X
تبلیغات
وبگردی های یک وبچی

وبگردی های یک وبچی

یار آغلادی من آغلادیم

 یارین بویون قوجاخلادیم یارآغلادی من آغلادیم
ییغشدی قونشولار بوتون جار آغلادی من آغلادیم
باشیندا قارلی داغلارا دانشدیم آیرلیق سوزون
بیر آه چکیب باشینداکی قار آغلادی من آغلادیم
طاریمدا نار آغاجلاری منی گوروب دانیشدیلار
بویومو زیتون اوشاخدی نار آغلادی من آغلادیم
ایله که اسدی بیر خزان تالاندی گوللیرم منیم
خبر چاتینجا بولبوله خار آغلادی من آغلادیم
اورک سوزون دئدیم تارا سیملر اولدی پارا پارا
یاواش یاواش سیزیلدادی تا آغلادی من آغلادیم
دئدیم کی حق منیم کی دیر باشیمی چکدیلر دارا
طنف سیخاندا بوینومو دار آغلادی من آغلادیم
جعفری یم بویوم بالا غم اورکده قالا قالا
یار جانمی آلا آلا یار آغلادی من آغلادیم
ساینا
+ نوشته شده در  2008/3/8ساعت 19:26  توسط دوغا  | 

QARA DƏNİZ


çırpınırdın qara dəniz
baxıb türkün bayrağına
ah ölmədən bir gorsəydım
düşə bilsəm toprağına
sırmalar sarsam qoluna
incilər düzsəm yoluna
fırtınalar dursun yana
yol ver türkün bayrağına
qafqazlardan aşacağız
türkleyə şan qatacağıq
azərbaycan bayrağını
qarabağdan asacağız

ساینا
+ نوشته شده در  2008/3/8ساعت 19:18  توسط دوغا  | 

Tabutumu Mezara Götürürüm


Senin yokluğunu düşündüğüm anda
Deli gibi durmaksızın dönen dünya
Dönmez olur, çakılır kalır boşlukta
Ve düşündükçe beynime ellerimle çivi çakarım
Senin yokluğunu düşündüğüm anda
Koşar adım işleyen saniyeler
Adeta durur, sanki pili bitmiş gibi
Ve düşündükçe bir arı bal yapar beynime,
Senin yokluğunu düşündüğüm anda
Toprağa çakılmış bir ağaç gibi
Öylece çakılıp kalırım olduğum yere
Ve düşündükçe kendi tabutumu mezarlığa götürürüm
Senin yokluğunu düşündüğüm anda
Bulutların delice çatlak topraklara ağladığı gibi
Bende yanaklarımı ıslatırım durmaksızın
Ve düşündükçe mahşer gününde kendimi sorguya çekerim
Senin yokluğunu düşündüğüm anda
Bir yar göçer, çığlıklar içinde
Benimde yüreğimde uçurumlar olur sen olmadığıda
Ve düşündükçe o yüreğimin uçurumundan atarım kendimi
Ben ben ancak senin yokluğunda ölür, varlığında yaşarım
Gözlerin bana baktıkça ben bir canımdır,
Gözlerini gözlerimden çekildiğin anda toprak
Ben ben Yaşadıkça Sana muhtaç,Ölünce ise onsuzluğumsun

Bir Düşün karşılıksız sevgilim, sen Beni sevsende hiçbir zaman kendi tabutunu mezara götürebilir misin? Ben için yapabilir misin? bunu bir düşün

+ نوشته شده در  2008/3/7ساعت 20:26  توسط دوغا  | 

مامان

مامان دوست دارم
 چون من مهم ترین بخش از زندگی شلوغ توام.
همیشه در اوج

+ نوشته شده در  2008/3/7ساعت 19:42  توسط دوغا  | 

dört güvercin

geldi dört güvercin
suda yıkanmak için.
Su mahpusane yalağındaydı.
ve güneş
güvercinlerin
gözünde, kanadında, kırmızı ayağındaydı.
girdi dört güvercin
yıkanmak için
suyun içine.
ve kederli toprakta dört insan
baktı dört güvercine.
Güvercinler hep beraber
güneşi taşıyıp kırmızı ayaklarında
uçabilirler.
Durdurmaz onları demir ve duvar.
güvercinlerin yumuşak kanatları var.
Ve kanatlar
Şimdi burda, şimdi damın üzerinde.
İnsanların kanatları yok
İnsanların kanatları yüreklerinde.
Dört güvercin
güneşe varmak için
yıkandı, uçtu sudan.
nizim hikmet
source: AYDIN FIRENGI
+ نوشته شده در  2008/3/4ساعت 19:54  توسط دوغا  | 

سلامت باشيد

در پاپيروس‏هاي مصري باقيمانده از حدود 1700سال پيش از ميلاد ثبت شده است كه بسياري از گياهان معمولي، مانند سير و سرو كوهي، به مدت چهار هزار سال مورد استفاده پزشكي داشته‏اند .در روزگار رامسس سوم، از شاهدانه براي درمان ناراحتي‏هاي چشم استفاده مي‏شد، درست همان طور كه امروز آن را براي درمان گلوكوم (آب سياه) به كار مي‏برند. و عصاره خشخاش را هم براي آرام كردن كودكان ناآرام به كار مي‏بردند .

در دوران بقراط ( 468تا 377پيش از ميلاد)، سنت گياه پزشكي اروپايي ايده‏هايي را از آشوري‏ها و هنديان گرفته بود، گياهان شرقي مانند ريحان و زنجبيل بسيار با ارزش تلقي مي‏شدند و نظريه پيچيده طبايع و اخلاط اساسي بدن در مراحل آغازين تدوين خود بود. بقراط همه گياهان و غذاها را بر مبناي كيفيت اساسي آنها - گرم، سرد، خشك يا مرطوب- دسته بندي كرد و با حفظ تعادل آنها و همچنين ورزش و هواي تازه سلامت انسان را حفظ مي‏نمود


كتاب كلاسيك خود، ماتريامديكا، را در حدود سال 60ميلادي نوشت و اين متن تا 1500سال بعد متن معيار پزشكي باقي ماند. مشهور آن است كه ديسكوريديس يا طبيب مخصوص آنتوني و كلئوپاترا بوده است يا يك جراح ارتش در دوران امپراتوري نرون. بسياري از خواصي كه ديسكوريديس شرح مي‏دهد امروز هم براي ما آشنا هستند: خاصيت جعفري به عنوان ادرارآور، رازيانه براي افزايش شير مادر و مخلوط پونه و عسل به عنوان يك تركيب خلطآور. با گذشت زمان، اين نظريات حالت مكانيكي‏تري پيدا كردند؛ نماينده ديدگاهي كه در آن بدن يك ماشين تلقي مي‏شد و بايد آن را به صورت فعال تعمير مي‏كردند، نه آنكه بر مبناي نظر بقراط اجازه دهند اغلب بيماري‏ها خودشان معالجه شوند. پزشكي تبديل به حرفه‏اي سودآور، يا داروهاي گياهي پيچيده و گران قيمت شد


مدل آيورودايي پزشكي، همانند پزشكي يوناني باستان و پزشكي سنتي چين، پيوندي ميان عالم درون فرد با عالم بيرون برقرار مي‏كند. در قلب اين نظام فكري سه نيروي اوليه قرار دارند: پرانا ( )Pranaدم حيات؛ آگني ( ) Agniروح نور يا آتش؛ و سوما ( )Somaمظهر هماهنگي، همبستگي و عشق؛ پنج عنصر هم هستند كه تمامي مواد را تشكيل مي‏دهند: خاك، آب، آتش، هوا و اثير (يك خلأ ابر مانند كه تمامي فضا را پر مي‏كند و يونانيان باستان هم آن را مي‏شناختند).
اين پنج عنصر عالم را آگني، آتش هضم كننده، به سه خلط تبديل مي‏كند كه بر سلامت جسم و روح فرد تأثير مي‏گذارند و گاه آنها را مواد زايد محصول گوارش مي‏نامند. اگر هضم كامل باشد عدم تعادل اخلاط وجود ندارد، اما اگر كامل نباشد، ممكن است بيماري به دنبال داشته باشد. هوا و اثير توليد كننده واتا ( )vataيا بادهستند، آتش مولد خلط پيتا ( )pittaآتش يا صفرا است و خاك و آب در جمع مولد كافا ( )kaphaبلغم هستند. طبع غالب را كنترل كننده ويژگي‏هاي فرد مي‏دانند: فردي كه طبع واتا دارد در طب جالينوسي تقريبا در گروه ماليخوليايي‏ها جاي مي‏گيرد، پيتا معادل نوع صفراوي و كافا نيز همانند بلغم است.
 غذا، آب ارضاي حواس و عواطف، نور، هواي تازه و فعاليت‏هاي معنوي را براي «تغذيه» آتش هضم كننده و توليد مخلوط مناسبي از مزاج‏ها به كار مي‏برند. مثلا يك ناخوشي مربوط به افزايش بلغم، مانند آبريزش بيني، ورم يا احتباس آب را با غذاهاي گرم و خشك و سبك، امساك از غذا خوردن و پرهيز از نوشيدني‏هاي سرد كه باعث افزايش كافا مي‏شوند، مداوا مي‏كنند. داروهاي گياهي ممكن است شامل چاشني‏هاي تند مانند فلفل قرمز، انجير و دارچين، گياهان تلخ مانند صبر زرد يا زردچوبه، گياهان مقوي معطر مانند زعفران و گياهان محرك و روشن كننده ذهن مانند مرمكي باشند كه همگي براي خشك كردن آب اضافي يا بلغم ساخته شده‏اند. در تئوري آيورودايي مزه مهم است؛ مزه‏هاي تند، تلخ و گس به كاهش كافا كمك مي‏كنند، بنابراين در رژيم غذايي بايد اين مزه‏ها بيش از مزه‏هاي شيرين، شور يا ترش باشند. درمان ممكن است شامل ماساژ با روغن‏هاي گياهي گرم مانند اوكاليپتوس، سوزاندن عودهاي معطر مانند كندر و تشويق فرد بيمار به پوشيدن لباسهاس قرمز و زرد درخشان به جاي رنگ‏هاي سفيد و آبي سرد نيز باشد.
و هزاران مطلب مفيد و مرتبط ديگر در سايت سلامت باشيد
+ نوشته شده در  2008/3/4ساعت 19:12  توسط دوغا  | 

آرامش 60 قدمی

گام1: فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده تهیه کنید.
گام2: هر چند وقت یک بار به طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزنید.
گام3:وان حمام را پر از آب گرم و صابون کنید ، داخل وان بنشینید و تمام تنش ها را با تنفس عمیق و استراحت از خود دور کنید(البته صرفه جویی فراموش نشود!!)
گام4: هر روز به جملاتی از این قبیل فکر کنید.
* تا زمانی که خودتان نخواهید ، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.
* هر کاری را که دوست داری انجام بده پول خود به دنبال آن می آید.
* به دنبال رستگاری و سعادت خود باش.
* از صمیم قلب خودت را دوست داشته باش.
گام5: در تعطیلات آخر هفته ، فقط به تفریح و استراحت بپردازید.
گام6: تلاش کنید همیشه مثبت بیندیشید.
گام7: به خاطر داشته باشید که هر گاه در کاری سرگردان می مانید ، در حال آموختن نکته ای جدید هستید.
گام8: تا آنجا که لازم است خودتان را به مبارزه بطلبید ، نه بیش از اندازه
......
گام45: باغچه کوچکی برای خود درست کنید و هر چه دوست دارید در آن بکارید.
گام46: به یک دوست قدیمی زنگ بزنید.
گام47: به پارک رفته و چرخی بزنید و گلها را بو کنید.
گام48: زمانی که زیر دوش می روید آواز بخوانید.
گام49: سالی دو مرتبه خون بدهید.
گام50: نامه ای بنویسید و در آن از خود انتقاد کنید.
گام51: هر روز چند واژه جدید بیاموزید.
گام52: شکر گزار باشید.
......
گام57: یک مهارت جدید بیاموزید.
گام58: به اطرافیان اثبات کنید که برایشان ارزش قائل هستید.
گام59: برای بهبود وضعیت خود تلاش کنید.
گام60: توجه داشته باشید که چه زمانی باید در نگرش ها تغییر ایجاد کنید.
رضا پورحسين
+ نوشته شده در  2008/3/4ساعت 18:58  توسط دوغا  | 

طب سنتي چيني TCM

TCM براساس تئوري « ين » و « يان » بنا شده است. در واقع اين تئوري اين گونه است که اگر در بدن همه مواد لازم به اندازه کافي موجود باشد و بدن با طبيعت پيرامون خود در حالت هماهنگي باشد، هيچ بيماري رخ نخواهد داد اما اگر هماهنگي و نظم طبيعي بدن برهم بخورد و چيزي در بدن بيش از حد لزوم افزايش يا کاهش يابد، بيماري در بدن بروز مي کند. براي مثال متخصصان اين طب معتقدند که غليظ شدن خون يک بيماري «ين» است که مي توان با تجويز سوپ لاک لاک پشت آن را درمان کرد، در حالي که ورم در بدن يک بيماري «يان» است که با تجويز آش کرم خاکي بهبود خواهد يافت.
بانك اطلاعات نشريات كشور
+ نوشته شده در  2008/3/4ساعت 18:40  توسط دوغا  | 

لائو دان

اسم خانوادگی " لائو دان" " لی" و اسم کوچکش " ار" بود و مردم معمولا وی را " لائو زی" می نامیدند. وی در اواخر دوره بهار و پاییز( سال 770 ق ل --- سال 476 ق ل) در کشور " چو" زندگی می کرد. " لائو دان" یکی از مقامات مدیریت بر کتاب های سلسله " جو" بود . به همین دلیل دانش" لائو دان" فراوان بود و شهرت داشت . هنگامی که " کنفوسیوس جوان بود، به دیدار " لائو دان" رفت . " لائو دان" متوجه بود که دربار سلطنتی سلسله " جو" روزبروز ضعیف تر می شود . سپس شهر " لو یانگ" را که پایتخت بود ترک گفت . هنگامی که وی از گذرگاه" هان گو" عبور می کرد، کتاب " دائو ده جینگ" را نوشت و سوار بر گاوی سبزرنگ از گذرگاه عبور کرد و مشخص نشد در کجا درگذشته است.

کتاب " دائو ده جینگ" اسم دیگر " لائو زی" است و جمعا بیش از 5000 کلمه دارد و موضوع آن بسیار عظیم است و میراث مهم در فرهنگ قدیمی چین به حساب می آید. معنی اصلی" دائو" راه است .در آنوقت بعضی افراد آنرا به قانون و اصول بسط می دادند. " لائو دان" بعد از بررسی تغییرات طبیعت و روابط بین انسان معنایی جدید به " دائو" داد. وی معتقد بود که " دائو" واقعی ترین و مشخصترین شی است که منبع اصلی یدایش کلیه اشیأ به حساب می آید.

کتاب" دائو ده جینگ" پر از نظرات دیالکتیک ساده است و جالبترین قسمت در اندیشه فلسفه " لائو زی" است. وی می گفت که اشیأ وابسته به یکدیگرند و ارتباطاتی با هم دارند.

" لائو تسی" در " دائو ده جینگ" قانون تغییر اشیأ را بیان کرد. وی معتقد بود که خوشبختی و بدبختی می تواند تغییر کند. وی همچنین معتقد بود که تغییر کمی می تواند باعث تغییر کیفی شود. وی همچنین می گفت که از مشکلات نترسید، از کم شروع کنید . حتما می توانید مشکلات را حل کنید و کارهای بزرگی را انجام دهید.

" لائو دان" مخالف جنگ بود. وی می گفت که بعد از جنگ قحطی ناشی از فقدان محصول فرا می رسد .

" لائو دان" جامعه ایده آل را این گونه تشریح می کرد: کشوری بسیار کوچک با جمعیت کم ؛ با وجود داشتن سلاح ها ، اسلحه در این کشور مورد استفاده قرار نمی گیرد. مردم غذای خوب می خورند و لباسهای زیبا می پوشند می توانند کشورهمسایه را ببینند ،اما رفت و آمد ندارند. زندگی اینجا ساده است و استفاده از خط لازم نیست. شاید اکنون این ایده آل منفی و محافظه کارانه است ، اما آرزوی دهقانان آن وقت جامعه ای آرام و با ثبات بوده است .

اندیشه فلسفه " لائو دان" در تاریخ فلسفه چین جایگاه مهمی دارد و اندیشه سیاسی وی در اندیشمندان بعد نیز تاثیرگذار بوده است .

رادیو بین المللی چین

+ نوشته شده در  2008/3/4ساعت 18:21  توسط دوغا  | 

سنتوري



علی بلورچی فرزند حاج آقا بلورچی یكی از كسبه قدیمی وصاحب نام صنف بلور و شیشه است. حاج آقا بلورچی كه در زمان كودكی و نوجوانی سختی های زیادی را متحمل شده است تحت تاثیر عقده‌های آن دوران، پسرانش را آن طوركه خود می خواهد تربیت می‌كند. حامد پسر بزرگترحاج آقا از همان دوران مدرسه از درس محروم شده تا نزد پدر پادو باشد در نهایت ادامه دهنده راه او باشد. علی پسر دوم حاج آقا است كه از بچگی با ساز كهنه ای كه متعلق به دایی مرحومش بوده انس گرفته وقصد داشته تحصیلات خود را در رشته موسیقی ادامه دهد اما با مخالفت مادر مواجه شده وبه اجبار در رشته بازرگانی درس می خواند. علی عصیان زده از شرایط حاكم در خانه درس و خانه پدری را رها كرده و از خانواده جدا می شود. علی به همراه دوستش "تمایل" یك گروه موسیقی تشكیل می دهد و با اجرا در جشن ها و مناسبات مختلف گذران زندگی می كند و به خاطر تبحرش در نواختن سنتور به علی سنتوری معروف می شود. علی به تدریج در پی معاشرت با دوستان و كارهای شبانه روزی هر از چند گاهی سراغ مواد مخدر ومشروب می‌رود ولی این استفاده تفننی از مواد مخدر به صورت عادت درمی‌آید. طی مراسمی كه اجرای موسیقی آن با علی سنتوری است دختری به نام هانیه مجذوب هنر علی شده و این آشنایی به ازدواج آنها منجر می شود. این اتفاق‌ها برای مدت كوتاهی به زندگی علی نشاطی تازه می بخشد و حتی او را تشویق به فعالیت بیشتر می كند. علی كه حالا زندگی مستقلی تشكیل داده كماكان به مصرف مواد مخدر ادامه می دهد تا به خیال خود شرایط روحی اش را تقویت كند ولی پس از مدتی به خاطر اوضاع نامناسب مالی و رفتارهای بی ثبات ناشی از مصرف مواد مخدر بین او وهانیه مشكلات زیادی پدید می آید تا اینكه هانیه به تنگ آمده و به قهر از خانه علی می رود. علی كه به خاطر آلوده شدن به مواد مخدر كمتر امكان كار برایش فراهم می شود فرصتی می یابد تا به همراه دوستش تمایل اجرای برنامه موسیقی یك مراسم عروسی را انجام دهد. در اثنای عروسی و اجرای موسیقی میان خانواده داماد و برخی از اقوام و آشنایان آنها كه اختلاف فامیلی داشتند درگیری شدیدی پیش می‌آید كه منجر به زد‌ و خورد بین مهمانان می شود و در این بین وسایل و آلات موسیقی علی به كلی آسیب دیده و خود وی هم از ناحیه دست به شدت مضروب می شود. آسیب دیدگی شدید علی و عدم توانایی او در ساز زدن تنها امكان پول درآوردن او را از بین می برد. صاحب خانه هم عذر او را می خواهد و علی با مقداری خرت و پرت، آواره وسرگردان شده وبالاخره درگوشه‌ای از یك پارك جنگلی چادر می‌زند در این دوران با بی خانمان‌ها و معتادان و محشور می شود و چون درمانده و نیازمند است برای پول درآوردن به هر كاری تن می دهد. زندگی درمیان مشتی معتاد و آواره در حاشیه شهر علی را خموده‌تر شكسته‌تر و آلوده‌تر می‌كند. یك شب كه علی در میان معتادان و بی خانمان ها مشغول تریاك‌كشی است و می‌خواهد از این طریق خاطرات تلخ گذشته را فراموش كند، ماموران نیروی انتظامی سر رسیده و همه آنان را دستگیر می كنند. علی به مركز ترك اعتیاد فرستاده می شود و مسوولان این مركز متوجه اختلالات روحی او شده و سعی در برقراری ارتباط با علی از طریق روان درمانی دارند محیط مناسب و شرایط درمانی آنجا به علی كمك می كند تا بهبودی نسبی بیابد تا اینكه با خرید یك سنتور توسط روان‌شناس مركز برای علی، او فرصت و انگیزه‌ای می یابد تا دوباره موسیقی را از سر بگیرد. همین اشتیاق موجب برقراری كلاس‌های آموزش سنتور به سایر معتادین توسط علی می‌شود. حاج آقا بلورچی به همراه حامد به مركز بازپروری می‌رود تا به علی بگوید كه از گذشته پشیمان شده و حاضر است پس از آزادی و ترك اعتیاد علی همه امكاناتش را در اختیار او بگذارد ولی علی كه دیگر معلم ویژه موسیقی برای سایر افراد درحال بازپروری به حساب می‌آید، می‌گوید با اینكه مشكل اعتیادش حل شده و وضعیت جسمانی كاملا مناسب وسالمی دارد و در عین حال كه دوران محكومیتش به پایان رسیده دیگر حاضر نیست آنجا را ترك كند چون برای اولین بار احساس امنیت و آرامش می‌كند و تازه خانه واقعی‌اش را یافته جایی كه دور از هیاهوی جامعه‌ای بی رحم می تواند برای آدم‌هایی مثل خودش مفید باشد و با نغمه سازش به آنها عشق و زندگی بدهد. در نهایت علی به همراه شاگردانش كه از بیماران همان مركزهستند، كنسرت كوچكی اجرا می‌كنند، چشم علی به هانیه می‌افتد كه در بین جمعیت او را تشویق می‌كند ولی در پایان خبری از هانیه نیست.

در اینکه داریوش مهرجویی یکی از بزرگان سینمای ایران است شکی نیست. اینکه سنتوری می‌تواند یکی از اتفاقات خوب سینمای ایران باشد هم مسلم است. اما غیر از تنگی نظر مسئولین وزارت ساماندهی در مواجهه با علی سنتوری اتفاقات دیگری هم به سرعت این بحران که کشتی شکسته سینما را به گرداب می‌برد کمک می‌کند.
طرفداران سینمای مهرجویی می‌توانند هر طور که دوست دارند از کارگردان هنرمند و محبوبشان حمایت کنند و ما هم به عنوان یک علاقمند سینما از سنتوری لذت ببریم، از سینمای کارگردان فیلم‌های “گاو” و “آقای هالو”.
اما برخورد هواداران مهرجویی مشکلات سنتوری را اضافه می‌کند. سنتوری یک داستان سرراست دارد که می‌تواند هر بدخواهی را علیه خودش بشوراند و سردسته‌ی آن‌ها امثال روزنامه‌ی کیهان است. سنتوری مثل رئیس کیمیایی پر از نماد و نشانه نیست که بعد از چند بار بازنویسی فیلم‌نامه و فاصله گرفتن از داستان اصلی با زیرکی از دیوار مجوز رد شده باشد. سنتوری یک حقیقت مسلم است. از همان روزهای جشنواره‌ی فیلم فجر که فیلم برای نمایش آماده می‌شد با تمام مشکلات پیش از آن، حدس می‌زدم که این مشکلات پایانی نخواهد داشت. تقدیس سنتوری از سوی دوستداران مهرجویی آن هم با شدت زیاد شک ارشادی‌ها را به یقین تبدیل کرد که این فیلم برای آن‌ها مشکل دارد. در حالی که رفتار همین هواداران با رئیس کیمیایی به سود ما طرفداران کیمیایی انجامید. مزخرف خواندن رئیس موجب اکران آن شد. اما سنتوری مفقودالاثر شد. کیمیایی بعد از چهل سال مواجهه با سانسور دیگر متوجه شده است چگونه حتی در یک سکانس حرفش را بزند. قبل از اکران عمومی هم فیلم به گونه‌ای‌ست که جنجال‌هایش پیرامون کیمیایی است نه خود فیلم.
برخورد هواداران مهرجویی با دیگر فیلم‌ها و کارگردانان هم این روزها شدید شده است چیزی که برای سینمای ایران فاجعه است. این همانی‌ست که قاتلین فرهنگ و هنر می‌خواهند. اینکه بهرام رادان با بازیگران دیگر از لحاظ قابلیت مقایسه می‌شود. اینکه محسن چاوشی لقب بهترین خواننده را می‌گیرد. همه و همه آرامش کم مهرجویی را به هم می‌زند.
واقعآ متأسفم که ایرج قادری که شما فیلم‌هایش را فیلفارسی می‌خوانید ولی کلی خاطره است قربانی خشمی می‌شود که مشکلش جای دیگری آب می‌خورد. حالا چون نوبت اکران “محاکمه” بعد از سنتوری بوده و به دلیل توقیفش جایگزین می‌شود مقصر این توقیف ایرج قادری‌ست؟ چرا باید به خاطر مقصری که جواب درستی نمی‌دهد فیلم‌ها و کارگردانان دیگر قربانی شوند؟ درست برخورد نکرده‌ایم. اگر فیلم‌های کارگردانان کوچک را حمایت می‌کردیم اینگونه فیلم کارگردان بزرگمان را قربانی نمی‌دیدیم.
به نظرتان چند فیلم سال‌هاست که منتظر مجوز اکران‌اند؟ چند کارگردان و بازیگر مستعد قید این سینما را به دلیل عدم اکران فیلم‌هایشان زده‌اند؟ به جای کوبیدن بعضی از بازیگران و کارگردانان کمک کنید این محدودیت‌ها کم شود. مثلآ چرا حمید نعمت‌اله بعد از شاهکاری مثل “بوتیک” با بازی درخشان محمدرضا گلزار و گلشیفته فراهانی دیگر فیلمی نساخته است؟ چرا “یک شب” نیکی کریمی اکران نمی‌شود مثل خیلی از اکران نشده‌های دیگر؟
هنر با این وزارت ارشاد خواهد مُرد، به جای قربانی کردن خودی‌ها بیایید به اصل ماجرا اعتراض کنید.
پی‌نوشت: فعلآ از پوسترهای قشنگ سنتوری و آنونس زیبایش لذت ببرید.
راه من
+ نوشته شده در  2008/3/3ساعت 19:27  توسط دوغا  | 

متفاوت

+ نوشته شده در  2008/3/3ساعت 18:21  توسط دوغا  | 

Illustration یا ایلوستراسیون

  به معنای تصویرسازی-تصویرگری، در مفهوم کلی، به شاخه ای از هنرهای تجسمی می گن که شامل یکی از موارد، طراحی، عکاسی و نقاشی یا مخلوطی از اینها (مثل پوستر) باشه. هنری است که برای توضیح یا روشن کردن مفهوم یک کتاب داستان، شعر، متن، مقاله و غیره استفاده می شده. تصویرسازی در مفهوم مدرن بعد از دهه نود دوره جدیدی رو شروع کرده، بیشتر در کنار نام نرم افزارهایی مثل ادوب ایلوستریتور، فتوشاپ و کورل دراو نام برده می شه و مفهوم کلی هست که به کلیه شاخه های نامبرده داده شده و حوزه وسیع تری از بازی های کامپیوتری، فیلم، انیمشین، تبلیغات و … دربر می گیره.
مونولگهاي من
+ نوشته شده در  2008/3/3ساعت 17:57  توسط دوغا  | 

عكس





کاغذی به رنگ زرد، بسیار بی‌نظم، کج و کوله و چروک چروک با مقدار زیادی سریش به دیوار چسبیده بود؛ یک علامت + بسیار بزرگ روی آن حک شده بود به طوریکه تمام صفحه را پر کرده بود و آن پایین با خط بسیار ریز نوشته شده بود: “شاید در جستجوی ما هستید”
پس فردا
+ نوشته شده در  2008/3/3ساعت 16:50  توسط دوغا  | 

stachys lavandulifolia ، توحلوجه



stachys lavandulifolia ، توحلوجه ( توكلوجه )
 چای کوهی و سنبله ای زیبا ، این گیاه از خانواده نعناعیان Lamiaceae می باشد.
 گیاهان دارویی آذربایجان وبلاگ تخصصی گیاهان دارویی
+ نوشته شده در  2008/3/1ساعت 19:16  توسط دوغا  | 

مواد موثره گياهان دارويی

مواد موثره گیاهان دارویی دو نوع هستند :

نوع اول مواد حاصل از سوخت و ساز اولیه { اساسأ ساکارید} یا مواد مورد نیاز و حیاتی، که در همه ی گیاهان سبز با عمل فتوسنتز به وجود می آیند.
نوع دوم مواد حاصل ازسوخت و ساز ثانویه که در اثر جذب ازت توسط گیاه تولید می شوند. این تولیدات ظاهرأ اغلب برای گیاه بدون فایده هستند، ولی بر عکس اثرات درمانی آنها قابل توجه است. منظور از این ترکیبات اسانس های روغنی ( یا اسانس طبیعی )، رزین ها و آلکالوئیدهای مختلف نظیر تریاک است.
عمومأ این مواد در حالت طبیعی به طور خالص یافت نمی شوند و به حالت ترکیب با عناصر دیگری همراهند که به صورت مکمل اثرات آنها را تقویت می کنند. با این حال حتی اگرگیاه دارویی فقط یک ماده فعال داشته باشد باز اثر آن روی بدن انسان مفید تر از همان ماده در حالت به دست آمده از سنتز شیمیایی است.
مواد موجود در گروههای اصلی :
1- آلکالوئیدها : ترکیبات پیچیده ی ازت دار بوده و نوع بازی آن ها معمولأ اثرات قوی فیزیولوژیک دارد. ضمنأ آنها اکثرأ سموم گیاهی بسیار موثر و دارای اثرات خاصی نیز هستند.
الکالوئیدها را بر حسب ترکیبات شیمیایی و خصوصأ ساختمان ملکولی آنها در چندین دسته و گروه تقسیم بندی می کنند.
الف) فنیل آلانین : کاپسائیسین در فلفل- کلشیسین در ارکیده
ب ) آلکالوئید ایزوکینولئیک : مرفین، اتیل مرفین، کدئین، پاپاورین ، آلکالوئیدهای ایندولیک : ارگومترین، ارگوتامین از زنگ غلات
ج ) آلکالوئیدهای کینولئیک : شاخه برگدار سداب معمولی
د ) آلکالوئیدهای پیریدیک و پیپریدیک : ریسینین در کرچک - تری گونلین در شنبلیله - کونین(سم خطرناک ) در شوکران کبیر.
ه ) آلکالوئیدهای استروئید : ریشه بنفشه معطر - تاج الملوک (آکونیتین به عنوان مثال )

گلوکوزید ها :
از سوخت و ساز ثانویه ی گیاه حاصل و از دو قسمت تشکیل شده اند.
یک قسمت آن مانند گلوکز محتوی قند و در اکثراوقات غیر فعال است و اثر مناسبی روی حلال بودن گلوکوزید و جذب آن حتی انتقال ان از یک عضو به عضو دیگر دارد. اثر درمانی مربوط به قسمت دوم است که به ان اگلیکن { یا اگلوکن } گفته می شود .بر حسب ترکیبات به انواع زیر تقسیم می شود :
1- تیو گلوکوزیدها : حاوی گوگرد که به طور آلی به آن متصل ( خانواده کلم )
2- گلوکوزیرهای مشتق از اسید سیانیدریک : که از ترکیبات سیانیدریک متصل به یک قند تشکیل می شود. ( با تاثیر آنزیم آنها تجزیه (( اغلب در دهان انسان )) و به اسید سیانیدریک آزاد که یک نوع سم است تبدیل می شود. ) بادام تلخ – گل آقاطی سیاه – آلو و برگ گیلاس
3- گلوکوزیدهای آنتراکینونیک : در اکثر موارد پیگمانهای شفافی هستند که به آسانی مورد اشتباه قرار می گیرند – آنها 6 – 8 ساعت بعد از جذب اثر ملین دارند ( ساقه زیر زمینی ریوند )
4- کاردیوگلوکوزیدها ( گلوکوزیدهای دیژیتال ) : مواد بسیار مهمی هستند و به مقدار کمی فعالیت قلب را تنظیم می کند بر حسب ساختمان شیمیایی آنها را به :
کاردنولیدها : گل انگشتانه – موگه و آدونیس و بوفادینول ها ( ریشه هلبور) تقسیم می کنند .
5- گلوکوزیدهای فنلیک : متعلق به گروه عناصری هستند که اثرات و در بیش تر موارد عطر خاصی نیز دارد. به همین دلیل برخی مواقع آنها را در میان عناصر معطر طبقه بندی می کنند (مشتقات سالیسیلیک موجود در پوست درخت بید، ریش بز، جوانه های صنوبر آربوتین و متیل آربوتین موجود در بوسرول، مورد و خزه ).
ساپونین ها :
در بسیاری از گیاهان دارویی وجود دارند. از نظر علم شیمی به وسیله ی ریشه گلوکوزیدیک (گلوکز،گلکتوز) که متصل به ریشه اگلیکون است مشخص می شوند. خاصیت اصلی فیزیکی آنها کاهش شدید فشار سطحی آب است.
تمام ساپونین ها کف زیادی دارند و از پاک کننده های عالی هستند. انها یک خاصیت دیگر نیزدارند و آن عبارتست از توانایی همولیز کردن گلبولهای قرمز بدین ترتیب است که هموگلوبین موجود در آنها را آزاد می کند و این چیزی است که غیر قابل مصرف بودن برخی از آنها را به علت سمی بودنشان را توجیه می کند.
ساپونین ها مخاط را تحریک می کنند و سبب شل شدن مخاط روده می شوند و همراه با مصرف گیاهی نطیر بنگ سفید – ریشه شیرین بیان و چوبک باعث افزایش ترشحات شش ها و یا به عبارتی خلط آور ( اکسپکتورانت ) می شوند. از آنها به عنوان مسهل و ضد عفونی کننده مجاری ادرار ( برگ درخت زبان گنجشک ، ریشه آنونین خاردار ) نیز استفاده می شود. ریشه معروف جینسینگ که در چین ، کره ، خاوردور و روسیه یافت می شودهم سرشارست از ساپونین .

مواد تلخ :
این مواد تلخ مزه اند و ضمن تحریک اشتها ترشح شیره معده را نبز زیتد می کند. فارماکولوژی این مواد را مواد تلخ موجود در گیاهان ترپنیک می نامند که باعث آزاد سازی آزولن و همچنین گلوکوزیدهایی با ساختمان های مختلف بیوشیمیایی می شوند.
به عنوان مثال اولین گروه شامل عصاره های تلخ افسنتین و باد آورد می شوند.
و گروه دوم که بسیار معمول ترند شامل عصاره گیاهان خانواده جینتیاناسا ، گل گندمیان و غیره می شود .
تانن ها :
این مواد دارای ترکیبات شیمیایی مختلفی هستند، خاصیتی مشترک دارند و آن این است که توانایی انعقاد آلبومین ها، فلزات سنگین و آلکالوئیدها را دارند. آنها در آب محلول هستند و استفاده طبی از آنها اساسأ به خاطر خاصیت قابض بودنشان است. خاصیت انعقاد آلبومین های مخاطی و بافتی ، اثراتی از قبیل کاهش تحریکات و درد و متوقف نمودن خونریزی های کوچک را دارد.
جوشانده و سایر حالات داروهایی که سرشار از تانن هستند، در اکثر مواردبه صورت مصارف خارجی علیه تورم حفره دهانی ، زکام برونشیت ، خونریزی موضعی ، روی سوختگی و ورم حاصل از سرمازدگی ، زخم ، بواسیر و تعرق بیش از حد به کاربرده می شوند.
در مصارف داخلی نیز در موارد زکام معده ای ، اسهال ، عفونت های مثانه و همچنین به عنوان ( آنتی دوت ) پادزهر در هنگام مسمومیت با آلکالوئیدهای گیاهی به کار می روند.
اسید تانیک که از پینه های درخت بلوط ( مازو ) به دست می آید اغلب در داروسازی مورد استفاده بوده و برای تهیه آن از پوست درخت بلوط، برگ گردو، برگ و میوه مورد، برگ تمشک وغیره استفاده می شود.

گياهان دارويي پژمان

+ نوشته شده در  2008/3/1ساعت 18:44  توسط دوغا  | 

معرفي چند سايت و وبلاگ گياه دارويي

پايگاه ميوه و سبزي ايران

بانك اطلاعات خواص دارويي و خصوصيات اقليمي و نام علمي گياهان دارويي پايگاه جامع اطلاع رساني پزشكان ايران

گياهان دارويي لنجان

فهرست گياهان دارويي پايگاه اطلاع رساني ميوه و سبزي

PLANT PROFILES

كشاورز جوان

about seeds - collecting seeds, storing seeds, sowing seeds, germinating seeds and exchanging seeds, with pictures of seeds, seedpods and seedlings

پزشکان گیاهان

شبكه علمي كشاورزي و منابع طبيعي ايران

مهناز وفادار دانشجوي دكتري سيستماتيك گياهي دانشگاه تهران و عضو هيئت علمي دانشگاه زنجان

گياهام دارويي آكش (جلال عباسيان)

حكمت تارا

معرفي و آموزش پرورش گلها و گياهان زينتي

گياهان دارويي كيميا

گیاهان دارویی و معطر ایران دانشجوی کارشناسی ارشد محمدتقی عبادی

عطاري حسنعلي عطار

خواص گیاهان و میوه جات

انجمن درمانگران ايران ( اولين و جامع ترين پايگاه اطلاع رساني طب مکمل و جايگزين به زبان فارسی در جهان )

داروي طبيعت

كشاورزي ارگانيك

گـيـاهـان سـحـر آمـيـز بحث و تحقیقی پیرامون گیاهان دارویی و معطر و تعامل آن با پزشکی نوین به کوشش محسن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

طرح توجيهي فني مالي اقتصادي تعدادي طرح

شترمرغ1 و شترمرغ2

عطـــــــــــــــــــــــــــــر

ترمينال آثاری که اصلاً يا به‌طور کامل، اجازه‌ی چاپ در ايران ندارند.

پايگاه اطلاعات علمي

شتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر
+ نوشته شده در  2008/3/1ساعت 17:15  توسط دوغا  | 

فرش پرنده


درباره فرشهای پرنده افسانه های مختلفی ذکر شده است اما به تازگی و پس از کشف دست نوشته هایی در الموت، نظریه های جدیدی در این زمینه مطرح شده است. خبرگزاری میراث فرهنگی متنی انگلیسی از آخرین اظهار نظرها در این باره را نقل کرده است که ترجمه آن از سوی روابط عمومی مرکز ملی فرش در پی می آید:

مدتها پيش از آنكه جاروي جادویی، محبوب جادوگران اروپايي قرون وسطی شود، فرش پرنده مورد استفاده دزدان خاورميانه قرار مي‌گرفت. اكنون مدارك واقعي در ايران براي آنچه كه مدتها افسانه بود، به دست يك كاوشگر فرانسوي، Henri Baq يافت شده است.
Baq، طومارهاي نسخه‌هاي خطي خوب حفظ شده اي را در سردابهاي زير زميني يك قلعه قديمي در الموت در ايران و نزديك درياي خزر كشف‌ كرده است. اين نسخه‌هاي خطي كه در اوايل قرن سيزدهم توسط يك محقق يهودي به نام Isac Ben Sherira نوشته شدند، داستان واقعي پشت فرش پرنده هزار و يكشب را روشن مي‌كنند. كشف اين آثار جامعه علمي را درگير كشاكش كرده است. به دنبال آن، برگردان آنها از فارسي به انگليسي توسط پروفسور G.D.Septimus، زبانشناس مشهور و كنفرانس سازماندهي شده محققان مشهور سراسر دنيا در دانشكده مطالعات شرقي و آفزيقايي فراخواني شد. كشف Baq از سوي بسياري از تاريخ نگاران كه اصرار بر جعلي بودن نسخه‌ها داشتند، مورد انتقاد شديد قرار گرفت. Baq كه به دليل به دنيا آمدن فرزندش نتوانست در كنفرانس شركت كند، از طرف پروفسور Septimus حمايت شد و مورد دفاع قرار گرفت. پروفسور استدلال مي‌كرد كه يافته‌هاي جديد بايد به خوبي بررسي شوند. نسخه‌ها اكنون در Trieste, Istituta Leonardo de vinci تاريخ‌گذاري مي‌شوند.
به گفته Ben Sherira، فرمانروايان وقت فرشهاي پرنده را تدابير اهريمني مي‌پنداشتند. وجود آنها انكار مي‌شد، علم آنها سركوب مي‌شد و سازندگان آنها مورد آزار قرار مي‌گرفتند. و هرگونه نشان درباره رويدادهاي در بردارنده آنها با روشي معين پاك مي‌شد. اگر چه فرشهاي پرنده تا اواخر قرن سيزدهم بافته و فروخته مي‌شد، مشتريان آنها عمدتاً در حاشيه جامعه قابل احترام بودند. Ben Sherira مي‌نويسد كه فرشهاي پرنده از زمان ساخت در حدود 1213 AD مورد توافق قرار گرفتند، زماني كه يك شاهزاده توراني به استفاده از آنها در حمله به قلعه دشمن با قرار دادن گروهي از كمانداران روي آنها اشاره كرد تا بتواند نوعي سواره نظام هوابرد تشكيل دهد؛ اين هنر در غير اين صورت با چالش روبرو شد و در نهايت با حمله مغولها نابود شد.
مطابق با شرح وقايع Ben Sherira، ابتدايي‌ترين نام فرش پرنده در دو متن تاريخي بود.
اولين كتاب، كتاب ضرب‌المثلها است كه توسط وزير شاه Nebuchadnezzar بابلي جمع‌آوري شد و ديگري كتاب گفتگوهاي باستاني كه توسط Josephus گردآوري شد.
هيچ يك از اين كارها امروز موجود نيست؛ با اين وجود، با كمك آنها، Ben Sherira، داستاني مربوط به ملكه سبا و شاه سليمان تدارك ديد كه جاي ديگري يافت نمي‌شود. سرزمين سبا كه در قسمت جنوبي عربستان واقع است، منطقه يمن كنوني را مي‌پوشاند، هر چند برخي جغرافي دانان ادعا مي‌كنند كه اتيوپي يا حبشه باستاني نيز بخشي از قلمروي آن بود. حكمران اين سرزمين، ملكه‌اي زيبا و قدرتمند بود كه در تاريخ به نام سباي بابل از او ياد مي‌شود، سبا يا Makeda (ماكداي) حماسه اتيوپيايي Kebra Negast و بلقيس اسلام. كيمياگر سلطنتي او به قالي‌هاي قهوه‌اي رنگ كوچكي اشاره داشت كه مي‌توانستند چند پا بالاي زمين شناور و آويزان بمانند. ساليان بعد او يك فرش پرنده با شكوه به شاه سليمان فرستاد. نشاني از عشق كه از سندل سبز دوخته شده با طلا و نقره و گوهرنشان بود و طول و پهنايش طوري بود كه تمام شاهان ميزبان مي‌توانستند روي آن بايستند.
سليمان نتوانست پيشكش را بگيرد و آن را به درباريان خود داد. زماني كه اخبار چنين پذيرايي سردي به ملكه رسيد، قلبش شكست. او هنروران خود را بيرون كرد و ديگر كاري با فرشهاي پرنده نداشت. شاه و ملكه سرانجام صلح كردند، اما هنروران ساليان طولاني سرپناهي نداشتند و بالاخره مجبور شدند نزديك شهر بغداد در بين‌النهرين در 934 پيش از ميلاد مستقر شوند.
در شرح وقايع Ben Sherira، متون خاصي طرزكار فرش پرنده را توضيح مي‌دهندو متاسفانه، بخش زيادي از واژگان به كار رفته در اين بخشها غير قابل كشف است، بنابراين مقدار بسيار كمي از روش نيروي رانش آنها شناخته شده است. آنچه شناخته شده اين است كه يك فرش پرنده مانند يك فرش عادي روي يك دار نصب مي‌شد؛ تنها تفاوت در مرحله رنگرزي است. هنروران نوع خاصي از گل رس را كشف كره بودند كه از چشمه‌هاي كوهي تهيه مي‌شد و دست انسان به آن نرسيده بود و وقتي كه گرماي زيادي به آن داده مي‌شد تا دماهايي بيش ار طبقه هفتم جهنم در پاتيل روغن يوناني جوشان، خواص ضد مغناطيسي پيدا مي‌كرد. خود زمين حالا يك آهن ربا است و تريليونها خطوط مغناطيسي دارد كه از قطب شمال تا جنوب آن رد مي‌شوند. دانشمندان اين رس را آماده كردند و پشم داخل آن را پيش از بافتن روي دار خشك مي‌كردند. بنابراين، زماني كه فرش آماده مي‌شد، از زمين دور می شد، و بنابر غلظت رس به كار رفته، چند پا يا چند صدپا بالاي زمين شناور مي‌ماند.
نيروي رانش در راستاي خطوط مغناطيسي بود كه مانند ريلهاي هوايي عمل مي‌كرد. اگر چه اينها براي اقوام سلتي انگليس و اينكاههاي آمريكاي جنوبي شناخته شده بود، تنها اخيراً فيزيكدانان شروع به كاوش دوباره خصوصيات ويژه اين به اصطلاح خطوط مرموز كردند.
Ben Sherira، مي‌آورد كه كتابخانه بزرگ Alexandria كه توسطPtolemy اول تاسيس شد، موجودي عمده‌اي از فرشهاي پرنده را براي خوانندگان خود نگه مي‌داشت. آنها مي‌توانستند اين فرشها را با پاپوشهاي خود مبادله كنند تا بدون نيروي موتور جلو و عقب، بالا و پايين، ميان قفسه‌هاي نسخه‌هاي پاپيروس به پرواز درآيند. كتابخانه در يك برج بلند بابلي قرارداشت كه شامل چهل هزار طومار عتيقه‌اي بود كه به دست سه هزار نسل كاتب رونوشت شده بودند و بسياري از آن كاتبان الفباي مرده‌اي كه آنها داشتند را نمي‌شناختند. سقف اين ساختمان چنان بلند بود كه خوانندگان اغلب ترجيح مي‌دادند هنگامي كه در هوا شناور هستند بخوانند. نسخه‌هاي خطي چنان متعدد بودند كه گفته مي‌شد حتي اگر هزار نفر شبانه‌روز براي پنجاه سال انها را مي‌خواندند، نمي‌توانستند همه آنها را بخوانند.
اگر چه در جنگ داخلي امپراطوري روم به كتابخانه خسارت وارد شده بود، يكي از فرماندهاي پاپيروس‌ها را براي گرم كردن ششصد حمام Alexandria سوزاند و فرشها را داخل آب انداخت.
فرشهاي پرنده به دو دليل در سرزمينهاي عربي طرد شدند. خط قانوني آن بود كه انسان هيچ گاه قصد پرواز نداشت و فرش پرنده توهيني به مقدسات نظم اشياء بود، بحثي كه با شور توسط يك فرد روحاني پخش شد. دومين دليل، اقتصادي بود. براي ساخت، ضروري بود كه اسب و شتر، وسايل استاندارد حمل و نقل نگه داشته شوند. دليلش آن بود كه خانواده‌هاي عرب خاصي كه دسترسي به تالارهاي داخلي سلسله فرماندهان داشتند به خاطر زمينهاي محل نگهداري حيوانات خود ثروتمند شده بودند. زمينهايي كه در آنها صدها هزار اسب را ساليانه براي ارتش، بازرگانان و كارگران پرورش مي‌دادند. در مورد شترها هم همين‌طور بود. افراد خاص مصري موثر در انتخاب پادشاه (كه توسط Ben Sherira، با نام Hatimis، Zahidis و دودمان ابوحنیفه دوم فهرست شده‌اند) صاحب زمينهاي پرورش شتر بودند و از تك قطبيت مطلق ذخيره شتر در كل امپراطوري اسلامي بهره‌مند مي‌شدند. هيچ يك از اين خانواده‌ها نمي‌خواستند امتيازهايشان به دست گروه كوچكي از هنروران كه توان خراب كردن بالقوه بازارهايشان را با ساخت فرشهاي پرنده داشتند، تضیيع شود. بنابراين آنها را ضعيف كردند.
با توجه به تبليغات مذهبی، طبقه متوسط مسلمانان در نيمه‌هاي قرن هشتم از فرشهاي پرنده اجتناب كردند. در عوض بازار براي اسبهاي عربي شكوفا شد. شترها هم با قيمتهاي بالايي به فروش مي‌رفتند. Ben Sherira خاطرنشان مي‌كند واقعه‌اي عجيب كه حول و حوش اين زمان اتفاق افتاد، به شهرت فرش پرنده بیش از نجات آن خدشه وارد كرد:
در يك بعد از ظهر باز روز جمعه در بغداد، زمانی كه حلقه سفید خورشيد در سومين ربع آسمان مياني می درخشيد، و بازار پر از هیاهوی مردم در حال خريد ميوه و جامه و در حال تماشاي حراج بردگان بود، در ميان خورشيد، منظرسوسوزن يك مرد عمامه به سر پديدار شد كه به سبكي به طرف بلندترين مناره قصر سلطنتي مي‌رفت.
شيطان، كسي جز يك سرباز بيچاره نبود كه زماني در قصر خدمت كرده بود. او در حالي كه دست جوانترين پرنسس را نگه داشته بود، گرفته شده بود و توسط خواجه‌ها بيرون انداخته شده، خوار شده و شكست داده شده بود. زماني كه اخبار اين ماجرا به خليفه رسيد، خشمگين شد. او پرنسس را در يك برج قفل كرده بود و براي اينكه او را تحقير كند، تصميم گرفته بود او با جلاد سلطنتيش، يك برده سياه از زنگبار ازدواج كند. سرباز، يك جوان كردي با نام مصطفي، اكنون بازگشته بود.
او به نرمي به طرف مناره رفت و به دختري كمك كرد تا از پنجره بيرون برود. سپس در ديد كامل حاضران پايين به دور دست پرواز كرد. بازاريها به وجد آمدند. وقتي دو دلداده جوان سوار بر فرش خود گريختند، گارد ممتاز بر اسبهاي نر عربي سياه سوار شدند و به بيرون از قصر يورش بردند و به دنبال آنها رفتند. اما فرش پرنده آن بالا در ابرها ناپدپد شد.
تمامي كساني كه در كار ساخت فرش پرنده بودند حتي آنهايي كه بسيار كم درگير بودند، پيگري شدند. سي‌هنرور با خانواده‌هايشان در يك ميدان عمومي جمع شدند. جمعيتي كه به آنها پول داده شده بود، گرد آورده شد. مردان متهم به آزادي بردگان بودند، و سرهايشان در خاك غلتيد، همه سرها به دست جلاد اهل زنگبار قطع شد. سپس، خليفه عرب جاسوسان خود را به هر گوشه امپراطوري خود فرستاد و به آنها دستور داده بود هر فرش پرنده باقيمانده و هنروري را به بغداد برگردانند.
جامعه كوچك هنروران كه چندين قرن نزديك Tigris زندگي كرده بودند، دارايي‌هاي خود را برداشتند و تنها با سه مرد بازمانده گريختند.
پس از ماهها سرگرداني، آنها با حالتي مندرس و نزديك به مرگ به شهر درخشان بخارا در مرزهاي شرقي ايران رسيدند، جايي كه اميرش از بغداد دستور نمي‌گرفت و به آنها پناه داد. Isaac مي‌نويسد كه اين مهاجرت در 776AD ، يك دهه پيش از سلطه هارون‌الرشيد، زماني كه هزارويكشب نوشته شده بود، اتفاق افتاد و Isaac بر اين باور است كه الهام حداقل يكي از داستانهاي هزارويكشب از واقعه دلدادگان گريزان در آن جمعه روشن در بغداد مي‌آيد.
Ben Sherira شجره‌نامه هنروران را با جزیيات كامل توصيف مي‌كند. برخي از اين خانوارها بعدها به افغانستان مهاجرت كردند و در قلمروهاي غور مستقر شدند. پرآوازه‌ترين خانواده‌هاي قاليبافان، Halevisها، در شهر مرو مستقر شدند، محلي كه طرحها را به فرشهاي خود وارد كردند. Mandala (عكسي دايره‌اي از جهان در مذاهب شرقي) نشان تجاري استاد Jacob Yahud Halevi ـ همان جاکوب آموزگار Avicenna در تاریخ ـ بود. هنروران به اروپا هم گريختند و پس از آن به دستورالعملهايشان توسط جامعه فمینیست (مدافع حقوق زنان) پنهان، جادوگران به كار رفت. شكنجه آنها، كه توسط كليسا تعيين شد، به همان نسبت سريع بود.
Ben Sherira ادعا مي‌كند كه نشان تجاري جادوگرها، جاروي جادويي، با نمادگرايي آلت مردي خود، به دليل كمبود همراه مرد آنها گسترش پيدا كرد.
در Transaxiana، فرش پرنده پيش از آنكه براي هميشه توسط قوم مغول چنگيزخان پاك شود، از دوره كوتاهي از رنسانس بهره‌مند شد. در اينجا دو رويداد شایسته يادآوري هستند. در 1213، شاهزاده بهروز از قلمروي خراسان در شرق پرشيا (ايران) به يك زن يهودي جوان، اشيرا، دل بست. پدر دختر، قاليباف كارآزموده‌اي بود. بهروز بر خلاف خواست خانواده‌اش با اشيرا ازدواج كرد و از پدرزنش درخواست كرد دوجين فرش پرنده با استفاده از بهترين پشم و رس ببافد و آنها را روي چارچوب بامبو بزند تا محكم‌تر شوند. سپس او چهل نفر از كمانداران دست چين خود را براي آموزش به دست يك استاد ژاپني با نام (1240 ـ 1153) Ryutaro Koike سپرد.
زماني كه كمانداران آماده شدند و فرشها تحويل داده شد، مردان خود را جمع كرد و به هر يك از سلاحهاي خود داد: بيست نيزه نوك فولادي با سرهاي آغشته به زهر مار زنگي، كمانهاي بلند ساخته شده از لايه‌هاي سرو هندي و زه و خنجرهاي ارمني. براي هر فرش، دو نفر گمارده شدند: يكي جلو، ديگري عقب. برخي گويهاي آتشين حمل مي‌كردند. بنابراين بهروز شاهزاده ايراني چهار گروه از نخستين سوار هوابرد جهان را با خود حمل مي‌كرد كه اين چهار گروه زماني كه پدرش جنگي مقابل شاه همسايه خود ( خوارزمشاه) داشت، وارد عمل شدند. كمانداران حمله را رهبري مي‌كردند:
آنها به قلعه حمله كردند، داخل و بيرون پريدند، مدافعين را انداختند و گويهاي آتشين را داخل تركيب آن انداختند و براي برافروختن آماده كردند. نظاميان توراني ترسيده بودند. آنها حس مي‌كردند كه شاهزاده پارسي مي‌تواند تهديدي براي حكومت خاص آنها شود، او را كور كردند. همسر شاهزاده، كه به خاطر بچه سنگين شده‌بود، و پدر ناخوشش از قلمرو پادشاهي به دور دست فرستاده شدند.
تقريباً در اين زمان، عباسيان ديگر آن قدرت روزهاي هارون‌الرشيد را نداشتند. بسياري از شاهان و اميران محلي اختيار مسايل را در دستان خود گرفتند. با كم شدن سلطه امپراتوري روي ايالتها، آييني از فرش پرنده رشد كرد. مخالفان جوان، پناهندگان سياسي، زاهدان گوشه‌نشين و عرفاي منكر وجود خدا براي فرار، از راه هوايي رفتند. بازرگانان نيز به مزيتهاي فرش پرنده پي مي‌بردند. فرش پرنده تنها شكل سريع‌تر از شتر حمل و نقل نبود بلكه امن‌تر هم بود چرا كه راهزنان سرراه يك كاروان تجاري پرنده را نمي‌گرفتند ـ مگر آنكه خودشان سوار بر فرشهاي پرنده بادپا مي‌شدند. هنروران شروع به بافتن فرشهاي بزرگتري كردند، اما با تعداد بيشتر روي آن، حركت آنها كند شد و ارتفاع خود را از دست دادند.
اما داستاني ضمني است كه بسياري از مردم روي زمين آن را ديدند، جايي كه گروهي از مردان دستار به سراز سمرقند در شرق ايران با سرعت باد به اصفهان در مركز ايران پرواز كردند. اين واقعه در رونوشت عيني متن نادر ديگري، به وجود آمده در قرن هفدهم، به تاييد رسيده است كه در آن به نقل از يكي از شاهدان مي‌آورد ما حلقه گردان عجيبي را در آسمان ديديم، كه برفراز روستايمان (نيشابور) پرواز مي‌كرد، با رد آتش، و ديگري: گروهي جن بالاي كاروانمان ظاهر شد كه به طرف تنگه هرمز مي‌رفتند. (قرن سيزدهم، يافتن متن اصلي غير ممكن است)
رويداد بعدي، پيش از تهاجم وحشتناك از جلگه‌ها، آخر خط تاريخ بد سرنوشت فرش پرنده بود. در 1223، مترجمي اهل گرجستان با حرم خود براي خريد ابريشم چيني به بخارا رسيد.
منبع Ben Sherira، آنچه كه رخ داد را اینگونه توصيف مي‌كند:
در يك عصر دلپذير زماني كه خانمهاي نقابدار (پوشه‌دار) اهل گرجستان از تختهاي روان خود پياده و به سمت تاجر ابريشم همراه مي‌شدند، مردي ديوانه از پشت گنبد پيدا شد و به سرعت پايين آمد.
مرد در حال پرواز، درشت با ریش سياه پر و موي بلند بود كه پشت سر او درباد رد به جا مي‌گذاشت.او لنگي‌برتن داشت، چشمانش سبز براق بودند، عقابي كنارش پرواز مي‌كرد و ديوانه وار مي‌خنديد. زن اين هيبت را ديد كه به طرف آنها مي‌آيد و وقتي مرد آن بالا کار ناشایستی انجام داد، از وحشت يخ زد. آن مرد رياضيدان سلطنتي سمرقند بود. او كه به خاطر خيانت معشوقه گرجستاني خود، يك جام انگور مخمر سر كشيده بود، ديوانه شده بود. اين حادثه غوغايي به وجود آورد. نيزه‌اي به سينه او خورد و او به سوي يك درخت نخل روي زمين افتاد. اما هتك حرمت به وجود آمده در بخارا قابل درك بود. هنروران كه از كشتار ديگري مي‌ترسيدند، آزمايشگاههاي خود را سوزاندند، دارايي‌هاي خود را گذاشتند و به هر طرف گريختند. Ben Sherira مي‌آورد كه در آن روز شوم، آنها سوگند خوردند كه ديگر با هم فرش پرنده‌اي نسازند.
داسان تقريباً در اينجا پايان مي‌پذيرد. در 1226، چنگيزخان ويرانه‌اي از بيشتر شهرهاي آسياي مركزي به جا گذاشت. ساكنان آنها قتل عام شدند. برجهاي جمجمه بيرون از هرات، بلخ و بخارا ـ آنچنان گسترده كه كل حومه شهر بوي زننده آنها را مي‌دادـ جمجمه‌هاي هنروران بودند. مغولها در چپاول خود فرشهاي پرنده را يافتند. زماني كه يك زنداني به آنها گفت اين تدابير سريعتر از اسب بود (كفرگويي در نظر مغولها)، خان بزرگ سرش را جدا مي‌كرد و از جمجه اش ليواني براي آشاميدن مي‌ساخت. او دستور داد تمام فرشهاي پرنده در امپراطوري گسترده‌اش مصادره شوند.
منابع
مرکز ملی فرش
خبرگزاری میراث فرهنگی
p30world
museum

+ نوشته شده در  2008/2/28ساعت 18:52  توسط دوغا  | 

استيكر



 «استيكر»‌ها تازه‌ترين و روبه‌گسترش‌ترين انتخاب برای تزيين ديوارهای خانه و دفتر و فضای كسب‌وكار در چند سال اخير هستند؛ امكان هيجان‌آوری كه از يك كار تزيينی ساده تا يك اثر هنری و خلاق را می‌توان در ميان‌شان يافت: عرصه تازه و بانشاطی ‌برای تجسم يافتن دغدغه‌های هنرمندانه. استيكرها، «عكس‌برگردان»‌هايی ساخته‌شده از موادی مقاوم و قابل شست‌و‌شو، چيزی از نقاشی ديواری با خود دارند، كه بايد برای هنرمندان گرافيتی جذاب باشد. منتظر می‌نشينيم تا حاصل كار و چالش آن‌ها را علاوه بر ديوارهای شهر، در فضاهای خانگی هم ببينيم. راستش، ديدن آن شور ِ عاصی ِ معترض در شكل تجاری‌شده‌اش بايد تجربه‌ای جالب - شايد هم غم‌انگيز- باشد. برای آشنايی با اين پديده، از امروز، و تا چند روز، نمونه‌هایی از استيكرها در اين صفحات منتشر خواهد شد. جريانی كه در آينده نيز ادامه خواهد يافت.
اولد فشن
+ نوشته شده در  2008/2/27ساعت 19:18  توسط دوغا  | 

كسگين ياراق

سنی گورنده هر زامان
زیندانلاری گزیر کونلوم!
یان گزمه منده ن
آی آغلاش ...مله ییم!
مان دیر
منه سن سیز یاشاماق
سانکی ماسکالی یامان
کسگین یاراق کیمی
بیچیر منی
ایچیمده کی
           یارا....
                سئوگی...
آداخلي يوللار
+ نوشته شده در  2008/2/27ساعت 19:14  توسط دوغا  | 

كلمه

آیا باید هنوز چنان زندگی کنم که پدرانم- مردان خشنی که هنوز سنگینی قدم هایشان بر گرده مان می زند- می خواستند؟ پاسخ این سوال شاید در تصوری که ما از میرایی یا نا میرایی پدرانمان داریم نهفته باشد. در این عقیده که ایشان مردگان امروزند و یا زندگان جاودان جاری در همیشه. من به این سوال یک جواب مشخص دارم. نه درست از ان گونه که شاعر گفته بود. مردی که از فرو رفتن دم می زد. و آن گاه در جریانی قرار می گیرم که پر است از تناقض. جهان انسان مدرن؛ جهان بی قرار ذهن در احاطه زیست جهان های تا بی نهایت جاری، تا بی نهایت متمایز.زیست جهانهایی شکل گرفته برمبنای تخصص،زیست جهان گوناگون با کارکرد های نا معلوم و کاملا جدای از هم.
آیا باید- چنان که توصیه می کنند در چارچوب یک سری قرار مشخص انسانی که پیشینیان به عنوان قرار های منطقی تئوریزه کرده اند عمل کنم.....
اما جهان دیگری هست که من می سازمش. جهانی که مبهم است، جهانی که در حال شکل گیری است جهانی که رو به جلو و همواره در حرکت است نه در چرخش، نه به سوی مقصدی، که تصور مقصد خمودگی به بار می آورد. جهانی که به یک چیز نیاز دارد، انسان
disgraced
+ نوشته شده در  2008/2/27ساعت 19:8  توسط دوغا  | 

آنلاين ديلماج

آنلاين ديلماج
http://www.parstranslator.net/far/translate.htm
ترجمه متن از انگليسي به فارسي
+ نوشته شده در  2008/2/27ساعت 19:2  توسط دوغا  | 

justupit

بدون هيچ محدوديتي و بدون ثبت نام فايلهاي خود را آپلود كنيد

There is no registration and no fees. Basic use requires no registration and is free of charge. There is nothing to install and no special software required. All you need is the browser you are using right now. A file can be up to 170mb!! and no download restrictions! (unlimited downloads)
http://www.justupit.com

+ نوشته شده در  2008/2/27ساعت 18:59  توسط دوغا  | 

سوري

«سوري» نام آشناترين زن اردبيل است. سراغش را از هر پير و جوان، زن و مرد اردبيلي بگيري بي‌خبر نيست. سوري دختر ساده‌ و معصومي از روستاي «الموت» قزوين بود كه عاشق سربازمعلم جوان‌شان مي‌شود. در حالي كه اين معلم قبلا ازدواج كرده و خانواده تشكيل داده، به اين دختر ساده و زودباور روستايي دروغ مي‌گويد. عشقبازي اين دختر دانش‌آموز ادامه پيدا مي‌كند تا روزي كه اين معلم با اتمام مدت ماموريت عازم شهر خود، اردبيل مي‌شود. تا چند ماه بعد نيز نامه‌نگاري از سوي اين دو ادامه داشته تا اينكه ديگر جوابي از سوي آن معلم به نامه‌هاي سوري داده نمي‌شود. دختر بيچاره كه ديگر تاب و تحمل اين بي‌خبري را ندارد و نگراني از سرنوشت معشوق روزگارش را سياه كرده خانواده و روستاي خود را رها مي‌كند و عازم شهر اردبيل مي‌شود. پرسان پرسان به در خانه معشوق مي‌رسد. در مي‌زند و زني جوان از خانه بيرون مي‌آيد. وقتي سراغ معلمش را از او مي‌گيرد زن جوان با تعجب از سوري مي پرسد: «شما با شوهرمن چكار داريد؟» سوري در مي‌يابد كه در تمام اين مدت معلم به او دروغ گفته است! ديگر روي برگشتن به خانه و روستاي خود را ندارد. كسي به درستي نمي‌داند چند دهه از آن روزها گذشته است، اما حداقل سي سالي است كه كوچه‌ها و خيابان‌هاي شهر اردبيل حتي در زمستا‌ن‌هاي پر از برف هم ميزبان دختر روان‌پريشي است كه حالا ديگر پيردختري شده. مردم با مهرباني با او كنار مي‌آيند. به او غذا مي‌دهند و با لباس‌هاي مناسب مي‌پوشانندش. اما بعضي وقت‌ها گويي كه موج عشق تمام وجودش را گرفته باشد، تند و جامه‌دران كوچه‌ها و خيابان‌ها را در پيش مي‌گيرد و به اين و آن بد و بيراه مي‌گويد. اما اين همه دليلي نمي‌شود تا مردم دوباره به او خوبي نكنند و عزيزش ندارند. مي‌گويند گاهي هم گويا كه درِ خانه معشوقش را به خاطر داشته باشد به سراغ او مي‌رود، مدتي در كوچه يار پرسه مي‌زند و بر مي‌گردد. (شعرا در موردش شعر گفته اند و نشریات در موردش نوشته اند اما مگر اینهمه دردی از او دوا می کند.)
هوم


سوري
فلکين قانلين اليندن بير آتلميش يئره اندي
بير فلاکت آنانين جان شيره سيندن سوتون امدي
بوللي نيسگيل شله سين چينينه آلدي
تاي توشوندن دالي قالدي ساري گل مثلي سارالدي
گونو تک باغري قارالدي
درد اليندن زارا گلدي گونو گوندن قارا گلدي
خان چوبانسيز سئله تاپشيرسين اوزون يوردوموزا بير سارا گلدي
بير وفاسيز يار اليندن يارا گلمز سانا گلدي
بير يازيق قيز جان اليندن جانا گلمز جانا گلدي
کئچه جکده الموت دامنه سيندن بورايا درمانا گلدي
بير آدامسيز سوري آدلي،الي باغلي،ديلي باغلي!
سوري کيمدور؟ بير گولدي جهنمده بيتيبدور
سوري بير دامجيدور گوزدن آخاراغ اوزده ايتيبدور
سوري يول يولچيسيدور اَيريده يوخ دوزده ايتيبدور
سوري بير مرثيه دور اوخشاياراق سوزده ايتيبدور
او کونول لرده کي ايتميشدي ازلدن اودو گوزدنده ايتيبدور
سوري بير گوزلري باغلي،اوزو داغلي،سوزو داغلي،اولوب
هاردان هارا باغلي!...
شعرين آردي

+ نوشته شده در  2008/2/27ساعت 17:9  توسط دوغا  | 

Commons Picture of the Year 2007

 


more
+ نوشته شده در  2008/2/24ساعت 17:48  توسط دوغا  | 

باب پانزدهم / در تدبير پيران

مزاج پيري سردست و خشك، و هرگاه كه مردم به پيري رسند، همه تدبيرهاي وي بايد كه به گرمي و تري ميل داشته بود ، چون گرمابه رفتن ، و ماليدن (ماساژ، مالش (Massage و بايد كه به اعتدال باشد، به روغن هــاي گرم و خوش بوي خود را چرب كردن ، چون روغن سوسن (Lily of the - valley) و ياسمن (Jasmin) و عطرهاي معتدل و شراب صرف به مقدار معتدل ، و در بستر نرم غلطيدن و رياضت اندك و شادكامي و خوشدلي جستن ، و از هرچه مزاج پيري دارد، چون اندوه و ترس و عطرهاي سرد، چون كافور و نيلوفر (نيلوپر، نيلوپل Nenuphar) و از طعام ترش، خويشتن دور بايد داشت ، و ببايد دانست كه هواي بد و بخارها و تري هاي (1) ناخوش و دود و غبارها همه در پيران اثر زيادت كند (2) از آنكه در ديگران خويشتن را از اين همه نگاه بايد داشت ، و غذا به تفاريق (3) و اندك اندك بايد خورد. و اگر كسي را معده، احتمال كند كه به يكبار تمام بخورد، روا باشد ، و طعام پس از آنكه از گرمابه بيرون آيد موفق تر (4) باشد ، و طعام خورده اندر گرمابه نشايد رفت ، و طعام هاي غليظ كه سودا فزايد نشايد خورد، مگر وقتي كه در معده رطوبت گرد آمده باشد، بر سبيل علاج، روا بود ، و چيزهاي تيز چون آبكامه و غير آن نشايد خورد ، و شير سود دارد، اگر در معده ترش نشود و باد نكنند. بدين سبب برنج به شير با عسل يا با شكر، سود دارد. و گرسنگي، سخت زيان دارد، و اندر معده و امعاي پيران رطوبت بسيار گرداند. گاه گاه حاجت آيد به نرم داشتن طبع ، و بعضي مردمان را در پيري، طبع خشك تر شود و قليه گندنا با روغن زيت يا آيا آبكامه بيش از طعام ديگر بخورد (5)، طبع را نرم كند. واما آب (6) اندر آب و نمك پزند و با آبكامه و روغن زيت بخورند، طبع را نرم كند، و پنج درمسنگ بسفايح (7) با دسته برگ كبريت (8) بپزند و بپالايند و مقداري تخم معصفر (9) پاك كرده و كوفته در وي بجوشانند طبع را نرم كند (10) و احشا را پاك كند ، چهار درم افتيمون Cuscuta Epihymum (گل گلاب) ، با چند دانه انجير خشك و لختي تخم معصفر بكوبند و بخورند اجابتي تمام كند ، و انجير خشك در ماءالعسل پيش از طعام بخورند، طبع نرم كند. و هر وقت اين ملينات يكي بكار ميدارد، تا طبع با يك چيز خونكند ، و تا ضرورت نباشد فصد نكند ، و طعام گوشت آبه خورد و شورباهاي گندم و مانند آن با دارچيني و اندكي زنجبيل ، و در فصل سرما ترياق بزرگ و مثروديطوس (11) خورد، تا نافع آيد.
منبع
+ نوشته شده در  2008/2/22ساعت 16:25  توسط دوغا  | 

تدبیر جماع

ببايد دانست كه جماع نوعي است از استفراغ هاي طبيعي و از جمله سبب هائي (علت ها) است كه هرگه كه چنداني اتفاق افتد كه بايد، و چنانكه بايد، و آنوقت كه بايد، تندرستي باشد ، و هرگاه كه خلاف اين بود، سبب بيماري شود از بهر آنكه هرگاه كه اوعيه (44) " مني" پر شود، طبيعت محتاج شود به دفع آن. اگر كار كرده شود، استفراغ طبيعي باشد، مردم سبكي و نشاط يابد و انديشه ها بدو وسواس و قوت عشق بدان زايل شود. و اگر اين استفراغ، اتفاق نيفتد، اندر همه تن، اندكي گراني پديد آيد ، و باشد كه " مني" اندر جاي خويش گرم شود، و بخار آن بدل برآيد و بدان سبب تبها تولد كند ، و باشد كه بخار آن به دماغ بر شود، " وسواس" و " ماليخوليا" و " تيرگي چشم" و " خفقان" و " سرگشتن" پديدآيد.
و ببايد دانستن كه " مني" از خون تولد كند كه اندام هاي اصلي را شايد، و آن در بايسته ترين خوني باشد اندر تن، و بدين سبب است كه هرگاه كه مردم جماع كند افزوني عادت، تن او سرد شود و ضعيف گردد، نبيني اگر چه مردم اندر جماع اسراف كند جمله " مني" كه از وي جدا شود پنجاه (45) درمسنگ باشد تا نباشد ، و اگر فصد كند و دويست درمسنگ خون بيرون كند، در وي آن ضعف پديد نيايد، كه از جماع آيد. و اين دليل است بر آنكه " مني" در بايسته ترين (46) خونبست اندر تن مردم. و سبب آنكه جماع، ضعيف كننده است، آن است كه اوعيه " مني" در جماع با سه يا پنج بيش) 47) پر نشايد و تهي گردد، و اگر بيشتر الحاح كند بيرون آيد و آن خوني باشد كه غذاي اندام هاي اصلي خواهد شد. و هرگاه كه آن غذا خرج شود، مدتي دراز ببايد، تا عوض آن بجاي باز آيد، و بدين سبب است كه اثر جماع بيشتر است.
و جماع بر گرسنگي و از پس " قي" و " اسهال" و از پس گرمابه و از پس رياضت، تن را خشك كند و حرارت غريزي كم كند و چشم تاريك كند وپاي ضعيف كند. در جمله، از پس هر سببي كه تحليل بسيار كند، چون شادي به افراطي و بيخوابي به افراط و مانند آن سخت زيان دارد ، و از پس امتلا از طعام، " درد بندها" و " سستي عصب ها" و " سده" و " ضيق النفس" (Asthma) و " دمادما" (48) و " رعشه" و " استسقاء" تولد كند. و اگر در حال جماع سرما در پشت آيد يا با لذت جماع رنجي يابد، يا از اندام هاي او بوي ناخوش آيد، نشان آن باشد كه در تن او خلطهاي بد است، از جماع دور بايد بودن و تن از خلط پاك كردن.
و ببايد دانست كه خداوند مزاج " گرم" و " تر" اندر كار جماع قوي باشد و مضرت آن بر وي كمتر پديد آيد. و خداوند مزاج " گرم" و " خشك" هم قوي باشد، ليكن اثر خشكي در وي پديد آيد و لاغر شود و چشم بكو فرو شود (49). و خداوند مزاج " سرد" و " خشك" هر دو ضعيف باشند و مضرت آن برهر دو زود پديد آيد.
منبع
+ نوشته شده در  2008/2/22ساعت 16:17  توسط دوغا  | 

باب 12/ در تدبير فصد و حجامت (1)

فصد، استفراغي است كلي از بهر آنكه مركب همه اخلاط خون است و بدين سبب هرگاه كه فصد كرده شود از هر خلطي چيزي كم شود، پس فصد را استفراغي كلي ازين سبب گويند. و فضيلت فصد آنست كه چون رگي گشاده شود، رنگ و قوام قوت خون بيرون آمدن جمع توان ديد. و چندانكه مصلحت باشد، بيرون ميتوان كرد از اندك يا بسيار و داروي مسهل يا داروي " قي" اگر تقصير كند آن تقصير به داروي ديگر تدارك توان كرد و خطرناك باشد. و اگر افراط كند باز داشتن، دشوار و بدين سبب فضيلت هيچ استفراغ به فضيلت فصصد نرسد. و منافع خون در تن بسيار است. آنچه از آن چاره نيست در اين جايگاه مختصر گفته آيد (2) و آن آنست كه " جگر" گرم است و معدن قوت طبيعي است. و همه تن از آن، بهره يابد تا بدان پرورده شود ، و مركب حرارت غريزي هم خونست و خون آنرا به همه تن ميرساند. و بدين سبب است كه هرگاه كه خون لختي (3) بيشتر بيرون آيد، ضعف و غشي تولد كند. و منفعت بزرگتر آنست كه رگي بزرگ از " جگر" بدل پيوسته است و نصيبي تمام از خون بدل ميرساند و آن خون اندر دل مركب چون شرائين گردد و اندر همه شريانها برود و قوت حيواني به همه تن برساند. و بدين سبب است كه هرگه كه خون از شريانها برود، قوت حيواني باطل گردد و مردم هلاك شوند. و كمترين منافع خون آنست كه پوست رنگين و تازه و با رونق دارد و از بهر اين معني بعضي از متقدمان، خون بيرون كردن به هيچ حال روا نداشتندي ، و آن راي، خطاست از بهر آنكه منفعت خون آن وقت باشد، كه مقدار خون اندر تن چندان باشد كه بايد، و مزاج آنچنان كه بايد. پس هرگه كه مقدار بيشتر شود يا مزاج آن بگردد ناطبيعي گردد و سبب بيماريها شود. و زائل كردن حال ناطبيعي واجبست و عذري خواسته اند و گفته كه هرگه غذا از بيمار بازگيرد يا چيزي نافع و اندك داده شود، هم مقدار خون و هم مزاج خون به اعتدال باز آيد، وبه بيرون كردن حاجت نيايد. جواب آن گوئيم، اگر چه اين تدبير صوابست، مدتي و مهلتي (4) بايد تا غض حاصل آيد ، و آنجا كه ايمن نتوان بودن كه آفت پيشدستي كند و مهلت ندهد، پس به ضرورت، مقداري خون كمتر بايد كردن و صواب آن باشد كه اندر چنين حال هر سه تدبير كرده شود. غذا نافع و اندك دادن و مقداري خون بد بيرون كردن، خود غرض حاصل آيد. و اگر در حال بيرون كردن خون، اعتماد بر قوت و بر حال دل بايد كرد، و اين از نبض توان داشت (5). و اوليتر آنست كه طبيب در حال فصد، دست بر نبض دارد، تا هرگه كه تغيري و ضعيفي پديد آيد، در حال ببندد. و هرگاه كه سبب فصد، تباهي خون باشد، تا رنگ و قوام آن نگردد، نبايد بست، مگر كه اثر ضعف پديد آيد. و هرگه كه سبب فصد، بسياري خون باشد، تا قوت بيرون آمدن كمتر نشود، نبايد بست مگر كه اثر ضعف پديد آيد. و هرگه كه سبب فصد، آماس باشد تا رنگ خون نگردد، نبايد بست. " بقراط" بدين سبب ميگويد كه: اندر " شوصه" (7) رگ باسليق (Basilic Vein) بايد زد و تا رنگ خون بنگردد (7) نبايد بست مگر به دو سبب: يكي آنكه ضعف پديد آيد. دوم آنكه آماس، قوي باشد و رنگ خون دير بگردد و بيم ضعف باشد از بهر آنكه آماس گرم و بزرگ گذرهاي خون بسته باشد، و خون را در آن موضع باز داشته و به دشواري بيرون آيد. و مردم محرور و لاغر را كه در معده، صفرا تولد كند و كسي را كه " مسام" گشاده شود و كسي را كه " فم معده" ضعيف بود و كسي كه حس " فم معده" قوي باشد، از غشي نگاه بايد داشت.
پس طبيب بايد كه دست بر نبض دارد، تا چون اثر تغير بيند در حال ببندد. و در حال خون آمدن، غشي كمتر افتد، بيشتر پس از آن افتد كه رگ بسته باشند و " قي" كردن پيش از فصد، غشي باز دارد، خاصه كسي را كه در معده صفرا تولد كند و " فم معده" ضعيف بود. و اگر در حال غشي " قي" افتد، غشي زائل شود و قوت باز آيد.
و تدبير باز داشتن از غشي آنست كه پيش از فصد به زماني اندك مايه شراب انار دهند يا شراب سيب ترش يا شراب آبي ترش، يا شراب غوره يا مانند اين چيزي. و مبرود را پيش از فصد، شراب بودنه)پونه Pennyroyal) دهند با ميبه (8) يا جلابي كه اقاويه (9) در وي پخته باشند و مفصود را به پشت باز خفته فصد كند. و هم بدان شكل بايد تا خون چندانكه بايد بيرون كنند يا كمتر از قدر حاجت و به هيچ حال اسراف نكند. و از پس فصد، گوشت آبه (10) دهند. و " فصاد" بايد كه " نافه مشك" (11) و " پر مرغ" و آلتي كه بدان " قي" توان كرد حاضر كند (12) تا اگر غشي افتد در حال، " پرمرغ" فرو كند و" قي" آورد و مشك را ببوياند و دواءالمسك (13) اندر جلاب يا در آب انار حل كند و به حلق اندر چكاند.
و كسي را كه تب آيد، اندر ميان تب و روز ( تب روز حماي يوم Hectic- Fever) نوبت رگ نشايد زدن. و كسي را كه درد صعب بود، رگ نشايد زد. نخست درد ساكن بايد كرد و پس، رگ زدن از بهر آنكه درد، اخلاط را سوي خويش كشد. و رگ زدن، خلط را سوي خويش بيرون كند، منازعت ميان اين هر دو كشيدن پديد آيد، و اضطراب و شوريدن و ضعف تولد كند. و اندر تابستان، رگ روزي بايد زد كه هوا خوش باشد واندر ساعت نخستين) 14) از روز، خاصه مردم محرور را.
و اندر تدبير استفراغ به داروئي مسهل ياد كرده آمده است كه كدام روزگار، از فصل گرما، نه مسهل شايد خورد و نه فصد كردن. آن معني اندرين باب نگاه بايد داشت. وآن روز كه فصد كنند ديگر روز طعام اندك و لطيف تر بايد خورد و چيزي (15) بايد كه صفرا بنشاند خاصه محرور را. در جمله طعامي كه قوت بسيار دهد چون كباب و قليه خشك و مانند آن نبايد خورد از بهر دو كار: يكي آنكه مقصود از فصد بازگرفتن خون باشد و طعام قوي، مقصود باطل كند.
و ديگر آنكه آنروز كه فصد كند، قوتها و معده وديگر اندامها همه لختي ضعيف شوند و قوت ها قوي بايد تا طعام هاي قوي هضم كند. و چون قوت ضعيف باشد و طعام قوي خورده باشد هضم، بد باشد و خلط بد تولد كند و در حال گراني و كسلاني آرد.
و ازپس " قي" و از پس " اسهال" و از پس " جماع" و از پس " بيخوابي" و " رنج" و از پس " ناگواريدن" طعام و از پس " هيضه" (16) و از پس كاري كه تن را گرم كند تا به سبب آن تحليل، بسيار افتد و " مسام" گشاده شود، رگ نشايد زد ، و اگر ضرورت باشد ميان اين حال ها و ميان رگ زدن بايد كه دو روز يا سه روز رفته باشد. و از پس رگ زدن غلتيدن وآسودگي صواب باشد ، ليكن نشايد خفتن از بهر آنكه كسلاني و ضعيفي آرد و بر سر رگ " رفاده" بزرگ نبايد نهاد و هيچ عطر و لخلخه (17) نبايد ماليد. و اگر سر رگ گرم شود هر ساعت مي بايد گشاد و " رفاده" به گلاب سرد تر كردن و باز ببستن. و مرطوب را پيش از رگ زدن، رياضت معتدل بايد كرد، تا حرارت برافروزد و رطوبت ها بگذارد.
و اما رگهائي كه بيشتر زنند (18) قيفالست) وريد قيفال (Cephalic Vein و اكحل) وريداكحل (Meodian Cutaneous Vein) و باسليق Basilic Vein) ) (19) و حبل ذراغ (20) واسليم (21) و باسليق ابطي (22) و مابض ابطي (23) و صافن < Shaphena, Internal Saphenous Vein) آريانپور) و عرق النسا (24) و هر رگ را منفعتي ديگرست.
اما قيفال، علت هاي سر و چشم و بيني و كام و زبان و دندان و لب را سود دارد. و فصد اكحل، علت ها همه تن را سود دارد. و باسليق، علتهاي " جگر" و " سپرز" (25) و " ذات الجنب" و " شوصه" و دردهاي سرين و ساق و قدم را سود دارد.
واسليم، دنبال باسليق است، از دست راست، درد جگر را سود دارد. و از دست چپ " سپرز" را سود دارد. و خداوند " گر" و " خارش" (26).
و حبل الذراع، اندر بعضي دست ها با رگ باسليق است واندر بعضي با اكحل آميخته و بر " زندالاعلي" ( Radial Bone، استخوان زند اعلي ، Radius) نهاده نزديك خرده دست ( مچ دست < Wrist Carpus آريانپور) 0 و اندر كتب ميگويند كه منفعت آن همچون منفعت قيفال است. و قياس، بر خلاف اين واجب ميكند، همانا كه اين خلاف از سهو ناسخان افتاده باشد (27).
و فصد صافن، خــــون را از نيمه با پا [در بعضي نسخه ها: بالا] فرود آورد و حيض بگشايد و ريش زه دان (رحم Uterus ( و خايه و قضيب را سود دارد.
و مابض (28)، زير زانو است و بعضي از طبيبان گفته اند: كه مابض شاخها است و دنبال رگها كه يك رگ شده است. فصد آن، درد " احشا" را و درد " پشت" را سود دارد. و صافن، حيض را بگشايد و درد " مقعد" و"بواسير" را سود دارد.
و فصد عرق النسا، درد عرق النسا را زايل كند. ومنافع اين به منافع صافن نزديك است (29).
اما قيفال را مورب (30) بايد زد يا از پهنا ربوده بايد زد تا بيش از ديگر روي رگ بيرون نرود ، و بكرانه وتر (رباط ، زردپي ، Tendon) و عصب و عضله و غشاي آن برنيايد. و اندر زير اكحل عصبي هست، احتياط بايد كرد و ربوده (باتردستي و چابكي) بايد زد، و از درازنا (طول، درازا) بايد زد از بهر آنكه بسيار باشد كه اكحل در ميان دو عصب باشد.
و باسليق، از بهرآنكه در زيرش شريانست از موضع خويش يك سو بايد برد و مورب بايد زد تا از پهنا، از درازا نبايد زد و اگر از درازا زنند باد گيرد (باد كند، متورم شود) و باشد كه از هر دو جانب شريان باشد، دست از او ببايد داشت و رگي ديگر بايد جست. و اندر بيشتر وقتهاكه باسليق ببندند، باد گيرد ، و نشان بر وي آن باشد كه بر رگ مانند عدس يا نخود يا بزرگتر ناهمواريها پديد آيد، پس ببايد گشادن و به آهستگي ماليدن تا ناهمواري بشود (از بين برود) و ديگر ناهمواري ها پديد آيد، پس ببايد گشادن و به آهستگي ماليدن تا ناهمواري بشود، و ديگر باره ببستن ، و اگر ديگر باره بادگيرد، دست از آن ببايد داشت) 31) ، و باسليق ابطي بايد زد و هر رگ ديگر كه همچنين باد گيرد، نبايد بست و نشايد. و باسليق را اوليتر آنست كه به پشت، نيش (32) زنند چنانكه نيش حجامت زنند، تا سلامت باشد. و باسليق ابطي را بسيار ببايد ماليد و آب گرم برريختن بسيار، پس ببستن و بند بزرگ بايد زد، و دست مفصود راست بايد داشت، چنانكه زاويه بغل قائمه باشد، و رگ را به ابهام (انگشت ابهام، شست Thumb) فرو بايد گرفت و نيش از بالا برگ فرو بايد برد.
و فصد اسليم، ساعد (Forearm) را ببايد بست و مورب بايد زد يا از بالا، يعني از درازنا، و دست اندر آب گرم بايد نهاد تا خون چندانكه خواهد برود.
و رگ صافن، از بالا اشتالنگ ( شتالنگ ، استخوان پاشنه يا Astragale) ببايد بست و گامي چند ببايد زدن، و كروهه اي (33) از پنبه در زير پاي فرو فشارد تا رگ پديد آيد. و آن اصل رگ، دو شاخ برخاستست از دو جانب. و اصل اندر ميان هر دو است اصل را ببايد زدن.
و مابض را ساق ببايد بست، و ران نيز ببايد بست، و چندگام ببايد رفت، و چند بار فرو بايد نشست و برخاست، تا رگ پديد آيد.
و عرق النسا (34) را دستاري بگيرند دراز، يك سر آن در ران مفصود ببندند و باقي بر ران و ساق او مي پيچند (35) و مي بندند سخت تا به نزديك شتالنگ ، و چند فرو نشيند و برخيزد و پاي بر خشتي نهد و فصاد بر پشت پاي، ميان " خنصر" و " بنصر" رگ را بجويد. اگر يافت از خطا ايمن شد ، و اگر نيابد از پس شتالنگ از جانب و خشتي (36) بجويد و نشايد (ساير نسخه ها: نشان) عرق النسا آنست كه بر وي چند گره باشد و از درازا بايد زد از بهرآنكه از دو جانب او عصب است. و هرگه كه فصاد را خطائي افتد و سر نيش به غشا عصبي بازآيد، اگر دست باشد يا پاي، آماس گيرد و"كزاز" (Tetanos) تولد كند. پس همه تن به روغن بنفشه چرب بايد كرد، يا روغن بادام و آب گشنيزتر (گشنيز Coriander) و صندل سرخ و سفيد و شياف ماميثا (37) بر آماس ضماد كردن ، و اگر قوت بر جاي بود از دست ديگر رگ بايد زد ، يا رگ صافن ببايد زدن ، و اگر اين خطا بر پاي افتد از دست رگ بايد زد، هم از آن جانب، و اگر جراحت، ريم چرك (Pus) كند، جراحت فراغ (ساير نسخه ها: فراخ) بايد كرد ، و رفادهايي بايد نهاد، چنانكه ريم دفع كند. و اگر خطا از آنگونه افتد كه تنگ (ساير نسخه ها: نيك) گشاده باشد و خون اندر پوست گرد آيد و جايگاه رگ كبود شود، يا اثر آن زايل نشود، بدان دست هيچ كار نشايد كرد ، وهرگاه كه كبودي، كمتر مي شود و سلامت باشد و اگر كبود تر مي شود و يا سياه شود از دست ديگر رگ بايد زد، يا رگ صافن بايد زد ، وآن ضماد كه بيشتر باد كرده آمدست بر نهادن. و هرگه كه نشتر به شريان باز آيد، در حال ، سر رگ ببايد گرفت و دارويي كه آنرا لازوق (38) خوانند، برنهادن و زير آن رفاده بر نهادن و نيش محكم و دست بر بالشي بزرگ نهادن و بازوي و دست ديگر و پائي كه برابر اين دست مجروحست ببستن، تا خون بدين دست مجروح، ميل نكند و اگر از بستن رنج رسد، ببايد گشادن و بازببستن (39).
صفت لازوق، بگيرند: دم الاخوين (خــون سياوشان Dragon's Blood) و انزروت (40) و شب يماني (41) و قلقطار (زاگ زرد) و جلنار (معرب گلنار) و اقاقيا < Falce Acacia) آريانپورCommun Locst- Tree ، < حييم) و كندر و صبر (صبرزرد صبرالاصفر، Aloes) و از هريكي يك درمسنگ، صمغ عربي دو درمسنگ، اين همه را بكوبند و بپزند و به سفيده خايه مرغ بسرشند و آنرا با " وبر" (43) خرگوش يا با " قز" (44) پخته يا " خانه عنكبوت" (45) پاكيزه بر جراحت و گرداگرد آن نهند و به بندند و ده روز باز نگشايند. بعد از ده روز برفق بگشايند، اگر خون ساكن نشده باشد باز ببندند و هر چند روزي ميگشايند و باز مي بندند، تا معلوم شود كه جراحت بسته و محكم شده. و اندرين ميان طبع مفصود نگاه بايد داشت، تا نرم شود و به اعتدال باشد. و نشان رسيدن نيش به شريان آنست كه حركت خون بيرون آمدن حركت با نظام باشد همچون حركت نبض ، و در حال، نبض ضعيف شدن گيرد، و خون شريان رقيق تر باشد و اشقر) 46) باشد و اگر گوش بدو برند آواز خون بتوان شنيد.
اما حجامت (47)، كودكان و پيران را به جاي فصد باشد. و بر هر عضوي كه حجامت كنند آن عضو پاك شود و با خون حجامت از گوهر روح چيزي خرج نشود، و با خون فصد، بسيار خرج شود ، و كودكان را تا از شير باز نكنند بي ضرورتي سخت حجامت نكنند، و از پس آن تا ضرورت نباشد نشايد از بهر آنكه ضعيف شوند، و بر آن ضعف بمانند ، و بزرگان را از پس شصت سال، حجامت نشايد كرد از بهر آنكه خشكي بر پوست ايشان غلبه دارد.
و اوليتر آن بود كه روز چهاردهم ماه و پانزدهم ماه بايد فصد نكنند و حجامت نكنند (48)، توقف كنند تا نور ماه، نقصان گيرد. و اين روز شانزدهم و هفدهم باشد از بهر آنكه روز چهاردهم، ممتلي باشد از نور و اخلاط اندر تن حركت كرده باشد و ميل بجانب ظاهر كرده و رگها باريك و شاخ رگها (شاخه رگها) همه پر شده. و اندر وقت زيادتي نور ماه، خون نيك و صافي بيشتراند و خلط بد كمتر ، و هرگاه كه نور ماه نقصان گيرد، خون صافي باز گرديدن گيرد و اخلاط كه با خون حركت كرده باشد، به سبب آنكه، غليظ تر باشد بازپس (واپس تر و عقب تر) ماند و بدان زودي كه خون صافي باز گيرد، اخلاط باز نتواند گرديد، بدين سبب با خون حجامت اندر نقصان نور ماه خلط بد بيشتر آيد.
منبع
+ نوشته شده در  2008/2/22ساعت 16:12  توسط دوغا  | 

باب هفتم / در تدبير شراب (1)

اما منافع شراب آنست كه مزاج و حرارت آن مناسب حرارت غريزي است كه تن مردم بدان زنده است ، بدين سبب حرارت غريزي را بيفزايد و طعام را هضم كند نيكو و خلطهاي خام را بپزاند وبگدازد. وبعضي را ب " اسهال" و بعضي را ب " ادرار" و بعضي را ب " قي" وبعضي را ب " عرق" دفع كند(2)0 و بدين سبب است كه هر كه شراب خوردن عادت كند، هرگاه كه دست از آن كوتاه كند، هضم او تباه شود و حرارت غريزي او ضعيف شود ، و قوت ها و اندام هاي وي ناقص و ضعيف گردد ، و خلطها كه ب " عرق" و " اسهال" و"ادرار" و " قي" دفع نشدي، در تن او بماند و بسيار گردد و بيماري هاي گوناگون تولد كند ، و ديگر (3) آنست كه رنگ روي را برافروزد وقوت روح و قوت اندام ها را مدد كند و رگ ها را از اخلاط بد بشويد و شهوت كلبي) اشتهاي سگي( ببرد ، و " قولنج" (4) (Colic) و " سده ها" را بگشايد و رگ ها را فراخ كند و غذاها را به همه تن برساند، و بدين سبب " ناقه") 5) را فربه كند ، و خواب خوش آرد ، و " باذزهر" (6) همه زهرهاي سردست، چون افيون) ابيون (Opium و شوكران < Hemlock) شليمر( ومانندآن ، و " كژدم (7) زده" شراب گرم كرده قوي را سود دارد (8).
و اين منفعت ها وقتي بود كه به دستور و اندازه بود ، و هرگاه كه از اندازه بگذرد همه مضرت گردد از بهر آنكه منفعت بزرگ در شراب آنست كه حرارت غريزي را مدد (9) كند ، و هرگه كه بسيار خورند حرارت غريزي را ضعيف كند از بهر آنكه شراب حرارت غريزي را غذا است و غذا پذيرنده آنگاه قوي باشد كه غذا به اندازه قوت او باشد، وچون غذا قوي شود قوت هاضمه و غاذيه (10) از تصرف كردن در آن عاجز آيند، و چون اين دو قوت عاجز آيند، ناچار غذا پذيرنده ضعيف گردد ، و حال حرارت غريزي با شراب بسيار همچنان است كه آتش اندك كه هيزم بسيار بر آن نهند، اما از فروزانيدن هيزم عاجز آيد و فرو ميرد، حرارت غريزي همچنان از هضم شراب بسيار عاجز آيد و ضعيف گردد. وبدين سبب است كه هرگاه كه افراط كنند، بيم باشد كه " بمفاجات" (11) در ميان شراب بميرند، از بهر آنكه شراب زود با خون بياميزد ، و هرگاه كه بسيار گردد و همه رگ هاي اندام ها چون " جگر" و " شش" و " دل" پر شود و هوا را كه مدد روح است، گذر نماند، در حال " بمفاجات" فرو ميرد.
و اين معني را شرحي است هرچه تمامتر در كتاب " ذخيره خوارزم شاهي" داده و مضرت هاي ديگر چون " وسواس" (Obsession) و " ماليخوليا" و"غفلت" و " كندفهمي" (12) و " راي ناصواب" و " خيرگي چشم" و " تباه شدن حاست ها" (13) و " ترسيدن" در خواب و" بيداري بي سببي" و " سكته" و " خناق" و " رعشه" و " نقرس" و " فالج" و " سرسام" (15) و " هذيان" و " ديوانگي" و"تب هاي محرقه" و " استسقاء" و چگونگي تولد اين علت ها در كتاب " ذخيره" ياد كرده آمده است.
و بعضي مردمان باشند كه هرگاه كه قدح بزرگ خورند دير مست شوند ، و اگر قدح هاي كوچك خورند زود مست شوند از بهر آنكه " معده" و " جگر" ايشان گرم باشد (16) و از قدح بزرگ بخار نتوان انگيخت (بجنبش در آوردن) ، و چون بخار شراب به دماغ اندر شود (17)، دير مست شوند ، و از قدح كوچك بخار زود بر تواند انگيخت، پس بدين سبب زود دماغ بخار شراب ممتلي گردد و مست شود.
و ببايد دانست كه محرور را شراب سفيد و رقيق (18) تر باشد (19) و شراب زرد قوي تر بود ، و هرچه رنگين تر و قوي تر، پيران و مرطوبان (20) را شايد. و شراب سياه غذا بيش دهد، لكن حرارت او كمتر از حرارت زرد بود، خاصه شرابي كه رنگ آتش دارد ، و شرابي كه طعم (21) و بوي او ضعيف بود، محرور را شايد، ليك از معده دير بيرون شود ، و شراب خوشبوي را " ريحاني" (22) گويند، خداوند " خفقان" (23) و " غشي" (24) را موافق بود.
شراب ناخوش بوي دماغ را زيان دارد و اخلاط بد فزايد ، شراب شيرين، فربه كند و آواز را صافي كند، ليكن " سده" پيدا كند و دير گوارد و " جگر" و " سپرز" را زيان دارد ، شراب تلخ زود گوارد و " سده" بگشايد و خلط بلغمي را لطيف كند ، شراب رقيق زودتر به رگ ها بگذرد و به دماغ رسد و زود مست كند و ادرار بيشتر كند ، و شراب غليظ ضد اين بود ، و شراب خام ناجوشيده را مستي و هوشياري زودتر باشد و نشاط زياده كند و خون را صافي كند، ليكن بوي دهان از مداومت آن ناخوش گردد و دماغ را تري فزايد ، شراب جوشيده آنچه تلخ باشد گوارنده تر باشد و هشياري از وي ديرتر بود و خارش (25) قوي بود و نشاط آن هم چون نشاط شراب خام بود ، و شراب جوشيده شيرين، سنگ و ريگ اندر گرده و مثانه پديد آورد و باشد كه ب " استسقاء" ادا كند ، وشراب " ميويزي" (26) را حرارت و رطوبت كمتر از شراب انگوري باشد و غذا كمتر دهد (27) و " نفخ" كند، و كساني را كه مزاج ايشان سرد و خشك بود نشايد (28).
و انواع شراب ها كه از برنج (29) و كاورس و غير آن كنند، آنرا از جمله شراب نشمرند، و فعل و منفعت شراب از آن نيابند، جزآنكه دماغ را ممتلي كند. و شراب كهن حكم " دارو" دارد ، و شراب نارسيده " جگر" را زيان دارد و باشد كه " اسهال" كند (30).
و هر كه از گرمي شراب ترسد، غذا از غوره و ريواج (31) و مانند آن بايد ساخت و نقل انار و ترشي ترنج ، و هر كه شراب خورد و " صداع" ) 32 ) آرد، نقل آبي (33 ) و انار بايد كرد و در ميان هر دو سه جام شراب اندك مايه آب سرد خوردن تا قوت شراب از دماغ باز دارد ، و هركرا معده گرم و ضعيف نقل حب الاس (Myrtle berries) و آبي ترش )به ترش( كند. و اگر معده سرد باشد نقل كمون (34 ) و سعد (35 ) و قرنفل (Clove gillif - Lower) و پوست ترنج (36 ) كند ، و اگر كسي را سردي غالب بود و دل ضعيف، درخم شراب پيش از آنكه بجوشيدن آيد بگيرد زرنباد (37 ) و گوزبوا (38 ) و سعد و سنبل (Hyacinth) و مصطكي و قرنفل و دارچيني و در " صره" كند و ببندد و در خنب ) خم( شراب آويزد، چنانكه در ميان او آويخته بود، و اين چنان باشد كه سنگي با داروها در " صره" نهند، تا او را گران دارد. و هرگاه كه سر " خنب" بازكند آن " صره" را در شراب بمالند، و هرگاه كه سر " خنب" سخت كنند " صره" هم در آنجا بگذارد تا آنروز كه بگشايند. و اگر كسي را اين معني اتفاق نيفتاده باشد و بدين معني حاجتمند بود، همچنين اخلاط كوفته و بيخته اندر " صره" بندد و در " قرابه" افكند ، و هر كه خواهد قدري از اين داروها در شراب بجوشاند و در وي مالد، تا قوت آن بگيرد. و هر كسي را " سودا" غالب بود، لسان الحمل و تخم بادرنجبويه و افتيمون با اينها ياور كند ، و كسي كه در ميان شراب " قي" و " منش گشتن" را رنجه دارد، نقل زيره و نمك كند. و شراب ناشتا، دماغ و عصب ها را زيان دارد و تشنج آرد و خرد را زايل كند.
مستي متواتر، مزاج جگر و دماغ را تباه كند و بيماري عصب ها آورد و بيم " سكته" و " مفاجات" بود ، و كودك نارسيده (نابالغ( را شراب زيان دارد، زيرا كه شراب حرارت غريزي را تحليل كند. كسي كه خواهد كه از مستي زود هشيار گردد، سركه به آب بياميزد و مقدار سه پياله باز خورد و كافور (Camphor) و صندل مي بويد و روغن گل (39 ) و سركه و گلاب بر سر مي نهد. و كسي كه خواهد كه زود مست شود تاعضوي را علاج كند ) 40 ) بزرالبنج (41 ) و قشور (پوست ها) يبروج (42 ) در آب پزند تا آب سرخ شود، پس با شراب بياميزد و بدهند ، و هر گه خواهد كه شراب بسيار خورد و دير مست شود، اگر محرور باشند، آب تاك زر كه از انگور سفيد باشد و آب انار ترش از هر يكي ده درمسنگ و سركه پنج درمسنگ بهم بياميزند و يك " وقيه" (43 ) باز خورد ، و اگر مبرود باشد سداب (44) خشك و زيره و نمك هم برابر بكوبند و آب بر چكانند و بسرشند و اقراص گردانند و خشك كنند، پس هر ساعتي دهان بدان خوش ميكنند.
منبع
+ نوشته شده در  2008/2/22ساعت 16:3  توسط دوغا  | 

باب سوم و پنجم کتاب خفی علائی

و ازين سبب ها به هيچ سبب نيست مردم نزديكتر و با وي ملازم تر و تن او بدان محتاج تر از هوا. از بهرآنكه قوام همـــه تن به سه قوتست: طبيعي (Natural Power) كه به نيروي طبيعي اطلاق مي گردد و حيواني (Animal Power) و نفساني (Physical Power) و اين قوت ها كار خويش نتوانندكردمگر به ميانجي روح Sprit) يا(Soul و ماده (2) روح، هوا است كه مردم آنرا به نفس مي گيرند. و بدين سبب از چيزها كه بيرون تن حيوانست، هواست كه باندرون و بيرون دميده تر است. و اگرچه هوا گرم و ترست، اين هوا كه نزديك ما است به قياس با مزاج روح و حرارت غريزي (3) سرد است. و اين هوا كه به دم زدن ما به حرارت غريزي رسد و با روح بياميزد گرم شود و بسوزد. اگر به دم زدني ديگر از روح جدا نشود و مزاج روح از اعتدال بگردد و هرگاه كه به دم زدن ديگر از روح جدا شود هوائي تازه اندر آيد، مدد روح گردد و راحتي از آن هواي تازه به روح رسد. بدين سبب روح را از هواي تازه راحتي و منفعتي عظيم است (4).
و ببايد دانست كه اين هوا كه نزديك ما است هواي خالص نيست از جهت آنكه با غبار و دود و بخار و غير آن آميخته است و از هر چيزي اثري پذيرد. و همچنين در هر فصلي از فصل هاي سال، هوا از طبع خويش بگردد و طبع آن فصل گيرد. و بهتر آن باشد كه هر فصل به طبع خاصه خويش بود. و هرگاه كه فصل هاي سال از طبع خاصه خويش بگردد، سبب بيماري شود. و بهترين هواها، هوائي باشد كه از بخار دريا و ديگر آبها و بخار مرغزارها و بيشه ها (Groves) و نبات ها و درختان چون بيد و انجير(5) و جوز (گردو)Walnut و چون باليزپره (6) كه در وي كرنب (7) وباقلي و سير و جرجير (8) باشد، و از بوي آهك و گلخن و عفونت ها دور بود ، و در ميان درختان به انبوه و ديوارهاي ـ بلند نباشد ، و از جانب شمال گشاده بود ، و در تابستان غبارآلود و در زمستان نمناك نباشد ، و حركاتش معتدل بود.
و هواي گرم، تن را لاغر كند و روي را زرد و تشنگي آورد و دل راگرم كند و قوت ها ضعيف گرداند ، و در رطوبت ها فزوني عفونت پديد آرد ، و مردم سرد مزاج (9) را و خداوند بيماري هاي سرد را سود دارد ، و رطوبت ها را تحليل كند ، و مشام (10) را بگشايد.
و هواي سرد، اندر بيشتر حال ها، مردم تندرست را سود دارد ، اما ماده ها را غليظ و فسرده گرداند ، بدين سبب آماس ها و جراحت ها كمتر بود و لكن " زكام" و " نزله" (11) بسيار افتد و مسام بسته شود و سينه درشت) زمخت، خشن ، (Ruph, Puole) گردد.
و هواي تر، مردم لاغر را سود دارد و پوست را نرم كند وهواي خشك ، ضد اين باشد.
و هواي غليظ، هوائي باشد كه در وي ستارگان خرد، در شب هاي پديد نباشد ، و دم زدن در وي بس خوش نباشد.
و هواي نمناك، زيان كارتر از هواي غليظ بود ، و هواي خانه ، گران تر از هواي صحرا باشد ، و هرگاه كه هوا بد شود و بخارهاي بد، با او، بياميزد، آنوقت هواي خانه به (بهتر) از هواي صحرا باشد.
و هرگاه كه " وبا" تولد (12) كند،
بخار عود < Aloes - wood)آريانپور)
و عنبر < Ambergis)آريانپور)
و مصطكي (قسمي سقز كندر رومي Mastic)
و كندر < Frankincence (آريانپور)
و صندل Wood Sandal) و < Sandal شليمر)
و سعد (به ضم سين سعد كوفي < Sedge Galingape شليمر وآريانپور ، مشك زمين < معين ، دوائي است كه آنرا به تركي " تپلاق" گويند و بهترين آن كوفي است < برهان)
و لادن < Indian- cress Nasturtium Labdanum)آريانپور) 0

و قسط (به ضم قاف Costus كه به زبان انگليسي Fals-Ribs گويند و اقسام دارد ، قسط شيرين . Sweet C و قسط تلخ . < Bitter C شليمر) و چوب سرو و گز Tamarisk) يا Tamarix و < Salt tree آريانپور) (13) و بادام تلخ، سود دارد و اصلاح هوا باشد و سركه اندر خانه و حوالي خانه پراكندن سود دارد خاصه اگر اندكي " انگزد" (14) در وي حل كنند و هو اعلم (15).

باب پنجم / در معرفت غذا و تدبير آن
غذاي نيك چيزي باشد كه اندر وي هيچ معني دارو نباشد، چون تره و ميوه و هرچه از اين نوع باشد، اعني نوع تره وميوه آنرا " غذاي دوائي" (1) گويند و اين نوع چيزها جز بر سبيل علاج نبايد خورد از بهر آنكه هرچه لطيف كننده است، خونرا بسوزاند و صفرا زيادت كند ، و هرچه غليظ است (2) " تري" و " بلغم" افزايد. ليكن غذاي نيك، نان پاكيزه باشد از گندم آفت نارسيده ، و گوشت پخته تندرست آسوده ، و شيريني ها كه در خورد مزاج شخص بود ، و بهترين ميوه به غذا انگور است و انجير تمام رسيده، اما انگور با رسيدگي بايد كه چند روز بر آونگ) آويزان شده) كرده باشند ، و آنجا كه خرما (3) عادت است، رطب و خرما بايد. و هرگاه كه غذاي نيك اندر تن، فضله (باز مانده، باقيمانده چيزي) پديد آرد، زود استفراغ بايد كرد، بطريقي كه سهلتر باشد و عادت دارند. و هرگاه كه از غذاهاي دوايي (4) چيزي خورده شود، برعقب آن چيزي كه ضد آن باشد، ببايد خورد، تا مضرت آن باز دارد، چنانكه اگر خيار و كدو و كاهو (Lettuce) خورند و از مضرت آن ترسند، مقداري سير و گندنا (تره Leek) و نعنا و مانند اين خورند (5) بر عقب آن ، و اگر چيزي خورده باشند كه " سده" (6) از آن تولد كند چون هريسه (7) و پاچه و ناو نان فطير و حلواي نشاسته چيزي كه " سده" بگشايد و لطيف بود، با آن يار كند چون آبكامه (8) و كبر (9) به سركه و ترب و پياز به سركه و چكندر) چغندر) پخته و به خردل (Mustard) خوش كرده و ديگر روز سكنگبين (10) خورد و طعام اندك خورد ، و اگر چيزهاي شور و تيز خورده شود، بر عقب آن چيزي " تر" و " تفه" (11) خورد چون خيار و كدو و بمانند اين، و " تفه" چيزي باشد كه طعمي قوي ندارد ، و اندر زمستان گوشت يخني) 12) و بوارد (13) و مانند اين نبايد خورد ، و اندر تابستان بوارد اوليتر. و طعام هميشه بر شهوت اوليتر كه خورد. وهرگاه كه شهوات پديد آيد در طعام خوردن بايد كه تاخير نكند، وچنان بايد كه از سر طعام برخيزد، هنوز شهوت طعام (اشتهاء) باشد و پس از آنكه طعام تمام خورده باشد، طعام ديگر خوردن معده را گران كند. و اگر بروزي چنين اتفاق افتد، روز ديگر بسيار ببايد خفت و رياضت بسيار كردن به آهستگي، پس از آنكه از خواب برخيزد و اندكي جوارس (14) معتدل و موافق مزاج با اندكي شراب صرف) خالص) ببايد خوردن ، و در طعام خوردن، ترتيب نگاه بايد داشت، هرچه نازكتر و لطيف تر و آسانتر و آشاميدني باشد، نخست بايد خورد، مثلا شوربا بايد آشاميدن (15)، پس گوشت بايد خورده ، و از پس رياضت و رنج چيزهاي نازك چون شير و ماهي تازه و مانند آن نشايد خورد از بهر آنكه معده گرم شده باشد ، و چيزهاي نازك، زود اندر معده گرم، تباه نشود (16) و اخلاط را تباه كند. و كسي را كه غذاهاي بد را ميگوارد بدان اعتماد نبايد كردن از بهر آنكه به روزگارهان، اخلاط بد تولد كند و بسيار شود. و بسيار غذاها باشد كه اندر آن نوعي مضرت بود و گروهي با آن خو كرده باشند، آن گروه را آن غذا بهتر باشد از غذايي ديگر كه در وي هيچ مضرت نباشد و با آن خو نكرده باشند ، و بسيار كسان باشند كه غذا اگرچه نيك باشد، ايشانرا زيان دارد، وآن كسان را از آن غذا، پرهيز بايد كرد. و خداوند طعام مخالف در يك نوبت خوردن سخت بد بود (17) از بهر آنكه لقمه نخستين هضم پذيرد و لقمه بازپسين از او، دور افتد و هضم ناهموار افتد و بهترين نوبت ها اندر طعام خوردن آنست كه در دو روز سه بار طعام خورند: يك روز بامداد و شبانگاه و ديگر روز نماز پيشين (نماز ظهر) واگر ديگر روز دو بار طعام خوردن عادت كند، اگر بيكبار آورد ضعيف شود و اگر يكبار عادت دارد و بس دو بار خورد هم ضعيفي و كسلاني) ناتواني، سستي) و امتلاء تولد كند ، و كسي كه معده گرم بود، بهترين آن بود كه بامداد چند لقمه نان با شراب غوره (18) يا با شراب انار (19) يا شراب ليمو (20) يا شراب آلو (21) يا مانند آن چيزي بخورد، پس به رياضت مشغول شود و طعام بايد كه پراكنده خورد، و چنين مردم چون گرسنه شوند، صفرا اندر معده ايشان بسيار جمع گردد، و چون طعام خورند طعام اندر معده ايشان تباه شود، وچون طعام در معده ايشان تباه گشت، زود طبع نرم بايد كرد و معده از آن پاك كردن ، و اگر " قي" كردن نتواند به آب گرم، به سكنجبين " قي" بايد كرد، يا به شراب آلو) 22)، يا بمانند آن چيزي. و هركه از پس طعام بخواهد خفتن، لختي راه رفتن به آهستگي تا طعام از فم معده (Cardia) فرو رود، پس بخسبد. و هر كه اندر تندرستي چون طعام خورد، گرم شود، ويرا طعام بيكبار نبايدخورد، بتفاريق (جدا جدا، متدرجا) بايد خورد. و هر كه رياضت كمتر كند، و مردم پير كه قوت هاضمه كمتر باشد، طعام كمتر و لطيف تر بايد خورد ، و از گوشت چرب (23) دست كشيدن بايد داشت ، و به گوشت سرخ و مرق (24) قناعت بايد كرد. و خداوند صفرا را غذاهاي " سرد" و " تر" بايد خورد، چون كشك جو و قليه خيار و ماش مقشر با كدو يا كاهو و آش هاي ترش، چون غوربا (25) و آلوبا (26) و زيرباخ (27). و غذاهاي خداوند سودا (مردم سوداوي مزاج) بايد كه به " تري" ميل داري زد (28) و اندك مايه گرم باشد، چون رشته و اسفيدباها و شوربا با گوشت بره فربه و خايه مرغ نيم برشت و مرغ فربه. و مرطوب و مبرود (افراد رطوبتي و سرد مزاج) را غذاهاي لطيف و گرم بايد، چون نخودآب و سفيدباها، خاصه به گوشـــت بنجشك (29) و كبك و تذرو (30) و گوشت آهو و بط فربه (بط اردك (Duck و توابل (31) از دارجيني و زيره و كرويا و سعتر (32). و مرطوب را خاصه قليه آبكامه به سعتر و اندكي سير. و قولنجي را شوربا به گوشت خروس پخته و روغن كاكيان (33) بر جكانند، و شور كرده فزون از عادت ، و هر چه خورد به روغن بادام يا به روغن شير پخت (روغن كنجد) چرب كرده ، و اگر قولنج از " بادرنج" (34) باشد، اندر شورباها، سير در كنند و اندر سكباج ، سير و انجير و غذاهاي لطيف در تندرستي بكار دارد، تا فضول از آن كمتر آيد ، و غذاهاي غليظ، قوت بيش دهد ، و هر كه غذاي غليظ از بهر قوت خورد، بر اشتهاي صادق خورد، و كمتر بايد خورد تا نيك هضم شود و قوت فزايد. و غذاهاي خشك، چون گاورسن (35) و عدس و گوشت نمك سو ( نمك زده) شهوت طعام ببرد ولون بشره را تباه كند و طبع، خشك كند ، و غذاهاي چرب كسلاني آورد و سستي ، و ترشي ها اعراض پيري پديد آورد ، و غذاهاي شور و تيز، چشم را زيان دارد. و مضرت ناگواريدن، بيشتر از گواريدن گوشت بود، يعني توقع سلامت از ناگواريدن نان كمتر از ناگواريدن گوشت بود. و بسيار غذاهاست كه يك روز و يك نوبت، دو بهم نشايد خورد، چون غوره با و دوغ با و از اين دو از پس انار ترش و شفتالو وآلو و زردآلو نشايد خورد ، و گوشت نمك سو با سركه و شير نشايد خورد ، و كبوتر بچه و سير و پياز و خردل با هم نشايد خورد ، و برنج با چيزي كه از سركه سازند نشايد خورد ، سكبا (36) و غوره با) آش غوره( و ماهي شور و گوشت نمك سو هيچ كدام با هم نشايد خورد (37) ، و گوشت مرغ به جغرات (38) نشايد پخت ، و از پس هيچ ميوه تر، آب يخ نشايد خورد ، و انگبين (عسل Hony) و خربزه (39) بهم نشايد خورد ، و گوشت بريان كه از تنور بر آيد نشايد پوشند [كذا] و اگر بپوشند [كذا] نشايد خورد ، و از بسيار پياز، " كلف") 40) و " سرگشتن" (دوار) تولد كند ، شير و شراب اندر يك روز خوردن ، " نقرس" (Gout) آورد ، و از پس فصد و حجامت (Cupping) چيزهاي شور خوردن " گر" < Scab, Scabbiness) آريانپور( و " بهق") بهك Melas آورد ، و سركه در چيزي كه " مس" و" ارزيز" (41) بود نشايد داشتن ، و روغن و شير اندر چيزي كه از " مس" (42) بود، نشايد داشت ، ماهي تازه و شير و پنير تر و خايه مرغ (43) به يكجا، نشايد خورد ، و باقلي و جغرات به يكجا، نشايد خورد. توضيحات: 1 ـ " مر" :"زماني" 2 ـ در حاشيه مج 2) در مورد چهار مرحله هضم، سطوري آمده كه ان شاءالله در ابواب و فصول مربوط به " هضم" بيان خواهد شد. 3 ـ در حاشيه " كا" ، آمده است: "خرما از ابتدا تكون تا انتها او را شش مرتبه است اول طلع دوم بلح سوم خلال چهارم بسر پنجم رطب ششم تمر است" 0 4 ـ براي توضيح و تشريح مطلب مربوط به غذا و دوا اضافه مي گردد كه پزشكان سلف مراتب زير را در باب غذا و دوا قائل بودند: 1) غذاي مطلق 2) دواي مطلق 3) غذاي دوائي 4) دواي غذائي 5) غذاي ذوالخاصيه 6) دواي ذوالخاصيه 7) غذا و دواي ذوالخاصيه (مخزن الادويه( 0 5 ـ در ساير نسخه ها: "خورند چيزي چون كدو وبزرگ خرفه ] پرپهن ]و كوك ] كاهوا]" 0 6 ـ سده ، ماخوذ از تازي، منعي كه در مجراي غذا واقع شود تا فضول عبور نتواند كردن 000 (ناظم الاطباء( 0 سده، مانع، انسداد (آريانپور( 0 Obstruction ـ به طور خلاصه مانع ورادعي كه مخصوصا در امعاء پديد آيد. 7 ـ هريسه: طعامي كه از گوشت و حبوب پوست كنده ترتيب دهند و بهترين آن آنچه از گندم و گوشت ترتيب ميدهند وبه فارسي حليم ميگويند000 (ناظم الاطباء( 0 8 ـ آبكامه: چو كارنامه، نان خورشي است كه در سپاهان (اصفهان( از ماست، شير، تخمه سپند، خمير خشك با سركه سازند و به تازي مري گويند (حاشيه مقدمه الادب زمخشري، صفحه 346 ، انتشارات دانشگاه تهران، شماره 848). آبكامه، نان خورشي كه با ماست و شير و غيره سازند (ناظم الاطباء) 1) نان خورشي كه از شير و ماست و غيره سازند با طعم ترش، مري، كامه كومه، كامخ. 2) آش و يخني ترش. 3) آش ترخانه، آش بازرگان (معين) ، آبكامه: اسم فارسي مري است (تحفه) 0 9 ـ كبر (به فتح كاف و باء) :گياهي است از رده دو لپه ييهاي جدا گلبرگ كه سر دسته تيره اي بنام كبرها ميباشد 000 (معين) ، كبر (Capperbush شليمر) ، كبر، كپر، خاورك 000 Caper 000 (آريانپور) كبر ، كپر ، خاورك - Capperbush 10 ـ سكنگبين و سركنگبين كه معرب آن سكنجبين است (سركه + عسل Oxymel) در باره سكنجبين اغلب پزشكان سلف يك رساله از خود به يادگار گذارده اند. 11 ـ تفه، طعام تفه: طعام بي مزه كه نه شيرين باشد و نه تلخ و نه ترش و نه تند و نه شور و نه چرب و نه عفص [تندمزه، گس، قابض ](ناظم الاطباء) 0 12 ـ يخني: پخته در برابر خام. " شليمر" آن را به گوشت آب پز (Boiled Meat) معني كرده است. 13 ـ بوارد " جمع بارد" است كه مقصود غذاهاي سرد در برابر غذاهاي پخته و گرم است. 14 ـ در ميان نسخه ها فقط در نسخه اساس كار، " جوارس" آمده است. جوارش معرب گوارش است و آن داروي هضم كننده است كه در عربي جمع آن به جوارشات آمده است (رجوع شود به ترجمه " قصص و حكايات طبي رازي" ، چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، شماره 940) ، گوارش، گوارشت، جوارش (معين) 0 15 ـ در " مر" و " كا" ، پس از " آشاميدن" ، " پس ثريد" و در مج 1)، "تريد" آمده است. تريد يا تريت خوراكي است كه از خرد كردن نان در شير و آب گوشت و دوغ و امثال آن تهيه مي شده است و همان است كه در عرف عوام " تليت" گويند. 16 ـ " مر" :"زود در معده تباه گردد" 0 17 ـ پس از كلمه " بدبود" در " مر" و " كا" آمده است: "و مدت دراز در يك نوبت طعام بودن هم بد باشد" 0 18 ـ انگور نرسيده كه در عربي به آن " حصرم" گويند Unripe grape (شليمر) 0 انگور نرسيده ، حصرم - Unripe grape 19 ـ معلوم شد كه " گرگاني" از انواع شراب ها مطلع بوده، چنانكه "رازي" هم در يكي از مولفاتش انواع شراب ها را متذكر گرديده است. ايضا مولف " هدايه المتعلمين" در كتاب خود هفتاد و نه نوع شراب آورده است. در نسخه مج 1)، " شربت انار يا شربت ليمو يا شربت ريباس" آمده است. 20 ـ معلوم شد كه " گرگاني" از انواع شراب ها مطلع بوده، چنانكه "رازي" هم در يكي از مولفاتش انواع شرابها را متذكر گرديده است. ايضا مولف " هدايه المتعلمين" در كتاب خود هفتاد و نه نوع شراب آورده است. در نسخه مج 1)، " شربت انار يا شربت ليمو يا شربت ريباس" آمده است. 21 ـ معلوم شد كه " گرگاني" از انواع شرابها مطلع بوده، چنانكه "رازي" هم در يكي از مولفاتش انواع شرابها را متذكر گرديده است. ايضا مولف " هدايه المتعلمين" در كتاب خود هفتاد و نه نوع شراب آورده است. در نسخــــه مج 1)، " شربت انار يا شربت ليمو يا شربت ريباس" آمده است. 22 ـ " مر" :"يا به آب آلو يا شراب آلو اوليتر بود" 0 مج 1): "يا شراب آلوبالو" 0 23 ـ در ساير نسخه ها: "جرم گوشت" 0 24 ـ " مر" و " كا" :"مرقه" 0 مرق [به فتح ميم و راء] شوربا(ناظم الاطباء) 0 25 ـ آش غوره، آش آلو و آش زيره و در " كا" ، " دوغ با" نيز آمده است. ايضا در مج 2)، " زيرباخ" و در " مر" ، " زيره با" آمده است. بعلاوه همين نسخه " ريواج با" اضافه دارد. 26 ـ آش غوره، آش آلو و آش زيره و در " كا" ، " دوغ با" نيز آمده است. ايضا در مج 2)، " زيرباخ" و در " مر" ، " زيره با" آمده است. بعلاوه همين نسخه " ريواج با" اضافه دارد. 27 ـ آش غوره، آش آلو و آش زيره و در " كا" ، " دوغ با" نيز آمده است. ايضا در مج 2)، " زيرباخ" و در " مر" ، " زيره با" آمده است. بعلاوه همين نسخه " ريواج با" اضافه دارد. 28 ـ " مر" :"ميل بتري دارد" 0 مج 1): "غذاهاي گرم و تر" و در نسخه چاپي " كا" ، " بايد كه ميل با تري دارد" آمده است. 29 ـ در ساير نسخه ها، " گنجشك" آمده كه همان بنجشگ است. 30 ـ تذرو: معرب آن تدرج است ، قرقاول (معين) Pheasant قرقاول ، تذرو، تدرج - Pheasant 31 ـ توابل جمع تابل است و همانهاست كه در عرف عامه به " ادويه" اطلاق مي شود. بمانند فلفل و نمك و دارچين و امثال آنها. 32 ـ سعتر: به فتح اول و فوقاني بروزن جعفر دوائي كه آنرا اوشه گويند 000 و آن صحرائي و بستاني هر دو ميباشد. بستا نيز امرزه خوانند و آن سبزئي باشد كه خورند 000 (برهان قاطع) ، سعتر: آويشن (ناظم الاطباء) ، صعتر: كليك اودي، سيسنبر، آس بويه Creeping T. Wild T. Mother of Thyme 0 - فودنج جبلي، مرزنگوش وحشي، آويشن كوهي Wild Marjoram 0 صعتر شامي، پودنه] پونه ] است. سعتر و آويشن (ناظم الاطباء) ، آويشن شيرازي Garden Thyme (آريانپور) پونه - Thyme 33 ـ كاكيان: كافشه و تخم كاجيره (ناظم الاطباء) ، كافيشه، كاجيره ، ( Bastarol Saffron آريانپور) 0 كاكيان ، كاجيره ، كافشه ، كافيشه- Saffron 34 ـ بادرنگ 000 و بيماري در روده با نفخ و قراقر و پيچش ناف كه سببش غصه و اندوه بود (ناظم الاطباء) 0 توضيح: درساير نسخه ها: بين كلمه "سير" تا " غذاهاي لطيف" با اختلاف هاي بسيار جزئي عبارات آتي ديده مي شود: مثلا در " مر" آمده: "000 اندكي سير و جوز مغز و قليه خشك كه از سرخي گوشت كه سفيدي ازو جدا كرده باشند (يعني رگ و پي و چربي آن را گرفته باشند) و به روغن جوز (گردو) بريان كرده يا به روغن زيت (روغن زيتون Olive Oil) و روغن مغز زردآلو و غذاهاي لطيف 000 "0 روغن زيتون - Olive Oil 35 ـ گاورس كه معرب آن " جاورس" و نوعي ارزن است. ارزن Millet 0 در نسخه اساس " گاورسن" آمده كه صحيح به نظر نمي رسد. ارزن - Millet 36 ـ مج 1): "وسكباج" و " كا" :"و كرنج" اضافه دارد. اسفيدباج: سپيدبا، آش اسفناج، سفيدبا، آش اسفناج با ماست (مقدمه الادب زمخشري، انتشارات دانشگاه تهران، صفحه 343 ، شماره 848) ، سكباج: سكبا، آش با سركه، آش سركه (منبع قبلي و همان صفحه) 0 37 ـ در " مر" و" كا" ، پس از كلمه " نشايد خورد" آمده است: "و كبوتر بچه و سير و پياز و خردل بهم نشايد خوردن و گوشت نمك سود و شير به هم نشايد خورد" 0 و در " كا" ، به جاي " خورد" كلمه " پختن" آمده است. 38 ـ جغرات: با تاي قرشت بروزن بقراذ بلغت سمرقند " ماست" را گويند و معرب آن سقرات است (برهان قاطع) ، جغرات ماست (معين) ، صقراط و صغراط: ماست، چغرات (مقدمه الادب زمخشري صفحه 351 ، انتشارات دانشگاه تهران، شماره 848). 39 ـ خربوزه ، خربزه Melon 0 بنابراين داستان عدم سازش عسل با خربوزه از قديم در ميان مردم، ساري و جاري بوده است و اين مطلب از دوران جرجاني طبق عبارت بالا آشكارا ديده مي شود اگر قبل از جرجاني بوده بر تهيه كنندگان معلوم نشد. خربزه ، خربوزه ، Melon 40 ـ كلف: به فتح كاف و لام، لكه سياه رنگ كوچكي بر اندام آدمي 000 (ناظم الاطباء) كك مك ،Freckle كلف: رنگ سياه وسرخ بهم آميخته ، هر لكه كه در آفتاب و ماه ديده مي شود، لكه اي كه در صورت انسان پديد آيد. ماه گرفتگي) Naevus تاريخ طب در ايران، ج 2). 41 ـ ارزيز قلعي و رصاص ابيض 000 (ناظم الاطباء) Tin فلزي است سفيد، نقره فام، 000 حلبي، قلع، (Stanium معين) ، ارزيز: قلع، رصاص 000 (ترجمه سرالاسرار رازي) 0 42 ـ " كا" :"در ظرف مسان و روئين" (يعني مسي و رويي) و در " مر" :"اندر خنور" [آلات و لوازم خانه از ظرف و كاسه و كوزه و خم و غيره. (معين) [ و در مج 1)، " مسي و روي" آمده است. 43 ـ در " مر" ، پس از " خايه مرغ" ، " كله" [به نظر ميرسد كله گوسفند است ] " با انگور و هريسه با انار شيرين" آمده است. لازم به تذكر است كه در اين باب نيز اختلافات جزئي چنانكه قبلا در حاشيه آمد در نسخ موجود در دست تهيه كنندگان ديده شده اما اصل مطلب در همه نسخ تقريبا يكي است.
منبع
+ نوشته شده در  2008/2/22ساعت 15:59  توسط دوغا  | 

قانون ابن سینا


صفحه اول " قانون " چاپ تهران

قبل از هر چيز لازم است متذكر گردم كه براي دانستن محتواي اين كتاب بزرگ طبي ساليان دراز وقت لازم است تا حق مطلب و موضوعات آن ادا گردد. زيرا اگر مقرر شود كتابي كه قريب هشتصد صفحه به قطع رحلي بزرگ است با قطع‌هاي كوچكتري مثل قطع وزيري و امثال آن ترجمه و چاپ شود اقلاً دو هزار و پانصد صفحه خواهد شد و اين دو هزار و پانصد صفحه فقط متن كتاب خواهد بود. حال اگر بخواهيم ترجمه و حواشي و زيرنويس و ملحقات آن را با موضوعاتي كه شيخ در قانون آورده با اصول طب كنوني تطبيق دهيم قطعاً و مسلماً بيش از ده هزار صفحه ( به قطع وزيري ) خواهد شد.
اما آيا اين امر از عهده يك نفر ساخته خواهد بود؟
در جواب بايد گفت اصل كتاب توسط يك نفر انجام شده و آن « ابن سينا » است.
منبع

کتاب قانون یک دایره المعارف پزشگی است که در ان تمام مبانی اصلی طب سنتی مورد بحث قرار کرفته است مانند :مبانی تشریح/اناتومی/ مبانی علامت شناسی/سمیولوجی/داروشناسی وداروسازی و نسخه نویسی/فارماکولوجی/وغیره .کتاب قانون در سال 1360 توسط مرحوم شرفکندی هژار از زبان عربی به زبان فارسی امروزی ترجمه شد وتوسط انتشارات سروش منتشرگردید وتاکنون چندین بار تجدید چاپ شده است. کتاب قانون در دانشگاههای اروپایی وامریکایی تادو قرن پیش مورد استفاده پزشگان بوده وبه اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده است. وبعد از انجیل بیشترین چاپ را داشته است. افلاطون مغز و قلب و کبد رااز اعضای حیاتی بدن انسان ذکر کرده بود و لذا این اعضارا مثلث افلاطون /تریگونوم پلاطو/ مینامیدند.ابن سینااعلام نمود که دوام وبفائ نسل انسان وابسته به دستگاه تولید مثل است ولذا جمع چهار عضو مذکور را مربع ابن سینا/کوادرانگولا اویسینا / نامیدند .
داونلود قانون ابن سینا از سایت كميته رايانه اي كردن طب و بهداشت
+ نوشته شده در  2008/2/22ساعت 15:25  توسط دوغا  | 

انزال زودرس و درمان آن

سر مقاله :
امروز ميخوام به يكي از شايع ترين مشكلات جنسي مردان بپردازم ، مشكلي كه به عقيده كارشناسان بيش از يك سوم مردان با آن دست به گريبان اند !
بله ، شك نكنيد ، موضوع بحث انزال زود رس يا به اصطلاح عامه سستي كمر ميباشد ، اگر شما هم با اين مشكل دست و پنجه نرم ميكنيد ، تا انتهاي مقا له را بخوانيد تا از شر اين آفت جنسي خلاص شويد !
انزال زود رس به چه معناست ؟
از نظر علم روانشناسي : انزالي كه بر خلاف ميل شخص و بدون كنترل او انجام ميگرد را انزال زود رس گويند كه بر طبق آن فرد از زمان انزال و كيفيت رابطه ناراضي است و اين نارضايتي ميتواند يك طرفه يا دو طرفه باشد ، به طوريكه حتي اگر شريك جنسي فرد از زمان انزال ناراضي باشد ، انزال را زود رس گويند . ( مثلا اگر مرد در ۸ دقيقه ارضاء ميشود و زن در ۱۰ دقيقه ، انزال را زود رس گويند اما اگر مرد در ۲۰ دقيقه ارضاء شود و زن در ۱۰ دقيقه ، مورد را مربوط به انزال زود رس نميدانند )
از نظر علم پزشكي : انزال كمتر از دو دقيقه كه بدون كنترل شخص انجام گيرد را انزال زود رس گويند .
دلايل ايجاد انزال زود رس در مردان :
۱ – عوامل رواني بازدارنده ( عواملي مانند اضطراب در حين سكس ، احساس گناه يا افسرده گي ميتوانند موجب انزال زود رس شوند )
۲ - فاصله زياد بين روابط جنسي ( وقتي كه احساسات جنسي بين زوجين متراكم ميشود ، معمولا كنترل يك باره آنها سخت ميشود و منجر به انزال زود رس ميشود ! )
۳ – تجربه جنسي كم ( بيشتر افراد در اوايل زندگي زناشويي دچار اين مشكل ميشوند و به مرور زمان با تجربه بيشتر مشكلشان رفع ميگردد )
۴ - عوامل پزشكي بازدارنده ( عواملي نظير آسيب جسمي ، تداخلات دارويي در هنگام درمان بعضي بيماري ها و مشكلات هورموني از جمله عوامل پزشكي هستند كه منجر به انزال زود رس ميشود )
روش هاي درمان انزال زود رس :
۱ – درمان هاي موضعي : استفاده از كرم هاي بيحس كننده مانند ژل ليدوكابين ۲% و اسپري هاي بيحس كننده ميتواند در بهبود انزال زود رس موثر باشد . ( ژل ۲% ليدوكابين + كرم پريلو كابين ۲.۵% + كشيدن كاندوم بر روي آلت تناسلي باعث افزايش زمان انزال ميشود و استفاده از اسپري هاي بيحس كننده به دليل ايجاد حالت تكرر بعد از مصرف زياد توصيه نميشود )
۲- درمان هاي دارويي : دارو هاي مهار كننده بازجذب سرتونين و ضد افسرده گي در درمان انزال زود رس موثر اند ، بر فرض مثال ميتوان به داروهاي خانواده اس اس آر آي ، اشاره كرد كه شامل داپوكستين ، فلوكستين ، پاروكستين و سرتالين ميباشند و همچنين گه گاه داروي وياگرا را توصيه ميكنند . ( درمان هاي دارويي را در مراحل حاد بيماري كه بيماري از فاز پزشكي وارد فاز رواني شديد شده و موجبات مشكلات عديده در روابط فرد شده است ، تجويز ميشوند و استفاده بدون نظر پزشك از اين داروها به دلايل ماهيت هاي اعتياد آور و شرطي كننده و گه گاه تكرر جنسي و همچنين آمار بالاي خودكشي در اثر استفاده از داروهاي ضد افسرده گي ، توصيه نميشود ، لذا در صورت تمايل به استفاده از اين روش حتما قبلا با يك متخصص سايكوتراپ يا روانكاو مشورت كنيد )
۳ – درمان هاي رفتاري : اين نوع درمان ها از موثر ترين و سالم و بدون عارضه ترين نوع درمانها ميباشند و بر طبق آنها فرد به جاي استفاده از دارو يا مواد مصنوعي با استفاده از روش هاي آموزشي رفتاري ، سعي ميكند كه رفتار و احساسات جنسي خود را كنترل كند ( در بيشتر مواقع اين روشها اولين پيشنهاد براي درمان ميباشند ) ، اين روشها به هفت بخش تقسيم ميشوند كه شامل :
تكنيك ماستر و جانسون : اين روش شامل يادگيري ، تشخيص و كنترل احساسات و رفتارهايي است كه منجر ميشود فرد به اوج نقطه لذت جنسي برسد و انزال صورت گيرد ، اين روش نياز به اراده و تمرين زياد دارد ، اما از جمله موثرترين روشهاي درماني است كه تاكنون براي درمان انزال زود رس شناخته شده است ، بر طبق آن فرد در ابتدا توسط خود يا شريك جنسي اش ، تحريك ميشود و هر بار كه به نزديكي نقطه اوج لذت جنسي ميرسند ، عمل تحريك را متوقف و بعد از چند لحظه كه احساسات فروكش كرد ، دوباره اقدام مينمايند ، بعد از چند روز تمرين اوليه ، سكس به روشي كه مرد در زير و زن در بالا قرار ميگيرد عمل تكرار ميشود به اين صورت كه مرد در زمان نزديك شدن به اوج نقطه جنسي با آگاه كردن زن كه در اينجا كنترل عمليات جنسي را در دست گرفته ، او را باخبر ميسازد تا رابطه را كنترل كند ، بر طبق اين روش كه از جمله بهترين روشهاي درماني است ، فرد بعد از چندين هفته تمرين و ممارست ، به مرحله اي ميرسد كه كنترل رابطه جنسي برايش شرطي ميشود و ميتواند با كنترل احساسات سكسي خود ، هم زمان رابطه جنسي اش را زياد كند و هم شريك جنسي اش را ارضاء كند . ( كليه اصول اين روش بر پايه تحريك و توقف قبل از نقطه اوج لذت جنسي ميباشد ، لذا از جمله بهترين روشها براي افزايش مهارت جنسي محسوب ميشود )
تكنيك فشار : بر طبق اين روش با فشار دادن انتها يا سر آلت تناسلي قبل از انزال ، از انزال جلوگيري ميشود كه دليل جلوگيري كردن آن اين است كه با فشار آوردن به اين نقاط فشار خون در اين نقاط كم ميشود و درنتيجه نعوظ يا اركيسون كم ميشود و انزال دير انجام مي پزيرد .
خود ارضائي قبل از انجام سكس ( اين روش به دليل منحرف كردن سكس توسط استمناء هاي غير طبيعي خيلي توصيه نميشود )
پوزسيون خوب هنگام مقاربت : روش هاي معمول ( مرد در بالا ) كمك خيلي زيادي به درمان انزال زود رس نميكند ، براي درمان ميبايست از روشهاي جنسي كه در آن مرد به پشت خوابيده و زن در رو عمليات جنسي را با فعاليت زياد كنترل ميكند از جمله بهترين روشها براي درمان ميباشند .
تعدد مقاربت : زياد كردن تعداد سكس در طول هفته و روز ميتواند به در مان زود انزالي كند به طوريكه اگر هفته اي دو بار سكس داريد و آن را تبديل به هفته اي ۴ الي ۶ بار برسانيد ، بعد از چند هفته مشكل زود انزاليتان تا حدودي رفع ميشود .
اورال سكس : سكس زباني يا به اصطلاح عامه ساك زدن قبل از مقاربت ميتواند كمك زيادي به آرام شدن آلت مردانه در هنگام سكس شود و به درمان زود انزالي كمك كند .
استفاده از كاندوم : استفاده از كاندوم و بخصوص از نوع بيحس كننده آن كه در بازار به فرواني موجود است ، ميتوان به دليل كمتر كردن ميزان تماس آلت جنسي مردانه ، باعث رفع زود انزالي شود .
۴ - درمان هاي رواني – عاطفي : يكي از بهترين ها و موثرترين روشها براي رفع انزال زود رس و افزايش لذت در روابط زناشويي ، جايگزيني عشق بازي در رابطه جنسي است ، بديهي است كه در زمانيكه عشق بازي در رابطه جنسي برقرار باشد و دو طرف در حال عشق بازي بايكديگر اند ، ديگر زود انزالي معني خود را از دست ميدهد ! كارهايي مثل نوازش ، تحريك كلامي و بدني زن قبل از دخول و كارهايي مانند توجه و دادن احساس قدرت به مرد ميتوانند به اين مهم كمك كنند . ( به طور خلاصه اگر زن و مرد در هنگام سكس مشغول عشق بازي باشند به دليل اينكه رضايت جنسي هر دو طرف ايجاد ميشود ، زود انزالي به طور كلي برطرف ميشود )
۵ – درمان هاي سنتي و گياهي : دمكرده گل شقايق و دارچين و همچنين سياه دانه و بخته سنجد در روغن زيتون باعث دير انزالي يا به اصطلاح سفتي كمر ميشود ، همچنين ماليدن حنا هم در بعضي از متون قديمي آمده شده ( صحت علمي روشهاي فوق تاييد نشده و بيشتر تجربي اند ! تا علمي ! )
جمع بندي و نتيجه گيري :
زود انزالي در اصل مشكل يا بيماري محسوب نميشود و ميتوان گفت كه اين وسواس فكري افراد و اضطراب آنها از داشتن يك رابطه با كيفيت است كه منجر بروز اين امر ميشود ، لذا كاهش اضطراب و حفظ آرامش در كنار كنترل بدن و احساسات با تمرين بيشتر بهترين راه كار براي پيشگيري و درمان اين مشكل اند و از همه بهتر و مهمتر اضافه كردن عشق بازي به رابطه جنسي است كه اگر با حركاتي چون نوازش + تحريك سينه ، لاله گوش و كليتوريس ( چوچوله ) + استفاده از كلمات عاشقانه در هنگام سكس ، همراه شوند ديگر معنايي به عنوان زود انزالي و عدم رضايت جنسي بين زوجين معني پيدا نميكند .
در پايان جا دارد به چند حديث كه در مورد زود انزالي روايت شده اند اشاره و درنهايت اطاله كلام كنم :
حضرت محمد ( ص ) ميفرمايند : « چون كسي خواهد كه با زن خود جماع كند به روش مرغان به نزد او نرود ، بلكه اول با او دستبازي و خوش طبعي كند و بعد از آن جماع كند »
تفسير حديث : حضرت (ص ) فرموده اند كه همان اول كار فوري نرويد سراغ دخول ، بلكه با نوازش كردن و تحريك لمسي و زباني همسرتان را براي دخول آماده كنيد و بعد به انجام مقاربت بپردازيد . ( اگر فقط همين حديث را اجرا كنيد و سر لوحه زندگي سكسي تان بكنيد به عالم و آدم قسم كه ديگر مشكلي به نام عدم رضايت جنسي ، تكراري شدن براي همديگر و زود انزالي دچار نمي شويد ! حال برويد و بگوييد كه اسلام ديني است خرافي و با مقتضيات زمان هماهنگ نيست ! )
حضرت علي ( ع ) ميفرمايند : « هركسي كه ميخواهد با زن خود نزديكي كند ، تعجيل نكند كه زنان را كارها ميباشد »
تفسير حديث : حضرت به مانند پيامبر بزرگوار اسلام تاكيد دارند كه عجله در سكس نادرست است و بهتر است قبل از انجام عمل دخول با عشق بازي همسر را براي انجام اين كار آماده كرد ، اين را علم روز دنيا هم ثابت كرده كه اگر سكسي اين چنين شروع و خاتمه يابد به دليل ارضاء شدن زن و ايچاد مهرو عطوفت بين زوجين ، موجبات پايداري زندگي زناشويي فراهم ميشود .
کاتسکی
+ نوشته شده در  2008/2/22ساعت 12:44  توسط دوغا  | 

مديريت از نقطه صفر

مديريت از نقطه صفر در هر موقعيت نقطه صفر خاص خود و نحوه مديريت خاص خود را داراست، ليكن باتوجه به آنچه كه در محتواي هر موقعيتي مي گنجد مديريت از نقطه صفر محملي است كه مدير با علم به نتيجه عملكردهـــــــاي گذشته روشها و پيش فرضهاي غلط گذشته را زيرپا مي گذارد و با بهره گيري از ويژگيهاي ياري دهنده مديريت از نقطه صفر (كه در ذيل به آن پرداخته مي شود) و با تعاريفي نو از موقعيت كه تكيه گاه محكمتري مبتني بر تعريف صحيح تري از موفقيت و شكست دارند از نقطه صفر شروع مي كند.
نقطه صفر كجاست؟ محدوده مشخصي ندارد. يك مدير داراي شرايط مطلوب در موقعيت نيز مي تواند براي تضمين و استحكام موقعيت مورد نظر از نقطه صفر شروع كند. درواقع، حركت از نقطه صفر شروعي دوباره با انديشه اي از نوع مديريت از نقطه صفر است.
ابزارهاي مديريت از نقطه صفر كدامند؟ تحليل موقعيت، اصلاح تعاريف عملي موفقيت و شكست موقعيت و ويژگيهاي ياري دهنده مديريت از نقطه صفر.
تحليل موقعيت: بررسي و تحليل يك موقعيت خاص باتوجه به پيچيدگيهاي هر موقعيت خاص كليد رمزهاي مختص به آن موقعيت را دارد. ليكن انتخاب ديدگاه مناسب براي تحليل صحيح و سريع هر موقعيت شرط اوليه و لازم است.
اصلاح تعاريف عملي موفقيت و شكست موقعيت: پس از تحليل موقعيت در نقطه صفر و كنكاش در اهداف، برنامه ها، راهبردها، عملكردها و عوامل موثر در موفقيت و شكست به شناختي عيني تر و تعريفي دقيق تر از موفقيت و شكست موقعيت مي رسيم.
ويژگيهاي ياري دهنده مديريت از نقطه صفر: در ادامه به تعدادي از ويژگيهاي ياري دهنده مديريت از نقطه صفر كه از ابزارهاي ضروري بـــراي مديريت از نقطه صفر هستند، اشاره مي كنيم:
1 - تعيين نقطه شروع و پايان: اگر ندانيم نقطه شروع كجاست از هر كجا شروع كنيم به هيچ جا نمي رسيم و اگر ندانيم مقصدمان كجاست به هر نقطه اي كه برسيم مطلوب ما خواهد بود.
2 - دويدن به نقطه شروع: فراموش نكنيم از نقطه صفر بــايد شروع كنيم. پس ضروري است زمينه هاي لازم براي شروع از نقطه صفر از جمله تعاريف اصلاح شده اي از موقعيت و نيازهاي آن را مهيا كنيم.
3 - رك و صريح بودن: ابهام گرايي و رك نبودن كه ريشه هاي مختلفي مثل ترس و عدم اعتماد به ديگران دارد، مانعي است بلند كه بايد براي رسيدن به اهداف موقعيت، ارتباطات سالم درمجموعه و زمينه هاي جديد موفقيت در يك فضاي صميمي از آن عبور كرد.
4 - اگر مي خواهيم تيم خوبي داشته باشيم، خود خوب باشيم: به زبان ساده براي رسيدن به نيكي و موفقيت در آنچه كه مطلوب ماست، بايد جوهره خوبي را در موقعيت جاري كرد. اگر در موقعيت مدير، راستي و درستي جاري باشد، به تبع آن اعتمـــــاد، همدوستي، هم افزايي، هم پاياني است و مطمئناً موفقيت هم به دنبال خواهد داشت و يك مدير به عنوان عنصر انتقال فرهنگ، نقش عمده اي در ايجاد فضايي زلال و نيك در موقعيت ايفا مي كند.
5- پرهيز از حرافي: زياد حرف نزنيم و الا چشمهايمان هم بايد گوش بدهند لذا حرفهايمان بايد در متن عملكردمان قرار گيرد.
6- گرايشها را فراموش كنيم و منطق گرا باشيم: تنها اولويت ما كار ماست و بقيه مسائل فرع اين مصلحت است. در اين خصوص استفاده از مشاوران خارجي در موقعيتهاي بحراني، نوع ناقصي از مديريت از نقطه صفر است كه در آن بعضي ويژگيهاي مديريت از نقطه صفر من جمله پرهيز از گرايش و جانبداري لحاظ شده است.
7- انديشه گرايي بهتر است از تحميل انديشه (نقدپذيري و نقادي منصفانه): جدا كردن خود از تعارفات و شعارگويي و بسته نگري و رسيدن به پله نقد موقعيت خويش. فراهم كردن فضاي هم‌افزايي و هم‌گرايي انديشه ها.
8- اعتقاد عملي به كلمه نمي دانم درجايي كه نمي دانيم: انسانهـــاي آگاه ارزش اين كلمه را مي دانند. يقيناً «نمي دانم» پله اول براي حركت به سوي سكوي پرتاب دانستن است و اين اعتقاد بايد به عنوان يك فرهنگ بويژه در بين مديراني كه داراي اختيارات و حيطه عمل وسيع هستند و ندانستن در لاي اختياراتشان پنهان مي شود و پيشامدهاي غيرقابل پيش بيني در كمينشان است، جاري شود.
9- آگاه باشيم كه به زودي واقعيتهاي جاري از تصورات و پيش بيني هاي ما پيشي خواهند گرفت: دقت كنيم كه قبل از سبقت، مركب خود را عوض كنيم و تصورات و پيش بيني هايمان را بر واقعيتهاي جاري منطبق سازيم.
10- جناب مدير، هدف خردگرايي ابزاري است يا ارزشي؟ مراقب باشيم به كدام سو قدم برمي داريم. 11- جناب مدير، اگر چه به هدفهاي موقعيت دست نيـافته ايم به چه ميزاني خود را مسئول مي دانيم؟ اگر وضعيت فعلي به دليل عدم كفايت در مديريت ما در موقعيت بوده است، بهترين مديريت ترك مديريت به نحو مقتضي است. چيزي كه در بين مديران ژاپني بوفور ديده مي شود.
12- به ياد داشته باشيم اتفاقات بد معمول و معلول شرايط بد است: شرايط بد چيست و راههاي جلوگيري و مدارا با شرايط بد در هر مــــوقعيت كدام است، مراقب محيط باشيم، آن گونه كه بر آن سوار باشيم و نه بالعكس.
13- هر نقطه پاياني نقطه آغاز ديگري است: بايد به اين باور برسيم كه موفقيت يك امر نسبي است و پس از رسيدن به يك موفقيت كوچك در يك سطح بالاتر تازه در نقطه شروع قرار گرفته ايم.
14- در هر فعاليتي اصل آن چيزي است كه ما را به موفقيت مي رساند، نه آن چيزي كه موفقيت را تعريف مي كند: مقصود اين است كه مراقب بـــاشيم اصلي كه موفقيت را تعريف مي كند دايره آن را محدود نكنيم، بلكه آن اصل بسان سرچشمه اي باشد براي رسيدن به موفقيتهاي بعدي.
15- ايجـــاد سيستم بهره وري فكري و تصميم گيري در موقعيت: ازطريق ايجاد فرهنگ مشورت، فناوري اطلاعات، بهبود ارتباطات و نخبه پذيري در موقعيت و...
16- چيزهايي كه به ذهن ما نرسيد: هميشه بايد اعتقاد داشته باشيم چيزي كه ما به دنبال آن هستيم فراتر از آن چيزي است كه در تصور ما مي گنجد و آنچه كه به ذهن و فكرما مي رسد، بخش كوچكي است از آنچه كه به فكر ما نرسيده است. لذا با تصورات خودبينانه راه ترقي را بر خود نبنديم.
17- روح و فضاي هر موقعيتي داراي شبكه اي است از روابط كاري بين افراد، روابط حسي و اخلاقي، روابط بين افراد بيرون از موقعيت با افراد درون موقعيت، رابطه هر فرد با كارش و رابطه مجموعه با وظايفشان و رابطه موقعيت مورد نظر با موقعيتهاي ديگر و... توجه داشته باشيم كه در اين شبكه پيچيده، يك نظام علت و معلولي حاكم است. لذا بايد پيوسته با شناسايي و تحليل اين شبكه به تنظيم و تعديل آن پرداخت. البته با توجه به گستردگي اين شبكه، استفاده از نظرات مشاوران مي تواند ياريگر باشد. پس ضروري است در نقطه صفر يكبار ديگر به تجزيه وتحليل اين شبكه بپردازيم.
18- هر مديري(در هر موقعيت و جايگاه) داراي شرح وظايفي است، اما لازمه موفقيت يك مدير پيش از آنكه انجام شرح وظايف باشد رسيدن به هدف موقعيت است. حواسمان هست كه در بند بوروكراسي كاغذبازي نيفتيم و تمركز فكري و فعاليتهاي عملي را در مسير رسيدن به هدف موقعيت قرار دهيم.
مهدی شریعتمداری
+ نوشته شده در  2008/2/20ساعت 18:37  توسط دوغا  | 

سیستم اطلاعات مدیریت MIS

چكيده:
اين مقاله سيستم‌هاي اطلاعات مديريت MIS را پوشش مي دهد. از آنجا كه MIS تركيبي از سه پديده سيستم ، اطلاعات و مديريت مي‌باشد ابتدا اين موارد را بررسي ميكند. به علت تأثيرات قابل توجه سيستمهاي اطلاعاتي بر روي MIS مبحث ديگر مقاله، درباره آن مي‌باشد. متخصصان اطلاعاتي شامل تحليل‌گر سيستمها، مديران پايگاههاي داده، متخصصان شبكه، برنامه‌نويس ها و اپراتورها در قسمت بعدي بررسي شده است. بعد از بررسي اجزاي MIS به سيستم‌هاي اطلاعات مديريت در حالت كلي پرداخته مي‌شود.سيستمهاي پشتيباني تصميم(DSS) ، تأثيرات هوش مصنوعي و سيستم‌هاي خبره بر روي اين سيستم‌ها ديگر مبحث مقاله مي باشند. آخرين قسمت نتيجه گيري، همراه با ذكر بعضي نظرات در باب مزايا و معايب كنترل از طريق نرم افزار و گسترش آن در عصر اينفوكراسي يا اطلاع‌سالاري مي باشد...
part 1
part 2
part 3
مدیریت برتر
+ نوشته شده در  2008/2/20ساعت 18:29  توسط دوغا  | 

120نكته در مديريت برديگران

1- قاطع،امامهربان باشید.
2- جدی ،امالطیف باشید.
3- در انجام كارها روي شيوه‌اي خاص تأكيد نكنيد. شايد كسي بتواند از مسير كوتاه‌تر و بهتري شما را به مقصد برساند.
4- توجه داشته باشيد دانش و تجربه، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند، مثل اكسيژن و هيدروژن كه از تركيب معيني از آنها هواي تنفس ما تأمين مي‌شود، مي‌توان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهاي حياتي و استثنايي خلق كرد.
5- به خاطر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايي كارمندان مؤثر است.
6- با فرق گذاشتن بيهوده بين افراد گروه، انگيزه كاري آنها را از بين نبريد.
7- از مشورت و نظرخواهي با نيروي جوان ابايي نداشته باشيد.
8- با رفتارهاي ضد و نقيض، اعتماد زيردستان را از خود سلب نكنيد.
.......
118- گاهي اوقات بدون اطلاع قبلي وارد اتاق كاركنان شويد و شخصاً با آنان به گفت‌وگو بپردازيد.
119- با برقراري امنيت شغلي در محيط روحيه كاري افراد را بهبود ببخشيد.
120- مشوق و ترويج‌دهنده كار تيمي باشيد تا هماهنگي و همسويي كاركنان جايگزين رقابت‌هاي ناسالم شود.
مدیریت تحول

 

+ نوشته شده در  2008/2/20ساعت 17:46  توسط دوغا  | 

مه لقا

واجب‌العرضیم خدمت‌تان بانو. غریبه که نیستید؛ مَحرم دل‌آشوبه‌هایمان دل‌داریِ شماست.
دل‌واپس آقاجانیم. مشاعرشان عیب‌وعلت پیدا کرده. از مریض‌خانه به این‌طرف، ما را با این تار تابیده‌ی سبیل ملاحظه می‌کنند، می‌فرمایند: «مه‌لقا»ای!
عرض می‌کنیم بلاگردان‌تان بشویم آقاجان. والده‌ی خدابیامرزمان که «طلعت» بود، صدا می‌زدید «گلین». شکر ربِ رحیم، نکاح مکرر هم که با این قد و جثه مقدورتان نبود. «مه‌لقا» را کجای دل‌مان جاکنیم؟ پیش دست‌شان هم که باشیم، بی‌ادبی نباشد، مِن‌حیث‌المجموع‌مان را مسح می‌کشند، توفیر ما و «مه‌لقا» که دست‌گیرشان می‌شود، ترش می‌کنند. دوبه‌شک رفتیم مریض‌خانه، دست‌به‌دامنِ طبیب و مراقب شدیم که اگر «مه‌لقا»ای هست، خیر رفته‌هایتان نشان‌مان بدهید، بل‌که راضی‌اش کنیم به مراقبتِ خاصه در منزل. درآمدند که یک «فرخنده» داریم؛ یک «ایرانِ» انژکسیون‌چی. منتها خُلق آقاجانت سگی بود، کسی رضا نمی‌داد به اموراتِ پرستاری. برای انژکسیون هم خودِ علی‌اصغرخانِ طبیب زحمت می‌کشید.
سر پا مانده‌اید. آمدیم اگر خواهری کنید، سر بزنید، به نیّتِ عیادت. بل‌که دلِ آقاجان‌مان قرار بگیرد. چشم‌شان کم‌سوست. به‌خیال‌شان «مه‌لقا»‌اید شما. خودمان هم مراقبیم. فقط لای در باز باشد که ببینيم
منبع : لانگشات
+ نوشته شده در  2008/2/17ساعت 18:40  توسط دوغا  | 

استنتاج

استنتاج يك نتيجه ارزشى از مقدمات غير ارزشى به «مسئله است- بايد» معروف است. اين مسئله از آنجا ناشى مى شود كه برخى معتقدند استدلالاتى كه در آنها از مقدمات غير ارزشى، يك نتيجه ارزشى استنتاج مى شود، استدلالات منطقاً معتبرى نيستند. استدلالات معتبر (Valid) به لحاظ قياسى در نوبت قبل توضيح داده شد اما سئوالى كه مطرح مى شود اين است كه آيا جوهر مسئله است- بايد تنها بدين دليل است كه استدلالاتى كه در آنها از مقدمات غير ارزشى، يك نتيجه ارزشى به دست مى آيد، استدلالات منطقاً معتبرى نيستند؟ اگر چنين چيزى اساس اين مسئله است، پس اين مسئله يك مشكل واقعى است. اگر فقط استدلالات به لحاظ قياسى معتبر، استدلالات خوب و مناسب به حساب بيايند اما بسيارى از استدلال ها در قالب استدلالات به لحاظ قياسى معتبر قرار نمى گيرند، ولى با اين حال استدلالات معقول و درستى هستند؛ بدين معنا كه در اين گونه استدلالات، دلايل مناسب و خوبى براى پذيرفتن نتيجه ارائه شده است....
غواص
+ نوشته شده در  2008/2/17ساعت 18:22  توسط دوغا  | 

نسيم دريا

شعري از مالارمه

تن غمين است ، افسوس ! ومن همه ي كتابها را خوانده ام .
گريختن! گريختن به دورادور ! حس مي كنم تمامي پرندگان
مست آن اند و آسمانهاي ناشناخته در ميانشان گيرد !
مست آن اند كه مه و آسمان هاي ناشناخته در ميان شان گيرد !
هيچ چيز _ نه باغ هايِ قديميِ منعكس در چشمها – اين دل را
از غرق خويش در دريا باز نخواهد داشت ،
آه شبها، هيچ چيز، نه پرتو غمبا رِ فانوسِ من
بر كا غذ هايي كه در سپيديِ خودشان پناه جسته اند ،
و نه زن جواني كه كودكِ خود را غذا مي دهد .
من خواهم رفت ! كشتي با بادبانهاي برافراشته
به سو ي مناظر غريب لنگر مي كشد !

ملالي كه اميد هاي بي رحم غمينش كرده اند
هنوز به آخرين وداع دستمالها باور دارد !
و شايد اين بادبانها ، دعوت كننده ي توفانها ،
از آنان اند كه با تندبادي بر فراز تخته پاره هاي گمشده ي بي بادبان خم ميشوند ،
بدون بادبان يا جزايرحاصلخيز ...
ليك، اي دل من، به آواز ملاحّان گوش سپار ! ‌

سميرا رشيدپور
+ نوشته شده در  2008/2/17ساعت 18:8  توسط دوغا  | 

مادام ادواردا

مادام ادواردا در سال 1937 از نويسنده اي با نام مستعار پي ير آنژليك كه بعد ها معلوم شد كسي جز خود باتاي
نيست منتشر شد .تاريخ دقيق انتشارش را برخي به كمي ديرتر يعني به سال 1941 ميدانند . داستان بر سر ديدار كوتاهي است ميان مرد ناشناسي كه راوي داستان است و زني فاحشه به نام مادام ادواردا، با شدت و خشونتي باور نكردني . اين زن كه نگاهي غايب دارد و از شدت تشنج همچون بيمار صرع به خود مي پيچد، خداست . خدا يك فاحشه است؛ « خدا اگر ميدانست ، خوكي مي بود .» باتاي با اين عبارات اصلا در پي الحاد نيست بلكه برعكس، خدا بالاترين است و متعالي ترين . افكار باتاي شكل ديگري از خداشناسي را ارائه مي كند ، شكل ديگري از تقديس : به اين معنا كه امر مقدس براي باتاي فقط از رهگذر سرپيچي وجود دارد .
موريس بلانشو در كتابِ آينده با اشاره به اين داستان مي نويسد : «شايد زيباترين داستان معاصر باشد...ولي در اين چند صفحه داستان چه چيزي به بازي گرفته شده است ؟ از اين داستان مي خواهم به ذكر اولين جمله بپردازم :« در گوشه ي خيابان ، هراس، هراسي كثيف و سكر آور مرا متلاشي كرد ( شايد چون گذرا دو دختر را روي پله هاي دستشويي ديده بودم )» و بالاخره آخرين پاراگراف متن :
« تمام كردم .
از خوابي كه ما را عقب تاكسي به حال خودمان گذاشت، با حال بد بيدار شدم ، اول من ...بقيه طنز است . انتظار طولاني مرگ...»
ميان اين دو محدوده آيا آنچه نوشته شده شرم آور است ؟ قطعا . اما اين حقيقت داستان است ولي با وجود اين ما نمي دانيم اين حقيقت را كجا قرار دهيم . دوست داشتيم مي توانستيم واژه ها را مقصر قلمداد كنيم ، يا شرايط را يا برعكس كنشي كه مي توانسته اطمينان بخش باشد، يا برخي چيزها را كه بايستي بگوييم هرزه بوده اند» .
مادام ادواردا مي گويد:« من خدا هستم » البته اين جمله اي است كه از نظر منطقي معنايي ندارد . واژگان هم خود، اين افراط را خاطر نشان مي كنند.در اين جا باتاي هيچ گونه هرزگي را مطرح نمي كندبلكه با واژگاني سنگين، خيلي سنگين و دير هضم، در عين حال چيزهاي زيادي را به ما مي گويد. كلماتي كه از تجربه ي ناممكن آكنده اند . بلانشو در اين باره مي نويسد: «از آنجائيكه اشيا و امور به خودي خود رخ مي دهند، به محض اينكه روايت مي شوند همه چيز سخت مي شود» . بلانشو با قياسي مشابه در باب روايت و رسوايي از ما ميخواهد به زيباترين تراژدي راسين برگرديم : فدر . « همه چيز زماني آغاز شد كه فدر پذيرفت به خاطر اونون(ندیمه اش) پرده از رازش بردارد . فدر به خاطر عشقِ هولناكِ زناكارانه اش گناهكار نيست بلكه به خاطر گناه شمردن آن ، وقتي مي گذارد از حالت ناممكنيتِ بكرِ سكوت به حقيقت رسوايي بارِ تحقق اش در دنيا برسد.
در درون هر نوسنده اي اين الزام ديدار ِ فدر و اونون وجود دارد، همين جنبش به سوي روز ، روزي كه نمي تواند روشن شود. افراطي كه فقط مي تواند به سبقت و رسوايي كه در كلمات هست، تبديل شود.
ناشايست ترين كتاب ها، همان طور كه ژرژ باتاي در پيشگفتارش آن را توصيف مي كند، در نهايت می تواند زيباترين كتاب باشد و شايد صميمانه ترين . با اين وجود همه ي اين ها كاملا رسوايي آور است.
مادام ادواردا
+ نوشته شده در  2008/2/17ساعت 18:4  توسط دوغا  | 

بنویس ما غمگینیم

پسرم مشق هایت را ننویس
دستهایت را بنویس
چشمهایت را
آن قایق کوچک را که مادرت در تو جا گذاشت
بنویس ما غمگینیم و دریا دور
بنویس آسمان برای خود آسمان است
ما درون هم میمیریم نه در خاک نه در آسمان
ما دیوانه تر از آنیم که بتوانیم زنده باشیم

شهرام شیدایی
+ نوشته شده در  2008/2/17ساعت 17:59  توسط دوغا  | 

پل آستر

...دنیای داستان‌های پل آستر، همانطور که از چشمان نافذ نویسنده‌اش پیداست، دنیایی اسرار آمیز و دوست داشتنی‌است. دنیایی که آدم را پس از خواندنش به فکر وا می‌دارد، دنیایی که هنگام وارد شدن به آن این توانایی را دارد تا آدمی را از دنیای واقعی دور و اطرافش دور کند و حتی برای چند لحظه او را به اعماق داستانی خیالی ببرد. پل آستر شاید برای نوشتن دنبال همین هدف است. خلق دنیایی نو و متفاوت که آدمی را برای چند لحظه مسحور خود می‌کند. پل آستر درباره دنیای داستان و اهمیتش به مگزین لیته‌رر می‌گوید: «سئوال اینجا است که هدف چیست. دنیا هدفی ندارد. از همه چیز دنیا نمی‌توان سر درآورد، اما کم کم می‌توان درکش کرد. در عوض دنیای هنر محدود است و به همین خاطر [در مقایسه با دنیای واقعی] لایتنهاهی نیست و می‌شود به راحتی آن را آنالیز کرد. وقتی به صفحه ده برسی، یا شاید هم صفحه بیست و شاید پنجاه، ممکن است به هدفی برسی. می‌توان به سادگی درباره ساختار و مفاهیم داستان حرف زد. آدم‌ها می‌میرند اما کتاب‌ها به حیاتشان ادامه می‌دهند. اثر کاغذ از گوشت و استخوان بیشتر است.»
سيب گاززده
+ نوشته شده در  2008/2/17ساعت 17:51  توسط دوغا  | 

ويسواوا شيمبورسكا ؛ شاعر لهستاني

اين لهستاني‌ها، آدم‌هاي فوق‌العاده زياد دارند. مثل:«كريستف كيشلوفسكي»، «زبيگنيف پرايزنر»، «رومن پولانسكي»، «كريستوفر كومدا» و «ويسواوا شيمبورسكا».من بقيه‌اشان را فعلا نمي شناسم و مشتاقانه منتظرم كه كسي معرفي‌ا‌شان كند.همين «ويسواوا شيمبورسكا» را هم كلي با تاخير شناختم، اما وجه مشترك همه‌ي اين آدم‌ها شايد اين باشد: با بقيه متفاوتند. «كيشلوفسكي» فيلم‌هاي متفاوت مي‌سازد، «پرايزنر» موسيقي متفاوتي دارد، «پولانسكي» كه ديگر نگو، شعر‌هاي ساده و دل‌نشين «شيمبورسكا» هم كه جاي خود.
نشر مركز سال ۷۶ يك مجموعه از اشعار «شيمبورسكا» را درآورده به نام «آدم‌ها روي پل»، من هم چاپ سوم‌اش را كه سال هشتاد و دو تجديد چاپ شده ديدم، آن هم با ترجمه‌ي «مارك اسموژنسكي» كه از قضا فارسي بلد بوده و «شهرام شيدايي» و «چوكا چكاد» كه كمكش كرده‌اند. با وجود آن‌كه خيلي‌ها پروژه‌ي ترجمه‌ي شعر خارجي را در كل ناموق مي‌دانند، برخي از شعرهاي اين مجموعه خوب از كار درآمده و اي كاش يك كم بيشتر دقت مي‌شد و بيشتر وسواس به خرج مي‌دادند، با اين حال كتابي‌ست خواندني كه نخواندش لااقل حيف است.«شيمبورسكا» سال ۱۹۹۶ جايزه‌ي نوبل ادبيات برده و در مورد زندگي‌اش مي‌توانيد اين‌جا بخوانيد و اشعارش هم در اين‌جا به انگليسي ترجمه شده.
شيب گاززده

دو شعر از شيمبورسكا

*
گرده افشاني علفي هرز…
با چه سادگي افسار گسيخته اي
ذهن موفق مي شود در ذهن ديگر نطفه ببندد…
*
فسق و فجوري بدتر از انديشيدن وجود ندارد.
مثل گرده افشاني علفي هرز،اين بي بند و باري تكثير مي شود
در رديفي كه براي گل مارگريت كرت بندي شده.

هيچ چيز براي آنها كه مي انديشند مقدس نيست
هر چيزي را همان مي نامند كه هست
تجزيه هاي عياشانه تركيب هاي فاحشه وار
شتابي وحشي و هرزه دنبال واقعه اي عريان
لمس شهواني موضوع هاي حساس
فصل تخم ريزي نظريه ها ـ اينها خوشايند آنهاست.

چه در روز روشن چه در تاريكي شب
به هم مي آميزند در شكل زوج،مثلث،دايره.
جنسيت و سن طرف مقابل اينجا مطرح نيست
چشم هايشان برق مي زند،گونه هاشان گل مي اندازد.
دوست دوست را از راه به در مي كند
دختربچه هاي حرامزاده پدر را منحرف مي كنند
برادري خواهر كوچكترش را وادار به فحشا مي كند.

ميوه هاي ديگري از درخت ممنوع
متفاوت با باسنهاي صورتي مجلات مستهجن
بيش از تصاوير واقعا مبتذل اين مجلات ،به مزاجشان خوش مي آيد
كتابهايي كه آنها را سرگرم مي كند تصوير ندارد.
تنها تنوع آنها
جملات خاصي ست كه با ناخن يا مداد رنگي
زيرشان خط مي كشند.
چه وحشتناك آن هم در چه حالاتي
و با چه سادگي افسار گسيخته اي
ذهن موفق مي شود در ذهن ديگر نطفه ببندد
از آن حالات حتي كاماسوترا1 خبري ندارد.

به هنگام اين قرارهاي مخفي عاشقانه ،حتي چايي به سختي دم مي كشد.
آدم ها روي صندليها مي نشينند،لبهايشان را تكان ميدهند
هركسي خودش پا روي پا مي اندازد
اين گونه يك پا كف اتاق را لمس مي كند
پاي ديگر آزادانه در هوا مي چرخد
گاه به گاه كسي بلند مي شود نزديك پنجره مي رود
و از روزنه ي پرده
خيابان را ديد مي زند.

1.كاماسوترا:كتابي هنديست از آثار مذهبي هندوان كه دانايي به نام واتسيانا آن را در باب مسائل جنسي نوشته است.
فضه
+ نوشته شده در  2008/2/17ساعت 17:30  توسط دوغا  | 

جنگ با هنر مدرن

فاشيسم و هنر: جنگ با هنر مدرن


در موزه هنري يا "كونست هاله" شهر بيلفلد آلمان نمايشگاه بزرگي برپا شده كه چشم انداز گسترده اي از برخورد نظام هاي خودكامه اروپا با هنر مدرن فراهم آورده است.
اروپاي قرن بيستم از اوايل دهه ۱۹۳۰ با چند نظام تام گرا (توتاليتر) روبرو شد: در شرق اتحاد شوروي استالين زده، و به موازات آن رايش سوم در آلمان، ديكتاتوري فاشيستي موسوليني در ايتاليا و حكومت فالانژيست هاي پيرو ژنرال فرانكو در اسپانيا.
از ميان اين نظام ها، به ويژه حكومت نازي در آلمان براي هدايت زندگي هنري جامعه طرح و برنامه اي گسترده داشت. حزب ناسيونال سوسياليسم (نازيسم) آلمان كه مدعي بود انساني نو را از تخمه نژاد برتر و در پرتو تمدني ريشه دار در "رايش سوم" به عرصه مي آورد، "پاكسازي زبان و فرهنگ ژرمن" را يكي از رسالت هاي اصلي خود مي دانست.منبع
+ نوشته شده در  2008/2/17ساعت 17:27  توسط دوغا  | 

پلوي سنتي فرانسوي ( ليموزين)

هويج تازه (رنده شده ) 3 عدد
برنج 4 پيمانه
نخود فرنگي 150 گرم
كشمش 1 پيمانه
پياز بزرگ خردشده 2 عدد
مرغ 3 تكه بزرگ
هل كوبيده 1 قاشق چايخوري
ادويه به مقدار لازم
رب گوجه فرنگي 6 قاشق غذاخوري
روغن براي سرخ كردن به مقدار لازم




در ابتدا تكه هاي مرغ را سرخ مي كنيم و جدا مي گذاريم . پياز را نيز جدا سرخ مي كنيم . برنج را يك ساعت قبل از پخت در آب سرد مي خيسانيم و سپس آن را نيز جوشانده و در آبكش ميريزيم تا آب خود را خوب پس بدهد.
سپس در ظرفي بزرگ پياز سرخ شده , مرغ سرخ شده , هويج رنده شده به همراه كشمش و نخود فرنگر و همين طور رب گوجه فرنگي و ادويه جات و هل را اضافه كرده و در آخر كار برنج آبكش شده را نيز افزوده و همه را خوب مخلوط مي كنيم و با حرارت كم مي گذاريم تا دم بيايد.
+ نوشته شده در  2008/2/17ساعت 16:45  توسط دوغا  | 

انشتين و سوسياليزم

... انفجار بمب با انفجار تصورات خوشبينانه اينشتين نسبت به دولتمردان ايالات متحده و بريتانيا مقارن بود. اينشتين كه شاهد ناديده گرفتن درخواستهاي دانشمندان در مورد عدم استفاده از بمب اتمي عليه ژاپن بود، عميقا دريافت كه اگر دانشمندان به دور و بركنار از فعاليت اجتماعي، تنها به كشفيات علمي خود دل خوش كنند، به ابزار خطرناك و بي اراده اي در دست سياستمداران بي تقوا و بازيگر تبديل خواهند شد. اينشتين از آن پس با همه شهرت جهاني، بيشترين تلاش خود را معطوف به استقرار يك دولت جهاني كرد. او توصيه مي كرد كه نمايندگان اين دولت، مستقيما از طرف ملتها انتخاب شوند و اميدوار بود از طريق چنين سازماني بتوان صلح و امنيت جهان را تامين كرد. در عين حال وي از اين امر غافل نبود كه حاكميت سرمايه در جهان سرمايه داري،‌كنترل اطلاعات و دخالت تعيين كننده در انتخابات، نهادها و سازمانهاي اجتماعي را به گونه اي شكل مي دهد تا سود بيشتري به دست آورد. و نيز...
ايرانيان انگليس
+ نوشته شده در  2008/2/17ساعت 16:23  توسط دوغا  | 

تنها زخمم از ان من است

تمامی چیزهایی که دوست می دارم از ان من نیست
دریا از ان من نیست
پاییز از ان من نیست
عشقت از ان من نیست
تنها زخمم از ان من است
خیابانی که مرا به سوی مرگ زیبایم
با وبای خاطره سوق می دهد...

غاده السمان
منیع
+ نوشته شده در  2008/2/16ساعت 17:52  توسط دوغا  | 

ريشه‏هاي فلسفي آنارشيسم

هابز و لاك دو تن از مؤسسان فلسفه مدرن هستند. البته اين دو بيشتر به عنوان فيلسوف سياسي نامبردارند، اما هم كتاب «لوياتان» هابز و هم كتاب «رساله درباره فهم بشري» لاك از مهم‏ترين كتاب‌هاي شناخت‌شناسي در قرن هفدهم و آغاز عصر مدرن محسوب مي‏شوند. روسو البته شناخت‏شناس نبود، اما متأثر از فلسفه شناخت لاك، انسان‏شناسي خاصي تدوين كرد كه فلسفه سياسي قرارداد اجتماعي را در سيطره خود گرفت. چه رابطه‏اي ميان شناخت‏شناسي، انسان‏شناسي و فلسفه سياسي اين فيلسوفان وجود دارد؟ مقاله حاضر در پي جستجوي پاسخ اين پرسش و تقويت اين فرضيه است كه شناخت‌شناسي لاك انسان‏شناسي روسو را زمينه‏سازي كرد و اين دو، يكي با صراحت كمتر و ديگري با صراحت بيشتر، تفكري را تقويت كردند كه مي‏توان از آن به عنوان آنارشيسم پنهان تعبير كرد. اين تفكر به دست ماركس به اوج خود رسيد و به جزء مشترك فلسفه‏هاي سياسي رقيب هم‌چون ليبراليسم و سوسياليسم بدل شد....
حسین
+ نوشته شده در  2008/2/16ساعت 17:44  توسط دوغا  | 

انتلکتوئل / intellectual

اگر «روشنفکر» را مفهومی يکسره جديد بدانيم که در زمان تاريخی مشخصی کلمه‌ای برای آن ساخته شده و برای اشخاص معينی مورد استفاده قرار گرفته و می‌گيرد، و مصاديق آن تنها در آن دوره وجود دارند، نه. اما اگر برای اين مفهوم ويژگيهايی در نظر می‌گيريم که می‌تواند گروهی اجتماعی را وصف کند که کار مشخصی را در جوامع بشری انجام می‌دهند، آن‌گاه اين مفهوم با اينکه جديد است می‌تواند به کار توصيف و تشخيص همه‌ی گروههايی بيايد که چنين کاری را در دوره‌های مختلف و در جوامع مختلف انجام می‌دهند. از اين ديدگاه، ديدگاه جامعه‌شناختی، روشنفکران در همه‌ی دوره‌های تاريخی و جوامع بشری وجود داشته‌اند و در تحولات اجتماعی جوامع کاری اساسی انجام داده‌اند و لذا پيامبران نخستين «روشنفکران» در تاريخ اجتماعی انسان هستند. بنابراين ابتدا بايد ببينيم که از «روشنفکر» چه مفهومی مراد می‌کنيم — مفهومی جامعه‌شناختی را مراد می‌کنيم يا مفهومی «ايدئولوژيک». در جامعه‌ی ما اکثر نويسندگان، تقريباً همه، مفهومی «ايدئولوژيک» از «روشنفکر» مراد می‌کنند و بنابراين تعريف اين مفهوم بسته به اين يا آن «ايدئولوژی» متفاوت و دارای بار ارزشی يا ضدارزشی متفاوت است. از همين روست که بحث از «روشنفکر» در سنت فکری غربی، يعنی پديدآورندگان اين اصطلاح، و استعمال رايج اين کلمه در «گفتار» نويسندگان ما هرگز بر يکديگر منطبق نيست. البته هرجامعه‌ای در هر دوره‌ای يا هر «گفتار»ی می‌تواند واژه‌ای خاص خود برای «روشنفکر» داشته باشد، چنانکه وجود نيز داشته است، اما امروز ما به هر حال زير سلطه‌ی «گفتار» غربی هستيم و ظاهراً آن کلمات را ترجمه می‌کنيم و به کار می‌بريم، اما، در واقع، در اينجا آدم نمی‌داند از روشنفکر چه چيزی مراد می‌شود، چون اين کلمه در اينجا باری يکسره ارزشی و ايدئولوژيک و دستوری دارد و از هرگونه کارکرد توصيفی و جامعه‌شناختی خالی است. البته، شايد بخشی از اين سوء تفاهم نيز به خود واژه مربوط باشد، معادلی که در جامعه‌ی ما برای ترجمه‌ی کلمه‌ی «انتلکتوئل» از زبان فرانسه و ديگر زبانهای اروپايی اختيار شده است. بنابراين، بخش عظيمی از ابهام در معنا به خود واژه‌ای برمی‌گردد که ما در اينجا برای «انتلکتوئل» به کار می‌بريم. پس، اگر اجازه دهيد، نخست، خود همين واژه‌ی «روشنفکر» را که منشأ بسياری از سوءِ تفاهمها شده است روشن کنيم. مسلم است که کلمه‌ی «روشنفکر» در زبان ما از راه ترجمه پديد آمده و متداول شده است. کسی به درستی نمی‌داند که اين کلمه را نخستين بار چه کسی يا کسانی و معادل چه کلمه‌ی ساده يا مرکبی در زبانهای اروپايی به کار بردند، اما از آنچه در زبانهای اروپايی متداول است و امروز هم ما معمولاً «روشنفکر» را در ترجمه‌ی آن می‌آوريم، اين کلمه بايد در ترجمه‌ی کلمه‌ی فرانسوی ”intellectuel“ يا کلمه‌ی انگليسی ”intellectual“ آمده باشد. کلمه‌ی «انتلکتوئل» در فرانسه، يا معادل انگليسی آن، هم اسم است و هم صفت و از ”intellectus“ لاتينی به معنای «عقل» گرفته شده است. اين کلمه در حالت صفت به معنای «عقلی» و «فکری» و «عقلانی» به کار می‌رود و در حالت اسم اشاره است به «کسی که از قوای عقلی و فکری خود زياد استفاده می‌کند». اما جزء «روشن» در «روشنفکر» فارسی، اگر اين کلمه ترجمه است و با توجه به اينکه ما معمولاً در ترجمه نخست راه ترجمه‌ی تحت‌اللفظی را در پيش می‌گيريم، از کجا به «فکر» افزوده شده است؟ جلال آل احمد و دکتر علی شريعتی به مشکلات اين معادل برای «انتلکتوئل» واقف بود‌ه‌اند و هريک کوشيده‌اند آن را به طريقی معنا کنند و در عين حال اين کلمه را هم به همين صورتی که هست نگه داشته‌اند. دکتر علی شريعتی، که تعريفی خاص خودش از «روشنفکر» به دست داده است، می‌گويد ما در فارسی دوتا کلمه و دوتا استفاده از کلمه «روشنفکر» داريم، يکی «روشنفکر»ی که ترجمه‌ی «انتلکتوئل» است و ديگر «روشنفکر»ی که اصالتاً کلمه‌ای فارسی است و اگر بخواهيم، مثلاً، به زبان فرانسه ترجمه‌اش کنيم، می‌شود: ”clairvoyant“. اما اين اصطلاح فرانسوی، که اکنون در انگليسی هم به همان صورت فرانسوی‌اش رايج است، به معنای «روشن‌بين» و «بصير» است و امروز اصطلاح متداولی برای کسانی است که به‌طور خارق‌العاده‌ای قدرت «پيش‌بينی» و «پيش‌گويی» دارند و می‌توانند حوادث آينده را ببينند. اين افراد اکنون شغل پردرآمدی برای خود در غرب به هم زده‌اند، تقريباً مانند فالگيرها و جن‌گيرها، و به‌ويژه در روسيه زيادند. به هر تقدير، من در جای ديگری از نظر دکتر شريعتی بحث خواهم کرد، و اکنون به آن نمی‌پردازم، دکتر شريعتی گرچه برخی صفات «روشنفکر» را به‌درستی بيان می‌کند، اما بحثش و تعريفش از «انتلکتوئل» نقصهای بسيار دارد....
فل سفه
+ نوشته شده در  2008/2/16ساعت 17:11  توسط دوغا  | 

تبار نکبت

من فريادی
در پس
جنايت فئوداليسم
در همبستري نامشروع
قدرت و پول
و زنا زادن
کوتوله هاي از تبار نکبت
آن شوی نا کردگان مذکر قدرت
دريوزه گران روسپی خانه های ثروت
که از کثافت خود
توبره کودکان خويش برمي آورند
و بسان انگل می پرورانند
جغرافیای آنارشی
+ نوشته شده در  2008/2/16ساعت 16:36  توسط دوغا  | 

زنان و فلسفه

«چرا اين همه در فلسفه و ادبیات با زنان دشمنی هست؟»
+ نوشته شده در  2008/2/16ساعت 15:55  توسط دوغا  | 

مالنا

تفسیرم کمی فمنیستی است و متأثر از دیگر نویسندة محبوب ایتالیایی‌ام، لوئیجی پیراندلّو:
مالنا، وقتی بعنوان عضوی از جامعه مورد قبول و احترام دیگران است که زیر سایة مردی باشد. مالنای تنها را هیچکس نمیپذیرد. مالنای تنها حتّی بقدر فاحشه مورد قبول دیگران نیست: فاحشه هم پاانداز میخواهد! وقتی مالنا قدم میزند، یکی از زنهای بدگوی شهر بر روی تصویری دوتایی از بارونی پولدار و معشوقه‌اش میگوید: «معشوقة بارون بونتا، زیباتر [از مالنا] ست. دستِ کم جینا [معشوقة بارون] همة کارهایش آشکار است. بارون، هفته‌‌ای یکبار ترتیبش را میدهد و به پالرمو باز میگردد.» زن، وقتی مورد احترام و پذیرش دیگران است که تحت قیمومیت مرد باشد. وقتی مالنا در پایان فیلم با شوهرش به شهر بازمیگردد، همه باو احترام میگذارند و این همانچیزی است که آزارم میدهد. مالنا، تبدیل به همان کسی شده که مردم شهر میخواستند – زنی در سایة مردی؛ این همان چیزی است که زنان بدگو و مردان آزاردهندة شهر میخواستند. شاید بنظر نیاید؛ ولی بگمانم این بخش، تراژیک‌ترین قسمت فیلم است.
پس فردا
+ نوشته شده در  2008/2/15ساعت 12:46  توسط دوغا  | 

کالینکا

کالینکا نام ترانه­ای­ست روسی که از زمان اولین اجرایش در سال 1860 تا امروز به انواع گوناگون توسط خواننده­ها ونوازدگان مختلف اجرا و و خوانده شده است. تاریخچه­ی این ترانه در ویکی­پدیا موجود است. ایوان پترویچ لارینوف در سال 1860 این ترانه را سرود و آهنگی برای آن ساخت و در تآتر ساراتوف اجرایش کرد. این­ گونه اطلاعات در مورد ترانه­هایی تا این حد مردمی اگر چه جالب است،اما گمانم زیاد مهم نیست.مهم این است که قبل از فروپاشی بلوک شرق یک قرائت حماسی و انقلابی از این ترانه در دست است و بعد از فروپاشی قرائت دیگری از این ترانه را گروه معروف تاتو به دست داد. این سرنوشت فرهنگ وهنر ایدئولوژیک است. کلمه همان کلمه و ترانه همان ترانه است. اما ارزش­ها دگرگون و تابوها بالاخره روزی شکسته می­شود.
مداد
+ نوشته شده در  2008/2/14ساعت 19:22  توسط دوغا  | 

غریبه‌ای زیبا در دنیای مرورگرها: flock

این روزها کمتر سایت و وبلاگ IT خارجی را می‌توان یافت که پستی در مورد مرورگر Flock نداشته باشد. برایم این سوال پیش آمد که این مرورگر چیست و چرا اینقدر محبوبیت یافته است ، محبوبیتی که باعث شده حتی خیلیها در مورد آن مبالغه کنند. پس دانلودش کردم.این برنامه 7.64 مگابایت حجم دارد.
در نگاه اول flock بسیار شبیه فاییرفاکس به نظر می‌رسد ، در واقع flock همه خصوصیات این مرورگر محبوب اینترنتی را داراست، اما ویژگیهایی چند باعث شده flock برتریهایی نسبت به فایرفاکس داشته باشد.سعی می‌کنم ویژگیهای flock را یک به یک بنویسم:...
1pezeshk
+ نوشته شده در  2008/2/14ساعت 19:10  توسط دوغا  | 

MIT و دانشگاه بهشتي

مجموعه دروس منتخب و اساتيد همكار در پروژه مشترك دانشگاه شهيد بهشتي و دانشگاه MIT

سايت MIT
+ نوشته شده در  2008/2/14ساعت 18:17  توسط دوغا  | 

سخني از برتولت برشت

Wer kämpft, kann verlieren. Wer nicht kämpft, hat schon verloren
Bertolt Brecht
کسی که مبارزه می کند ، ممکن است ببازد . کسی که مبارزه نمی کند ، خودش باخته است .
زن متولد ماكو
+ نوشته شده در  2008/2/14ساعت 17:22  توسط دوغا  | 

ترانه هاي خيام

نام کتاب :   ترانه های خیام
نام نوسینده : صادق هدایت
داونلود
+ نوشته شده در  2008/2/14ساعت 17:1  توسط دوغا  | 

سه‌شنبه‌ها با موری (Tuesdays with Morrie)

سه‌شنبه‌ها با موری (Tuesdays with Morrie) حاصل گفتگوهای رد و بدل شده بین میچ البوم (Mitch Albom) نویسنده این کتاب حقیقی و استاد محبوبش در دانشگاه با نام موری شوارتز Morrie Schwartz است.

 ”میچ” برخلاف وعده‌یی که هنگام فارغ‌التحصیلی به “موری” دوست داشتنی ، پرانرژی و کمی خاص داده بود پس از سه‌شنبه‌ها با موری گذشت سالهای زیادی که سراغی از استادش نگرفته بود به دیدنش می‌رود. این بار استاد در اثر بیماری ALS کم کم در حال از بین رفتن است و گویی مرگ خورد خورد او را می‌بلعد.

 میچ  بر خلاف آرمانهای دوران جوانیش به یک ورزشی نویس حریص تبدیل شده که دغدغه‌هایش همان مسایل مادی و ارزشهای تبلیغ شده در رسانه‌هاست. اما موری زندگی را طوری دیگری می‌بیند. او که یک جامعه‌شناس عاقل است حالا که در حال مرگی تدریجی است دیگر نه یک زنده کامل است و نه یک مرده کامل. واین باعث می‌شود درسهای بزرگی برای میچ داشته باشد.  و میچ آنها را برای ما نوشته.

این کتاب کاملن تاثیر‌گذار و واقع‌بینانه است. شاید اگر ما هم عمرمان را به آموختن وکنجکاوانه بگذرانیم و نزدیک شدن مرگ را هم حس کنیم چنین دیدگاهی پیدا کنیم اما پیش از رسیدن به آن مرحله این کتاب حقیقتن ارزش خواندن دارد
زندگي پيش از مرگ

+ نوشته شده در  2008/2/14ساعت 16:58  توسط دوغا  | 

انیو موریکونه


انیو موریکونه : آهنگساز بزرگ و پر کار ایتالیایی است که در سال 1928 در شهر رم به دنیا آمده است . نام انیو موریکونه برای هر علاقه مند به موسیقی فیلم آشناست . او از معدود آهنگسازانی است که برای فیلمهای اکثر کشورهای اروپایی و همچنین فیلمهای آمریکایی موسیقی ساخته است . از آوازه او همین بس که در برخی از فیلمهایی که او موسیقی آنها را ساخته است نام او قبل از نام بازیگران آورده شده استموسیقی فیلمهای به خاطر یک مشت دلار و خوب-بد-زشت از آثار به یادماندنی فیلمهای به سبک وسترن می باشند . هر چند فیلمهای وسترن ایتالیایی نزد فیلمسازان آمریکایی به مسخره گرفته شده اند و به وسترن اسپاگتی شهرت یافته اند ولی در نزد عموم در سراسر دنیا جایگاه ویژه ای یافته اند . انیو موریکونه در فیلم وسترن خوب-بد-زشت با استفاده از سوت – گیتار الکتریک –ناقوس و ارگ شیوه خاصی را در این سبک بوجود آورد که بعدها برخی آهنگسازان از روش او تقلید کردند . موسیقی فیلم مارکوپولو که از سیمای تلویزیون ایران پخش شده است نیز دارای سبکی خاص می باشد . موریکونه به نوعی در ساخت این موسیقی دنباله روی سبک میکلوش رژا بوده است . از شیوه آوازی کرال و ویولن آلتو در موسیقی فیلم مارکوپولو به زیبایی هرچه تمامتر استفاده شده است.
داونلود موزيك پروفشنال
گذري در زمان
+ نوشته شده در  2008/2/14ساعت 16:43  توسط دوغا  | 

زرتشت

راجع به زرتشت ودیدش نسبت به اینده جهان و انسانها

لینک دانلود فایل

+ نوشته شده در  2008/2/14ساعت 16:31  توسط دوغا  | 

کتاب معجزه کلام و قدرت واژه ها

فکر اولین مرحله خلقت است وکلمه ها مرحله دوم خلقت هستند در واقع کلمه ها عقاید شکل گرفته و افکار بیان شده هستند . به عبارت ساده ان چه می گویی فکری است که بیان میشود واژه ها بسیار نیرو بخش بوده واحساس ها و عواطف انسانی را به شدت بر می انگیزد وبر انها تاثیر فوق العاده ای دارند ضمیر ناخوداگاه بدون توجه به ماهیت واژه ها تحت تا ثیر انها قرار گرفته و انها را ظبط و بایگانی میکند (چیزی که هیچ کدوم از ماها بهش توجه نداریم وبه سادگی از ان عبور میکنیم در حالیکه عده ای پی به اثر نفوذ کلام برده اند و شخص مخاطب خودشون رو با کلمات تحت تاثیر خود قرار میدهند) و بر اثر تکرار واژه ها وتلقین های مثبت میتوان ذهن خود را برنامه ریزی کرد و دید گاهای مثبت را جایگزین دید گاهای منفی کرد اصطلاح یا ضرب المثل هر چه را که بکاریم همان را درو میکنیم در مورد کلمه ها و جمله ها نیز صادق هستند چون کلمه ها نوعی انرژی هستند و انرژی ها هم هرگز از بین نمیروند ( بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل میشوند و در این بین بسیار می توانند تاثیر گذار باشند ) بنابر این وقتی جمله ای مثبت به کار میبریم نعمتهای فراوان درزندگی ما جاری میشود بر عکس جمله های منفی احساس و اندیشه های منفی را وارد زندگی مان میکند به عبارت ساده هر چه بکاریم همان را درو میکنیم پس تا می توانیم کلمه ها و جمله ها و اصطلاحات مثبت وتاکیدی را اگاهانه به کار بریم تا درهای رحمت برکت امید موفقیت خوشبختی ارا مش سلامتی واحساس رضایت از زندگی یکی پس از دیگری به روی ما گشوده شوند بر گرفته از کتاب معجزه کلام و قدرت واژه ها...
گذري در زمان
+ نوشته شده در  2008/2/14ساعت 16:27  توسط دوغا  | 

Flat pack furniture

+ نوشته شده در  2008/2/12ساعت 18:26  توسط دوغا  | 

آموزش فيس بوك

یکی از مشکلاتی که کاربران تازه وارد در فیس بوک (Facebook) با آن مواجه می‌شوند نبود آشنایی کافی با منوها و اجزای آن می باشد، در حالی که استفاده از امکانات فیس بوک سهل و آسان است....
ژوبين
+ نوشته شده در  2008/2/12ساعت 18:9  توسط دوغا  | 

پایان ایدئولوژی / دانيل بل

... ایدئولوژی ، به عنوان وسیله ای برای تبدیل رای وعقیده به عمل ، گذشته از خاستگاه هایی که نزد فیلسوفان فرانسوی داشت ، صریح ترین صورتی که در قالب کلام به خود گرفت توسط پیروان هگل ، یعنی فریرباخ 6 ومارکس 7 ، بود. به زعم اینان ، کار اصلی فلسفه این است که سنجش گر باشد ، یعنی حال را ازقید گذشته رها کند. ( مارکس می نویسد: « سنت همه نسل های مرده ، همچون بختکی بر مغز زندگان سنگینی می کند.» فویرباخ که رادیکال ترین طرفدار آرای چپ گرای هگل بود ، خودر ار لوتر8 دوم می خواند. او می گفت ، اگر بتوانیم دین را از وجود اساطیر پاک کنیم ، بشریت را آزاد و رها کرده ایم . تاریخ تفکر ، سراسر تاریخ سرخوردگی است و اگر مسیحیت سرانجام خداوند را از الوهیتی محلی به امرانتزاعی جامع و واحدی تبدیل کرد، پس کار نقد نیز – با استفاده از ابزار بنیادی بیگانه سازی 9 یا ازخودبیگانگی 10- گذاشتن انسان شناسی به جای خدا شناسی و نشاندن انسان به جای خداست. بنابراین فلسفه هم باید به زندگی روکند و انسان نیز از « شبح امورانتزاعی » وا رهد و از قید ماورای طبیعت آزاد شود. فویرباخ می گفت، تنها کاری که از دیانت ساخته است، ایجاد « آگاهی کاذب » است اما فلسفه « آگاهی راستین » به دست می دهد. واو با قرار دادن انسان در کانون این آگاهی می خواست « نامتناهی را در متناهی » جا دهد....
آينده نگر
+ نوشته شده در  2008/2/12ساعت 17:34  توسط دوغا  | 

خاطرات روسپیان سودازده من

خاطرات روسپیان سودازده من نوشته گابریل گارسیا مارکز نویسنده پر اوازه کلمبیای http://www.iranianbook.org/one_moment.html
+ نوشته شده در  2008/2/8ساعت 19:6  توسط دوغا  | 

بادبادک باز The Kite Runner

تنها یک گناه وجود دارد و آن هم دزدی است
وقتی تو یک کسی را می‌کشی یک زندگی را دزدی می‌کنی. از زنش حق شوهر داشتن را دزدی می‌کنی. از اولادهایش حق پدر داشتن را دزدی می‌کنی. وقتی به کسی دروغ می‌گویی حق راستی را ازش دزدی می‌کنی. .......
+ نوشته شده در  2008/2/8ساعت 19:3  توسط دوغا  | 

خاک آشنا / بهمن فرمان آرا

خاک آشنا، آخرین کار آقای بهمن فرمان آرا ، تنها فیلم مطرح باقی مانده در بخش مسابقه فیلم فجر هم رد صلاحیت شد،
بهانه حذف:
پلانی که در آن دوستی در غم از دست دادن دوست دیگرش فریاد میزند و میگرید و می گوید که"اون در چهل سال گذشته فقط قلم در دستش بود" حذف شود.

 

+ نوشته شده در  2008/2/8ساعت 18:45  توسط دوغا  | 

شعر و فلسفه / مارتین هایدگر / پل ریکور

براى هايدگر، فهميدن در وهله‌ي نخست آن چيزى است كه هر كس دارد و اين حقيقت مختص به يك انسان و يك گروه نيست؛ بلكه حقيقتى مختص به نوع انسان است. فهم، چيزى است كه بايد آن را تحقق بخشيد و وظيفه‌ي فلسفه در اين ميان تبيين چگونه بودن در ساحت وجود است. اين پرداختن به وجود و هستى در جهان برخلاف آنچه عده‌اى از مفسران مى‌پندارند تفكرى عرفانى نيست، بلكه ساحتى از تفكر شاعرانه را در بر مى‌گيرد و به دليل اين سويه‌هاى بلاغى است كه مى‌بينيم تا اين اندازه زبان فلسفى و فكرى هايدگر دشوار و غامض است....

كتاب «زندگي در دنياي متن» كه سيزده سال پيش با ترجمه بابك احمدي منتشر شد، حاوي شش گفت‌وگو و يك بحث از پل ریکور، فيلسوف برجسته‌ي قرن بيستم فرانسه است.........
گوراب
+ نوشته شده در  2008/2/8ساعت 18:42  توسط دوغا  | 

برنامه های اسمارت فون

 
تمام سریال و کیجن برنامه های پاکت پی سی

تاپیک جامع نرم افزارهای كاربردي (Application Programs) مختص پاكت پي سي

 IBE Music Player v1.0
....یه پلیر قدرتمند که فرمت های MP3, OGG, WAV, MP2, RMP, MPA رو ساپورت می کنه
نوع فايل: rar IBE_Music_Player_VGA.rar (614.4 كيلو بايت, 250 نمايش)
نوع فايل: rar IBE_Music_Player_QVGA.rar (602.3 كيلو بايت, 508 نمايش)


DivxPlayer ورژن جدید پخش کننده فایل های avi داونلود

motorola phone tools برنامه ای خوب و با کلی امکانات براي مديريت گوشيهاي موتورولا



جدیدترین آفیس برای پاکت پی سی (ویندوز موبایل 5 و 6)


ورژن جديد برنامه ي Softick Card Export v3.0 
به وسيله اين برنامه پاكت پي سي تبديل مي شه به فلش ديسك و ديگه براي اتصال به كامپيوتر نه نيازي به نرم افزار Active sync داريد و نه نيازي به كارت خوان.
اين برنامه براي هر 2 نوع ويندوز (WM5 , WM2003) مي باشد كه در فايل زيپ شده قرار دادم.


اين هم ورژن جديد معروفترين و قويترين نرم افزار Explorer



راهنمای جامع فارسی ساز پاکت پی سی صفحه 1 2 3 4 5 6 7 8

کلیه برنامه های شرکت Spb در سال 2008 (همراه با کرک) شامل:
Productivity /
Spb Backup
Spb Diary r
Spb Finance
Spb Full Screen Keyboard
Spb GPRS Monitor
Spb Imageer
Spb Insight
Spb Mobile DVD
Spb Mobile Shell
Spb Phone Suite
Spb Pocket Plus
Spb Pocket Tips & Tricks
Spb Time
Spb Traveler NEW
Spb Wallet
Spb Weather



آدرسهاي زير برنامه هاي مفيدي براي گوشيهاي اسمارت فون داره
تاپیک جامع برنامه های ویندوز موبایل برای اسمارت فون

كلا 25 صفه داره
و اين يكي :
برنامه هاي ويندوز موبايل
+ نوشته شده در  2008/1/19ساعت 19:34  توسط دوغا  | 

turk yayin xeritesi

+ نوشته شده در  2007/12/24ساعت 17:58  توسط دوغا  | 

Turk people virtual society!

 

Turk people virtual society!
Elimiz Community

EN | TR | AZ

Welcome to Turk people virtual society!

Elimiz, the virtual society of Turk people, is under construction! There are a lot of virtual societies on the net, but Elimiz is different!! If you want to join our beta program, please add your email address to our beta waiting list.

 

-----------------------------------------------------

عاصیم اردبیلیدن شعر

فلکين قانلين اليندن بير آتلميش يئره اندي
بير فلاکت آنانين جان شيره سيندن سوتون امدي
بوللي نيسگيل شله سين چينينه آلدي
تاي توشوندن دالي قالدي ساري گل مثلي سارالدي
گونو تک باغري قارالدي
درد اليندن زارا گلدي گونو گوندن قارا گلدي
خان چوبانسيز سئله تاپشيرسين اوزون يوردوموزا بير سارا گلدي
بير وفاسيز يار اليندن يارا گلمز سانا گلدي
بير يازيق قيز جان اليندن جانا گلمز جانا گلدي
کئچه جکده الموت دامنه سيندن بورايا درمانا گلدي
بير آدامسيز سوري آدلي،الي باغلي،ديلي باغلي!
سوري کيمدور؟ بير گولدي جهنمده بيتيبدور
سوري بير دامجيدور گوزدن آخاراغ اوزده ايتيبدور
سوري يول يولچيسيدور اَيريده يوخ دوزده ايتيبدور
سوري بير مرثيه دور اوخشاياراق سوزده ايتيبدور
او کونول لرده کي ايتميشدي ازلدن اودو گوزدنده ايتيبدور
سوري بير گوزلري باغلي،اوزو داغلي،سوزو داغلي،اولوب
هاردان هارا باغلي!
بوشلاييب دوغما ديارين اموب البته ياريندان ال اوزوب هر نه واريندان
قورخماييب شهريميزين قيشدا آمانسيز بورانيندان نه قاريندان
گزير آواره تا پا يانديريجي درديده چاره تاپا بيلمير
چوخ سوير عشقي باشيندان آتا،آما آتا بيلمير
اُوا باخ اُوچي دالينجا قاچير آما چاتا بيلمير
ايش دونوب ليلي دوشوب چوللره مجنون سراغيندا
شيرين الده تئشه،داغ پارچاليير فرهاد اوتورموش اوتاغيندا
تشنه لب قو نئجه گور جان وري دريا قيراغيندا
گوزده حسرت يئريني خوشلايوب ابهام دوداغيندا
وارليغين سون اثري آز قالير ايتسين ياناغيندا
سانکي بير کوزدي بورونموش کوله وارليق اوجاغيندا
کوزرير پيلته کيمين ياغ توکه نيب دور چراغيندا
بوي آتير رنج باغيندا قوجالير گنج چاغيندا
بير آدامسيز سوري آدلي،الي باغلي ديلي باغلي
سوري جان اومما فلکدن،فلکين يوخدي وفاسي
نقدر يوخدي وفاسي او قدر چوخدي جفاسي
کهنه رقاصه کيمي هر کسه بير جوردي اداسي
او اياقدان دوشه ني ايستير،اياقدان سالان اولسون
او تالانميشلاري ايستير گوني گوندن تالان اولسون
او آتيلميشلاري ايستير هامودان چوخ آتان اولسون
او ساتيلميشلاري ايستير قول ائدر کن ساتان اولسون
نئله مک قورقو بوجوردور فلکين نظمي ازلدن اولوب اضدادينه باغلي
قاراسيز آغلار اولانماز دره سيز داغلار اولانماز اولوسيز ساغلار اولانماز
گرک هر بير گوزله بير دانا چيرکينده يارالسين
بيري انسين يره گويدن بيري عرشه اوجالانسين
بيري چالسين ال اياق غم دنيزينده،بيري ساحلده سئوينجيله دايانسين
بيري ذلت پالازين باشه چکيب ياتسادا آنجاق،بيرينين بختي اويانسين
بيري قويلانسادا نعمتلره يئرسز،بيري ده قانه بويانسين
آي آدامسيز سوري آدلي،ساچلاريندان دارا باغلي!
نئله مک ائيش بئله گلميش؛چور گلنده گوله گلميش
فلکين ايري کمانينده اولان اوخ آتيلاندا دوزه دگميش
دلسيزين باغريني دَلميش؛ايري قالميش دوزو ايميش
اونو خوشلار بو فلک:ائل ساراسين سئللر آپارسين
بولبول حسرت چکه رک گول ثمرين يئللر آپارسين
قيسي چوللر ده قويوب ليليني محميلر آپارسين
خسروئي شيرينيله ال اله وئرسين،فرهادين
قامتين اگسين
باخاراق چرخ زامان نشئيه گلسين
کئفه دولسون،سوري لار سولسادا سولسون
بيري باش يولسادا يولسون
سيسقا بير اولدوز اگر اولماسا اولدوزلار ايچينده بو
سما ظلمته باتماز
داش آتان کول باشي قويموش داشيني اوزگيه آتماز
سن يئتيشسن هدفه اوندا فلک مقصده
چاتماز،داها افسانه ياراتماز
سوري اي باشي بلالي زامانين قانلي غزالي
سوري بير گوشدي خزان آيري ساليبدور يوواسيندان
ال اوزوبدور آتاسيندان
جوجه دير حيف اولا سود گورمييب اصلا آناسيندان
او زليخا کيمي يوسيف ائيين آلمير ليباسيندان
بونا قانع دي تنفس اده بير يار هاواسيندان
درد وئرن درده سالوب آمما خبر يوخ داواسيندان
آغلايوب سيتقاياراق بهره آپارمير دوعاسينان
او بير آئينه دي رسام چکوب اوستونه زنگار اوندا،يوخ قدرت گفتار
اوزي چيرکين ديلي بيمار،گنج وقتينده دل آزار
گوره سن کيم دي خطا کار،گوره سن کيم دي خطا کار؟ 

+ نوشته شده در  2007/12/6ساعت 19:15  توسط دوغا  | 

themes for N93

تعدادی تم زیبا برای نوکیا N93

برای آپلود کردن تم ها برای گوشی های نوکیا مدل 93 میتونین ابتدا از آدرسهای زیر داونلود کرده سپس به گوشی خودتون منتقل کنین امیدوارم بپسندین

------------------------------------------------------------------------------------------------------

 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  2007/12/4ساعت 18:51  توسط دوغا  | 

معرفی

The Amazing Earth Clock
این عجیبترین ساعتیست که در هر لحظه اطلاعات جالب و وحشناکی میدهد
کلکسیون مهارتها (Sclipo.com)
Sclipo هم همانند بقیه سایتهای اشتراک گذاری فایلهای ویدئویی می باشد با این تفاوت که به صورت تخصصی بر روی "مهارت افراد" تمرکز کرده است و تا کنون منبع بسیار جالبی را ایجاد کرده است.

شما چه مهارتی دارید که می توانید از طریق فایلهای ویدیویی آنرا با دیگران به اشتراک بگذارید یا تمایل به یادگیری چه مهارتی دارید؟

Sclipo منبع بسیار جالبی برای مهارتهاییست که شاید هیچگاه با کسی برخورد نکنید تا آنها را به شما بیاموزد: هنر تا کردن کاغذ (اریگامی)، روش تعویض باتری iPod، 74 ویدیوی آموزشی مربوط به Wacom Tablet و آموزش چند نوع گره.

خبرگان عصر نوین

...شما می خواهید در هنر، تجارت و هر چیز دیگر خلاق تر باشید.در اینجا چند پیشنهاد آمده که برای من در طول سالها کارآیی داشته اند:

1.       همه را نادیده بگیرید.

2.       نظر و عقیده نباید بزرگ باشد، فقط باید دنیا را تغییر دهد.

3.       ساعتها برایش وقت صرف کنید.

4.       اگر طرحهای کاری شما نا گهان کشف شوند طرح شما مطمئنا"شکست خواهد خورد.

5.       مسئول تجربیات خود باشید.

6.       همه خلاق به دنیا آمده اند همه افراد جعبه مداد رنگیها را در کودکستان دریافت کرده اند.

7.       شغل روزانه خود را حفظ کنید.

8.       کمپانیهایی که خلاقیت را خرد می کنند نمی توانند با شرکتهایی که آن را رشد می دهند رقابت کنند.

9.       هر کس قله اورست خودش را دارد( هر کس ایده الهای خودش را دارد)

10.   هر چقدر استعداد شخص بیشتر باشد به پشتیبان کمتری نیاز دارد.

11.   از جمع خودت را دور نکن اما از جمعیت اجتناب کن.

12.   اگر شما رنج را بپذیرید نمی تواند به شما آسیب برساند.

13.   درون خودتان را با بیرون افراد دیگر مقایسه نکنید.

14.   در نا امیدی بسی امید است.

15.   مهمترین چیز یک شخص خلاق اینست که بین چیزهایی را که راغب است انجام دهد و چیزهایی که راغب به انجام دادنشان نیست خط قرمز بکشد و آنهار را از هم جدا کند.

16.   دنیا در حال تغییر است.

17.   اعتبار می تواند خریداری شود اما احساسات را نمی شود خرید.

18.   از گروههای نا امید کننده اجتناب کن.

19.   با صدای خودت آواز بخوان (متکی به خودت باش)

20.   انتخاب نوع رسانه بی ربط می باشد.

21.   دستیابی به همه چیز سخت تر از آن چیزیست که به نظر می رسد.

22.   کسی به تو توجه نمی کند برای خودت کار انجام بده.

23.   نگرانی در مورد تجارت در مقابل هنر اتلاف وقت می باشد.

24.   نگران پیدا شدن الهامات نباشید آنها گاهی می آیند.

25.   شما باید طرح و نقشه خودتان را داشته باشید.

26.   از قلبتان بنویسید.

27.   بهترین راه برای پذیرفته شدن نیازمند آن بودن نیست.

28.   قدرت داده نمی شود قدرت گرفته می شود.

29.   هر گزینه ای که شما انتخاب کنید شیطان به سرانجام خودش می رسد.

30.   مشکل ترین قسمت خلاق بودن زمانیست که به آن عادت کنید.

31.   صرفه جو باشید...

خبرگان عصر نوین
یا بهتر نیست قبل از آنکه هدفی برایمان تدوین کنند و مشق بدهند خود هدفگذار و موثر باشیم؟

2- آیا بهتر نیست به جای اینکه منتظر ارجاع نامه یا دستور بمانیم، برای انجام وظایف خود طرح و برنامه داشته باشیم؟

3- آیا بهتر نیست به جای اینکه نظاره گر رخدادها و حوادث شویم خود حادثه ساز باشیم؟

4- آیا بهتر نیست به جای اثر پذیری، اثر گذار باشیم؟

5- آیا بهتر نیست به جای پرداختن به امور کم اهمیت وقت با ارزش خود را صرف امورات مهم کنیم؟

6- آیا بهتر نیست در اولین فرصت پیش آمده امورات ارجاع  شده و وظایف خود را انجام دهیم؟ زیرا با انتظار هیچ کاری انجام نخواهد رسید .

7- آیا بهتر نیست به جای صحبت های تکراری و درد دلهای ناتمام، فرصت وتمرکز را از سایر همکاران سلب نکنیم؟

8-آیا می دانید که فلسفه وجودی همه ما به خاطر خدمت به ارباب رجوع است؟

9- می دانید که دریافت حقوق  بابت انجام وظایف سازمانی در وقت اداری است؟ آیا به نظر شما پرداختن به امورات شخصی در وقت اداری از مصادیق دزدی و فساد اداری نیست؟

10- آیا بهتر نیست به جای تهمت، غیبت ،حسادت و تحقیر هم ،کمک کننده، تسهیل کننده ، مشوق، معلم، و شاگرد هم باشیم؟

11- آیا بهتر نیست به جای حرف زدن عمل کنیم؟ زیرا صدای کاری که می کنیم آنقدر زیاد است که کسی فریادهای ما رانمی شنود.

12- آیا بهتر نیست که خدمت به ارباب رجوع و مردم را نعمتی از جانب خداتلقی کنیم، تا با انجام بهتر وظیفه خودشکرگزار نعمت باشیم؟

13- آیا می دانید که11درصد از عمر ما در سازمان و کنار همکاران می گذرد ؟ اگر  محیط صمیمی و شاداب نباشد11درصد عمرمان را در زندان بوده ایم؟

14- آیا می دانید که بسیاری قبل از ما آمدند ورفتندو به مثابه کاهی در کوهی بوده اند که هم اکنون یادی و اثری از آنها نیست؟ چیزی بنویسیم یا کاری کنیم که ارزش نوشتن داشته باشد.
مدیریت تحول


بازسازي دنيا : پدر روزنامه مي‌خواند اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي‌شود. حوصله پدر سر رفت و صفحه‌اي از روزنامه را كه نقشه جهان را نمايش مي‌داد جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد. "بيا! كاري برايت دارم. يك نقشه دنيا به تو مي‌دهم، ببينم مي‌تواني آن را دقيقاً همان طور كه هست بچيني؟" و دوباره سراغ روزنامه اش رفت. مي‌دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است. اما يك ربع ساعت بعد، پسرك با نقشه كامل برگشت. پدر با تعجب پرسيد: "مادرت به تو جغرافي ياد داده؟" پسر جواب داد: "جغرافي ديگر چيست؟ پشت اين صفحه تصويري از يك آدم بود. وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنیا را هم دوباره ساختم...
مدیرسان
کتاب 29Leadership Secrets from Jack Welsh
جك ولش در سال 1928 در آمريكا به دنيا آمد. كارشناسي مهندسي شيمي را از دانشگاه ام.آي.تي و كارشناسي ارشد و دكتراي همان رشته را از دانشگاه ايلي نويز گرفت. وي پس از طي مراحل مختلف مديريتي در بخشهاي مختلف شركت جنرال الكتريك، در سال 1980 در 45 سالگي به عنوان نوزدهمين مديرعامل شركت 120 ساله جنرال الكتريك به كار مشغول شد. او بلافاصله انقلاب جديدي را در شركت آغاز كرد و به كاركنانش دستور داد همه وقت هــدردادن هاي ديوانسالارانه و بودجه بنديهاي فريبنده را كنار بگذارند. وي سپس با كوچك سازي شركت به استفاده از انديشه تمامي كاركنان در بهبود فعاليتهاي شركت دست زد. اين فعاليتها همراه با توسعه نگـــــــرش 6 سيگما و ورود به حوزه فعاليتهاي شبكه اي سبب شد كه سهام 100 دلاري شركت در ابتداي شروع به كار او به بيش از دو هزار دلار برسد و درنتيجه سود سالانه 27 ميليارد دلاري سهام به 80 ميليارد دلار و دارايي 25 ميليارد دلاري به 400 ميليارد دلار افزايش يابد. جك ولش پس از 40 سال حضور در جنرال الكتريك كه 20 سال آخر آن در بالاترين پست اجرايي (مديرعاملي) سپري شد الگوي موفقي از آينده نگري و فداكاري و تدبير و مسئوليت را در مقابل مديران در سطح جهان قرار داد و خود را شايسته نامزدي مدير برتر قرن بيستم كرد...
6 سیگما آنچه مایه احترام به زن می شود و چه بسا مایه ترس از او ، طبع اوست که از طبع مرد "طبیعی " تر است...( نیچه ، فراسوی نیک و بد ، بند 239
به راستی کدامیک درست است :
- حکومت باید شیوه سعادتمند شدن را برای مردم مشخص کند
- حکومت باید زمینه سعادتمند شدن را برای مردم فراهم کند.
جامعه شناسی و فلسفه
دیگر جایی برای تعجب نیست
بدون تردید
اینجا انسان خود درشکه را خواهد کشید
چیپی چیپی
+ نوشته شده در  2007/12/3ساعت 16:47  توسط دوغا  | 

معرفی

دیل کارنگی معتقد است که شما می توانید در طی دو ماه با توجه کردن به دیگران دوستان بیشتری پیدا کنید تا اینکه در عرض دو سال بخواهید توجه دیگران را به خود جلب کنید...........6 اصل بنیادین برای جلب توجه دیگران نسبت به شما بیان می شود. با رعایت این 6 نکته می توانید کاری کنید که سایرین شما را دوست داشته باشند:...علی


ارسال يادداشت به ايميل تنها با يك حركت!! بارها پيش آمده بخواهيد مطلبي را به ايميل دوستان خود بفرستيد اما حس رفتن به اكانت ايميل خودرا نداريد ويا اصلا ايميلي براي خود نداريد اما دوست داريد كه يادداشتي به ايميل كسي بفرستيد براي حل اين مشكل بزرگ بشريت ( !!؟) از سايت Note2email كمك بگيريد. اين سايت به شما كمك خواهد كرد هر يادداشت ويا مطلب ولينكي كه داريد به مقصد برساند آن هم بطور رايگان. note2email استفاده از امكانات Note2email رايگان بوده و به عضويت هم نيازي ندارد كافيست به http://www.note2email.com/write رفته مطلب خود را نوشته ، آدرس ايميل مقصد را نوشته و آن را پست كنيد .مطمئن باشيد اين يادداشت به مقصد خواهد رسيد. آی تی بلاگ


پیشنهادات یک کتاب جیبی
فایر فاکس 3
ما روشنفکر نیستیم! از چه چیز باید انتقاد کنیم


بودن يا نبودن؟ مساله اين است. آيا شريفتر آنست كه ضربات و لطمات روزگار نامساعد را متحمل شويم و يا آن كه سلاح نبرد به دست گرفته با انبوه مشكلات بجنگيم تا آن ناگواري ها را از ميان برداريم؟ مردن... خفتن... همين و بس؟ اگر خواب مرگ دردهاي قلب ما و هزاران آلام ديگر را كه طبيعت بر جسم ما مستولي مي كند پايان بخشد، غايتي است كه بايستي البته آرزومند آن بود. مردن...خفتن... خفتن، و شايد خواب ديدن. آه، مانع همين جاست. در آن زمان كه اين كالبد خاكي را به دور انداخته باشيم ، در آن خواب مرگ، شايد روياهاي ناگواري ببينيم! ترس از همين روياهاست كه ما را به تامل وا مي دارد و همين گونه ملاحظات است كه عمر مصيبت و سختي را اينقدر طولاني مي كند. زيرا اگر شخص يقين داشته باشد كه با يك خنجر برهنه مي تواند خود را آسوده كند كيست كه در مقابل لطمه ها و خفت هاي زمانه، ظلم ظالم، تفرعن مرد متكبر، آلام عشق مردود، درنگ هاي ديواني، وقاحت منصب داران، و تحقيرهايي كه لايقان صبور از دست نالايقان مي بينند، تن به تحمل در دهد؟ كيست كه حاضر به بردن اين بارها باشد، و بخواهد كه در زير فشار زندگاني پر ملال پيوسته ناله و شكايت كند و عرق بريزد؟ همانا بيم از ماورا مرگ، آن سرزمين نامكشوفي كه از سرحدش هيچ مسافري باز نمي گردد شخص را حيران و اراده او را سست مي گرداند، و ما را وا مي دارد تا همه رنج هايي را كه در حال كنوني داريم تحمل نماييم و خود را به ميان مشقاتي كه از حد و نوع آن بي خبر هستيم پرتاب نكنيم! آري تفكر و تعقل همه ما را ترسو و جبان مي كند، و عزم و اراده، هر زمان كه با افكار احتياط آميز توام گردد رنگ باخته صلابت خود را از دست مي دهد، خيالات بسيار بلند، به ملاحظه همين مراتب، از سير و جهان طبيعي خود باز مي مانند و به مرحله عمل نمي رسند و از ميان مي روند...خاموش... افلياي زيبا!... نوستالگیا


سازمان ملل طی يک نظرسنجی فراگير از ساکنان قاره‌های مختلف خواست تا مردم «نظرشان را درباره کمبود غذا در ساير کشورها» اعلام کنند. متأسفانه اين پژوهش به خاطر آن‌که کسی به اين نظرسنجی پاسخ نداد، شکست خورد. کميته علت‌ياب (از همين کميته‌هايی که وقت شکست تيم ملی فوتبال چند تاش تشکيل می‌شه)، پس از مدتی بررسی علت بی‌پاسخ بودن را چنين اعلام کرد (قاره اقيانوسيه‌ای‌ها هم در بين 4 قاره ديگر قر و قاتی بوده‌اند):
آفريقايی‌ها نمی‌دانستند غذا چيست.
آسيايی‌ها نمی‌دانستند نظر چيست.
اروپايی‌ها نمی‌دانستند کمبود چيست.
آمريکايی‌ها نمی‌دانستند ساير کشورها کجاست.
عصیان


 


  


  S.e.x Education Theme Park in Korea 

+ نوشته شده در  2007/11/16ساعت 17:31  توسط دوغا  | 

فریدریش نیچه

فریدریش نیچه

فردریش نیچه در ۱۵ اکتبر سال ۱۸۴۴ در روکن واقع در لایپزیک پروس به دنیا آمد. به دليل مقارنت اين روز با روز تولد فردریش ویلهلم چهارم که پادشاه وقت پروس شدرش نام فرزند خود را فردریش ویلهلم گذاشت.

پدر فردریش از کشیشان لوتری بود و اجداد مادری او نیز همگی کشیش بودند. فریدریش نیچه اولین ثمره ازدواج آنها بود. آنها دو فرزند دیگر نیز به دنیا می‌آورند: الیزابت و ژوزف. وقتی نیچه پنج سال داشت، پدرش بر اثر شکستگی جمجمه درگذشت و او به همراه مادر، خواهر، مادربزرگ و دو عمه اش زندگی کرد. این محیط زنانه و دیندارانه بعدها تأثیر عمیقی بر نیچه گذاشت. وی از چهار سالگی شروع به خواندن و نوشتن و در ۱۲ سالگی شروع به سرودن شعر کرد. نیچه در همان محل تولد به تحصیل پرداخت.

او پس از پایان تحصیلاتش در مدرسهٔ پفورتا در دانشگاه بُن به تحصیل در رشته الهیات پرداخت. در عید پاک ۱۸۶۵ تحصیل در رشته الهیات را (در نتیجه از دست دادن ایمانش به مسیحیت) رها می‌کند. نیچه در یکی از آثارش با عنوان «آنارشیست» می‌نویسد: «در حقیقت تنها یک مسیحی واقعی وجود داشته‌است که او نیز بر بالای صلیب کشته شد.». در ۱۷ اوت ۶۵، بن را ترک گفته رهسپار لایپزیگ می‌شود تا تحت نظر ریتشل به مطالعه واژه شناسی بپردازد.او در دانشگاه لایپزیک به فلسفهٔ یونانی آشنا گردید. در پایان اکتبر یا شروع نوامبر یک نسخه از اثر آرتور شوپنهاور با عنوان جهان به مثابه اراده و پنداره و تصور را از یک کتاب فروشی کتابهای دست دوم، بدون نیت قبلی خریداری می‌کند؛ او که تا آن زمان از وجود این کتاب بی خبر بود، به زودی به دوستانش اعلام می‌کند که او یک ‹‹شوپنهاوری›› شده‌است.

در ۲۳ سالگی به خدمت نظام برای جنگ فرانسه و پروس فرا خوانده‌شد، در سرباز خانه به عنوان یک سوار کار ماهر شناخته می‌شود:

‹‹ در اینجا بود که نخستین بار فهمیدم که ارادهٔ زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است!››

در ماه مارس ۱۸۶۸ بدلیل مجروحیت، تربیت نظامیش پایان یافت و درنتیجه به عنوان پرستار در پشت جبهه گماشته شد.

نیچه از بیست و چهار سالگی (یعنی درسال ۱۸۶۹تا۱۸۷۹ بمدت ده سال) به استادی کرسی واژه شناسی Philology کلاسیک در دانشگاه بازل و به عنوان آموزگار زبان یونانی در دبیرستان منصوب می‌شود. در ۲۳ مارس مدرک دکتری را بدون امتحان از جانب دانشگاه لایپزیگ دریافت می‌کند.او در این دوران آشنایی نزدیکی با «جاکوب برک هارت» نویسنده کتاب «تمدن رنسانس در ایتالیا» داشت. او مرید و طرفدار آرتور شوپنهاور فیلسوف شهیر آلمانی بود و با واگنر آهنگساز آلمانی دوستی نزدیک داشت. وی بعدها گوشهٔ انزوا گرفت و از همه دوستانش رویگردان شد.

او در طول دوران تدریس در دانشگاه بازل با واگنر آشنایی داشت. قسمت دوم کتاب تولد تراژدی تا حدی با دنیای موسیقی «واگنر» نیز سروکار دارد. نیچه این آهنگساز را با لقب «مینوتار پیر» می‌خواند. برتراند راسل در «تاریخ فلسفه غرب» در مورد نیچه می‌گوید: «ابرمرد نیچه شباهت بسیاری به زیگفرید (پهلوان افسانه‌ای آلمان) دارد فقط با این تفاوت که او زبان یونانی هم می‌داند.»

با رسیدن به اواخر دهه۱۸۷۰ نیچه به تنویر افکار فرانسه مشتاق شد و این در حالی بود که بسیاری از تفکرات و عقاید او در آلمان جای خود را در میان فیلسوفان و نویسندگان پیدا کرده بود. در سال ۱۸۶۹ نیچه شهروندی «پروسی» خود را ملغی کرد و تا پایان عمرش بی سرزمین ماند. او در حالی که در آلمان، سوئیس و ایتالیا سرگردان بود و در پانسیون زندگی می‌کرد بخش عمده‌ای از آثار معروف خود را آفرید. نیچه به مسیحیت خالص و پاک که به زعم او «در تمام دوران» امکان ظهور دارد احترام فراوان می‌گذارد و با عقاید مذهبی واگنر تضاد شدیدی پیدا کرد.

«لو آندره سالومه» دختر باهوش و خوش طینت یک افسر ارتش روسیه بود که به دردناک ترین عشق نیچه بدل شد. او می‌گوید: «من در مقابل چنین روحی قالب تهی خواهم کرد» و «از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.»
اینها نخستین جملاتی بود که نیچه در نخستین ملاقاتش با سالومه بر زبان آورد. فریدریش نیچه پس از سالها آمیختن با دنیای فلسفه و بحث و جدال و ناکامی عشقی اش، ده سال پایان عمرش را در جنون محض به سرد برد و چه غم انگیز است در زمانی که آثارش با موفقیتی بزرگ روبه رو شده بودند او آنقدر از سلامت ذهنی بهره نداشت تا آن را به چشم خود ببیند.

سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفا از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ طولانی بیماری براثر سکته مغزی چشم از جهان فرو بست.

نیچه در سال ۱۸۸۲
نیچه در سال ۱۸۸۲

آثار نیچه در زمان حیاتش و پس از آن تأثیرات بسیار جدی بر جنبشهای فلسفی، ادبی، فرهنگی و سیاسی قرن بیستم گذاشت. آثار مکتوب و منتشر شده نیچه نشان می‌دهد که حیات خلاق او بین سالهای ۱۸۷۲ تا ۱۸۸۸ بوده‌است. نیچه، شوریده سری است که در شوریدگی و آفرینشگری اش بی مانند است. خطا نیست، اگر گفته شود نیچه چنان سقراط به زایش و زایندگی اشتیاق وافر داشت، چون نیچه بیش از آن که به تولید اندیشه یا ایده پردازی بپردازد، در پی آن بود که اندیشیدن را مورد توجه قرار دهد. از این رو است که اگر فلسفه از نگاه نیچه تعریف شود چیزی نخواهد بود مگر این که «فلسفه عبارت است از آفریدن ارزشهای نو».

نگاه نیچه به هرچه هست، تازه‌است. قضاوتی که او درباره جهان می‌کند و آن را به پرسش می‌گیرد، داوری متفاوتی است وی می‌گوید: «جهان چیزی جز آنچه هست نیست، و دنیای حقیقی، دروغی بیش نیست»؛ به دیگر سخن، جهانی در پساپشت این جهان وجود ندارد.

یک وجه بنیادی کار نیچه نقد فرهنگ است. نقد فرهنگ ، شرح و پرده برداشتن از آموزه‌های اخلاقی، ساختارهای سیاسی، هنر، زیباشناسی و... است و نقد فلسفی فرهنگ، حمله یا دفاع در برابر باورهای یک یا چند اجتماع است. نیچه به انحطاط فرهنگی عصر خود نظر داشته‌است و نمود انحطاط فرهنگی را بی ارزش شدن برترین ارزشها می‌داند. او چنین نمودی از انحطاط فرهنگی را نهیلیسم می‌نامد. نیچه در کتاب «دانش شاد»، «حکمت شادان»، چگونگی انحطاط فرهنگی را در قالب داستان مرد دیوانه‌ای بیان می‌کند. به نظر نیچه هنر در مقابل حقیقت قرار دارد؛ زیرا او می‌پندارد که در طول تاریخ، دروغ، حقیقت نامیده شده‌است. لذا حقیقت به انسان زیان می‌رساند. اساساً همواره زندگی پیش پای حقیقت ذبح شده‌است. اگرچه نیچه حقیقت را افسون و افسانه می‌داند؛ اما آن را برای زندگی، که عین سیلان است و به خودی خود از هر گونه ثباتی عاری است، لازم و ضروری می‌داند.

به نظر نیچه نگاه زیبایی شناختی در مقابل نگاه عقلانی قرار دارد؛ زیرا در نگاه عقلانی ما به عنوان فاعل شناسانده در بیرون جهان قرار می‌گیریم؛ اما در نگاه زیبایی شناختی ما با شفاف ترین شکل اراده روبه رو هستیم؛ البته تلقی نیچه از حقیقت همچنان در محدوده متافیزیکی از حقیقت به مثابه مطابقه، قرار دارد؛ به همین دلیل او حقیقت را کذب می‌انگارد.

هدف «بر ضد دجال» نشان دادن تعلق مسیح به مسیحیت نوظهور است. یعنی درست بر خلاف آن چیزی که عده‌ای فکر می‌کنند هدف رابطه مسیح با زهد مسیحی و پروتستانتیسم نوظهور نیست. یکی از مسائل محوری در کتاب بر ضد دجال موضوع تقلید از مسیح و پیش داوری درباره اوست. این بحث نشان می‌دهد مسیحیت ناصره چه مقدار با مسیحیت جدید شهر رم تفاوت دارد. بحث پیش داوری در آثار نیچه مسأله مهمی است؛ زیرا نشان می‌دهد آنچه درباره معاد در مسیحیت بیان شده ناشی از عدم توانایی آنان برای حل مشکلات این جهانی است. در چارچوب روانشناسی نیچه، توانایی و آزادی، ناشی از ضعف و قدرت روح است. نیچه با موقعیتی بالاتر از سطح بشر سعی دارد، درباره مفاهیم مسیحیت شک و تردید ایجاد کند تا بتواند بنیادهای آن را از بین ببرد، بنابراین موضوع دیگری که برای او اهمیت می‌ِیابد «شک و یقین» است. این موضوع برای نیچه تا آنجا اهمیت دارد که او مقاله‌ای به نام «حقیقت و دروغ» می‌نویسد و در آن از معرفت، حدود و ویژگیهای آن یاد می‌کند. از این منظر او به موضوع هنر نیز توجه می‌کند.

«چنین گفت زرتشت» نیچه خط سوم تفکر او را شکل می‌دهد. این کتاب بیان تعالیم و آموزه‌های زرتشت نیست، بلکه تلاش نیچه در راستای کشف بیانیه‌های جدید، برای کنش و سخن گفتن است. نیچه می‌دانست هر گونه تقابل انتزاعی میان جهان ظاهری و جهان حقیقی، نهایتاً در ذهنی گرایی ریشه دارد و این «سوژه» یا فاعل شناسا(subject) است که زمینه را برای بروز «ابژه» یا جهان عینی(Object) فراهم می‌کند؛ بنابراین هیچگاه نقش خود را به عنوان سوژه در بازآفرینی آثارش انکار نکرد.منبع:ويكي پديا


وبلاگ نيچه پادشاه فلسفه
فردریش نیچه : آری ...تنها اگر خدا می بودید ، میتوانستید از پوشانیدن خود شرم داشته باشید
فردریش نیچه : در موقعی قلبا باو ( دوست ) نزدیکتری که در مقابل او مقاومت و ایستادگی کنی
فردریش نیچه : ارزیابی یعنی آفرینش
فردریش نیچه : آنی که هستی ، باش
فردریش نیچه : اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران ، برای رسیدن به برابری ریشه و بنیاد جامعه است ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند
فردریش نیچه :اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد
فردریش نیچه :اینها ضعفا هستند که اراده به سوی قدرت خودشان را به این صورت مخفی می کنند که عالم دیگری بسازند در واقع عالم افلاطونی همین است
فردریش نیچه :ايرانيان راستگوترين و راست تيرانداز ترين قوم تاريخ اند
فردریش نیچه :ارزش یابی هر چیز بستگی به توان خواهی آن دارد
فردریش نیچه : عظمت بشر در آنست که پل است نه مقصد. بشر را از این نظر میتوان دوست داشت که یک مرحله تحول و یک دوره گذرا نیست
فردریش نیچه : هیچ انگاری آرمانی است متعلق به بالاترین درجه ی قدرتمندی روح ؛ و سرشارترین زندگی گاهی ویرانگر و گاهی ریشخند آمیز
فردریش نیچه :اکنون به شما می گویم که مرا گم کنید وخود را بیابید وتنها آن گاه که همگان مرا انکار کردید، نزد شما باز خواهم آمد
فردریش نیچه :از ابرانسان است که انسان های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند
فردریش نیچه :از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد
فردریش نیچه :از آنچه باعظمت است یا باید هیچ نگفت یا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن یعنی به دور از آرایش وآلایش
فردریش نیچه :استعداد ، آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود
فردریش نیچه :انسان باید بهتر و شریرتر شود : من چنین می آموزانم ! شریرانه ترین چیز برای بهترین چیز در ابرانسان نیاز است
فردریش نیچه :انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور ، خود را از تیررس نگاه دیگران پنهان می کنند
فردریش نیچه :از آن جا که جهان حقیقی وجود ندارد، به ضرورت هر باور و هر فرضی بر درستی نادرست است
فردریش نیچه :انسان باید والاترین آرمانهایش را دنبال کرده و هرلحظه به آنها عمل کند، چرا که آنچه شخص اینک انجام می دهد بازگشتی مکرر در سراسر ابدیت خواهد داشت
فردریش نیچه : بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند
فردریش نیچه : بشر امروز در پرستش بتان می زید بتان عرصه ی اخلاق، بتان گستره سیاست ، بتان عرصه فلسفه.خدایانی کاملا" باطل که خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستیده اند
فردریش نیچه : با رنج عمیق درون ، آدمی از دیگران جدا می شود و والا می گردد
فردریش نیچه : باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است
فردریش نیچه :باید در محدوده ی امکانات زمینی بیافرینیم، و در آفرینش به زمین وفادار بمانیم
فردریش نیچه : برادران آیا من سنگدل ام ؟ باری من می گویم : هرچه را که افتادنی ست می باید بیشتر زور داد
هر چه امروزین است می افتد و بر می افتد ! چه کس می خواهد آن را نگاه دارد ؟ باری من - می خواهم آن را بیشتر زور دهم می شناسید شهوتی را که سنگ را به ژرفناهای تند شیب فرو می غلتاند بنگرید این انسان های امروزین را که چه گونه به ژرفناهای من فرو می غلتاند برادران من پیش درآمد بازیگرانی بهترام یک سر مشق از سرمشق من پیروی کنید و به آن کس که پرواز نمی آموزید تندتر افتادن آموزید

فردریش نیچه : بدترین خوانندگان کتاب آنانی اند که چون «سربازان غارتگر» عمل می کنند، یعنی از هر جا که دستشان برسد تکه یی بر می دارند
فردریش نیچه :برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند
فردریش نیچه :بوزینه در برابر انسان چیست ؟ چیزی خنده آور یا چیزی مایهء شرم دردناکروزگاری کفران خدا بزرگترین کفران بود. اما خدا مرد و در پی آن این کفرگویان نیز بمردندبراستی انسان رودی است آلوده. دریا باید بود تا رودی آلوده را پذیرا شد و ناپاکی نپذیرفتآن ساعت که می گویید : چه سود از دادگری ام که خویش را همچون شعله و ذغال نمی بینم . حال آنکه دادگر همچون شعله است و ذغالچه سود از رحم ام ؟ مگر رحم همان صلیبی نیست که بر آن ، آن دوستار بشر را میخکوب کرده انداما رحم من کجا و به صلیب کشیده شدن کجا
نیچه : آنکه پرنده نیست نباید بر پرتگاهها آشیان سازد
فردریش نیچه : بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید
فردریش نیچه : آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند
فردریش نیچه : تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی
فردریش نیچه : براستی ؛ ای کاش جنون شان را حقیقت نام بود یا وفاداری یا عدالت . اما دریغ که فضیلت شان در خدمت دراز زیستن است و آسودگی نکبت بار
فردریش نیچه : برای گله ی انسانی تمام نشانه های ابرانسان چون نشانه های بیماری یا دیوانگی ظاهر می شوند
فردریش نیچه : زندگی بدون موسیقی اشتباه است
فردریش نیچه : بشر به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب
فردریش نیچه : نمی توان از همساز با طبیعت بودن یک اصل اخلاقی برای خود ساخت. زیرا طبیعت بی رحم است و اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد
فردریش نیچه : فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است می خواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان روا داشتن استبداد بر دیگران است
فردریش نیچه : غرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنها به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکر رواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعت است پس طبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند
فردریش نیچه : فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین
فردریش نیچه : باید بر فریب حواس خود پیروز شویم
فردریش نیچه : علم ، جهان را توضیح نمی دهد بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نباید در نظر گرفت
فردریش نیچه : اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد
فردریش نیچه : قدرت خواهی بشر و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است
فردریش نیچه : بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند
فردریش نیچه : بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بینم
فردریش نیچه : پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم
فردریش نیچه : ذهن و اندیشه مسئول به خطا افتادن بشر است
فردریش نیچه : فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان توضیح داد
فردریش نیچه : خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند
فردریش نیچه : آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها
فردریش نیچه : کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد
فردریش نیچه : مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند
فردریش نیچه : خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز
فردریش نیچه : هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم
فردریش نیچه : کسی که بخواهد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد
فردریش نیچه : کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند
فردریش نیچه : آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند
فردریش نیچه : نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود
فردریش نیچه : حقیقت مانند دریا است که چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد
فردریش نیچه : انسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، وقتی از خطر جانی دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد
فردریش نیچه : کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است
فردریش نیچه : هر اخلاق و دستور اخلاقی ، طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند
فردریش نیچه : کسانی که مردم از آنها به صاحبان اخلاق یاد می کنند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند
فردریش نیچه : همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست
فردریش نیچه : حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست خنده دار است زیرا همه چیز طبق خواست قدرت ما است
فردریش نیچه : آنچه برای یک نفر سزاوار است نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست
فردریش نیچه : کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است
فردریش نیچه : لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به ایشان نیز آزار خواهد رسید
فردریش نیچه : مرد خواهان حقیقت است اما زن موجودی سحطی نگر می باشد
فردریش نیچه : اختلاف طبقاتی از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر، کمیاب تر، دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود
فردریش نیچه : پاکی نفس جدایی می آورد
فردریش نیچه : دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن از نشانه های والا بودن است
فردریش نیچه : با دیگران بودن آلودگی می آورد
فردریش نیچه : چهار فضیلت انسان والا عبارت است از : دلیری ،درون بینی ، همدلی و تنهایی که گرایش به آنها سبب پاکی می شود
فردریش نیچه : آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلف دارند بلکه ایمان اوست
فردریش نیچه : فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد
فردریش نیچه : عشق فریبنده و ویرانگر است نه نجات بخش
فردریش نیچه : نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است

+ نوشته شده در  2007/11/13ساعت 19:37  توسط دوغا  | 

معرفی

آيا شما هم جزو 2٪ افراد باهوش دنيا هستيد - تست كنيد
معروفترين كلاهبرداران تاريخ
انرژي مثبت، يعني خوشبختي
وقتی نیچه گریست
تالارهای بحث و گفتگوی آزاد پزشکی ایران سلامت
تالار گفتگوی پرنیان (ایرانیهای مقیم اروپا)
یک تبلیغ توپ در مورد شیر
گلشیفته فراهانی
پر بيننده ترين عكسهاي چند سايت معروف
فردريش نيچه
شاهدبازی در ایران


همچون نامه ای به مقصدی نامعلوم
در پیچ و خم جاده های مالرو
گم شده ام.
فرصتی هست
برای قبری که تاریخی ندارد
شعری بنویسم
از دور شدن ها
از عطر چای
کلمه ای بگویم
آه از این بی انتها و
رد پای خاطرات زخم سالی
که حالا دیری ست
پشت گل های بی نام و نشان
اشک میشود.
آی تکین

 

 

 

 

 


ای انسان گوش دار
نیم شب ژرف چه می گوید
خفته بودم ، خفته بودم
از خواب ژرف برخاسته ام
جهان ژرف است
ژرف تر از آن که روز گمان کرده است
رنج آن ژرف تر است
لذت ژرف تر از محنت
رنج می گوید گم شو
اما هر لذتی جاودانگی می خواهد
جاودانگی ژرفِ ژرف را

فرمول من برای شادکامی
یک آری ، یک نه ، یک خط راست ، یک هدف
سروش

آزمون حقیقی اخلاق بشریت(اساسی ترین آزمونی که به سبب ماهیت عمیق آن، هنوز برای ما به خوبی محسوس نیست)
چگونگی روابط انسان با حیوانات است، به خصوص حیواناتی که در اختیارو تحت تسلط او هستند.و اینجاست که بزرگترین ورشکستگی بشر تحقق می یابد
آن هم ورشکستگی بنیادی که ناشی از ناکامی های فراوان اخباقی و عقلانی ست
و ناکامی های دیگری نیز از ان ناشی میشود
من همیشه در برابر چشمان خود مینشینم و به شکست و ناکامی خود می اندیشم.
در عین حال تصویر دیگری به ذهنم خطور میکند:(( نیچه ))
از هتلی در شهر((تورینو)) بیرون می اید و مشاهده میکند که درشکه چی با ضربات شلاق اسبش را میزند.
نیچه به اسب نزدیک میشود و جلوی چشمان همه ، سر و سال اسب را در آغوش میگیرد و با صدای بلند میگرید.
این واقعه در سال 1889 روی داد،زمانی که نیچه از آدمیان دور شده بود.
به عبارت دیگر، دقیقا همان موقع نیز بیماری روانی او نیز بروز پیدا کرد
اما به عقیده من همین جاست که باید مفهوم عمیق حرکت او را دریابیم
نیچه آمده است تا از اسب برای "دکارت" به اصطلاح اندیشمند طلب مغفرت کندوجنون او(جدایی او از بشریت) در لحظه ای بروز کرد که سر و یال اسب در آغوش گرفت و به زاری گریست
من نه نیچه فمینیسم که این نیچه مجنون را دوست دارم
چیپی چیپی

3.1415926535 8979323846 2643383279 5028841971 6939937510 5820974944 5923078164 0628620899 8628034825 3421170679 8214808651 3282306647 0938446095 5058223172 5359408128 4811174502 8410270193 8521105559 6446229489 5493038196 4428810975 6659334461 2847564823 3786783165 2712019091 4564856692 3460348610 4543266482 1339360726 0249141273 7245870066 0631558817 4881520920 9628292540 9171536436 7892590360 0113305305 4882046652 1384146951 9415116094 3305727036 5759591953 0921861173
سینما کامنت


اگر از طرفداران استفاده از Windows Media Player هستید حتما با این مشکل در این برنامه برخورد کرده اید که Media Player بطور پیش فرض فایل های ویدیویی DAT را در لیست فایل ها نمایش نمی دهد و باید برای نمایش و باز کردن آنها از قسمت Files Of Type گزینه All Files (*.* ) را انتخاب کنیم تا همه فایل ها بدون توجه به پسوندی که دارند نمایش داده شوند.

جهت افزودن این قابلیت به Media Player مراحل زیر را انجام دهید :

1- Regedit را اجرا کنید .
2- باز شدن برنامه کلید زیر را بیابید :
HKEY_LOCAL_MACHINESOFTWAREMicrosoftMediaPlayerPlayerExtensions

3- برروی Types کلیک کنید . در پنل سمت راست روی عدد 3 دوبار کلیک کنید تا پنجره Edit string باز شود .
در انتهای قسمت Value Data ابتدا یک ” Semicolon “ و سپس عبارت *.dat را وارد کنید.
4- Registry Editor را ببندید و Media Player را امتحان کنید.

اگر دارید این مقاله رو می‌خونید یعنی توانایی تایپ دارید. حالا ممکنه ده کلمه در دقیقه تایپ کنید یا ۱۲۰ کلمه یا حتی بیشتر ولی چیزی که احتمال شک توش کمه، اینه که شما هم مثل من از یک صفحه کلید مطابق با استاندارد QWERTY استفاده می‌کنید. درست مثل صفحه کلید سمت چپ این نوشته‌ها که اگر به سمت چپ ردیف بالایی آن نگاه کنید، ترتیب کلیدها را به شکل QWERTY خواهید دید. من و شما با این صفحه کلید آشنا هستیم و با آن بزرگ شده ایم و معمولا به جز آن چیزی ندیده‌ایم. حتی اگر صفحه کلید ما انگلیسی «معمولی» نباشد، سیستم عامل خودمان را جوری تنظیم می‌کنیم که QWERTY تایپ کند.

اما «کوئرتی» تنها انتخاب ما نیست. جالب است که در عین همه‌گیر بودن، بهترین هم نیست. کوئرتی در حدود ۱۵۰ سال قبل درست شده و دلیل قرارگیری کلیدها در آن «سخت تر کردن تایپ بوده»! عجیب است؟‌ شاید اغراق کردم!‌ دلیل قرارگیری کلیدهای کوئرتی این بوده که یک تاپیست خوب نتواند خیلی خیلی سریع تایپ کند تا اهرم‌هایی که قرار بود تق و تق روی کاغذ بخورند، به هم گیر نکنند (: بعضی ها هم می‌گویند که بحث سرعت مطرح نبوده و فقط می‌خواسته‌اند جلوی گیرکردن اهرم‌ها را از طریق دور کردن اهرم‌های پر تکرار از هم بگیرند. به هرحال هر کدام که باشد فرقی نمی‌کند چون در هر صورت کلیدها در بهترین جاهای ممکن نیستند ! شاید سرعت تایپ برای من و شما خیلی خیلی مهم نباشد ولی چیزی که برام من ارزش زیادی دارد سلامت دستم است: کوئرتی شدیدا به مچ صدمه می‌زند چون باید دائما حروف صدادار را با حرکات عجیب انگشت تایپ کنید: e و i و o و u همه در جاهای ناراحت هستند و راحت‌ترین جاهای تایپ به j و f اختصاص داده‌ شده که چندان هم جالب نیست (در فارسی بهترین جا را به ت و ب داده‌اند!).

برای حل این مشکلات، در سال ۱۹۳۶ یک دانشمند به نام دووراک تصمیم گرفت کیبرد بهتری طراحی کند. این کیبرد این روزها «چینش دووراک»‌ نام دارد و تصویر آن را در کنار متن می‌بینید. چینش دووراک با این ایده‌ها طراحی شده:

- خوب است حروف یکی درمیان با دست چپ و راست تایپ شوند
- پر کاربردترین حروف باید در ساده‌ترین جاها باشند
- کم کاربردترین حروف باید در ردیف پایین باشند که سخت‌ترین جا است
- بیشتر تایپ را باید دست راست انجام دهد چون اکثر آدم‌ها راست دست هستند
- ترکیب‌های دوتایی حروف (مثلا sh یا ou) باید با انگشت‌های کنار هم تایپ شوند
- بهتر است ضرب دست از انگشت کوچک به سمت انگشت اشاره باشد. به راحتی قابل درک است که ضرب گرفتن روی میز به این شیوه بسیار راحت‌تر از ضرب گرفتن در جهت معکوس است.

این ایده‌‌ها خیلی ساده و بدیهی است؟‌ دقیقا! و جای تعجب اینجاست که شما و من فقط چون با QWERTY سخت و صدمه زننده بزرگ شده‌ایم، آن را «ترجیح» می‌دهیم. صفحه کلید دووراک این روزها در تمام سیستم‌ عامل‌های جدید قابل انتخاب است ولی خب چند مشکل پیش خواهد آمد:

- باید تایپ را دوباره کمی تمرین کنید تا جای کلمات جدید را یاد بگیرید
- چون چاپ کلیدهای صفحه کلید شما کوئرتی است،‌ چیزی که کلید نشان می‌دهد و چیزی که تایپ می‌کنید فرق دارد مگر اینکه یک صفحه کلید دووراک بخرید
- بقیه تعجب خواهند کرد!
- دستتان سلامت خواهد ماند. البته اگر مقدار زیادی تایپ انگلیسی می‌کنید
- سرعت تایپ انگلیسی شما هم بالا خواهد رفت

هرچند دووراک صفحه منتخب بعضی از برنامه‌نویس‌‌های کامپیوتر است، اما راستش را بخواهید من خودم سوییچ نمی‌کنم چون حجم تایپ انگلیسی‌ام کم است و لینوکس کار هم هستم که خودش به اندازه کافی جذاب است (: در غیر اینصورت شاید سوییچ کردن به دووراک یا لااقل یاد گرفتن آن را به یک تجربه جدید و نمک زندگی تبدیل می‌کردم‌ و می‌پیوستم به افراد زیر که جزو استفاده کنندگان دووراک هستند:

- باربارا بلکبرن: رکوردار سرعت تایپ در جهان (۷۵۰۰ کلمه در ۵۰ دقیقه و ۲۱۲ کلمه در دقیقه در پیک)
- برام کوهن: مخترع Bittorrent
- مت مولنوگ: برنامه‌نویسی اصلی وردپرس
کیبرد آزاد


در حال و هوایی که کمتر از دو دهه از ظهور سینمای نوین در ایران نمی گذشت و هنر هفتم در این سرزمین تنها و تنها در قالب برچسبی به نام "فیلم فارسی" هویت پیدا می نمود، ناگهان فیلمسازانی ظهور کردند و جنبشی آوانگارد را پدید آوردند که باعث شد تا این سینمای نوپا ظرف مدتی کمتر از ده سال خود را به سطح قابل قبول و مورد تحسینی در عرصه جهانی برساند. چهره هایی چون مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، پرویز کیمیاوی، علی حاتمی، عباس کیارستمی، امیر نادری، ناصر تقوایی و فراتر از همه آنها جوانی باهوش، وسواسی، حسّاس و مصمم به نام سهراب شهیدثالث... سلام سینما

این جدول بسیار جالب را ببینید، به مانند جدول “جدول تناوبی عناصر” درست شده و واژگان بنیادین بازاریابی و کسب و کار در آن شرح‌داده شده. موس را بر روی هر عنصر بگیرید تا توضیح را ببینید.

branding definitions
اپاتان


نامه آبراهام لينكن به آموزگار پسرش
به پسرم اینگونه درس بدهید: او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند. اما به پسرم بیاموزید که به ازاء هر شیاد، انسانهای درست و صدیق وجود دارند. به او بگویید به ازاء هر سیاستمدار خودخواه، رهبر با حمیتی هم وجود دارد. به او بیاموزید که به ازاء هر دشمن، دوستی هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید، اگر با کار و زحمت خودش، یک دلار کاسبی کند بهتر از این است که جایی روی زمین پنچ دلار پیدا کند. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید. اگر می توانید، به او نقش مهم کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند. به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گلهای درون باغچه،به زنبورهایی که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشها، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه در جهت خلاف او حرف بزنند. به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند. ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد. به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند. اما قیمت گذاری برای دل بی معناست. به او بگویید تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد. در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک ناز پروده نسازید. بگذارید که شجاع باشد. به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید. پسرم کودک کم سال بسیار خوبیست
گفتارهای حکیمانه
... برخی از افراد هستند که استیل را به دلیل ماهیت مادی گرایانه نقد می کنند، اما این افراد استیل را با مد اشتباه گرفته اند. مد نوعی دل مشغولی است که هر چند وقت یکبار تنها به خاطر تغییر ذائقه، عوض می شود تا علاقه مصرف کننده به خرید افزایش پیدا کند. استیل از ناهنجاری ها و در هم ریختگی ها جلوگیری می کند. نوعی سازماندهی به بازهارهای شلوغ عرضه است. نوعی حق انتخاب که بیش از اندازه درگیر فشارهای خارجی مانند تبلیغات نشده باشد. استیل ای که با شخصیت شما سازگاری داشته باشد، و لازم نیست فصل به فصل تغییر پیدا کند. همچنین لزومی هم ندارد که برای همیشه مانند روز اول باقی بماند. همانطور که شخصیت شما در طول زمان تغیییر پیدا کرده و کامل می شود، استیل هم می تواند تکامل پیدا کند. استیل واقعاً نوعی درک فردی است که با انتخاب فردی اعمال می شود – و این انتخاب فردی به آن موجودیت بخشیده و آنرا وارد جهان مادی می کند ...
آوار
-1ریچارد رورتی، در مقاﻟﺔ خود با عنوان “پول و عشق” از زبان قهرمان یکی از رمان های “ای.ام.فارستر” می­پرسد: “آیا اقتصاد همان روح جهان است … آیا قعر مغاک ، نه فقدان عشق ، که فقدان پول است” آنگاه در صفحاتی بعد ، به ­گونه ­ای صریح و روشن پاسخ میدهد: “نداشتن پول ، نداشتن شایستگی صحبت کردن و نداشتن شایستگی رابطه داشتن است. نداشتن پول ، نداشتن امکانی برای عشق است. مردم بسیار فقیر ، کسانی که در قعر مغاک ­اند مردمی که به ­قول برشت در تاریکی زندگی می­کنند ، نه استطاعت عشق دارند و نه شایستگی مصاحبت … مردم بسیار فقیر شهامت عشق یا دوستی را در خود نمی­ بینند ، زیرا ﻫﻤﺔ لحظه­ های روزهایشان مالامال از دغدﻏﺔ لقمه ه­ای نان است”. رورتی، معتقد است که لطافت طبع و عشق زمانی پدیدار خواهد شد که آن قدر پول باشد که برای افراد ، اندکی فراغت به ­بار آورد - حداقل فرصتی کوتاه - تا در آن بتوان دوست داشت. او واقع ­گرایی را در آن می­داند که بپذیریم ، پول متغیری مستقل است و عشق؛ متغیری وابسته. شاید اگر “رورتی” اندکی با مفاهیم اقتصادی آشنا بود ، بجای “پول” از رشد اقتصادی و بجای “عشق” از شاخص ­های توﺳﻌﺔ اقتصادی سخن می­گفت. اما برای خواننده ­ای که اقتصاد می­داند یا می­خواند ، مسلم است که او سعی در القای این اندیشه دارد که رشد اقتصادی متغیری مستقل است و توﺳﻌﺔ اقتصادی وابسته به آن. او همچنین از عبارت “شمالی ­ها” برای کشورهای توسعه­ یافته و از “جنوبی­ها” برای کشورهای توسعه نیافته (شامل کشور عزیز ما) نام می­ برد. رورتی، تمایز بین مارکسیسم و لیبرالیسم را در عدم توافق در این خصوص می­داند که آیا می­توان آنقدر پول بدست آورد که از طریق باز­توزیع آن در میان ﻫﻤﺔ مردمان ، امکان لطافت طبع و عشق ورزیدن را برای آنان به ارمغان آورد؟ پاسخ یک مارکسیست ، یک “آری!” سرراست است ، اما “رورتی” در مقام یک لیبرال صریح اللهجه می­گوید: “معلوم است که نمی­توان!”. پاسخ مثبت مارکسیست به سوال “رورتی” ، از ایمان او بر­می­خیزد : زمانی که مردمان فقیر و فرودست زمام امور را در دست بگیرند و انقلاب همه چیز را دگرگون کند ، با فروپاشی بازار آزاد سرمایه ­داری و توسل به برنامه­ ریزی ، آنچنان رشد اقتصادی بدست می­آید که توزیع آن ، ﻫﻤﺔ مردم جهان را از فقر و ­بی ­پولی نجات می­دهد. اما افسوس که مارکسیسم دیگر گیرایی چندانی ندارد! اما “رورتی” می ­توانست همانند لیبرال های دیگر بگوید: “در بلند مدت ، حتما! ، کافی است منتظر بمانید تا با جهانی شدن ، کیک نیز بزرگ شود ، آنگاه آن را تقسیم خواهیم کرد!”. اما با شناختی که از “رورتی” دارم ، می­دانم که او به شدت رئاليست است و از آن دسته اي نیست که خود را با امیدهای واهی فریب دهد و خوب می­داند که دربلند­مدت همه می­میریم. نوای مرگ در میان کودکان گرسنه در آفریقا آنچنان تند می­نوازد که “انتظار فرارسیدن بلند­مدت” برای آنان بسیار نامفهوم است. به عقیدﺓ او هر نوآوری لیبرالیسم جهانی ، مانند صندوق بین ­المللی یا بانک جهانی از این امید ناشی شده است که شمالی­ ها ناچار نباشند خود را از مردمی که در سودان و هائیتی بسان حیواناتی زندگی می­کنند ، متمایز سازند. نه به این دلیل که آنان گرسنه و بی ­پول­ اند بلکه به این دلیل که از عشق هیچ نمی­ دانند ، یا به زبان خودمانی (اقتصادی) توسعه ­نیافته­ اند. اما دیدگاه “رورتی” به او این اجازه را نمی­دهد که به این راه­ حل امیدوار باشد. جالب است بدانیم که بیشترین تلاش “رورتی” در دنیای فلسفه ، صرف ایجاد چشم­ اندازی از امیدهای اجتماعی شده است ، با این حال در مقاﻟﺔ خود هیچ پایانی برای تفکرات بدبیناﻧﺔ خود ارائه نمی­دهد.
-2 لابد از خود می­ پرسید که من در مقاﻟﺔ رورتی دنبال چه می­گردم. از کسی که “رورتی” می­خواند انتظار می­رود که به اندازﺓ خود او صریح باشد. من در مقام یک دانش­ آموﺧﺘﺔ اقتصاد ، با “رورتی” در این سه نکته اشتراک نظر دارم : اول( حداقل در یک مورد حق با مارکسیستها بود : روح تاریخ، اقتصادی است. من منکر راﺑﻄﺔ دوسویه بین اقتصاد و فرهنگ نیستم ، اما واقعیتهای اقتصادی نشانگر آن است که رشد اقتصادی قدرت توضیح ­دهندگی بیشتری بر توﺳﻌﺔ اقتصادی دارد تا بالعکس. لذا همانگونه که پول مقدم بر عشق است، رشد مقدم بر توسعه است.{كاتالاكسي: البته منظور دومان از اين پاراگراف، اثبات چيزي نبوده است!} دوم (کشورهای توسعه­ یافته اگر تلاش فراوان کنند ، شاید بتوانند فقر را در کشورهای خود ریشه ­کن کنند تا ﻫﻤﺔ افراد جاﻣﻌﺔ آنان از موهبت عشق(توسعه ­یافتگی) بهره ­مند شوند. اما قادر به نجات ما “جنوبی­ها” نخواهند بود (اگر چنین نیتی داشته باشند! ، که من در این مورد به اندازﺓ “رورتی” خوش­بین نیستم.( سوم) بنظر نمی رسد در دنیایی از واقعیت های تلخ که پیش رو داریم ، ثروت به ­اندازﺓ کافی وجود داشته باشد که برای همگان عشق و توسعه ­یافتگی به همراه آورد ، مگر آنکه دل به فناوری های شگفت ­انگیز ببندیم
کاتالاکسی
* در شروع کار شرکت ها و موسسات مهمترین مسئله جذب نیروی انسانی قوی است. نیروی انسانی خوب که جذب شد خود راهش را پیدا می کند و درگیری بعدی کم خواهد بود.
* تا وقتی به بازاری وارد نشده ایم هنوز فرصت داریم تا در آینده وارد شویم اما اگر وارد شدیم باید آنقدر توان داشته باشیم که آن را حفظ کنیم. اگر نداریم اصلا وارد نشویم
* فعالیت شرکت ها و سازمانها منوط به وجود برخی زیربناهای مدیریتی است که معمولا دیده نمی شود و به همین دلیل جدی گرفته نمی شوند اما وقتی کار به شرکت آمد و حجم کار بالا رفت خلاء وجود این زیربناها جدی می شود.
* مدیریت پست مدرن بسیار پیچیده است. (به کلمه پست مدرن گیرندهید) از یک جهت شبیه فوتبال بازی همه جوانان در کوچه است که همدیگر را صدا می کنند تا توپ بگیرند اما واقعیت آن چیز دیگری است. تیم بارسلون نیز شبیه همان بازی توی کوچه عمل می کند اما یک ساختار نامرئی بر این تیم و نحوه بازی آنها حاکم است که آنها را کاملا ممتاز از یک تیم فوتبال توی کوچه می کند.
* در هر سازمان باید ترکیب مناسبی از نیروی پاره وقت به تمام وقت وجود داشته باشد وگرنه سازمان قوام نمی یابد.
دوستدار سقراط
+ نوشته شده در  2007/11/6ساعت 18:47  توسط دوغا  | 

معرفی

توتولموش کونلومی جامیله شادان ایله مک اولماز                  tutulmuş könlümi camilə şadan eyləmə
الینن پسته نین آغزینی خندان ایله مک اولماز            əlinən püstənin ağzıni xəndan eyləmək olmaz                                                   
 
نه سوزدوربو کی اولسون دهرده صاحبنظر زاهد         nə sözdür ki olsun dəhridə sahebnəzər zahed                            
قارا توپراقی هرگز آب حیوان ایله مک اولماز            qara topraqi hərgez ab heyzan eyləmək olmaz
 
بولود قیلان کیمی جولان وورارداایلدیریم تیغی                    bulud qılan kimi colan vurarda ıldırım tiği                       
کونول پرده لرینده عشقی پنهان ایله مک اولماز      könül pərdələrində eşqi penhan eyləmək olmaz    
 
قیلینج گر ایچسه عالم قانینی سیرابلیق بیلمز                qılınc gər içsə aləm qanıni   sirablıq bilməz 
سنی عشاق قتلیندن پشیمان ایله مک اولماز           səni oşşaq qətlindən pəşiman eyləmək olmaz
 
منیم گوز یاشیمی چیخ گل فلکلر دن تماشا ائت    mənim göz yaşımi  çıx gəl fələklərdən təmaşa et
حبابی قصر ایچینده سیر طوفان ایله مک اولماز          hobabi qəsr içində seyr tofan eyləmək olmaz 
 
من مجنونی عاقیل ایله مک ممکن دئیر ناصح       məne məcnuni aqil eyləmək mümkün dəyir naseh 
سئوزیله مشکنابی بیل کی بیر قان ایله مک اولماز     sözilə müşke nabi bil ki bir qan eyləmək olmaz
 
ختادن گئچدی جیران قانینی مشک ایله دی"صائب   xətadən geçdi ceyran qanıni müşk eylədi saeb
دئمه عصیانی طاعت کفری ایمان ایله مک اولماز          demə osyani taət küfri iman eyləmək olmaz 
 
2غزل  İKİMİNCİ ĞƏZƏL   
خط غباری عارضین.آیات قران ایله میش                             xət ğubari arezin.ayate qoran eyləmiş 
حسن صاحب شوکتین موری سلیمان ایله میش           hüsnı saheb şokətin muri süleyman eyləmiş
 
نقطه ی سحو ایلییوبدور گوزلرون جیران گوزون       noqteye səhv eyliyibdur gözlərün ceyran gözün 
قاشلارین بایرام هلالین طاق نسیان ایله میش          qaşların bayram helalın  taqe neysan eyləmiş
 
آزدیروبدورگول اوزون بلبللری گلزاردن                               azdırıbdır gül üzün bülbüllərin gülzardən 
سونبولی ریحان خطون توپراقلا یکسان ایله میش       sünbüli reyhan xətin topraqla yeksan eyləmiş
 
کعبه نی بتخانه ایلوبدور فرنگی کوزلرون                      kəəbəni botxanə eylübdür fərəngi güzlərün        
یئر اوزون زنار زولفون کافرستان ایله میش                   yer üzün zonnare zülfün kafəristan eyləmiş
 
باشینی خط شعاعیلن دوتوبدور آفتاب                                    başıni xətte şuailən dutubdur aftab
تامنیم چابک سواریم عزم میدان ایله میش            ta mənim çabuk səvarım əzme meydan eyləmiş
 
لعل میگونون کی ایچیبدوربدخشان قانینی                     ləəle meyqunun ki içibdur bədəxşan ganıni
غنچه نی بلبل گوزینده قانلی پیکان ایله میش            ğunçəni bülbül gözündə qanli peykan eyləmiş
 
التفات لعل جانبخشون قاراگونلی لری                                 eltefate ləəle canbəxşün qaragünliləri
خلق ایچینده پرده دار آب حیوان ایله میش                      xəlq içində pərdədar abe heyvan eyləmiş
 
دردعشقین چهره ی زرینی لن بو عالمی                          dərde eşqin  çehreye zəriniilən bu aləmi
صفحه ی خورشید تابان تک زرافشان ایله میش          səfheye xorşide taban tək zərəfşan eyləmiş
 
موجه ی در یای احسانین دوتوبدور یئر اوزون               mooce dəryaye ehsanın dutubdur yer üzün
شوق وصلون بو جهانی شهر یونان ایله میش              şoqe vəslün bu cəhani şəhre yunan eyləmiş
 
نه عجب گر (صائب)یلن خطینی قیلدین رقم                      nə əcəb gər saebilən xətini qıldın rəqəm
خط خالین بئیله چوخ کافیر مسلمان ایله میش               xəte xalin belə çox kafir müsəlman eyləmiş
 
3غزل ÜÇÜMÜNCİ ĞƏZƏL
نه احتیاج کی ساقی وئره شراب سنه                                    nə ehtiyac ki sagi verə şərab sənə
کی اوز پیاله سینی وئردی آفتاب سنه                                          ki öz piyaləsini verdi aftab sənə
 
شراب لعل اوچون توکمه آبرو زنهار                                        şərab ləəl üçün tökmə aberu zenhar
کی دم به دم لب لعلون وئریر شراب سنه                     ki dəm be dəm ləbe ləlün verir şərab sənə
 
اگر وورام یئره پیمانه نی گئچر ساقی                              əgər vuram yerə peymanəni geçər sagi
شرابدن نئجه! گوزتیکسه هر حباب سنه                       şərabdan necə?göz tiksə hər hobab sənə
 
قوروتما ترلی عذارون ایچینده باده ی ناب                                  gurutma tərli uzzarın badeye nab
کی گول کیمی یاراشیر چهره ی پرآب سنه                        ki gül kimi yaraşır çehreye por ab sənə
 
بو آتشین یوزویلن کیم دوتار سنون اتگین            bu atəşin yüzü bölən kim kim dutar sənün ətəgin
حلال ائدر قانینی تا یئتر کباب سنه                                    həlal edər qanıni ta yetər kəbab sənə
 
شرابدن نه عجب اولماسا اگر سرخوش                             şərabdan nə əcəb olmasa əgər sərxoş
بو دوزلی لبلریلن نیله سین شراب سنه                              bu duzli ləblərün neyləsin şərab sənə
 
دئدیم چیخارداسنی خط حجابدن غافل                         dedim çıxarda səni xətte hecabdən ğafel
کی او غبار اولار پرده ی حجاب سنه                                     ki o ğobar olar pərdeye hecab cənə
 
سنون صحیفه ی حسنون کلام (صائب)دیر                      sənün səhifeye hüsnün  kəlame saeb dir
کی داغ عیب اولار خال انتخاب سنه                                          ki dağe eyb olar xale entexab sənə
امید


 
كتاب "زندگي عاقلانه" ترجمه‌اي است از كتاب "A New Guide to Rational Living" كه توسط Albert Ellis و Robert Harper نوشته شده است. مهرداد فيروزبخت اين كتاب را به فارسي ترجمه كرده است و انتشارات رشد آن را منتشر كرده است.
آلبرت اليس، مبدع روان‌درماني منطقي- هيجاني، افكار غيرعاقلانه را عامل هيجانات نابهنجار مي‌داند و معتقد است كه با اصلاح تفكر مي‌توان به اصلاح خلقيات پرداخت.
در كتاب زندگي عاقلانه، نويسندگان هيجانات منفي، مانند خشم، اضطراب و افسردگي، را ناشي از ده طرز فكر غيرعاقلانه زير عنوان مي‌كنند:
1. بايد تأييد و محبت ديگران را جلب كنم. ديگران بايد كارهاي مرا دوست بدارند و مرا بپذيرند.
2. هميشه بايد عملكرد خوب و موفقيت‌آميزي داشته باشم. بايد ثابت كنم كه آدم با كفايت، شايسته و موفقي هستم. حداقل بايد ثابت كنم كه در بعضي زمينه‌ها آدم با كفايت و باهوشي هستم.
3. بعضي انسان‌ها بد، پست و شريرند و به خاطر گناهانشان لايق سرزنش و تنبيه‌اند. وقتي مردم رفتارهاي آزاردهنده و ناعادلانه‌اي دارند، بايد آنها را سرزنش كرد و به آنها لعنت فرستاد و آنها را اشخاص بد و شرير و پستي دانست.
4. اگر كارها درست پيش نروند، وحشتناك، هولناك و افتضاح خواهد شد. وقتي به شدت ناكام مي‌شوي يا در حق تو بي‌عدالتي مي‌شود و طردت مي‌كنند، بايد احساس كني خيلي افتضاح شده و فاجعه هولناكي رخ داده‌است.
5. منشأ بدبختي‌هاي انسان در بيرون از اوست و ما كنترلي بر افسردگي‌ها و تأثراتمان نداريم. احساس بدبختي من ناشي از فشارهاي بيروني است و من كنترل كمي بر روي احساساتم دارم.
6. بايد با هر چيزي كه خطرناك و ترسناك به نظر مي‌رسد، مشغوليات ذهني پيدا كرد و در مورد آن مضطرب شد.
7. آسان‌ترين راه اين است كه از روبرو شدن با مشكلات زندگي اجتناب كنيم و از زير بار مسؤوليت‌ها شانه خالي كنيم و سعي نكنيم دنبال خويشتنداري باشيم كه البته پاداش‌دهنده‌تر است.
8. گذشته شما بسيار مهم است و هر چه كه در گذشته بر شما تأثير زيادي گذاشته است، حالا نيز حتماً بر احساسات و رفتار كنوني شما تأثير مي‌گذارد و هميشه تأثيرش را حفظ مي‌كند.
9. مردم و اشيا بايد اصلاح شوند و اگر نتوان براي حقايق تلخ زندگي راه‌حل‌هاي خوبي پيدا كرد، خيلي افتضاح و وحشتناك مي‌شود.
10. با تنبلي و عدم تحرك، يا با خوشگذراني‌هاي منفعلانه و غيرمتعهدانه مي‌توان به شادي كامل دست يافت.

آلبرت اليس و رابرت هارپر معتقدند كه هر احساس و هيجان، از فكر و اعتقادي ذهني سرچشمه مي‌گيرد و هر انساني مي‌تواند با كمي دقت به اين ارتباط پي ببرد. در كتاب زندگي عاقلانه نمونه‌هاي نسبتاً جامعي از كشف اين ارتباط در افراد مختلف، كه در واقع مراجعان نويسندگان كتاب بوده‌اند، ذكر شده‌است.
مطالعه اين كتاب براي همه مفيد است، علي‌الخصوص كساني كه تجربه رواندرماني دارند.فرانک
با استفاده از اين برنامه مي توانيد در برنامه Word با خط زيباي نستعليق بنويسيد. بله باور کنيد. در ضمن مي توانيد يک متن از قبل نوشته شده را به خط نستعليق تبديل کنيد. بعد از نصب برنامه بايد در برنامه Word فونت NASTALIQ را انتخاب کنيد. گاهي ممکن است مشکلاتي پيش آيد که بايد برنامه را Uninstall و دوباره نصب کنيد. براي تايپ حرف ک بايد از کيبرد عربي استفاده کنيد. براي اين کار به کنترل پنل و تنظيمات Regional and Language Options‌ برويد و در تب Languages بر روي Details‌ کليک کرده و کيبرد Arabic (Saudi Arabia) را اضافه کنيد. براي تايپ حرف ک کيبرد را بر روي عربي بگذاريد.تبیان
۱۰ترفند جستجو در گوگل

۱. جستجویی پربار داشته باشید
نکته ی نخست برای بدست آوردن بهترین نتیجه ها این است که بدانید شما بدنبال چه چیزی هستید. شاید شما بدنبال یک کلمه یا یک جمله باشید که در سایت مقصد به کار نرفته باشد. اگر نتیجه ی دلخواه حاصل نشد باید از نزدیکترین کلمه ها و جمله ها به مورد جستجو استفاده کرد. مانند این مثال : شما بدنبال توضیحاتی در مورد تلفون های بی سیم میگردید با جستجوی عبارت “comparative review of wireless phones” این امکان وجود دارد که با این ترکیب کلمه ها به هدف نرسید، پس از عبارت هایی مثل SmartPhone, Audiovox, Motorola استفاده میکنیم. خواهید دید که نتیجه ها خیلی بیشتر به هدف شما نزدیک شده اند.

۲. استفاده از نشان کوتیشن (نقل قول)
اگر شما عبارت مورد جستجو را در بین علامت های کوتیشن یا همان نقل قول (”") قرار دهید موتور جستجوگر فقط به دنبال عین همان کلمه میگردد. این یکی از تکنیک های کاربردی و مفید است که در بین کاربران جستجوگر وب زیاد استفاده نمیشود. با این مثال شما بیشتر با این ترفند آشنا خواهید شد، اگر شما به دنبال دو کلمه ی George و Washington با بیش از ۸ میلیون نتیجه روبرو خواهید شد در صورتی که اگر همین عبارت ها را در کوتیشن قرار دهید و دوباره جستجو کنید چیزی نزدیک به ۳ میلیون نتیجه را خواهید یافت. این نکته خیلی مهم است که شما از عبات های بازدارنده ی گوگل استفاده کنید -عبارت هایی که گوگل به صورت پیش فرض آن ها را نادیده میگیرد- مانند the و of و and یا معادل های فارسی آن. با استفاده از این کلمات در عبارت خود به نتایج بهتری دست پیدا میکنید.

۳. علامت های مثبت (+) و منفی (-)
از علامت های مثبت و منفی استفاده کنید. استفاده از علامت مثبت قبل از مورد جستجو در اصطلاح این معنی را میدهد که این مورد باید حتما در جستجو قرار گیرد. در نقطه ی مقابل با گذاشتن علامت منفی در مقابل کلمه مواردی که حاوی کلمه ی مورد نظر باشند از لیست نتیجه ها حذف خواهند شد. پس با استفاده از علامت + به گوگل خواهیم فهماند که ارزش این کلمه در جستجو برای ما مهم است و حتما باید حضور داشته باشد و با علامت منفی به گوگل خواهیم گفت که نتایج حاوی این کلمه را نشان نده.

۴. استفاده از کارکترهای عمومی
شما میتوانید از کاراکتر ستاره (*) استفاده کنید. بله! شما میتوانید از این کاراکتر در هر جایی از عبارت مورد جستجو استفاده کنید تا هر عبارت ترکیبی با آن کلمه را دنتایج جستجو مشاهده کنید. به عنوان مثال شما به دنبال کلمه ی Google میگردید، اگر این کلمه را به صورت *Google به کار ببرید میبینید نه تنها نتایجی با کلمه ی گوگل پیدا خواهد شد بلکه نتایجی شامل کلمه ی Ogoogle و Btgoogle و Googlenotic و … هم نمایان میشود.

۵. دستور site:
شما با استفاده از این دستور میتوانید جستجو را به یک یا تعدادی از سایتها محدود کنید. اگر شما عبارت site:weburger.net google را در کادر متن گوگل وارد کنید نتایج جستجو شامل صفحات حاوی کلمه ی google از سایت weburger.net خواهند بود. شما میتوانید با این دستور نتایج خود را از تعدادی سایت بدست آورید یا حتی تعدادی سایت را از نتایج حذف کنید. دستوری که کلمه ی گوگل را در سایت هایی با دامین co.uk جستجو میکند به این شکل است، site:co.uk google و به همین شکل قادر به حذف نتایج از سایت های co.uk نیز هستید مانند : google -site:co.uk

۶. استفاده از عملگرها
از عملگرها استفاده کنید. گوگل به جز site: از عملگرهای دیگری نیز استفاده میکند. filetype: که پسوند فایل درخواستی را مشخص میکنید مانند pdf و xls. از دستورات دیگری هم میتوان استفاده کرد مانند intext: و allintext: و intitle: و allintitle: و inurl: و allinurl: که محدوده ی جستجوی عبارت را برای گوگل مشخص میکند. author: در گروه های گوگل و location: در اخبار گوگل قابل استفاده هستند. گوگل این توانایی را دارد که “یای منطقی” یا همان OR را که با حرفهای بزرگ نوشته شده است متوجه شود به عنوان مثال شما میتوانید به دنبال یک بار در Oralando OR Miami بگردید. راه های کوتاهتر استفاده از OR استفاده کردن از کاراکترهای | و  ~ است. قدرت در دستان شماست، کافیست کمی تایپ کنید و زبان موتور جستجو را یاد بگیرید تا بتوانید با او صحبت کنید!

۷. استفاده از صفحه ی جستجوی پیشرفته
خوشبختانه احتیاجی به حفظ کردن تمام ترفندهای بالا نیست، از این به بعد شما موارد گوناگونی را در یک صفحه و یکجا دارید. کافیست از صفحه ی جستجوی پیشرفته یا همان Advanced Search استفاده کنید که از صفحه ی اصلی گوگل هم قابل دسترسی است.

۸. گروه های گوگل
گوگل یک آرشیو بسیار بزرگ از کاربران و اخبار دارد که بعضی از آنها به بیش از ۲۰ سال قبل بازمیگردند! برای استفاده از این آرشیو تنها باید بر روی لینک گروه ها یا Groups کلیک کنید تا گوگل در آرشیو بزرگ خود به جستجوی عبارت موردنظر شما بپردازد. در بسیاری از موارد نتایج ارائه شده بسیار از نزدیک تر از نتایج جستجو در وب است. خود من به شخصه بسیار استفاده میکنم و بارها پیش آمده که نتیجه ی دلخواه را بر روی کل اینترنت فقط در گروه های گوگل پیدا کردم.

۹. قابلیت های جدید جستجوی پیشرفته
گوگل از قسمتهای زیادی برای جستجوی بهتر شما استفاده میکند مثل Google Local و Google News که اخبار روزنامه ها و سایر نشریات را در آن جمع آوری میکنند، Froogle برای جستجوی وسیله ها و بهترین قیمت ها، Dictionary شما ممکن است به دنبال موضوعی بگردید و در اسپل کردن آن مشکل داشته باشید گوگل با درج پیغامی با مضمون “Did you really mean …?” به شما کمک میکند تا با املای درست به جستجو بپردازید، Images راهی آسان و سریع برای رسیدن به عکسهای دلخواه شماست، سرویس جالب و مفید گوگل که متاسفانه در ایران کارایی ندارد سرویس SMS گوگل است که شما هر موردی را دوست دارید جستجو کنید برای گوگل میفرستید و گوگل نتایج را برای شما SMS میکند.

۱۰. از کاراکترهای درست استفاده کنید
اگر شما به دنبال عبارتی میگردید که با زبانی غیر از انگلیسی نوشته شده باید از کاراکترهای درست استفاده نمایید.وبرگر

+ نوشته شده در  2007/11/4ساعت 16:4  توسط دوغا  | 

معرفی

كتاب "زندگي عاقلانه" ترجمه‌اي است از كتاب "A New Guide to Rational Living" كه توسط Albert Ellis و Robert Harper نوشته شده است. مهرداد فيروزبخت اين كتاب را به فارسي ترجمه كرده است و انتشارات رشد آن را منتشر كرده است.
آلبرت اليس، مبدع روان‌درماني منطقي- هيجاني، افكار غيرعاقلانه را عامل هيجانات نابهنجار مي‌داند و معتقد است كه با اصلاح تفكر مي‌توان به اصلاح خلقيات پرداخت.
در كتاب زندگي عاقلانه، نويسندگان هيجانات منفي، مانند خشم، اضطراب و افسردگي، را ناشي از ده طرز فكر غيرعاقلانه زير عنوان مي‌كنند:
1. بايد تأييد و محبت ديگران را جلب كنم. ديگران بايد كارهاي مرا دوست بدارند و مرا بپذيرند.
2. هميشه بايد عملكرد خوب و موفقيت‌آميزي داشته باشم. بايد ثابت كنم كه آدم با كفايت، شايسته و موفقي هستم. حداقل بايد ثابت كنم كه در بعضي زمينه‌ها آدم با كفايت و باهوشي هستم.
3. بعضي انسان‌ها بد، پست و شريرند و به خاطر گناهانشان لايق سرزنش و تنبيه‌اند. وقتي مردم رفتارهاي آزاردهنده و ناعادلانه‌اي دارند، بايد آنها را سرزنش كرد و به آنها لعنت فرستاد و آنها را اشخاص بد و شرير و پستي دانست.
4. اگر كارها درست پيش نروند، وحشتناك، هولناك و افتضاح خواهد شد. وقتي به شدت ناكام مي‌شوي يا در حق تو بي‌عدالتي مي‌شود و طردت مي‌كنند، بايد احساس كني خيلي افتضاح شده و فاجعه هولناكي رخ داده‌است.
5. منشأ بدبختي‌هاي انسان در بيرون از اوست و ما كنترلي بر افسردگي‌ها و تأثراتمان نداريم. احساس بدبختي من ناشي از فشارهاي بيروني است و من كنترل كمي بر روي احساساتم دارم.
6. بايد با هر چيزي كه خطرناك و ترسناك به نظر مي‌رسد، مشغوليات ذهني پيدا كرد و در مورد آن مضطرب شد.
7. آسان‌ترين راه اين است كه از روبرو شدن با مشكلات زندگي اجتناب كنيم و از زير بار مسؤوليت‌ها شانه خالي كنيم و سعي نكنيم دنبال خويشتنداري باشيم كه البته پاداش‌دهنده‌تر است.
8. گذشته شما بسيار مهم است و هر چه كه در گذشته بر شما تأثير زيادي گذاشته است، حالا نيز حتماً بر احساسات و رفتار كنوني شما تأثير مي‌گذارد و هميشه تأثيرش را حفظ مي‌كند.
9. مردم و اشيا بايد اصلاح شوند و اگر نتوان براي حقايق تلخ زندگي راه‌حل‌هاي خوبي پيدا كرد، خيلي افتضاح و وحشتناك مي‌شود.
10. با تنبلي و عدم تحرك، يا با خوشگذراني‌هاي منفعلانه و غيرمتعهدانه مي‌توان به شادي كامل دست يافت.

آلبرت اليس و رابرت هارپر معتقدند كه هر احساس و هيجان، از فكر و اعتقادي ذهني سرچشمه مي‌گيرد و هر انساني مي‌تواند با كمي دقت به اين ارتباط پي ببرد. در كتاب زندگي عاقلانه نمونه‌هاي نسبتاً جامعي از كشف اين ارتباط در افراد مختلف، كه در واقع مراجعان نويسندگان كتاب بوده‌اند، ذكر شده‌است.
مطالعه اين كتاب براي همه مفيد است، علي‌الخصوص كساني كه تجربه رواندرماني دارند.فرانک
با استفاده از اين برنامه مي توانيد در برنامه Word با خط زيباي نستعليق بنويسيد. بله باور کنيد. در ضمن مي توانيد يک متن از قبل نوشته شده را به خط نستعليق تبديل کنيد. بعد از نصب برنامه بايد در برنامه Word فونت NASTALIQ را انتخاب کنيد. گاهي ممکن است مشکلاتي پيش آيد که بايد برنامه را Uninstall و دوباره نصب کنيد. براي تايپ حرف ک بايد از کيبرد عربي استفاده کنيد. براي اين کار به کنترل پنل و تنظيمات Regional and Language Options‌ برويد و در تب Languages بر روي Details‌ کليک کرده و کيبرد Arabic (Saudi Arabia) را اضافه کنيد. براي تايپ حرف ک کيبرد را بر روي عربي بگذاريد.تبیان
۱۰ترفند جستجو در گوگل

۱. جستجویی پربار داشته باشید
نکته ی نخست برای بدست آوردن بهترین نتیجه ها این است که بدانید شما بدنبال چه چیزی هستید. شاید شما بدنبال یک کلمه یا یک جمله باشید که در سایت مقصد به کار نرفته باشد. اگر نتیجه ی دلخواه حاصل نشد باید از نزدیکترین کلمه ها و جمله ها به مورد جستجو استفاده کرد. مانند این مثال : شما بدنبال توضیحاتی در مورد تلفون های بی سیم میگردید با جستجوی عبارت “comparative review of wireless phones” این امکان وجود دارد که با این ترکیب کلمه ها به هدف نرسید، پس از عبارت هایی مثل SmartPhone, Audiovox, Motorola استفاده میکنیم. خواهید دید که نتیجه ها خیلی بیشتر به هدف شما نزدیک شده اند.

۲. استفاده از نشان کوتیشن (نقل قول)
اگر شما عبارت مورد جستجو را در بین علامت های کوتیشن یا همان نقل قول (”") قرار دهید موتور جستجوگر فقط به دنبال عین همان کلمه میگردد. این یکی از تکنیک های کاربردی و مفید است که در بین کاربران جستجوگر وب زیاد استفاده نمیشود. با این مثال شما بیشتر با این ترفند آشنا خواهید شد، اگر شما به دنبال دو کلمه ی George و Washington با بیش از ۸ میلیون نتیجه روبرو خواهید شد در صورتی که اگر همین عبارت ها را در کوتیشن قرار دهید و دوباره جستجو کنید چیزی نزدیک به ۳ میلیون نتیجه را خواهید یافت. این نکته خیلی مهم است که شما از عبات های بازدارنده ی گوگل استفاده کنید -عبارت هایی که گوگل به صورت پیش فرض آن ها را نادیده میگیرد- مانند the و of و and یا معادل های فارسی آن. با استفاده از این کلمات در عبارت خود به نتایج بهتری دست پیدا میکنید.

۳. علامت های مثبت (+) و منفی (-)
از علامت های مثبت و منفی استفاده کنید. استفاده از علامت مثبت قبل از مورد جستجو در اصطلاح این معنی را میدهد که این مورد باید حتما در جستجو قرار گیرد. در نقطه ی مقابل با گذاشتن علامت منفی در مقابل کلمه مواردی که حاوی کلمه ی مورد نظر باشند از لیست نتیجه ها حذف خواهند شد. پس با استفاده از علامت + به گوگل خواهیم فهماند که ارزش این کلمه در جستجو برای ما مهم است و حتما باید حضور داشته باشد و با علامت منفی به گوگل خواهیم گفت که نتایج حاوی این کلمه را نشان نده.

۴. استفاده از کارکترهای عمومی
شما میتوانید از کاراکتر ستاره (*) استفاده کنید. بله! شما میتوانید از این کاراکتر در هر جایی از عبارت مورد جستجو استفاده کنید تا هر عبارت ترکیبی با آن کلمه را دنتایج جستجو مشاهده کنید. به عنوان مثال شما به دنبال کلمه ی Google میگردید، اگر این کلمه را به صورت *Google به کار ببرید میبینید نه تنها نتایجی با کلمه ی گوگل پیدا خواهد شد بلکه نتایجی شامل کلمه ی Ogoogle و Btgoogle و Googlenotic و … هم نمایان میشود.

۵. دستور site:
شما با استفاده از این دستور میتوانید جستجو را به یک یا تعدادی از سایتها محدود کنید. اگر شما عبارت site:weburger.net google را در کادر متن گوگل وارد کنید نتایج جستجو شامل صفحات حاوی کلمه ی google از سایت weburger.net خواهند بود. شما میتوانید با این دستور نتایج خود را از تعدادی سایت بدست آورید یا حتی تعدادی سایت را از نتایج حذف کنید. دستوری که کلمه ی گوگل را در سایت هایی با دامین co.uk جستجو میکند به این شکل است، site:co.uk google و به همین شکل قادر به حذف نتایج از سایت های co.uk نیز هستید مانند : google -site:co.uk

۶. استفاده از عملگرها
از عملگرها استفاده کنید. گوگل به جز site: از عملگرهای دیگری نیز استفاده میکند. filetype: که پسوند فایل درخواستی را مشخص میکنید مانند pdf و xls. از دستورات دیگری هم میتوان استفاده کرد مانند intext: و allintext: و intitle: و allintitle: و inurl: و allinurl: که محدوده ی جستجوی عبارت را برای گوگل مشخص میکند. author: در گروه های گوگل و location: در اخبار گوگل قابل استفاده هستند. گوگل این توانایی را دارد که “یای منطقی” یا همان OR را که با حرفهای بزرگ نوشته شده است متوجه شود به عنوان مثال شما میتوانید به دنبال یک بار در Oralando OR Miami بگردید. راه های کوتاهتر استفاده از OR استفاده کردن از کاراکترهای | و  ~ است. قدرت در دستان شماست، کافیست کمی تایپ کنید و زبان موتور جستجو را یاد بگیرید تا بتوانید با او صحبت کنید!

۷. استفاده از صفحه ی جستجوی پیشرفته
خوشبختانه احتیاجی به حفظ کردن تمام ترفندهای بالا نیست، از این به بعد شما موارد گوناگونی را در یک صفحه و یکجا دارید. کافیست از صفحه ی جستجوی پیشرفته یا همان Advanced Search استفاده کنید که از صفحه ی اصلی گوگل هم قابل دسترسی است.

۸. گروه های گوگل
گوگل یک آرشیو بسیار بزرگ از کاربران و اخبار دارد که بعضی از آنها به بیش از ۲۰ سال قبل بازمیگردند! برای استفاده از این آرشیو تنها باید بر روی لینک گروه ها یا Groups کلیک کنید تا گوگل در آرشیو بزرگ خود به جستجوی عبارت موردنظر شما بپردازد. در بسیاری از موارد نتایج ارائه شده بسیار از نزدیک تر از نتایج جستجو در وب است. خود من به شخصه بسیار استفاده میکنم و بارها پیش آمده که نتیجه ی دلخواه را بر روی کل اینترنت فقط در گروه های گوگل پیدا کردم.

۹. قابلیت های جدید جستجوی پیشرفته
گوگل از قسمتهای زیادی برای جستجوی بهتر شما استفاده میکند مثل Google Local و Google News که اخبار روزنامه ها و سایر نشریات را در آن جمع آوری میکنند، Froogle برای جستجوی وسیله ها و بهترین قیمت ها، Dictionary شما ممکن است به دنبال موضوعی بگردید و در اسپل کردن آن مشکل داشته باشید گوگل با درج پیغامی با مضمون “Did you really mean …?” به شما کمک میکند تا با املای درست به جستجو بپردازید، Images راهی آسان و سریع برای رسیدن به عکسهای دلخواه شماست، سرویس جالب و مفید گوگل که متاسفانه در ایران کارایی ندارد سرویس SMS گوگل است که شما هر موردی را دوست دارید جستجو کنید برای گوگل میفرستید و گوگل نتایج را برای شما SMS میکند.

۱۰. از کاراکترهای درست استفاده کنید
اگر شما به دنبال عبارتی میگردید که با زبانی غیر از انگلیسی نوشته شده باید از کاراکترهای درست استفاده نمایید.وبرگر

+ نوشته شده در  2007/11/4ساعت 16:2  توسط دوغا  | 

معرفی

معرفی وبلاگ وزین و شگرف متدولوژی شش سیگما
(تمامی مطالب از وبلاگ  متدولوژی شش سیگما  جهت معرفی وبلاگ  متدولوژی شش سیگما  میباشد)
شش سيگما چيست؟
شش سيگما سيستمي است شامل مجموعه اي از ابزارهاي بهبود مستمر براي تمرکز بر روي فرآيندها، تحليل و مقايسه آنها و تخصيص منابع به فرآيندهايي که نيازمند توجه بیشتر هستند. خرابی های ایجاد شده در فرایندهای سازمانها باعث دوباره کاری،اتلافات، هزینه و نیروی انسانی اضافی می شود. متمرکز کردن عمده تلاش ها بر روي کاهش خرابي ها علاوه بر کاهش دوباره کاري، هزينه انجام فرآيندها را نيز کاهش مي دهند. شش سيگما با تعريف معيارهايي که نشان دهنده ميزان خرابي در فرآيند هستند،امكان مقايسه همزمان وضعيت عملكردي فرآيندهاي مختلف را فراهم مي آورد و در تصميم گيري در مورد محل تمرکز منابع براي عملكرد بهتر کمك مي کند. متدولوژي شش سيگما يك بينش و فلسفه تجاري است که به شرکت هايي که در سطح کيفيت جهاني فعاليت مي کنند و به دنبال بهبود مستمر هستند کمك می کند که به بالاترين سطح رضايت مشتري دست يابند. معيارهايي که در اين متدولوژي تعريف مي شوند اهداف و ارزش هاي استراتژيك سازماني را به نيازها و انتظارات مشتريان مربوط می سازند
یک متدلوژی بهبود مستمر کیفیت است که با کاهش تغییرات ذاتی فرایند انجام میشود. کانون توجه این متدلوژی درک کامل از  فرایند طراحی و ساخت در راستای رضایت مشتری است.
سيستم مديريت كيفيت 6 سيگما روشي سيستماتيك براي توسعه كيفيت توليد و فرآيندهاي كار سازماني است . 6 سيگما با مشتري آغاز مي شود تا به روشني خواسته هاي سيستم را مشخص سازد و سپس اهداف بهينه سازي فرآيند را به مجموعه اي از اندازه گيريهاي كمي و ابزارهاي آماري پيوند مي دهد.6 سيگما بطور كلي به دنبال ايجاد يكنواخت سازي هدف و بهينه سازي كيفيت و بهره وري در فرآيندها مي باشد.
Six Sigma يك استراتژي تحول سازماني است استراتژي تحولي 6sigma ، سيستمي است كه موجب توسعه و گسترش متدهاي مديريتي، آماري و نهايتاً حل مشكلات شده و به كمپاني امكان جهش و تحول را  مي دهد.
شش سیگما را می توان یک ابزار مدیریتی نیرومند و فراگیر جهت ایجاد تغییر در سازمان و انطباق برخواسته های مشتری نامید.
شش سیگما برخلاف سایر رویکردهای کیفیت تنها یک روش نبوده بلکه یک چشم انداز، هدف و سمبل را نیز در بر دارد. علی رغم اینکه شش سیگما بسیار تحت تاثیر متدلوژی TQM می باشد با این حال از کاستی های TQM نظیر نداشتن سنجه ای جهت ارزیابی و پایش میزان پیشرفت، ملموس نبودن اهداف کلان و عدم اتصال به پایه های اقتصادی سازمان، مبرا می باشد.
شش سیگما، تنها یک برنامه کیفیت نمی باشد بلکه یک ابتکار در راهبرد کسب و کار است.
 از دیدگاه بری فوگل III شش سیگما در حقیقت تلفیقی از دانش و آگاهی سازمان با تکنیک های کارای آماری در جهت بهبود کارایی و اثربخشی سازمان و همچنین برآورده سازی الزامات حقیقی مشتری می باشد، هدف نهایی شش سیگما خلق توانمندی اقتصادی هم برای سازمان و هم برای مشتری می باشد.

اصول شش‌گانه شش سيگما :
1-  تمركز حقيقي بر مشتري
2-  مديريت بر اساس اطلاعات و واقعيات
3-  تمركز بر فرآيندها، مديريت و بهبود آنها
4-  مديريت پيشگيرانه
5-  همكاري نامتناهي
6-  حركت به سوي كمال (صفر خطا)؛ قدرت تحمل شكست (خطا)
      مزاياي شش سيگما :
·        خلق موفقيت مستمر و باداوم
·        ايجاد هدفي مشترك در كليه سطوح سازمان
·        تمركز كارا و مؤثر بر مشتري
·        ترقي و ترويج يادگيري در سازمان
·        تحقق تغييرات راهبردي
·        تسريع بهبود

مطالب مرتبط:
مطالبی فوق العاده به نام تفكر ناب دروازه ورود به سرزمين سيگماها مقايسه ايي توصيفي بين ابزارهاي حل مسئله شش سيگما( Six Sigma) ، تفكر ناب ( Lean Thinking )و تئوري محدوديتها ( Theory Of Constraints )

شش سیگما برای چه نوع شرکت هایی طراحی شده است؟چه کسانی به شش سیگما نیاز دارند شرکت های بزرگ یا شرکت های کوچک؟ آیا برای اجرای شش سیگما نیاز به منابع مالی عظیم می باشد؟ آیا آمادگی اجرای شش سیگما را در دپارتمان خود دارید؟ از کجا باید شروع کرد به چه چیزهایی نیاز دارید؟ چه نیروها و منابعی برای کمک به شما در دسترس میباشند و از همه مهمتر چرا باید شش سیگما را اجرا کنید؟ زمانی که تصمیم گرفتید شش سیگما را در سازمان خود پیاده نمایید باید به این سؤالات پاسخ دهید.
و در انتها  مراحل اصلی شش سیگما
کتاب طراحی برای شش سیگما را هم میتونین از اینجا داونلود کنید.
اصول چهارده گانه مدیریتی دکتر دمینگ
بين مديريت و رياست تفاوت از زمين تا آسمان است.


كايزن چيست؟
كايزن تركيبي دو كلمه اي از يك مفهوم ژاپني است كه تعريف آن تغيير به سمت بهتر شدن يا بهبود مستمر و تدريجي است. در واقع كايزن بر اين فلسفه استوار است كه براي ايجاد بهبود در سازمان ها لازم نيست به دنبال تغييرات انفجاري يا ناگهاني باشيم ، بلكه هر نوع بهبود يا اصلاح به شرط آنكه پيوسته و مداوم باشد، ارتقاي بهره وري را در سازمان ها به ارمغان خواهد آورد. KAI + ZEN = KAIZEN بهبود مستمر و تدريجي با بهره گيري از مشاركت كاركنان در نگاه كايزني براي تحقق بهبود تدريجي و مستمر در سازمان ها بايد سه اقدام اساسي زير صورت بگيرد :
1- كليه فعاليت هايي كه هزينه زا هستند ولي ارزشي توليد نمي كنند (Muda ) بايد حذف شوند .
2- فعاليت هايي كه به شكلي در جاي ديگري به صورت موازي انجام مي شوند ( Muri ) با يكديگر تلفيق شوند.
3- آن دسته از فعاليت هايي كه براي تكميل و بهبود سطح كيفي خدمات لازمند (Mura ) به فعاليت هاي سازمان افزوده شوند. اين حركت يا نهضت MU3 اساس اقدامات كارگاه آموزشي گمبا كايزن ( كايزن عملي ) را تشكيل مي دهد.

مراحل اجراي كايزن عملي
1- ناحيه نمونه را انتخاب كنيد .
2- گروه بهبود ( تيم كايزن ) را ايجاد و سازمان دهي كنيد .
3- داده هاي آماري مورد نياز را در ناحيه نمونه با كمك اعضاي گروه گرد آوري كنيد .
4- اعضاي شركت كننده را در كارگاه آموزشي با مفاهيم و ابزارهاي بهبود آشنا كنيد .
5- نظام آراستگي ( 5 ت ) را آغاز كنيد .
6- مودا ( اتلاف ) ها را شناسايي و فهرستي از آنها تهيه كنيد .
7- تحليل علل رويداد اتلاف را در ناحيه نمونه انجام دهيد و راه حلهايي را با استفاده از كار گروهي بیابید. 8- راه حل هايي را كه عملي ترند انتخاب كنيد .
9- هر نوع تغيير فيزيكي در آرايش ناحيه نمونه را بدون فوت وقت انجام دهيد .
10- بهبود انجام گرفته را به صورت استاندارد درآوريد .
11- موفقيت حاصله را به اطلاع ساير همكارانتان برسانيد .
12- نتايج به دست آمده را ارزيابي كنيد تا در مراحل بعدي مورد استفاده قرار گيرند .
13- به سراغ مشكل بعدي برويد .

اصول بيست گانه مديريت در كايزن
1- نگوييد چرا اين كار انجام نمي شود. فكر كنيد چگونه مي توانيد آن را انجام دهيد.
2- در مورد مشكل به وجود آمده نگراني به خود راه ندهيد. همين الان براي رفع آن اقدام نماييد.
3- از وضعيت موجود راضي نباشيد. باور داشته باشيد كه هميشه راه بهتري هم وجود دارد.
4- اگر مرتكب اشتباه شديد ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآييد.
5- براي تحقق هدف به دنبال كمال مطلوب نگرديد.اگر60%از تحقق هدف اطمينان داريد دست بكار شويد.
6- براي پي بردن به ريشه مشكلات 5 بار بپرسيد چرا؟
7- گمبا محل واقعي رويداد خطاست . سعي نكنيد از دفتر كار خود مشكلات محيط را حل كنيد.
8- هميشه براي حل مشكل از داده و اطلاعات كمي و به روز استفاده كنيد.
9- براي حل مشكل بلافاصله به دنبال هزينه كردن نباشيد. بلكه از خرد خود استفاده كنيد. اگر عقلتان به جايي نمي رسد، آن را در همكارانتان بجوييد و از خرد جمعي استفاده كنيد.
10- هيچ وقت جزئيات و نكات ريز مسئله را فراموش نكنيد. ريشه بسياري از مشكلات در نكات ريز است.
11- حمايت مديريت ارشد منحصر به قول و كلام نيست. مديريت بايد حضور ملموس داشته باشد.
12- براي حل مسائل هر جا كه امكان آن وجود دارد از واگذاري اختيار به زيردستان ابا نكنيد.
13- هيچ وقت به دنبال مقصر نگرديد. هيچ گاه عجولانه قضاوت نكنيد.
14- مديريت ديداري و انتقال اطلاعات بهترين ابزار براي حل مسئله به صورت گروهي است.
15- ارتباط يك طرفه دستوري از بالا به پايين مشكلات سازمان را پيچيده تر ميكند. مديريت ارشد بايد با لايه هاي پايين تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد.
16- انسانها توانايي هاي فراواني دارند. از الگوهاي چند مهارتي و غني سازي شغلي براي شكوفا شدن آنها استفاده كنيد.
17- تنها فعاليت هايي را انجام دهيد كه براي سازمان شما ارزش افزوده ايجاد مي كنند.
18- فراموش نكنيد كه 5 ت ، پايه و بنيان ايجاد محصولي با كيفيت است.
19- بر اساس الگوهاي كار گروهي ، مسائل محيط كارتان را حل كنيد.
20- حذف مودا ( اتلاف) فرآيندي پايان ناپذير است. هيچ وقت از اين كار خسته نشويد.
مدیریت تحول
ذره ای تنها مانده هستم ، ذره ای نادیده انگاشته شده ، مشتی شکایت ، اگر چه قادر نیستم ، از حقیقتی یاری جویم تا هر آنکس بتواند شاهد این زخم ها باشد ، کسی هستم که می خواهم تو باشی ، که می خواهم تو حس کنی اگر چه انگار اهمیتی ندارد چه کنم؟ نمی توانم تو را قانع کنم ، تا باور کنی این حقیقت است ، پس به تماشای تو خواهم نشست و می گذارم بروی پشت به من می کنی (خیانت می کنی) ، همچون همیشه ، چهره ای دور از من و ادعا به آنی که نیستم ، اما این جا هستم چون تو همه هستی منی ذره ای نامطمئن هستم ، ذره ای ناراحتی و رنج ، چون نمی خواهم درک کنی ، آنچه را در توان دارم انجام می دهم ، اگر چه حسی را بر نمی انگیزم ، کسی هستم ، چیزی هستم که هرگز نمی خواستی بگویی ، اما هیچگاه لحظه ای تردید به خودم راه ندادم ، انگار اهمیتی ندارد چه کنم ، نمی توانم تو را قانع کنم ، تا فقط یک بار هم که شده حرف هایم را تا انتها گوش کنی ، پس به تماشای تو خواهم نشست و می گذارم بروی پشت به من می کنی  همچون همیشه ،چهره ای دور از من و ادعا به آنی که نیستم ، اما این جا هستم چون تو تمام هستی منی ، نمی توانم احساس کنم پیش از این هم چنین بوده ام ، به من پشت نکن ، نمی خواهم مرا نادیده بگیری ، زمان هم دیگر این درد را شفا نخواهد داد ، به من پشت نکن ، نمی خواهم مرا نادیده بگیری نه !!!! حرف مرا تا انتها بشنو ، چه دوست داشتی باشی چه نه ، همین حالا ، به من گوش بده !!!!...
version 17
+ نوشته شده در  2007/10/30ساعت 15:12  توسط دوغا  | 

معرفی

کتاب کتاب کتاب
بابا مجسمه رو ولش کن
Millais Ophelia
نمونه دفتر یادداشت نویسندگان
چطور ميشه يه رابطه دوستي رو حفظ کرد
تيپهاي مديريتي جهت ايجاد انگيزه 1 و 2
اگر کاری که می کنی٬هوشمندانه باشد٬هيچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند 
انتقال عکس، فایل،متن طولانی از مانیتور کامپیوتر به موبایل بدون نیاز به کابل و بلوتوث
نکراسوف در سال 1917 شعری سروده بود به نام "چه کسی می تواند در روسیه خوش حال و آزاد باشد". این شعر در اول مقاله ی ایلیچ آمده بود.شعر این بود:
هنر تو این چنین رقت انگیز
فقیر و این چنین غم انگیز
ولی سرشار از گنجینه
توانا و سراسر نیرومند
روسیه...مادرِ من!
سال بعد نکراسوف در حالی که در کنار اجاق شکسته و زیر سقف ترک برداشته اش نشسته بود به شعری که روزنامه ی ایزوستیا به اش سفارش داده بود فکر می کرد.با زوزه ی باد سرد زمستان مسکو و کنسرو سرد و مانده ی گوشت این شعر به ذهن او رسید:
هنر تو این چنین رقت انگیز
فقیر و این چنین غم انگیز
ولی سرشار از گنجینه
توانا و سراسر نیرومند
روسیه....مادرِتُ...!
خرمگس خاتون
شعری از ادوارد استلین کامینگز (1962-1894)

انسانیت، دوستت دارم،
تو که ترجیح می دهی کفش های
 موفقیت را برق بیندازی
تا آنکه بپرسی ارواح کدام بینوایان
 بر زنجیر ساعتش آویخته است،
که پاسخش برای هر دو طرف

مایه خجالت است.
دوستت دارم چون بدون ذره ای تردید
برای همه ترانه های تماشاخانه هوارد
که از خانه و مام وطن می گویند، کف می زنی.

انسانیت دوستت دارم،
چون در تنگدستی خِرَد را به جرعه ای شراب گرو می گذاری
و در فراوانی،
غرورت ترا از باز پس گرفتنش
 باز می دارد.

دوستت دارم چون همیشه مایه درد سری
اما بیش از همه جا، در خانه خودت.

انسانیت، دوستت دارم،
چون همیشه فراموش می کنی
که شیشه ی راز وجود را
 در جیب شلوارت گذاشته ای
و رویش می نشینی.

چون تا همیشه بر دامان مرگ نشسته ای
و شعر می گویی، ای انسانیت
از تو بیزارم.زیاده عرضی نیست


هنر مینیمال در این است که با جمله ای کوتاه معنا و مفهوم عمیقی را به ذهن مخاطب القا کند و نه تنها ابایستی ین مفاهیم را سریع انتقال دهد بلکه تصویری روشن و واضح را هم در ذهن مخاطب از خط مشی فکری ، عقاید و نظرات خود ایجاد کند ، در یک جمله مینیمال ممکن است مفهومی چنان منتقل گردد که سطرها نیاز به بیان و نوشتن داشته باشد که آنرا می توان ایجاز در بیان دانست که هیچ تناسبی نیز با شرایط بدنی نویسنده و خواننده آن ندارد!!! آیا هدف از نوشتن یک متن غیر از هدفی خاص و بیان عقیده ای برای خواننده است؟ darkshadow
اریک فروم بر این باور است که ارتباط با جهان، با کل بشر، در فرآیند جایگزینی خودشیفتگی بسیار موثر است و این که؛ بدون کاهش نیروی خودشیفتگی در اشخاص، می توان موضوع و جهت آن را تغییر داد. چنانچه نوع بشر، یعنی کل خانواده بشری می توانست به جای ملت، نژاد یا نظام سیاسی، موضوع خودشیفتگی گروهی شود، منافع بسیار می داشت، اگر آدمی می توانست پیش از هر چیز خود را شهروند جهان بداند و از بشر و از توفیق های بشری احساس غرور کند، خودشیفتگی اش، به جای افراد متعارض آدمی، نوع بشر را موضوع خویش قرار می داد. چنانچه نظام های آموزشی همه کشورها به جای کامیابی های یک ملت خاص بر دستاوردهای نوع بشر تاکید می کرد rooznote
مهندسي صنايع
مهندسين صنايع روشها و متدهاي توليد را ارزيابي و تحليل كرده و راههايي را جهت بهبود آنها پيدا مي كنند. آنها در اين مورد تصميمگيري مي كنند كه يك شركت منابع محسوس و مؤثري همچون نيروي انساني وتجهيزات را چگونه بايد در چارچوب محدوديتهاي فيزيكي موجود كارخانه(يا مؤسسه) تخصيص دهد. هر شركتي كه يك مهندس صنايع را چه به عنوان مشاور و يا يك مدير داخلي به خدمت مي گيرد، محدوديتهاي مخصوص خود را هم دارد. يك مهندس صنايع بايد نه فقط در فرايندهاي ساخت و توليد و استحصال، بلكه در فرهنگ ويژه، مسائل، و چالشهاي موجود يك شركت متخصص گردد. اين ممكن است به معناي جلسات رو در رو با مديران اجرايي، توقفهاي طولاني در خطوط توليد، و بررسي داده هاي تاريخي توليد باشد.
مهندسين صنايع اطلاعات را درباره چگونگي روزانه انجام كار در محيط كاري، از بقيه مي گيرند، اما آنها بايد همچنين ملاحظات و مشاهدات خود را از اين فعاليتها، بيان كنند. بسياري از كاركنان بدليل مسأله به اصطلاح «پاييده شدن» توسط مهندسين صنايع احساس ناراحتي مي كنند، و مهندسين صنايع معمولا روي خط باريكي كه مرز مابين يك تحليلگر و يك مفتش(كارآگاه) است، راه مي روند!
گيران(از مهندسان صنايع) شركتها هستند و تعداد زيادي نيز بخشهاي تخصصي همچون مونتا‍ژ، فرايند محصول خام، يا ستاد اجرايي دارند. سختترين وظيفه يك مهندس صنايع ارائه مشاهدات و پيشنهادها به هيأت مديره شركت است كه به نظر مي رسد افرادي هستند كه به علت سبك سنتي مديريتي و تجاري و البته به دلايلي احساسي و هيجاني، منصوب شده اند. مهندسين صنايع بايد در آنچه مي گويند و در چگونگي بيان آن «نزاكت، ادب و موقع شناسي» را رعايت كنند و علاوه بر آن، لازمه يك مهندس صنايع موفق بودن، جذابيت(Charm) و ديگرپذيري(willingness) جهت تحمل و بردباري مقابل توصيه هاي كسي است كه حتي چهره اي غيرپاسخگوي مديريتي مي باشد.
اكثريت عمده مهندسين صنايع(حدود 70 درصد) در شركتهاي توليدي مشغول به كارند؛ بسياري از اين شركتها بخشهاي تخصصي ويژه اي همچون مونتاژ، فرايندهاي محصول خام و يا بخشهاي اجرايي و ستادي ديگري دارند. اكثر مهندسين صنايع شرايط كاري خوبي دارند و به صورت منطقي و خردمندانه اي مشاغل چالش برانگيز و سطح رضايت بالاتري نسبت به مهندسين ديگر دارند. تعداد ساعات كاري ممكن است زياد باشند، اما اين به علت سطح رضايتي كه ناشي از آموزشي كه هر پروژه متفاوتي به ارمغان مي آورد مهمتر و دلپذيرتر است و بستگي به روحيات فرد دارد. IE+IT
و بحثی مرتبط از قدوسی  و وظایف مهندسی صنایع از IE+IT و گروه صنایع یزد
ده تصور غلط در مورد توليد ناب :
1- توليد ناب برابر است با توليد بيشتر و انبوه تر
2- ژاپني ها توليد ناب را اجرا كرده اند
3- توليد ناب مجموعه ابزار است
4- شما توليد ناب را مي توانيد فقط براي كاهش هزينه انجام دهيد
5- خطوط مونتاژ، سلولهاي كاري، تيمهاي كاري = توليد ناب
6- لين مساوي است با ارزش موجوديت كه نتيجه محصول، جريانهاي ارزش نقشه، كشش، تكميل شدن پيگيري و تعقيب است
7- لين آخرين هوس مديريتي است
8- لين حذف كردن اتلاف است
9- لين كامپيوترها، نرم افزارها و سيستمهاي آي-تي را دوست ندارد
10- توليد ناب + هر سخن نامشخص(buzzword) مورد علاقه شما كه در زير ثبت خواهدشد = ايده بزرگ
IE+IT
+ نوشته شده در  2007/10/29ساعت 9:49  توسط دوغا  | 

دكوراسيون و معماري









+ نوشته شده در  2007/10/28ساعت 12:50  توسط دوغا  | 

معرفی


به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟ نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعأ مسأله ای وجود دارد، چگونه می توان آن را حل کرد؟ در غیر اینصورت اگر سعی کنی آن را حل کنی تا بی نهایت به قهقرا خواهی رفت، هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس من فقط رفتم که ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه و دیدم قفل باز است.پادشاه گفت: آری، کلک در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد اما شما شروع به حل آن کردید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می کردید نمی توانستید آن را حل کنید...
جغد
سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید
چهارچوب های مینی مال خیلی زیاد است. بهتر نیست که ما رجعت کنیم به الگوهای اولیه ی مینی مال، این که در ابتدای فعالیت شان به چه چیز هایی متکی بوده اند؟ مراحل اولیه ی مینی مالیسم همراه بود با روح مکاشفه و کشف مدل هایی از موسیقی خارجِ اروپا. هم زمان با یانگ که مشغول آموختن دروس هنری بود، ریچ طبالی غرب آفریقا را مطالعه کرده و در پی آن بود که بداند ساختارهای موسیقی ایجاد شده از ایده های پایه تا چه حد می توانند بسیط و گسترده شوند...
هارمونیک
قانون يعني محدوديت توجيه شده !

قانون فرمان ايستي است كه همچون ديواري بلند در برابر سركشي حساب نشده و افسار گسيخته انسانها سر برآورده است و خلاقانه ترين ذهن هاي پوينده را به چالش فرا مي خواند. قانون محدوديتي است كه گاه در حصارهاي مقدسش آرام مي گيريم و گاه در لابلاي كلافهاي خار دار آن با پيكره اي خونين و رواني زخم خورده مي تپيم و جان مي دهيم. قانون فرزند مشروع استراتژي است . در آن سوي عدم قطعيت است كه اهداف دور برد و ماموريتها را در بر گرفته اند. عقده حقارتي است كه از ناتواني خويش در درك پديده هاي محتمل و برآوردهاي نا مطمئن گريزان است. فرمانرواي واقعي دنياي بايد ها و نبايدها است. تنها مدل صفر و يك مي تواند هاله تقدسي بر ساحتش بيفشاند. يك هاي سر سپردگي و صفرهاي سركشي! غير قابل اعتماد است اما كاملا قابل پيش بيني است. محركي است كه نبض بندگان را در چنگالش مي فشارد و زنجير موجهي بر پاهاي بردگان خويش است. قلعه اي است كه كوتوله ها را در خود جاي داده است و به اعتبار اَبَرنيروي همگاني ماهيت و استحكام يافته است. پايان ابهامي است و سرآغاز ابهامي ديگر و پيوندي بين حقايق داور پيشه و مفاهيم خويش ساخته است كه لذت يقين را به كوتوله هايي مي بخشد كه هراسان پنجره هاي نا بسته و درهاي قفل و بند نشده اند. قانون پايان تقلاي بازيگري است كه راهكارهاي متعالي خويش را در استراتژي تعادلي برگزيده است و در آخرين حركت تبصره ها و ماده ها مات مي شود. پوسته اي سخت بر ساختار منعطف استراتژي است. سطحي ترين لايه از خواسته ها وآرزوهاي بخردانه اي است كه گام به گام با اهداف و ماموريتها و استراتژي ها كلنجار مي رود و پتك گراني است كه بر سندان تعاملهاي رقابتي كوفته مي شود . قانون محدوديت توجيه شده ! هنگامي كه خدشه ناپذيري و انسجام اين پوسته سخت به مخاطره افتد ، توحش بر كرسي نشاندن خواسته ها و نابودي خواهش ها سرانجامش خواهد بود. قانون ابتدايي ترين مكانيزم تعامل در محيط هاي اجتماعي است و ساده ترين روش موفقيت در رقابت است. ماهيت استاتيك آن با تغيير و پويايي منافات دارد و ديناميك پر سرعت دنياي كنوني قابليت و تحمل تامل در فرآيند توجيه ،‌تغيير و تاييد و اجرا را ندارد. در فضاي نسبيتي كه كوتوله ها عمر پايداري ندارند، اين مفهوم استحاله مي يابد و مدلها به شكلي مشروعيت جايگزيني با قانون و اصول را كسب مي كنند. قانون در محيط هاي پوياي رقابتي ، در اقيانوس پارادوكسهاي تعادل و تعامل دست و پا مي زنند و در عين حال ‌ابزاري براي برد و باخت هستند. جبهه خصمانه اي است كه توانايي تعامل تعادلي با محيط را ندارد. به ويژه هنگامي كه ابهام در ذره ذره مفاهيمش موج بزند و مفسران و سركردگان بازي گريز ،تعيين كننده ملاكهاي ارزيابي سرسپردگان باشند و سايه هاي ادراك دگم ايشان مرزهاي قانون مداري و قانون گريزي را تعيين كند. هنگامي كه معيارها به طور در بست در خدمت كوتوله ها باشد و عدالت كوتوله ها حكم براند. هنگامي كه تشكيك وترديد در هم بياميزد و بر آونگ واژه ها سرگردان و سردرگم گردد. قانون تسلسلي ،‌ چرخه اي كمال نما كه هر بندش دليل موجهي بر بند ديگر است. آخر قانون بدون استراتژي امكان ناپذير است. وقتي بافتي از برنامه درگير پارمتر زمان نباشد چگونه مي توان براي قانونش دوره اعتبار گذاشت؟ كجا مي توان اين قانون جدا كننده را كاليبره نمود و از اثربخشي آن در بازه هاي مختلف زمان اطمينان حاصل نمود؟ ابرهاي و هاله ها از پيرامون كتاب قانون بزداييم و در گوشه هر بند و تبصره و ماده اش دوره اعتبار بگذاريم.دوره كاليبره مجدد با اهداف و ماموريتها و استراتژي ها و هر آنچه در زمان تعيين شده است و عدم قطعيت دارد. حقارت قطعيت را از قانون بايستي سترد. بايستي ارزش آفرين بود تا ارزش پرست . ارزش آفريني مدلي ارگانيك دارد و چارچوب هاي صلب و كهن قانون توانايي سازگاري و قابليت ارائه راهبرد يا نقشه راه يا سناريويي در امتداد زمان را ندارد. بايستي بر چارچوب توامند ديگري تكيه كرد. چارچوب ديناميكي كه فراسوي زمان را نيز در نوردد. همچون مدلهاي نسبيتي اگر دست بر اعتبار ها و بازهاي و گستره هاي نا پاياي زماني گذاشت ،‌اندوهبارمان نسازد. بايستي اين تيغه تيز را از دستان كوتوله ها به در آورد. مي دانم كه شايد نتوانم از گزشهاي تندش برهم ،‌نمي توانم درآغوش گرمش نيارامم. شايد واقع بينانه ترين تحليلهايي كه بسان يك آزمايشگاه قوانين را آزموده اند،‌صنعت باشد. قابليت نا قابل نظام مديريت كيفيت در تغييرهاي سريع محيط هاي سازماني پويا و خلاق است. از درك يك تغيير تا صدور اقدام اصلاحي و طي فرآيند بازنگري و تصحيح و تعديل و تاييد و تكثير مهلتي است كه مهلك فرصتها خواهد شد. ذات قانون و ماهيت دگم آن حتي ظرفيت وفاداري هواداران خويش را نيز ندارد. ديگر آنكه عدالت زاده قانون است يا قانون زاده عدالت است؟ عدالت در پي قانون مي آيد يا قانون پس از تعيين مرزهاي برابري و نابرابري شكل مي گيرد ؟ مهم نيست كه چه تعبيري از عدالت داشته باشيم . مهم نيست كه جريان منافع به كدام سو باشد. مهم اين است كه روح قانون در كالبد چه كسي مي گنجد و به كدامين استراتژي وفادارتر است. امروزه كاپيتاليسم و اصل اصالت سود در كنار ساير آرمانها و آرزوهاي بشري انتهاي هر چرخه و تسلسل قانوني است. روح قانون امروز حامي سرمايه داري است و سرمايه داري موجه ترين فلسفه اقتصادي براي هر جامعه اي است. شايد اولين و اساسي ترين درس براي يك استراتژيست اين است كه با هر تكنيك يا هر قريحه اي كه بالنده شده است و قدرت نوزايي دارد و با هر حس توانمندي ، ديوارهاي بلند منطق محتمل را در نوردد. بايستي نقشه آرزوهاي نايافته اي را ترسيم نمايد كه دنيايي به آن " نه " مي گويند. بايستي كتاب قانون را ببندد و در تلاطم ترديد و در تنگناي نفي وجود زنده بماندو به پيش برود و دلبسته امنيت پوشالي قانون نگردد. امنيتي كه بيشترين هزينه اش را مي پردازيم و كمترين سودش را مي بريم. فقط نميدانم چرا اين استراتژي منعطف و سنت شكن تابع زمان با قابليت هاي فوق العاده اي كه در شكل دهي آينده محتوم را دارد همچون لاك پشتي به زير پوسته سخت سنت خود ساخته اي مي خزد ؟
افشین حقیقی


ممنوعیت استفاده از واژگان ترکی در مناطق آذری نشین لغو شد
در پی تصمیم شورای تامین تبریز مبنی بر جلوگیری از استفاده اصناف و بازرگانان و کسبه از واژگان وعبارات آذری در تابلوهای فروشگاه ها و برچسب کالاها و ابلاغیه سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی در زمینه اجرای این مصوبه، اکبر اعلمی و رسول صدیقی نمایندگان تبریز و بناب، از شورای تأمین شهرستان مذکور به کمیسیون اصل نود شکایت کردند...
عصر ایران
انتخاب یک کلمه ترکی به عنوان زیباترین کلمه‌ جهان
رادیو دویچه وله گزارش داد: انستیتوی روابط خارجی آلمان در ماه اوت کلمه ترکی "یاکاموز" را به عنوان "زیباترین کلمه جهان در سال ۲۰۰۷" معرفی کرد. واژه‌های "هولو" و ‌"ولنگتو" دوم و سوم شدند.کلمه چینی "هولو"(hulu) به معنای "خر و پف کردن" و"ولنگتو" (volongoto)، که در زبان آفریقایی لوگاندا به معنی "بی‌نظم" است، به ترتیب در جایگاه دوم و سوم قرار گرفتند. روز ۲۷ اکتبر از برندگان در برلین تقدیر می‌شود...
عصر ایران


چرا بعضي مواقع

از سوسک میترسیم از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم !
از عنکبوت میترسیم از این که تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمیترسیم !
از خفاش شب میترسیم از شبی که افکارمون خفاشی میشه نمیترسیم !
از خوب سرخ نشدن سبزی قورمه میترسیم از سرخ کردن آدما از خجالت نمیترسیم !
ازجا نیفتادن خورشت میترسیم از این که هیچ کسی جای خودش نباشه نمیترسیم !
از دیر جوش اومدن آب برای چای میترسیم از جوش آوردن خون آدما نمیترسیم !
از لولو خور خوره های تو فیلم ها میترسیم از هیولای نفس نمیترسیم !
از تاریکی میترسیم از خاموش کردن آخرین شمع تو تاریکی نمیترسیم !
از گم کردن سکه هامون میترسیم ازسکه یه پول کردن دیگران نمیترسیم !
از سرماخوردگی میترسیم از سر خورده کردن دوستامون نمیترسیم !
از شکستن لیوان میترسیم از شکستن دل آدما نمیترسیم!
از لکه دار شدن لباسای سفید میترسیم از کثیف شدن سفیدی روحمون نمیترسیم !
از خواب موندن میترسیم از عمری که همه به خواب سپری شد نمیترسیم !
از وقت کم آوردن میترسیم ازهدر رفتن وقتی که داریم نمیترسیم !
از درس پرسیدن و امتحان پس دادن میترسیم از رد شدن تو امتحان آخری نمیترسیم !
از اینکه بهمون خیانت کنند میترسیم از خیانت کردن به خودمون نمیترسیم !
از اینکه دلمون بشکنه میترسیم از درب و داغون کردن دل آدما نمیترسیم !
از اینکه دلخورمون کنند میترسیم از دل خون کردن دیگران نمیترسیم !
از گم کردن راه میترسیم از هیچ وقت به هیچ جایی نرسیدن نمیترسیم !
از خستگی سفر میترسیم از دست خالی رفتن و برگشتن نمیترسیم!
از اینکه نادیده گرفته شیم میترسیم از اینکه نادیدنی هارو نمی بینیم نمیترسیم !
از اینکه یه روز تموم بشیم میترسیم از اینکه تموم نشده بی مصرف شیم نمیترسیم !
از اینکه آدما فراموشمون کنند میترسیم از اینکه خدا از یادمون بره نمیترسیم...
گفتارهای حکیمانه

فرض کن کسی رو به عنوان یک فرد خودخواه می­شناسی. اون وقت تمام گفته­ها و رفتار وی در همین قالب تنگ خودخواهی قابل تعبیر خواهد بود. اما بیا جلو و از نزدیک­تر نگاه کن! فکر نمی­کنی اون قالب رو بر چشمان خود زده­ای؟ فکر نمی­کنی اون محدودیت متعلق به نگاه تو است، نه به متعلَّق نگاه تو؟
با آزادی خودت بازی نکن؛ تنها چیزیه که مال خودته
مخرج صفر


گوگلگای:‌ روزی که گوگل بد شد. گوگل ایمیل‌ها، فیلم‌ها، وبلاگ، جستجو و بقیه چیزهای شما را کنترل می‌کند... چه خواهد اگر تصمیم بگیرد زندگی شما را هم کنترل کند؟ نوشته کوری دکترو این داستان ترجمه فارسی داستان Scroogled است که در چهار قسمت در نشریه رادار چاپ شده.و ترجمه با مجوز توسط جادی...
كيبرد آزاد


پرده اول:
من عوض شده ام یا دید تو و پیش فرض های ذهنی ات؟
خیلی سخت باشد شاید، ولی لازم است که همیشه پیش از قضاوت، زاویه دید خودمان را بسنجیم. فقط کافی است پر هفت رنگ بعضی پرندگان را یادمان بیاوریم؛ من از اینجا آبی میبینمش و تو از جایی که ایستاده ای بنفش و آن دیگری سبز و به همین ترتیب! سابق هر دو یک رنگ میدیدیمش، نه؟ من از تو فاصله گرفتم، تو از من، یا هر دو از هم، یا اصلا سوژه تغییر مکان داده؟ به هر حال تغییری بوجود امده که نمی توان بدون در نظر گرفتن همه جوانب، دیگری را متهم به انجامش کرد! آدم ها همیشه تغییر می کنند، هر چند جزئی، دوستان مان هم. خودمان هم. همین در نظر گرفتن این تغییرات، مدیریت رابطه را برایمان ساده تر میکند. پذیرفتن این حقیقت ساده و این که همیشه نمی توان در گذشته زندگی کرد؛ روغن چرخ دنده های یک رابطه اند. منطقِ ادامه اند!
پرده دوم:
با خودِ درونی ات چه کردی؟ سرکوب یا تربیت؟
اگر در یک مهمانی در جمع بزرگترها بچه ای را ببینید که آرام و بی مزاحمت نشسته چه فکری می کنید؟ با خود می گویید چه بچه ی مودب و با تربیتی؟ کسی چه می داند پشت ظاهر آرام و مودب آن کودک چه چیزی پنهان است. تربیت صحیح یا ترس از تنبیه پدر و مادر؟ ما آدم های ریاکاری هستیم. با خودِ خودمان هم گاهی رو راست نیستیم. گاهی وقتی می خواهیم خودمان را به گونه ای تغییر دهیم که با اصل وجودما تفاوت دارد (خوب و بدش را کار ندارم) و جوری باشیم که باور نداریم ش، به جای اینکه سعی کنیم برای خودمان شرایط جدید را تحلیل کنیم و کم کم به خودمان بقبولانیمش و در خودمان حل ش کنیم تا بیاید و در اصل مان هم بنشیند و متعلق به وجود و باورمان شود، قبلی را فقط سرکوبش میکنیم؛ در سیاهچال های درونی مان زندانیش میکنیم و ظاهرمان را به باور جدید می آراییم. این تناقض پنهان در نهایت خودش را نشان خواهد داد؛ یا افسرده می شویم و یا یاغی! به جامعه و اطراف نگاه کنید، اصلا کمی با خودتان رو راست باشید؛ با من موافق نشدید؟
پرده سوم:
همه ی قطارهای زندگی ما
در زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهر بازی می مونند؛ از بودن با اون ها لذت میبری ولی باهاشون به جایی نمی رسی. دروغ چرا! خوندن ش یه خورده درد داشت. اصلا تا حالا اینجوری به هیچ رابطه ای فکر نکرده بودم. پس بلافاصله ذهن م در کسری از ثانیه شروع کرد به تجزیه تحلیل خاطره ها و حال و آینده… به این فکر کردم که چندتا قطار شهر بازی سوار شده ام، چند بار قطار شهر بازی بوده ام و هستم! برای کی؟ … بعد افتادم به دسته بندی کردن؛ هم قطار شهری داشتم و هم قطار بازی. قطارهایی که به هم تبدیل شدند و جای شان را با هم عوض کردند. قطارهایی که زود به آخرین ایستگاه شان رسیدند. قطارهایی که هنوز هستند. کلی قطار ردیف شد در زندگیِ کوتاه مدتم… اما هنوز درد داشت، یک جای این جمله برایم قابل قبول نبود. با فلسفه ی من نمی خواند… بالاخره فهمیدم، نمی توانم به هیچ کدام از طرف های رابطه هایم به چشم قطار نگاه کنم! قطار نیستند، قطار نیستم؛ همسفریم! کوتاه مدت و بلند مدت, موقت و دائم، خوب و بد؛ با هم ایم! مقصدمان یکی باشد یا نباشد؛ دوران همسفری را عشق است! فقط کاش خاطره و تاثیر خوب داشته باشیم روی هم! همین خودش یک دنیا می ارزد؛ قطارش هر چه که می خواهد باشد، همسفرت که خوب باشد همه چیز حل است!
هر رابطه ای یک کلاس درس و هر انسانی یک معلم است
جمله ی بالا هیچ وقت از یادم نمی رود، با آن جمله ی اول بخواهی ادغام ش کنی؛ نشان می دهد که همان قطارهای شهر بازی هم اگر به جایی نمی رسانندت می توانند در طی بخشی از مسیر کمک حالت باشند! باز دردم می آید، فلسفه ی قطاری را دوست ندارم؛ شاید چون از قطار شهر بازی بودن می ترسم!...
ماندانا


دلایل بیکاری در بین تحصيل‌كرده ها
در یکی از امتحانات درس اقتصاد ایران در سطح کارشناسی ارشد‌، یکی از سؤالات مطرح شده آن بود که چرا نرخ بیکاری در بین تحصيل‌كرده‌ها در جامعه ما بالا است و راه‌های برون رفت از آن کدامند؟. پاسخ‌های ارائه شده قابل توجه و خواندنی بود؛زیرا اکثر آن دانشجویان در حال فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه و جویای کار بودند و طبیعتا از شرایط بازار کار اطلاعات دقیقی در دست داشتند‌.
1 - عرضه نیروی کار تحصيل‌كرده و دانشگاهی عموما در اختیار دولت است...
2 - در طرف تقاضا شرایط بدتر است‌...
3 - سطح انتظارات است‌...
4‌ - فقدان رقابت در بازار کسب‌و‌کار...
5 - اغلب بنگاه‌های ایرانی به دنبال پرسنل تحصيل‌كرده‌ای هستند که روابط عمومي ‌قوی داشته باشند تا (برای مثال) دانش اقتصادی...
محمد مهدی بهکیش


مصاحبه شغلي ، فرصتي براي بازاريابي توانائيها
در مصاحبه هاي شغلي كه انجام ميدهیم چه نكاتي را به عنوان معيار اخلاقي و ظاهري انتخاب نيروي كار مورد توجه قرار دهیم. ۱
-وقت شناسي
۲-مرتب و آراستگی
3- مؤدب بودن
4- غير مرتبط صحبت نكنيد
5-مراقب رفتار غير كلامي خود باشيد
6-صادق باشيد 7-مثبت برخورد كنيد
8-آمادگي داشته باشيد
9-ايميل ياداشت تشكر ارسال كنيد
10-حرفه اي رفتار كنيد.فقط بدانيد اين نكته ايست كه بايد هميشه و در همه جا رعايت شود...
بیزبلاگر


...
 ما نشستیم و اسم هر قهوه ی ایتالیائی و غیر ایتالیائی را که بلد بودیم روی یک تکه کاغذ نوشتیم که نهایتا به سی و چند اسم رسیدیم. بعد از مراسم رو کم کنی، این عادت که هر جا نشستیم و چیزی سفارش دادیم فهرست مورد نظر را از آستین مان بیرون کشیدیم و با منوی آن جا چک کردیم تا به اسامی بیشتری برسیم ترک مان نشد...
آنا ماریا

 


۱۶روش براي افزايش كارايي Google Reader  گوگل ريدر يك فيدخوان سريع، مرتب و سهل‌الاستفاده است كه مي‌توان حتي آن را بهترين فيدخوان Online ناميد.google-reader-tips
گوگل ريدر چندين ويژگي برتر را باهم تركيب كرده; ” برچسب‌گذاري ( tagging ) ” ، ” برجسته‌سازي ( starring ) ” و ” اشتراك ( sharing ) ” فيدها.
شما اگر يك خواننده‌ي حرفه‌اي فيد هستيد يا اگر فيد‌ها را گهگاه و نامرتب مي‌خوانيد و به دنبال يك فيدريدر ساده و مناسب مي‌گرديد، گوگل ريدر بهترين گزينه است...آتئیست


به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، هرناندو دسوتو، بنيانگذار و رييس موسسه آزادي و دموكراسي، با نگرش راست راديكال موضوع بازار و سرمايه را در اين كتاب تحليل كرده‌است. «راز سرمايه: چرا سرمايه‌داري در غرب موفق مي‌شود و در جاهاي ديگر شكست مي‌خورد؟» را فريدون تفضلي، استاد دانشگاه شهيد بهشتي، ترجمه و نشر ني آن را منتشر كرده‌است. شهرت جهاني دوسوتو، تا آن‌جا است كه مجله تايم او را يكي از پنج نوآور...
خبرگزاری کتاب ایران

 

 


با فیلمهای بسیار کوتاه آموزشی فیلم های بسیار کوتاه(زیر 1 دقیقه) آموزشی از زوایای مختلف با توضیحات و شکل برای تفهیم بیشتر، میتونید خیلی کار ها رو سریعتر انجام بدید...
  raindigital

nokia
گوشی نوکیا

رقص و رقاصه یا موزون و موزونه

ليتواني/ لينك از اولدفشن

+ نوشته شده در  2007/10/28ساعت 11:25  توسط دوغا  | 

برنامه های جاوا

+ نوشته شده در  2007/10/27ساعت 18:37  توسط دوغا  | 

سنگ کلیه

سنگ کلیه یک بیماری است که باعث درد در پهلوی سمت چپ بدن می‌‌شود. سنگ دستگاه ادراری یکی از ناراحت کننده‌ترین بیماریها است. شیوع آن در مردان بیش از زنان است. بیشتر در دهه سوم تا پنجم زندگی دیده می شود. انواع مختلف سنگ ادراری وجود دارد، مانند: کلسیمی - استروایت یا عفونی - اگزالاتی - سیستیینی - اوریکی. سنگ ها در لگنچه - حالب - مثانه و در پیشابراه دیده می‌شوند. رژیم غنی از کلسیم - سدیم - پروتیین و همچنین عدم تحرک افراد مبتلا به هیپر کلسیوی نوع دو - افراد مبتلا به بیماریهای گوارشی مثل التهاب روده یا ایلیوستومی - سابقه ابتلا به عفونت ادراری و بیماری های متایولیک - نقرس - عدم تحرک در ابتلا به سنگ نقش دارند. دردبسیار شدید و هماچری یا خون ادراری در این افراد دیده می شود. درد ان شبیه درد زایمان است. در صورتی که سنگ بزرگتر از یک سانتیمتر باشد از عمل جراحی استفاده می کنند. برای در مان از لیزر-eswl -tul - سیستوسکوپی - نفرولیتوتومی - کمولیز استفاده می‌کنند. علایم سنگ:انسداد - عفونت - خیز درد شدید در منطقه دندهای مهره ای - هماچوری - نهوع - استفراغ - اسهال است. هدف فوری درمان درد و هدف طولانی جلوگیری از تخریب نفرون است. مسکن های اوپیوییدی - انسیدمفید بوده. حمام یا بخار آب گرم و مصرف مایعات در صورت عدم منع مفید است. بیماران باید رژیم غذایی را رعایت کنند و در طول روز هر یک الی دو ساعت آب بنوشند، از محیط سرد به محیط گرم نروند، در شب آب بنوشند، در روزهای گرم بیرون نروند، از فعالیت زیاد بپرهیزند، با مشاهده اولین عفونت ادراری به پزشک مراجعه کنند، هر چند وقت یک بار آزمایش ادرار را انجام دهند. ودر آخر لازم به ذکر است که میزان اوره و کراتیین و بی یو ان این بیماران افزایش می یابد.
ویکی پدیا


 *ریواس دارای ویتامین B و A و مقدار زیادی ویتامین C و اسید اگزالیک،اسید سینامیک، ماده‌ای به نام رئین، مواد چرب، کمی اسانس، نشاسته زیاد و ماده‌ای تلخ به نام بتاگلوکوگالین است. شربت ریواس مفرح، مقوی معده، اشتها آور و صفراکش است. ریواس علاوه بر مصارف خوراکی در درمان یبوست، یرقان، نارسایی کبد و درمان سرطان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین جوشانده ریشه خشک گیاه برای درمان کم خونی، بی اشتهایی، ضعف و خستگی اعصاب و روان، ترش کردن غذا، بیماری دیابت و در معالجه آبسه‌های چرکی و قانقاریا مؤثرست. فقط تحت نظر کارشناس تغذیه از اسانس ریواس برای مصرف خوراکی استفاده کنید. همچنین برگ ریواس سمی است و باید از خوردن آن پرهیز کرد.
*خاكشیر دارای اسیدهای چرب مانند اسید لینوئیك،‌ لینولنیك،اولئیك،‌ پالمتیك و اسید استئاریك است، همچنین در خاكشیر اسانس روغن فراری وجود دارد كه دارای مواد بنزیل و ایزوسیانات است و سنگ كلیه را دفع می‌كند.
*گیاه دارویی «كاسنی» نقش مهمی در درمان سنگ های صفراوی و كلیوی دارد. خشك شده این گیاه عطری شبیه ادویه و طعمی تلخ دارد.
*مصرف روغن زیتون همراه با غذا برای جلوگیری از ابتلا به هموروئید(بواسیر)بسیار مفید بوده و موجبات دفع سنگ صفرا و سنگ كلیه را فراهم می‌كند.
*پیاز دافع سنگ كلیه بوده و در درمان بیماریهای كبد، ورم كلیه، قند، میگرن و ورم عضله قلب مؤثرست. *مصرف مواد یا غذاهای حاوی كلسیم از جمله لبنیات از ایجاد سنگ‌های كلیوی پیشگیری و یا از رشد آنها جلوگیری می‌كند.
*تحقیقات جدید محققان ثابت كرده است كه نوشیدن آب پرتقال بیش از هر مركبات دیگری انسان را از خطر ابتلا به سنگ كلیه دور نگه می‌دارد.
*بی‌تحركی و رژیم غذایی نادرست عوامل اصلی سنگ‌سازی كلیه
*مبتلایان به سنگ كلیه باید كمتر قهوه بنوشند.
*چای سیاه به علت داشتن اکسالیت فراوان(عنصر اصلی تشکیل دهنده سنگ کلیه) مضر است
*نوشیدن زیاد آب تنها راه پیشگیری و درمان سنگ های كوچك ادراری است
*غذاهای پر چرب می تواند عامل سازنده سنگ كلیه باشد.
*آلبالو ضد تهوع و سنگ كلیه است
*مصرف هویج برای سنگ های كلیوی و مثانه مفید است
*یك متخصص اورولوژی به بیمارانی كه كلیه سنگ ساز دارند توصیه كرد كه خوردن شیر را فراموش نكنند.
*توت فرنگی سنگ كلیه و مثانه را از بین می برد
*خیار عامل جلوگیری از تشكیل سنگ كلیه
*لیموترش و مرکبات مفید برای سنگ کلیه
*مصرف نمك و گوشت قرمز برای افرادی كه دارای كلیه‌های سنگ ساز هستند به شدت مضر است.

سنگ‌ کلیه‌ ذرات‌ کوچک‌ و سخت‌ که‌ در یک‌ یا هر دو کلیه‌ تشکیل‌ شده‌ و گاهی‌ به‌ داخل‌ حالب‌ها (لوله‌های‌ عضلانی‌ باریکی‌ که‌ ادرار را از کلیه‌ها به‌ مثانه‌ منتقل‌ می‌کنند) انتقال‌ یابند. سنگ‌ کلیه‌ از نظر اندازه‌ از یک‌ دانه‌ شن‌ تا حدود یک‌ توپ‌ گلف‌ متغیر بوده‌ و ممکن‌ است‌ منفرد یا متعدد باشد. سنگ‌ کلیه‌ معمولاً بزرگسالان‌ بالای‌ ۳۰ سال‌ از هر دو جنس‌ را مبتلا می‌سازد ولی‌ در مردان‌ شایع‌تر است.
● علایم‌ شایع‌
ـ دوره‌های‌ درد شدید و پیچشی‌ (متناوب‌) به‌ فاصله‌ هر چند دقیقه‌. درد معمولاً ابتدا در ناحیه‌ پشت‌، درست‌ ـ پایین‌ دنده‌ها، ظاهر می‌گردد. در طی‌ چند ساعت‌ یا چند روز، ناحیه‌ درد از مسیر حرکتی‌ سنگ‌ از حالب‌ به‌ ـ طرف‌ کشاله‌ ران‌ پیروی‌ می‌کند. با دفع‌ سنگ‌ درد بیمار متوقف‌ می‌گردد.
ـ تهوع‌ مکرر
ـ دفع‌ مقادیر اندک‌ خون‌ در ادرار. ادرار ممکن‌ است‌ کدر یا تیره‌ به‌ نظر برسد.
● علل‌
دفع‌ مقادیر بیش‌ از حد کلسیم‌ از ادرار در اثر اختلال‌ غده‌ پاراتیرویید ـ که‌ تنظیم‌ متابولیسم‌ کلسیم‌ را به‌ عهده‌ دارد ـ یا در اثر مصرف‌ بیش‌ از حد کلسیم‌ و ویتامین‌ ـ د
نقرس‌ (در مورد سنگ‌های‌ اسیداوریکی‌)
انسداد ادراری‌ به‌ هر دلیل
● عوامل‌ افزایش‌دهنده‌ خطر
ـ کاهش‌ حجم‌ ادار ناشی‌ از بی‌آبی‌ یا آب‌وهوای‌ گرم‌ و خشک‌
ـ رژیم‌ غذایی‌ نامتناسب‌ (مصرف‌ بیش‌ از حد کلسیم‌)
ـ سابقه‌ خانوادگی‌ سنگ‌ کلیه‌
ـ پرکاری‌ پاراتیرویید
ـ در بستر افتادن‌ طولانی‌ مدت‌ به‌ هر دلیل‌
ـ سوء مصرف‌ الکل
● پیشگیری‌
مصرف‌ روزانه‌ حدود ۳ لیتر مایعات‌ و عمدتاً آب‌ خالص‌
اجتناب‌ از مصرف‌ شیر و فرآورده‌های‌ لبنی‌ در صورتی‌ که‌ سنگ‌ کلیه‌ از نوع‌ کلسیمی‌ ـ فسفری‌ باشد.
خودداری‌ از شرایطی‌ که‌ با تعریق‌ بیش‌ از حد همراه‌ است
سنگ‌های‌ بزرگ‌ معمولاً در کلیه‌ مانده‌ و بدون‌ علامتند، هرچند که‌ می‌توانند به‌ کلیه‌ آسیب‌ بزنند. سنگ‌های‌ کوچک‌ به‌ آسانی‌ همراه‌ ادرار از طریق‌ حالب‌ دفع‌ می‌گردند. سنگ‌های‌ بین‌ این‌ دو اندازه‌ که‌ از طرفی‌ قابلیت‌ ورود به‌ حالب‌ را داشته‌ و از طرف‌ دیگر به‌ اندازه‌ کافی‌ کوچک‌ نیستند تا عبور آنها از حالب‌ به‌ آسانی‌ صورت‌ گیرد باعث‌ ایجاد درد شدید می‌گردند. این‌ سنگ‌ها معمولاً در طی‌ چند روز دفع‌ می‌گردند. چنانچه‌ حرکت‌ سنگ‌ متوقف‌ شده‌ و باعث‌ انسداد ادراری‌ گردد، برای‌ پیشگیری‌ از آسیب‌ بیشتر کلیه‌ باید خارج‌ گردد
● عوارض احتمالی
عفونت دستگاه ادراری آسیب به کلیه به طوری که عمل جراحی را ضروری سازد. عود سنگ
هنگام‌ ادرار کردن‌ از کاغذ صافی‌ یا گاز استفاده‌ کنید تا دفع‌ سنگ‌ مشخص‌ شود؛ یا داخل‌ یک‌ ظرف‌ شیشه‌ای‌ ادرار کرده‌، وجود سنگ‌ را بررسی‌ کرده‌ و در صورت‌ وجود آن‌ را جدا کرده‌، ادرار را دور بریزید. برای‌ مشخص‌ شدن‌ ترکیب‌ سنگ‌، آن‌ را نزد پزشک‌ ببرید.
- بررس‌های‌ تشخیصی‌ ممکن‌ است‌ شامل‌ آزمایش‌ کامل‌ ادرار و کشت‌ ادرا، عکس‌ شکم‌، سونوگرافی‌ کلیه‌، سی‌تی‌اسکن‌، و اُروگرافی‌ وریدی‌ (روشی‌ برای‌ بررسی‌ کلیه‌ها و مجاری‌ ادرار با تزریق‌ یک‌ داروی‌ قابل‌ شناسایی‌ توسط‌ اشعه‌ ایکس‌ به‌ داخل‌ جریان‌ خون‌)
- در صورت‌ وجود سنگ‌ کوچک‌ منفرد بدون‌ عارضه‌ انسداد و عفونت‌ ممکن‌ است‌ به‌ درمان‌ خاصی‌ نیاز نباشد.
- در مورد سنگ‌های‌ بزرگتری‌ که‌ خودبه‌خود دفع‌ نشده‌ و باعث‌ ایجاد عوراض‌، عفونت‌ یا درد شدید شده‌اند اقدامات‌ درمانی‌ به‌ منظور حذف‌ آنها لازم‌ است‌. روش‌های‌ مختلف‌ درمانی‌ در این‌ زمینه‌ عبارتند از: حل‌ کردن‌ سنگ‌ به‌ طریق‌ شیمیایی‌، در آوردن‌ سنگ‌ با آندوسکوپ‌، خارج‌ کردن‌ سنگ‌ از طریق‌ پوست‌، سنگ‌ شکنی‌ با کمک‌ امواج‌ ماوراء صورت‌ از خارج‌ بدن‌ [ESWL] ، و به‌ ندرت‌ جراحی‌ باز. سایر رویکردهای‌ درمانی‌ جدید نیز در دست‌ بررسی‌ است‌.
- سنگ‌های‌ ناشی‌ از بالا بودن‌ میزان‌ کلسیم‌ بدن‌ ممکن‌ است‌ نیازمند برداشت‌ جراحی‌ بافت‌ پاراتیرویید غیرطبیعی‌ باشند
● داروها
▪ مسکن‌ها
داروهای‌ ضداسپاسم‌ برای‌ شل‌ کردن‌ عضلات‌ حالب‌ و کمک‌ به‌ دفع‌ سنگ‌
بسته‌ به‌ نوع‌ سنگ‌ (سنگ‌های‌ حاوی‌ کلسیم‌، استروایت‌، سیستینی‌، اسیداوریکی‌ یا سایر ترکیبات‌) داروهایی‌ به‌ منظور متوقف‌ کردن‌ رشد سنگ‌های‌ موجود یا تشکیل‌ سنگ‌های‌ جدید ممکن‌ است‌ تجویز شود. این‌ نوع‌ درمان‌ مستلزم‌ برنامه‌ طولانی‌ مدت‌ بوده‌ و پایبندی‌ بیمار به‌ اجرای‌ آن‌ در موفقیت‌ آن‌ مهم‌ است.
اگر شما از ابتلای‌ خود به‌ سنگ‌ کلیه‌ مطلع‌ هستید از موقعیت‌هایی‌ که‌ در آنها بروز درد شدید ممکن‌ است‌ خطر آفرین‌ باشد، نظیر بالارفتن‌ از نردبان‌ و کار برروی‌ پشت‌بام‌ یا داربست‌ دوری‌ کنید.
طی‌ حمله‌ سنگ‌ کلیه‌ تا حد امکان‌ به‌ فعالیت‌های‌ طبیعی‌ خود ادامه‌ دهید.
در بستر نمانید چرا که‌ فعالیت‌ به‌ دفع‌ سنگ‌ کمک‌ می‌کند.
اگر نوع‌ سنگ‌ کلسیمی‌ یا فسفری‌ باشد، از مصرف‌ فرآورده‌های‌ لبنی‌، شکلات‌ و نارگیل‌ خودداری‌ کنید.
گر نوع‌ سنگ‌ فسفاته‌ باشد، رژیم‌ غذایی‌ حاوی‌ اسیدها به‌ اسیدی‌ نگه‌داشتن‌ مختصر ادرار کمک‌ می‌کند.
گر نوع‌ سنگ‌، اسیداوریکی‌ یا سیستینی‌ باشد، رژیم‌ غذایی‌ حاوی‌ مواد قلیایی‌ به‌ قلیایی‌ نگه‌داشتن‌ مختصر ادرار کمک‌ می‌کند.
در همه انواع سنگ نوشیدن روزانه ۱۳ لیوان مایعات(بیشتر آب خالص)ضروری است.
رژیم‌ غذایی‌ کم‌چربی‌ و پرفیر نیز توصیه‌ می‌گردد.
▪ در این‌ شرایط‌ به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌ نمایید
ـ اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان دارای‌ علایم‌ سنگ‌ کلیه‌ باشید.
ـ اگر افزایش‌ درجه‌ حرارت‌ تا ۳/۳۸ درجه‌ سانتیگراد
ـ اگر بروز علایم‌ عفونت‌ کلیه‌ (سوزش‌ و ناراحتی‌ هنگام‌ ادرار کردن‌ یا احساس‌ مکرر نیاز فوری‌ به‌ ادرار کردن‌)
ـ اگر دچارعلایم‌ جدید و غیرقابل توجیه شده اید. داروهای‌ تجویزی‌ ممکن‌ است‌ با عوارض‌ جانبی‌ همراه‌ باشند.
آفتاب
--------------------------------------------------------------------------------
سنگ كليه تا حدودي يك بيماري ارثي به شمار ميره ولي كساني هم هستند كه سنگ كليه دارند ولي در خانواده اونها هيچ سابقه اي از سنگ كليه در افراد ديده نميشه . پس توصيه مي كنم مقاله امروز رو بخونيد تا بتونيد از بروز سنگهاي كليوي جلو گيري كنيد.
اين سنگها نمكهاي كريستالي شده اند كه در بخشي از كليه كه مسئول توليد ادرار است به وجود مي آيند و به ندرت اتفاق مي افتد که در كيسه مثانه بوجود بيايند. اغلب اين سنگها داراي تركيباتي از اكسالات كلسيم، اسيدهاي موجود در ادرار يا فسفات كلسيم هستند و پيوندهاي مولكولي آنها به صورت محلول در آب است. اين سنگها ممكن است خيلي كوچك باشند، اما در مواردي هم ديده شده كه تمام بخشهاي توليد كننده ادرار را در كليه اشغال مي كنند. مردان به نسبت زنان در توليد سنگهاي كليه و مجاري ادراري مستعدترند. وقتي سنگها از كليه به سمت مجاري هدايت كننده ادرار حركت مي كنند، اين عمل باعث دردهايي در ناحيه مجاري ادراري و انسداد مجاري مي شود. پس از آن، ناگهان دردهايي ضرباني و انقباضي به صورت ذوق ذوق كردن در پهلوها بروز مي يابد كه به آن قولنج كليه مي گويند. در اغلب موارد، اين دردها نواحي ديگري از بدن را نيز متاثر مي كنند. بعد از بروز دردها عوارضي مانند لرز و احساس شديد سرما، تهوع، سختي در اجابت مزاج و خون در ادرار مشاهده شده است. اغلب اين سنگها به هنگام ادرار كردن دفع مي شوند، اما اگر بيش از حد معمول بزرگ باشند در ناحيه اي از كليه كه مربوط به توليد ادرار است، مي مانند. چنين سنگهايي بندرت توليد درد مي كنند، اما تحريك دائمي قشر مخاطي بخش توليد كننده ادرار در كليه باعث التهابات مزمن اين ناحيه و در طول زمان باعث ناهنجاريهايي در بافت كليه و چروك خوردن بافت مي شود.
علتها
1- اختلال در متابوليسم كلسيم
2- اختلال در متابوليسم اسيدهاي موجود در ادرار كه به صورت بيماري نقرس ديده مي شود.
3- مصرف كم نوشيدني
4- استفاده از مواد غذايي مملو از پروتئين، چربي و كلسيم
5- عفونتهاي مزمن مجاري ادرار
6- امراضي كه با جلوگيري از جريان يافتن ادرار در مجاري، عامل تجمع ادرار مي شوند.

اقدامات لازم در صورت تشكيل سنگها
1- مراجعه به پزشك با ديدن اولين نشانه هاي وجود سنگ
2- مصرف زياد نوشيدني براي جلوگيري از تجمع و تراكم سنگها و دفع آنها از طريق ادرار
3- مصرف قطره هاي گياهي يا دراژه هايي كه باعث تسهيل جريان ادرار در مجاري مي شوند مانند: عصاره درخت غان و جوشانده گياه دم اسب دشتي

چه زماني مراجعه به پزشك لازم و ضروري است:
1- در مواردي كه حتي احتمال وجود سنگ داده مي شود.
2- التهاب ناحيه توليد كننده ادرار در كليه كه به صورت درد كليه و قولنج كليه همراه با تب است.
3- وجود خون در ادرار حتي اگر هيچ دردي وجود نداشته باش
د.
اقدامات پزشك
1- از طريق معاينات مختلف، پزشك مي تواند محل و اندازه سنگ را تشخيص دهد و بلافاصله اقدام به درمان و معالجه مناسب و موثر كند.
2- به كارگيري شيوه هاي درمان تركيبي مانند: تجويز داروهاي مسكن درد و ضد اسپاسم و تسهيل كننده جريان ادرار، گرم نگه داشتن محل درد، ورزش و نوشيدن زياد مايعات
3- تجويز داروهاي معين و مشخص براي دفع سنگهايي كه از اسيدهاي موجود در ادرار تشكيل مي شوند.
4- استفاده از امواج مافوق صوت براي دفع سنگهاي بزرگ
5- عمل جراحي ( در صورت لزوم )
6- آزمايش دقيق ترتيب سنگهاي دفع شده
7- در صورت تجزيه و بررسي سنگها و تعيين نوع نمك آنها، ارائه مشاوره غذايي و تعيين نوع غذا

راههاي پيشگيري:
1- مصرف زياد نوشيدني در هواي گرم، هنگام تعريق زياد و تب
2- اگر تركيب مواد تشكيل دهنده سنگ مشخص باشد، پرهيز از مصرف بعضي مواد غذايي، مفيد و مثمر ثمر است. در صورت بروز نقرس بايد از مصرف زياد مواد غذايي پر چرب و گوشت همچنين خوردن دل و جگر اجتناب كرد. براي جلوگيري از تشكيل سنگهايي كه داراي تركيبات اكسالات كلسيم است، بايد مصرف شير و محصولات لبني همچنين اسفناج، ريواس و گوجه را محدود كرد.
3- عفونتهاي مجاري ادراري بايد هميشه به صورت درست درمان شوند و درمان نبايد تا بهبود كامل متوقف شود.


سنگ کلیوی

سنگ کلیه توده ای سخت است که از بهم چسبیدن کریستالهای کلسیم اگزالات، فسفات کلسیم و منیزیم ، اسید اوریک یا سایر مواد شیمیایی در ادرار تشکیل می شود. اندازه این توده می تواند از یک دانه شن تا یک توپ گلف متغیر باشد. هر ساله در سراسر دنیا هزاران نفر که بیشتر در سنین 20 تا 40 سال هستند برای سنگ کلیه تحت درمان قرار می گیرند. %80 این مبتلایان را مردان تشکیل می دهند.
بطور طبیعی ادرار حاوی موادی است که از تشکیل کریستالها جلوگیری می کند اما در همه افراد این مکانیسم صورت نمی گیرد و یا این کریستالها آنقدر رشد نمی کنند و بزرگ نمی شوند که مسیر جریان ادرار را مسدود کنند. وقتی سنگها بسیار بزرگ شوند می توانند در لگنچه کلیه بمانند و عفونت ثانویه کلیوی را ایجاد کنند. سنگهای کوچکتر از حالب عبور می کنند و سبب ایجاد درد شدید و سایر علائم همراه می شوند.
فاکتورهای مستعد کننده سنگ کلیه عبارتند از:
دریافت ناکافی مایعات
عفونتهای مزمن اداری
استفاده نادرست از بعضی داروها
انسداد در مسیر ادرار
فعالیت بدنی کم در هفته های متوالی
بیماریهای ژنیتکی و متابولیکی خاص
علائم سنگ کلیوی
بعضی افراد ممکن است هیچ علامتی نداشته باشند اما اغلب یک یا چند علامت زیر را دارند.
دردهای مکرر در کلیه ها یا پایین شکم که ممکن است به کشاله ران تیر بکشد. درد ممکن است با پریودهای بدون درد همراه شود. زمان درد از چند دقیقه تا ساعتها میتواند متغیر باشد.
تهوع یا استفراغ
تب، لرز و ضعف
ادرار کدر بدبو
وجود خون در ادرار
انسداد جریان ادرار

انواع سنگ کلیه
سنگ های کلیوی انواع گوناگون دارند و از ترکیبات گوناگون تشکیل شده اند. معمولا سنگ ها در قسمت لگنچه کلیه تشکیل می شوند. سنگ ها ممکن است پس از تشکیل در لگنچه در مسیر میزنای به حرکت درآیند و در قسمت های تنگ آن گیر کنند و ایجاد علایم بالینی نمایند و یا ممکن است وارد مثانه شوند و دفع گردند و یا اینکه در لگنچه کلیه باقی بمانند و به تدریج بزرگ شوند. انواع سنگ های کلیه به صورت زیر می باشند:
- سنگ های اوره ای که به دلیل اسیدی بودن غیر طبیعی ادرار ایجاد می شوند.
- سنگ های فسفریک در افرادی به وجود می آیند که ادرار آنها قلیایی شدید است و از سوی دیگر غالبا مبتلا به ناراحتی های ادراری مزمن هستند.
- سنگ های اگزالیک که در ادرار اسیدی و قلیایی قادر به تشکیل شدن هستند.
- سنگ های عفونی که شیوع زیادی دارند و پر خطر می باشند وغالبا در زنان تشکیل می شوند.
روشهای تشخیصی
اشعه ایکس اغلب می تواند وجود سنگ را مشخص کند. با تکنیکهای ویژه عکسبرداری (با تزریق) یا استفاده از امواج صوتی (سونوگرافی) می توان بطور دقیق تر اندازه و محل سنگ را مشخص کرد و عملکرد کلیه ها را مورد بررسی قرار داد. انجام آزمایش خون و ادرار به پزشک کمک می کند تا علت تشکیل سنگ را تشخیص داده، بهترین درمان را انتخاب کند.
درمان
اغلب سنگها با افزایش دریافت مایعات، تغییر در رژیم غذایی و درمانهای دارویی برطرف می شوند. در حدود %90 سنگها ظرف 3 تا 6 هفته اول خود به خود می افتند. انواع خاصی ممکن است با دارو حل شوند اما سنگهای کلسیم اگزالاتی که شایعترین نوع می باشند حل نمی شوند. فراوانی نسبی سنگهای کلیه بر حسب ماده تشکیل دهنده عبارتند از: کلسیم اگزالات (%70)، تریپل سولفات (%13)، فسفات کلسیم (%10)، سیستئین (%3) ، اسید اوریک (%2) و سایر موارد (%2). با مشخص شدن نوع سنگ و علت تشکیل آن ، تغییر در رژیم غذایی، استفاده از دارو و دریافت زیاد مایعات می توان از ایجاد سنگهای جدید جلوگیری کرد.
علاوه بر علل اولیه تشکیل سنگ، تشخیص بیماریها و علل ثانویه بسیار مهم است، عفونت، هیپرپاراتیروئیدیسم و اسیدوز توبولارکلیوی می توانند سبب تشکیل سنگ شوند.
در صورت وجود همزمان عفونت ، انسداد یا صدمه به کلیه همیشه باید سنگ برداشته شود. در این موارد ضروری است از روشهای جراحی و سنگ شکنی برای برداشت سنگ از محل استفاده شود. برای برداشت سنگ روشهای مختلفی وجود دارد که بسته به اندازه سنگ، محل و نوع آن مناسب ترین روش انتخاب می شود. بعضی از سنگها با عبور دادن یک دستگاه تلسکوپی از مثانه یا حالب بیرون کشیده می شوند یا بوسیله امواج ضربه ای (shock waves ) یا اشعه لیزر به قطعات کوچکتر خرد می شوند. گاهی این عمل توسط امواج پر انرژی در خارج بدن (ESWL) انجام می شود.


مطالب مرتبط با سنگ کلیه و درمان آن:
بررسی اثر در مانی مخلوط ریشه، مارچوبه، کاکل ذرت، دانه ی جو و گل کاکتوس( زبان مادر شوهر) بر سرعت دفع سنگ مجاری ادرار
داروهای معالج بیماریهای کلیه و مثانه
+ نوشته شده در  2007/10/26ساعت 13:21  توسط دوغا  | 

معرفی

سوسیالیسم : دو گاو دارید . یکی را نگه می دارید دیگری را به همسایه خود می دهید .
کمونیسم: دو گاو دارید . دولت هر دوتای آنها را از شما می گیرد تا شما و همسایه اتان را در شیرش شریک کند .
فاشیسم : دو گاو دارید . شیر را به دولت می دهید و دولت آن را به شما می فروشد .
کاپیتالیسم: دو گاو دارید . هر دوی آنها را می دوشید . شیرها را بر زمین می ریزید تا قیمت آن بالا بماند .
نازیسم : دو گاو دارید . دولت به سوی شما تیراندازی می کند و هر دو گاو را از شما می گیرد .
آنارشیسم : دو گاو دارید . گاو ها شما را می کشند و هم دیگر را می دوشند .
آپاردایتیسم : دو گاو دارید . شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید
متحجریسم: دو گاو دارید . زشت است شیر گاو ماده را بدوشید .
فمنیسم : دو گاو دارید حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید .
پلورالیسم : گاو نر و ماده دارید . فرقی ندارد از کدوم یکی شیر بدوشید .
لیبرالیسم : دو گاو دارید آنها را نمی دوشید چون آزادیشان را محدود کرده اید .
سکولاریزم : دو گاو دارید . شیر هم دارید . پس نیازی به خدا ندارید .
منبع : اینترنت


1) متوسط عمر زنان ژاپنی 84 سال است؛ در حالیکه متوسط عمر زنان بوتسوانایی (کشوری در جنوب آفریقا) بیشتر از 39 سال نیست. 2) در روسیه سالانه بیش از 12 هزار زن در نتیجه خشونت های خانوادگی جان خود را از دست می دهند. 3) نیمی از شهروندان 15 ساله انگلیسی تجربه مصرف مواد مخدر را کسب کرده و یک چهارم جمعیت 15 ساله این کشور نیز سیگار مصرف می کند. 4) یک سوم کسانی که دچار چاقی مفرط هستند در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند. 5) در بین کشورهای توسعه یافته بیشترین آمار در مقوله بارداری زودهنگام به آمریکا و انگلستان اختصاص دارد. 6) آمار زنان گمشده چینی به 44 میلیون نفر می رسد. 7) تعداد زنان آرایشگر برزیلی از تعداد سربازان این کشور بیشتر است. 8)81درصد اعدام های صورت گرفته در سال 2002 در سه کشور جهان به وقوع پیوسته. 9) اطلاعاتی که سوپرمارکت های انگلیسی درباره مشتری های خود جمع آوری می کنند، بیشتر از اطلاعاتی است که حکومت این کشور درباره شهروندانش دارد. 10) در اتحادیه اروپا روزانه هر راس گاو به میزان 5/2 دلار مورد حمایت مالی قرار می گیرد، اما 75 درصد جمعیت قاره آفریقا با پولی بسیار کمتر از این رقم به زندگی روزانه خود ادامه می دهند. 11) در بیش از 70 کشور جهان روابط همجنسگرایان ممنوع اعلام شده و در نه کشور دیگر نیز برای این کار مجازات مرگ را در نظر گرفته اند. 12) یک پنجم جمعیت دنیا با درآمد روزانه کمتر از یک دلار به حیات خود ادامه می دهند. 13) 13 میلیون و دویست هزار آمریکایی در طول یک سال مورد جراحی زیبایی قرار گرفته اند. 14) در اثر انفجار مین های زمینی، هر ساعت یک انسان جان خود را از دست می دهد و یک نفر دیگر نیز دچار معلولیت می شود. 15) در هندوستان 44 میلیون کودک به عنوان کارگر مورد استفاده قرار می گیرند. 16) در کشوهای صنعتی روزانه 6تا7 کیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود. 17) پردرآمدترین ورزشکار جهان، «تایگر وودز» گلف باز، در طول سال 78میلیون دلار و به عبارت دیگر در هر ثانیه 148 دلار درآمد کسب می کند. 18) در آمریکا هفت میلیون زن و یک میلیون مرد نظم غذایی خود را از دست داده اند. 19) در واشینگتن برای فعال نگه داشتن نمایندگان، 67 هزار نفر و به ازای هر نماینده کنگره 125 نفر مشغول فعالیت هستند. 20) تصادف وسایل نقلیه موتوری در هر دقیقه باعث مرگ دو نفر می شود. 21) از سال 1977 به این سو در کلینیک های کورتاژ آمریکا 80 هزار مورد اعمال خشونت و تجاوز به زنان گزارش شده است. 22) تعداد کسانی که طاق های طلایی «مک دونالد» را می شناسند، بیشتر از افرادی است که با تاج خار مسیحیت آشنایی دارند. 23) در کنیا یک سوم درآمد هر خانواده صرف رشوه دادن می شود. 24) رقم معاملات غیرقانونی مواد مخدر در جهان به 400 میلیارد دلار می رسد. 25) یک سوم آمریکایی ها سفر موجودات فضایی به زمین را باور می کنند. 26) در بیش از 150 کشور جهان اعمال شکنجه صورت می گیرد. 27) هر روز یک هفتم جمعیت جهان یعنی 800 میلیون نفر گرسنه می مانند. 28) احتمال زندانی شدن مردان سیاه پوست آمریکایی 33 درصد می باشد. 29) یک سوم جهان در شرایط جنگی به سر می برد. 30) احتمال دارد ذخایر نفتی جهان در سال 2040 به پایان برسد. 31) 82 درصد سیگاری های جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند. 32) 70درصد مردم جهان غیر از زبان رایج در کشورشان هیچ زبان دیگری را نشنیده اند. 33) یک چهارم درگیری های مسلحانه برای دست یابی به منابع طبیعی صورت می گیرد. 34) در قاره آفریقا 30 میلیون نفر به ایدز مبتلا شده اند. 35) هر سال ده زبان به جمع زبان های مرده دنیا می پیوندد. 36) تعداد افرادی که در اثر خودکشی جان خود را از دست می دهند، بیشتر از تعداد کسانی است که ضمن درگیری ها کشته می شوند. 37) در آمریکا هر هفته به طور متوسط 88 دانش آموز به شکل مسلح وارد کلاس درس می شوند. 38) در جهان حداقل 300 هزار نفر زندانی عقیدتی وجود دارد. 39) هر سال دو میلیون دختر جوان و زن ختنه می شوند. 40) در نبردهای مسلحانه سراسر جهان 300 هزار سرباز کودک در حال جنگیدن هستند. 41) در انتخابات سال 2001 انگلستان 26 میلیون نفر شرکت کردند، در حالیکه همان سال و در جریان نخستین دور انتخاب Pop Idol انگلستان 32 میلیون انگلیسی رای دادند. 42) ارزش مالی بازار فروش فیلم های پورنوگرافی در آمریکا ده میلیارد دلار برآورد می شود. 43) هزینه تسلیحاتی آمریکا 33 برابر بیشتر از هفت دولتی است که کاخ سفید آنها را با لقب «دولت های قلدر» معرفی می کند. 44) در دنیا 27 میلیون برده وجود دارد. 45) آمریکایی ها در هر ساعت 5/2 میلیون عدد بطری پلاستیکی را به جمع زباله ها اضافه می کنند. یعنی در عرض سه هفته می توان با روی هم گذاشتن این بطری ها با خطی پلاستیکی کره زمین را به کره ماه متصل کرد. 46) هر انگلیسی روزانه به طور متوسط 300 بار در محوطه تحت پوشش دوربین های مدار بسته قرار می گیرد. 47) 120 هزار زن و دختر جوان هر سال به خریدارانی در اروپای غربی فروخته می شوند. 48) هر عدد میوه کیوی که بوسیله هواپیما از زلاند نو به انگلستان حمل می شود، پنج برابر وزن خود گاز گلخانه ای به جو زمین اضافه می کند. 49) بدهی آمریکا به سازمان ملل متحد از مرز یک میلیارد دلار گذشته است. 50) احتمال بروز مشکلات روانی در فرزندان خانواده های فقیر، سه برابر بیشتر از احتمال بروز همین مشکلات در کودکان خانواده های مرفه می باشد
پنجاه واقعیت جهان که باید تغییر کند/ گردآوری: جسیکا ویلیامز


شرايط يك مدير بازاريابي حرفه اي در موقعيت فعلي بازار كار ايران
۱-حس مسؤوليت پذيري،مشاركت جويي و مديريت فعاليتهاي گروهي ،نگرش مثبت نسبت به اهميت مشتري در چرخه حيات كسب و كار و مفاهيم تابعه آن
2-روحيه و استعداد كارآفريني،تحمل ابهام تغيير و استرس هاي مداوم و شوكهاي بازار كسب و كار،پايداري و پشتكار فزاينده و ترجيحا داراي حس روشن بيني دائم يا موقت.
3-مهارت در فنون تحليلي بويژه تحليل فرصتهاي اقتصادي و بازاريابي ومهارت در بكارگيري فنون بازاريابي و تبديل كردن بازاريابي به عمليات كل مجموعه دخيل در كسب وكار.
4-آشنايي به فنون رايج در حوزه كنترل كيفيت وتلاش در راستاي پياده سازي سيستم پويا و مبتني بر بهبود مستمر ومشتري مدار در بازاريابي كسب و كار.
5-تسلط كامل بر زبان انگليسي (خواندن، نوشتن و مكالمه)، حتي اگر فقط قرار است در محدوده ايران فعاليت كنيد!
6-پيش از آنكه پيگير مدارك تحصيلي نيروي كار باشيد ويژگيهاي شخصيتي و مهارتهاي فردي آنانرا بسنجيد. مسلما انچه باعث رونق كسب و كار شما خواهد شد همين ويژگيها است نه وزن كاغذ هايي كه به عنوان مدرك تحصيلي در پرونده هاي پرسنلي انباشته ايد!...
بیزبلاگر


مهارت ها و سبک زندگی یک نیروی کار
1) به تولید خروجی در سر موقع و در چارچوب بودجه متعهد باشید. کار حرفه ای شوخی بردار نیست و هیچ کارفرمایی هم ریالی پول اضافه ندارد تا کنجکاوی سقراط وار شما را ارضاء کند. یکی از بدترین ضربه هایی که من خورده ام از رفقایی بوده که خیلی عمیق می اندیشیدند ولی حواسشان نبود که یک شرکت مشاوره خصوصی با یک مرکز تحقیقاتی دولتی متصل به پول نفت فرق دارد.
2) سرنخ های اطلاعاتی در رشته خودتان را بشناسید. یک تکاور خوب معمولا 5 تا سرنخ به سرنخ مدیرش اضافه می کند و از این طریق است که حرف های جدیدی برای تحویل دادن دارد. این کار مستلزم این است که یک جوری نسبت به محیط حرفه ای تان هوشیار (آلرت) باشید و حتی در هم اسم هم شده اتفاقات جدید را دنبال کنید. بخش مهمی از سرنخ ها از دانستن اسم و مشخصات آدم های مطرح و کتاب های جدید و مجله ها و سایت ها و شرکت ها و موسسات و همایش ها و .... به دست می آید. سعی کنید نسبت به موجودیت های حوزه خودتان کاملا آگاه باشید.
3) فراموش نکنید که همیشه داشتن یک خروجی ناقص بسیار به تر از نداشتن خروجی و سر دواندن مدیرتان است. بخشی از مشکل معمولا از این ناشی می شود که حوصله ندارید یا نمی توانید خودتان را متعهد کنید که همین قدری که کار کرده اید را کنار هم بگذارید و روی کاغذ بیاورید.
 4) به نوشتن عادت کنید. تا وقتی ننویسید موضوعات در ذهنتان روشن نمی شود. بنویسید و بعدا اصلاح کنید ولی با نوشتن راحت باشید. مدیران کسانی که می توانند به زبان مکتوب روان صحبت کنند را خیلی دوست دارند.
5) منظم باشید. اگر ده ها فایل از اینترنت پیدا می کنید قطعا در دل آن ها گم خواهید شد. اگر منظم باشید همین کار اندکتان برای تیم خروجی مهمی است.
6) تکاورها همیشه کارشان را دوست دارند و با کارشان حال می کنند. اگر انگیزه نداشته باشید نمی توانید 20 ساعت مداوم روی یک پروژه کار کنید و اگر نتوانید این کار را بکنید تکاور نمی شوید. بنابراین سراغ کارهایی بروید که شخصا لذت می برید. جذاب ترین کار دنیا برای من این است که یک موضوع بهم بدهند و بگویند هفته بعد برای عده ای مدیر راجع به تحلیل آن صحبت کاربردی کن. چون با این کار حال می کنم حتی موقع خواب هم دارم سخن رانی و مدل هایم را اصلاح می کنم.
7) مهارت های ارائه را یاد بگیرید. اصلا کار سختی نیست و یک سری اصول دم دستی دارد. ممکن است ایده های خوبی داشته باشید ولی اگر نتوانید آن را روشن به بقیه منتقل کنید جدی گرفته نمی شوید.
8) خودتان را به کار با اشکال و نمودارهای مفهومی عادت دهید. یکی از بزرگ ترین مهارت های تکاوران خلق مدل های مفهومی برای مساله ای است که روی آن کار می کنند. مدل مفهومی به شما اجازه می دهید تا نتایج را جمع بندی کنید و با بقیه گفت و گوی موثر برقرار کنید. تا می توانید در حوزه کار خودتان مدل های مفهومی متنوع بخوانید و ببینید دیگران چه گونه یک مساله پیچیده را با چند متغیر کلیدی جمع بندی می کنند. فراموش نکنید که بدتر چیز این است که فقط یک مدل مفهومی ساده و همه گیر را بشناسید و همه چیز را در قالب آن توضیح دهید.
9) "کتاب های" درسی دوره لیسانس و کتاب های آموزشی رشته مدیریت را خیلی جدی نگیرید. آن ها مقدمه قضیه هستند. مقاله بخوانید و مقاله بخوانید و مقاله بخوانید. مورد کاوی هم زیاد بخوانید. کتاب آدم را کلیشه ای و ملانقطی می کند و مقاله آدم را پخته و فرهیخته. اقتصاد استثناء است. در اقتصاد متون اساسی (مثل اقتصاد خرد مس کولل) اگر خوب خوانده شوند آدم را عمیق می کنند.
10) با گوگل و کتاب خانه رفیق باشید. وقتی دستور کاری را تحویل گرفتید اول فورا بروید سراغ جست و جوی پیش رفته گوگل و در عرض 10 دقیقه پاورپوینت های آن حوزه را سریعا مرور کنید. این طوری دیدتان خیلی خوب می شوید. فراموش نکنید که نباید در این حد توقف کنید و گرنه یک کارفرمای هوشمند بدجوری حالتان را می گیرد.
11) برای خواندن گزارش های تولید شده توسط مشاوران و متخصصان دیگر حریص باشید. هر جا که دستتان رسید گزارش های مشاوران خوب را بخوانید و الگوبرداری کنید. اگر رفقایی در شرکت های مشاوره دیگر دارید بهشان سر بزنید و گزارش هایشان را تورق کنید و از روی کردشان بیاموزید.
12) خودتان را عادت دهید که وقتی روی یک سازمان یا یک موضوع خاص کار می کنید چه طور در عرض یک ساعت دید جامعی از آن به دست آورید. یاد بگیرید که در هر مساله ای متغیرهای کلیدی چیست که باید در نیم ساعت اول آن ها را شناخت. این مهارت مهمی است که آدم به مدیر یا کارفرمایش نشان دهد که نکته را گرفته است.
13) خلاق باشید. تنها تکاور غیرخلاق تکاور مرده است. متاسفانه این یکی کمی ذاتی هست ولی قطعا می شود تا حدی بهبودش داد. ذهنتان را آزاد بگذارید و به جنبه های دیگر فکر کنید که در ذهن مدیر یا کارفرمایتان نبوده و واجد ارزش است.
14) با مدیرتان دائم در ارتباط باشید. سعی کنید هر روز خروجی تولید کنید و به بحث بگذارید تا هم او حس کند که شما در حال جلو رفتن هستید و هم شما مسیر اشتباه نروید.
15) چون چکش یک تئوری (مثلا سیستم دینامیک) را یاد گرفته اید همه دنیا را میخ نبینید. به تئوری ها و ابزارهای مدل سازی متعدد مسلط باشید تا سرجایش از ابزار مناسب استفاده کنید. دانستن ابزارهای مدل سازی عمیق و کاربردی شما را در بین مشاوران محبوب می کند. از کلیشه های کتاب درسی پرهیز کنید و سعی کنید فلسفه و فروض مدل ها را خوب بدانید.
16) به مکانیسم مرور همکارانه (Peer Review) به شدت اتکا کنید. هر کاری را قبل از تحویل به مدیر به همکارانتان بدهید تا بخوانند و تا می توانند ایراد بگیرند. به غلط های جزیی حساس باشید. شیطان در جزییات لانه می کند. مدیران خروجی کار بدون ایراد را دوست دارند.
17) اول کار سعی کنید یک ماکت یا مدل از کل مسیر برای خودتان ترسیم کنید. بعد بروید سراغ خروجی که باید تحویل مدیرتان بدهید و آن خروجی را در ذهن خودتان شبیه سازی کنید. بعد مسیر استنتاج معکوس (Backward Induction) را طی کنید و ببینید از الان چه کار باید بکنید که به آن خروجی برسید.
18) هر چه زبان و رایانه بدانید باز هم کم است. اگر اقتصادی هستید هر چه ریاضی بدانید باز هم کم است. باید در جست و جوی اینترنتی و بانک های داده و درست کردن صفحات اچ تی ام ال و الخ حرفه ای باشید.
19) حریص و تنبل نباشید. اگر قرار است بابت پروژه ای پول مشخصی بگیرید و نفرساعت مشخصی صرف کنید همان قدر کار کنید. طبع آدم از کار گریزان است و دوست دارد با ساعت کم تری کار را سرهم بندی کنید. جلوی خودتان را بگیرید. این را شعار همیشگی خودتان بکنید که " اندکی پول کم تر بگیر و اندکی بیش از مقدار مقرر کار کن".
20) دوراندیش باشید. از محیط های اداری پرهیز کنید ولو این که وام مسکن و مجتمع تفریحی و حقوق بی دردسر و بن و اینترنت پرسرعت داشته باشد. کسی در اداره تکاور نمی شود. سعی کنید کارراهه خودتان را از شرکت های کوچک و جاهایی که شما را در معرض کارهای پرچالش و پیچیده و فسفرسوز قرار می دهد شروع کنید. ذهن تکاور باید ورزیده باشد. این جوری خیلی سریع رشد مهارتی پیدا می کنید.
21) تکاوران باید از بقیه تکاوران یاد بگیرند. کارهای پردرآمد ولی آبکی را به کارهای سخت و کم پول که به شما اجازه کار کردن زیر دست یک تکاور کهنه کار را می دهد ترجیح ندهید.
22) اعتماد به نفس داشته باشید. لزوما مدیر شما چیز زیادی راجع به کاری که به شما سپرده است ندارند (همکاران فعلی و آتی بنده لطفا سوء استفاده نفرمایند :) ) بنا براین خود را به کلمات کلیدی و سرنخ های مدیرتان محدود نکنید.
23) اعتماد به نفس داشته باشید و مرتبا نگویید من که چیز خاصی راجع به موضوع نمی دانم. سعی کنید حداکثر چیزی که می دانید و می اندیشید را مرتب روی کاغذ بیاورید و تحویل دهید.
24) خودتان را عادت بدهید که از کلمات مد روز (Fads) خوشتان نیاید. این کلمات به درد سوسول های بخش بازاریابی می خورد. تکاور باید "تئوری" و مفهوم (Concept) زیاد بداند و نه اصطلاح.
25) با حرفه تان زندگی کنید. وقتی بیرون محل کار هستید و باید در صف اتوبوس و نان معطل شوید یا مجبورید در مهمانی خسته کننده ای شرکت کنید ذهن خود را متوجه مساله ای که رویش کار می کنید بکنید و ایده هایتان را یادداشت کنید. لطفا این توصیه را در زمان رانندگی فراموش کنید وحواستان به ماشین ها باشد.
26) متمرکز باشید. متمرکز باشید. متمرکز باشید. هیچ آدم پراکنده و شلخته ای تکاور نمی شود. روی یک حوزه بمانید و با اتکا به تجربه هایی که روی هم می اندوزید تکاور شوید. بعید نیست که این کار در کوتاه مدت درآمد شما را کم کند ولی در بلندمدت موفق می شوید.
27) کتاب های کاربردی و جدید و منتشر شده توسط ناشر معتبر خارجی در رشته های اطراف حوزه خودتان (مثلا جامعه شناسی و روان شناسی و حقوق) بخوانید تا ذهنتان باز باشد. اگر مدیریتی هستید این برایتان حکم نان شب را دارد. تکاور باید عمیق باشد. فلسفه تحلیلی زیاد بخوانید ولی لباس فلسفه قاره ای را موقع ورود به شرکت مشاوره کاملا از تن به در کنید.
28) این یکی شاید ترجیح شخصی من است ولی به نظر من یک تکاور باید سریع باشد و معطل نکند. ببینید چه طور می توانید تند و سریع کار کنید. اگر تند کار کنید نه تنها می توانید بابت کم کردن نفر ساعت پروژه طلب پول بیش تر بکنید بل که باید پاداش بزرگی به خاطر کاستن از بار مدیریتی پروژه هم درخواست کنید.
29) شبکه ارتباطی قوی داشته باشید. وقتی صورت مساله ای را تحویل گرفتید آن را با رفقای خردمندتان مطرح کنید و ایده بگیرید. این یکی از اولین کارهایی است که در اول هر پروژه باید بکنید.
30) در هر ارتشی تکاوران چند مهارتی هستند. شما باید متمرکز روی یک حوزه ولی دارای قابلیت های متعدد باشید. در زمینه جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات خبره باشید. یاد بگیرید مصاحبه گر خوبی باشید. در این زمینه کتاب بخوانید. روش های تحقیق کمی و کیفی را بشناسید. نرم افزارهای تحلیل داده را مسلط شوید
۳۱) به هزینه اولیه توجه داشته باشید. شما ممکن است تمام شب و روز را کار کنید ولی بازده اندکی داشته باشید. دلیلش این است که از یک کار به کار دیگر پریده اید و وقت خود را در مرحله گرم شدن برای کار تلف کرده اید. یک کار را شروع کنید و آن را تمامش کنید.
۳۲) خودتان را به جای مدیرتان بگذارید. تصور کنید که اگر جای او بودید دریافت چه خروجی راضی تان می کرد.
۳۳) تعادل مناسبی را بین دانستن تحولات جدید رشته خودتان، اخبار بازار، خواندن کتاب های عملی و کاربردی و انجام پروژه های عملی حفظ کنید. تمرکز بیش از حد بر یکی از این جنبه ها و فراموشی بقیه باعث می شود تا درازمدت قدرت جذب دانش خود را از دست بدهید.
۳۴) همین تعادل را در زندگی حفظ کنید. به اندازه کافی ورزش کنید و وقت کافی برای بودن با خانواده و دوستان صرف کنید. این به شما کمک می کند که در بلند هم چنان پربازده باشید. چیزی که برای کارراهه مشاوره کلیدی است.
۳۵) مهارت تفکر خود را تقویت کنید. افراد بسيار باهوشی که به خاطر عدم پرورش توانمندی های تفکر خود دچار فلج فکری شده اند در بازار پر است! مهارتهای تفکر در سرعت و کيفيت تحليل و تصميم بسيار موثر است. شما شايد به صورت ذاتی در اين زمينه استعداد داشته باشند اما مطالعه و تمرين در اين زمينه باعث جهت دهی به استعدادهای شما خواهد شد. در درس های دانشگاهی هم به شما انديشه را ياد می دهند نه روش های انديشيدن. به موارد زیر فکر کنید: مهارت تفکر خلاق (تفکر جانبی)، مهارت تفکر منطقی و نقدی (منطق صوری و مغالطات)، مهارت تفکر سيستمی، مهارت تفکر استراتژيک، مهارت تفکر ارزشی (حل مساله و انتخاب هوشمندانه)، مهارت تفکر استعاری، تفکر جامع – عقلايي، ديگر مهارت¬های تفکر (مهارت های تفکر فلسفی، تفکر فازی، تفکر رمز انديشانه، تفکر ناب، کوانتومی، تفکر انتقادی و موشکافانه، سيستماتيک و ...)، من کمی در مورد اين مهارت ها تلاش کرده ام و حاصل آن در سايت شخصی من هست.
۳۶)- جای درسی در حوزه تئوری¬های تصميم گيری و تکنيک¬های کمی و کيفی تحليل و تصميم¬گيری و متدولوژی (روش¬شناسی حل مساله) بسيار خالی است. يک تکاور در هر مقامی در هر لحظه ای درگير يک مساله تصميم يا يک فرصت تصميم است. اما در طول دوران تحصيل بصورت پراکنده، ناکافی و غير جامع و غير کاربردی در مورد تصميم و تصميم گيری چيزهايي می خواند، اما.......
۳۷)- روش شناسی تحقيق حرفه ای و نه لزوماً علمی: ما معمولاً ادب علمی – حرفه ای نداريم. حرف مفت زياد می زنيم. خواندن روش تحقيق و متدولوژی علوم ما را مودب می کند. ادب کار علمی با مطالعه در اين زمينه ها افزايش مي يابد. اين درس نقش و کارکرد بسيار اساسی در فهم علم، متون علمی يا حرفه ای، کاربرد متون علمی دارد. باعث می شود فارغ التحصيلان مديريت/ مهندسی صنايع و ... دقيق تر، عميق تر، علمی تر حرف بزنند، تحقيق کنند و مشاوره بدهند. و در ضمن با اصول انتشار نتايج علمی آشنا شوند. با تفاوت های کار علمی و حرفه ای آشنا شوند. و در مورد آنها گفته نشود که چشم شان را می بندند و دهن شان را باز می کنند و هر چه می خواهند می گويند!!!!
۳۸)- طراحی سيستم¬ها و روش¬ها: يک درس/ مهارت بسيار کاربردی که جايش در دروس کاربردی خالی است. روش های طراحی يک سلسله فرم، چک ليست، دستورالعمل، راهنما، فلوچارت بصورت سيستماتيک و سيستميک که در هيچ درسی بدان اشاره نمی شود در حالی که در دنيای واقعی يکی ار بديهی ترين توانمندی های لازم برای يک تکاور است!!
۳۹)- توانايي مفهوم سازی تجارب خود برای استفاده در پروژه های بعدی
۴۰)- درصد تکاورها بايد بين رشته ای مطالعه داشته باشند (پراکنده خوانی کنند) اما درون رشته ای کار کنند (پراکنده کاری نکنند)
7- توانايي تجزيه و تحليل های مالی (اگر در سطح بنگاه کار می کنيد) و توانايي تجزيه و تحليل های اقتصادی اگر در سطح ملی کار می کنيد.
۴۱) قاعده ۸۰-۲۰ را به خاطر داشته باشيد. یکی از مصادیق آن این است که ۸۰ درصد ارزش خروجی شما حاصل ۲۰ درصد از فعالیت شماست. وقت را روی آن قسمتهای کم اهمیت تر هدر ندهید.
۴۲) اگر دنبال اين هستيد که کار ايده آل انجام دهيد بايد ايده آل گرايي خام را کنار بگذاريد! بسياری از کسانی که ميشناسم برای آنکه کار ایده آلی تحویل دهند آنقدر روی مراحل اوليه وقت ميگذارند که هميشه موعد تحويل کار را از دست ميدهند. يک خروجی ناقص بهتر از يک خروجی ايده آل است که به موعد نرسد.
۴۳) عمده فعالیتهای ذهنی را میتوان هم به صورت فعال انجام داد و هم منفعل. فعال یعنی اینکه مثلا وقتی یک مقاله میخوانید نکات مهم را پیدا کنید٬ خلاصه تهیه کنید٬ نقد بنویسید... منفعل یعنی اینکه فقط بخوانید و بگذرید. سعی کنید منفعل نباشید. فعال مطالعه کردن مثل حل کردن مساله رياضی است و منفعل مطالعه کردن مثل خواندن متن درس رياضی.
۴۴) قورباغه را قورت بده! وقتی در مواجهه با کاری دچار سردرگمی و آشفتگی هستيد بهترين کار اين است که به جای اتلاف انرژی ذهنی در مورد چگونگی شروع کار٬ آن را شروع کنيد.
۴۵) كتابي هست به نام قورباغه را قورت بده، حرفش اين است كه اگر مثلا امروز چند كار هست كه حتما بايد انجامشان دهيد و سخت ترين آنها قورت دادن يك قورباغه زنده است حتما اولين كاري كه ابتداي روز انجام مي‌دهيد قورت دادن همان جناب قورباغه باشد. با اين پيشنهاد شديدا موافقم. تكاورها اول سراغ بخش مشكل كار مي‌روند. اين هم امكان مي‌دهد كه اصلاح برآوردهاي زماني و مالي بهتر و سريعتر انجام شود هم اعتماد به نفس براي مابقي فعاليتها را بيشتر مي‌كند.
۴۶) هم نسلان ايراني من هر چقدر خوب حرف مي‌زنند بد مي‌نويسند. با زبان فارسي بيگانه‌ايم و جملاتمان نا مفهوم است. يك تكاور بايد بتواند سليس و خوشخوان بنويسد. دقت كنيد ادبي و زيبا منظورم نيست. گزارش پروژه جاي پيچيده نويسيها و آرايه‌هاي ادبي زائد نيست. پيشنهاد من براي بهبود نگارش مطالعه مستمر ادبيات داستاني است.
۴۷) چقدر وحشتناك است وقتي كه دنبال سند يا گزارشي مي گردي و نمي تواني پيدايش كني. بارها براي من پيش آمده كه ايده‌اي در ذهنم جرقه زده اما براي پروراندن آن نتوانتستم بقيه مستندات پروژه را پيدا كنم. مستندات (كاغذي و الكترونيكي) راحت گم مي‌شوند. در قفسه‌ها، در كامپيوترها، در شاخه‌هاي فايل سرور شبكه، در ايميلها و در انبوه نسخه‌ها و ويرايشها. از آن بدتر وقتهائي است كه براي يك كار جديد احتياج به مستندات پروژه‌هاي قبلي دارم يا مي‌خواهم براي نوشتن پروپوزال از مدلها و تجربه‌هاي قبلي استفاده كنم اما آنها را پيدا نمي‌كنم. منظم باشيد و سعي كنيد مديريت مستندات را جدي بگيريد.
۴۸) سليقه شخصي است اما افرادي را كه اهل نوشتن بر روي كاغذ و استفاده از فرد ديگري به عنوان تايپيست هستند خيلي جدي نمي‌گيرم. دقيقا مثل افرادي كه براي يك ارتباط رسمي و حرفه‌اي همان آي دي ياهو را مي‌دهند كه شبها با دوستانشان چت مي‌كنند. فكر كنيد مديركل يك اداره مهم در يك وزارت‌خانه‌، براي ارسال يك گزارش اين آدرس را به من داد: yahosein2000@...
۴۹) بي هيچ اغراق من آدم موفقي نديده‌ام كه صبحها دير از خواب بيدار شود (مشاغل روشنفكرانه را لطفا فراموش كنيد). نمي‌دانم در هواي صبح گاهي چه رازي است كه آدم را به هيجان مي‌آورد كارائي را بالا مي‌برد و قدرت ذهن را چند برابر مي‌كند. به خصوص اگر با سازمانهاي دولتي سروكار داريد ناچاريد سحرخيز باشيد چون آنها فقط تا ظهر كار مي‌كنند، ژستهاي تا شب كار كردن و اضافه‌كاري دولتيها را جدي نگيريد!
۵۰) يك تكاور جوان جاه‌طلب است اما حسود نيست. ميل به پيشرفت و بالاتر رفتن در ساختار پروژه را داشته باشيد اما از موفقيت همكارتان حرص نخوريد. در كنار همكاران قوي است كه شما هم قوي خواهيد شد.
۵۱) دموكراسي را براي مديريت پروژه خلق نكرده‌اند. در پروژه وزن نظر آدمها يكسان نيست. يك تكاور بايد تصور واقع‌بينانه‌اي از جايگاه خودش داشته باشد اين جايگاه البته مي‌تواند با گذر زمان تغيير كند. اگر جايگاه واقعي خودتان را بدانيد بهتر مي‌توانيد با تيم پروژه ارتباط برقرار كرده و خودتان را در معرض تجربه‌هاي جديد قرار دهيد و الخ.
۵۲) ...
یک لیوان چای داغ ۱ و 2


تابع مطلوبيت مجتبی لشکر بلوکی در زندگی:
بيشينه سازی امکان بروز استعدادها (عمدتاً معنوی) از طريق:
خودآگاهی+ خودسازی+ جهان آگاهی + جهان سازی مبتنی بر صداقت و جديت
لذا دوست دارم از موارد زير پرهيز کنم:
خودسانسوری+ خودفريبی+ غفلت + توجيه + تسويف + تنبلی+ خيانت.
اين تلاش بايد منجر به تعالی بخشی به زندگی خودم و ديگران برای داشتن رابطه­ای جامع، کيفی و متوازن با خداوند، خويشتن، خانواده، هستی، جامعه و جهان شود.
متغيرهای پس رو(Lagging Indicators) اين تابع مطلوبيت عبارتند از:
آرامش درونى (و نه آسايش بيرونی) ·
رضايت با ...
محصولات فکری وداونلودهای مجتبی:
 · تفکر استراتژيک · تفکر منطقی · تفکر فلسفی · تفکر سيستمی · تفکر خلاق · تفکر ارزشی · تفکر دوربرد برای برنامه ریزی پاربرجا · تفکر رمز انديشانه · تفکر انتقادی · متدولوژی نقد · متدولوژی تحقیق · ابزارهای مدیریت استراتژيک 1 · ابزارهای مدیریت استراتژيک2 · مدیریت استراتژيک · پروپوزال تز دکتری · هوشمندی استراتژيک در سازمان ها · مهندسی سازمان — تحولات استراتژيک · مهندسی سازمان— معماری استراتژيک · آسيب شناسی مدیریت استراتژيک در ایران-1 · آسيب شناسی مدیریت استراتژيک در ایران –2 · فصل سوم کتاب مديريت استراتژيک · پاردايم های توسعه · تصميم گيری راهبردی—ابزارها · تصميم گيری راهبردی—چالش های معرفت شناختی · تصميم گيری راهبردی—چالش های روان شناختی · تصميم گيری راهبردی—چالش های روش شناختی · هدف گذاری در سياست گذاری عمومی · متدولوژی تبيين و تعيين ماموریت · برنامه ريزي استراتژيک در آموزش عالي متن كامل · مجموعه اي جالب از ماموريت، چشم انداز و چند دانشگاه معتبر جهان فارسي · تفكر استراتژيك · تفكر استراتژيك · فهم زمينه راهبردي · تجزيه و تحليل كسب و كار · تصميم گيري · موانع برنامه ریزی · فايل پاورپوينت تعيين ماموريت فارسي · فايل پاورپوينت تفكر استراتژيك فارسي · فايل پاورپوينت مباني مديريت استراتژيك فارسي · سناريو رويکردی جامع · برنامه ریزی بر پايه فرض

فلش پلیر برای فایرفاکس
U
ccsetup200
te5

+ نوشته شده در  2007/10/21ساعت 20:9  توسط دوغا  | 

معرفی

گئتمك ايسته ييرسن،
بهانه سيز گئت،
اوياتما مورگولو خاطيره لري.
سسين همن سسدير ،
باخيشين اؤگئي،
گئديرسن،
سسين ده ياد اولسون باري...

سن دنيز قوينونا تولانميش چيچك،
اوستونه دالغالار آتيلاجاقدير.
ساختا محبتين ساختا سند تك
نه واختسا اوستونده توتولاجاقدير.
دوشه نيب يوللارتك آياقلارينا
سنه يالواريم مي...
بو مومكون دئييل!

قويمارام قلبيم تك ووقاريم سينا
آلچاليب ياشاماق عومور-گون دئييل.
دئميرم سن اوجا بيرداغسان،اييل،
دئميرم فاليبديرعلاجيم سنه.
نه سنده محبت قارا پول دئييل،
نه من ديلنچييم ال آچيم سنه...
گئتمك ايسته ييرسن...
او يول اودا سن...

بير جوت گؤز باخاجاق آرخانجا سنين.
گئتدين مي...
نه واختسا دؤنمك ايسته سن
تيكانلي ياستيغا دؤنه جگ يئرين.
گئتمك ايسته ييرسن...
نه دانيش ،نه دين!
يوخ اول اوزاقلارتك دوماندا، چنده...

نه ييمي سئوميشدين؟
دئييه بيلمه دين،
ايندي يوز عيب گؤرورسن منده.
گئتمك ايسته ييرسن،
بهانه سيز گئت،
اوياتما مورگولو خاطيره لري.
سسين همن سسدير ،
باخيشين اؤگئي، گئديرسن،
سسين ده ياد اولسون باري...

شاعر: نصرت کسمنل
آذربایجان

 

 

ابراهام لینکلن» گفته است اغلب مردم تقریباً به همان اندازه ای شاد هستند که انتظارش را دارند. در واقع آنچه که در زندگی برای ما رخ می دهد آنقدر ها تعیین کننده شادی ما نیست، بلکه بیشتر نوع واکنش ما نسبت به آن رخدادهاست که نقش تعیین کننده دارد. فردی که تازه کارش را از دست داده است ممکن است این پیشامد را به فال نیک بگیرد. پیشامدی که می تواند منجر به بروز موقعیتی تازه برای یک تجربه شغلی جدید، کشف قابلیتهای تازه و محک زدن استقلال او در محیط کار گردد. در شرایط مشابه ممکن است تصمیم بگیرد که خود را از یک ساختمان بیست طبقه پایین بیندازد و مشکل را تمام کند. بنابراین در برابر یک موقعیت یکسان یکی ممکن است به وجد بیاید و دیگری اقدام به خودکشی کند. یکی بدبختی و فلاکت را می بیند و دیگری موقعیتها و فرصتهای تازه را...
موفقیت


۱- این جمله را از هانتینگتن، جامعه‌شناس برجسته آمریکایی و نظریه پرداز برخورد تمدن‌ها، هیچ‌گاه از یاد نبرید. خصوصا برای وقتی که بعضی‌ها قدقد زیادی کردند لازم است:
چیره شدن غرب بر جهان به خاطر برتری ایده‌ها، ارزش‌ها یا دین‌اش نبود؛ بلکه به خاطر برتری‌اش در به کار بردن خشونت سازمان یافته بود. اغلب غربی‌ها این واقعیت را فراموش می‌کنند، اما غیر غربی‌ها هرگز
۲- اتیکت (Etiquette) معادل‌های زیادی آورده‌اند. اما از نظر من «خودآزاری» مناسب‌ترین آنهاست. اساسا سر میز غذا هر حرکتی که خودآزاری آن بیشتر باشد اتیکت آن هم بیشتر است. به این اتیکت آمریکایی توجه کنید: کارد دست راست و چنگال دست چپ! با چنگال دست چپ غذا را کف بشقاب نگه داشته و با کارد دست راست تکه‌ای از آن را می‌بریم. با دست راست کارد را بصورت خوابیده و در آن گوشه بشقاب که نزدیک به داخل میز است قرار می‌دهیم. چنگال را از دست چپ به دست راست می‌دهیم و بعد با دست راست چنگال را به دهان می‌بریم. دوباره چنگال را به دست چپ می‌دهیم و کارد را از ته بشقاب برمی‌داریم. فکرش را بکنید که برای هر لقمه باید همین اطوار را دربیاورید تا خیلی با اتیکت باشید! سوپ را نباید فوت کرد که سرد شود. نخیر! کور خوانده‌اید. با قاشق بهم زدن آن هم بی‌اتیکت است. باید صبر کنید تا بطور طبیعی سرد شود. هر قاشقی که از کاسه سوپ برم ...
مکالمات ذهنی

.هرچه محکم تر زمین بخورید، بلندتر بر می خیزید. هر چه با صدای بلندتر شکست بخورید، واضحتر صدای زنگ موفقیت آینده تان را خواهید شنید. شکست یک هدیه است. از آن استقبال کنید. آدم هایی هستند که هر روز با این فکر زندگی می کنند که چطور این آدمی شدند که الان هستند، چطور فرصت های خاصی را از دست دادند و چرا راه کمتر طی شده را انتخاب نکردند. آن آدم ها شما نیستید. شما از نزدیک شاهد تحول خودتان هستید. و در تحول خودتان شاید حتی جهان را هم متحول کنید. این را باور کنید و به استقبال این انسان جدیدی که دارید می شوید بروید. این لحظه شما است. الان. نه ده دقیقه دیگر و نه فردا، واقعاْ الان. این را بدانید و با پوست و گوشتتان لمس کنید و هر روز که از خواب بیدار می شوید به یادش بیاورید. و بعد ادامه دهید.
بی ام سی
محاسبه ارتفاع ساختمان با استفاده از فشار سنج
مشاوره رایگان برای کسب و کار
فایرفاکس 2.0.0.7
+ نوشته شده در  2007/10/14ساعت 17:46  توسط دوغا  | 

معرفی

منيم آي غملي ديليم !
درده بورونموش
سنه چوخ دردلي سؤزوم وار
سنه ايللر بوْيو قان آغلاماغا بيل كي گؤزوم وار
داخي دوستاقلي گؤنول ايچره كؤزوم وار
سن آتامين ديلي‏سن ، هم ده آنامين
ائليمين ، ميللتيمين ، كيمليييمين
بايراغي سَنسَه ن
تؤركلويون شانلي نيشاني
اُولاماز نازلي ديليم من سني آتام
اؤزگه ‏لر ديلينه ، ياد ائللرينه من سني ساتام
سني آلداتماييرام
سني ايچدن سئويره‏ م
سن اگر سولغون اولاسان ، سولاسان
گؤزلريم گؤز ياشيني دالغالارام
ظولمه قارشي آخارام
كؤزه ‏ره ‏ن گؤكسوم اوديله ياخارام
ظولمه سوْن نوقطه‏ سيني قويمالييام
سنه من آند ايچَه ره ‏م
آخي تورك'ون توْرونو
آنا "تومروس " قيزييام
آي منيم غملي ديليم !
درده بورونموش
سنه من آند ايچه ره ‏م
سنه من آند ايچه ره ‏م

راضيه كاظمي كراني- قاشقاي يوردو
قادینجا
Readiris Professional Middle East
نرم افزار تبدیل عکس به متن تایپ شده فارسی
قویترین نرم افزار OCR با قابلیت پشتیبانی از زبان فارسی
OCR (بازشناسی نوری حروف ) از لحاظ لغوی به معنی تشخیص متون موجود در تصاویر میباشد. که به تعبیری دیگر به معنی تبدیل اسناد مکتوب به متن کامپیوتری قابل ویرایش (Word) است. نسخه Me این برنامه که ویژه خاور میانه ساخته شده قادر به تشخیص زبانهای فارسی، عربی و ... میباشد.
پی سی نیوز http://pcnews.ir/index.php?newsid=23

چهار روش برای ذخیره عکسهای فلیکر
  1. Using the default Firefox menus
  2. Installing the AdBlock extension and configuring that
  3. Defining a Bookmarklet (= bookmark with Javascript)
  4. Installing the WebDeveloper extension and disable the stylesheet


ارنست چه گوارا را که میشناسید. مبارز آرژانتینی که هنوز هم تصویرش روی تیشرتهای جوانان دیده میشود. امروز در روزآنلاین مطلبی خواندم که حسابی به دلم نشست. ابراهیم نبوی مصاحبهای داشت با دو خبرنگار کوبایی که مخالف حکومت دیکتاتوری فیدل کاسترو هستند.
در مورد چه گوارا هم نکاتی را گفتند که خیلی جالب بود. آنها محبوبیت اصلی چه گوارا را محبوبیتی تقلبی میشناسند که ریشه در عکس معروفی از او دارد که عکاس بزرگ کوردا از وی گرفته است.
carpediem


ماركس را معمولاً به عنوان يك انديشمند اروپايي در نظر مي‌گيرند، كه اساساً به تأثيرات صنعتي شدن بر جامعه غربي توجه دارد، با اين وصف پيام او در جهت يك رستگاري جهان‌شمول است. درحالي‌كه نظريه‌هاي وي سنن فلسفي يهودي ـ مسيحي و تجربه تاريخي غرب را پيش مي‌كشد. چنين مي‌نمايد كه امروز در جهان غيراروپايي است كه قوي‌ترين طنين را دارد. با وجود چين و كوبا به عنوان راديكال‌ترين مدافعان جهان‌بيني ماركسيستي، به نظر مي‌رسد كه ماركسيسم سلاحي شده است بُرنده در دست ملل توسعه نيافته عليه توسعه يافته‌ها و صنعتي‌ها...
فریبرز رئیس دانا


خلاصه کتاب های مدیریتی کتاب های این بخش از سایت سازمان گسترش و نوسازی صنایع کشور گرفته شده است. این کار فرهنگی بسیار جالب می باشد و می تواند برای مخاطبان ما جذاب باشد. به همین خاطر مدیریت سایت تصمیم گرفت این بخش را نیز به بخش های خود اضافه کند. و در نظر دارد به زودی خلاصه کردن کتاب های مدیریتی را آغاز کند...
creativity


Curriculum Vitae - CV يا رزومه - Resume- خلاصه‌اي از سوابق مهارتي هر فرد است معمولا رزومه شامل معرفي‌شخصي, مهارتها ,سوابق تحصيلي و سوابق شغلي مي شود يك رزومه خوب بايد ساده نوشته شده باشد و با كيفيت ارائه گردد و نبايد داراي غلط هاي گرامري و املايي باشد نبايد شامل مشخصات غير ضروري و مطالب غير واقعي باشد در بخش معرفي شخصي بايد نام و نام خانوادگي ,تاريخ تولد , وضعيت تاهل, آدرس, شماره تلفن و ايميل ذكر گردد در قسمت...
برخورد


انجمن ناب افتتاح شد


رشته كارآفريني براي نخستين بار در سال 83 در مقطع كارشناسي ارشد دانشكده مديريت دانشگاه تهران ايجاد و اقبال دانشجويان و فعالان كسب و كار سبب شد تا دانشگاه تهران به تاسيس دانشكده تخصصي كارآفريني مبادرت ورزيد. اين دانشكده براساس توافقنامه وزرای کارواموراجتماعی و علوم،تحقیقات­وفناوری و حمایت قوي رئیس­جمهور محترم راه­اندازي شده است...
مركز آموزشهاي آزاد دانشكده كارآفرينی


تولاك در يكي از مصاحبه‌هاي خود در پاسخ به اين سوال كه رانت‌جويي چيست، چنين پاسخ مي‌دهد: "رانت‌جويي تلاش براي فرار از تله‌اي است كه اقتصاد مرسوم در آن گرفتار آمده‌است، چرا كه فرض مي‌كند كه اگر شما در كسب انحصار و يا امتياز خاصي موفق گشته‌ايد حاصل تلاش شما بوده‌است. از همين رو هزينه‌ي كار براي حصول اين امتياز مي‌بايست به عنوان هزينه‌هاي اجتماعي تلقي گردد. مثلا فرض كنيد كه من موفق شوم تا براي كالايي كه توليد مي‌كنم تعرفه برقرار كنم. اين امر باعث مي‌شود تا من به سود سرشاري دست پيدا كنم كه از فروش كالايم به قيمت بالا به دست مي‌آيد. رانت‌جويي بيان مي‌دارد كه چنين تعرفه‌اي از آسمان به زمين نيامده‌است. من براي ايجاد چنين تعرفه‌اي تلاش نموده‌ام و هزينه‌ي اين تلاش به همان اندازه و يا اندكي كمتر از سودي است كه از برقراري اين تعرفه به دست مي‌آيد. از همين رو، منابع به هدر رفته بيش از آن چيزي است كه در تئوري‌هاي پيشين اقتصادي محاسبه مي‌شد...
گوردن تولاك پايه‌گذار مفهوم رانت‌جويي در اقتصاد


Debunking Economics takes you behind the sanitized, airbrushed view of economics given by its textbooks, and details the many critiques which have been made of economic theory by economists, in a fashion which is accessible to the intelligent non-economist...
کتاب پنبه اقتصاد را زدن


مدیریت سرمایه به حق مهجورترین و ناشناخته ترین رکن از ارکان اصلی فعالیت در بازارهای مالی است. اگر در اینترنت بدنبال منابع مناسب برای مدیریت سرمایه بگردید، خواهید دید که بسیاری از منابع مدیریت سرمایه تنها به تعاریف اولیه و حتی گفتن بدیهیات اکتفا کرده اند.اکثر قریب به اتفاق تریدرها زمانی که از مدیریت سرمایه سخن به میان می آید وجود استاپ رامتذکر میشوند و اینکه ما استاپ داریم و ماکزیمم مقداری که ضرر خواهیم داد مشخص شده است. این افراد فراموش کرده اند که مهمترین سوالی که هنگام باز کردن یک پوزیشن باید از خود پرسید این است که "چه مقدار" از نماد مذکور را معامله خواهیدنمود؟...
سهامدار جزء


تصور كنيد آقايي 35 ساله با قدي در حدود 185 سانتي متر و وزني بالاي 150 كيلو گرم . بسيار آرام و در واقع تا اندازه اي شل وكند ! شغل اصلي اين آقا دبير رياضي دبيرستان است ولي به خاطر معلومات رياضي اش و اطلاعات تحليلي قوي و آشنايي با چند فرد متنفذ ، وارد بازار بورس اوراق بهادار مي شود و چند سالي به خريد و فروش سهام در اندازه كوچك و خرد مشغول مي شود و گاهي سود و گاهي ضرر مي دهد تا انتخابات كه يك مرتبه بورس نابود مي شود و او هم با ضرر از پروسه خارج مي شود ولي چون خريد و فروش سهام خيلي سريع به يك عادت تبديل مي شود ايشون از دريچه اي ديگر ، دوباره به بازار وارد مي شوند . آزمون كارگزاري بورس را امتحان مي دهد و در كمال ناباوري قبول مي شود !! و غير قابل باورتر اينكه به او شغلي پيشنهاد مي شود كه حتي فكرش را هم نمي كرد : نشستن پشت استيشن داخل تا لار بورس و معامله گر شدن !! ...
ذهن خاکستری


نگاهی به ریشه های تاریخی توسعه نیافتگی اقتصادی درایران! یواش یواش دارد 7 سال می شود که چشم انتظار چاپ ونشر این کتاب: قرن گم شده : حكومت و مردم درايران در قرن نوزدهم در ایران هستم. تا جائی که خبر دارم هنوز این کتاب به وزارت فخیمه ارشاد هم نرسیده است. برای تخفیف بی حوصلگی خودم، فصلی از آن در اینجا گذاشته ام که می خوانید...
نیاک - یادداشتهای احمد سیف


میدانید در  فیس بوک،وردپرس و فایرفاکس چه چیز جذاب و مشترکی وجود دارد که تا این حد من را شیفته خودش کرده است ؟ این اسمها در نگاه اول هیچ ربطی بهم ندارند.فیس بوک یک شبکه اجتماعی است.وردپرس یک سیستم وبلاگ نویسی و فایرفاکس هم که نرم افزاری است برای مرور وب. اما با هم این تفاوت ها در کاربرد روح متن باز در آنها مشترک است.اوپن سورس بودن همه داستان نیست. قسمت جذاب کار آنجاست که شما در تمام اینها میتوانید بخش ها یا برنامه های دلخواهتان را به راحتی کم یا زیاد کنید.درست مشابه فایرفاکس که با وجود هزاران افزونه می توانید مرورگر خودتان را با توجه به نیاز خودتان شخصی کنید و وردپرس که پلاگین های آن هر کدام می توانند گره از مشکل شما در وقت نیاز باز کنند ، برای فیس بوک هم برنامه های زیادی نوشته شده است که قصد دارم در این پست چندتایی از آنها را به شما معرفی کنم...
آی تی آنلاین


گاهي وقت ها دوست داري هر چقدر فلسفه در زندگيت داري را دور بريزي و لحظه اي ثانيه اي و يا نفسي آسوده خاطر از هر بايد و نبايدي زندگي کني. گاهي صبح ها که از خواب بلند مي شوي هزار تا کار داري و هر چه کار هایت مهم تر باشند بیشتر در دفتر برنامه ریزیت ”This program hasn’t done” را مي نويسي و خطي ميکشي بر همه کار هاي اجباري کسل کننده. گاهي وقت ها نه همفري بوگارت آرامت مي کند و نه پاهاي دلقک وار چاپلين و حتي چخوف نازنين طناز هم نمي تواند لحظه اي لبخندي بر لبانت بيندازد. دراز مي کشي... فکر مي کني و در میان فکر کردن با حسي مازوخيستي تصميم ميگيري دستت را درون پنکه ببري. پره هاي پنکه سر انگشتت را مي برد.دو تا چسب زخم دور انگشتت مي پيچاني و در حين پيچيدن چسب روي دستت جاي سوزن را روي بازوی چپت ميبيني و سريع آستينت را پايين مي کشي تا مادرت نفهمد تزريقي شدي...
من چیز دیگری نیستم


دست تکان میدهیم به مگسها تا به روی زیبایی هایمان عطسه نکنن.
آنکه اراده میکند که عَرَق سگی را با مزه فلفل تُند داخل حلقومش امتحان کند خیلی "روسی" است .
زمانی که زباله دان توالت خانه ات پر از پنبه خون آلود آمپولهای واریزی است چقدر به زندگی و سرشاری اش فکر میکنی.
پس توها
هرگز در خشم دست به عمل نزن . به ديگران فرصتي دوباره بده اما نه سه باره . چيزهاي كم اهميت رو تشخيص بده و آنها را ناديده بگير . وضع و حالت خوبي داشته باش . هدفمند و با اعتماد به نفس وارد اتاق شو . مواظب سرعتت باش . بگذار ديگران بدانند در چه مورد ايستادگي ميكني و در چه مورد ايستادگي نخواهي كرد . مردم را به قدر قلبشان اندازه بگير نه به قدر حساب بانكي شان . مثل پر شورترين و مثبت ترين كسي شو كه ميشناسي . عاشق پيشه باش . بهترين دوست همسرت باش . وقتت رو تلف ماتم گرفتن براي اشتباهات گذشته نكن از آن درس بگير و بگذر . به جز مواردي كه مربوط به مرگ و زندگي است همواره خود را رها كن و آسوده باش . گوشت قرمز كم بخور . به طرز ارضاء نشدني كنجكاو باش و از كلمه چرا زياد استفاده كن . وقتي از تو تعريف ميكنند يك متشكرم صميمانه بهترين پاسخ است . به كسي غبطه نخور . از هر چه داري استفاده كن و نگذار در اثر بلا استفاده ماندن بپوسد . كاري را انتخاب كن كه با ارزشهاي تو هماهنگ باشد . هرگز در هنگام گرسنگي به خريد مواد غذايي نرو چرا كه اضافه بر احتياج خريد خواهي كرد . بازنده خوبي باش . براي همه موجودات زنده احترام قائل باش ...
فردای بهتر
پاییز است- فصل ِخزان، برگ ریزان. پاییز که می‌شود برگ ِدرختان نه زرد بلکه بنفش و قرمز و آبی سفید اینها هم می‌شود. پاییز که می‌شود ابرها در هم فرو می‌روند و همین فرو رفتن‌ها ایحاد یک‌سری فعل و انفعلات در آسمان می‌کند که منجر به بارش باران و رگبار و سیل و آب‌گرفتگی معابر و ترافیک‌های سنگین و اعصاب‌خوردی‌های ِمردم می‌شود. البتّه باران است و موهبت الهی؛ اما ماشین‌ها رعایت نمی‌کنند و بعضاً پُرگاز می‌روند و آب‌هایی که در خیابان جمع شده است را بروی عابرین می‌پاناشانند و در این‌مواقع مردم فحش بد که نمی‌دهند هیچی فحش خار و مادر هم بعلـــه. پاییز را می‌شود فصل ِِفراخّی یک‌چیزهایی هم دانست. نه اینکه هوا ابرای و نسبتاً سرد و اینهاست، آدم همه‌اش کسل و خمار است. توصیه می‌شود برای که این جوری نشود بروید باشگاه (بدنسازی)و خودتان را گنده کنید تا دختران از شما خوش‌شان بیاید و شما با آنها دوست بشوید و هم اینکه از تنبلی و کرختی دربایید. در واقع با یک تیر دو نشان را هدف گرفته‌اید. از این بهتر! برای آنانی که در فصل ِپاییز می‌روند خدمت، برای‌شان پاییز فصل ِخوبی نیست. یعنی آموزشی‌شان بی‌افتد در پاییز بیشتر مصیبت است. چون باید برگ‌های روی زمین را با دست بردارند و محوطه پادگان را بدون جارو و با دستان از برگ تمیز کنند. خیلی بد است برای شما که در این فصل داری می‌روی خدمت متأسفم. راستی اگر این‌روزها یک‌سری به قهوه‌خانه‌های پایین بزنید نه آن بالا‌ها که همه‌اش سوسول‌بازی است. آره اگر در یک غروب دلگیر پاییزی یک‌سری به قهوه‌خانه‌های پایین بزنید می‌بینید- البته چیزی نمی‌بینید چون مه‌‌ای از دود سفید قلیان اجازه نمی‌دهد به خوبی شما چیزی را ببینید ولی اگر از توی دود و دم قلیان رد شوید می‌بینید که کیپ ‌تا ‌کیپ نشسته‌اند و خلاصه بعله بساط ردیف است ...
کاپوچینو با طعم الاغ


- سلام خانوم میتونم وقتتون رو چند ختنه بگیرم.
- خواهش میکنم. رخت من متوحش به شماست.
- میخواستم بدونم شما قصد ازجماع ندارین؟
- من فعلا میخوام به درسم اماله بدم.
- الان مشغول مطالعه چه دروسپی هستین؟
- با دخول تخصصی شروع کردم بعدش به دخول عمومی میرسم.
- پس برای خواستمالی خدمت میرسیم.
- خشتک از ماست...
ایده های کوچک من
+ نوشته شده در  2007/10/12ساعت 18:57  توسط دوغا  | 

داونلود برای n73

+ نوشته شده در  2007/10/6ساعت 19:41  توسط دوغا  | 

ساوالان...

ساوالان باخ هاوالان،دردين آلان چوخدو منيم تك
سئويرم داغ دره وي،بت بره وي، جانلا تنيم تك
قارا آغلي،قاراداغلي،قاراباغلي،وطنيم تك
آي بوتون وارليغي گويچك
ده لي وورغونلارا باش چك

آي طبيعت گوزلي،چوخلو گوزلليكلر گوزو سنسن
هم شيرين يازلي شيرين نازلي باخيشلار سوزو سنسن
نه بيليم بلكه ده دونياده بهشتين اوزو سنسن

كوثرين چشمه سي درياچه وه باغلي
اته گين سبزه لي باغلي
گوللرين خوللو بوداغلي

گوز باخار كن باخيشيملا اوپورم آل ياناغيندان
خضرتك آختاريرام آب حياتي بولاغيندان
وارليغين شهديني بلكه امم او گول دوداغيندان
چكمه رم ال آياغيندان
قوپمارام هئچ قوجاغيندان

اولو سولطان ساوالان داغلار آرا توت اوجا باشين
نئچه ميليون ايلي آيديندي قويوبدور گئري ياشين
آچيق آلنين قيريشيب سا آغاريب باش ايله قاشين
يئنه سايميردي تلاشين
چوخ دوشوب باشلارا داشين

حورمتين وار ائل آرا بيزلره سولطان بابا سنسن
اوز قوچاقلارينا يول گوسترن آغشين خوجا سنسن
دده قورقودلو او سكسكن بير ائلاته آتا سنسن
ديللرين ازبري ائللر آرا سنسن
بوللو درده چارا سنسن

                                          بولوت قاراچورلو"سهند"


******************************

هر زامان كي باخيرام باشينا قار وار گورورم
اوغلو اولموش آنا تك گوزلرين آغلار گورورم
هر طرفدن چكيليب سينه وه داغلار گورورم
                              آي آلان اوستونو غم چيسگيني هرياني دومان
                              آي ياغان باشينا غملر اودو ياسلي ساوالان
گورموشوك يازلاردا كوچكلرده چيچكلر آچيلار
هر طرفدن چمنين سينه سينه گول ساچيلار
ماهنيلار قوشماغا باشلار يئنه ده قوشماچيلار
ياز گليب گئتدي يئنه گولمه دين اوچ آيدا بير آن
                              آي آلان اوستونو غم چيسگيني هر ياني دومان
                              آي ياغان باشينا غملر اودو ياسلي ساوالان
قرينلر كئچدي سنين گولمه دي بير لحظه اوزون
قانلي ياش توكدو سارالميش اوزونه ياشلي گوزون
غصه دن دوندو قارانليق گئجه اولدو گونوزون
نه سوران حاليني اولدو نه ده بير ياده سالان
                              آي آلان اوستونو غم چيسگيني هر ياني دومان
                              آي ياغان باشينا غملر اودو ياسلي ساوالان
آند وئريرم سني او قانه بلنميش داشيوا
گئجه گوندوز او گوزوندن توكولن قان ياشيوا
اورگين درديني بيلدير او سهند قارداشيوا
سني وارليق سني تانري سني بو آه و فغان
                              آي آلان اوستونو غم چيسگيني هر ياني دومان
                              آي ياغان باشينا غملر اودو ياسلي ساوالان
سالارام ياديما بير لحظه او كئچميشلريوي
توكولن سنگ جفا ائيله او دور ديشلريوي
ايزلرم بيربير او حيرت يارادان ايشلريوي
هاميدان من سنين احوالينا آرتيق نيگاران
                              آي آلان اوستونو غم چيسگيني هر ياني دومان
                              آي ياغان باشينا غملر اودو ياسلي ساوالان
ساكيت اول آغلاما قوي بيرجه چكيلسين بو دومان
گون چيخيب ظولمتي بير يوللوغا قووسون بورادان
"نبي" گلسين "بوزآت" اولسون يئنه داغلار آتيلان
"هجرين" بلكه ييغيلسين گوزو يولدان آناجان
                              آي آلان اوستونو غم چيسگيني هر ياني دومان
                              آي ياغان باشينا غملر اودو ياسلي ساوالان
سوندوره بيلمدي گوز ياشين اوركدن اودووي
چاغيريم قوي كومك ائتسين سنه اوز اولاديوي
ايفتيخاريله بوگون ذيكر ائده رم پاك آديوي
مرد اوغوللار بئجريب خلقينه شهرت قازانان
                              آي آلان اوستونو غم چيسگيني هرياني دومان
                              آي ياغان باشينا غملر اودو ياسلي ساوالان
بابكين گئتديسه بوش قالمادي آمما قوجاغين
دولودور مين ائله اوغلانلارلا هر بوجاغين
نه قدر يئل اسه طوفان قوپا سونمز اوجاغين
آي بلالر سپري خلقه يامان گونده آمان
                              آي آلان اوستونو غم چيسگيني هر ياني دومان
                              آي ياغان باشينا غملر اودو ياسلي ساوالان
چنلي بئلده "ده ليلر" قوي يئنه قورسون بوساطي
"قوچ كور اوغلو" يئنه جولانه گتيرسين قير آتي
هئچ زامان اصلين ايتيرمز او كي دوزگوندو ذاتي
آند اولا آديوا آي گوزلري آغلار ياشي قان
                              آي آلان اوستونو غم چيسگيني هر ياني دومان
                              آي ياغان باشينا غملر اودو ياسلي ساوالان
بابالاردان بيزه قالميش بو مثل هاممي بيلير
سو گلن آرخا دئييبلر يئنه بير گون سو گلر
فلكين داش اوره گين داش اوخو آخيردا ده لر
"بارز" اوغلوندا يئتر سئوديگي ياره او زامان
                              آي آلان اوستونو غم چيسگيني هر ياني دومان
                              آي ياغان باشينا غملر اودو ياسلي ساوالان

                                                 عباس اسلامي "بارز"
در راستای سوال شرتو من(کارپیه دیم)هم یک سوال دارم؛ فرض کنید که برای آرامش درونی و طبق نظر شرتو برای حفظ تعادل و دوری از حس پوچی و همچنین ارضای آن قسمت از میل فطری(!) که انسان را وادار به پرستش چیزی می‌کند به یک خدا نیاز داریم! چرا آن خدا خورشید نباشد؟
carpediem
...پسر راه افتاد و در راه رسيد به باغ. رفت چهل تا انار چيد و برگشت. در راه يكي از انارها پاره شد؛ دختر قشنگي از توي آن درآمد و گفت «نان بده به من! آب بده به من!» پسر آب و نان نداشت كه به او بدهد و دختر افتاد و مرد. كمي بعد يك انار ديگر پاره شد. دختر قشنگي از توي آن در آمد و گفت «نان بده به من! آب بده به من!» اين يكي هم افتاد و مرد. در طول راه دختر ها يكي يكي از انار آمدند بيرون و گفتند «نان بده به من! آب بده به من!» و مردند. پسر رفت و رفت تا رسيد كنار چشمه اي. انار آخري پاره شد, دختر قشنگي از توش درآمد و نان و آب خواست. پسر زود به دختر آب داد و با خود گفت «اين دختر سراپا برهنه را كه فقط يك گردنبند به گردن دارد نمي توانم ببرم به شهر. ...
قصه دختران انار - هزارو یک شب
+ نوشته شده در  2007/10/2ساعت 14:20  توسط دوغا  | 

آنامین دوغما دیلی

به ياد همه «اول مهر»‌هايم و اتوبوس‌هاي زردي كه نبود الدفشن


سايت رسمي دولتي امريکا چند روز پيش جزييات لاتاري گرين کارت و نام کشورهاي مجاز براي شرکت در اين قرعه کشي اينترنتي ( آنلاين) امسال را طبق معمول هرساله در 17 صفحه به زبان انگليسي در آدرس http://travel.state.gov/pdf/DV_2008_Final.pdf منتشر کرد...
منبع [1] [2


 

رابرت کیوساکی نویسنده این کتاب پر فروش می گوید: علت عمده ای که باعث می شود اغلب مردم در تنگناهای مالی به سر ببرند این است که آنها سالهای زیادی از عمر خود را در مدارس می گذرانند اما در خصوص پول ، چیز زیادی یاد نمی گیرند. نتیجه این است که مردم فقط یاد می گیرند برای پول کار کنند ، اما هیچ گاه یاد نمی گیرند چه کنند تا پول برایشان کار کند! کتاب "پدر پولدار ، پدر بی پول " که به مدت سه سال پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال بود، به بررسی زندگی دو پدر می پردازد که یکی پولدار و دیگری بی پول است. اولی بسیار باهوش ، تحصیل کرده و دارای مدرک دکترا از دانشگاه استنفورد و دیگری فقط تا هشت کلاس سواد دارد. هر دوی آنها در حرفه هایشان موفق بوده و تمام عمرشان را به سختی کار کرده اند اما یکی وقتی میمیرد ، ده ها میلیون دلار برای خانواده و سازمان های خیریه به جا می گذارد ، حال آنکه دیگری پس از مرگش مقروض است.
« مردم کم در آمد و اقشار میانی ، برای پول کار می کنند اما برای پولدارها ، این پول است که کار می کند.
« اکثر مردم به دلیل ترس و حرص در چرخه زندگی گرفتار می شوند. چرخه ای که شامل بیدار شدن ، سر کار رفتن ، بیدار شدن ، سر کار رفتن ، پرداخت مخارج و... است.
« علت اصلی فقر و نابسامانی مالی ، ترس و جهل است نه اقتصاد یا دولت و یا ثروتمندان.
« اکثر مردم، تمام عمرشان را به دلیل احساس ترس به دنبال شغل ثابت، کسب حقوق، افزایش درآمد و امنیت کار می گردند.
« پولدارها دارایی می اندوزند، حال آنکه بی پول ها و اقشار متوسط، بدهی می اندوزند و به اشتباه تصور می کنند که دارایی است.
« شانس به ذهن خلاق روی می آورد.
« مشکل اصلی ترس نیست، بلکه چگونگی مقابله با ترس است، مخصوصا ترس از دست دادن پول.
« بازنده ها از شکست نا امید می شوند و برنده ها الهام می گیرند.

قیمت پشت جلد: 27000 ریال
تعداد صفحه: 272
نشر: معیار اندیشه (20 خرداد، 1386)
شابک: 964-6617-75-1
قطع کتاب: رقعی
وزن: 650 گرم

 

 

 

 


 


آنامین دؤغما دیلی
سؤروشوردوم نه ائده ک کئچمیشیمیز یاددا قالا؟
دئدی یات یوخلا بالا
گؤرمه دین میرزه غلام لار اؤنودوبدور اؤز ائلین؟
ایتیریب دؤغما دیلین؟
یئنه سؤردوم: اؤلاجاقمی دُورا اؤنلار یؤخودان؟
دئدی کی ائتمه گؤمان
یاتیب اؤنلار یؤخوسوندا ایتیریبدی اؤزونو
داناراق ائل سؤزونو.
من دئدیم: ساتدی اؤزون سؤیله نه یی آلدی اؤلار؟
اؤلسه کؤک بیتکی سؤلار
قؤرویوب ساخلامادی دؤغما دیلین حرمتینی
آتدی اؤز غیرتینی
ایتیریب منلییینی تاپدی نه یی میرزه غلام؟
دئدی وار بوردا کلام:
ائلینین غیرتینی چکمه دی یادلا قاتیلیب
ائل ایچینده ن آتیلیب
ساتیلانلار ساتیلارکن گؤزونه تؤرپاق اؤلور
باشینا کؤل تؤکولور.
من دئدیم: قلب له "ممّدلی" سئویر دؤغما ائلین
اؤگؤزه ل تؤرکجه دیلین
ائل آذربایجانی نین شانلی بناسین قوراجاق
کئشییینده دوراجاق
وطنیم شاد یاشاییب غیرت ایله ذوق آلاجاق
تاریخه ایز سالاجاق
گئت دئنه: میرزه غلام اؤلمه یه جک آذر ائلی
آنامین دؤغما دیلی .
"ممّدلی"


 


مدیریت ژاپنی
از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود ، بی اختيار ايستادم . مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد . رفتار وی گيجم کرد . به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبيلی را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند . يک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگيزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پيشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : اين کار به من اين احساس را می دهد که شخص مفيدی هستم ، نه موجودی که جز انجام يک سلسله کارهای عادی روزمره فايده ديگری ندارد. مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه مي كردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه اي بود كه كارگر به كارش علاقمند مي شد ، به نحوي كه اگر يك روز سر كارش نمی آمد دلش براي همکاران ، محل کار وحتی دستگاهي كه با آن كار مي كرد تنگ مي شد . مسئول ، وقتي مي خواست كاري را به كسي بسپارد ، نخست ساعتي آن كار را با وي انجام ميداد وقتي مطمئن مي شد وي آن كار را ياد گرفته است مي پرسيد: بروم ؟وسپس مي رفت .آنها هيچوقت نمي گغتند بيا اين كار را انجام بده ، مي گفتند ممكن است به ما كمك كنيد ؟ يا مي گفتند بياييد اين كار را با هم انجام دهيم .مديران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدير وقتي مي ديد قسمتي از كارخانه كثيف است يك حوله سفيد به پيشاني مي بست و آنجا را جارو مي كرد . در آنجا حتي اعضاي خانواده صاحب كارخانه هم دوشادوش كاركنان كار مي كردند . هيچكس از صاحب كارش نميترسيد . همه سعي مي كردند كار خوب ارائه دهند و از اين مي ترسيدند كه كارشان خراب شود وديگران فكر كنند كه فلاني كارش بد است .اگر كاري خراب مي شد مدیر داد و فرياد راه نمي انداخت و كارگر را جلوي ديگران خوار نمي كرد ، بلكه براي او به آرامي شرح مي داد كه بهتر نيست كار را به اين طريق انجام مي دادي ؟ اگر در ماه كسي غيبت نمي كرد وكارش را خوب انجام مي داد مبلغ قابل توجهي به او پاداش مي دادند . اين باعث مي شد كارگر تشويق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود . زماني براي صحبت كردن وارتباط با كارگر در نظر گرفته مي شد . سرپرست لحظاتي را در حين كاركردن به بهانه آموزش دادن با كارگر حرف مي زد تا روحياتش را بهتر بشناسد . كارگر وقتي مشكلي داشت با سرپرست خود صحبت مي كرد تا مشكلات براي حل به بالاتر انعكاس پيدا كند . وقتي به اضافه كاري نياز بود مستقيم به كسي نمي گفتند اضافه كار بمانيد بلكه صبح در حين صحبت به يك نفر مي گفتند امروز كار زياد است و افراد ديگر به خود اجازه نمي دادند محيط را ترك كنند ، مي ماندند تا كار را به اتمام برسانند . صاحب كارخانه هيچوقت لفظ كارگرهايم ، يا كارخانه ام را به كار نمي برد . . آنجا از يك كارگر معمولي تا صاحب كارخانه همه لفظ كارخانه امان را به كار مي بردند . وقتي سودي وارد كارخانه مي شد اين سود نسبت به ميزان حقوق بين همه توزيع مي شد. در آنجا كارگران معتقدند اگر خوب كار كنند سود كارخانه بيشتر مي شود اگر سود بيشتر شود شركتشان گسترش مي يابد شركت كه گسترش يابد اعتبارشان در كشور بالا مي رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنياي آنها دنياي همدلي وهمكاري است . آنها تعطيلاتي دارند به اسم گلدن و یک که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند ومی روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کارکنند . با آنکه در شرکت های توليدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کيفی ) ،که اين قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قيلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند .کارگری که قطعه ای را توليد می کند به چشم يک خريدار به آن نگاه می کند .اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحويل می گيرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ايراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط توليد ، هر بخش نسبت به بخش ديگر مثل مشتری است . برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر ومشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهار خوری را هم در قسمت فوقانی ودارای چشم انداز بنا می کنند . در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود . اگر کارگری در حين کار متوجه شود قطعه ای اندازه يک دهم ميکرون ايراد دارد ، سريع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدير شرکت تامين کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدير حتی اگر با کارخانه فاصله زيادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی وجبران کند .


لطفا گوسفند نباشید!
گوهر کمال (16 تير، 1386)
محمد جراحی (ويراستار)، زهرا اسفندیاری (ويراستار)، محمود نامنی (به اهتمام)
تعداد صفحه: 672
شابک: 964-94766-7-9
قطع کتاب: وزيري
قیمت : ۷۰۰۰۰ریال

 

 

 

 

جملاتی از این کتاب:
ـــ به خاطر بسپار:هرگاه ما چيزي را نفهميم،آن را تصادفي يا اتفاقي مي ناميم، در حالي كه هيچ جز تصادفي در دنيا وجود ندارد!
ــــ به خاطر بسپار:ما،تار و پود بدبختي را خود مي بافيم و نام آن را مي گذاريم:سرنوشت!!
ــــ به خاطر بسپار:هرجا كه ژرف ترين درد است،عظيم ترين آموزش را به همراه دارد!
ــــ به خاطر بسپار:كسي كه راه غلطي را مي رود،بيشتر شانس آن را دارد كه به راه درست آيد.تا كسي كه راه درست را غلط مي رود.
ــــ سوال از مايكل جردن ستاره بسكتبال سياهپوست آمريكا علت موفقيت شما چيست؟ جواب: من حاضر نيستم در هيچ كاري به مقام دوم قناعت كنم!
ــــ به خاطر بسپار:هولناك ترين ناباوري،ناباوري نسبت به خودتان است!
ــــ با خود بخوان: در زندگي ام شكست وجود ندارد،تا زماني كه از چيزي درس گرفته باشم.
ــــ از اوقاتي كه “بله” مي گوييد ولي در واقع منظورتان “نه” است آگاه باشيد!
ــــ به خاطر بسپار: شكست، يا مي شكند يا شكسته مي شود..بستگي به شما دارد!
ــــ يادت باشد: ديگران را آزاد بگذار، آزاد در پذيرفتن تو ..آزاد در روي برگردانيدن از تو!
ــــ به خاطر بسپار: كساني كه نمي توانند گذشته را به ياد آورند،محكومند كه آن را تكرار كنند!

+ نوشته شده در  2007/9/22ساعت 19:0  توسط دوغا  | 

چگونه "نه" گفتن را بیاموزیم

 
ی - ۱۱ شهریور ۱۳۸۶

بهترین بهانه برای نه گفتن میتواند امور شخصی و مراقبت از خود باشد.
فهرستی برای "بله" گفتن
برای اینکه بتوانید حد و مرزهای خاص و اولویتهای مخصوص خودتان را به وجود بیاورید، فهرستی از مواردی که قطعا در مقابل آن "بله" میگویید تهیه کنید. این فهرست برای این است که در زندگی خود اولویتهای جدیدی به وجود آورده و زمان خود را به شکلی که میل دارید بگذرانید. اولین مورد این فهرست باید رسیدگی و مراقبت از خودتان باشد و در مقابل هر چیز دیگری که در فهرست نباشد باید "نه" بگویید.


باید لیست اولویتها را طوری تنظیم کنید که بتوانید وقت و انرژی خود را برای مواردی صرف کنید که خوشحالتان میکند و تصمیمات خود را بر مبنای آنچه خودتان میخواهید اتخاذ کنید نه آنچه دیگران میخواهند.اگر برای مراقبت از خودتان محدوده ای را تعریف و اجرا نکنید، سلامت و سعادت خود را به خطر انداخته اید. اگر از خود غافل شوید، نمیتوانید به خانواده و دوستان خود کمک کنید.

از خود بپرسید:
1. در حال حاضر در زندگیتان چه چیزی بیش از همه به توجه شما نیاز دارد؟ پاسخ این پرسش را باید در محدوده زمانی سه ماه آینده جستجو کنید نه یک سال آینده.مواردی که به توجه شما نیاز دارند: زندگی مشترک، مسائل مالی، دارو و درمان، تعمیر منزل،امور خانه، مدرسه فرزندان، کار یا سلامت جسمی و روحی خودتان؟ شاید برای جور کردن زمانی برای خودتان به کمکی مانند پرستار بچه نیاز دارید تا بتوانید در هفته زمانی را به خود اختصاص دهید. در حال حاضر بیشترین فشار در کدام بخش زندگی شما وارد میشود؟

2. هنگامی که فهرست بالا را تهیه کردید، 5 مورد اول آن را به صورت فهرستی جدید یادداشت کنید.

3. آیا این فهرست جدید نیاز به تنظیم مجدد دارد؟ کارشناسان توصیه میکنند که امور مربوط به خودتان باید در رتبه اول قرار بگیرد. این کار چندان ساده نیست اما از خود بپرسید که اگر نیرویی برایم نمانده باشد چگونه میتوانم از دیگران مراقبت کنم؟ به خاطر داشته باشید که قرار است کاری برای خودتان انجام دهید، پس فهرست را بازنویسی کنید. این فهرست، شامل مواردی است که در مقابلشان باید "بله" بگویید.

یادآوری روزانه:
هنگامی که فهرست خود را کامل کردید، از آن چند کپی گرفته و آنها را در جاهایی قرار دهید که در طول روز مدام جلوی دید شما باشد. روی آینه دستشویی، داشبورد اتوموبیل، صفحه نمایش کامپیوتر و... این فهرست کوچک و کوتاه است، پس جای زیادی اشغال نمیکند و همه جا قابل نصب است.

نه" گفتن را بیاموزیم
هنگامی که از یافتن خود صحبت میکنیم، منظور ما این نیست که ببینیم چه چیزی به زندگی خود اضافه کرده ایم، بلکه باید ببینیم چه چیزهایی را از زندگی خود کنار گذاشته و از آن حذف کرده ایم. هنگامی که فهرست "بله" گفتن یا به عبارتی اولویتهای اصلی خود را تهیه کردید، شناسایی جنبه ها و مواردی که باید از زندگی خود حذف کنید آسانتر خواهد بود. هرچند تصور اینکه "نه" بگویید همچنان برایتان مشکل است، اما به یاد داشته باشید که با هر مرتبه "بله" گفتن به کسی یا چیزی غیر از اولویتهایتان، به خودتان و آنچه برایتان اهمیت دارد "نه" گفته اید.

اگر نه گفتن مشکل است، با همسر یا خانواده خود در اینباره صحبت کنید تا در این راه از شما حمایت کنند. به گفته کارشناسان، بهترین بهانه برای نه گفتن میتواند امور شخصی و مراقبت از خود باشد. هنگام رد یک تقاضا بیش از حد توضیح ندهید و تصور نکنید باید پاسخ خود را توجیه کنید. صادقانه و با خوشرویی پاسخ دهید، پاسخ منفی لزوما به معنای بدخلقی و گرفتن حالت تهاجمی نیست. برای مثال میتوانید بگویید : متاسفم اما انجام دادن این کار واقعا برایم امکان ندارد. یا در مقابل دعوتی که برایتان جالب نیست بگویید : نمیتوانم دعوتت را قبول کنم اما از اینکه به فکرم بودی واقعا ممنونم. هرچه بیشتر نه گفتن را تمرین کنید، برایتان ساده تر خواهد شد و بهتر است این کار را از همین حالا شروع کنید.

1. به مدت یک هفته، کاملا مراقب باشید تا ببینید چند مرتبه به موردی که در فهرستتان نبوده پاسخ مثبت داده اید و این موارد را یادداشت کنید.

2. در پایان هفته این دفعات را بشمارید...غافلگیر شدید؟ آگاهی از اینکه تا چه حد میتوانیم خود را فراموش کرده و به دیگران بپردازیم، خود گام مهمی در جهت تصمیم گیری و حفظ اولویتهاست.

3. اکنون فهرستی از 5 چیزی که میل دارید در پاسخشان "نه" بگویید تهیه کنید. این کار را با یافتن پاسخ برای این سوالات آغاز کنید:

• اگر بتوانید به کسی یا چیزی نه بگویید و بدانید که این پاسخ منفی هیچ احساس بد یا پیامد ناگواری درپی نخواهد داشت، این اشخاص یا امور چه هستند؟

• آیا پروژه ای هست که میخواهید از آن صرف نظر کنید؟

• رابطه ای که قصد پایان دادنش را دارید؟

• قراری دارید که میخواهید آنرا به هم بزنید؟

مانع بزرگی به نام احساس گناه
آیا احساس گناه مانعی برای نه گفتن است؟ باید غلبه بر احساس گناه و موانع دیگری که برای ایجاد محدودیتهایی مثبت، بر سر راه شما قرار دارند را بیاموزید. برای تغییر شیوه زندگی، خودتان را برای اتخاذ تصمیماتی سخت آماده کنید. احساس گناه یکی از رایجترین موانع بر سر راه مراقبت از "خود" است. شما بدون شک با قرار دادن خود در اولویت احساس گناه خواهید کرد. برای غلبه بر این حس، از قبل آماده باشید و بدانید که احساس گناه به این معناست که مسیر صحیحی درپیش گرفته اید.

غلبه بر مقاومت
به اطرافیان خود بگویید که اولویتهایتان تغییر کرده و اکنون شما باید به فکر نیازهای خود باشید. اگر متوجه احساس مقاومتی در وجود خود شدید که نمیگذارد بر خود متمرکز شوید، باز به خود یادآوری کنید که اگر خود را در اولویت اول قرار دهید، میتوانید بدون احساس خشم و رنجش، به یاری دیگران هم بپردازید.

داشتن حامی
هنگامی که اولویت قرار دادن خود را آغاز میکنید، احتمالا دچار احساس ناراحتی خواهید کرد و تصور میکنید شخصی خودخواه و لاقید شده اید. اگر از همان ابتدای کار با یک یا چند دوست صمیمی و حتی همسر خود، به عملی کردن این تحول بپردازید، میتوانید به کمک یکدیگر آمده و با این حس بسازید و حامی و پشتیبان یکدیگر باشید.
فریا
+ نوشته شده در  2007/9/15ساعت 15:6  توسط دوغا  | 

Sen Gelmez Oldun

Woman Sitting on a Bench نیمکت
Sen Gelmez Oldun، بالابان نوازی علي خان صمداف : Download file- wma 800k
پينك فلويد وقتي فهميد كه ديگر هيچ حرف تازه اي براي گفتن ندارد ديگر به اسم پينك فلويد آلبوم جديدي بيرون نداد. همينگوي وقتي فهميد ديگر داستاني براي گفتن ندارد توي زير زمين خانه، خودش را با تفنگ كشت. سال هاست كه سلينجر دست نوشته هاش را چاپ نمي كند (بر خلاف اين كوئيلوي نان به نرخ روز خور) وايلدر با فرض اين كه شنيدن خاطرات و مزخرفات يك پيرمرد براي هيچ كس اهميتي ندارد راضي نمي شود با كامرون كرو آن مصاحبة فوق العاده را بكند. كرت كوبن وقتي مي بيند چيزي براي گفتن ندارد وسط كنسرت خودش را با تفنگ مي كشد... اين حس مشتركي است كه شايد خيلي از ما/بلاگرها بهش رسيده باشيم، يك جور خودكشي وبلاگي: ديگر چيزي براي گفتن ندارم، بايد وبلاگم را بكشم. واي كه چه حس غريبي است: بايد آرشيوم را پاك كنم. چاره اش يك كليك ساده است: كليك. اين وسوسه ي لعنتي هيچ وقت دست بردار نيست. اين ميل مبهم هوس (يا به قول استادي ميل مبهم اشتياق) حس مي كن اين جا مدتي است حداقل براي خودم تكراري شده، ميل مبهم هوس من را هم قلقلك مي دهد. مي خواهم نجات اش دهم و مفري پيدا كنم. با چنك به سمت اين صفحه سياه و اين نوشته هاي سفيد حمله مي كنم. كلمات را مي درم و راهي به آن طرف عكس ضد نور همشهري كين پيدا مي كنم. پشت مونيتور حتما خبري است.
همشهری کاوه
+ نوشته شده در  2007/9/14ساعت 13:53  توسط دوغا  | 

معرفی


کیبرد ازاد
با روش تايپ 10 انگشتي با صفحه کليد کامپیوتر آشنا شویم در اين گفتار به اختصار روش تايپ 10 انگشتي آموزش داده مي شود. همانطور كه مي دانيد، تايپ ده انگشتي مهارتي است كه به شما امكان مي دهد تا بدون نگاه كردن به صفحه كليد، با سرعتي بيش از 5برابر افراد عادي (180حرف در دقيقه) تايپ نماييد.
یزد آی تی
30 اکستنشن فایرفاکس برای دانلود همه چیز هنگام گشت و گذار در اینترنت، به فایل‌های مختلفی برخورد می‌کنیم که شاید بخواهیم از آن‌ها یک کپی در رایانه‌ی خود داشته باشیم. افزونه‌های معرفی شده در این پست، به شما کمک می‌کنند تا هر چرا که می‌خواهید، به راحتی در رایانه‌ی خود ذخیره کنید.آتئیست
مجله هزار تو
یک کانتر توپ با ویجت
باحالترین اتوبوسی که دیدم
عجیبترین مجسمه ها
زیباترین کتابخانه های جهان
http://www.curiousexpeditions.org/

ساعت خود را روی کف دست خود قرار می دهید بطوریکه ساعت 12 به سمت چپ باشد.حالا دست خود را چرخانده تا عقریه ساعت شمار رو به سمت خورشید قرار گیرد. اکنون مکانی بین عدد ساعت 12 و عقربه ساعت شمار قطب جنوب را نشان می دهد.
روز نوشت میلاد
من کيستم
بلقيس سليماني

من «دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود. من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم. من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني بيست آگهي تسليت در بيست روزنامه معتبر چاپ مي کنند.

من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند. من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بيست و پنج هزار تومان فقط، بدهد. من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.

من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.

من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.

من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.

من «...» هستم، وقتي مادر، من و خواهرهايم را سرشماري مي کند و به غريبه مي گويد «هفت ...» دارد- خدا برکت بدهد. من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.

من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند. من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم.- آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.

من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.

من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.

من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم. نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.

من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند. دوستانم وقتي مي خواهند به من بگويند؛ «گه» محترمانه مي گويند؛ «عليا مخدره». من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.
من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم. من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم. من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم و بر؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم. دامادم به من «وروره جادو» مي گويد. حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند. من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم. مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.
من کيستم؟،،
اعتماد


+ نوشته شده در  2007/9/14ساعت 13:25  توسط دوغا  | 

راهنمای خرید یخچال فریزرهای خانگی

اگر شما قصد خرید یخچال خوب و بادوام را دارید که هر چند وقت یکبار مجبور نباشید به تعمیرکاران یخچال تماس بگیرید و هزینه اضافه پرداخت کنید در مرحله اول کاملا خونسرد
باشید و به حرف فروشندهایی که بزور میخواهندیخچال خودشان را بفروشند گوش ندهید
حتی به تبلیغات و اگهیها اعتماد نکنید. در مرحله دوم به زیبایی و ظاهر یخچال نگاه نکنید.

یخچال فریزرهای خانگی را باید از لحاظ کیفیت به ان نگاه کنید.یخچالهای اروپایی و امریکایی
مثل فریجیدر-جنرال الکتریک-کنمور-وستینگ هاووس و ویرپول از جمله یخچال فریزرهایی
هستند که در جهان مقام اول را کسب کردند و از همه مهم تر نفراست بودن انها (بدون برفک)
میباشد.این یخچال فریزرها عمری طولانی (بالای 40سال)دارند اگر تمیز نگهداشته شوند
یعنی هر 3یا 4هفته یخچال را از برق در بیاورید زیر ان را جاروبرقی بکشید داخل یخچال را با جوش شیرین و اب سرد تمیز کنید تا بوی ماندگی نگیرد وداخل یخچال فریزر غذای داغ نگذارید.
مهم ترین مسئله این است که برای یخچال فریزرهای اروپایی و امریکایی حتما ترانس فاراتل
2کیلو وات بخرید چون برق تهران دائما نوسان دارد.
منبع: http://www.irantk.org/forum/t11073.html

چنانچه این روزها در پی خرید یخچال فریزر جدید بر آمده اید، نخستین نكته ای كه به هنگام خرید به كارتان می آید، دقت كردن به علامت استاندارد ایمنی و بر چسب انرژی است.
▪ اندازه یخچال:
اندازه یخچال فریزر با توجه به تعداد افراد خانواده شما و شرایط زیست محیطی، گرمسیر یا سردسیر بودن منطقه سكونتتان، دوری و یا نزدیكی شما به مراكز فروش مواد غذایی از جمله مواردی است كه به هنگام انتخاب یخچال فریزر باید در نظر داشته باشید، به عنوان مثال اگر منطقه ای سردسیر زندگی می كنیم و امكان خرید مواد غذایی را از نزدیك محل سكونتمان داریم، خرید یك یخچال، فریزر بزرگ كه از همه ظرفیت آن در بیشتر مواقع استفاده نشود، انتخاب درستی نخواهد بود.
بهترین انتخاب در اندازه یخچال، فریزر آن است كه بتوانم از تمام حجم آن استفاده كنیم در غیر این صورت انرژی گرانقیمت را به هدر داده ایم.
▪ كارخانه های متفاوت و یخچال فریزرهای متفاوت:
در انتخاب یخچال فریزر باید چند ویژگی دیگر را مدنظر قرار دهید: مثلاً در بیشتر یخچال فریزرهای جدید سیستم برفك آب كن اتوماتیك وجود دارد، به طوری كه خود یخچال فریزر بدون دخالت شما، در زمان لازم برفك ها را آب می كند و بدین ترتیب مصرف انرژی كاهش می یابد. وانگهی به میزان مصرف انرژی یخچال فریزر هم بی توجه نباشید. آزمایش های علمی نشان داده اند، یخچال فریزرهایی با ظرفیت و امكانات همانند اما ساخت كارخانه های متفاوت، دارای مصرف انرژی متفاوتی هستند، به طوری كه گاه میزان مصرف انرژی یكی نسبت به دیگری به دو برابر می رسد. به هنگام خرید، ضمن توجه به اطلاعات مندرج در برچسب انرژی ما بد نیست از فروشنده آن نیز درباره مصرف انرژی بخچال فریزر سوال كنید.
منبع : روزنامه جوان

ساختار کلی راهنمای انتخاب لوازم برقی خانگی
این کتابچه راهنما جهت اطلاع­رسانی به مصرف­کنندگان برای انتخاب بهینه لوازم برقی خانگی به همراه توصیه­های مفید برای نگهداری و استفاده مناسب اینگونه لوازم تدوین گردیده است. این راهنما از سه بخش اصلی به شرح ذیل تشکیل شده­است:
1) بخش اول: صرفه ­جوئی مصرف برق با انتخاب بهینه لوازم برقی،
2) بخش دوم: معرفی لوازم برقی خانگی و توصیه­های مفید،
3) بخش سوم: آشنائی با پایگاه اطلاع رسانی انتخاب بهینه لوازم
برقی خانگی.
دربخش اول ضمن تاکید بر ضرورت صرفه جوئی مصرف انرژی و توجه به این امر تعاریف فنی مربوط به مصرف برق شرح داده شده است.جهت درک بیشتر موضوع سعی شده است مفاهیم فنی به بیانی بسیار ساده ارائه ­شود. در ادامه با بررسی الگوی مصرف انرژی الکتریکی خانوارهای ایرانی، با مفاهیم جامع­تری از تاثیرات لوازم برقی خانگی بر مصرف برق آشنا می­شویم. سپس توصیه­ها و نکاتی کلی برای مراحل قبل و بعد از انتخاب لوازم برقی خانگی، برای نیل به انتخاب و مصرف درست، ارائه می­شود. در بخش دوم مشخصات لوازم برقی خانگی به صورت دقیق­تر برای هرکدام از وسایل به همراه توصیه­های مفید با توجه به ماهیت آن وسیله ارائه می­گردد. در بخش سوم به معرفی پایگاه اطلاع رسانی انتخاب بهینه لوازم برقی خانگی خواهیم پرداخت.
در این راهنما اطلاعات مفیدی برای کاهش مصرف انرژی الکتریکی خود و هزینه­های مترتب آن خواهید یافت. همچنین با پیگیری این امر می­توانید با انتخاب درست لوازم برقی خانگی از پیامدهای یک انتخاب نامناسب جلوگیری نمایید. با بکارگیری...
منبع : http://behinekala.tavanir.org.ir/TextFile/Total/Total.htm
+ نوشته شده در  2007/9/8ساعت 20:2  توسط دوغا  | 

عکس

http://www.fotix.net/images/pixeltoday/20070811042035_stairs102.jpg http://www.fotix.net/images/pixeltoday/20070813040854_kids101.jpg http://www.fotix.net/images/pixeltoday/20070812053324_stairs103.jpg
+ نوشته شده در  2007/9/3ساعت 13:39  توسط دوغا  | 

از اینور اونور

محدودیت طبقه‌بندی چپ-راست برای نشان دادن گرایشات سیاسی موجود در جهان مدت‌هاست که ثابت شده است. در ادبیات سیاسی ایران و جهان بارها و بارها به اصلاحات نئولیبرالیسم، فاشیسم، آنارشیسم، کمونسیم، راست افراطی و مانند آن‌ها برخورد می‌کنیم بدون اینکه دقیفا بتوانیم جایگاه مناسبی در الگوی کلاسیک راست-چپ برایشان بیابیم...به صورت سنتی گرایش‌های سیاسی را با نگرش غالب اقتصادی به دو قطب راست و چپ نقسیم می‌کرده‌اند. در این دیدگاه خصوصیت‌هایی مانند اعتقاد به بازار آزاد، رقابت آزاد، فردگرایی و مالکیت خصوصی را به راست‌گرایان و مالکیت یا تولید اشتراکی، رقابت محدود و کنترل شده و جمع‌گرایی را به چپ‌گرایان نسبت می‌دادند. اما ...
بامدادی
اگه بگي : ‌آقای رئیس جمهور! مادرت رو
آمريكا
شما به رئيس‌جمهور امريكا می‌گوييد "مادرت رو..."، ولی هيچ اتفاقی نمی‌افتد. شما معروف می‌شويد و درباره آن كتاب می‌نويسيد و ميليون‌ها دلار درآمد كسب می‌كنيد. اما بعد از آن، رئيس‌جمهور از شما شكايت کرده و دادگاه شما را مجبور می‌کند که بابت غرامت، همه‌ پولتان را به رئيس‌جمهور بدهيد
انگلستان
شما به نخست‌وزير انگلستان می‌گوييد "مادرت رو..."، نخست وزير انگلستان هم به شما می‌گويد "مادر خودت رو ..."
فرانسه
شما به رئيس‌جمهور فرانسه می‌گوييد "مادرت رو ...". ميليون‌ها نفر از مردم به خيابان‌ها می‌ريزند و در حمايت از شما به رئيس‌جمهور می‌گويند "مادرت رو..."! رئيس‌جمهور هم درباره جريحه‌دار شدن احساساتش شعری می‌سرايد و در روزنامه‌ها و راديو و تلويزيون منتشر می‌كند
ژاپن
شما به نخست‌وزير ...
فردی
بعضی سوالها تلنگری است به ذهن:
چرا به وقت عمل پایمان لنگ است ؟
چرا جشن تولد و ازدواجمان یک شب است ولی مراسم مرگمان چند شب؟
چرا نگران قند خونمان هستیم، نگران سرعت غیرمجازمان نیستیم؟
اگر سرتان درد بگیرد نزد پزشک می روید یا بدنبال دعای رفع سردرد می گردید؟
چرا زن ناموس مرد است ولی مرد ناموس زن نیست؟
تلنگر
+ نوشته شده در  2007/8/31ساعت 13:17  توسط دوغا  | 

Who's linking to you?
کی به شما لینک داده
Who's linking to you?


یک فریمورک چیست؟ و فقط مورد نیاز یک برنامه‌نویس است یا یک طراح وب هم می‌تواند از آن بهره ببرد؟

نمی‌دانم وقتی صحبت از فریمورک می‌شود چه تعریفی برای آن در ذهن دارید. بطور کلی می‌توان فریمورک را مجموعه‌ای از ابزارها، کتابخانه‌ها، قراردادها و بهترین شیوه‌ها تعریف کرد بطوریکه سعی می‌کنند وظایف روتین را به سوی مدل‌های جامعی سوق دهند که دوباره می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند. هدف این است که به یک طراح یا توسعه دهنده اجازه داده شود تا بر روی وظایفی که در انجام پروژه مهم هستند تمرکز کند. البته وقتی صحبت از فریمورک می‌شود الزاماً در مورد چیزی که ساخته شده، بصورت پکیج در آمده و برای عموم منتشر شده حرف نمی‌زنیم. چرا که ممکن است یک فریمورک منحصراً برای شما یا تیم شما باشد.

فکر می‌کنم برای مقدمه تا همین اندازه از فریمورک بدانید کافی باشد برای اطلاعات بیشتر می‌توانید مقاله “فریمورک برای طراحان” نوشته Jeff Croft را بخوانید. به گفته نویسنده سی‌اس‌اس فریمورک، همین مقاله باعث شده است تا به فکر ایجاد یک فریمورک عمومی برای سی‌اس‌اس بیفتد. برویم سراغ اصل مطلب که همان سی‌اس‌اس فریمورک و پروژه Blueprint است.

Blueprint (CSS Framework)

Blueprint یک فریمورک برای سی‌اس‌اس است که با هدف کاهش زمان توسعه فایل‌های سی‌اس‌اس ایجاد شده است. این فریمورک ساختار یکپارچه‌ای از کدهای سی‌اس‌اس را در اختیارتان قرار می دهد بطوریکه براحتی می‌توانید طرح را شبکه بندی کنید، تایپوگرافی عناصر را به دلخواه تغییر دهید و حتی یک استایل برای چاپ بسازید. این فریمورک انعطاف پذیری بی‌نظیری در بکارگیری مقاس‌های استاندارد دارد. برای اولین بار همچین فریمورکی آن هم برای سی‌اس‌اس بطور عمومی منتشر می‌شود. کار با آن بسیار ساده است و هر کس می‌تواند با توجه به نوع طرح از آن استفاده کند. مستندات نسبتاً خوبی هم برای آموزش دارد.

در نسخه جدید (0.4) که چند روز پیش منتشر شد، قابلیت‌های بیشتری به آن اضافه شده است و با استقبالی که از آن صورت گرفته، پیش‌بینی می‌شود این روند همچنان ادامه داشته باشد. تنها مشکلی که فکر می‌کنم ما کاربران فارسی زبان در استفاده از آن داشته باشیم نوع فونت بکار رفته در مشخصه‌ی font-family و همچنین نوع چیدمان باشد که با کمی وارسی سورس فریمورک قابل حل است.

+ برای اطلاعات بیشتر در مورد این فریمورک اینجا را ببینید. اگر Google code اجازه دریافت فایل را به شما نمی‌دهد، نسخه 0.4 (آخرین نسخه در زمان نگارش این مطلب) را از اینجا دریافت کنید....
الوان وب


این هم از  وبلاگ رسمی یاهو که میگن با وردپرس کار میشه(چی میکنه این وردپرس)

+ نوشته شده در  2007/8/31ساعت 12:18  توسط دوغا  | 

راهنماي تصويري نصب گام به گام ubuntu7.4

نسخه جديد توزيع لينوكس اوبنتو معروف به آهوي چابك به تازگي منتشر گرديده وانتظار بسياري از كاربران لينوكس وبه خصوص كاربران نسخه هاي قبلي اوبنتو را برآورده كرده و تمام انچه يك كاربر ازيك سيستم عامل مي خواهد مرتفع خواهد كرد . من هم مانند بسياري از كاربران كه از سيستم عامل ويندوز خسته شده بودم به دنبال سيستم عامل جايگزين بودم وگزينه هايم هم ويندوز ويستا و ابونتو فستي فاون بود اما به دليل اپن سورس بودن اوبونتو آن را انتخاب كردم و سي دي آن توسط دوست خوبم سعيد به دستم رسيد و توانستم به راحتي آن را نصب كنم ( راحت مانند نصب يك ويندوز ). لذا با وجود انتشار تازه Ubuntu Feisty Fawn و نبود راهنماي نصب اين راهنما را براي استفاده دوستاني كه مي خواهند آهوي چابك را نصب كنند نوشتم و اميدوارم مورد توجه واستفاده دوستان قرار گيرد. پس از تهيه سي دي اوبونتو براي نصب مراحل زير را طي مي كنيم...
آی تی بلاگ
+ نوشته شده در  2007/8/29ساعت 19:36  توسط دوغا  | 

مکتوب لانگشاتی

این‌جا اسبابِ کتابت‌ِ ما، به قاعده‌ی رخت‌ولباس مِیّت است. تفنگ‌چی را چه به دفتر و دوات؟ این دوخط عریضه را هم از سر پیسی پشتِ پاکتِ اشنو تحریر می‌کنیم. شاید کفافِ نیم‌وجب از شرح احوالات‌مان را بدهد. حکایتِ این دوریِ پربلا که به‌جان خریده‌ایم، از روایتِ مردانگی ما سَواست. کفّاره‌ی ترکِ عاشقیّت هرچه هست، پایِ این دلِ وامانده‌. حلال کنید. تابِ حضور اجنبی نداشتیم. منتها عرض نکردیم عازمیم که خدای نخواسته دلواپس احوال‌مان نمانید. اولِ انگور، مشرّف شدیم خدمتِ آقاجان‌تان، محض دست‌بوس. فرمودند با این وضع اوضاع، زبانم لال، تابوتِ حضرت‌عالی هم به شانه‌ی ما گران است. فی‌الواقع بنده‌نوازیِ ایشان از سر التفاتی‌ست که به سرکار علیه دارند. ما که باشیم گِله کنیم؟ اما ارادت‌شان به جماعتِ امنیه‌چی‌ هم نگفته پیداست. خودتان واقفید که اگر حالِ نزار این والده‌ی دم مرگ و اخویِ علیل‌مان نبود، ما هم این مدت خانه‌نشین نمی‌ماندیم. گفتن ندارد؛ شکر ربِ رحیم که ضرب‌المثلیم در سرفرازی و سربه‌زیری. علی‌ایحال عجالتاً که از بی‌عرضگی حکومتی‌، پای اجنبی به مملکت باز است و یومیه راپورتِ بی‌عفت شدن ناموس ایرانی می‌رسد، ما هم حسبِ تکلیف به التزام نظام درآمدیم که فرداروز خاطرمان آزرده‌ی غفلت نباشد. رشادتی که فقط در تیمچه دهان به دهان بچرخد، به چه‌کار رعیّت؟ شریک قافله‌ی جنگ شدیم که لااقل منفعتِ حضور و کفایتِ وجودمان به تمام اهل مُلک و مملکت برسد. آقاجان‌تان هم خبر دارند. ضمیمه‌ی کاغذ یک عکس فرستاده‌ایم، که جنابِ میرزاحیدرخانِ عکاس‌باشی شخصاً به سه‌شاهی مرحمت کرده‌اند. مفلوکِ زیرپایمان از قماش روس است. از حصبه سقط شده. به سفارش میرزاحیدرخان، همین حرام‌زاده را دراز کردیم که شاهد این دوماه و پنج‌روز جنگاوریِ ما باشد. حواس‌ مبارک که به نقش جقّه‌ی همایونی روی کلاه‌مان هست؟ بزرگی کنید، ببینید اگر آقاجان‌تان رخصت می‌دهند، ما به همین اندازه کافرکُشی بسنده کنیم، برگردیم. حکماً نزدیکِ والده‌‌ی دم مرگ‌مان باشیم، به رضایِ خدا هم نزدیک‌تر است. ثواب می‌برید. عزتِ عالی مزید.
لانگ شات
+ نوشته شده در  2007/8/29ساعت 19:22  توسط دوغا  | 

فرانکنشتاین از نگاهی دیگر

از مدتها قبل با نام فرانکنشتاین آشنا بودم. در آثار بسیاری از فلاسفه خصوصا فیلسوفان لیبرال و بالاخص آنارشیست ها از این نام بارها و بارها استفاده شده است. از هایک و فریدمن تا راثبارد و مارتین.فرانکنشتاین، اثر مسحور کننده و شاهکاری داستانی از ماری شلی است.(این زن، متولد 1979 است و توانسته است چنین داستانی بنویسد که روند آز و طمع بشر در استفاده از علم را به بهترین نحو توضیح می دهد و البته روند آنچه بشر بر سر خود آورده و خواهد آورد؛ “ع” ببین زن فرهیخته چگونه دگرگون می سازد؛ نیچه را بگو که با آنهمه فحش وکنایه می گوید: زنان بهترین پدیدارشناسان هستند! آری براستی چنین است!) 
 این نام برای آنهایی که در حوزه فلسفه و حتی در حوزه های مرتبط با فلسفه بازار و دولت خوانده اند، بسیار آشناست. تا چندی پیش نمی دانستم که فیلمی از روی این اثر داستانی ساخته شده است. تا اینکه در حین گپی با یکی از دوستان فهمیدم که فرانسیس فورد کاپولا، از این داستان ماری شلی، فیلمی ساخته است(آنهم در 1994!!) (و بعدها فهمیدم که قبل از کاپولا نیز جیمز وال در 1931 از این داستان فیلمی ساخته است!!) مدتها مشتاق بودم تا این فیلم را ببینم، تا اینکه امشب این فیلم(فیلم کاپولا) را دیدم. نمی دانم ولی احتمال می دهم که قدرت رمان و داستان این فیلم بسیار بیشتر از قدرت فیلمی است که از روی آن ساخته شده است. هم به لحاظ  عام و هم به لحاظ نوع خاص داستان که اصولا در میان داستان های تخیلی-غیرواقعی  قرار می گیرد.
بهرحال مخلوقِ فرانکشتاین، زاده دست علم است، زاده ای که هم خود و هم پدرش(فرانکنشتاین) را قربانی خواهد ساخت. زاده ای که نام ندارد. چهل پاره است و زشت روی. و در اثر امری غیراخلاقی، غیرطبیعی و حتی ضد طبیعی بوجود آمده است.  در ترم اقتصادی، فرانکشتاین را به دولت تعبیر میکنند، و استدلال می آورند که دولت فرانکشتاینی است که بوجود آورنده خود، یعنی مردم را نابود خواهد ساخت. فرانکشتاینی که از امری غیر طبیعی بوجود آمده است و امور غیر طبیعی را نیز موجب می شود، قدرتی وحشتناک و دهشتناک دارد و به بند می کشد، می آزارد، می کشد، نابود می سازد و همینطور خود را بازتولید می کند. فرانکنشتاینی که خلاف امرِ طبیعی و اخلاقی، تولید شد، قدرت یافت و البته نابود ساخت. فرانکنشتاین، حاصل عقل برساخت گرایی است که خود را فراتر از نظم طبیعی قرار می دهد و حاصل آن قطعا نابود کننده است… یادمان باشد که بدست خود، فرانکنشتاین تولید نکنیم و بگذاریم نظام  طبیعی(بازار آزاد) کار خود را بکند که پشیمانی سودی ندارد.  (در این متن و البته تمام متن هایی که من دیده ام به فرانکنشتاین ارجاع می دهند، منظور از فرانکنشتاین، همان مخلوق اوست که نام هم ندارد)
از اینرو است که فریدمن هشدار می دهد که : “انسان آزاد می پرسد؛ من و هموطنانم از طریق دولت چه می توانیم انجام دهیم تا بتوانیم از عهده مسئولیت های فردی برآمده و به اهداف جداگانه خویش نایل شویم و بالاتر از همه آزادی خود را حفظ کنیم. همچنین می پرسد که چه کنیم تا دولتی که خود می آفرینیم تبدیل به یک فرانکنشتاین نشود و آزادی که دولت {دقیقا فقط} برای پاسداشت آن پدید آمده است از بین نرود.”
 
از سوی دیگر می توان این داستان را نزدیک به پست مدرن هایی همچون فایرابند دانست. کسانی که می خواهند “زندگی را از شر علم محفوظ بدارند”. در ابتدای فیلم این نوشته ظاهر می شود که:”حرص و شهوت برای علم اندوزی هیچگاه بیشتر از این حد نبوده است…”
مریم می گوید: “بلندپروازی انسان، نتیجه ای جز ویرانی نداشته و ندارد؛ فیلم به بهترین نحو رسانای این امر است”
بهرحال خواندن این داستان را که نمی دانم به فارسی ترجمه شده یا نه را به همه دوستان توصیه اکید می کنم. و نیز در وهله دوم دیدن این فیلم را.
کاتالاکسی
+ نوشته شده در  2007/8/28ساعت 20:28  توسط دوغا  | 

اشتیلر


نویسنده: ماکس فریش (Frisch, Max)
مترجم: علی‌اصغر حداد
 ناشر: نشر ماهی
۴۴۸ صفحه، ۶۵۰۰ تومان
[چاپ اول، ۱۳۸۶]
یک شاهکار. مطمئناً رمانی که با جمله‌ی "من اشتیلر نیستم!" شروع بشه، رمان بی‌نظیری خواهد بود. خیلی وقت بود که این‌طوری توی کتابی غرق نشده بودم. این رمان از دو قسمتِ "یادداشت‌های اشتیلر در زندان" و "پس‌گفتار دادستان" تشکیل شده. قسمت اول، یادداشت‌های روزانه‌ی کسیه به اسم "وایت" که اشتباهاً به جای اشتیلر دستگیر شده؛ و با نوشتن این یادداشت‌ها توی زندان، در واقع داره ثابت می‌کنه که اشتیلری نیست. این یادداشت‌های روزانه، با استفاده از تکنیک جعبه چینی یا عروسک روسی نوشته شده‌ان و با شگرد خاصی خواننده رو جذب خودشون می‌کنن. این تکنیک، همونیه که بارگاس یوسا توی "نامه‌هایی به یک نویسنده‌ی جوان" توضیح می‌ده. یعنی داستان در دل داستان. البته داستان‌های فرعی، به صورت خودجوش از دل داستان اصلی در میان و چیزی رو به اون اضافه می‌کنن؛ نه اینکه از بیرون، فقط برای تزیین به‌ش چسبونده شده باشن. بخش بعدی - که به نظر من بهتر بود بعضی جاهاش رو نمی‌نوشت - یادداشت‌های دادستان پرونده‌ی اشتیلره که بعد از محاکمه و تموم‌شدن ماجراها نوشته. متأسفانه ماکس فریش انگار که خواننده رو دستِ‌کم گرفته باشه، خواسته با بعضی از حرف‌های دادستان، تمام نکته‌های مبهم رو روشن کنه. *** ظاهراً فریش توی کارهاش به مسأله‌ی هویت خیلی اهمیت می‌ده و این رمان هم بر همین مبنا نوشته شده. شما در قسمت اول داستان دارید نوشته‌های کسی رو می‌خونید که در برابر هویتی که از بیرون به‌ش تحمیل می‌شه مقاومت می‌کنه و سعی داره هویت دیگه‌ای رو برای خودش بسازه. اما مسأله اینجاست که با خوندن این یادداشت‌ها ممکنه چیزی رو نفهمید: چون نویسنده‌ی اون‌ها همه‌چیز رو از نگاه و ذهن خودش تعریف و یا جعل می‌کنه. برای همینه که در پایان داستان نیازی به یه ناظر بی‌طرف هست... هر چند که کمی در غلظت داوریِ این ناظر زیاده‌روی شده. فریش به اندازه‌ی کافی در بخش اول سرنخ‌های لازم رو به خواننده داده بود. *** یکی از قشنگ‌ترین داستان‌های فرعی یادداشت‌های اشتیلر، داستانیه که توی صفحه‌ی ۱۵۵ تعریفش می‌کنه. اگه خواستید کتاب رو بخونید، یاد این حرف من باشید. مخصوصاً جمله‌های پایانی داستان. آخر داستان هم دو تا نوشته هست؛ یکی مال اریش فرانتسن و اون‌یکی برای فریدریش دورنمات. نوشته‌ی دورنمات، قسمتی از یک نقده و واقعاً نوشته‌ی خوبیه. ضمناً ترجمه‌ی کتاب هم خیلی عالیه. در کل شدیداً توصیه‌ش می‌کنم
کتابهای عامه پسند
+ نوشته شده در  2007/8/28ساعت 20:22  توسط دوغا  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر