغات يا نت وورك ماركتينگ هستند به عنوان موثرترين روش براي شناساندن كالا و خدماتي كه براي عرضه و فروش داريد شناخته شده است. اگر بترسيد مي‌دانيد كه هيچگاه اين موفقيت و فرصت‌ها را به دست نخواهيد آورد. پس آن زماني كه ترس هجوم آورد تا دل شما را تسخير كند، به جاي فكر كردن به ترس، به نكات مثبتي بيانديشيد كه مي‌دانيد بعد از سخنراني يا ارائه Presentation خود به دست خواهيد آورد: يك فروش ديگر، يك رابطه خوب كاري، يك اعتبار بيشتر، جلب اطمينان مشتري و ... به جاي فكر كردن به اينكه «چرا دست هايم مي لرزد؟ چرا زبانم بند آمده؟» خودتان را روي اين موضوعات متمركز كنيد كه «هدف» من براي اين جلسه اين است كه شما (مشتري) متقاعد شويد طرحي كه برايتان داده ايم بهترين طرح است براي دستيابي به موفقيت، هم براي شما و هم براي من. ديديد؟ با چند بار گفتن اين جملات در دل، اصلاً يادتان مي‌رود كه چيزي به عنوان ترس هم وجود دارد. «ترس از مرگ» هم همينطور است، درست وقتي كه به آن فكر مي كنيد دچارش مي‌شويد، اما وقتي شش دانگ حواستان به زندگي و لذت‌هاي زندگي است، ترس از مرگ هم فراموش مي‌شود. <BR><BR>براي رهايي از دام ترس، بايد تمرين كنيد. صبح ها پيش از رفتن به سر كار مي توانيد خودتان را براي مقابله با ترس گرم كنيد. درست مثل بازيكن تيم فوتبالي كه قرار است به در مقابل تيم «ترس» فوتبال بازي كند. ببينيد كه همه ی ما در يك صحنه زندگي مي كنيم، در صحنه ی تئاتر هم همينطور است، بازيگران خودشان را گرم مي‌كنند مثل يك جور مديتيشن برای رهايي از دام ترس در ميان تماشاگران. <BR><BR>روي يك پا بايستيد و پاي ديگرتان را كه روي هوا نگاه داشتيد شروع كنيد به تكان دادن به سمت بيرون، انگار مي‌خواهيد عنكبوتي را كه روی پايتان افتاده است را از روي پاي تان پرت كنيد به كناري تا از شرش خلاص شويد. وقتي كه اين كار را مي‌كنيد در خودتان اين را بگوييد كه : «هرچي ترس بود در دلم انداختم بيرون و ديگر اثري از آن نيست.» بعد همين كار را با پاي ديگرتان انجام دهيد. بعد نوبت به دستانتان مي‌رسد، درست مثل حالتي كه آب روي آنها ريخته و شما مي‌خواهيد آب را از روي دستتان بتكانيد، شروع كنيد به تكان دادن دست‌هايتان در هوا و اطراف و بگوييد كه : «هرچي ترس بود در دل و ستم انداختم بيرون و ديگر اثري از آن نيست.» بعد دست‌هايتان به كمر بزنيد و سينه‌ها را جلو بياوريد و بگوييد امروز خودم را برای انجام كارهايم آماده كرده‌ام. چند جمله آماده كنيد و به سر كار برويد، مي‌توانيد روي جمع دوستان تان تمرين كنيد، آنها را دور خودتان جمع كنيد و يك سخنرانی كوتاه و جالب برايشان ترتيب دهيد وقتي صحبت مي‌كنيد تجسم كنيد كه آن دوستان، مشترياني هستند كه قرار است يك ساعت بعد با آنها جلسه داشته باشيد. <BR><BR>هر وقت ترس با علائمي خودي نشان داد، بر عكس از ده به يك بشماريد و در ضمن شمردن به اين فكر كنيد كه اگر اين جلسه را درست انجام دهيد، قرار داد را بسته‌ ايد و موفق خواهيد شد و در جمع دوستان و آشنايان و رئيس‌تان اعتبار بيشتري كسب خواهيد كرد. اگر زبان‌تان بند آمد و دهانتان خشك شد، آگاهانه گوشه‌اي از انتهاي زبان تان را آرام گاز بگيريد تا دهانتان تر شود و بتوانيد كار را ادامه دهيد.
<HR>

<H3 class=post-title dir=ltr style="TEXT-ALIGN: right"><A class=webfaqtstyle0 title="لینک ثابت" href="http://www.webfaqt.com/success/2006/02/blog-post_28.html"><FONT color=#8fabbe size=2>چگونه با كم رويي و خجالتي بودن خودمان مقابله كنيم؟</FONT></A></H3>تابان خواجه نصيری
<DIV style="CLEAR: both"></DIV>مهرشاد سوالش را به اين ترتيب مطرح ساخته است: <BR><BR>با سلام، آقای خواجه نصیری من دارم کتاب «21 رمز موفقیت میلیونرهای خود ساخته را» میخونم و خیلی کتاب خوبی است آقای خواجه نصیری من یک ضعف بزرگ دارم: من خیلی خیلی کم رو و خجالتی هستم و چون کم رو هستم دیگران دارن از این موقعیت خجالتی بودن من سو استفاده میکنند من چکار کنم از کم رویی در بیام و یک مشکل دیگر در این رابطه این است که من با دیگران در صحبت کردن مشکل دام حرف هایم را خوب نمیتونم بزنم و زود صحبت را شروع و تمام میکنم ؟ لطفا مشکل من را رفع کنید و آیا کتابی در این زمینه که مشکل من را رفع کند هست ؟ با تشکر. مهرشاد. <BR><BR>خاطرم هست كه با مهرشاد تلفني‌ هم صحبت كرده‌ بودم. او كسي است كه در حال حاضر چندين سايت اينترنتي را بر روي اينترنت برده است و آنها را هدايت مي‌كند و مي‌شود گفت يك كارآفرين entrepreneur است با اهداف و انگيزه‌هاي فوق‌العاده قوی، فكر كردم اين مقدمه لازم است برای خوانندگان تا شناخت بهتري داشته باشند نسبت به شخص پرسشگر. <BR><BR>كارآفرينان در آغاز راه با مشكلات متعددی رو به رو مي‌شوند، آنها مي‌خواهند كارگردانهايي شوند اين بار در فضاي مجازي و در صحنه‌ی اينترنت. آنها كه به كارهاي نمايشي مثل تئاتر و سينما علاقه مند هستند حتماً مي‌دانند كه كارگردانها بايد خصوصيات ويژه‌اي داشته باشند. اول از همه اينكه آنها «هدف» خود را مي‌شناسند و برای رسيدن به هدف، هر آن كار كه لازم باشد را انجام مي‌دهند. براي يك كارگردان، مهم اين است كه ابتدا خودش را خوب شناخته باشد، نقاط ضعف و قوت خودش را يافته باشد. يك كارگردان (متوجه هستيد كه منظورم همان كارآفرين است در اينجا) بايد در زمينه‌هاي مختلف مطالعه داشته باشد و از جمله مطالعه در زمينه‌های مرتبط با خودش، كارش و مخاطبين‌اش و ابزارهاي ارتباطي‌اش با مردم. <BR><BR>آنها كه در كاهاي نمايشي مطالعه دارند مي‌دانند كه «وظيفه‌ی اصلي كارگردان ايجاد ارتباط است با تماشاگر در بالاترين حد ممكن». حال چگونه مي‌شود كارگردانی اين اعتماد به نفس را نداشته باشد و با كم رويي و خجالتي بودن بخواهد نمايشي فوق‌العاده را به روي صحنه ببرد؟ كارگردان هم بايد با مردم اين رابطه را ايجاد كند و هم با بازيگران و نورپردازان و مسئولان صدا و منشي صحنه و غيره. ارتباط با تماشاگران نيز، ارتباطي است كه نه به صورت مستقيم، بلكه به صورتي غير مستقيم و بوسيله‌ی افراد ديگر برقرار مي‌شود. پس خودتان را جاي كارگردانی بدانيد كه قرار است يا مي‌خواهد نمايشي فوق‌العاده محشر را روي صحنه ببرد. اگر چنين تصوري بكنيد، همين به شما اعتماد به نفس فوق‌العاده‌اي مي‌دهد. حتي اگر خودتان را تنها، بازيگری بدانيد كه قرار است خواست‌ها و فرمانهاي هدايت كننده‌ی كارگرداني را بر روي صحنه اجرا كند آن زمان هم روحيه‌ای قوي پيدا خواهيد كرد چرا خودتان را نسبت به آنچه به شما محول شده است موظف و مسئول مي‌دانيد. بازيگران و كارگردانهايي كه اين كاستي‌ها را در خود مي‌بينند، با يك ديد درست و با توجه به هدفي كه دارند درصدد برطف ساختن اين مشكلات گام بر مي‌دارند. <BR><BR>بياييد تصور كنيم كه شما هم اكنون يك كارگردان موفق هستيد (در كاري كه در دست داريد، در يك پروژه‌ی نمايشي، يك فيلم سينمايي، يك سايت اينترنتي، يك پروژه‌ی طراحي، يك پروژه‌ی تامين قطعات يدكي و ...، يك كارگردان مي‌خواهد بااستفاده از ابزارهای مختلفي كه در اختيار دارد نظرات، احساسات، افكار و ديدگاههاي خود را از طريق بازيگران، طراحان صحنه، نورپردازان، متصديان لباس و موسيقي و انتظامات و (گاه حتي تماشاگران) به تماشاگر منتقل كند. اگر كارگردان نتواند توانايي ايجاد ارتباطي عميق، صريح و گسترده با افراد گروه خود داشته باشد نمي‌تواند نظرات خودش را به آنان منتقل كند و در نتيجه با مردم هم نمي‌تواند اين ارتباط را برقرار كند. در عين حال، كارگردان بايد سعي كند كه احساسات و نيازهاي تماشاگران را نيز به خوبي درك كند. پس ابتدا به خوبي مي بينيد، گوش مي‌كند و در احساسات و نيازهاي تماشاگر دقيق مي‌شود و حساسيت‌هاي او را لمس مي كند تا عواطف و نيازهاي او را درك كند. اهالي تئاتر معتقدند كه «هدف» نهايي كارگردان جلب «توجه» تماشاگران است. به عبارت ديگر ما (به عنوان كارگردان يا بازيگر - در يك گروه) مي‌خواهيم در تماشاگران ايجاد انگيزه كنيم كه بيشتر به تماشاخانه‌ی ما بيايند (بليط بخرند). <BR><BR>زماني من به اين ايده رسيدم كه سيزده يا چهارده ساله بود، همان اوايل انقلاب. دلم مي‌خواست سازي بزنم، مي‌خواستم گيتار ياد بگيرم تا بلكه بتوانم در آينده وقتي بزرگتر شدم، موسيقي دان و آهنگساز شوم. آن موقع صدايم در نمي‌آمد يعني نه مي‌توانستم زياد حرف بزنم و نه مي توانستم صداي موزون و دلنشيني از خودم دربياورم، گيتاري گرفته بودم و (پنهاني چون پدر زياد موافق نبود) كلاس مي‌رفتم و پنهاني تمرين مي‌ كردم. آن زمان، من هم چون مهرشاد، فوق‌ العاده خجالتي بودم و در عين حال ترسو. يك روز به خودم آمدم كه اگر من بخواهم روزي به روي صحنه بروم كه نمي‌شود خجالتي باشم، پس بايد كاري مي‌كردم، آرام آرام شروع كردم روي خودم كار كردن، مي‌پرسيد چگونه؟ مي‌گويم اينجوري كه در تصور و خيالم، خودم را نوازنده‌اي مي‌ديدم كه دارد مقابل يك جمعيت بسيار زياد گيتار مي‌زند و مي‌خواند، ابتدا جمعيت مدام مرا هو مي‌كردند و گوجه فرنگي برايم پرتاب مي‌كردند و اين خيلي لحظه‌ی سختي بود در تصور و خيال من، آما آنقدر اين صحنه را در ذهنم مرور كردم كه جمعيت حاضر در خيالاتم، دست از اين كار برداشتند، نه ترسي از جمعيت داشتم و نه هراسي از پدرم و نه خجالتي ديگر. در اين ميان شروع كردم به تمرين كردن با خودم، بلند بلند صحبت مي‌كردم، نطق مي‌كردم و مي‌خواندم و صدايم را با گام موسيقي خودم هماهنگ مي‌كردم. يك روز رسيد كه گيتارم را برداشتم در يك مهماني خانوادگی، يكي از ترانه‌هايي كه ساخته بودم را براي جمعيت خواندم، هيچوقت يادم نمي‌رود كه اين اولين اجراي من بود و همان از من نه يك موسيقيدان بلكه فردي ساخت كه امروز مي‌توانم در مقابل صدها يا هزاران نفر بايستم و حرف خودم را بزنم. <BR><BR>وقتي مقابل ديگران مي‌ايستيد و مي‌خواهيد سخني بگوييد و كم رويي و خجالت مانع شما مي‌شود، ياد اين نوشته من بيافتيد و بگوييد «من اكنون كارگردان اين صحنه هستم» و يادتان باشد كه هيچگاه براي سرگرم كردن مردم صحبت نكنيد چرا كه معمولاً سرگرم كردن مردم در صحنه نمايش، كار را به ابتذال مي كشاند، سرگرم كردن مردم كار راحتي است اما اين ايجاد يك نمايش خوب است كه مشكل است. در لحظه‌اي كه مي‌خواهيد صحبتي بكنيد، نمايشي را خلق كنيد كه در روح و روان مخاطبتان نفوذ كند و او را به هيجان بياورد. چون اين هدف‌تان باشد خواهيد ديد كه پيش از سخن گفتن،‌ ديالوگ را با اعتماد به نفس در ذهن خود مرور خواهيد كرد و اين ديالوگ را به مرور آنگونه جلو خواهيد برد كه مي‌بينيد با تماشاگران‌تان همان ديگراني كه قبلاً از آنها خجالت مي‌كشيديد همان افرادي كه ممكن بود مسخره‌تان كنند يا گوجه فرنگي برايتان پرت كنند، به يك هماهنگي و ارتباط موثر دست يافته ايد به طوريكه آنها ديالوگ شما را ادامه مي‌دهند، همانگونه كه در ذهنتان نوشته بوديد يا ساخته و پرداخته كرده بوديد. <BR><BR>اين مشكل را خيلي‌ها دارند. مردم معمولاً از صحبت كردن در جمع مي‌ترسند و راه حل فقط در «كشف شخصي» است همان چيزي كه آنتوني رابينز به آن مي‌گويد «قدرت شخصي». به دست آوردن آن خيلي راحت است فقط كافي است مدتي در درون‌تان به سير و سفر بپردازيد، نقاط ضعف خودتان را بيابيد و آنها را قوق و قوي تر كنيد. فرصت زيادي نداريم، ما عمرمان خيلي كوتاه است. كارگردان باشيد و خودتان را براي نمايش آماده كنيد، نويسنده‌ی سرنوشت خودتان باشيد و آن را خودتان بنويسيد و با مردم ارتباط برقرار كنيد، آگاهانه اعتماد كنيد و از آنها نيز اعتماد بخواهيد و در درون آنها نفوذ كنيد او نيز بايد متن شما را فهميده باشد، او نيز بايد احساس شما را دريافته باشد و يادتان باشد كه پيش از آن اين شما هستيد كه بايد خودتان را و متن و تماشاگرانتان را بشناسيد. <BR><BR>دراين مورد به اميد خدا بيشتر خواهم نوشت اگر بخواهيد. <BR><BR>در بازاريابي و تجارت الكترونيك، ارتباطات حرف اول را مي‌زند. ما بايد بتوانيم با مشتريان و مخاطبين خودمان ارتباط برقرار كنيم و بدون نفوذ در روح و روان و احساسات مخاطبين هيچگاه نمي‌توانيم كالا و خدماتمان را بفروش برسانيم. براي ايجاد ارتباطات است كه به اين نتايجه مي‌رسيم كه بايد كارمان را يا كالا و خدماتمان را در مطبوعات تبليغ كنيم، در راديو و تلويزيون آگهي بگذاريم. يادآوري مي‌كنم كه آگهي‌هاي تبليغاتي يا نامه‌هاي مستقيمي كه مي‌نويسم براي تبليغ كالا و خدماتمان، درست مثل همان ديالوگي است كه كارگردان از بازيگرانش مي‌خواهد تا بخوبي و با احساس روي صحنه به اجرا درآورند. صاحبان مشاغل موفق، همان كارگردان‌هايي هستند كه وقتي فلايري پخش مي‌كنند، مي‌دانند دارند متن نمايشنامه‌ی خودشان را مي نويسند و از بازيگران (كارت پخش كن‌ها) مي‌خواهند آنها را به دست مخاطبين هدف بدهند و نه به دست باد يا جوي آب!
<HR>

<H3 class=post-title dir=ltr style="TEXT-ALIGN: right"><A class=webfaqtstyle0 title="لینک ثابت" href="http://www.webfaqt.com/success/2006/02/blog-post.html"><FONT color=#8fabbe size=2>موفقيت مالی: پس انداز، سرمايه گذاري بر خود و در بانك</FONT></A></H3>تابان خواجه نصيری
<DIV style="CLEAR: both"></DIV>موفقيت مالی و موفقيت در كسب و كار و زندگی، از جمله سوالات متداولي هستند كه تعدادی از دوستان به آنها اشاره مي‌كنند از من مي‌خواهند تا در اين باره بيشتر بنويسم. اجازه دهيد با نامه‌ی كوتاه و صميمي «ريحانه» اين خبرنامه‌ را آغاز كنم. ريحانه به انگليسي برايم نوشته است كه ترجمه‌اي از آن می‌گويد: <BR><BR>آقاي خواجه نوری عزيز (كه احتمالاً منظورشان خواجه نصيری بوده است :) نمي‌توانم فارسي بنويسم چرا كه فونت‌هاي فارسي را ندارم اما پاسخ‌هاي فارسي تان را مي‌توانم بخوانم. تجاربي در زمينه‌ی مالتي مديا، وب سايت و عكاسي و نگارش دارم. اگر 800 هزار تومان داشته باشم چطور از آن استفاده كنم كه سود خوبي برايم داشته باشد. از وقتي كه برايم مي‌گذاريد متشكرم. ريحانه. <BR><BR>اين سوال و سوالاتي از اين دست كه دوستان پرسيده‌اند چطور به موفقيت مالي دست يابيم، چطور ثروتمند شويم، كجا سرمايه گذاري كنيم و چطور در زندگي مالي و كاري مان موفق شويم را مي‌خواهم با هم، يك كاسه كنم و پاسخ بگويم. <BR><BR>پيش از اين گفته بودم كه موفقيت امری معنوی است و شايد شما نيز يادتان باشد. اما همه‌ی زندگی ما بعد معنوی ندارد و برخی را بر اين مي‌بينيم كه مي‌خواهند در كنار موفقيت‌هاي معنوي به موفقيتهايي مالي هم دست يابند. اما چطور و چگونه؟ اجازه دهيد كه اينگونه آغاز كنم و بگويم كه موفقيت با خواست و آرزو و رويا شروع مي‌شود. ما يك نيرويي در دنيا داريم كه اين نيرو، نيرويي روحاني است. شايد باور نداشته باشيد، اما اگر باور كنيد و كارهايي كه مي‌گويم را انجام دهيد، مطمئن باشيد اثراتش را خواهيد ديد. جالب است بدانيد كه عده‌اي حتي نام اين نيرو يا وضعيت ويژة را گذاشته‌اند «بازاريابی معنوی» Spiritual Marketing - هرچه كه به خواهيم اسمش را بگذاريم مي‌بينيد كه با موضوعي معنوی همراه است و به همين خاطر هم بود كه من آن را (موفقيت را منظورم است) امری معنوي مي‌دانم. در اين شيوه، شما ممكن است حتي هيچ سرمايه‌ای نداشته باشيد، هيچ. اما چيزی كه داريد و بايد داشته باشيد ميل و آرزو است، خواست شما بايد آنقدر قوی و در عين حال واقعي و دست يافتي (ممكن) باشد كه بايد بتواند يا موجب شود كه آنچه مي‌خواهيد را در تصور و خيال خود بوضوح ببينيد. موضوع ديگر كه بايد داشته باشيد ايمان و باور به اين است كه چنين فرمولي كار مي‌كند. چشمهايتان را براي يك لحظه ببنديد و خودتان را در وضعيتی ببينيد كه آنچه مي‌خواستيد بوقوع پيوسته و شدني شده است، حس و حال آن روز و آن لحظه را با تمام وجود حس كنيد. اين شروع ماجراست اما بي‌كار نمي‌توان نشست، شما هدف را مي‌دانيد و حال وقت آن است كه به سمت آن هدف حركت كنيد، وقت آن است كه دست به كارهايي بزنيد كه ذهن ناخودآگاه شما، شما را سوق مي‌دهد به انجام آن. <BR><BR>براي رسيدن به موفقيت مالي،‌ كارهايي كه مي‌توانيد انجام اين است كه از خرج‌هاي اضافي بزنيد و هميشه براي خودتان و خانواده پس‌ انداز داشته باشيد، پس انداز هميشه معجزه مي‌كند و در عين حال هميشه به شما روحيه مي‌دهد، هرچقدر بيشتر بهتر، برنامه‌ای برای خودتان بگذاريد كه روزي يا هفته‌اي يا ماهي مبلغي را كنار (مثلاً در بانك) بگذاريد، برای خودتان وقتي كار درستي انجام مي‌دهيد پاداش يا هديه‌اي از طرف خودتان در نظر بگيريد و با يك مراسم ساده اما با شكوه (مثلاً مي‌توانيد وقتي چراغ‌ها را خاموش كرده‌ايد و شمعي براي خودتان روشن كرده‌ايد به موسيقي ملايمي گوش مي‌دهيد) وقتي تنها هستيد آن را به خودتان بدهيد. بعد از مدتی زمانی مي‌رسد كه مي‌بينيد مبلغي (مثلاً 800 هزار تومان يا 800 يورو پس انداز داريد) اما يادتان باشد كه اين فقط نمايش مادي قضيه است ولي معتقدم كه سرمايه‌ی اصلي شما اين نيست بلكه قدرت تفكر و انديشه‌ی شماست، همان بعد معنوی ماجرا. درباره مبلغي كه در اختيار داريد خوب فكر كنيد و خودتان را در وضعيت‌هايي قرار دهيد كه دوست داريد خودتان را در آن وضعيت‌ها موفق ببينيد. انديشه‌اي كه درست آموزش ديده باشد و تربيت شده باشد و پرورش يافته باشد مي‌گويد: همه‌ی تخم مرغ‌ها را در يك سبد قرار ندهيد! پس مي‌توانيد بخشي از اين پول روي خودتان سرمايه گذاري كنيد (روي يادگيري مهارت‌هاي بيشتر و تكميل كردن آن مهارت‌ها، شركت در كلاس‌هاي حرفه‌اي در رابطه با موضوع مورد علاقه)، در اين بين از ديگران هم مشاوره بگيريد، در مورد وضعيت اقتصادی جايي كه در آن زندگي مي‌كنيد اطلاعات خودتان را بيشتر كنيد، اصولاً داشتن اطلاعات بيشتر در مورد امور اقتصادی، بانك‌ها و بورس فوق‌العاده خوب است، با دوستانی كه در اين زمنيه‌ها آشنايي دارند معاشرت كنيد و سعي كنيد هر چقدر كه مي‌توانيد از آنها بياموزيد، سوال كنيد و جواب‌ها را پيش خودتان تجزيه و تحليل كنيد و بياموزيد. بعد از مدتی آمار و ارقام‌ها و جداول را مي‌شناسيد و مثلاً با يك بررسي اجمالي متوجه مي‌شويد كه قيمت طلا در سه سال گذشته دو برابر شده است در حالي كه چنين رشدی مثلاً در زمين و مسكن نبوده است. ببينيد، به عقيده‌ي من، سرمايه‌گذاری موفق بهتر است بلند مدت باشد، حداقل در يك دوره‌ی 5 ساله. پس بخشي ديگر از اين پول را مي‌توانيد در يك سرمايه‌گذاری بلند مدت قرار دهيد، كار با بورس خيلي خوب است اما لازم است كه با آن آشنا باشد و اگر علاقه داشتيد مي‌توانيد فراگرفتن اصول سرمايه گذاري در بورس را از طريق شركت در دوره‌ها و كلاس‌هاي تخصصي فرا بگيريد (بخش سرمايه گذاري روي خودتان). بخشی‌ از اين پول را مي‌توانيد سرمايه گذاري كوتاه مدت داشته باشيد و بخشي ديگر را به ايجاد و هدايت يك كسب و كار شخصي براي خودتان در زمينه‌اي كه در آن مهارت و علاقه داريد اختصاص دهيد، به مرور آن را تقويت كنيد و سعي كنيد با فعاليت بيشتر، كار بيشتري بگيريد يا فروش بيشتري داشته باشيد. اينترنت ابزارهای فوق‌العاده خوبي برای آموختن و افزودن بر مهارت‌ها و راه انداختن كسب و كار فراهم آورده است كه چنانچه ما دانش و تجربه‌مان را افزايش دهيم مي‌توانيم فرصت‌هاي تازه‌اي پديد آوريم. با كمي صرف وقت و برنامه ريزي مي‌توان موفق شد، اما پيش از آن بايد اين موفقيت را در ذهن به تصوير بكشيد، بعد خواهيد ديد كه شما تنها نيستيد، نيروهايي دست به دست هم مي‌دهند تا شما موفق شويد. شايد نوشتن اين سوال از شما و ارسال آن به من و پاسخگويي من به آن، همان جريان، همان نيرويي است كه به كمك‌تان آمده است، من فكر مي‌كنم مسير را درست آمده‌ايد، شاخ و برگ دادن اين تصوير زيبا ديگر با شما است. بگذاريد كمك‌تان كنم، بعد از خواندن اين پيام، چشم‌هايتان را ببنديد و تصور كنيد: روي اولين چكي كه از اولين مشتری خود دريافت مي‌كنيد مبلغ 800 هزار تومان را به رقم و حروف در وجه شما نوشته‌اند، حتي مي‌توانيد تاريخ چك را هم ببينيد. من جاي شما كه اين تصوير را مي‌بينم مي‌خواهم از جايم بلند شوم و كاري كنم كه اين روياي كوچك امروز من هم به حقيقت بپيوندد.<BR><A href="http://www.webfaqt.com/success/index.html" target=_blank>منبع</A>
+ نوشته شده در  2007/2/4ساعت 18:54  توسط دوغا  | 

تقویت حافظه

آيا شما هم جزء افراد فراموشكار هستيد؟ آيا مي توانـيـد نام عناصر درس شيمي را بياد آوريد؟و يا اينكه تاريخ اولين برخورد با همسرتان را بخاطر مي آوريد؟ مسلما خير. اين بدليل آن است كه حافظه بصورتي انتخابي عمل ميكـنـد.برخي از مسائل را بدليل اهميت بيشتر آسانـتـر از بـقـيـه به ذهن مي سپاريم. اما مغز قابليت بخـاطـر سپـردن هـرموضوعي را داشته و فقط به كمي تمرين و ممارست نيازدارد.در ادامه مقاله با روشهاي بهبود حافظه آشنا خواهيدشد.

مسئله :

بجاي پرداختن و وارد شدن به مطالب پيچيده روانشناسي در زمينه حافظه كوتاه مدت و بلند مدت، بيايد فقط قرار بگذاريم ديگر مسائلي كه نبايد فراموش مـي كرديـم را از قـلـم نيندازيم.

براي مثال هر كسي، شايد بجز معلم شيميتان، شما را به خاطر نياوردن فرمول يك ماده خاص خواهد بخشيد. با اين حال ممكن است بخصوص هنگامي كه در تخت خواب خود مچاله شده ايد بدليل بخاطر نياوردن تلفن نامزد خود كلافه و پريشان شويد. در زير مواردي را كه بايد سعي در به ذهن سپردن آنها نماييد، آورده شده است:

  • اسامي

  • شماره هاي تلفن

  • قيافه ها

  • كارها

  • قرارهاي ملاقات

  • تاريخهاي تولد

  • گفتگوها

  • حقايق ( يا اكاذيب )

بياد نياوردن موارد فوق عمدتا نتيجه مبذول نداشتن توجه كافي مي بـاشد. اگـر بـرايـتان مهم بود هيچگاه فراموش نمي كرديد. ( اين جمله اي است كه مـعمـولا نـامـزدم بـه مـن ميگويد ) دفعه بعد كمي بيشتر سعي و دقت كرده و ببينيد تا چه اندازه بيشتر موفق تـر خواهيد شد. همچنين مشخص كنيد كه كدام حافظه را دارا ميباشيد: بصري يا سمعي. وقت پاسخ اين سؤال معلوم گرديد در موقيتي بهتر براي بهبود حافظه خود قرار خواهـيـد گرفت.

راه حل:

در اين قسمـت نـكاتـي مهم جهت بهبود مهارتهاي به ذهن سپردن مسائل خاطر نشان شده است.

فعال باشيد:

اين در مورد هر چيزي بايد اعمال شود، هنگاميكه در حال شنيدن، تفكر و مصالعه كـردن هستيد. سعي كنيد از مطالبي كه فرد ديگري به شما گفته، نكتـه برداري نـمـايـيـد. اگـر بيحال و غير فعال باشيد، مغزتان دچار كندي و تعلل خواهد گرديد و اگر بـراي فـعـال بـودن تلاش كنيد، ذهنتان آنچه كه در حال بين شدن است را ثبت نموده و راحت تر مي توانيد آرا بخاطر بسپاريد.

تمركز كنيد :

به جزئيات دقت نماييد. در طول روز چيزهاي بسيار زيادي را مي شنويـم اما تنها آنهايي را بياد مي آوريم كه برايمان اهميت داشته اند. مسائل مورد اهمـيت خـود را گـستـرش و بسط دهيد تا بيشتر بتوانيد آنها را به ذهن بسپاريد. يك روش خوب اين است كه همه چيز را حياتي فرض كنيد. وانمود كنـيـد كـه يـك كـارآگـاه جنـايـي هستيد و هر آنچه كه در پيرامون شما در حال اتفاق افتادن است، حائز اهميت مي باشد.

ايجاد پيوستگي نماييد:

بين آنچه كه ميخواهيد به ياد بسپاريد و آنچه كـه قـبلا در ذهن داريد ارتباط به وجود آوريـد. اين ارتباط ميتواند يك رنگ، يك عدد يا يك كلمه هم قافـيـه بـاشـد. براي بـخـاطر داشـتن ليـستـي از چيزهاي مختلف، تصاويري كه هم قافيه با اعداد مي بـاشـنـد را بـراي خــود مجسم نماييد. براي مثال يك با "دك" هم قافيه است پس ميتوانيد در ذهن خود اولـيـن قلم ليست را با دك ضبط مجسم و مربوط كنيد. بهمين ترتيب بـراي عـدد دو كـه با "مـو" (درخت انگور) هم قافيه است انجام دهيد. همچنين ميتوانيد از كلمات مخفف، و تركيب اسامي و يا متصل نمودن اول حروف كلمات ( مانند حروف ابجد ) استفاده كنيد.

تكرار نماييد :

روش تنبيه معلم مدرسه تان را بياد داريد؟ هرگاه فردي دچار خطايي مي شـد، مـجبورش ميكرد چندين و چند بار مطلبي را بنويسد. تكرار به ما براي به ذهن سپردن مـوضـوعـات كمك كرده و باعث حك شدن افكار در مغزمان ميگردد. هرگاه فردي را ملاقات مي كـنـيـد، شروع به تكرار اسم او ذهن خود نماييد. وقتي كسي شماره تلفنش را به شمـا ميـدهـد، چندين بار آنرا روي كاغذ نوشته و با صداي بلند تكرار كنيد. اگر مي خـواهـيـد مـطلبي را حفظ كنيد كافي است آنرا چندين بار روي تكه اي كاغذ بنويسيد.

اسامي را بهم ربط دهيد :

وقتي با كسي كه با او قبلا آشنا شده ايد اما اكنون اسمـش را بياد نمي آوريـد، برخـورد ميكنيد، دچار آشفتگي و كلافگي مي شويـد. مشكل را مـي تـوانـيد با مرتبط نمودن آن اشخاص با كسي كـه بـه آنـهـا شباهت دارد و يا بـا واژه اي كه با يـكـي از خـصـوصـيــات شخصيتي آنها نـزديـك است، حـل نمـاييد. با اسامي آنها بازي كنيد ( رضا خوش تيپ، شيرين عسل ) و يك تصوير خيالي از آنها در ذهن خود مجسم نماييـد. بـراي بيـاد آوردن اسم فردي مي تـوانـيد حروف الفبا را از ابتدا بازگو نموده تا اينكه به حرف ابتداي اسم او برسيد. احتمالا در اين هنگام كل اسم را بخاطر خواهيد آورد.

تصويري با مفهوم ايجاد كنيد:

از هرآنچه كه ميخواهيد بخاطر بسپاريد، تصويري خيالي در ذهن ايجاد نماييد. موضوعي را در ذهن خود تصور نماييد تا بتوانيد همه چيز را بـصـورتي واضح مشاهده كنيد. سپس هنگاميكه چيزي را فراموش كرده ايد، اين تصوير را مجسم كنيد تا مـغـز شـمـا اطـلاعـات از دست رفته را بازيابي نمايد.

رهنمودهاي همه منظوره:
عمل كردن به اين نكات باعث ميشود ذهني خلاقتر نسبت به گذشته داشته باشيد.

از اطلاعات لذت ببريد :

ما هميشه موضوعاتي را در خاطرمان نگاه ميداريم كه به آنها علاقمنـد هستـيـم. اگـر از رياضيات متنفر باشيد، حـفـظ كـردن فـرمـول ها و تـئوريهاي پيچيده برايتان بسيار سخت خواهد بود. اما اگر يك فرضيه رياضي را به صـورت كامـل مطـالـعـه نـمـوده و بـا مـصـائب و سختي هاي فردي كه آن فرضيه را مطرح و عمر خود را براي اثـبـات آن صـرف كـرده آشـنا شويد، به مـوضوع عـلاقمند شده و بـخـاط سپـردن آن بـي دردسر و آسان خواهد گرديد. همـيـن مـطلب در مـورد مـسائـل ديـگر نـيـز صادق است. دليلي وجود دارد كه بياد آوردن شماره تلفن رستوران مورد علاقه تان آسانتر است از شماره تلفن مطب دنـدان پزشـك شما است.

وقت بگذاريد:

حافظه بصـورت لحظه اي و آني عمل نميـكند. براي حضم و درك اطلاعات بايد وقت كافي صرف نماييد. البته بخاطر سپردن بـعضي چيزها سريعتر از بعضي ديگر انجام ميگيرد، اما هيچگاه خودتان را به دليـل كنـد بودن سرزنش نكنيد. وقتي سعي در حفـظ كردن چيزي داريد، سطح انرژي خود را بالا نگاه داشته و بصورتي مؤثر تمركز نماييد.

آرامش داشته باشيد:

فشار رواني براي برخي از افراد مفيد است اما اغلب ما وقتيـكه رها از تنش ها ميباشيم، بهتر عمل مي كـنـيم. نفسي عميق كشـيده و آرامـش خـود را حفظ كنيد. تمدد اعصاب باعث بالا رفتن سطح آگاهي و قابليت بخاطر سپاري در شما مي گردد.

گزينشي عمل نماييد:

اين امكان وجود ندارد كه يك فرد همه مسائل پيرامون خود را به ذهن بسپارد. شما بايد انتخاب گر باشيد؛ آنچه را كه مايل به نگهداريش در حافظه هستيد برگزيـده و مـابـقـي را فراموش كنيد. مغز شما همانند يك كشوي فايل ميماند. بنابراين پرونده هاي غيرضروري را دور انداخته و فضا را براي نگهداري چيزهاي مهم تر آزاد بگذاريد.

به سلامتي خود اهميت دهيد :

مغز بصورتي صميمانه به بدن متصل است. هر روز تمرين كنيد تا فشار خوني متــعادل و ششهايي سلامت داشته باشيد. از رژيم غذايي مناسب استفاده كنيد تا مواد غذايـي و ويتامينهاي مورد نياز بدنتان تامين گردند. خوردن مشروبات الكلي و استعمال دخانيات باعث كاهش خلاقيت ذهن ميشود.

حافظه برتر:

همگي اين نكات روشهايي براي تمركز و دقت نمودن بيشتر بـه مسـائل پيرامون ميباشد. به آنچه كه ميـخواهيد بخاطر بسپاريد اهميت داده و در اين راه سعي و تلاشي حقيقي مبذول داريد.هرچقدر بيشتر مهارتهاي نوظهور خود را پروش داده و فعال تر باشيد، حافظه پوياتر و قوي تري خواهيد يافت.

به نقل از سايت مردمان منبع

+ نوشته شده در  2007/2/1ساعت 20:32  توسط دوغا  |