![]() |
![]() |
|
|
دیل کارنگی معتقد است که شما می توانید در طی دو ماه با توجه کردن به دیگران دوستان بیشتری پیدا کنید تا اینکه در عرض دو سال بخواهید توجه دیگران را به خود جلب کنید...........6 اصل بنیادین برای جلب توجه دیگران نسبت به شما بیان می شود. با رعایت این 6 نکته می توانید کاری کنید که سایرین شما را دوست داشته باشند:...علی
ارسال يادداشت به ايميل تنها با يك حركت!! بارها پيش آمده بخواهيد مطلبي را به ايميل دوستان خود بفرستيد اما حس رفتن به اكانت ايميل خودرا نداريد ويا اصلا ايميلي براي خود نداريد اما دوست داريد كه يادداشتي به ايميل كسي بفرستيد براي حل اين مشكل بزرگ بشريت ( !!؟) از سايت Note2email كمك بگيريد. اين سايت به شما كمك خواهد كرد هر يادداشت ويا مطلب ولينكي كه داريد به مقصد برساند آن هم بطور رايگان. note2email استفاده از امكانات Note2email رايگان بوده و به عضويت هم نيازي ندارد كافيست به http://www.note2email.com/write رفته مطلب خود را نوشته ، آدرس ايميل مقصد را نوشته و آن را پست كنيد .مطمئن باشيد اين يادداشت به مقصد خواهد رسيد. آی تی بلاگ
پیشنهادات یک کتاب جیبی
بودن يا نبودن؟ مساله اين است. آيا شريفتر آنست كه ضربات و لطمات روزگار نامساعد را متحمل شويم و يا آن كه سلاح نبرد به دست گرفته با انبوه مشكلات بجنگيم تا آن ناگواري ها را از ميان برداريم؟ مردن... خفتن... همين و بس؟ اگر خواب مرگ دردهاي قلب ما و هزاران آلام ديگر را كه طبيعت بر جسم ما مستولي مي كند پايان بخشد، غايتي است كه بايستي البته آرزومند آن بود. مردن...خفتن... خفتن، و شايد خواب ديدن. آه، مانع همين جاست. در آن زمان كه اين كالبد خاكي را به دور انداخته باشيم ، در آن خواب مرگ، شايد روياهاي ناگواري ببينيم! ترس از همين روياهاست كه ما را به تامل وا مي دارد و همين گونه ملاحظات است كه عمر مصيبت و سختي را اينقدر طولاني مي كند. زيرا اگر شخص يقين داشته باشد كه با يك خنجر برهنه مي تواند خود را آسوده كند كيست كه در مقابل لطمه ها و خفت هاي زمانه، ظلم ظالم، تفرعن مرد متكبر، آلام عشق مردود، درنگ هاي ديواني، وقاحت منصب داران، و تحقيرهايي كه لايقان صبور از دست نالايقان مي بينند، تن به تحمل در دهد؟ كيست كه حاضر به بردن اين بارها باشد، و بخواهد كه در زير فشار زندگاني پر ملال پيوسته ناله و شكايت كند و عرق بريزد؟ همانا بيم از ماورا مرگ، آن سرزمين نامكشوفي كه از سرحدش هيچ مسافري باز نمي گردد شخص را حيران و اراده او را سست مي گرداند، و ما را وا مي دارد تا همه رنج هايي را كه در حال كنوني داريم تحمل نماييم و خود را به ميان مشقاتي كه از حد و نوع آن بي خبر هستيم پرتاب نكنيم! آري تفكر و تعقل همه ما را ترسو و جبان مي كند، و عزم و اراده، هر زمان كه با افكار احتياط آميز توام گردد رنگ باخته صلابت خود را از دست مي دهد، خيالات بسيار بلند، به ملاحظه همين مراتب، از سير و جهان طبيعي خود باز مي مانند و به مرحله عمل نمي رسند و از ميان مي روند...خاموش... افلياي زيبا!... نوستالگیا
سازمان ملل طی يک نظرسنجی فراگير از ساکنان قارههای مختلف خواست تا مردم «نظرشان را درباره کمبود غذا در ساير کشورها» اعلام کنند. متأسفانه اين پژوهش به خاطر آنکه کسی به اين نظرسنجی پاسخ نداد، شکست خورد. کميته علتياب (از همين کميتههايی که وقت شکست تيم ملی فوتبال چند تاش تشکيل میشه)، پس از مدتی بررسی علت بیپاسخ بودن را چنين اعلام کرد (قاره اقيانوسيهایها هم در بين 4 قاره ديگر قر و قاتی بودهاند):
S.e.x Education Theme Park in Korea |
|
+ یازیلیب
جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساهات 17:31 یازان دوغا |
|
|
فریدریش نیچه فردریش نیچه در ۱۵ اکتبر سال ۱۸۴۴ در روکن واقع در لایپزیک پروس به دنیا آمد. به دليل مقارنت اين روز با روز تولد فردریش ویلهلم چهارم که پادشاه وقت پروس شدرش نام فرزند خود را فردریش ویلهلم گذاشت. پدر فردریش از کشیشان لوتری بود و اجداد مادری او نیز همگی کشیش بودند. فریدریش نیچه اولین ثمره ازدواج آنها بود. آنها دو فرزند دیگر نیز به دنیا میآورند: الیزابت و ژوزف. وقتی نیچه پنج سال داشت، پدرش بر اثر شکستگی جمجمه درگذشت و او به همراه مادر، خواهر، مادربزرگ و دو عمه اش زندگی کرد. این محیط زنانه و دیندارانه بعدها تأثیر عمیقی بر نیچه گذاشت. وی از چهار سالگی شروع به خواندن و نوشتن و در ۱۲ سالگی شروع به سرودن شعر کرد. نیچه در همان محل تولد به تحصیل پرداخت. او پس از پایان تحصیلاتش در مدرسهٔ پفورتا در دانشگاه بُن به تحصیل در رشته الهیات پرداخت. در عید پاک ۱۸۶۵ تحصیل در رشته الهیات را (در نتیجه از دست دادن ایمانش به مسیحیت) رها میکند. نیچه در یکی از آثارش با عنوان «آنارشیست» مینویسد: «در حقیقت تنها یک مسیحی واقعی وجود داشتهاست که او نیز بر بالای صلیب کشته شد.». در ۱۷ اوت ۶۵، بن را ترک گفته رهسپار لایپزیگ میشود تا تحت نظر ریتشل به مطالعه واژه شناسی بپردازد.او در دانشگاه لایپزیک به فلسفهٔ یونانی آشنا گردید. در پایان اکتبر یا شروع نوامبر یک نسخه از اثر آرتور شوپنهاور با عنوان جهان به مثابه اراده و پنداره و تصور را از یک کتاب فروشی کتابهای دست دوم، بدون نیت قبلی خریداری میکند؛ او که تا آن زمان از وجود این کتاب بی خبر بود، به زودی به دوستانش اعلام میکند که او یک ‹‹شوپنهاوری›› شدهاست. در ۲۳ سالگی به خدمت نظام برای جنگ فرانسه و پروس فرا خواندهشد، در سرباز خانه به عنوان یک سوار کار ماهر شناخته میشود: ‹‹ در اینجا بود که نخستین بار فهمیدم که ارادهٔ زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است!›› در ماه مارس ۱۸۶۸ بدلیل مجروحیت، تربیت نظامیش پایان یافت و درنتیجه به عنوان پرستار در پشت جبهه گماشته شد. نیچه از بیست و چهار سالگی (یعنی درسال ۱۸۶۹تا۱۸۷۹ بمدت ده سال) به استادی کرسی واژه شناسی Philology کلاسیک در دانشگاه بازل و به عنوان آموزگار زبان یونانی در دبیرستان منصوب میشود. در ۲۳ مارس مدرک دکتری را بدون امتحان از جانب دانشگاه لایپزیگ دریافت میکند.او در این دوران آشنایی نزدیکی با «جاکوب برک هارت» نویسنده کتاب «تمدن رنسانس در ایتالیا» داشت. او مرید و طرفدار آرتور شوپنهاور فیلسوف شهیر آلمانی بود و با واگنر آهنگساز آلمانی دوستی نزدیک داشت. وی بعدها گوشهٔ انزوا گرفت و از همه دوستانش رویگردان شد. او در طول دوران تدریس در دانشگاه بازل با واگنر آشنایی داشت. قسمت دوم کتاب تولد تراژدی تا حدی با دنیای موسیقی «واگنر» نیز سروکار دارد. نیچه این آهنگساز را با لقب «مینوتار پیر» میخواند. برتراند راسل در «تاریخ فلسفه غرب» در مورد نیچه میگوید: «ابرمرد نیچه شباهت بسیاری به زیگفرید (پهلوان افسانهای آلمان) دارد فقط با این تفاوت که او زبان یونانی هم میداند.» با رسیدن به اواخر دهه۱۸۷۰ نیچه به تنویر افکار فرانسه مشتاق شد و این در حالی بود که بسیاری از تفکرات و عقاید او در آلمان جای خود را در میان فیلسوفان و نویسندگان پیدا کرده بود. در سال ۱۸۶۹ نیچه شهروندی «پروسی» خود را ملغی کرد و تا پایان عمرش بی سرزمین ماند. او در حالی که در آلمان، سوئیس و ایتالیا سرگردان بود و در پانسیون زندگی میکرد بخش عمدهای از آثار معروف خود را آفرید. نیچه به مسیحیت خالص و پاک که به زعم او «در تمام دوران» امکان ظهور دارد احترام فراوان میگذارد و با عقاید مذهبی واگنر تضاد شدیدی پیدا کرد. «لو آندره سالومه» دختر باهوش و خوش طینت یک افسر ارتش روسیه بود که به دردناک ترین عشق نیچه بدل شد. او میگوید: «من در مقابل چنین روحی قالب تهی خواهم کرد» و «از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.» سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفا از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ طولانی بیماری براثر سکته مغزی چشم از جهان فرو بست.
آثار نیچه در زمان حیاتش و پس از آن تأثیرات بسیار جدی بر جنبشهای فلسفی، ادبی، فرهنگی و سیاسی قرن بیستم گذاشت. آثار مکتوب و منتشر شده نیچه نشان میدهد که حیات خلاق او بین سالهای ۱۸۷۲ تا ۱۸۸۸ بودهاست. نیچه، شوریده سری است که در شوریدگی و آفرینشگری اش بی مانند است. خطا نیست، اگر گفته شود نیچه چنان سقراط به زایش و زایندگی اشتیاق وافر داشت، چون نیچه بیش از آن که به تولید اندیشه یا ایده پردازی بپردازد، در پی آن بود که اندیشیدن را مورد توجه قرار دهد. از این رو است که اگر فلسفه از نگاه نیچه تعریف شود چیزی نخواهد بود مگر این که «فلسفه عبارت است از آفریدن ارزشهای نو». نگاه نیچه به هرچه هست، تازهاست. قضاوتی که او درباره جهان میکند و آن را به پرسش میگیرد، داوری متفاوتی است وی میگوید: «جهان چیزی جز آنچه هست نیست، و دنیای حقیقی، دروغی بیش نیست»؛ به دیگر سخن، جهانی در پساپشت این جهان وجود ندارد. یک وجه بنیادی کار نیچه نقد فرهنگ است. نقد فرهنگ ، شرح و پرده برداشتن از آموزههای اخلاقی، ساختارهای سیاسی، هنر، زیباشناسی و... است و نقد فلسفی فرهنگ، حمله یا دفاع در برابر باورهای یک یا چند اجتماع است. نیچه به انحطاط فرهنگی عصر خود نظر داشتهاست و نمود انحطاط فرهنگی را بی ارزش شدن برترین ارزشها میداند. او چنین نمودی از انحطاط فرهنگی را نهیلیسم مینامد. نیچه در کتاب «دانش شاد»، «حکمت شادان»، چگونگی انحطاط فرهنگی را در قالب داستان مرد دیوانهای بیان میکند. به نظر نیچه هنر در مقابل حقیقت قرار دارد؛ زیرا او میپندارد که در طول تاریخ، دروغ، حقیقت نامیده شدهاست. لذا حقیقت به انسان زیان میرساند. اساساً همواره زندگی پیش پای حقیقت ذبح شدهاست. اگرچه نیچه حقیقت را افسون و افسانه میداند؛ اما آن را برای زندگی، که عین سیلان است و به خودی خود از هر گونه ثباتی عاری است، لازم و ضروری میداند. به نظر نیچه نگاه زیبایی شناختی در مقابل نگاه عقلانی قرار دارد؛ زیرا در نگاه عقلانی ما به عنوان فاعل شناسانده در بیرون جهان قرار میگیریم؛ اما در نگاه زیبایی شناختی ما با شفاف ترین شکل اراده روبه رو هستیم؛ البته تلقی نیچه از حقیقت همچنان در محدوده متافیزیکی از حقیقت به مثابه مطابقه، قرار دارد؛ به همین دلیل او حقیقت را کذب میانگارد. هدف «بر ضد دجال» نشان دادن تعلق مسیح به مسیحیت نوظهور است. یعنی درست بر خلاف آن چیزی که عدهای فکر میکنند هدف رابطه مسیح با زهد مسیحی و پروتستانتیسم نوظهور نیست. یکی از مسائل محوری در کتاب بر ضد دجال موضوع تقلید از مسیح و پیش داوری درباره اوست. این بحث نشان میدهد مسیحیت ناصره چه مقدار با مسیحیت جدید شهر رم تفاوت دارد. بحث پیش داوری در آثار نیچه مسأله مهمی است؛ زیرا نشان میدهد آنچه درباره معاد در مسیحیت بیان شده ناشی از عدم توانایی آنان برای حل مشکلات این جهانی است. در چارچوب روانشناسی نیچه، توانایی و آزادی، ناشی از ضعف و قدرت روح است. نیچه با موقعیتی بالاتر از سطح بشر سعی دارد، درباره مفاهیم مسیحیت شک و تردید ایجاد کند تا بتواند بنیادهای آن را از بین ببرد، بنابراین موضوع دیگری که برای او اهمیت میِیابد «شک و یقین» است. این موضوع برای نیچه تا آنجا اهمیت دارد که او مقالهای به نام «حقیقت و دروغ» مینویسد و در آن از معرفت، حدود و ویژگیهای آن یاد میکند. از این منظر او به موضوع هنر نیز توجه میکند. «چنین گفت زرتشت» نیچه خط سوم تفکر او را شکل میدهد. این کتاب بیان تعالیم و آموزههای زرتشت نیست، بلکه تلاش نیچه در راستای کشف بیانیههای جدید، برای کنش و سخن گفتن است. نیچه میدانست هر گونه تقابل انتزاعی میان جهان ظاهری و جهان حقیقی، نهایتاً در ذهنی گرایی ریشه دارد و این «سوژه» یا فاعل شناسا(subject) است که زمینه را برای بروز «ابژه» یا جهان عینی(Object) فراهم میکند؛ بنابراین هیچگاه نقش خود را به عنوان سوژه در بازآفرینی آثارش انکار نکرد.منبع:ويكي پديا وبلاگ نيچه پادشاه فلسفه فردریش نیچه : آری ...تنها اگر خدا می بودید ، میتوانستید از پوشانیدن خود شرم داشته باشید فردریش نیچه : در موقعی قلبا باو ( دوست ) نزدیکتری که در مقابل او مقاومت و ایستادگی کنی فردریش نیچه : ارزیابی یعنی آفرینش فردریش نیچه : آنی که هستی ، باش فردریش نیچه : اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران ، برای رسیدن به برابری ریشه و بنیاد جامعه است ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند فردریش نیچه :اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد فردریش نیچه :اینها ضعفا هستند که اراده به سوی قدرت خودشان را به این صورت مخفی می کنند که عالم دیگری بسازند در واقع عالم افلاطونی همین است فردریش نیچه :ايرانيان راستگوترين و راست تيرانداز ترين قوم تاريخ اند فردریش نیچه :ارزش یابی هر چیز بستگی به توان خواهی آن دارد فردریش نیچه : عظمت بشر در آنست که پل است نه مقصد. بشر را از این نظر میتوان دوست داشت که یک مرحله تحول و یک دوره گذرا نیست فردریش نیچه : هیچ انگاری آرمانی است متعلق به بالاترین درجه ی قدرتمندی روح ؛ و سرشارترین زندگی گاهی ویرانگر و گاهی ریشخند آمیز فردریش نیچه :اکنون به شما می گویم که مرا گم کنید وخود را بیابید وتنها آن گاه که همگان مرا انکار کردید، نزد شما باز خواهم آمد فردریش نیچه :از ابرانسان است که انسان های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند فردریش نیچه :از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد فردریش نیچه :از آنچه باعظمت است یا باید هیچ نگفت یا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن یعنی به دور از آرایش وآلایش فردریش نیچه :استعداد ، آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود فردریش نیچه :انسان باید بهتر و شریرتر شود : من چنین می آموزانم ! شریرانه ترین چیز برای بهترین چیز در ابرانسان نیاز است فردریش نیچه :انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور ، خود را از تیررس نگاه دیگران پنهان می کنند فردریش نیچه :از آن جا که جهان حقیقی وجود ندارد، به ضرورت هر باور و هر فرضی بر درستی نادرست است فردریش نیچه :انسان باید والاترین آرمانهایش را دنبال کرده و هرلحظه به آنها عمل کند، چرا که آنچه شخص اینک انجام می دهد بازگشتی مکرر در سراسر ابدیت خواهد داشت فردریش نیچه : بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند فردریش نیچه : بشر امروز در پرستش بتان می زید بتان عرصه ی اخلاق، بتان گستره سیاست ، بتان عرصه فلسفه.خدایانی کاملا" باطل که خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستیده اند فردریش نیچه : با رنج عمیق درون ، آدمی از دیگران جدا می شود و والا می گردد فردریش نیچه : باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است فردریش نیچه :باید در محدوده ی امکانات زمینی بیافرینیم، و در آفرینش به زمین وفادار بمانیم فردریش نیچه : برادران آیا من سنگدل ام ؟ باری من می گویم : هرچه را که افتادنی ست می باید بیشتر زور داد هر چه امروزین است می افتد و بر می افتد ! چه کس می خواهد آن را نگاه دارد ؟ باری من - می خواهم آن را بیشتر زور دهم می شناسید شهوتی را که سنگ را به ژرفناهای تند شیب فرو می غلتاند بنگرید این انسان های امروزین را که چه گونه به ژرفناهای من فرو می غلتاند برادران من پیش درآمد بازیگرانی بهترام یک سر مشق از سرمشق من پیروی کنید و به آن کس که پرواز نمی آموزید تندتر افتادن آموزید فردریش نیچه : بدترین خوانندگان کتاب آنانی اند که چون «سربازان غارتگر» عمل می کنند، یعنی از هر جا که دستشان برسد تکه یی بر می دارند فردریش نیچه :برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند فردریش نیچه :بوزینه در برابر انسان چیست ؟ چیزی خنده آور یا چیزی مایهء شرم دردناکروزگاری کفران خدا بزرگترین کفران بود. اما خدا مرد و در پی آن این کفرگویان نیز بمردندبراستی انسان رودی است آلوده. دریا باید بود تا رودی آلوده را پذیرا شد و ناپاکی نپذیرفتآن ساعت که می گویید : چه سود از دادگری ام که خویش را همچون شعله و ذغال نمی بینم . حال آنکه دادگر همچون شعله است و ذغالچه سود از رحم ام ؟ مگر رحم همان صلیبی نیست که بر آن ، آن دوستار بشر را میخکوب کرده انداما رحم من کجا و به صلیب کشیده شدن کجا نیچه : آنکه پرنده نیست نباید بر پرتگاهها آشیان سازد فردریش نیچه : بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید فردریش نیچه : آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند فردریش نیچه : تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی فردریش نیچه : براستی ؛ ای کاش جنون شان را حقیقت نام بود یا وفاداری یا عدالت . اما دریغ که فضیلت شان در خدمت دراز زیستن است و آسودگی نکبت بار فردریش نیچه : برای گله ی انسانی تمام نشانه های ابرانسان چون نشانه های بیماری یا دیوانگی ظاهر می شوند فردریش نیچه : زندگی بدون موسیقی اشتباه است فردریش نیچه : بشر به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب فردریش نیچه : نمی توان از همساز با طبیعت بودن یک اصل اخلاقی برای خود ساخت. زیرا طبیعت بی رحم است و اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد فردریش نیچه : فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است می خواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان روا داشتن استبداد بر دیگران است فردریش نیچه : غرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنها به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکر رواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعت است پس طبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند فردریش نیچه : فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین فردریش نیچه : باید بر فریب حواس خود پیروز شویم فردریش نیچه : علم ، جهان را توضیح نمی دهد بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نباید در نظر گرفت فردریش نیچه : اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد فردریش نیچه : قدرت خواهی بشر و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است فردریش نیچه : بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند فردریش نیچه : بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بینم فردریش نیچه : پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم فردریش نیچه : ذهن و اندیشه مسئول به خطا افتادن بشر است فردریش نیچه : فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان توضیح داد فردریش نیچه : خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند فردریش نیچه : آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها فردریش نیچه : کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد فردریش نیچه : مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند فردریش نیچه : خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز فردریش نیچه : هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم فردریش نیچه : کسی که بخواهد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد فردریش نیچه : کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند فردریش نیچه : آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند فردریش نیچه : نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود فردریش نیچه : حقیقت مانند دریا است که چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد فردریش نیچه : انسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، وقتی از خطر جانی دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد فردریش نیچه : کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است فردریش نیچه : هر اخلاق و دستور اخلاقی ، طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند فردریش نیچه : کسانی که مردم از آنها به صاحبان اخلاق یاد می کنند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند فردریش نیچه : همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست فردریش نیچه : حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست خنده دار است زیرا همه چیز طبق خواست قدرت ما است فردریش نیچه : آنچه برای یک نفر سزاوار است نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست فردریش نیچه : کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است فردریش نیچه : لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به ایشان نیز آزار خواهد رسید فردریش نیچه : مرد خواهان حقیقت است اما زن موجودی سحطی نگر می باشد فردریش نیچه : اختلاف طبقاتی از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر، کمیاب تر، دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود فردریش نیچه : پاکی نفس جدایی می آورد فردریش نیچه : دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن از نشانه های والا بودن است فردریش نیچه : با دیگران بودن آلودگی می آورد فردریش نیچه : چهار فضیلت انسان والا عبارت است از : دلیری ،درون بینی ، همدلی و تنهایی که گرایش به آنها سبب پاکی می شود فردریش نیچه : آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلف دارند بلکه ایمان اوست فردریش نیچه : فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد فردریش نیچه : عشق فریبنده و ویرانگر است نه نجات بخش فردریش نیچه : نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است |
|
+ یازیلیب
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساهات 19:37 یازان دوغا |
|
|
آيا شما هم جزو 2٪ افراد باهوش دنيا هستيد - تست كنيد
معروفترين كلاهبرداران تاريخ انرژي مثبت، يعني خوشبختي وقتی نیچه گریست تالارهای بحث و گفتگوی آزاد پزشکی ایران سلامت تالار گفتگوی پرنیان (ایرانیهای مقیم اروپا) یک تبلیغ توپ در مورد شیر گلشیفته فراهانی پر بيننده ترين عكسهاي چند سايت معروف فردريش نيچه شاهدبازی در ایران
ای انسان گوش دار نیم شب ژرف چه می گوید خفته بودم ، خفته بودم از خواب ژرف برخاسته ام جهان ژرف است ژرف تر از آن که روز گمان کرده است رنج آن ژرف تر است لذت ژرف تر از محنت رنج می گوید گم شو اما هر لذتی جاودانگی می خواهد جاودانگی ژرفِ ژرف را ![]() فرمول من برای شادکامی یک آری ، یک نه ، یک خط راست ، یک هدف سروش آزمون حقیقی اخلاق بشریت(اساسی ترین آزمونی که به سبب ماهیت عمیق آن، هنوز برای ما به خوبی محسوس نیست) چگونگی روابط انسان با حیوانات است، به خصوص حیواناتی که در اختیارو تحت تسلط او هستند.و اینجاست که بزرگترین ورشکستگی بشر تحقق می یابد آن هم ورشکستگی بنیادی که ناشی از ناکامی های فراوان اخباقی و عقلانی ست و ناکامی های دیگری نیز از ان ناشی میشود من همیشه در برابر چشمان خود مینشینم و به شکست و ناکامی خود می اندیشم. در عین حال تصویر دیگری به ذهنم خطور میکند:(( نیچه )) از هتلی در شهر((تورینو)) بیرون می اید و مشاهده میکند که درشکه چی با ضربات شلاق اسبش را میزند. نیچه به اسب نزدیک میشود و جلوی چشمان همه ، سر و سال اسب را در آغوش میگیرد و با صدای بلند میگرید. این واقعه در سال 1889 روی داد،زمانی که نیچه از آدمیان دور شده بود. به عبارت دیگر، دقیقا همان موقع نیز بیماری روانی او نیز بروز پیدا کرد اما به عقیده من همین جاست که باید مفهوم عمیق حرکت او را دریابیم نیچه آمده است تا از اسب برای "دکارت" به اصطلاح اندیشمند طلب مغفرت کندوجنون او(جدایی او از بشریت) در لحظه ای بروز کرد که سر و یال اسب در آغوش گرفت و به زاری گریست من نه نیچه فمینیسم که این نیچه مجنون را دوست دارم چیپی چیپی
اگر از طرفداران استفاده از Windows Media Player هستید حتما با این مشکل در این برنامه برخورد کرده اید که Media Player بطور پیش فرض فایل های ویدیویی DAT را در لیست فایل ها نمایش نمی دهد و باید برای نمایش و باز کردن آنها از قسمت Files Of Type گزینه All Files (*.* ) را انتخاب کنیم تا همه فایل ها بدون توجه به پسوندی که دارند نمایش داده شوند. جهت افزودن این قابلیت به Media Player مراحل زیر را انجام دهید : 1- Regedit را اجرا کنید . 2- باز شدن برنامه کلید زیر را بیابید : HKEY_LOCAL_MACHINESOFTWAREMicrosoftMediaPlayerPlayerExtensions 3- برروی Types کلیک کنید . در پنل سمت راست روی عدد 3 دوبار کلیک کنید تا پنجره Edit string باز شود . در انتهای قسمت Value Data ابتدا یک ” Semicolon “ و سپس عبارت *.dat را وارد کنید. 4- Registry Editor را ببندید و Media Player را امتحان کنید.
اما «کوئرتی» تنها انتخاب ما نیست. جالب است که در عین همهگیر بودن، بهترین هم نیست. کوئرتی در حدود ۱۵۰ سال قبل درست شده و دلیل قرارگیری کلیدها در آن «سخت تر کردن تایپ بوده»! عجیب است؟ شاید اغراق کردم! دلیل قرارگیری کلیدهای کوئرتی این بوده که یک تاپیست خوب نتواند خیلی خیلی سریع تایپ کند تا اهرمهایی که قرار بود تق و تق روی کاغذ بخورند، به هم گیر نکنند (: بعضی ها هم میگویند که بحث سرعت مطرح نبوده و فقط میخواستهاند جلوی گیرکردن اهرمها را از طریق دور کردن اهرمهای پر تکرار از هم بگیرند. به هرحال هر کدام که باشد فرقی نمیکند چون در هر صورت کلیدها در بهترین جاهای ممکن نیستند ! شاید سرعت تایپ برای من و شما خیلی خیلی مهم نباشد ولی چیزی که برام من ارزش زیادی دارد سلامت دستم است: کوئرتی شدیدا به مچ صدمه میزند چون باید دائما حروف صدادار را با حرکات عجیب انگشت تایپ کنید: e و i و o و u همه در جاهای ناراحت هستند و راحتترین جاهای تایپ به j و f اختصاص داده شده که چندان هم جالب نیست (در فارسی بهترین جا را به ت و ب دادهاند!).
این ایدهها خیلی ساده و بدیهی است؟ دقیقا! و جای تعجب اینجاست که شما و من فقط چون با QWERTY سخت و صدمه زننده بزرگ شدهایم، آن را «ترجیح» میدهیم. صفحه کلید دووراک این روزها در تمام سیستم عاملهای جدید قابل انتخاب است ولی خب چند مشکل پیش خواهد آمد:
هرچند دووراک صفحه منتخب بعضی از برنامهنویسهای کامپیوتر است، اما راستش را بخواهید من خودم سوییچ نمیکنم چون حجم تایپ انگلیسیام کم است و لینوکس کار هم هستم که خودش به اندازه کافی جذاب است (: در غیر اینصورت شاید سوییچ کردن به دووراک یا لااقل یاد گرفتن آن را به یک تجربه جدید و نمک زندگی تبدیل میکردم و میپیوستم به افراد زیر که جزو استفاده کنندگان دووراک هستند:
در حال و هوایی که کمتر از دو دهه از ظهور سینمای نوین در ایران نمی گذشت و هنر هفتم در این سرزمین تنها و تنها در قالب برچسبی به نام "فیلم فارسی" هویت پیدا می نمود، ناگهان فیلمسازانی ظهور کردند و جنبشی آوانگارد را پدید آوردند که باعث شد تا این سینمای نوپا ظرف مدتی کمتر از ده سال خود را به سطح قابل قبول و مورد تحسینی در عرصه جهانی برساند. چهره هایی چون مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، پرویز کیمیاوی، علی حاتمی، عباس کیارستمی، امیر نادری، ناصر تقوایی و فراتر از همه آنها جوانی باهوش، وسواسی، حسّاس و مصمم به نام سهراب شهیدثالث... سلام سینما این جدول بسیار جالب را ببینید، به مانند جدول “جدول تناوبی عناصر” درست شده و واژگان بنیادین بازاریابی و کسب و کار در آن شرحداده شده. موس را بر روی هر عنصر بگیرید تا توضیح را ببینید. نامه آبراهام لينكن به آموزگار پسرش به پسرم اینگونه درس بدهید: او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند. اما به پسرم بیاموزید که به ازاء هر شیاد، انسانهای درست و صدیق وجود دارند. به او بگویید به ازاء هر سیاستمدار خودخواه، رهبر با حمیتی هم وجود دارد. به او بیاموزید که به ازاء هر دشمن، دوستی هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید، اگر با کار و زحمت خودش، یک دلار کاسبی کند بهتر از این است که جایی روی زمین پنچ دلار پیدا کند. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید. اگر می توانید، به او نقش مهم کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند. به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گلهای درون باغچه،به زنبورهایی که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشها، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه در جهت خلاف او حرف بزنند. به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند. ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد. به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند. اما قیمت گذاری برای دل بی معناست. به او بگویید تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد. در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک ناز پروده نسازید. بگذارید که شجاع باشد. به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید. پسرم کودک کم سال بسیار خوبیست گفتارهای حکیمانه ... برخی از افراد هستند که استیل را به دلیل ماهیت مادی گرایانه نقد می کنند، اما این افراد استیل را با مد اشتباه گرفته اند. مد نوعی دل مشغولی است که هر چند وقت یکبار تنها به خاطر تغییر ذائقه، عوض می شود تا علاقه مصرف کننده به خرید افزایش پیدا کند. استیل از ناهنجاری ها و در هم ریختگی ها جلوگیری می کند. نوعی سازماندهی به بازهارهای شلوغ عرضه است. نوعی حق انتخاب که بیش از اندازه درگیر فشارهای خارجی مانند تبلیغات نشده باشد. استیل ای که با شخصیت شما سازگاری داشته باشد، و لازم نیست فصل به فصل تغییر پیدا کند. همچنین لزومی هم ندارد که برای همیشه مانند روز اول باقی بماند. همانطور که شخصیت شما در طول زمان تغیییر پیدا کرده و کامل می شود، استیل هم می تواند تکامل پیدا کند. استیل واقعاً نوعی درک فردی است که با انتخاب فردی اعمال می شود – و این انتخاب فردی به آن موجودیت بخشیده و آنرا وارد جهان مادی می کند ... آوار -1ریچارد رورتی، در مقاﻟﺔ خود با عنوان “پول و عشق” از زبان قهرمان یکی از رمان های “ای.ام.فارستر” میپرسد: “آیا اقتصاد همان روح جهان است … آیا قعر مغاک ، نه فقدان عشق ، که فقدان پول است” آنگاه در صفحاتی بعد ، به گونه ای صریح و روشن پاسخ میدهد: “نداشتن پول ، نداشتن شایستگی صحبت کردن و نداشتن شایستگی رابطه داشتن است. نداشتن پول ، نداشتن امکانی برای عشق است. مردم بسیار فقیر ، کسانی که در قعر مغاک اند مردمی که به قول برشت در تاریکی زندگی میکنند ، نه استطاعت عشق دارند و نه شایستگی مصاحبت … مردم بسیار فقیر شهامت عشق یا دوستی را در خود نمی بینند ، زیرا ﻫﻤﺔ لحظه های روزهایشان مالامال از دغدﻏﺔ لقمه های نان است”. رورتی، معتقد است که لطافت طبع و عشق زمانی پدیدار خواهد شد که آن قدر پول باشد که برای افراد ، اندکی فراغت به بار آورد - حداقل فرصتی کوتاه - تا در آن بتوان دوست داشت. او واقع گرایی را در آن میداند که بپذیریم ، پول متغیری مستقل است و عشق؛ متغیری وابسته. شاید اگر “رورتی” اندکی با مفاهیم اقتصادی آشنا بود ، بجای “پول” از رشد اقتصادی و بجای “عشق” از شاخص های توﺳﻌﺔ اقتصادی سخن میگفت. اما برای خواننده ای که اقتصاد میداند یا میخواند ، مسلم است که او سعی در القای این اندیشه دارد که رشد اقتصادی متغیری مستقل است و توﺳﻌﺔ اقتصادی وابسته به آن. او همچنین از عبارت “شمالی ها” برای کشورهای توسعه یافته و از “جنوبیها” برای کشورهای توسعه نیافته (شامل کشور عزیز ما) نام می برد. رورتی، تمایز بین مارکسیسم و لیبرالیسم را در عدم توافق در این خصوص میداند که آیا میتوان آنقدر پول بدست آورد که از طریق بازتوزیع آن در میان ﻫﻤﺔ مردمان ، امکان لطافت طبع و عشق ورزیدن را برای آنان به ارمغان آورد؟ پاسخ یک مارکسیست ، یک “آری!” سرراست است ، اما “رورتی” در مقام یک لیبرال صریح اللهجه میگوید: “معلوم است که نمیتوان!”. پاسخ مثبت مارکسیست به سوال “رورتی” ، از ایمان او برمیخیزد : زمانی که مردمان فقیر و فرودست زمام امور را در دست بگیرند و انقلاب همه چیز را دگرگون کند ، با فروپاشی بازار آزاد سرمایه داری و توسل به برنامه ریزی ، آنچنان رشد اقتصادی بدست میآید که توزیع آن ، ﻫﻤﺔ مردم جهان را از فقر و بی پولی نجات میدهد. اما افسوس که مارکسیسم دیگر گیرایی چندانی ندارد! اما “رورتی” می توانست همانند لیبرال های دیگر بگوید: “در بلند مدت ، حتما! ، کافی است منتظر بمانید تا با جهانی شدن ، کیک نیز بزرگ شود ، آنگاه آن را تقسیم خواهیم کرد!”. اما با شناختی که از “رورتی” دارم ، میدانم که او به شدت رئاليست است و از آن دسته اي نیست که خود را با امیدهای واهی فریب دهد و خوب میداند که دربلندمدت همه میمیریم. نوای مرگ در میان کودکان گرسنه در آفریقا آنچنان تند مینوازد که “انتظار فرارسیدن بلندمدت” برای آنان بسیار نامفهوم است. به عقیدﺓ او هر نوآوری لیبرالیسم جهانی ، مانند صندوق بین المللی یا بانک جهانی از این امید ناشی شده است که شمالی ها ناچار نباشند خود را از مردمی که در سودان و هائیتی بسان حیواناتی زندگی میکنند ، متمایز سازند. نه به این دلیل که آنان گرسنه و بی پول اند بلکه به این دلیل که از عشق هیچ نمی دانند ، یا به زبان خودمانی (اقتصادی) توسعه نیافته اند. اما دیدگاه “رورتی” به او این اجازه را نمیدهد که به این راه حل امیدوار باشد. جالب است بدانیم که بیشترین تلاش “رورتی” در دنیای فلسفه ، صرف ایجاد چشم اندازی از امیدهای اجتماعی شده است ، با این حال در مقاﻟﺔ خود هیچ پایانی برای تفکرات بدبیناﻧﺔ خود ارائه نمیدهد. -2 لابد از خود می پرسید که من در مقاﻟﺔ رورتی دنبال چه میگردم. از کسی که “رورتی” میخواند انتظار میرود که به اندازﺓ خود او صریح باشد. من در مقام یک دانش آموﺧﺘﺔ اقتصاد ، با “رورتی” در این سه نکته اشتراک نظر دارم : اول( حداقل در یک مورد حق با مارکسیستها بود : روح تاریخ، اقتصادی است. من منکر راﺑﻄﺔ دوسویه بین اقتصاد و فرهنگ نیستم ، اما واقعیتهای اقتصادی نشانگر آن است که رشد اقتصادی قدرت توضیح دهندگی بیشتری بر توﺳﻌﺔ اقتصادی دارد تا بالعکس. لذا همانگونه که پول مقدم بر عشق است، رشد مقدم بر توسعه است.{كاتالاكسي: البته منظور دومان از اين پاراگراف، اثبات چيزي نبوده است!} دوم (کشورهای توسعه یافته اگر تلاش فراوان کنند ، شاید بتوانند فقر را در کشورهای خود ریشه کن کنند تا ﻫﻤﺔ افراد جاﻣﻌﺔ آنان از موهبت عشق(توسعه یافتگی) بهره مند شوند. اما قادر به نجات ما “جنوبیها” نخواهند بود (اگر چنین نیتی داشته باشند! ، که من در این مورد به اندازﺓ “رورتی” خوشبین نیستم.( سوم) بنظر نمی رسد در دنیایی از واقعیت های تلخ که پیش رو داریم ، ثروت به اندازﺓ کافی وجود داشته باشد که برای همگان عشق و توسعه یافتگی به همراه آورد ، مگر آنکه دل به فناوری های شگفت انگیز ببندیم کاتالاکسی * در شروع کار شرکت ها و موسسات مهمترین مسئله جذب نیروی انسانی قوی است. نیروی انسانی خوب که جذب شد خود راهش را پیدا می کند و درگیری بعدی کم خواهد بود. * تا وقتی به بازاری وارد نشده ایم هنوز فرصت داریم تا در آینده وارد شویم اما اگر وارد شدیم باید آنقدر توان داشته باشیم که آن را حفظ کنیم. اگر نداریم اصلا وارد نشویم * فعالیت شرکت ها و سازمانها منوط به وجود برخی زیربناهای مدیریتی است که معمولا دیده نمی شود و به همین دلیل جدی گرفته نمی شوند اما وقتی کار به شرکت آمد و حجم کار بالا رفت خلاء وجود این زیربناها جدی می شود. * مدیریت پست مدرن بسیار پیچیده است. (به کلمه پست مدرن گیرندهید) از یک جهت شبیه فوتبال بازی همه جوانان در کوچه است که همدیگر را صدا می کنند تا توپ بگیرند اما واقعیت آن چیز دیگری است. تیم بارسلون نیز شبیه همان بازی توی کوچه عمل می کند اما یک ساختار نامرئی بر این تیم و نحوه بازی آنها حاکم است که آنها را کاملا ممتاز از یک تیم فوتبال توی کوچه می کند. * در هر سازمان باید ترکیب مناسبی از نیروی پاره وقت به تمام وقت وجود داشته باشد وگرنه سازمان قوام نمی یابد. دوستدار سقراط |
|
+ یازیلیب
سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساهات 18:47 یازان دوغا |
|
|
توتولموش کونلومی جامیله شادان ایله مک اولماز tutulmuş könlümi camilə şadan eyləmə
كتاب "زندگي عاقلانه" ترجمهاي است از كتاب "A New Guide to Rational Living" كه توسط Albert Ellis و Robert Harper نوشته شده است. مهرداد فيروزبخت اين كتاب را به فارسي ترجمه كرده است و انتشارات رشد آن را منتشر كرده است. آلبرت اليس، مبدع رواندرماني منطقي- هيجاني، افكار غيرعاقلانه را عامل هيجانات نابهنجار ميداند و معتقد است كه با اصلاح تفكر ميتوان به اصلاح خلقيات پرداخت. در كتاب زندگي عاقلانه، نويسندگان هيجانات منفي، مانند خشم، اضطراب و افسردگي، را ناشي از ده طرز فكر غيرعاقلانه زير عنوان ميكنند: 1. بايد تأييد و محبت ديگران را جلب كنم. ديگران بايد كارهاي مرا دوست بدارند و مرا بپذيرند. 2. هميشه بايد عملكرد خوب و موفقيتآميزي داشته باشم. بايد ثابت كنم كه آدم با كفايت، شايسته و موفقي هستم. حداقل بايد ثابت كنم كه در بعضي زمينهها آدم با كفايت و باهوشي هستم. 3. بعضي انسانها بد، پست و شريرند و به خاطر گناهانشان لايق سرزنش و تنبيهاند. وقتي مردم رفتارهاي آزاردهنده و ناعادلانهاي دارند، بايد آنها را سرزنش كرد و به آنها لعنت فرستاد و آنها را اشخاص بد و شرير و پستي دانست. 4. اگر كارها درست پيش نروند، وحشتناك، هولناك و افتضاح خواهد شد. وقتي به شدت ناكام ميشوي يا در حق تو بيعدالتي ميشود و طردت ميكنند، بايد احساس كني خيلي افتضاح شده و فاجعه هولناكي رخ دادهاست. 5. منشأ بدبختيهاي انسان در بيرون از اوست و ما كنترلي بر افسردگيها و تأثراتمان نداريم. احساس بدبختي من ناشي از فشارهاي بيروني است و من كنترل كمي بر روي احساساتم دارم. 6. بايد با هر چيزي كه خطرناك و ترسناك به نظر ميرسد، مشغوليات ذهني پيدا كرد و در مورد آن مضطرب شد. 7. آسانترين راه اين است كه از روبرو شدن با مشكلات زندگي اجتناب كنيم و از زير بار مسؤوليتها شانه خالي كنيم و سعي نكنيم دنبال خويشتنداري باشيم كه البته پاداشدهندهتر است. 8. گذشته شما بسيار مهم است و هر چه كه در گذشته بر شما تأثير زيادي گذاشته است، حالا نيز حتماً بر احساسات و رفتار كنوني شما تأثير ميگذارد و هميشه تأثيرش را حفظ ميكند. 9. مردم و اشيا بايد اصلاح شوند و اگر نتوان براي حقايق تلخ زندگي راهحلهاي خوبي پيدا كرد، خيلي افتضاح و وحشتناك ميشود. 10. با تنبلي و عدم تحرك، يا با خوشگذرانيهاي منفعلانه و غيرمتعهدانه ميتوان به شادي كامل دست يافت. آلبرت اليس و رابرت هارپر معتقدند كه هر احساس و هيجان، از فكر و اعتقادي ذهني سرچشمه ميگيرد و هر انساني ميتواند با كمي دقت به اين ارتباط پي ببرد. در كتاب زندگي عاقلانه نمونههاي نسبتاً جامعي از كشف اين ارتباط در افراد مختلف، كه در واقع مراجعان نويسندگان كتاب بودهاند، ذكر شدهاست. مطالعه اين كتاب براي همه مفيد است، عليالخصوص كساني كه تجربه رواندرماني دارند.فرانک با استفاده از اين برنامه مي توانيد در برنامه Word با خط زيباي نستعليق بنويسيد. بله باور کنيد. در ضمن مي توانيد يک متن از قبل نوشته شده را به خط نستعليق تبديل کنيد. بعد از نصب برنامه بايد در برنامه Word فونت NASTALIQ را انتخاب کنيد. گاهي ممکن است مشکلاتي پيش آيد که بايد برنامه را Uninstall و دوباره نصب کنيد. براي تايپ حرف ک بايد از کيبرد عربي استفاده کنيد. براي اين کار به کنترل پنل و تنظيمات Regional and Language Options برويد و در تب Languages بر روي Details کليک کرده و کيبرد Arabic (Saudi Arabia) را اضافه کنيد. براي تايپ حرف ک کيبرد را بر روي عربي بگذاريد.تبیان ۱۰ترفند جستجو در گوگل ۱. جستجویی پربار داشته باشید ۲. استفاده از نشان کوتیشن (نقل قول) ۳. علامت های مثبت (+) و منفی (-) ۴. استفاده از کارکترهای عمومی ۵. دستور site: ۶. استفاده از عملگرها ۷. استفاده از صفحه ی جستجوی پیشرفته ۸. گروه های گوگل ۹. قابلیت های جدید جستجوی پیشرفته ۱۰. از کاراکترهای درست استفاده کنید |
|
+ یازیلیب
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساهات 16:4 یازان دوغا |
|
|
كتاب "زندگي عاقلانه" ترجمهاي است از كتاب "A New Guide to Rational Living" كه توسط Albert Ellis و Robert Harper نوشته شده است. مهرداد فيروزبخت اين كتاب را به فارسي ترجمه كرده است و انتشارات رشد آن را منتشر كرده است.
آلبرت اليس، مبدع رواندرماني منطقي- هيجاني، افكار غيرعاقلانه را عامل هيجانات نابهنجار ميداند و معتقد است كه با اصلاح تفكر ميتوان به اصلاح خلقيات پرداخت. در كتاب زندگي عاقلانه، نويسندگان هيجانات منفي، مانند خشم، اضطراب و افسردگي، را ناشي از ده طرز فكر غيرعاقلانه زير عنوان ميكنند: 1. بايد تأييد و محبت ديگران را جلب كنم. ديگران بايد كارهاي مرا دوست بدارند و مرا بپذيرند. 2. هميشه بايد عملكرد خوب و موفقيتآميزي داشته باشم. بايد ثابت كنم كه آدم با كفايت، شايسته و موفقي هستم. حداقل بايد ثابت كنم كه در بعضي زمينهها آدم با كفايت و باهوشي هستم. 3. بعضي انسانها بد، پست و شريرند و به خاطر گناهانشان لايق سرزنش و تنبيهاند. وقتي مردم رفتارهاي آزاردهنده و ناعادلانهاي دارند، بايد آنها را سرزنش كرد و به آنها لعنت فرستاد و آنها را اشخاص بد و شرير و پستي دانست. 4. اگر كارها درست پيش نروند، وحشتناك، هولناك و افتضاح خواهد شد. وقتي به شدت ناكام ميشوي يا در حق تو بيعدالتي ميشود و طردت ميكنند، بايد احساس كني خيلي افتضاح شده و فاجعه هولناكي رخ دادهاست. 5. منشأ بدبختيهاي انسان در بيرون از اوست و ما كنترلي بر افسردگيها و تأثراتمان نداريم. احساس بدبختي من ناشي از فشارهاي بيروني است و من كنترل كمي بر روي احساساتم دارم. 6. بايد با هر چيزي كه خطرناك و ترسناك به نظر ميرسد، مشغوليات ذهني پيدا كرد و در مورد آن مضطرب شد. 7. آسانترين راه اين است كه از روبرو شدن با مشكلات زندگي اجتناب كنيم و از زير بار مسؤوليتها شانه خالي كنيم و سعي نكنيم دنبال خويشتنداري باشيم كه البته پاداشدهندهتر است. 8. گذشته شما بسيار مهم است و هر چه كه در گذشته بر شما تأثير زيادي گذاشته است، حالا نيز حتماً بر احساسات و رفتار كنوني شما تأثير ميگذارد و هميشه تأثيرش را حفظ ميكند. 9. مردم و اشيا بايد اصلاح شوند و اگر نتوان براي حقايق تلخ زندگي راهحلهاي خوبي پيدا كرد، خيلي افتضاح و وحشتناك ميشود. 10. با تنبلي و عدم تحرك، يا با خوشگذرانيهاي منفعلانه و غيرمتعهدانه ميتوان به شادي كامل دست يافت. آلبرت اليس و رابرت هارپر معتقدند كه هر احساس و هيجان، از فكر و اعتقادي ذهني سرچشمه ميگيرد و هر انساني ميتواند با كمي دقت به اين ارتباط پي ببرد. در كتاب زندگي عاقلانه نمونههاي نسبتاً جامعي از كشف اين ارتباط در افراد مختلف، كه در واقع مراجعان نويسندگان كتاب بودهاند، ذكر شدهاست. مطالعه اين كتاب براي همه مفيد است، عليالخصوص كساني كه تجربه رواندرماني دارند.فرانک با استفاده از اين برنامه مي توانيد در برنامه Word با خط زيباي نستعليق بنويسيد. بله باور کنيد. در ضمن مي توانيد يک متن از قبل نوشته شده را به خط نستعليق تبديل کنيد. بعد از نصب برنامه بايد در برنامه Word فونت NASTALIQ را انتخاب کنيد. گاهي ممکن است مشکلاتي پيش آيد که بايد برنامه را Uninstall و دوباره نصب کنيد. براي تايپ حرف ک بايد از کيبرد عربي استفاده کنيد. براي اين کار به کنترل پنل و تنظيمات Regional and Language Options برويد و در تب Languages بر روي Details کليک کرده و کيبرد Arabic (Saudi Arabia) را اضافه کنيد. براي تايپ حرف ک کيبرد را بر روي عربي بگذاريد.تبیان ۱۰ترفند جستجو در گوگل ۱. جستجویی پربار داشته باشید ۲. استفاده از نشان کوتیشن (نقل قول) ۳. علامت های مثبت (+) و منفی (-) ۴. استفاده از کارکترهای عمومی ۵. دستور site: ۶. استفاده از عملگرها ۷. استفاده از صفحه ی جستجوی پیشرفته ۸. گروه های گوگل ۹. قابلیت های جدید جستجوی پیشرفته ۱۰. از کاراکترهای درست استفاده کنید |
|
+ یازیلیب
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساهات 16:2 یازان دوغا |
|
|
معرفی وبلاگ وزین و شگرف متدولوژی شش سیگما
(تمامی مطالب از وبلاگ متدولوژی شش سیگما جهت معرفی وبلاگ متدولوژی شش سیگما میباشد) شش سيگما چيست؟ شش سيگما سيستمي است شامل مجموعه اي از ابزارهاي بهبود مستمر براي تمرکز بر روي فرآيندها، تحليل و مقايسه آنها و تخصيص منابع به فرآيندهايي که نيازمند توجه بیشتر هستند. خرابی های ایجاد شده در فرایندهای سازمانها باعث دوباره کاری،اتلافات، هزینه و نیروی انسانی اضافی می شود. متمرکز کردن عمده تلاش ها بر روي کاهش خرابي ها علاوه بر کاهش دوباره کاري، هزينه انجام فرآيندها را نيز کاهش مي دهند. شش سيگما با تعريف معيارهايي که نشان دهنده ميزان خرابي در فرآيند هستند،امكان مقايسه همزمان وضعيت عملكردي فرآيندهاي مختلف را فراهم مي آورد و در تصميم گيري در مورد محل تمرکز منابع براي عملكرد بهتر کمك مي کند. متدولوژي شش سيگما يك بينش و فلسفه تجاري است که به شرکت هايي که در سطح کيفيت جهاني فعاليت مي کنند و به دنبال بهبود مستمر هستند کمك می کند که به بالاترين سطح رضايت مشتري دست يابند. معيارهايي که در اين متدولوژي تعريف مي شوند اهداف و ارزش هاي استراتژيك سازماني را به نيازها و انتظارات مشتريان مربوط می سازند یک متدلوژی بهبود مستمر کیفیت است که با کاهش تغییرات ذاتی فرایند انجام میشود. کانون توجه این متدلوژی درک کامل از فرایند طراحی و ساخت در راستای رضایت مشتری است. سيستم مديريت كيفيت 6 سيگما روشي سيستماتيك براي توسعه كيفيت توليد و فرآيندهاي كار سازماني است . 6 سيگما با مشتري آغاز مي شود تا به روشني خواسته هاي سيستم را مشخص سازد و سپس اهداف بهينه سازي فرآيند را به مجموعه اي از اندازه گيريهاي كمي و ابزارهاي آماري پيوند مي دهد.6 سيگما بطور كلي به دنبال ايجاد يكنواخت سازي هدف و بهينه سازي كيفيت و بهره وري در فرآيندها مي باشد. Six Sigma يك استراتژي تحول سازماني است استراتژي تحولي 6sigma ، سيستمي است كه موجب توسعه و گسترش متدهاي مديريتي، آماري و نهايتاً حل مشكلات شده و به كمپاني امكان جهش و تحول را مي دهد. شش سیگما را می توان یک ابزار مدیریتی نیرومند و فراگیر جهت ایجاد تغییر در سازمان و انطباق برخواسته های مشتری نامید. شش سیگما برخلاف سایر رویکردهای کیفیت تنها یک روش نبوده بلکه یک چشم انداز، هدف و سمبل را نیز در بر دارد. علی رغم اینکه شش سیگما بسیار تحت تاثیر متدلوژی TQM می باشد با این حال از کاستی های TQM نظیر نداشتن سنجه ای جهت ارزیابی و پایش میزان پیشرفت، ملموس نبودن اهداف کلان و عدم اتصال به پایه های اقتصادی سازمان، مبرا می باشد. شش سیگما، تنها یک برنامه کیفیت نمی باشد بلکه یک ابتکار در راهبرد کسب و کار است. از دیدگاه بری فوگل III شش سیگما در حقیقت تلفیقی از دانش و آگاهی سازمان با تکنیک های کارای آماری در جهت بهبود کارایی و اثربخشی سازمان و همچنین برآورده سازی الزامات حقیقی مشتری می باشد، هدف نهایی شش سیگما خلق توانمندی اقتصادی هم برای سازمان و هم برای مشتری می باشد. اصول ششگانه شش سيگما : مطالب مرتبط: شش سیگما برای چه نوع شرکت هایی طراحی شده است؟چه کسانی به شش سیگما نیاز دارند شرکت های بزرگ یا شرکت های کوچک؟ آیا برای اجرای شش سیگما نیاز به منابع مالی عظیم می باشد؟ آیا آمادگی اجرای شش سیگما را در دپارتمان خود دارید؟ از کجا باید شروع کرد به چه چیزهایی نیاز دارید؟ چه نیروها و منابعی برای کمک به شما در دسترس میباشند و از همه مهمتر چرا باید شش سیگما را اجرا کنید؟ زمانی که تصمیم گرفتید شش سیگما را در سازمان خود پیاده نمایید باید به این سؤالات پاسخ دهید. كايزن چيست؟ كايزن تركيبي دو كلمه اي از يك مفهوم ژاپني است كه تعريف آن تغيير به سمت بهتر شدن يا بهبود مستمر و تدريجي است. در واقع كايزن بر اين فلسفه استوار است كه براي ايجاد بهبود در سازمان ها لازم نيست به دنبال تغييرات انفجاري يا ناگهاني باشيم ، بلكه هر نوع بهبود يا اصلاح به شرط آنكه پيوسته و مداوم باشد، ارتقاي بهره وري را در سازمان ها به ارمغان خواهد آورد. KAI + ZEN = KAIZEN بهبود مستمر و تدريجي با بهره گيري از مشاركت كاركنان در نگاه كايزني براي تحقق بهبود تدريجي و مستمر در سازمان ها بايد سه اقدام اساسي زير صورت بگيرد : 1- كليه فعاليت هايي كه هزينه زا هستند ولي ارزشي توليد نمي كنند (Muda ) بايد حذف شوند . 2- فعاليت هايي كه به شكلي در جاي ديگري به صورت موازي انجام مي شوند ( Muri ) با يكديگر تلفيق شوند. 3- آن دسته از فعاليت هايي كه براي تكميل و بهبود سطح كيفي خدمات لازمند (Mura ) به فعاليت هاي سازمان افزوده شوند. اين حركت يا نهضت MU3 اساس اقدامات كارگاه آموزشي گمبا كايزن ( كايزن عملي ) را تشكيل مي دهد. مراحل اجراي كايزن عملي 1- ناحيه نمونه را انتخاب كنيد . 2- گروه بهبود ( تيم كايزن ) را ايجاد و سازمان دهي كنيد . 3- داده هاي آماري مورد نياز را در ناحيه نمونه با كمك اعضاي گروه گرد آوري كنيد . 4- اعضاي شركت كننده را در كارگاه آموزشي با مفاهيم و ابزارهاي بهبود آشنا كنيد . 5- نظام آراستگي ( 5 ت ) را آغاز كنيد . 6- مودا ( اتلاف ) ها را شناسايي و فهرستي از آنها تهيه كنيد . 7- تحليل علل رويداد اتلاف را در ناحيه نمونه انجام دهيد و راه حلهايي را با استفاده از كار گروهي بیابید. 8- راه حل هايي را كه عملي ترند انتخاب كنيد . 9- هر نوع تغيير فيزيكي در آرايش ناحيه نمونه را بدون فوت وقت انجام دهيد . 10- بهبود انجام گرفته را به صورت استاندارد درآوريد . 11- موفقيت حاصله را به اطلاع ساير همكارانتان برسانيد . 12- نتايج به دست آمده را ارزيابي كنيد تا در مراحل بعدي مورد استفاده قرار گيرند . 13- به سراغ مشكل بعدي برويد . اصول بيست گانه مديريت در كايزن 1- نگوييد چرا اين كار انجام نمي شود. فكر كنيد چگونه مي توانيد آن را انجام دهيد. 2- در مورد مشكل به وجود آمده نگراني به خود راه ندهيد. همين الان براي رفع آن اقدام نماييد. 3- از وضعيت موجود راضي نباشيد. باور داشته باشيد كه هميشه راه بهتري هم وجود دارد. 4- اگر مرتكب اشتباه شديد ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآييد. 5- براي تحقق هدف به دنبال كمال مطلوب نگرديد.اگر60%از تحقق هدف اطمينان داريد دست بكار شويد. 6- براي پي بردن به ريشه مشكلات 5 بار بپرسيد چرا؟ 7- گمبا محل واقعي رويداد خطاست . سعي نكنيد از دفتر كار خود مشكلات محيط را حل كنيد. 8- هميشه براي حل مشكل از داده و اطلاعات كمي و به روز استفاده كنيد. 9- براي حل مشكل بلافاصله به دنبال هزينه كردن نباشيد. بلكه از خرد خود استفاده كنيد. اگر عقلتان به جايي نمي رسد، آن را در همكارانتان بجوييد و از خرد جمعي استفاده كنيد. 10- هيچ وقت جزئيات و نكات ريز مسئله را فراموش نكنيد. ريشه بسياري از مشكلات در نكات ريز است. 11- حمايت مديريت ارشد منحصر به قول و كلام نيست. مديريت بايد حضور ملموس داشته باشد. 12- براي حل مسائل هر جا كه امكان آن وجود دارد از واگذاري اختيار به زيردستان ابا نكنيد. 13- هيچ وقت به دنبال مقصر نگرديد. هيچ گاه عجولانه قضاوت نكنيد. 14- مديريت ديداري و انتقال اطلاعات بهترين ابزار براي حل مسئله به صورت گروهي است. 15- ارتباط يك طرفه دستوري از بالا به پايين مشكلات سازمان را پيچيده تر ميكند. مديريت ارشد بايد با لايه هاي پايين تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد. 16- انسانها توانايي هاي فراواني دارند. از الگوهاي چند مهارتي و غني سازي شغلي براي شكوفا شدن آنها استفاده كنيد. 17- تنها فعاليت هايي را انجام دهيد كه براي سازمان شما ارزش افزوده ايجاد مي كنند. 18- فراموش نكنيد كه 5 ت ، پايه و بنيان ايجاد محصولي با كيفيت است. 19- بر اساس الگوهاي كار گروهي ، مسائل محيط كارتان را حل كنيد. 20- حذف مودا ( اتلاف) فرآيندي پايان ناپذير است. هيچ وقت از اين كار خسته نشويد. مدیریت تحول ذره ای تنها مانده هستم ، ذره ای نادیده انگاشته شده ، مشتی شکایت ، اگر چه قادر نیستم ، از حقیقتی یاری جویم تا هر آنکس بتواند شاهد این زخم ها باشد ، کسی هستم که می خواهم تو باشی ، که می خواهم تو حس کنی اگر چه انگار اهمیتی ندارد چه کنم؟ نمی توانم تو را قانع کنم ، تا باور کنی این حقیقت است ، پس به تماشای تو خواهم نشست و می گذارم بروی پشت به من می کنی (خیانت می کنی) ، همچون همیشه ، چهره ای دور از من و ادعا به آنی که نیستم ، اما این جا هستم چون تو همه هستی منی ذره ای نامطمئن هستم ، ذره ای ناراحتی و رنج ، چون نمی خواهم درک کنی ، آنچه را در توان دارم انجام می دهم ، اگر چه حسی را بر نمی انگیزم ، کسی هستم ، چیزی هستم که هرگز نمی خواستی بگویی ، اما هیچگاه لحظه ای تردید به خودم راه ندادم ، انگار اهمیتی ندارد چه کنم ، نمی توانم تو را قانع کنم ، تا فقط یک بار هم که شده حرف هایم را تا انتها گوش کنی ، پس به تماشای تو خواهم نشست و می گذارم بروی پشت به من می کنی همچون همیشه ،چهره ای دور از من و ادعا به آنی که نیستم ، اما این جا هستم چون تو تمام هستی منی ، نمی توانم احساس کنم پیش از این هم چنین بوده ام ، به من پشت نکن ، نمی خواهم مرا نادیده بگیری ، زمان هم دیگر این درد را شفا نخواهد داد ، به من پشت نکن ، نمی خواهم مرا نادیده بگیری نه !!!! حرف مرا تا انتها بشنو ، چه دوست داشتی باشی چه نه ، همین حالا ، به من گوش بده !!!!... version 17 ![]() |
|
+ یازیلیب
سه شنبه هشتم آبان 1386ساهات 15:12 یازان دوغا |
|
|
کتاب کتاب کتاب
بابا مجسمه رو ولش کن Millais Ophelia نمونه دفتر یادداشت نویسندگان چطور ميشه يه رابطه دوستي رو حفظ کرد تيپهاي مديريتي جهت ايجاد انگيزه 1 و 2 اگر کاری که می کنی٬هوشمندانه باشد٬هيچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند انتقال عکس، فایل،متن طولانی از مانیتور کامپیوتر به موبایل بدون نیاز به کابل و بلوتوث نکراسوف در سال 1917 شعری سروده بود به نام "چه کسی می تواند در روسیه خوش حال و آزاد باشد". این شعر در اول مقاله ی ایلیچ آمده بود.شعر این بود: هنر تو این چنین رقت انگیز فقیر و این چنین غم انگیز ولی سرشار از گنجینه توانا و سراسر نیرومند روسیه...مادرِ من! سال بعد نکراسوف در حالی که در کنار اجاق شکسته و زیر سقف ترک برداشته اش نشسته بود به شعری که روزنامه ی ایزوستیا به اش سفارش داده بود فکر می کرد.با زوزه ی باد سرد زمستان مسکو و کنسرو سرد و مانده ی گوشت این شعر به ذهن او رسید: هنر تو این چنین رقت انگیز فقیر و این چنین غم انگیز ولی سرشار از گنجینه توانا و سراسر نیرومند روسیه....مادرِتُ...! خرمگس خاتون شعری از ادوارد استلین کامینگز (1962-1894) انسانیت، دوستت دارم، مایه خجالت است. انسانیت دوستت دارم، دوستت دارم چون همیشه مایه درد سری انسانیت، دوستت دارم، چون تا همیشه بر دامان مرگ نشسته ای هنر مینیمال در این است که با جمله ای کوتاه معنا و مفهوم عمیقی را به ذهن مخاطب القا کند و نه تنها ابایستی ین مفاهیم را سریع انتقال دهد بلکه تصویری روشن و واضح را هم در ذهن مخاطب از خط مشی فکری ، عقاید و نظرات خود ایجاد کند ، در یک جمله مینیمال ممکن است مفهومی چنان منتقل گردد که سطرها نیاز به بیان و نوشتن داشته باشد که آنرا می توان ایجاز در بیان دانست که هیچ تناسبی نیز با شرایط بدنی نویسنده و خواننده آن ندارد!!! آیا هدف از نوشتن یک متن غیر از هدفی خاص و بیان عقیده ای برای خواننده است؟ darkshadow اریک فروم بر این باور است که ارتباط با جهان، با کل بشر، در فرآیند جایگزینی خودشیفتگی بسیار موثر است و این که؛ بدون کاهش نیروی خودشیفتگی در اشخاص، می توان موضوع و جهت آن را تغییر داد. چنانچه نوع بشر، یعنی کل خانواده بشری می توانست به جای ملت، نژاد یا نظام سیاسی، موضوع خودشیفتگی گروهی شود، منافع بسیار می داشت، اگر آدمی می توانست پیش از هر چیز خود را شهروند جهان بداند و از بشر و از توفیق های بشری احساس غرور کند، خودشیفتگی اش، به جای افراد متعارض آدمی، نوع بشر را موضوع خویش قرار می داد. چنانچه نظام های آموزشی همه کشورها به جای کامیابی های یک ملت خاص بر دستاوردهای نوع بشر تاکید می کرد rooznote مهندسي صنايع مهندسين صنايع روشها و متدهاي توليد را ارزيابي و تحليل كرده و راههايي را جهت بهبود آنها پيدا مي كنند. آنها در اين مورد تصميمگيري مي كنند كه يك شركت منابع محسوس و مؤثري همچون نيروي انساني وتجهيزات را چگونه بايد در چارچوب محدوديتهاي فيزيكي موجود كارخانه(يا مؤسسه) تخصيص دهد. هر شركتي كه يك مهندس صنايع را چه به عنوان مشاور و يا يك مدير داخلي به خدمت مي گيرد، محدوديتهاي مخصوص خود را هم دارد. يك مهندس صنايع بايد نه فقط در فرايندهاي ساخت و توليد و استحصال، بلكه در فرهنگ ويژه، مسائل، و چالشهاي موجود يك شركت متخصص گردد. اين ممكن است به معناي جلسات رو در رو با مديران اجرايي، توقفهاي طولاني در خطوط توليد، و بررسي داده هاي تاريخي توليد باشد. مهندسين صنايع اطلاعات را درباره چگونگي روزانه انجام كار در محيط كاري، از بقيه مي گيرند، اما آنها بايد همچنين ملاحظات و مشاهدات خود را از اين فعاليتها، بيان كنند. بسياري از كاركنان بدليل مسأله به اصطلاح «پاييده شدن» توسط مهندسين صنايع احساس ناراحتي مي كنند، و مهندسين صنايع معمولا روي خط باريكي كه مرز مابين يك تحليلگر و يك مفتش(كارآگاه) است، راه مي روند! گيران(از مهندسان صنايع) شركتها هستند و تعداد زيادي نيز بخشهاي تخصصي همچون مونتاژ، فرايند محصول خام، يا ستاد اجرايي دارند. سختترين وظيفه يك مهندس صنايع ارائه مشاهدات و پيشنهادها به هيأت مديره شركت است كه به نظر مي رسد افرادي هستند كه به علت سبك سنتي مديريتي و تجاري و البته به دلايلي احساسي و هيجاني، منصوب شده اند. مهندسين صنايع بايد در آنچه مي گويند و در چگونگي بيان آن «نزاكت، ادب و موقع شناسي» را رعايت كنند و علاوه بر آن، لازمه يك مهندس صنايع موفق بودن، جذابيت(Charm) و ديگرپذيري(willingness) جهت تحمل و بردباري مقابل توصيه هاي كسي است كه حتي چهره اي غيرپاسخگوي مديريتي مي باشد. اكثريت عمده مهندسين صنايع(حدود 70 درصد) در شركتهاي توليدي مشغول به كارند؛ بسياري از اين شركتها بخشهاي تخصصي ويژه اي همچون مونتاژ، فرايندهاي محصول خام و يا بخشهاي اجرايي و ستادي ديگري دارند. اكثر مهندسين صنايع شرايط كاري خوبي دارند و به صورت منطقي و خردمندانه اي مشاغل چالش برانگيز و سطح رضايت بالاتري نسبت به مهندسين ديگر دارند. تعداد ساعات كاري ممكن است زياد باشند، اما اين به علت سطح رضايتي كه ناشي از آموزشي كه هر پروژه متفاوتي به ارمغان مي آورد مهمتر و دلپذيرتر است و بستگي به روحيات فرد دارد. IE+IT و بحثی مرتبط از قدوسی و وظایف مهندسی صنایع از IE+IT و گروه صنایع یزد ده تصور غلط در مورد توليد ناب : 1- توليد ناب برابر است با توليد بيشتر و انبوه تر 2- ژاپني ها توليد ناب را اجرا كرده اند 3- توليد ناب مجموعه ابزار است 4- شما توليد ناب را مي توانيد فقط براي كاهش هزينه انجام دهيد 5- خطوط مونتاژ، سلولهاي كاري، تيمهاي كاري = توليد ناب 6- لين مساوي است با ارزش موجوديت كه نتيجه محصول، جريانهاي ارزش نقشه، كشش، تكميل شدن پيگيري و تعقيب است 7- لين آخرين هوس مديريتي است 8- لين حذف كردن اتلاف است 9- لين كامپيوترها، نرم افزارها و سيستمهاي آي-تي را دوست ندارد 10- توليد ناب + هر سخن نامشخص(buzzword) مورد علاقه شما كه در زير ثبت خواهدشد = ايده بزرگ IE+IT |
|
+ یازیلیب
دوشنبه هفتم آبان 1386ساهات 9:49 یازان دوغا |
|
![]() ![]() ![]()
|
|
+ یازیلیب
یکشنبه ششم آبان 1386ساهات 12:50 یازان دوغا |
|
![]() به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟ نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعأ مسأله ای وجود دارد، چگونه می توان آن را حل کرد؟ در غیر اینصورت اگر سعی کنی آن را حل کنی تا بی نهایت به قهقرا خواهی رفت، هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس من فقط رفتم که ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه و دیدم قفل باز است.پادشاه گفت: آری، کلک در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد اما شما شروع به حل آن کردید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می کردید نمی توانستید آن را حل کنید... جغد سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید چهارچوب های مینی مال خیلی زیاد است. بهتر نیست که ما رجعت کنیم به الگوهای اولیه ی مینی مال، این که در ابتدای فعالیت شان به چه چیز هایی متکی بوده اند؟ مراحل اولیه ی مینی مالیسم همراه بود با روح مکاشفه و کشف مدل هایی از موسیقی خارجِ اروپا. هم زمان با یانگ که مشغول آموختن دروس هنری بود، ریچ طبالی غرب آفریقا را مطالعه کرده و در پی آن بود که بداند ساختارهای موسیقی ایجاد شده از ایده های پایه تا چه حد می توانند بسیط و گسترده شوند... هارمونیک قانون يعني محدوديت توجيه شده ! قانون فرمان ايستي است كه همچون ديواري بلند در برابر سركشي حساب نشده و افسار گسيخته انسانها سر برآورده است و خلاقانه ترين ذهن هاي پوينده را به چالش فرا مي خواند. قانون محدوديتي است كه گاه در حصارهاي مقدسش آرام مي گيريم و گاه در لابلاي كلافهاي خار دار آن با پيكره اي خونين و رواني زخم خورده مي تپيم و جان مي دهيم. قانون فرزند مشروع استراتژي است . در آن سوي عدم قطعيت است كه اهداف دور برد و ماموريتها را در بر گرفته اند. عقده حقارتي است كه از ناتواني خويش در درك پديده هاي محتمل و برآوردهاي نا مطمئن گريزان است. فرمانرواي واقعي دنياي بايد ها و نبايدها است. تنها مدل صفر و يك مي تواند هاله تقدسي بر ساحتش بيفشاند. يك هاي سر سپردگي و صفرهاي سركشي! غير قابل اعتماد است اما كاملا قابل پيش بيني است. محركي است كه نبض بندگان را در چنگالش مي فشارد و زنجير موجهي بر پاهاي بردگان خويش است. قلعه اي است كه كوتوله ها را در خود جاي داده است و به اعتبار اَبَرنيروي همگاني ماهيت و استحكام يافته است. پايان ابهامي است و سرآغاز ابهامي ديگر و پيوندي بين حقايق داور پيشه و مفاهيم خويش ساخته است كه لذت يقين را به كوتوله هايي مي بخشد كه هراسان پنجره هاي نا بسته و درهاي قفل و بند نشده اند. قانون پايان تقلاي بازيگري است كه راهكارهاي متعالي خويش را در استراتژي تعادلي برگزيده است و در آخرين حركت تبصره ها و ماده ها مات مي شود. پوسته اي سخت بر ساختار منعطف استراتژي است. سطحي ترين لايه از خواسته ها وآرزوهاي بخردانه اي است كه گام به گام با اهداف و ماموريتها و استراتژي ها كلنجار مي رود و پتك گراني است كه بر سندان تعاملهاي رقابتي كوفته مي شود . قانون محدوديت توجيه شده ! هنگامي كه خدشه ناپذيري و انسجام اين پوسته سخت به مخاطره افتد ، توحش بر كرسي نشاندن خواسته ها و نابودي خواهش ها سرانجامش خواهد بود. قانون ابتدايي ترين مكانيزم تعامل در محيط هاي اجتماعي است و ساده ترين روش موفقيت در رقابت است. ماهيت استاتيك آن با تغيير و پويايي منافات دارد و ديناميك پر سرعت دنياي كنوني قابليت و تحمل تامل در فرآيند توجيه ،تغيير و تاييد و اجرا را ندارد. در فضاي نسبيتي كه كوتوله ها عمر پايداري ندارند، اين مفهوم استحاله مي يابد و مدلها به شكلي مشروعيت جايگزيني با قانون و اصول را كسب مي كنند. قانون در محيط هاي پوياي رقابتي ، در اقيانوس پارادوكسهاي تعادل و تعامل دست و پا مي زنند و در عين حال ابزاري براي برد و باخت هستند. جبهه خصمانه اي است كه توانايي تعامل تعادلي با محيط را ندارد. به ويژه هنگامي كه ابهام در ذره ذره مفاهيمش موج بزند و مفسران و سركردگان بازي گريز ،تعيين كننده ملاكهاي ارزيابي سرسپردگان باشند و سايه هاي ادراك دگم ايشان مرزهاي قانون مداري و قانون گريزي را تعيين كند. هنگامي كه معيارها به طور در بست در خدمت كوتوله ها باشد و عدالت كوتوله ها حكم براند. هنگامي كه تشكيك وترديد در هم بياميزد و بر آونگ واژه ها سرگردان و سردرگم گردد. قانون تسلسلي ، چرخه اي كمال نما كه هر بندش دليل موجهي بر بند ديگر است. آخر قانون بدون استراتژي امكان ناپذير است. وقتي بافتي از برنامه درگير پارمتر زمان نباشد چگونه مي توان براي قانونش دوره اعتبار گذاشت؟ كجا مي توان اين قانون جدا كننده را كاليبره نمود و از اثربخشي آن در بازه هاي مختلف زمان اطمينان حاصل نمود؟ ابرهاي و هاله ها از پيرامون كتاب قانون بزداييم و در گوشه هر بند و تبصره و ماده اش دوره اعتبار بگذاريم.دوره كاليبره مجدد با اهداف و ماموريتها و استراتژي ها و هر آنچه در زمان تعيين شده است و عدم قطعيت دارد. حقارت قطعيت را از قانون بايستي سترد. بايستي ارزش آفرين بود تا ارزش پرست . ارزش آفريني مدلي ارگانيك دارد و چارچوب هاي صلب و كهن قانون توانايي سازگاري و قابليت ارائه راهبرد يا نقشه راه يا سناريويي در امتداد زمان را ندارد. بايستي بر چارچوب توامند ديگري تكيه كرد. چارچوب ديناميكي كه فراسوي زمان را نيز در نوردد. همچون مدلهاي نسبيتي اگر دست بر اعتبار ها و بازهاي و گستره هاي نا پاياي زماني گذاشت ،اندوهبارمان نسازد. بايستي اين تيغه تيز را از دستان كوتوله ها به در آورد. مي دانم كه شايد نتوانم از گزشهاي تندش برهم ،نمي توانم درآغوش گرمش نيارامم. شايد واقع بينانه ترين تحليلهايي كه بسان يك آزمايشگاه قوانين را آزموده اند،صنعت باشد. قابليت نا قابل نظام مديريت كيفيت در تغييرهاي سريع محيط هاي سازماني پويا و خلاق است. از درك يك تغيير تا صدور اقدام اصلاحي و طي فرآيند بازنگري و تصحيح و تعديل و تاييد و تكثير مهلتي است كه مهلك فرصتها خواهد شد. ذات قانون و ماهيت دگم آن حتي ظرفيت وفاداري هواداران خويش را نيز ندارد. ديگر آنكه عدالت زاده قانون است يا قانون زاده عدالت است؟ عدالت در پي قانون مي آيد يا قانون پس از تعيين مرزهاي برابري و نابرابري شكل مي گيرد ؟ مهم نيست كه چه تعبيري از عدالت داشته باشيم . مهم نيست كه جريان منافع به كدام سو باشد. مهم اين است كه روح قانون در كالبد چه كسي مي گنجد و به كدامين استراتژي وفادارتر است. امروزه كاپيتاليسم و اصل اصالت سود در كنار ساير آرمانها و آرزوهاي بشري انتهاي هر چرخه و تسلسل قانوني است. روح قانون امروز حامي سرمايه داري است و سرمايه داري موجه ترين فلسفه اقتصادي براي هر جامعه اي است. شايد اولين و اساسي ترين درس براي يك استراتژيست اين است كه با هر تكنيك يا هر قريحه اي كه بالنده شده است و قدرت نوزايي دارد و با هر حس توانمندي ، ديوارهاي بلند منطق محتمل را در نوردد. بايستي نقشه آرزوهاي نايافته اي را ترسيم نمايد كه دنيايي به آن " نه " مي گويند. بايستي كتاب قانون را ببندد و در تلاطم ترديد و در تنگناي نفي وجود زنده بماندو به پيش برود و دلبسته امنيت پوشالي قانون نگردد. امنيتي كه بيشترين هزينه اش را مي پردازيم و كمترين سودش را مي بريم. فقط نميدانم چرا اين استراتژي منعطف و سنت شكن تابع زمان با قابليت هاي فوق العاده اي كه در شكل دهي آينده محتوم را دارد همچون لاك پشتي به زير پوسته سخت سنت خود ساخته اي مي خزد ؟ ممنوعیت استفاده از واژگان ترکی در مناطق آذری نشین لغو شد در پی تصمیم شورای تامین تبریز مبنی بر جلوگیری از استفاده اصناف و بازرگانان و کسبه از واژگان وعبارات آذری در تابلوهای فروشگاه ها و برچسب کالاها و ابلاغیه سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی در زمینه اجرای این مصوبه، اکبر اعلمی و رسول صدیقی نمایندگان تبریز و بناب، از شورای تأمین شهرستان مذکور به کمیسیون اصل نود شکایت کردند... عصر ایران انتخاب یک کلمه ترکی به عنوان زیباترین کلمه جهان رادیو دویچه وله گزارش داد: انستیتوی روابط خارجی آلمان در ماه اوت کلمه ترکی "یاکاموز" را به عنوان "زیباترین کلمه جهان در سال ۲۰۰۷" معرفی کرد. واژههای "هولو" و "ولنگتو" دوم و سوم شدند.کلمه چینی "هولو"(hulu) به معنای "خر و پف کردن" و"ولنگتو" (volongoto)، که در زبان آفریقایی لوگاندا به معنی "بینظم" است، به ترتیب در جایگاه دوم و سوم قرار گرفتند. روز ۲۷ اکتبر از برندگان در برلین تقدیر میشود... عصر ایران
چرا بعضي مواقع از سوسک میترسیم از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم !از عنکبوت میترسیم از این که تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمیترسیم ! از خفاش شب میترسیم از شبی که افکارمون خفاشی میشه نمیترسیم ! از خوب سرخ نشدن سبزی قورمه میترسیم از سرخ کردن آدما از خجالت نمیترسیم ! ازجا نیفتادن خورشت میترسیم از این که هیچ کسی جای خودش نباشه نمیترسیم ! از دیر جوش اومدن آب برای چای میترسیم از جوش آوردن خون آدما نمیترسیم ! از لولو خور خوره های تو فیلم ها میترسیم از هیولای نفس نمیترسیم ! از تاریکی میترسیم از خاموش کردن آخرین شمع تو تاریکی نمیترسیم ! از گم کردن سکه هامون میترسیم ازسکه یه پول کردن دیگران نمیترسیم ! از سرماخوردگی میترسیم از سر خورده کردن دوستامون نمیترسیم ! از شکستن لیوان میترسیم از شکستن دل آدما نمیترسیم! از لکه دار شدن لباسای سفید میترسیم از کثیف شدن سفیدی روحمون نمیترسیم ! از خواب موندن میترسیم از عمری که همه به خواب سپری شد نمیترسیم ! از وقت کم آوردن میترسیم ازهدر رفتن وقتی که داریم نمیترسیم ! از درس پرسیدن و امتحان پس دادن میترسیم از رد شدن تو امتحان آخری نمیترسیم ! از اینکه بهمون خیانت کنند میترسیم از خیانت کردن به خودمون نمیترسیم ! از اینکه دلمون بشکنه میترسیم از درب و داغون کردن دل آدما نمیترسیم ! از اینکه دلخورمون کنند میترسیم از دل خون کردن دیگران نمیترسیم ! از گم کردن راه میترسیم از هیچ وقت به هیچ جایی نرسیدن نمیترسیم ! از خستگی سفر میترسیم از دست خالی رفتن و برگشتن نمیترسیم! از اینکه نادیده گرفته شیم میترسیم از اینکه نادیدنی هارو نمی بینیم نمیترسیم ! از اینکه یه روز تموم بشیم میترسیم از اینکه تموم نشده بی مصرف شیم نمیترسیم ! از اینکه آدما فراموشمون کنند میترسیم از اینکه خدا از یادمون بره نمیترسیم... گفتارهای حکیمانه فرض کن کسی رو به عنوان یک فرد خودخواه میشناسی. اون وقت تمام گفتهها و رفتار وی در همین قالب تنگ خودخواهی قابل تعبیر خواهد بود. اما بیا جلو و از نزدیکتر نگاه کن! فکر نمیکنی اون قالب رو بر چشمان خود زدهای؟ فکر نمیکنی اون محدودیت متعلق به نگاه تو است، نه به متعلَّق نگاه تو؟
گوگلگای: روزی که گوگل بد شد. گوگل ایمیلها، فیلمها، وبلاگ، جستجو و بقیه چیزهای شما را کنترل میکند... چه خواهد اگر تصمیم بگیرد زندگی شما را هم کنترل کند؟ نوشته کوری دکترو این داستان ترجمه فارسی داستان Scroogled است که در چهار قسمت در نشریه رادار چاپ شده.و ترجمه با مجوز توسط جادی...
پرده اول:
دلایل بیکاری در بین تحصيلكرده ها
مصاحبه شغلي ، فرصتي براي بازاريابي توانائيها
۱۶روش براي افزايش كارايي Google Reader گوگل ريدر يك فيدخوان سريع، مرتب و سهلالاستفاده است كه ميتوان حتي آن را بهترين فيدخوان Online ناميد.
با فیلمهای بسیار کوتاه آموزشی فیلم های بسیار کوتاه(زیر 1 دقیقه) آموزشی از زوایای مختلف با توضیحات و شکل برای تفهیم بیشتر، میتونید خیلی کار ها رو سریعتر انجام بدید... raindigital
|
|
+ یازیلیب
یکشنبه ششم آبان 1386ساهات 11:25 یازان دوغا |
|
|
قران و مفاتیح
مکالمه از طریق بلوتوث اسرار خوراکیها دیگر کتابها مفاتیح الجنان نرم افزار کتابخوان الکترونیک فابل منیجر ---------------------------------------- سایت موبایل: http://forum.p30world.com http://www.mobilestan.net/ www.mobfa.org www.iran-mob.ir gsm.ir www.ir-tci.org mobileportall.net
|
|
+ یازیلیب
شنبه پنجم آبان 1386ساهات 18:37 یازان دوغا |
|
|
سنگ کلیه یک بیماری است که باعث درد در پهلوی سمت چپ بدن میشود. سنگ دستگاه ادراری یکی از ناراحت کنندهترین بیماریها است. شیوع آن در مردان بیش از زنان است. بیشتر در دهه سوم تا پنجم زندگی دیده می شود. انواع مختلف سنگ ادراری وجود دارد، مانند: کلسیمی - استروایت یا عفونی - اگزالاتی - سیستیینی - اوریکی. سنگ ها در لگنچه - حالب - مثانه و در پیشابراه دیده میشوند. رژیم غنی از کلسیم - سدیم - پروتیین و همچنین عدم تحرک افراد مبتلا به هیپر کلسیوی نوع دو - افراد مبتلا به بیماریهای گوارشی مثل التهاب روده یا ایلیوستومی - سابقه ابتلا به عفونت ادراری و بیماری های متایولیک - نقرس - عدم تحرک در ابتلا به سنگ نقش دارند. دردبسیار شدید و هماچری یا خون ادراری در این افراد دیده می شود. درد ان شبیه درد زایمان است. در صورتی که سنگ بزرگتر از یک سانتیمتر باشد از عمل جراحی استفاده می کنند. برای در مان از لیزر-eswl -tul - سیستوسکوپی - نفرولیتوتومی - کمولیز استفاده میکنند. علایم سنگ:انسداد - عفونت - خیز درد شدید در منطقه دندهای مهره ای - هماچوری - نهوع - استفراغ - اسهال است. هدف فوری درمان درد و هدف طولانی جلوگیری از تخریب نفرون است. مسکن های اوپیوییدی - انسیدمفید بوده. حمام یا بخار آب گرم و مصرف مایعات در صورت عدم منع مفید است. بیماران باید رژیم غذایی را رعایت کنند و در طول روز هر یک الی دو ساعت آب بنوشند، از محیط سرد به محیط گرم نروند، در شب آب بنوشند، در روزهای گرم بیرون نروند، از فعالیت زیاد بپرهیزند، با مشاهده اولین عفونت ادراری به پزشک مراجعه کنند، هر چند وقت یک بار آزمایش ادرار را انجام دهند. ودر آخر لازم به ذکر است که میزان اوره و کراتیین و بی یو ان این بیماران افزایش می یابد.
ویکی پدیا *ریواس دارای ویتامین B و A و مقدار زیادی ویتامین C و اسید اگزالیک،اسید سینامیک، مادهای به نام رئین، مواد چرب، کمی اسانس، نشاسته زیاد و مادهای تلخ به نام بتاگلوکوگالین است. شربت ریواس مفرح، مقوی معده، اشتها آور و صفراکش است. ریواس علاوه بر مصارف خوراکی در درمان یبوست، یرقان، نارسایی کبد و درمان سرطانها مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین جوشانده ریشه خشک گیاه برای درمان کم خونی، بی اشتهایی، ضعف و خستگی اعصاب و روان، ترش کردن غذا، بیماری دیابت و در معالجه آبسههای چرکی و قانقاریا مؤثرست. فقط تحت نظر کارشناس تغذیه از اسانس ریواس برای مصرف خوراکی استفاده کنید. همچنین برگ ریواس سمی است و باید از خوردن آن پرهیز کرد. اقدامات لازم در صورت تشكيل سنگها چه زماني مراجعه به پزشك لازم و ضروري است: راههاي پيشگيري: سنگ کلیوی سنگ کلیه توده ای سخت است که از بهم چسبیدن کریستالهای کلسیم اگزالات، فسفات کلسیم و منیزیم ، اسید اوریک یا سایر مواد شیمیایی در ادرار تشکیل می شود. اندازه این توده می تواند از یک دانه شن تا یک توپ گلف متغیر باشد. هر ساله در سراسر دنیا هزاران نفر که بیشتر در سنین 20 تا 40 سال هستند برای سنگ کلیه تحت درمان قرار می گیرند. %80 این مبتلایان را مردان تشکیل می دهند. مطالب مرتبط با سنگ کلیه و درمان آن: بررسی اثر در مانی مخلوط ریشه، مارچوبه، کاکل ذرت، دانه ی جو و گل کاکتوس( زبان مادر شوهر) بر سرعت دفع سنگ مجاری ادرار داروهای معالج بیماریهای کلیه و مثانه |
|
+ یازیلیب
جمعه چهارم آبان 1386ساهات 13:21 یازان دوغا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
یک ضرب المثل آفریقایی: این سیاره رو از اجدادمون به ارث نبردیم، بلکه از بچه هامون قرض گرفتیم
|
| پیوندهای روزانه |
|
Türk Dil Kurumu ccleaner 2.07 FG66P فاير فاكس 3.0.3 پرتابل فلش پلیر Orbit Downloader بهتر از گوگل firefox 3 te7 ccsetup200 آرشیو پیوندهای روزانه |
| دیگر |
|
کتاب خوب فیلم خوب موزیک خوب
|
RSS
POWERED BY
BLOGFA.COM