تبليغاتX
وبگردی های یک وبچی
با اینکه دیگه خیلی وقت نمیکنم توی وبلاگم مطلب بذارم اما با نقل قول مطلبی از محدثه درباره یرقان یا زردی این وبلاگ نویس تازه کار رو معرفی میکنم امیدوارم که ادامه بده:

... تاثير نور روي بيلي روبين و تغيراتي که منجربه دفع آن مي شود:
با تابش نور روي پوست ايزومري از بيلي روبين تشکيل مي شود که به علت باز شدن اتصال هاي هيدروژني داخل ملکول، محلول در آب مي شود بدون اينکه نياز به کنژوگاسيون با اسيدگلوکورنيک داشته باشد از طريق صفرا وکليه دفع مي شود. به عبارت ديگر با مکانيسم فتوايزومريزاسيون بيلي روبين غير کنژوگه سمي به ايزومرش تبديل مي شود که از طريق صفرا به صورت بيلي روبين z 4ـ 15E و از طريق ادرار بصورت لوميروبين Lumrubin دفع مي شود در نتيجه با حساس سازي با نور اکسيداسيون ايجاد مي شود که به آن فتواکسيژنيشين در بيلي روبين گويند و بوسيله کبد و کليه بدون نياز به کونژوگاسيون بيلي روبين دفع مي گردد.
تاثير نور درماني در بيلي روبين از نظر مدت:
حداکثر کاهش بيلي روبين در روز اول فتوتراپي ديده مي شود يعني 50-30% کاهش بيلي روبين صورت مي گيرد. نوزادان کمتر از 1000 گرم در حدود 6/1 ميلي گرم درصد در روز و آنهايي که حدود 1500 گرم وزن هستند در حدود 4/2 ميلي گرم و نوزادان با وزن 2500 گرم وزن حدود 3 ميلي گرم کاهش نشان مي دهند گاهي با تشعشع کافي و برقراري شرايط مناسب حدود 6 ميلي گرم هم کاهش ايجاد خواهد شد...

+ یازیلیب  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساهات 18:16   یازان دوغا | 


By Maggie Fox, Health and Science Editor

WASHINGTON (Reuters) - People who do not drink alcohol may finally have a reason to start -- a study published on Friday shows non-drinkers who begin taking the occasional tipple live longer and are less likely to develop heart disease.

People who started drinking in middle age were 38 percent less likely to have a heart attack or other serious heart event than abstainers -- even if they were overweight, had diabetes, high blood pressure or other heart risks, Dr. Dana King of the Medical University of South Carolina in Charleston and colleagues found.

Many studies have shown that light to moderate drinkers are healthier than teetotalers, but every time, the researchers have cautioned that there is no reason for the abstinent to start drinking.

Now there may be, said King.

"This study certainly shifts the balance a little bit," King said in a telephone interview.

King's team studied the medical records of 7,697 people between 45 and 64 who began as non-drinkers as part of a larger study. Over 10 years, 6 percent of these volunteers began drinking, King's team reported in the American Journal of Medicine.

King said he does not know why some of the volunteers started drinking. "This was a natural experiment," he said.

"Over the next four years we tracked the new drinkers and when we compared them to the persistent non-drinkers, there was a 38 percent drop in new cardiovascular disease."

reuters
+ یازیلیب  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساهات 19:41   یازان دوغا | 
TCM براساس تئوري « ين » و « يان » بنا شده است. در واقع اين تئوري اين گونه است که اگر در بدن همه مواد لازم به اندازه کافي موجود باشد و بدن با طبيعت پيرامون خود در حالت هماهنگي باشد، هيچ بيماري رخ نخواهد داد اما اگر هماهنگي و نظم طبيعي بدن برهم بخورد و چيزي در بدن بيش از حد لزوم افزايش يا کاهش يابد، بيماري در بدن بروز مي کند. براي مثال متخصصان اين طب معتقدند که غليظ شدن خون يک بيماري «ين» است که مي توان با تجويز سوپ لاک لاک پشت آن را درمان کرد، در حالي که ورم در بدن يک بيماري «يان» است که با تجويز آش کرم خاکي بهبود خواهد يافت.
بانك اطلاعات نشريات كشور
+ یازیلیب  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساهات 18:40   یازان دوغا | 
مزاج پيري سردست و خشك، و هرگاه كه مردم به پيري رسند، همه تدبيرهاي وي بايد كه به گرمي و تري ميل داشته بود ، چون گرمابه رفتن ، و ماليدن (ماساژ، مالش (Massage و بايد كه به اعتدال باشد، به روغن هــاي گرم و خوش بوي خود را چرب كردن ، چون روغن سوسن (Lily of the - valley) و ياسمن (Jasmin) و عطرهاي معتدل و شراب صرف به مقدار معتدل ، و در بستر نرم غلطيدن و رياضت اندك و شادكامي و خوشدلي جستن ، و از هرچه مزاج پيري دارد، چون اندوه و ترس و عطرهاي سرد، چون كافور و نيلوفر (نيلوپر، نيلوپل Nenuphar) و از طعام ترش، خويشتن دور بايد داشت ، و ببايد دانست كه هواي بد و بخارها و تري هاي (1) ناخوش و دود و غبارها همه در پيران اثر زيادت كند (2) از آنكه در ديگران خويشتن را از اين همه نگاه بايد داشت ، و غذا به تفاريق (3) و اندك اندك بايد خورد. و اگر كسي را معده، احتمال كند كه به يكبار تمام بخورد، روا باشد ، و طعام پس از آنكه از گرمابه بيرون آيد موفق تر (4) باشد ، و طعام خورده اندر گرمابه نشايد رفت ، و طعام هاي غليظ كه سودا فزايد نشايد خورد، مگر وقتي كه در معده رطوبت گرد آمده باشد، بر سبيل علاج، روا بود ، و چيزهاي تيز چون آبكامه و غير آن نشايد خورد ، و شير سود دارد، اگر در معده ترش نشود و باد نكنند. بدين سبب برنج به شير با عسل يا با شكر، سود دارد. و گرسنگي، سخت زيان دارد، و اندر معده و امعاي پيران رطوبت بسيار گرداند. گاه گاه حاجت آيد به نرم داشتن طبع ، و بعضي مردمان را در پيري، طبع خشك تر شود و قليه گندنا با روغن زيت يا آيا آبكامه بيش از طعام ديگر بخورد (5)، طبع را نرم كند. واما آب (6) اندر آب و نمك پزند و با آبكامه و روغن زيت بخورند، طبع را نرم كند، و پنج درمسنگ بسفايح (7) با دسته برگ كبريت (8) بپزند و بپالايند و مقداري تخم معصفر (9) پاك كرده و كوفته در وي بجوشانند طبع را نرم كند (10) و احشا را پاك كند ، چهار درم افتيمون Cuscuta Epihymum (گل گلاب) ، با چند دانه انجير خشك و لختي تخم معصفر بكوبند و بخورند اجابتي تمام كند ، و انجير خشك در ماءالعسل پيش از طعام بخورند، طبع نرم كند. و هر وقت اين ملينات يكي بكار ميدارد، تا طبع با يك چيز خونكند ، و تا ضرورت نباشد فصد نكند ، و طعام گوشت آبه خورد و شورباهاي گندم و مانند آن با دارچيني و اندكي زنجبيل ، و در فصل سرما ترياق بزرگ و مثروديطوس (11) خورد، تا نافع آيد.
منبع
+ یازیلیب  جمعه سوم اسفند 1386ساهات 16:25   یازان دوغا | 
ببايد دانست كه جماع نوعي است از استفراغ هاي طبيعي و از جمله سبب هائي (علت ها) است كه هرگه كه چنداني اتفاق افتد كه بايد، و چنانكه بايد، و آنوقت كه بايد، تندرستي باشد ، و هرگاه كه خلاف اين بود، سبب بيماري شود از بهر آنكه هرگاه كه اوعيه (44) " مني" پر شود، طبيعت محتاج شود به دفع آن. اگر كار كرده شود، استفراغ طبيعي باشد، مردم سبكي و نشاط يابد و انديشه ها بدو وسواس و قوت عشق بدان زايل شود. و اگر اين استفراغ، اتفاق نيفتد، اندر همه تن، اندكي گراني پديد آيد ، و باشد كه " مني" اندر جاي خويش گرم شود، و بخار آن بدل برآيد و بدان سبب تبها تولد كند ، و باشد كه بخار آن به دماغ بر شود، " وسواس" و " ماليخوليا" و " تيرگي چشم" و " خفقان" و " سرگشتن" پديدآيد.
و ببايد دانستن كه " مني" از خون تولد كند كه اندام هاي اصلي را شايد، و آن در بايسته ترين خوني باشد اندر تن، و بدين سبب است كه هرگاه كه مردم جماع كند افزوني عادت، تن او سرد شود و ضعيف گردد، نبيني اگر چه مردم اندر جماع اسراف كند جمله " مني" كه از وي جدا شود پنجاه (45) درمسنگ باشد تا نباشد ، و اگر فصد كند و دويست درمسنگ خون بيرون كند، در وي آن ضعف پديد نيايد، كه از جماع آيد. و اين دليل است بر آنكه " مني" در بايسته ترين (46) خونبست اندر تن مردم. و سبب آنكه جماع، ضعيف كننده است، آن است كه اوعيه " مني" در جماع با سه يا پنج بيش) 47) پر نشايد و تهي گردد، و اگر بيشتر الحاح كند بيرون آيد و آن خوني باشد كه غذاي اندام هاي اصلي خواهد شد. و هرگاه كه آن غذا خرج شود، مدتي دراز ببايد، تا عوض آن بجاي باز آيد، و بدين سبب است كه اثر جماع بيشتر است.
و جماع بر گرسنگي و از پس " قي" و " اسهال" و از پس گرمابه و از پس رياضت، تن را خشك كند و حرارت غريزي كم كند و چشم تاريك كند وپاي ضعيف كند. در جمله، از پس هر سببي كه تحليل بسيار كند، چون شادي به افراطي و بيخوابي به افراط و مانند آن سخت زيان دارد ، و از پس امتلا از طعام، " درد بندها" و " سستي عصب ها" و " سده" و " ضيق النفس" (Asthma) و " دمادما" (48) و " رعشه" و " استسقاء" تولد كند. و اگر در حال جماع سرما در پشت آيد يا با لذت جماع رنجي يابد، يا از اندام هاي او بوي ناخوش آيد، نشان آن باشد كه در تن او خلطهاي بد است، از جماع دور بايد بودن و تن از خلط پاك كردن.
و ببايد دانست كه خداوند مزاج " گرم" و " تر" اندر كار جماع قوي باشد و مضرت آن بر وي كمتر پديد آيد. و خداوند مزاج " گرم" و " خشك" هم قوي باشد، ليكن اثر خشكي در وي پديد آيد و لاغر شود و چشم بكو فرو شود (49). و خداوند مزاج " سرد" و " خشك" هر دو ضعيف باشند و مضرت آن برهر دو زود پديد آيد.
منبع
+ یازیلیب  جمعه سوم اسفند 1386ساهات 16:17   یازان دوغا | 
اما منافع شراب آنست كه مزاج و حرارت آن مناسب حرارت غريزي است كه تن مردم بدان زنده است ، بدين سبب حرارت غريزي را بيفزايد و طعام را هضم كند نيكو و خلطهاي خام را بپزاند وبگدازد. وبعضي را ب " اسهال" و بعضي را ب " ادرار" و بعضي را ب " قي" وبعضي را ب " عرق" دفع كند(2)0 و بدين سبب است كه هر كه شراب خوردن عادت كند، هرگاه كه دست از آن كوتاه كند، هضم او تباه شود و حرارت غريزي او ضعيف شود ، و قوت ها و اندام هاي وي ناقص و ضعيف گردد ، و خلطها كه ب " عرق" و " اسهال" و"ادرار" و " قي" دفع نشدي، در تن او بماند و بسيار گردد و بيماري هاي گوناگون تولد كند ، و ديگر (3) آنست كه رنگ روي را برافروزد وقوت روح و قوت اندام ها را مدد كند و رگ ها را از اخلاط بد بشويد و شهوت كلبي) اشتهاي سگي( ببرد ، و " قولنج" (4) (Colic) و " سده ها" را بگشايد و رگ ها را فراخ كند و غذاها را به همه تن برساند، و بدين سبب " ناقه") 5) را فربه كند ، و خواب خوش آرد ، و " باذزهر" (6) همه زهرهاي سردست، چون افيون) ابيون (Opium و شوكران < Hemlock) شليمر( ومانندآن ، و " كژدم (7) زده" شراب گرم كرده قوي را سود دارد (8).
و اين منفعت ها وقتي بود كه به دستور و اندازه بود ، و هرگاه كه از اندازه بگذرد همه مضرت گردد از بهر آنكه منفعت بزرگ در شراب آنست كه حرارت غريزي را مدد (9) كند ، و هرگه كه بسيار خورند حرارت غريزي را ضعيف كند از بهر آنكه شراب حرارت غريزي را غذا است و غذا پذيرنده آنگاه قوي باشد كه غذا به اندازه قوت او باشد، وچون غذا قوي شود قوت هاضمه و غاذيه (10) از تصرف كردن در آن عاجز آيند، و چون اين دو قوت عاجز آيند، ناچار غذا پذيرنده ضعيف گردد ، و حال حرارت غريزي با شراب بسيار همچنان است كه آتش اندك كه هيزم بسيار بر آن نهند، اما از فروزانيدن هيزم عاجز آيد و فرو ميرد، حرارت غريزي همچنان از هضم شراب بسيار عاجز آيد و ضعيف گردد. وبدين سبب است كه هرگاه كه افراط كنند، بيم باشد كه " بمفاجات" (11) در ميان شراب بميرند، از بهر آنكه شراب زود با خون بياميزد ، و هرگاه كه بسيار گردد و همه رگ هاي اندام ها چون " جگر" و " شش" و " دل" پر شود و هوا را كه مدد روح است، گذر نماند، در حال " بمفاجات" فرو ميرد.
و اين معني را شرحي است هرچه تمامتر در كتاب " ذخيره خوارزم شاهي" داده و مضرت هاي ديگر چون " وسواس" (Obsession) و " ماليخوليا" و"غفلت" و " كندفهمي" (12) و " راي ناصواب" و " خيرگي چشم" و " تباه شدن حاست ها" (13) و " ترسيدن" در خواب و" بيداري بي سببي" و " سكته" و " خناق" و " رعشه" و " نقرس" و " فالج" و " سرسام" (15) و " هذيان" و " ديوانگي" و"تب هاي محرقه" و " استسقاء" و چگونگي تولد اين علت ها در كتاب " ذخيره" ياد كرده آمده است.
و بعضي مردمان باشند كه هرگاه كه قدح بزرگ خورند دير مست شوند ، و اگر قدح هاي كوچك خورند زود مست شوند از بهر آنكه " معده" و " جگر" ايشان گرم باشد (16) و از قدح بزرگ بخار نتوان انگيخت (بجنبش در آوردن) ، و چون بخار شراب به دماغ اندر شود (17)، دير مست شوند ، و از قدح كوچك بخار زود بر تواند انگيخت، پس بدين سبب زود دماغ بخار شراب ممتلي گردد و مست شود.
و ببايد دانست كه محرور را شراب سفيد و رقيق (18) تر باشد (19) و شراب زرد قوي تر بود ، و هرچه رنگين تر و قوي تر، پيران و مرطوبان (20) را شايد. و شراب سياه غذا بيش دهد، لكن حرارت او كمتر از حرارت زرد بود، خاصه شرابي كه رنگ آتش دارد ، و شرابي كه طعم (21) و بوي او ضعيف بود، محرور را شايد، ليك از معده دير بيرون شود ، و شراب خوشبوي را " ريحاني" (22) گويند، خداوند " خفقان" (23) و " غشي" (24) را موافق بود.
شراب ناخوش بوي دماغ را زيان دارد و اخلاط بد فزايد ، شراب شيرين، فربه كند و آواز را صافي كند، ليكن " سده" پيدا كند و دير گوارد و " جگر" و " سپرز" را زيان دارد ، شراب تلخ زود گوارد و " سده" بگشايد و خلط بلغمي را لطيف كند ، شراب رقيق زودتر به رگ ها بگذرد و به دماغ رسد و زود مست كند و ادرار بيشتر كند ، و شراب غليظ ضد اين بود ، و شراب خام ناجوشيده را مستي و هوشياري زودتر باشد و نشاط زياده كند و خون را صافي كند، ليكن بوي دهان از مداومت آن ناخوش گردد و دماغ را تري فزايد ، شراب جوشيده آنچه تلخ باشد گوارنده تر باشد و هشياري از وي ديرتر بود و خارش (25) قوي بود و نشاط آن هم چون نشاط شراب خام بود ، و شراب جوشيده شيرين، سنگ و ريگ اندر گرده و مثانه پديد آورد و باشد كه ب " استسقاء" ادا كند ، وشراب " ميويزي" (26) را حرارت و رطوبت كمتر از شراب انگوري باشد و غذا كمتر دهد (27) و " نفخ" كند، و كساني را كه مزاج ايشان سرد و خشك بود نشايد (28).
و انواع شراب ها كه از برنج (29) و كاورس و غير آن كنند، آنرا از جمله شراب نشمرند، و فعل و منفعت شراب از آن نيابند، جزآنكه دماغ را ممتلي كند. و شراب كهن حكم " دارو" دارد ، و شراب نارسيده " جگر" را زيان دارد و باشد كه " اسهال" كند (30).
و هر كه از گرمي شراب ترسد، غذا از غوره و ريواج (31) و مانند آن بايد ساخت و نقل انار و ترشي ترنج ، و هر كه شراب خورد و " صداع" ) 32 ) آرد، نقل آبي (33 ) و انار بايد كرد و در ميان هر دو سه جام شراب اندك مايه آب سرد خوردن تا قوت شراب از دماغ باز دارد ، و هركرا معده گرم و ضعيف نقل حب الاس (Myrtle berries) و آبي ترش )به ترش( كند. و اگر معده سرد باشد نقل كمون (34 ) و سعد (35 ) و قرنفل (Clove gillif - Lower) و پوست ترنج (36 ) كند ، و اگر كسي را سردي غالب بود و دل ضعيف، درخم شراب پيش از آنكه بجوشيدن آيد بگيرد زرنباد (37 ) و گوزبوا (38 ) و سعد و سنبل (Hyacinth) و مصطكي و قرنفل و دارچيني و در " صره" كند و ببندد و در خنب ) خم( شراب آويزد، چنانكه در ميان او آويخته بود، و اين چنان باشد كه سنگي با داروها در " صره" نهند، تا او را گران دارد. و هرگاه كه سر " خنب" بازكند آن " صره" را در شراب بمالند، و هرگاه كه سر " خنب" سخت كنند " صره" هم در آنجا بگذارد تا آنروز كه بگشايند. و اگر كسي را اين معني اتفاق نيفتاده باشد و بدين معني حاجتمند بود، همچنين اخلاط كوفته و بيخته اندر " صره" بندد و در " قرابه" افكند ، و هر كه خواهد قدري از اين داروها در شراب بجوشاند و در وي مالد، تا قوت آن بگيرد. و هر كسي را " سودا" غالب بود، لسان الحمل و تخم بادرنجبويه و افتيمون با اينها ياور كند ، و كسي كه در ميان شراب " قي" و " منش گشتن" را رنجه دارد، نقل زيره و نمك كند. و شراب ناشتا، دماغ و عصب ها را زيان دارد و تشنج آرد و خرد را زايل كند.
مستي متواتر، مزاج جگر و دماغ را تباه كند و بيماري عصب ها آورد و بيم " سكته" و " مفاجات" بود ، و كودك نارسيده (نابالغ( را شراب زيان دارد، زيرا كه شراب حرارت غريزي را تحليل كند. كسي كه خواهد كه از مستي زود هشيار گردد، سركه به آب بياميزد و مقدار سه پياله باز خورد و كافور (Camphor) و صندل مي بويد و روغن گل (39 ) و سركه و گلاب بر سر مي نهد. و كسي كه خواهد كه زود مست شود تاعضوي را علاج كند ) 40 ) بزرالبنج (41 ) و قشور (پوست ها) يبروج (42 ) در آب پزند تا آب سرخ شود، پس با شراب بياميزد و بدهند ، و هر گه خواهد كه شراب بسيار خورد و دير مست شود، اگر محرور باشند، آب تاك زر كه از انگور سفيد باشد و آب انار ترش از هر يكي ده درمسنگ و سركه پنج درمسنگ بهم بياميزند و يك " وقيه" (43 ) باز خورد ، و اگر مبرود باشد سداب (44) خشك و زيره و نمك هم برابر بكوبند و آب بر چكانند و بسرشند و اقراص گردانند و خشك كنند، پس هر ساعتي دهان بدان خوش ميكنند.
منبع
+ یازیلیب  جمعه سوم اسفند 1386ساهات 16:3   یازان دوغا | 
و ازين سبب ها به هيچ سبب نيست مردم نزديكتر و با وي ملازم تر و تن او بدان محتاج تر از هوا. از بهرآنكه قوام همـــه تن به سه قوتست: طبيعي (Natural Power) كه به نيروي طبيعي اطلاق مي گردد و حيواني (Animal Power) و نفساني (Physical Power) و اين قوت ها كار خويش نتوانندكردمگر به ميانجي روح Sprit) يا(Soul و ماده (2) روح، هوا است كه مردم آنرا به نفس مي گيرند. و بدين سبب از چيزها كه بيرون تن حيوانست، هواست كه باندرون و بيرون دميده تر است. و اگرچه هوا گرم و ترست، اين هوا كه نزديك ما است به قياس با مزاج روح و حرارت غريزي (3) سرد است. و اين هوا كه به دم زدن ما به حرارت غريزي رسد و با روح بياميزد گرم شود و بسوزد. اگر به دم زدني ديگر از روح جدا نشود و مزاج روح از اعتدال بگردد و هرگاه كه به دم زدن ديگر از روح جدا شود هوائي تازه اندر آيد، مدد روح گردد و راحتي از آن هواي تازه به روح رسد. بدين سبب روح را از هواي تازه راحتي و منفعتي عظيم است (4).
و ببايد دانست كه اين هوا كه نزديك ما است هواي خالص نيست از جهت آنكه با غبار و دود و بخار و غير آن آميخته است و از هر چيزي اثري پذيرد. و همچنين در هر فصلي از فصل هاي سال، هوا از طبع خويش بگردد و طبع آن فصل گيرد. و بهتر آن باشد كه هر فصل به طبع خاصه خويش بود. و هرگاه كه فصل هاي سال از طبع خاصه خويش بگردد، سبب بيماري شود. و بهترين هواها، هوائي باشد كه از بخار دريا و ديگر آبها و بخار مرغزارها و بيشه ها (Groves) و نبات ها و درختان چون بيد و انجير(5) و جوز (گردو)Walnut و چون باليزپره (6) كه در وي كرنب (7) وباقلي و سير و جرجير (8) باشد، و از بوي آهك و گلخن و عفونت ها دور بود ، و در ميان درختان به انبوه و ديوارهاي ـ بلند نباشد ، و از جانب شمال گشاده بود ، و در تابستان غبارآلود و در زمستان نمناك نباشد ، و حركاتش معتدل بود.
و هواي گرم، تن را لاغر كند و روي را زرد و تشنگي آورد و دل راگرم كند و قوت ها ضعيف گرداند ، و در رطوبت ها فزوني عفونت پديد آرد ، و مردم سرد مزاج (9) را و خداوند بيماري هاي سرد را سود دارد ، و رطوبت ها را تحليل كند ، و مشام (10) را بگشايد.
و هواي سرد، اندر بيشتر حال ها، مردم تندرست را سود دارد ، اما ماده ها را غليظ و فسرده گرداند ، بدين سبب آماس ها و جراحت ها كمتر بود و لكن " زكام" و " نزله" (11) بسيار افتد و مسام بسته شود و سينه درشت) زمخت، خشن ، (Ruph, Puole) گردد.
و هواي تر، مردم لاغر را سود دارد و پوست را نرم كند وهواي خشك ، ضد اين باشد.
و هواي غليظ، هوائي باشد كه در وي ستارگان خرد، در شب هاي پديد نباشد ، و دم زدن در وي بس خوش نباشد.
و هواي نمناك، زيان كارتر از هواي غليظ بود ، و هواي خانه ، گران تر از هواي صحرا باشد ، و هرگاه كه هوا بد شود و بخارهاي بد، با او، بياميزد، آنوقت هواي خانه به (بهتر) از هواي صحرا باشد.
و هرگاه كه " وبا" تولد (12) كند،
بخار عود < Aloes - wood)آريانپور)
و عنبر < Ambergis)آريانپور)
و مصطكي (قسمي سقز كندر رومي Mastic)
و كندر < Frankincence (آريانپور)
و صندل Wood Sandal) و < Sandal شليمر)
و سعد (به ضم سين سعد كوفي < Sedge Galingape شليمر وآريانپور ، مشك زمين < معين ، دوائي است كه آنرا به تركي " تپلاق" گويند و بهترين آن كوفي است < برهان)
و لادن < Indian- cress Nasturtium Labdanum)آريانپور) 0

و قسط (به ضم قاف Costus كه به زبان انگليسي Fals-Ribs گويند و اقسام دارد ، قسط شيرين . Sweet C و قسط تلخ . < Bitter C شليمر) و چوب سرو و گز Tamarisk) يا Tamarix و < Salt tree آريانپور) (13) و بادام تلخ، سود دارد و اصلاح هوا باشد و سركه اندر خانه و حوالي خانه پراكندن سود دارد خاصه اگر اندكي " انگزد" (14) در وي حل كنند و هو اعلم (15).

باب پنجم / در معرفت غذا و تدبير آن
غذاي نيك چيزي باشد كه اندر وي هيچ معني دارو نباشد، چون تره و ميوه و هرچه از اين نوع باشد، اعني نوع تره وميوه آنرا " غذاي دوائي" (1) گويند و اين نوع چيزها جز بر سبيل علاج نبايد خورد از بهر آنكه هرچه لطيف كننده است، خونرا بسوزاند و صفرا زيادت كند ، و هرچه غليظ است (2) " تري" و " بلغم" افزايد. ليكن غذاي نيك، نان پاكيزه باشد از گندم آفت نارسيده ، و گوشت پخته تندرست آسوده ، و شيريني ها كه در خورد مزاج شخص بود ، و بهترين ميوه به غذا انگور است و انجير تمام رسيده، اما انگور با رسيدگي بايد كه چند روز بر آونگ) آويزان شده) كرده باشند ، و آنجا كه خرما (3) عادت است، رطب و خرما بايد. و هرگاه كه غذاي نيك اندر تن، فضله (باز مانده، باقيمانده چيزي) پديد آرد، زود استفراغ بايد كرد، بطريقي كه سهلتر باشد و عادت دارند. و هرگاه كه از غذاهاي دوايي (4) چيزي خورده شود، برعقب آن چيزي كه ضد آن باشد، ببايد خورد، تا مضرت آن باز دارد، چنانكه اگر خيار و كدو و كاهو (Lettuce) خورند و از مضرت آن ترسند، مقداري سير و گندنا (تره Leek) و نعنا و مانند اين خورند (5) بر عقب آن ، و اگر چيزي خورده باشند كه " سده" (6) از آن تولد كند چون هريسه (7) و پاچه و ناو نان فطير و حلواي نشاسته چيزي كه " سده" بگشايد و لطيف بود، با آن يار كند چون آبكامه (8) و كبر (9) به سركه و ترب و پياز به سركه و چكندر) چغندر) پخته و به خردل (Mustard) خوش كرده و ديگر روز سكنگبين (10) خورد و طعام اندك خورد ، و اگر چيزهاي شور و تيز خورده شود، بر عقب آن چيزي " تر" و " تفه" (11) خورد چون خيار و كدو و بمانند اين، و " تفه" چيزي باشد كه طعمي قوي ندارد ، و اندر زمستان گوشت يخني) 12) و بوارد (13) و مانند اين نبايد خورد ، و اندر تابستان بوارد اوليتر. و طعام هميشه بر شهوت اوليتر كه خورد. وهرگاه كه شهوات پديد آيد در طعام خوردن بايد كه تاخير نكند، وچنان بايد كه از سر طعام برخيزد، هنوز شهوت طعام (اشتهاء) باشد و پس از آنكه طعام تمام خورده باشد، طعام ديگر خوردن معده را گران كند. و اگر بروزي چنين اتفاق افتد، روز ديگر بسيار ببايد خفت و رياضت بسيار كردن به آهستگي، پس از آنكه از خواب برخيزد و اندكي جوارس (14) معتدل و موافق مزاج با اندكي شراب صرف) خالص) ببايد خوردن ، و در طعام خوردن، ترتيب نگاه بايد داشت، هرچه نازكتر و لطيف تر و آسانتر و آشاميدني باشد، نخست بايد خورد، مثلا شوربا بايد آشاميدن (15)، پس گوشت بايد خورده ، و از پس رياضت و رنج چيزهاي نازك چون شير و ماهي تازه و مانند آن نشايد خورد از بهر آنكه معده گرم شده باشد ، و چيزهاي نازك، زود اندر معده گرم، تباه نشود (16) و اخلاط را تباه كند. و كسي را كه غذاهاي بد را ميگوارد بدان اعتماد نبايد كردن از بهر آنكه به روزگارهان، اخلاط بد تولد كند و بسيار شود. و بسيار غذاها باشد كه اندر آن نوعي مضرت بود و گروهي با آن خو كرده باشند، آن گروه را آن غذا بهتر باشد از غذايي ديگر كه در وي هيچ مضرت نباشد و با آن خو نكرده باشند ، و بسيار كسان باشند كه غذا اگرچه نيك باشد، ايشانرا زيان دارد، وآن كسان را از آن غذا، پرهيز بايد كرد. و خداوند طعام مخالف در يك نوبت خوردن سخت بد بود (17) از بهر آنكه لقمه نخستين هضم پذيرد و لقمه بازپسين از او، دور افتد و هضم ناهموار افتد و بهترين نوبت ها اندر طعام خوردن آنست كه در دو روز سه بار طعام خورند: يك روز بامداد و شبانگاه و ديگر روز نماز پيشين (نماز ظهر) واگر ديگر روز دو بار طعام خوردن عادت كند، اگر بيكبار آورد ضعيف شود و اگر يكبار عادت دارد و بس دو بار خورد هم ضعيفي و كسلاني) ناتواني، سستي) و امتلاء تولد كند ، و كسي كه معده گرم بود، بهترين آن بود كه بامداد چند لقمه نان با شراب غوره (18) يا با شراب انار (19) يا شراب ليمو (20) يا شراب آلو (21) يا مانند آن چيزي بخورد، پس به رياضت مشغول شود و طعام بايد كه پراكنده خورد، و چنين مردم چون گرسنه شوند، صفرا اندر معده ايشان بسيار جمع گردد، و چون طعام خورند طعام اندر معده ايشان تباه شود، وچون طعام در معده ايشان تباه گشت، زود طبع نرم بايد كرد و معده از آن پاك كردن ، و اگر " قي" كردن نتواند به آب گرم، به سكنجبين " قي" بايد كرد، يا به شراب آلو) 22)، يا بمانند آن چيزي. و هركه از پس طعام بخواهد خفتن، لختي راه رفتن به آهستگي تا طعام از فم معده (Cardia) فرو رود، پس بخسبد. و هر كه اندر تندرستي چون طعام خورد، گرم شود، ويرا طعام بيكبار نبايدخورد، بتفاريق (جدا جدا، متدرجا) بايد خورد. و هر كه رياضت كمتر كند، و مردم پير كه قوت هاضمه كمتر باشد، طعام كمتر و لطيف تر بايد خورد ، و از گوشت چرب (23) دست كشيدن بايد داشت ، و به گوشت سرخ و مرق (24) قناعت بايد كرد. و خداوند صفرا را غذاهاي " سرد" و " تر" بايد خورد، چون كشك جو و قليه خيار و ماش مقشر با كدو يا كاهو و آش هاي ترش، چون غوربا (25) و آلوبا (26) و زيرباخ (27). و غذاهاي خداوند سودا (مردم سوداوي مزاج) بايد كه به " تري" ميل داري زد (28) و اندك مايه گرم باشد، چون رشته و اسفيدباها و شوربا با گوشت بره فربه و خايه مرغ نيم برشت و مرغ فربه. و مرطوب و مبرود (افراد رطوبتي و سرد مزاج) را غذاهاي لطيف و گرم بايد، چون نخودآب و سفيدباها، خاصه به گوشـــت بنجشك (29) و كبك و تذرو (30) و گوشت آهو و بط فربه (بط اردك (Duck و توابل (31) از دارجيني و زيره و كرويا و سعتر (32). و مرطوب را خاصه قليه آبكامه به سعتر و اندكي سير. و قولنجي را شوربا به گوشت خروس پخته و روغن كاكيان (33) بر جكانند، و شور كرده فزون از عادت ، و هر چه خورد به روغن بادام يا به روغن شير پخت (روغن كنجد) چرب كرده ، و اگر قولنج از " بادرنج" (34) باشد، اندر شورباها، سير در كنند و اندر سكباج ، سير و انجير و غذاهاي لطيف در تندرستي بكار دارد، تا فضول از آن كمتر آيد ، و غذاهاي غليظ، قوت بيش دهد ، و هر كه غذاي غليظ از بهر قوت خورد، بر اشتهاي صادق خورد، و كمتر بايد خورد تا نيك هضم شود و قوت فزايد. و غذاهاي خشك، چون گاورسن (35) و عدس و گوشت نمك سو ( نمك زده) شهوت طعام ببرد ولون بشره را تباه كند و طبع، خشك كند ، و غذاهاي چرب كسلاني آورد و سستي ، و ترشي ها اعراض پيري پديد آورد ، و غذاهاي شور و تيز، چشم را زيان دارد. و مضرت ناگواريدن، بيشتر از گواريدن گوشت بود، يعني توقع سلامت از ناگواريدن نان كمتر از ناگواريدن گوشت بود. و بسيار غذاهاست كه يك روز و يك نوبت، دو بهم نشايد خورد، چون غوره با و دوغ با و از اين دو از پس انار ترش و شفتالو وآلو و زردآلو نشايد خورد ، و گوشت نمك سو با سركه و شير نشايد خورد ، و كبوتر بچه و سير و پياز و خردل با هم نشايد خورد ، و برنج با چيزي كه از سركه سازند نشايد خورد ، سكبا (36) و غوره با) آش غوره( و ماهي شور و گوشت نمك سو هيچ كدام با هم نشايد خورد (37) ، و گوشت مرغ به جغرات (38) نشايد پخت ، و از پس هيچ ميوه تر، آب يخ نشايد خورد ، و انگبين (عسل Hony) و خربزه (39) بهم نشايد خورد ، و گوشت بريان كه از تنور بر آيد نشايد پوشند [كذا] و اگر بپوشند [كذا] نشايد خورد ، و از بسيار پياز، " كلف") 40) و " سرگشتن" (دوار) تولد كند ، شير و شراب اندر يك روز خوردن ، " نقرس" (Gout) آورد ، و از پس فصد و حجامت (Cupping) چيزهاي شور خوردن " گر" < Scab, Scabbiness) آريانپور( و " بهق") بهك Melas آورد ، و سركه در چيزي كه " مس" و" ارزيز" (41) بود نشايد داشتن ، و روغن و شير اندر چيزي كه از " مس" (42) بود، نشايد داشت ، ماهي تازه و شير و پنير تر و خايه مرغ (43) به يكجا، نشايد خورد ، و باقلي و جغرات به يكجا، نشايد خورد. توضيحات: 1 ـ " مر" :"زماني" 2 ـ در حاشيه مج 2) در مورد چهار مرحله هضم، سطوري آمده كه ان شاءالله در ابواب و فصول مربوط به " هضم" بيان خواهد شد. 3 ـ در حاشيه " كا" ، آمده است: "خرما از ابتدا تكون تا انتها او را شش مرتبه است اول طلع دوم بلح سوم خلال چهارم بسر پنجم رطب ششم تمر است" 0 4 ـ براي توضيح و تشريح مطلب مربوط به غذا و دوا اضافه مي گردد كه پزشكان سلف مراتب زير را در باب غذا و دوا قائل بودند: 1) غذاي مطلق 2) دواي مطلق 3) غذاي دوائي 4) دواي غذائي 5) غذاي ذوالخاصيه 6) دواي ذوالخاصيه 7) غذا و دواي ذوالخاصيه (مخزن الادويه( 0 5 ـ در ساير نسخه ها: "خورند چيزي چون كدو وبزرگ خرفه ] پرپهن ]و كوك ] كاهوا]" 0 6 ـ سده ، ماخوذ از تازي، منعي كه در مجراي غذا واقع شود تا فضول عبور نتواند كردن 000 (ناظم الاطباء( 0 سده، مانع، انسداد (آريانپور( 0 Obstruction ـ به طور خلاصه مانع ورادعي كه مخصوصا در امعاء پديد آيد. 7 ـ هريسه: طعامي كه از گوشت و حبوب پوست كنده ترتيب دهند و بهترين آن آنچه از گندم و گوشت ترتيب ميدهند وبه فارسي حليم ميگويند000 (ناظم الاطباء( 0 8 ـ آبكامه: چو كارنامه، نان خورشي است كه در سپاهان (اصفهان( از ماست، شير، تخمه سپند، خمير خشك با سركه سازند و به تازي مري گويند (حاشيه مقدمه الادب زمخشري، صفحه 346 ، انتشارات دانشگاه تهران، شماره 848). آبكامه، نان خورشي كه با ماست و شير و غيره سازند (ناظم الاطباء) 1) نان خورشي كه از شير و ماست و غيره سازند با طعم ترش، مري، كامه كومه، كامخ. 2) آش و يخني ترش. 3) آش ترخانه، آش بازرگان (معين) ، آبكامه: اسم فارسي مري است (تحفه) 0 9 ـ كبر (به فتح كاف و باء) :گياهي است از رده دو لپه ييهاي جدا گلبرگ كه سر دسته تيره اي بنام كبرها ميباشد 000 (معين) ، كبر (Capperbush شليمر) ، كبر، كپر، خاورك 000 Caper 000 (آريانپور) كبر ، كپر ، خاورك - Capperbush 10 ـ سكنگبين و سركنگبين كه معرب آن سكنجبين است (سركه + عسل Oxymel) در باره سكنجبين اغلب پزشكان سلف يك رساله از خود به يادگار گذارده اند. 11 ـ تفه، طعام تفه: طعام بي مزه كه نه شيرين باشد و نه تلخ و نه ترش و نه تند و نه شور و نه چرب و نه عفص [تندمزه، گس، قابض ](ناظم الاطباء) 0 12 ـ يخني: پخته در برابر خام. " شليمر" آن را به گوشت آب پز (Boiled Meat) معني كرده است. 13 ـ بوارد " جمع بارد" است كه مقصود غذاهاي سرد در برابر غذاهاي پخته و گرم است. 14 ـ در ميان نسخه ها فقط در نسخه اساس كار، " جوارس" آمده است. جوارش معرب گوارش است و آن داروي هضم كننده است كه در عربي جمع آن به جوارشات آمده است (رجوع شود به ترجمه " قصص و حكايات طبي رازي" ، چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، شماره 940) ، گوارش، گوارشت، جوارش (معين) 0 15 ـ در " مر" و " كا" ، پس از " آشاميدن" ، " پس ثريد" و در مج 1)، "تريد" آمده است. تريد يا تريت خوراكي است كه از خرد كردن نان در شير و آب گوشت و دوغ و امثال آن تهيه مي شده است و همان است كه در عرف عوام " تليت" گويند. 16 ـ " مر" :"زود در معده تباه گردد" 0 17 ـ پس از كلمه " بدبود" در " مر" و " كا" آمده است: "و مدت دراز در يك نوبت طعام بودن هم بد باشد" 0 18 ـ انگور نرسيده كه در عربي به آن " حصرم" گويند Unripe grape (شليمر) 0 انگور نرسيده ، حصرم - Unripe grape 19 ـ معلوم شد كه " گرگاني" از انواع شراب ها مطلع بوده، چنانكه "رازي" هم در يكي از مولفاتش انواع شراب ها را متذكر گرديده است. ايضا مولف " هدايه المتعلمين" در كتاب خود هفتاد و نه نوع شراب آورده است. در نسخه مج 1)، " شربت انار يا شربت ليمو يا شربت ريباس" آمده است. 20 ـ معلوم شد كه " گرگاني" از انواع شراب ها مطلع بوده، چنانكه "رازي" هم در يكي از مولفاتش انواع شرابها را متذكر گرديده است. ايضا مولف " هدايه المتعلمين" در كتاب خود هفتاد و نه نوع شراب آورده است. در نسخه مج 1)، " شربت انار يا شربت ليمو يا شربت ريباس" آمده است. 21 ـ معلوم شد كه " گرگاني" از انواع شرابها مطلع بوده، چنانكه "رازي" هم در يكي از مولفاتش انواع شرابها را متذكر گرديده است. ايضا مولف " هدايه المتعلمين" در كتاب خود هفتاد و نه نوع شراب آورده است. در نسخــــه مج 1)، " شربت انار يا شربت ليمو يا شربت ريباس" آمده است. 22 ـ " مر" :"يا به آب آلو يا شراب آلو اوليتر بود" 0 مج 1): "يا شراب آلوبالو" 0 23 ـ در ساير نسخه ها: "جرم گوشت" 0 24 ـ " مر" و " كا" :"مرقه" 0 مرق [به فتح ميم و راء] شوربا(ناظم الاطباء) 0 25 ـ آش غوره، آش آلو و آش زيره و در " كا" ، " دوغ با" نيز آمده است. ايضا در مج 2)، " زيرباخ" و در " مر" ، " زيره با" آمده است. بعلاوه همين نسخه " ريواج با" اضافه دارد. 26 ـ آش غوره، آش آلو و آش زيره و در " كا" ، " دوغ با" نيز آمده است. ايضا در مج 2)، " زيرباخ" و در " مر" ، " زيره با" آمده است. بعلاوه همين نسخه " ريواج با" اضافه دارد. 27 ـ آش غوره، آش آلو و آش زيره و در " كا" ، " دوغ با" نيز آمده است. ايضا در مج 2)، " زيرباخ" و در " مر" ، " زيره با" آمده است. بعلاوه همين نسخه " ريواج با" اضافه دارد. 28 ـ " مر" :"ميل بتري دارد" 0 مج 1): "غذاهاي گرم و تر" و در نسخه چاپي " كا" ، " بايد كه ميل با تري دارد" آمده است. 29 ـ در ساير نسخه ها، " گنجشك" آمده كه همان بنجشگ است. 30 ـ تذرو: معرب آن تدرج است ، قرقاول (معين) Pheasant قرقاول ، تذرو، تدرج - Pheasant 31 ـ توابل جمع تابل است و همانهاست كه در عرف عامه به " ادويه" اطلاق مي شود. بمانند فلفل و نمك و دارچين و امثال آنها. 32 ـ سعتر: به فتح اول و فوقاني بروزن جعفر دوائي كه آنرا اوشه گويند 000 و آن صحرائي و بستاني هر دو ميباشد. بستا نيز امرزه خوانند و آن سبزئي باشد كه خورند 000 (برهان قاطع) ، سعتر: آويشن (ناظم الاطباء) ، صعتر: كليك اودي، سيسنبر، آس بويه Creeping T. Wild T. Mother of Thyme 0 - فودنج جبلي، مرزنگوش وحشي، آويشن كوهي Wild Marjoram 0 صعتر شامي، پودنه] پونه ] است. سعتر و آويشن (ناظم الاطباء) ، آويشن شيرازي Garden Thyme (آريانپور) پونه - Thyme 33 ـ كاكيان: كافشه و تخم كاجيره (ناظم الاطباء) ، كافيشه، كاجيره ، ( Bastarol Saffron آريانپور) 0 كاكيان ، كاجيره ، كافشه ، كافيشه- Saffron 34 ـ بادرنگ 000 و بيماري در روده با نفخ و قراقر و پيچش ناف كه سببش غصه و اندوه بود (ناظم الاطباء) 0 توضيح: درساير نسخه ها: بين كلمه "سير" تا " غذاهاي لطيف" با اختلاف هاي بسيار جزئي عبارات آتي ديده مي شود: مثلا در " مر" آمده: "000 اندكي سير و جوز مغز و قليه خشك كه از سرخي گوشت كه سفيدي ازو جدا كرده باشند (يعني رگ و پي و چربي آن را گرفته باشند) و به روغن جوز (گردو) بريان كرده يا به روغن زيت (روغن زيتون Olive Oil) و روغن مغز زردآلو و غذاهاي لطيف 000 "0 روغن زيتون - Olive Oil 35 ـ گاورس كه معرب آن " جاورس" و نوعي ارزن است. ارزن Millet 0 در نسخه اساس " گاورسن" آمده كه صحيح به نظر نمي رسد. ارزن - Millet 36 ـ مج 1): "وسكباج" و " كا" :"و كرنج" اضافه دارد. اسفيدباج: سپيدبا، آش اسفناج، سفيدبا، آش اسفناج با ماست (مقدمه الادب زمخشري، انتشارات دانشگاه تهران، صفحه 343 ، شماره 848) ، سكباج: سكبا، آش با سركه، آش سركه (منبع قبلي و همان صفحه) 0 37 ـ در " مر" و" كا" ، پس از كلمه " نشايد خورد" آمده است: "و كبوتر بچه و سير و پياز و خردل بهم نشايد خوردن و گوشت نمك سود و شير به هم نشايد خورد" 0 و در " كا" ، به جاي " خورد" كلمه " پختن" آمده است. 38 ـ جغرات: با تاي قرشت بروزن بقراذ بلغت سمرقند " ماست" را گويند و معرب آن سقرات است (برهان قاطع) ، جغرات ماست (معين) ، صقراط و صغراط: ماست، چغرات (مقدمه الادب زمخشري صفحه 351 ، انتشارات دانشگاه تهران، شماره 848). 39 ـ خربوزه ، خربزه Melon 0 بنابراين داستان عدم سازش عسل با خربوزه از قديم در ميان مردم، ساري و جاري بوده است و اين مطلب از دوران جرجاني طبق عبارت بالا آشكارا ديده مي شود اگر قبل از جرجاني بوده بر تهيه كنندگان معلوم نشد. خربزه ، خربوزه ، Melon 40 ـ كلف: به فتح كاف و لام، لكه سياه رنگ كوچكي بر اندام آدمي 000 (ناظم الاطباء) كك مك ،Freckle كلف: رنگ سياه وسرخ بهم آميخته ، هر لكه كه در آفتاب و ماه ديده مي شود، لكه اي كه در صورت انسان پديد آيد. ماه گرفتگي) Naevus تاريخ طب در ايران، ج 2). 41 ـ ارزيز قلعي و رصاص ابيض 000 (ناظم الاطباء) Tin فلزي است سفيد، نقره فام، 000 حلبي، قلع، (Stanium معين) ، ارزيز: قلع، رصاص 000 (ترجمه سرالاسرار رازي) 0 42 ـ " كا" :"در ظرف مسان و روئين" (يعني مسي و رويي) و در " مر" :"اندر خنور" [آلات و لوازم خانه از ظرف و كاسه و كوزه و خم و غيره. (معين) [ و در مج 1)، " مسي و روي" آمده است. 43 ـ در " مر" ، پس از " خايه مرغ" ، " كله" [به نظر ميرسد كله گوسفند است ] " با انگور و هريسه با انار شيرين" آمده است. لازم به تذكر است كه در اين باب نيز اختلافات جزئي چنانكه قبلا در حاشيه آمد در نسخ موجود در دست تهيه كنندگان ديده شده اما اصل مطلب در همه نسخ تقريبا يكي است.
منبع
+ یازیلیب  جمعه سوم اسفند 1386ساهات 15:59   یازان دوغا | 

صفحه اول " قانون " چاپ تهران

قبل از هر چيز لازم است متذكر گردم كه براي دانستن محتواي اين كتاب بزرگ طبي ساليان دراز وقت لازم است تا حق مطلب و موضوعات آن ادا گردد. زيرا اگر مقرر شود كتابي كه قريب هشتصد صفحه به قطع رحلي بزرگ است با قطع‌هاي كوچكتري مثل قطع وزيري و امثال آن ترجمه و چاپ شود اقلاً دو هزار و پانصد صفحه خواهد شد و اين دو هزار و پانصد صفحه فقط متن كتاب خواهد بود. حال اگر بخواهيم ترجمه و حواشي و زيرنويس و ملحقات آن را با موضوعاتي كه شيخ در قانون آورده با اصول طب كنوني تطبيق دهيم قطعاً و مسلماً بيش از ده هزار صفحه ( به قطع وزيري ) خواهد شد.
اما آيا اين امر از عهده يك نفر ساخته خواهد بود؟
در جواب بايد گفت اصل كتاب توسط يك نفر انجام شده و آن « ابن سينا » است.
منبع

کتاب قانون یک دایره المعارف پزشگی است که در ان تمام مبانی اصلی طب سنتی مورد بحث قرار کرفته است مانند :مبانی تشریح/اناتومی/ مبانی علامت شناسی/سمیولوجی/داروشناسی وداروسازی و نسخه نویسی/فارماکولوجی/وغیره .کتاب قانون در سال 1360 توسط مرحوم شرفکندی هژار از زبان عربی به زبان فارسی امروزی ترجمه شد وتوسط انتشارات سروش منتشرگردید وتاکنون چندین بار تجدید چاپ شده است. کتاب قانون در دانشگاههای اروپایی وامریکایی تادو قرن پیش مورد استفاده پزشگان بوده وبه اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده است. وبعد از انجیل بیشترین چاپ را داشته است. افلاطون مغز و قلب و کبد رااز اعضای حیاتی بدن انسان ذکر کرده بود و لذا این اعضارا مثلث افلاطون /تریگونوم پلاطو/ مینامیدند.ابن سینااعلام نمود که دوام وبفائ نسل انسان وابسته به دستگاه تولید مثل است ولذا جمع چهار عضو مذکور را مربع ابن سینا/کوادرانگولا اویسینا / نامیدند .
داونلود قانون ابن سینا از سایت كميته رايانه اي كردن طب و بهداشت
+ یازیلیب  جمعه سوم اسفند 1386ساهات 15:25   یازان دوغا | 
سر مقاله :
امروز ميخوام به يكي از شايع ترين مشكلات جنسي مردان بپردازم ، مشكلي كه به عقيده كارشناسان بيش از يك سوم مردان با آن دست به گريبان اند !
بله ، شك نكنيد ، موضوع بحث انزال زود رس يا به اصطلاح عامه سستي كمر ميباشد ، اگر شما هم با اين مشكل دست و پنجه نرم ميكنيد ، تا انتهاي مقا له را بخوانيد تا از شر اين آفت جنسي خلاص شويد !
انزال زود رس به چه معناست ؟
از نظر علم روانشناسي : انزالي كه بر خلاف ميل شخص و بدون كنترل او انجام ميگرد را انزال زود رس گويند كه بر طبق آن فرد از زمان انزال و كيفيت رابطه ناراضي است و اين نارضايتي ميتواند يك طرفه يا دو طرفه باشد ، به طوريكه حتي اگر شريك جنسي فرد از زمان انزال ناراضي باشد ، انزال را زود رس گويند . ( مثلا اگر مرد در ۸ دقيقه ارضاء ميشود و زن در ۱۰ دقيقه ، انزال را زود رس گويند اما اگر مرد در ۲۰ دقيقه ارضاء شود و زن در ۱۰ دقيقه ، مورد را مربوط به انزال زود رس نميدانند )
از نظر علم پزشكي : انزال كمتر از دو دقيقه كه بدون كنترل شخص انجام گيرد را انزال زود رس گويند .
دلايل ايجاد انزال زود رس در مردان :
۱ – عوامل رواني بازدارنده ( عواملي مانند اضطراب در حين سكس ، احساس گناه يا افسرده گي ميتوانند موجب انزال زود رس شوند )
۲ - فاصله زياد بين روابط جنسي ( وقتي كه احساسات جنسي بين زوجين متراكم ميشود ، معمولا كنترل يك باره آنها سخت ميشود و منجر به انزال زود رس ميشود ! )
۳ – تجربه جنسي كم ( بيشتر افراد در اوايل زندگي زناشويي دچار اين مشكل ميشوند و به مرور زمان با تجربه بيشتر مشكلشان رفع ميگردد )
۴ - عوامل پزشكي بازدارنده ( عواملي نظير آسيب جسمي ، تداخلات دارويي در هنگام درمان بعضي بيماري ها و مشكلات هورموني از جمله عوامل پزشكي هستند كه منجر به انزال زود رس ميشود )
روش هاي درمان انزال زود رس :
۱ – درمان هاي موضعي : استفاده از كرم هاي بيحس كننده مانند ژل ليدوكابين ۲% و اسپري هاي بيحس كننده ميتواند در بهبود انزال زود رس موثر باشد . ( ژل ۲% ليدوكابين + كرم پريلو كابين ۲.۵% + كشيدن كاندوم بر روي آلت تناسلي باعث افزايش زمان انزال ميشود و استفاده از اسپري هاي بيحس كننده به دليل ايجاد حالت تكرر بعد از مصرف زياد توصيه نميشود )
۲- درمان هاي دارويي : دارو هاي مهار كننده بازجذب سرتونين و ضد افسرده گي در درمان انزال زود رس موثر اند ، بر فرض مثال ميتوان به داروهاي خانواده اس اس آر آي ، اشاره كرد كه شامل داپوكستين ، فلوكستين ، پاروكستين و سرتالين ميباشند و همچنين گه گاه داروي وياگرا را توصيه ميكنند . ( درمان هاي دارويي را در مراحل حاد بيماري كه بيماري از فاز پزشكي وارد فاز رواني شديد شده و موجبات مشكلات عديده در روابط فرد شده است ، تجويز ميشوند و استفاده بدون نظر پزشك از اين داروها به دلايل ماهيت هاي اعتياد آور و شرطي كننده و گه گاه تكرر جنسي و همچنين آمار بالاي خودكشي در اثر استفاده از داروهاي ضد افسرده گي ، توصيه نميشود ، لذا در صورت تمايل به استفاده از اين روش حتما قبلا با يك متخصص سايكوتراپ يا روانكاو مشورت كنيد )
۳ – درمان هاي رفتاري : اين نوع درمان ها از موثر ترين و سالم و بدون عارضه ترين نوع درمانها ميباشند و بر طبق آنها فرد به جاي استفاده از دارو يا مواد مصنوعي با استفاده از روش هاي آموزشي رفتاري ، سعي ميكند كه رفتار و احساسات جنسي خود را كنترل كند ( در بيشتر مواقع اين روشها اولين پيشنهاد براي درمان ميباشند ) ، اين روشها به هفت بخش تقسيم ميشوند كه شامل :
تكنيك ماستر و جانسون : اين روش شامل يادگيري ، تشخيص و كنترل احساسات و رفتارهايي است كه منجر ميشود فرد به اوج نقطه لذت جنسي برسد و انزال صورت گيرد ، اين روش نياز به اراده و تمرين زياد دارد ، اما از جمله موثرترين روشهاي درماني است كه تاكنون براي درمان انزال زود رس شناخته شده است ، بر طبق آن فرد در ابتدا توسط خود يا شريك جنسي اش ، تحريك ميشود و هر بار كه به نزديكي نقطه اوج لذت جنسي ميرسند ، عمل تحريك را متوقف و بعد از چند لحظه كه احساسات فروكش كرد ، دوباره اقدام مينمايند ، بعد از چند روز تمرين اوليه ، سكس به روشي كه مرد در زير و زن در بالا قرار ميگيرد عمل تكرار ميشود به اين صورت كه مرد در زمان نزديك شدن به اوج نقطه جنسي با آگاه كردن زن كه در اينجا كنترل عمليات جنسي را در دست گرفته ، او را باخبر ميسازد تا رابطه را كنترل كند ، بر طبق اين روش كه از جمله بهترين روشهاي درماني است ، فرد بعد از چندين هفته تمرين و ممارست ، به مرحله اي ميرسد كه كنترل رابطه جنسي برايش شرطي ميشود و ميتواند با كنترل احساسات سكسي خود ، هم زمان رابطه جنسي اش را زياد كند و هم شريك جنسي اش را ارضاء كند . ( كليه اصول اين روش بر پايه تحريك و توقف قبل از نقطه اوج لذت جنسي ميباشد ، لذا از جمله بهترين روشها براي افزايش مهارت جنسي محسوب ميشود )
تكنيك فشار : بر طبق اين روش با فشار دادن انتها يا سر آلت تناسلي قبل از انزال ، از انزال جلوگيري ميشود كه دليل جلوگيري كردن آن اين است كه با فشار آوردن به اين نقاط فشار خون در اين نقاط كم ميشود و درنتيجه نعوظ يا اركيسون كم ميشود و انزال دير انجام مي پزيرد .
خود ارضائي قبل از انجام سكس ( اين روش به دليل منحرف كردن سكس توسط استمناء هاي غير طبيعي خيلي توصيه نميشود )
پوزسيون خوب هنگام مقاربت : روش هاي معمول ( مرد در بالا ) كمك خيلي زيادي به درمان انزال زود رس نميكند ، براي درمان ميبايست از روشهاي جنسي كه در آن مرد به پشت خوابيده و زن در رو عمليات جنسي را با فعاليت زياد كنترل ميكند از جمله بهترين روشها براي درمان ميباشند .
تعدد مقاربت : زياد كردن تعداد سكس در طول هفته و روز ميتواند به در مان زود انزالي كند به طوريكه اگر هفته اي دو بار سكس داريد و آن را تبديل به هفته اي ۴ الي ۶ بار برسانيد ، بعد از چند هفته مشكل زود انزاليتان تا حدودي رفع ميشود .
اورال سكس : سكس زباني يا به اصطلاح عامه ساك زدن قبل از مقاربت ميتواند كمك زيادي به آرام شدن آلت مردانه در هنگام سكس شود و به درمان زود انزالي كمك كند .
استفاده از كاندوم : استفاده از كاندوم و بخصوص از نوع بيحس كننده آن كه در بازار به فرواني موجود است ، ميتوان به دليل كمتر كردن ميزان تماس آلت جنسي مردانه ، باعث رفع زود انزالي شود .
۴ - درمان هاي رواني – عاطفي : يكي از بهترين ها و موثرترين روشها براي رفع انزال زود رس و افزايش لذت در روابط زناشويي ، جايگزيني عشق بازي در رابطه جنسي است ، بديهي است كه در زمانيكه عشق بازي در رابطه جنسي برقرار باشد و دو طرف در حال عشق بازي بايكديگر اند ، ديگر زود انزالي معني خود را از دست ميدهد ! كارهايي مثل نوازش ، تحريك كلامي و بدني زن قبل از دخول و كارهايي مانند توجه و دادن احساس قدرت به مرد ميتوانند به اين مهم كمك كنند . ( به طور خلاصه اگر زن و مرد در هنگام سكس مشغول عشق بازي باشند به دليل اينكه رضايت جنسي هر دو طرف ايجاد ميشود ، زود انزالي به طور كلي برطرف ميشود )
۵ – درمان هاي سنتي و گياهي : دمكرده گل شقايق و دارچين و همچنين سياه دانه و بخته سنجد در روغن زيتون باعث دير انزالي يا به اصطلاح سفتي كمر ميشود ، همچنين ماليدن حنا هم در بعضي از متون قديمي آمده شده ( صحت علمي روشهاي فوق تاييد نشده و بيشتر تجربي اند ! تا علمي ! )
جمع بندي و نتيجه گيري :
زود انزالي در اصل مشكل يا بيماري محسوب نميشود و ميتوان گفت كه اين وسواس فكري افراد و اضطراب آنها از داشتن يك رابطه با كيفيت است كه منجر بروز اين امر ميشود ، لذا كاهش اضطراب و حفظ آرامش در كنار كنترل بدن و احساسات با تمرين بيشتر بهترين راه كار براي پيشگيري و درمان اين مشكل اند و از همه بهتر و مهمتر اضافه كردن عشق بازي به رابطه جنسي است كه اگر با حركاتي چون نوازش + تحريك سينه ، لاله گوش و كليتوريس ( چوچوله ) + استفاده از كلمات عاشقانه در هنگام سكس ، همراه شوند ديگر معنايي به عنوان زود انزالي و عدم رضايت جنسي بين زوجين معني پيدا نميكند .
در پايان جا دارد به چند حديث كه در مورد زود انزالي روايت شده اند اشاره و درنهايت اطاله كلام كنم :
حضرت محمد ( ص ) ميفرمايند : « چون كسي خواهد كه با زن خود جماع كند به روش مرغان به نزد او نرود ، بلكه اول با او دستبازي و خوش طبعي كند و بعد از آن جماع كند »
تفسير حديث : حضرت (ص ) فرموده اند كه همان اول كار فوري نرويد سراغ دخول ، بلكه با نوازش كردن و تحريك لمسي و زباني همسرتان را براي دخول آماده كنيد و بعد به انجام مقاربت بپردازيد . ( اگر فقط همين حديث را اجرا كنيد و سر لوحه زندگي سكسي تان بكنيد به عالم و آدم قسم كه ديگر مشكلي به نام عدم رضايت جنسي ، تكراري شدن براي همديگر و زود انزالي دچار نمي شويد ! حال برويد و بگوييد كه اسلام ديني است خرافي و با مقتضيات زمان هماهنگ نيست ! )
حضرت علي ( ع ) ميفرمايند : « هركسي كه ميخواهد با زن خود نزديكي كند ، تعجيل نكند كه زنان را كارها ميباشد »
تفسير حديث : حضرت به مانند پيامبر بزرگوار اسلام تاكيد دارند كه عجله در سكس نادرست است و بهتر است قبل از انجام عمل دخول با عشق بازي همسر را براي انجام اين كار آماده كرد ، اين را علم روز دنيا هم ثابت كرده كه اگر سكسي اين چنين شروع و خاتمه يابد به دليل ارضاء شدن زن و ايچاد مهرو عطوفت بين زوجين ، موجبات پايداري زندگي زناشويي فراهم ميشود .
کاتسکی
+ یازیلیب  جمعه سوم اسفند 1386ساهات 12:44   یازان دوغا | 
نتايج يك پژوهش علمي گسترده كه در نشريه پزشكي معتير لانست به چاپ رسيده حاكي از آن است كه شيوه هوميوپاتي كه برخي افراد از آن براي درمان بيماريها استفاده مي‌كنند، صرفا داراي اثر رواني حاصل از تلقين است و هيچ نوع تاثير واقعي ببار نمي‌آورد.

سابقه شيوه هوميوپاتي به ‪ ۲۵۰‬سال پيش و زماني باز مي‌گردد كه يك پزشك و شيمي دان آلماني به نام ساموئل هانه مان در دهه ‪ ۱۷۰۰‬مدعي شد بيمار شدن بدن ناشي از برهم خوردن تعادل و توازن بخشهاي مختلف بدن است و براي درمان آنها مي‌بايد از اصلي موسوم به "اصل مشابهت ‪ "Similia Principle‬استفاده كرد.

بر مبنياي اين اصل براي مداواي امراض بايد از امور مشابه آنها استفاده كرد.

مدعاي اين پزشك آلماني آن بود كه اگر از عامل موجد بيماري به مقدار اندكي (پس از حل كردن و رقيق كردن در آب) به بيمار خورانده شود، بدن به مقابله با بيماري بر مي‌خيزد و بيماري را درمان مي‌كند.

داروهاي هوميوپاتي بر همين مبنا با توجه به نياز هر فرد بيمار و به نحو خاص براي وي تهيه مي‌شوند و همين امر جاذبه ظاهري اين روش را افزايش مي دهد.

هوميوپات يا درمانگري كه از اين روش بهره مي‌گيرد نه تنها به علل فيزيكي بيماري توجه مي‌كند كه حالات روحي و عاطفي و جنبه‌هاي شخصيتي فرد را نيز در نظر مي‌گريد و دارو را با توجه به همين اين جنبه‌ها تيه مي‌كند.

انتقاد پزشكان و دانشمندان از اين روش آن است كه آنچه كه در اين روش به اصطلاح دارو ناميده مي‌شود آنقدر رقيق شده و ضعيف است كه احتمال تاثير گذاري آن تقريبا به حد صفر مي‌رسد.

در برخي از موارد داروي تجويز شده حتي فاقد يك مولكول از ماده گياهي يا معدني مورد استفاده براي درمان است و عملا چيزي جز يك ليوان آب خوردن نيست،اما هوميو پاتها مدعيند كه آب از حافظه‌اي برخوردار است كه مي‌تواند "گوهر حياتي" ماده گياهي يا دارويي شفا بخش را در خود حفظ كند.

محققاني كه تحقيق اخير را در مورد قابليتهاي واقعي هوميوپاتي به انجام رسانده‌اند يك گروه از پژوهشگران سوئيسي از دانشگاه برن هستند.

اين محققان به سرپرستي پژوهشگري به نام ماتياس اگر ‪ Matthias Egger‬در يك فرا- تحقيق نتايج مربوط به ‪ ۱۱۰‬پژوهش متفاوت را كه در آنها از داروهاي خاص هوميوپاتي و داروهاي متعارف براي مداواي بيماريها استفاده شده بود مورد مقايسه قرار دادند.

اين گروه هم آزمايشهاي گسترده اي را كه با دقت بالاي علمي بر روي شمار زيادي از داوطلبان انجام شده بود بررسي كردند و هم آزمونهايي كه با كيفيت نازل از حيث دقت علمي در مقياس كوچك بر روي تعداد معدودي از افراد به انجام رسيده بود.

اين آزمايشها در انواع بيماريها از بيماريها ريوي گرفته تا انواع عفونتها و نيز اعمال جراحي به انجام رسيده است.

در اين فرا- تحقيق روشن شد كه تاثير مثبت روش هوميوپاتي عمدتا در آزمونهاي از نوع دوم مشهود بوده است و در اين آزمونها نيز ميزان تاثير اين روش حداكثر در حد تلقين يا استفاده از داروهاي جعلي و بي‌خاصيت در بسته بندي داروهاي واقعي بوده است.

به گفته پروفسور اگر رئيس تيم پژوهشگران سوئيسي، هرچند اثبات اينكه روش هوميوپاتي اساسا هيچ تاثيري ندارد غير ممكن است، اما در اين فرا-تحقيق نشان داده شده كه ميزان تاثير اين روش معادل تاثيري است كه از شيوه هاي درماني "دل خوش كنك ‪ "placebo‬حاصل مي‌شود.

در روش اخير از داروهاي بي‌خاصيت كه در بسته بندي داروهاي واقعي پيچيده شده‌اند يا از شيوه‌هايي كه ظاهر آن مشابه مداواهاي اساسي است استفاده به عمل مي‌آيد، اما عملا هيچ كار جز تلقين صورت نمي‌گيرد.

سردبير نشريه علمي لانست در مقاله اي كه در توضيح تحقيق اخير به چاپ رسانده تاكيد كرده كه اين گزارش نشان مي‌دهد كه روش هوميوپاتي فاقد هرنوع توانايي درمانگرانه است.

با اين حال به اعتقاد برخي از درمانگران به شيوه هوميوپاتي، اين روش اگر قدرت درمانگرانه نيز نداشته باشد، حداقل بي‌ضرر است.

در انگليس حدود ‪ ۴۲‬درصد از پزشكان عمومي، بيماراني را كه از شيوه هاي درماني متعارف خشنود نيستند به شيوه هاي درماني بديل و مكمل از جمله هوميوپاتي ارجاع مي‌دهند.

اما به گفته پروفسور ادزارد ارنست رئيس بخش پزشكي مكمل و بديل در دانشگاه اكسترانگلستان، اين اعتقاد كه هوميوپاتي بي‌ضرر است اعتقاد نادرستي است زيرا هوميوپاتها انتظار دارند كه روش آنان سبب بروز واكنشي در بدن بيمار شود كه در آغاز كار حتي موجب تشديد عوارض بيماري شود و آنگاه كار را به بهبود آن بكساند.

به نظر پروفسور ارنست اين نگرش خطرناك است و آنچه كه در نظر درمانگر هوميوپات واكنش بدن بيمار به شمار آورده مي‌شود مي‌تواند واقعا جان بيمار را بخطر اندازد.

سازمان بهداشت جهاني اخيرا در گزارشي به جنبه هاي مثبت هوميوپاتي و اشاره كرده است اما هم پروفسور ارنست و هم يكي ديگر از نويسندگان نشريه علمي لانست با انتقاد از گزارش سازمان بهداشت جهاني ياداور شده‌اند كه در اين گزارش ادعاهاي گزافي مطرح شده كه مي‌تواند كاملا گمراه‌كننده باشد.

به عنوان مثال در اين گزارش آمده است كه تحقيقات ‪ ۴۰‬سال اخير نشان مي دهد كه روش هوميوپاتي در مداواي انسان و حيوانات به همان اندازه روشهاي پزشكي مدرن از توانايي برخوردار است.

اما خيائوري ژانگ از اعضاي گروه تهيه‌كننده گزارش سازمان بهداشت جهاني درباره هوميوپاتي كه خود در حوزه پزشكي سنتي و مكمل تجربه اندوخته اذعان كرده است كه گزارش سازمان بهداشت جهاني درباره هوميوپاتي،گزارشي مقدماتي بوده كه صرفا به منظور تشويق افراد به انجام تحقيقات تنظيم شده و به هيچ وجه قصد توصيه و تجويز نداشته است.

در سالهاي اخير به موازات گسترش تبليغات براي روشهاي پزشكي بديل، ميزان نگراني پزشكان و دانشمندان درباره سو استفاده از اين روشها و طرح دعاوي نادرست افزايش يافته است.

پروفسور ارنست در تحقيقي كه اخيرا به چاپ رسانده نشان داده كه اغلب كساني كه در انگلستان به فعالييت در حوزه روشهاي درماني بديل يا مكمل يا به اصطلاح سنتي اشتغال دارند، اساسا توجهي به خطر بروز عوارض جانبي منفي ناشي از شيوه هاي درماني خود بر روي بيماران ندارند و معتقد نيستند كه اين روشها مي‌تواند عوارض منفي ببار آورد.

در هفته گذشته وليعهد انگليس نيز كه از مدافعان روشهاي پزشكي مكمل و سنتي است وارد گود بحث‌هاي مربوط به كفايت اين روشها شد و اعلام كرد بودجه اي را براي بررسي ميزان مفيد بودن اين روشها براي خدمات درماني عمومي اختصاص داده است.

اين اقدام با انتقاد اتحاديه پزشكان انگليس روبرو شد.

به گفته سخنگوي اين اتحاديه، چنين اقدامي مي‌تواند تصويري نادرست از ميزان كفايت اين روشها به بيماران انتقال دهد و جان آنان را در معرض خطر قرار دهد  منبع

+ یازیلیب  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساهات 19:55   یازان دوغا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
یک ضرب المثل آفریقایی: این سیاره رو از اجدادمون به ارث نبردیم، بلکه از بچه هامون قرض گرفتیم

پیوندهای روزانه
Türk Dil Kurumu
ccleaner 2.07
FG66P
فاير فاكس 3.0.3 پرتابل
فلش پلیر
Orbit Downloader
بهتر از گوگل
firefox 3
te7
ccsetup200
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
مهر 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آرشیو موضوعی
شترمرغ
بوقلمون
ماهی خاویاری
میگو
گیاهان داروئی
هیدروپونیک
موفقیت,مدیریت,کسب و کار
لینک
کوته نوشته ها
قارچ
فیلم
متعلق به موضوع خاصی نیست
چای
پزشکی
ماهواره
عکس
ادبی
Turki
دکوراسیون و معماری
علمی
موبایل
کامپیوتر
موسیقی
پزشکی سلامت
اقتصاد
کتاب
لوازم خانگی
فاركس
فلسفه
آشپزي
هنر
اتومبیل
پیوندها
Turk people virtual society!
کاتالاکسی
کتابهای عامه پسند
هزارتو
آی تی بلاگ
لانگ شات
برای همه
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی کوهستان ایران
Better Homes and Gardens
پایگاه جامع اطلاع رسانی پزشکان ایران
Free SMS
انجمن بانوان
بزرگان وبلاگچی 2006
فیلمهای بسیار کوتاه آموزشی
مهندسی صنایع
ارزش افزوده
managership
شش سیگما
دید مهندسی
راهکار مدیریت
خاطرات یک مدیر
تفکر سیستمی
مدیریت.صنایع.حسابداری
مدیریت تحول
طوفان ذهنی فن آوری
سازمان مدیریت صنعتی
تبیان
اسمشینگ
good reads
ziza
مسعود مهرابي - صاحب امتياز و مديرمسئول ماهنامه فيلم
مجله بخارا
خاكريز اقتصاد
turkesh
انجمن حمایت از کودکان کار
گروه کوهنوردی لاله های زرد
*** باشگاه اندیشه ***
بزرگترين پايگاه مقالات ايران
انجمن رياضيدانان جوان
نام الكترونيك
فکر نو
والس
بانک مقالات واطلاعات فارسی
آشپزي
ياپراق فصلنامه تركمن هاي ايران
بانک مقالات فارسی
دريافت بورس تحصيلي
بانك اطلاعات نشريات كشور
ماهنامه هنر موسيقي
ماهنامه رايانه
ماهنامه مديريت دانش سازماني
ماهنامه كودك
گياه شناسي p30world
آواي آزاد
خرید آنلاین
Türkün yaşadığı her yerde
turkay friendfeed
آپلود فایل mediafire
کتابخانه مجازی قفسه
پزشکان بدون مرز
سایت کنجکاو
طرح های نو
 
دیگر
خوبان
کتاب خوب
فیلم خوب
موزیک خوب

web stats


 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM